کوهنوردی ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست(هیلاری)





بالای ابرها
قرار میگیرد


با همکاری گروه رندوله
روز جمعه مورخه ۸/۲/۹۱تعداد ۶۲ نفر از کوهنوردان اشنویه که متشکل بودند از ۴۸ خانم و ۱۴ آقا.طبق برنامه از قبل تعین شده راس ساعت ۷ صبح در سه راهی بانک ملی جمع شدند.بعضی از بچه ها متاسفانه با کمی تاخییر آمدند.در این برنامه برا حمل ونقل کوهنوردا از تعدادیماشین که (با همکاری جمعی کوهنوردانکه ماشین شخصی خود را ّورده بودند.ماشين هلال احمر و اجاره يک دستگاه ميني بوس )استفاده گرديد .کوهنوردان بعد از سوار شدن ماشين حدود ساعت 7:40 به طرف روستاي گلاز و چهل آسياب حرکت کردند ، حدود ساعت 8:30 به نزديکي روستا رسيدند و جلوي پرورش ماهي ماشينها را پارک کردند و بعد از پياده شدن تمامي کوهنوردان جهت کوهپيمايي خود را آماده کردند و پس از کمي توقف شروع به حرکت کردند.کوهنوردان بعد از خروج از روستای چهل آسیاب به طرف ماشینها رفتند و به طرف منزلشان به راه افتادند ..
ضمنا در این برنامه 5 تن از خردسالان عزیز پابه پای کوهنوردان کوهپیمایی کردند ..


عکسهای برنامه : کیوان رسولی آذر
سرپرست برنامه :

صبح روز پنج شنبه ساعت ۷:۴۵دقیقه صبح کوهنوردان با یک دستگاه ماشین به طرف روستای چهل آسیاب(چل آشان)حرکت کرده و ساعت ۹به روستا رسیدند
ساعت ۹ حرکت به سوی کمپ اصلی را آغاز نمودند و بعداز۴ساعت و۲۰دقیقه پیاده روی بدون صرف صبحانه ساعت ۱:۲۰ دقیقه به کمپ رسیدند البته در بین راه کوهنوردان از بیکویت وشیرینی استفاده میکردند.بعد کوهنوردان چادرها را برپا نمودند و به صرف نهار مشغول شدند بعد نهار کوهنوردان کمی استراحت کرده و بعداستراحت برنامه های صعود را مرور کردند تا شب.اما از انجا که واسه شب آب نداشتند کوهنوردان مجبور شدند در این هوای سرد برف را به آب تبدیل کنند تا چای درست کنن که خیلی به طول انجامید این کار
بعد صرف شام ساعت ۱۰ شب به استراحت پرداختند
ساعت ۶:۳۰دقیقه صبح بیدار باش زده شد و بعداز صرف صبحانه ساعت ۷:۳۰دقیقه حرکت به سوی قله در برفکوبی فراوان و هوای سرد زرد کوه که با باد بسیار شدیدی همرا بود صورت گرفت که همین سرعت کوهنوردان را خیلی کند میکرد بعداز ۴ساعت برفکوبی و کوهپیمایی کوهنوردان ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه کوهنوردان موفق به فتح قله زردکوه(کوره ریزان)شدند و بعداز ۱۰ دقیقه ماندن در قله به کمپ اصلی سپس به به سوی شهرستان اشنویه حرکت کردن افراد صعود کننده عبارت بودن از آقایان۱-لقمان عباسزاده( سرپرست برنامه)۲-عبالله پروانه۳-بهنام زاداحمد۴-مهران زاد احمد۵-هژارپورجعفر۶-سلیم خضری
د


