آیا خداوند از روح خود در آدم دمیده و تکه ای از وجود خود را در ما قرار داده است؟


با مراجعه به مبیّن قرآن – رسول خدا و 12 جانشین او - در می یابیم آیه ی مورد بحث، اشتباه ترجمه و استنباط شده است. چنین نیست که خداوند دارای روح باشد و تکه ای از روح خود را در وجود آدم قرار داده باشد؛ بلکه مقصود آن است که خداوند متعال از روحی که خود خلق کرده و مالک آن بوده، در جسم آدم دمیده است. در واقع «ی» در «روحی»، «یایِ مالکیت» است و از آن جهت که خداوند خالق و مالک «روح» بوده و آن را از میان سایر ارواح برای جسم آدم علیه السلام برگزیده، درباره اش فرموده: «روح من».

ادامه نوشته

من که خودم خیلی شرمندم ...

سید بن طاووس از علمای ربانی شیعه، در یکی از شب ها به سوی سرداب مقدس روانه می شود تا بلکه نشانی از یوسف فاطمه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیاید.

وقتی سید داخل سرداب می شود چشمانش به جمال جمیل حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روشن می گردد. حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آن نیمه های شب در حالی که محبان و شیعیانش در خواب آسوده آرمیده اند، برای بخشوده شدن آنان از گناهانشان در پیشگاه خداوند سبحان، دعا می کند و از خدای مهربان نجات و سعادت شیعیانش را مسألت می کند و می فرمایند:

"پروردگارا، شیعیان ما از ما هستند، از زیادی گِلِ ما خلق شده‌اند

و به آب ولایت ما عجین گشته‌‌اند، خدایا آنها را بیامرز و گناهانشان را عفو فرما،

آنها را روز قیامت در مقابل چشم دشمنان ما مؤاخذه مفرما

چنانچه میزان گناهانشان بیشتر و ثوابشان کم است

از اعمال من بردار و به صواب آنها بیفزای." (بحارالانوار، ج53، ص302)

وقتی امام منتظرمان همواره به یاد ماست و برایمان دعا می کند، چرا ما به یادش نباشیم؟

چرا ما یادش را همواره زنده نکنیم؟

چرا ما نکوشیم که به حضرتش خدمت کنیم؟

چرا ما نکوشیم که حقوق حضرت را رعایت کنیم؟ 

چقدر غربت ،

چقدر مظلوميت ...

امام زمان هميشه به ياد ما شيعيان می باشد و براي ما اشك مي ريزد و دعا مي كند... ما چطور؟!

در طول روز چقدر به یاد امام زمان (عج) هستیم؟
  
من که خودم خیلی شرمندم...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توبه

آه ثمربخش تائب

در زمان يكى از اولياى حق، مردى بود كه عمرش را به بطالت

 وهوسرانى ولهو و لعب گذرانده بود و براى آخرت آنچنان که باید

 اندوختهاى آماده نكرده بود.

خوبان و نيكان، پاكان و صالحان از او دورى جستند، در حلقه نيك نامان

 راه نداشت، نزديك مرگ پرونده خود را ملاحظه كرد، گذشته عمر را به

 بازبينى كشيد، رقم اميدى در آن نيافت، باغ عمل شاخى براى دست آويز

 نداشت.

گلستان اخلاق گلى براى زنده كردن مشام جان نشان نمیداد، از عمق دل

 آهى كشيد و بر چهره تاريك اشكى چكيد وبه عنوان توبه و عذر خواهی

 از حريم مبارك دوست، عرضه داشت:

 

يا مَنْ لَهُ الدُّنْيا وَالآخِرَةُ ارْحَم مَن لَيْسَ لَهُ الدُّنْيا وَالآخِرَة .

پس از مرگ، اهل شهر به مردنش شادى كردند و او را در بيرون شهر

 در خاكدانى انداخته، خس و خاشاك به رويش ریختند.

آن مرد الهى در خواب ديد به او گفتند: او را غسل بده و كفن كن و در

كنار اتقيا به خاك بسپار.

نویسنده:

شاید در بادی امر، توبه را مسئله ی ساده ای  ببینیم ولی آنچه در این متن مشهود است اخلاص و خواست قلبی

شخص گناه کار برای بازگشت به مسیرحق است.

بله اخلاص.

آن گوهری که به همراه هر فعلی باشد ،موجب مقبولیت آن می شود(البته به شرط فعل درست).

شاید زیاد شنیده باشیم که میگند :اگر در نمازتان نیت خالصانه بکنی مقبول است و موجب فلاح می شود و یا

می گویند با اخلاص دعا کنی کار تمومه!(البته به این نکته اشاره کنیم که مقبولی دعا به معنی انجام شدن

 خواست ما نیست). 

اما این اخلاص چیست و چگونه می توان به آن رسید؟

از تمامی بچه های کانونی و دانشجویان جدیدالورود که خیلی هم برامون عزیز هستند خواهشمندیم که پاسخ

هاشون رو برامون بفرستند.

روزهاتون خوش و شب هاتون مهتابی (جدیدالورودی ها شما علاوه بر این موارد بعدظهراتون بخصوص بعد

کلاسهاتون هم خوش خوش).

منتظرتون هستیم.

محمدرضا خدائی-دانشجوی پرستاری

منبع:

کتاب عبرت آموز از استاد شیخ حسین انصاریان

روزگاران ظهور


 

سلام بر محبّت!

محبّت مادرانه تو و شفقت پدرانه‌ات؛

آن سان که هدایتگر هشتم فرمود: تو نسبت به مردم عصرت، چونان مادری هستی که به طفل صغیرش مهر می‌ورزد و همچون پدری می‌مانی که دلسوزانه فرزندش را مراقبت می‌کند.

 

سلام بر عدالت!

عدالت عالم گُستَرَت؛

آن سان که خاتم پیامبران فرمود: تو عدل و داد را بر زمین می‌گسترانی، همچنانی که ظلم و جور آن را پوشانده است[1]؛ و فرمود: تو ابتدای عدل و انتهای آنی[2].

 

سلام بر چشمه سار حیات!

حیاتی که از دَم مسیحاییِ تو جاری می‌گردد؛

آن سان که امام رئوف  علی بن موسی الرضا - فرمود: هنگامه‌ی ظهورت، مردگان آرزوی حیات مجدد کنند. [3]

 

سلام بر لحظه لحظه‌های انتظار!

انتظار آمدنت؛

آن سان که خدایت فرمود: من نیز در انتظارم. [4]

 

سلام بر داوود علیه السلام!

آن هنگام که به مردمانش مژده‌ی آمدنت را داد و فرمود: صالحان، وارث زمین خواهند بود و در آن تا به ابد سکونت خواهند نمود. [5]   

 

سلام بر اشعیاء علیه السلام!

آن هنگام که در پرتو ظهورت، عدل و امنیت را به بشریت بشارت داد و فرمود: مسکینان را به عدالت داروی خواهی کرد و جهان را از معرفت خدا پُر خواهی نمود. [6]

 

سلام بر عیسی علیه السلام!

آن هنگام که از آمدن پر جلال «پسر انسان» خبر داد و فرمود: در لحظه ای که جز خدا وقتش را نمی‌داند، با قدرت و جلال عظیم می‌آیی. [7]

 

سلام بر محمد صلی الله علیه و آله و سلّم!

آن هنگام که در بلندای «غدیر» تو را انتخاب شده از جانب خدا؛ و یاری کننده‌ی دین خدا؛ و وارث علم همه برگزیدگان خدا خواند و فرمود: تو همان کسی هستی که همه‌ی پیشینیان، به آمدنت بشارت داده بودند. [8]

 

سلام بر روزگاران ظهور!