هیئت کوهنوردی شهرستان اشنویه با همکاری جمعیت هلال احمر اشنویه همایش بزرگ کوهنوردی را (با یاد دو قهرمان بزرگ اوراز و هنرپژوه)در تاریخ۸و۹ دی ماه ۱۳۹۰ با دعوت از کوهنوردان شمال غرب کشور برگزار نمود
در این همایش که با حضور شهرهای نقده-مهاباد-بوکان-پیرانشهر-سردشت-تبریز-تهران-ارومیه-میا ندوآب-سلماس-بانه-شاهیندژ-سقزوکوهنوردان وطبیهت دوستان شهرستان اشنویه برگزار گردید روز پنج شنبه از ساعت ۱ بعدازظهر در جلوی سازمان ورزش وجوانان از کلیه تیمها پذیرایی و پذیرش انجام شد.سپس همایش بصورت نمادین جلوی سازمان ورزش وجوانان از داخل شهر به سوی قله رندوله آغاز شد که مورد استقبال شهر مهمانپذیرو مهماندوست اشنویه گردید.بعداز رسیدن به کمپ اصلی و زدن چادر از طرف کوهنوردان دادن شام از سوی میزبان(اشنویه)وصرف شام مراسم با شکوه بیشتری در کنار آتش که در دو نقطه صورت گرفته بود انجام شد که در این مراسم خانواده مرحومان(محمد اوراز و مقبل هنر پژوه)پیامهای خود را قرائت نمودند وفردای آن رو بعد دادن صبحانه از سوی میزبان(اشنویه)حرکت به سوی قله در ساعت ۷ صبح انجام شد وصعود در برفکوبی زیادی صورت پذیرفت
تعداد کوهنوردان در این همایش ۲۰۰نفر بودند و تعداد ۵۰ نفر از دوستداران طبیعت شهرستان نیز در این همایش شرکت داشتند
کوهنوردان ساعت ۱۲ به قله ۳۰۱۱ متری رندوله رسیدند.لازم به ذکر است که تعدادی از کوهنوردان در بالای قله شعرهای خود را به زبان کردی و آذری قرائت کردند بعداز ۲۰ دقیقه ماندن در بالای قله کوهنوردان به کمپ اصلی برگشتند که متاسفانه در برگشت یکی از کوهنوردان پایش پیچ خورد که با همت امداگران زحمت کش هلال احمر و تعدادی از کوهنوردان زاگرس نقده و کوهنوردان گروه رندوله اشنویه بوسیله برانکارد به کمپ اصلی پایین اورده شد و از تمامی کوهنوردان در کمپ اصلی بوسیله میزبان با شیر گرم و کیک پذیرایی شد و در پایان به کلیه شرکت کنندگان در این همایش لوح تقدیر از سوی هیئت شهرستان اهدا شد.در ضمن بر خود واجب میدانم که از آقای لقمان عباس زاده کوهنورد بزرگ شهرستان اشنویه که در مرداد ۱۳۹۰ به قله مستاق آتای چین صعود کردند و در این همایش نقش بسیار بزرگی ایفا نمودند صمیمانه تشکر مینمایم.در ضمن اقای عباس زاده صعود به کوههای آرارات ترکیه و دماوند و سبلان وتمامی کوههای بلند کردستان را در کارنامه خود دارند.
لازم به ذکر است که از تلاشهای شبانه روزی دو بزرگوار آقایان قادر حکیمی رئیس هیئت شهرستان وآقای فخرالدین مام علی رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان اشنویه وتمامی همشهریان عزیز مخصوصا همنوردان گرامی و امداد گران محترم جمعیت که در هر چه با شکوه برگزار نمودن همایش تلاش خالصانه کردند تشکر و قدر دانی میکنیم.
در آخر ازدوستانی که از قلم بنده افتاده اند معذرت میخواهم


منطقه سه چومان (پیرانشهر)



منطقه قلاتی شاه(دول هه رمه)