آن دوران که با ظهورت،

 

پرده‌های ظلمت فرو افتد و جهان با نور حضورت منوّر گردد؛ [9]

نشانی از کفر و شرک در زمین نماند؛ [10]

حکومت‌های جابرانه، ریشه کن شوند؛ [11]

همگان، پیرو دین خدا گردند؛ [12]

شیطان، نابود شود؛ [13]

حقوق پایمال شده، به اهلش باز گردانده شود؛ [14]

امتیازات طبقاتی از بین برود؛ [15]

ثروت‌های زمین، به طور مساوى میان مردمان تقسیم گردد؛ [16]

زمین، برکاتش را نمایان سازد؛ [17]

همگان غرقِ نعمت شوند؛ [18]

ویرانه‌ها آباد شوند؛ [19]

راه‌ها امن شود؛ [20]

عمرها طولانی گردد؛ [21]

فضایل اخلاقی کامل شود؛ [22]

بدعت‌های جاهلی از بین بروند؛ [23]

کینه توزی و دغل بازی از دل‌های مردم رخت بر بندد؛ [24]

عقل‌ها کامل شود؛ [25]

...

 

پروردگارا! نه فقط به دعای ما؛ بلکه به خواست آخرین هدایتگرت، ظهور «منجی موعود» را برسان؛ آن هنگام که تو را اینگونه خواند:

اللّهمَّ أَنجِز لی ما وَعَدتَنی [26]

خداوندا! آنچه را که به من وعده نمودی، برسان!

 

 برگرفته از پایگاه علمی فرهنگی محمد

 



[1]  ـ "مهدی امتی الذی یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا": بحارالانوار، ج 27، ص 118.

[2]  ـ "مهدی أَوّلُ العَدلِ وَ آخِرِهِ": کمال الدین، ج 1، ص 267 و 268.

[3]  ـ "تود الناس لو کانوا احیاء": بحارالنوار، ج 52، ص 289.

[4] - "فَانتَظِرُواْ إِنِّی مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِینَ": قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 71.

[5] - عهد عتیق، مزامیر داوود(ع) ، مزبور 37، بند 30.

[6]-  عهد عتیق، کتاب اِشَعْیاء نبی(ع)، باب 11، بندهای 3-9.

[7]-    انجیل متی، باب 24، بندهای 31 تا 44.

[8]  ـ "الا انه الناصر لدین الله ... الا انه خیره الله و مختاره. الا انه وارث کل علم و المحیط بکل فهم ... الا انه قد بشّر به من سلف من القرون بین یدیه": بحارالانوار، ج 37، ص 213.

[9]  ـ "ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربّها و استغنی العباد عن ضوء الشمس و ذهبت الظلمه": بحارالانوار، ج 52، ص 337.

[10]  ـ "فإذا خرج القائم ( علیه السلام ) لم یبق كافر بالله العظیم و لا مشرك بالإمام إلا كره خروجه حتى أن لو كان كافرا أو مشركا فی بطن صخرة لقالت یا مؤمن فی بطنی كافر فاكسرنی و اقتله": کمال الدین، ج 2، ص 670.

[11]  ـ "اذا قام القائم ... ارتفع فی ایامه الجور": بحارالانوار، ج 52، ص 338.

[12]  ـ "اذا قام القائم ... لم یبق اهل دین حتی یظهروا الاسلام": بحارالانوار، ج 52، ص 338.

[13]  ـ "یهلک علی یده کل شیطان مرید": کمال الدین، ج 2، ص 369.

[14]  ـ "اذا قام القائم ... ردّ کل حق الی اهله": بحارالانوار، ج 52، ص 338.

[15]  ـ " اذا قام قائمنا اضمحلت القطائع، فلا قطائع ": بحارالانوار، ج 52، ص 309.

[16]  ـ "اذا قام قائمنا فانه یقسّم بالسویه و یعدل فی خلق الرحمن": بحارالانوار، ج 51، ص 29.

[17]  ـ "اذا قام القائم ... اخرجت الارض برکاتها": بحارالانوار، ج 52، ص 338.

[18]  ـ "کون فی امتی المهدی ... یتنعم امتی فی زمانه نعیما لم یتنعموا مثله قط و البر و الفاجر، یرسل السماء علیهم مدرارا، و لا تدخر الارض شیئا من نباتها": بحارالانوار، ج 51، ص 78.

[19]  ـ "فلا ینبقی فی الارض خراب الا عمر": اعلام الوری، ص 463.

[20]  ـ "اذا قام القائم ... امنت به السبل": بحارالانوار، ج 52، ص 338.

[21]  ـ "ان قائمنا اذا قام ... یعمر الرجل": بحارالانوار، ج 52، ص 337.

[22]  ـ " اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم": بحارالانوار، ج 52، ص 336.

[23]  ـ "یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله ص امر الجاهلیه": بحارالانوار، ج 52، ص 352.

[24]  ـ "و لو قد قام قائمنا ... لذهبت الشحناء من قلوب العباد": بحارالانوار، ج 52، ص 316.

[25]  ـ "اذا قام قائمنا وضع الله یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم": بحارالانوار، ج 52، ص 328.

[26]  ـ بحارالانوار، ج 51، ص 351.

 

شهادت امام حسن (ع)

خداوند به رسول رحمتش  محمد مصطفی- خطاب کرد تا به مردم چنین امر کند:

"به پاس آنچه در هدایت و سعادت شما کوشیدم، هیچ نمی‌خواهم جز آنکه با خاندانم مهربانی و مودّت داشته باشید[1]. پاره‌های تن من، راهنمایان شما به صراط مستقیم خدا خواهند بود[2]. قدرشان را بدانید و ایشان را یاری رسانید[3]".

و مردم مزد رسالتش را آنگونه دادند که اگر به ایشان سفارش شده بود در حق فرزندان رسول خدا هرآنچه در توان دارند، ظلم کنند، بیش از آن نمی‌توانستند! [4]

فاطمه را پهلو شکستند، علی را فرق شکافتند، حسن را زهر نوشاندند، حسین را سر بریدند، ...

و گناه این خاندان این بود که به سعادت و هدایت مردمان مشتاق تر از خود ایشان بودند. آری! مردم حسد ورزیدند[5] و خاندان رسالت را به جرم کرامت آزردند و به گناه محبت کشتند.

وگرنه کیست که نداند مهربان تر از پیامبر کسی نبوده و نیست؛

دلسوزتر از فاطمه کسی نبوده و نیست؛

جوانمردتر از علی کسی نبوده و نیست؛

کریم تر از حسن کسی نبوده و نیست؛

بزرگوارتر از حسین کسی نبوده و نیست؛

...

ظلمی که به هرکدام از این دردانه های خلقت روا شد، هر یک به گونه ای جگر می‌سوزانَد. و در این میانه آنچه با حسن کردند، آتش به جان هستی می زند.

حسن را که همه از بچگی می‌شناختند؛

همه می‌دانستند وقتی رسول خدا حسن را می‌دید، چشمانش از شادی برق می‌زد، او را در آغوش می‌کشید و بدنش را غرق بوسه می‌کرد؛

همه می‌دانستند حسن، جان محمد است؛

همه می‌دانستند حسن، وارث علم جدش – رسول خدا  و پدرش – امیر مومنان  است. همه سخاوت و کرامت و صداقت و شجاعت او را دیده بودند؛ می‌دانستند او سرور جوانان بهشت است[6].

کسی از حسن بدی ندیده بود. پس چرا با جان پیامبر چنین کردند؟

چرا گروهی بر او شمشیر کشیدند و دیگرانی زخم زبان حواله‌اش کردند؟

چرا عهدی که با او بسته بودند، شکستند؟

چرا زهر به کامش ریختند؟

چرا خون به جگرش کردند؟

چرا حتی بر جسدش نیز رحم نکردند و آن را تیرباران کردند؟

چرا چراغ هدایتی را که خدا بر آدمیان برگزیده بود، با کینه خاموش ساختند؟

چرا مزد رسالت رسول را اینچنین با قساوت پرداخت کردند؟

 

 
www.mohammadivu.org.MOHR


 


[1] - "قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى": قرآن کریم، سوره شوری، آیه 23. 

[2] - اشاره به بخشی از خطابه غدیر که پیامبر فرمود: "ای مردم، من راه مستقیم خداوند هستم که شما را به تابعیت آن امر نموده، و سپس علی بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدایت‌اند، به حق هدایت می‌کنند و به یاری حق به عدالت رفتار می‌کنند": الاحتجاج، ص 62.