گلهای واژگون قلاتی شاه

خودتان حدس بزنید


مناطقی دیگر از کاچکار


تیم امداد ونجات هلال احمر اشنویه در حال حمل مصدوم به پایین



منطقه کاچکار ترکیه







قندیل نام کوهی از سلسله جبال رشته کوه زاگرس در مرز کردستان ایران وعراق که از هر لحاظ جایگاه مهم و منحصر به فردی دارد. مردمان خون گرم این دیار به تمام کوهستانهای منطقه ٬ کووستان قندیل میگویند وبلندترین قله آن... که و که ز... نام دارد که ارتفاع آن ۳۸۰۰ متر از سطح دریا بوده و در کردستان عراق و مرز ایران قرار دارد
روستای نمنجه در ۵کیلومتری پیرانشهر یکی از راههای دست رسی به کوهستان قندیل است .
وصف کوه قندیل و زیبای های آن را فقط با دیدن این همه جذابیت و شکوه میتوان به تمامی بیان کرد.
کوهی که اکثر کوهنوردان آن را به عنوان قندیل بزرگ میشناسند سیا کیوو(سیاه کوه) نام دارد که ارتفاع آن ۳۶۱۰متر بوده و کوه قندیل کوچک باارتفاع۳۲۵۰متر با برخورداری از دیواره ای عظیم که ارتفاع دیواره آن به ۴۵۰ متر میرسد و یکی از دیواره های ناشناخته برای کوهنوردان ایرانی است . در این منطقه بکر واقع شده است.
لازم به ذکر است که تیمی مشترک از سنگنوردان کردستان از شهرهای بوکان- نقده-پیرانشهر-اشنویه -مهاباد و سنندج به سرپرستی زنده یاد مقبل هنرپژوه موفق به بازگشایی قسمتهای از این دیواره عظیم شده اند که به دلیل نا امن بودن منطقه... مانع از بازگشای کامل این مسیر شد. امید است که کار بر روی این مسیر در آینده ای نزدیک به پایان برسد و ما شاهد فعالیت سنگنوردانی از سراسر کشور بر روی این دیواره منحصر به فرد باشیم.
دیواره قندیل با ارتفاعی بالغ بر ۴۵۰ متر در خاک کردستان ایران
بز سینا سرچشمه دو رود بزرگ گدار و دیزج بوده و بربلندای آن یخچال و برف چال های دائمی وجود دارد که این رودها را در تمام فصول سال خروشان و مناطق کشاورزی پایین دست کوه را حیاط می بخشد.
مردم روستاها و عشایر منطقه به زبان کردی و با گویش شیرین شکاکی صحبت میکنند و بوز در زبان کردی به معنی خاکستری و این کوه به نام بوز سینه ( سینه خاکستری) شناخته شده است
دهلیزهای پربرف بز مکانی مناسب برای یخنوردی و آموزش آن به مبتدیان این رشته مهیج بوده و به دلیل دست رسی آسان به یخچال بز مورد توجه یخنوردان و کوهنوردان منطقه قرار گرفته و در تمام فصول کوهنوردان در حال فعالیت را میتوان در دامنه های این کوه مشاهده کرد .
کوه بز سینا از از شمال غربی با گردنه بز سینا به کوه دالانپر و از جبهه شرقی خود در امتداد گردنه مرگه زیازه به کوه مرگه زیاره پیوند میخورد .
متاسفانه به دلیل اهمیت نظامی منطقه جاده نظامی از دامنه های این کوه تا قله دالامپر کشیده شده است که این امر باعث بوجود آمدن مشکلات زیست محیطی برای این مجموعه بی نظیر شده و به دلیل رعایت نکردن اصول راه سازی و اسفالت کردن جاده مذکور تا قله دالامپر یعنی احداث راه نظامی در ارتفاع ۳۴۵۰متری٬ مسیر آب راها نیز عوض شده و موجب تخریب پوشش گیاهی وساختار طبیعی این منطقه شده است .
امیداست که مورد توجه واقع شده باشد... برفراز و پایدار هچون کوهای کردستان


بار دیگر جمله ی زیبای زنده یاد محمد اوراز در دل کردستانی ها زنده شود...
قه ندیل په روه رده ی کردم / قندیل من را پرورش داد
تا ئیویریست ببه زینم / تا اورست را به زانو در آورم
تا هه مو دونیا بزانی / تا همگان بدانند
ئه من روله ی کوردی هه ژارم / من فرزند کردستانم
صخره ۸۰متری قله قلات شاه از کمپ اصلی دیده میشود