[3] - اشاره به بخشی از خطابه غدیر که پیامبر فرمود: "اللهمَّ ... انْصُرْمَنْ نَصَرَهُ" یعنی: خداوندا ... یاری کن یاری دهنده‌اش را: بحارالانوار، ج 21، ص 387.

[4] - امام سجاد علیه السلام می فرمایند: به خدا سوگند اگر پیامبر به اینان جنگ با ما و کشتن ما را سفارش می کرد به جای آنکه که (به مودت با ما) سفارش کند از آنچه در حق ما انجام دادند بیشتر نمی توانستند بکنند": بحارالانوار، ج 45، ص 149.

[5] - اشاره به آیه 54 در سوره نساء (أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ ...) و تفسیر امام صادق علیه السلام که فرمودند: "ماییم کسانی که خدا فرموده مورد حسد واقع می شوند": کافی، ج 1، ص 186.

[6] - رسول اکرم فرموده اند: "و اما حسن، او پسرم، و فرزندم و پاره تنم و نور چشمم و روشنایی قلبم و میوه دلم است، و او سرور جوانان اهل بهشت و حجت خداوند بر مردم است، فرمان او فرمان من و سخنش سخن من است، هر که از او پیروی کند، از من پیروی کرده و هر که نافرمانی او را نماید، مرا نافرمانی کرده است ...": بحارالانوار، ج 28، ص 39.

برگرفته از پایگاه علمی فرهنگی محمد (ص)

شهادت پیامبر اکرم (ص)و کریمه اهل بیت حسن بن علی (ع) تسلیت باد.

آرزوی ديدار

آرزوی ديدار محمدصلی الله عليه وآله

پيشوای چهارم آن چنان به جدش رسول خداصلی الله عليه وآله علاقه داشت كه در دعاها و مناجاتهايش از خداوند متعال ديدار آن گرامی را طلب می‌كرد.

يكی از ياران نزديك امام عليه السلام می‌گويد: امام زين العابدين عليه السلام را ديدم كه از اول شب تا سحر طواف و عبادت می‌كرد و چون كسی را پيرامون خود نديد، با خداوند خلوت كرده و عرضه داشت: «خداوندا! ستارگان آسمان تو ناپديد شدند و ديدگان مردمان تو به خواب رفتند و درهای [اجابتت] بر سؤال كنندگان [و حاجتمندان] گشوده است. به درگاه تو آمده‌ام تا مرا بيامرزی و بر من رحمت آوری و چهره جدّم محمدصلی الله عليه وآله را در عرصات قيامت به من بنماياني....‌»(1)

امام گريه می‌كرد و ناله سر می‌داد و می‌فرمود: «خداوندا تو پاك و منزهي، از تو نافرمانی می‌كنند، چنان كه گويی تو آن را نمی‌بيني، و حلم و شكيبايی می‌ورزی چنان كه گويی از تو نافرمانی نكرده‌اند. چندان به آفريدگانت با رفتار نيكو دوستی و محبت می‌كنی كه گويی تو به آنان نيازمندي، در حالی كه تو‌ای سرور من، از همه آنان بی‌نيازی!‌» آنگاه امام به حال سجده بر زمين غلطيد، من به او نزديك شدم و سرش را بلند كردم و بر زانوی خود نهادم و چندان گريستم كه اشكهايم بر گونه مباركش فرو ريخت. حضرت برخاست و نشست و فرمود: «كيست كه مرا از ذكر پروردگارم باز می‌دارد؟‌» خود را معرفی كردم و گفتم:‌ای پسر پيامبر خدا! اين گريه و زاری و بی‌تابی از چيست؟ در حالی كه بر ما كه مردمی نافرمان و گنه كاريم لازم است كه چنين كنيم.‌ای پسر رسول خدا! پدر تو حسين بن علی و مادرت فاطمه زهرا و جدت پيامبر خداست. امام سجاد در پاسخ فرمود: هيهات، هيهات، سخن گفتن از پدر و مادر و جدّم را فروگذار، خداوند بهشت را برای كسی آفريد كه از او فرمان برد و نيكی كند، گرچه بنده‌ای حبشی باشد و دوزخ را برای كسی آفريد كه نافرمانی كند، گرچه آقازاده قرشی باشد. آيا اين سخن را نشنيده‌ای كه «فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ‌»؛(2) «چون در صور دميده شود، هيچ خويشاوندی در آن روز در ميان مردم نخواهد بود و هرگز [از حال همديگر] نمی‌پرسند؟!»

ای طاووس! به خدا سوگند كه فردا هيچ به تو سودی نخواهد رساند، مگر كار شايسته و عمل صالحی كه قبلا فرستاده باشي.(3)


1)إِلَهِی غَارَتْ نُجُومُ سَمَاوَاتِكَ وَ هَجَعَتْ عُيُونُ أَنَامِكَ وَ أَبْوَابُكَ مُفَتَّحَاتٌ لِلسَّائِلِينَ جِئْتُكَ لِتَغْفِرَ لِی وَ تَرْحَمَنِی وَ تُرِيَنِی وَجْهَ جَدِّی مُحَمَّدٍصلی الله عليه وآله فِی عَرَصَاتِ الْقِيَامَة...» (بحارالأنوار، ج 46، ص 81).

2)مؤمنون/ 101.

3)بحار الانوار، علامه محمدباقر مجلسي، مؤسسه الوفاء، بيروت، ج 46، ص 81؛ المناقب، ابن شهرآشوب مازندراني، ج 4، ص 151.

 

بصیرت

 

        


           نهم دی روز میثاق با ولایت و روز تبلور بصیرت مردم 


شاید زیبا نباشد که کلمه هنوز را به کار ببریم ولی همه و همه بدانند که ما، تازنده ایم در زیر

 پرچم قرآن و عترت می مانیم و هیچ کس حق جداسازی ما را از این دو نعمت الهی ندارد.


یلدا

یک ثانیه از عمر همین یک شب یلدا

باعث شده تا صبح به یمنش بنشینیم 

ده قرن ز عمر پسر فاطمه طی شد 

یک شب نشد از هجر و غیابش بنشینیم!

شاید کسی را فراموش کرده ایم!

﴿ أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ

وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ

مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ

شايد كسي را فراموش كرده­ايم!

مادر را ديده­اي كه چه سان از فرزند نوخاسته­اش چشم بر نمي­دارد و هر جا كه او گام­هاي سست و لرزانش را مي­گذارد، بي­اختيار يك گام از او جلوتر مي­دود؟ كودك را ديده­اي -كودك تازه متولد شده را-كه هنوز هيچ  پناهگاهي نمي­شناسد، چه سخت مي­گريد و بي­تابي مي­كند و در پس او مادر و پدرند كه از بي قراري كودك بي­تابند؟ هر روز و هر شب از براي لحظه­اي به خواب رفتن نوزاد  چشم بر روي چشم نمي­گذارند و سرانجام اين خستگي است كه پلك­هاي سنگينشان را به هم مي­دوزد و دوباره با شنيدن آهنگ گريه­ي نوزاد به جدال با خواب در مي­افتند. به راستي اين چه حسي است كه اين­چنين سختي و دشواري زندگي را بر پدر و مادر شيرين و خوشايند مي­سازد؟ اين كدامين حلقه از سلسله جنبان  محبت است كه اين­گونه بر گرداگرد كودكي مي­پيچد و او را فصل مشتركي مي­كند از عاطفه ي زوجي بر ثمره ي وجوديشان؟ مگر مي­شود كه روزي بگذرد و پدر با ديدن كودكي كه دست در دستان والدينش دارد، ياد فرزندش نيفتد يا مادر اگر چيزي براي كام خود خواسته، قبلاً آن را براي كودكش نخواسته باشد؟!