قندیل در یک نگاه

|
یاد یاران... راه یاران ...تا رسیدن به کوی یار ![]() |
امیدوارم تعاریف من به کسی بر نخورد.اینها فقط نظرات خودمه
کوهنوردی پوشیدن یه کفش کوه و بستن یه کوله پشتی سنگین و صعود به یک قله معروف وعکس یادگاری گرفتن برای اثبات صعود اون قله نیست .کوهنوردی آمیخته شدن با کوه ،لذت بردن از خوبیهاش و کنار اومدن ودست و پنجه نرم کردن با سختی ها و خشونتهاش .کوهنوردی این نیست که به هر ترتیبی شده به یه قله ای صعود کنیم واز این که کوهی را به زیر پا کشیدیم احساس غرور کنیم و فقط به فکر این باشیم که کلکسیون قله هایمان را تکمیل کنیم بلکه کوهنوردی سراسر کسب تجربه ،تعالی بخشیدن و پالایش روح،ذهن وجسم با بهره گیری از کوه است.کوهنوردی ورزشیست که قوانین ومقررات زیادی دارد و هیچکدام از اونها رو انسان وضع نمیکنه بلکه فقط کشفشون میکنه. پس یک کوهنورد هم کسی است که سعی میکنه قوانین ومقررات کوه را بشناسه و پس از هر بار کوهنوردی با کوله باری از تجربیاتی که در زندگی روزمره هم یارییش میکننددر حالی از کوه بازگردد که جسم و روحش سالمتر از قبل است در یک کلام کوهنوردی درس زندگیست
حالا ببینیم کسانی که به کوه میروند چند دسته اند:
بعضی ها با دیدن جلوه های زیبا ،دلفریب و بی نظیر کوهستان از طریق عکس وتصویر و فیلم یا از راه دور شیفته آن میشوند اما به این دیدار بسنده نکرده و تصمیم میگیرند که از نزدیک لمسش کنند و به این ترتیب طبیعت گردی و کوهپیمایی را شروع میکنند...تقریبآ 30 درصد از این عده کوه را با همه جلوه هایش دوست دارند و از باد و طوفان و سرمای آن هم لذت میبرند. این عده هستند که پس از مدتی کوهپیمایی معمولی دیگر ارضاء نمیشوند و به فکر انجام صعود های دشوار و کارهای جدید میافتند و روز به روز به تجربییات خود می افزایند و پس از مدتی بسته به استعدادشان کوهنورد شایسته ای میشوند
خیلی ها هم برای فرار از قیل و قال شهر و شایدهم برای پیدا کردن جایی که کسی به حریم خصوصی شان تجاوز نکند و مجبور نباشند به کسی جواب پس دهند که با همراهشون چه نسبتی دارند و . . . به کوه پناه میبرند که کمتر از 5 درصد از این افراد از این طریق با کوه و کوهنوردی آشنا میشوند
عده ای هم از همان ابتدا به دنبال جنبه های هیجان انگیز کوهنوردی هستند که ذاتآ افراد کنجکاو ، ماجراجو ، شجاع و اکتیوی هستند. تقریبآ 70 درصد این افراد که کمتر از 20 درصد کل کوهنوردان را تشکیل میدهند جذب کوهنوردی شده و کوهنورد قابلی میشوند
برخی هم بخاطر رها کردن خود از عقده های درونی و کمبودها ی زندگییشان از کوه بالا میروند و در واقع فریادشان را بر سر کوه می کشند در بین این عده کوه روهای خوبی پیدا میشود اما کوهنورد خوب بندرت.چون کوهنوردی ذهنی سالم و پویا می طلبد نه مردابی از ناملایمات روحی
در بین کوهنوردان افرادی هم هستند که اساسآ بسیار متفکر، خوشفکر و دارای ذهن پالاینده و پویایی هستند و روزانه ذهن خود را مشغول بسییاری از مسائل اجتماعی ،فرهنگی واعتقادی و . . . میکنند و ذات کوهنوردی را بخاطر سنخییتی که با روحشان دارد میپسندند و کوه را محلی برای احیا و ترمیم ذهن خسته شان می یابند که اغلب کوهنوردانی موفق، محقق و با علمی میشوند.بطوریکه برجسته ترین کوهنوردان از این دسته اند
برخی هم با لباس کوهنورد فقط برای آوردن گیاهان به کوه میروند که قصه اینها جدا از بقیه هستند.
حال وجدان خود را قاضی کنیم و ببینیم اگر به کوه میرویم جزو کدام دسته ایم و با کوهنوردی واقعی چقدر فاصله داریم