با اين مقدمه، شايد كلام امام رضا عليه­السلام را بهتر درك كنيم كه فرمودند:

«... امام، پدر دل­سوز است... امام (هم­چون) مادرِ نيكوكار، نسبت به طفلِ كوچك است.»[1]

هيچ­كس در دل­سوزي و شفقت مادر نسبت به فرزند شيرخوارش ترديد نمي­كند؛

اما آيا كسي ياد مي­كند امامي را كه دل­سوزيش به حال ما بيش از آن مادر است؟!

چشم به راهيِ مادر، در هنگامِ بازگشت فرزندِ دور از وطن را ديده­ايد؟

آيا ياد كرده­ايد از امام زمان ِخود كه بيش از مادر، چشم به راهِ بازگشتِ ما به سوي خويشتن است؟

چه شده كه تعلقات دنيوي ما را در تله­ي خود گرفتار كرده­است­؟

چه شده كه به اين و آن دل بسته­ايم و از دل­بند حقيقي عالم غافل شده­ايم؟

آيا در قلبِ خود جايي برايِ امام عصر عليه­السلام خالي گذارده­ايم؟

﴿ أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ...[2]:

﴿ آيا هنگامِ آن نرسيده كه دل­هاي مؤمنين براي خدا خاشع گردد و نباشند همانند آنان كه قبلاً كتاب بر آن­ها نازل شد؛ پس دوراني طولاني بر آن­ها گذشت و دل­هايشان سخت شد...

نكند كه ما هم مانند گذشتگان، در اثر روزمرّگيِ زندگي چنان محو زرق و برق دنيا شده­ايم كه خاطرمان از ياد مهدي عليه­السلام تهي شده باشد؟

نكند كه طولاني شدن غيبت، ما را مصداقِ ﴿ فَطالَ عَلَيْهِمُ الاَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُم [3] كرده باشد؛ قساوت قلب در اثر طولاني شدن دوران غيبت را به ما نسبت دهند و ما را با اهل كتابي هم­سان كنند كه قصد جان پيامبرانشان مي­كردند!

بيا امروز من و تويي كه هر روز و هر ساعت به هزاران زيبايي دنيا انديشه مي­كنيم،
اكنون و در اين ساعات و لحظات پربركت، بر دل خويش نظر افكنيم.

هيهات كه دل ما را زنگارِ بي تفاوتي و غفلت نسبت به امام زمان عليه­السلام پوشانده باشد؛

بياييد قدري بنشينيم و با خود حديث نفس كنيم:

آيا قلبِ ما در طولِ روز، به ياد حضرت مهدي عليه­السلام مي­تپد؟

آيا دلمان مي­سوزد كه جواني مان گذشت و روي آن ماه طلعتِ خدايي را نديديم؟

آيا دلمان به سان پرنده­اي به سوي آن غايب از نظر پر مي­كشد؟

كه امام حسن عسكري عليه­السلام فرموده­اند:

« فرزندم مهدي! بدان كه دل­هاي مردمان با اخلاص و طاعت پيشه، به­سان پرندگاني كه به سوي آشيانه پر مي­كشند، مشتاقِ تو هستند.»[4]

اگر نه چنين­ايم كه دل هايمان با شنيدن نام مهدي عليه­السلام كنده شود؛

اگر در طولِ روز و شايد هفته و ماه، دلمان به سوي آن عزيز پر نمي­كشد؛

بايد كه در اين ايام فكري به حال ِخود كنيم.

اي كه پنجاه رفت و در خوابي                         مگر اين پنج روزه دريابي

هنوز دير نشده!

توسّلي، توجّهي و دعايي بر سلامتي و فرجش

كه اوست مهربان تر از مادر...



[1]. كافي1: 198، ح1.

[2]. حديد(57): 16؛ امام صادق عليه­السلام فرمودند:« اين آيه كه در سوره ي حديد است... درباره­ي مردم زمان غيبت نازل شد و منظور از «اَمَد» مدت غيبت است »؛ شيخ علي كوراني، معجم الاحاديث الامام المهدي عليه­السلام 5: 442.

[3]. حديد(57): 16: ﴿ مدت ( غيبت ) بر آن­ها طولاني شد؛ پس قلب­هاشان سخت گرديد.

[4]. كمال الدين2: 448، باب 43، ضمن حديث 19.