به عنوان یک علاقه مند به محیط زیست نمی دانم چرا مسئولین نسبت به محافظت از این موهبت طبیعی این قدر سست و بی توجه هستند . تنها اقدام مفیدی که روز سیزده از جانب چند سازمان تدارک دیده شده بود پخش کیسه زباله های تجزیه پذیر بین طبیعت گردان بود اما به گمان من محافظت از جنگل نیازمند اقداماتی جدی تر و موثر تر است . شاید وقت آن رسیده که سازمانهای دولتی به این حقیقت اذعان نمایند که از عهده کنترل و نظارت بر نمی آیند و این کار را به سازمانهای خصوصی و مردم نهاد واگذار نمایند .
من اگر چنین مسئولیتی داشته باشم افراد بسیاری را برای مراقبت و تذکر دادن به بازدید کنند گان از کوه قلاتی شاه.جهت جمع آوری زباله ها و خاموش کردن آتش (پیش از ترک محل ) مامور خواهم کرد . هم چنین برای بازدید از دیدنی های خاص این منطقه از جمله همین لاله های واژگون راهنمایانی خواهم گذاشت تا با اخذ مبلغی مناسب مشتاقان را به محل های یاد شده هدایت نمایند . حتما ایده های بسیار از این قبیل در ذهن بسیاری از علاقه مندان هست که اجرایی تر و مفیدتر باشد فقط کافی است سازمانهای عریض و طویل دولتی به نظارت راضی باشند و مدیریت کار را به عهده بخش خصوصی بگذارند ...
طبیعت بدون زباله ای را در سال 90 برای هموطنان آرزو می کنم .
امسال اولین قله ای که رفتم جای جالبی بود.کوه" شازوقاز" در شهر پیرانشهر.این کوه اگر چه ارتفاع زیادی نداره وشاید بیشتر به یک تپه بلند شبیه باشه.اماچندان خالی از جاذبه هم نیست وازفراز آن میتوان نمای زیبایی از روستاهای اطراف را دید!و همچنین دشتهای سر سبز اطراف آن را.به هر حال اگه حوصله داشته باشید یه بار دیدنش بی فایده نیست! بگذریم ...
اخیرا وبلاگ آناپورنا مطلبی منتشر کرده با عنوان " قوانین نانوشته در کوهستان " . این مطلب من را بر آن داشت تا اندکی به این درد مزمن که البته کمتر به اون توجه می شه بپردازم. بی شک همه کسانی که اندکی جدی به کوه و کوه نوردی می پردازند با این مشکل یعنی مشکل فرهنگی کاملا آشنا هستند. حال از ریختن زباله در کوه گرفته تا سر و صدا و خودخواهی و چیدن گیاهان و ...
اگر به جزوات آموزشی که در دوره های اولیه در اختیار کار آموزان قرار می گیرد، نگاه کنیم، مطالبی البته بسیار مختصر در مورد حفظ محیط کوهستان آورده شده که به نظر ناکافی و ناقص می رسد و جای کار بسیار دارد. حال بگذریم که خیلی از کسانی که پا به محیط کوهستان می گذارند از همین حداقل آموزشها نیز بی بهره اند! با توجه به عمق و تنوع مشکلات، انجام یک برنامه فرهنگی جدی و منسجم ضروری به نظر می رسد.
اگر بخواهم مشکلات فرهنگی در کوهنوردی را از نظر سطح حرفه ای افراد تقسیم بندی کنم، می تونم مشکلات فرهنگی را به دو دسته افراد مبتدی و حرفه ای تقسیم کنم.
خوب در مورد دسته اول که البته مشکلات کم هم نیست، نمی خواهم زیاد صحبت کنم. این افراد را بیشتر در نقاط پر تردد و حداکثر تا پناهگاهها می بینیم و البته ابعاد خسارتی که این دسته به کوه می زنند با توجه به تعدادشون خیلی زیاده. از ریختن انواع زباله در محیط طبیعی تا ریشه کن کردن گیاهان و سر و صدا و ... اما خوب چون نمی شه به اونها "کوهنورد" گفت در حیطه بحث ما نمی گنجند و فکر می کنم دستگاههای دیگری مسوول این نابسامانی هستند و ...
اما افسوس ما و اهمیت بحث از این ناشی می شه که متاسفانه در سطح حرفه ای هم با مشکلات از نوع دیگری مواجهیم. شاید خیلی از شما خودتون را یک کوهنورد واقعی بدونید و کاملا متعهدانه در قبال طبیعت و دیگر کوهنوردان رفتار کنید. اما چه باید کرد وقتی می بینیم که خیلی افراد در سطح ما و حتی بالاتر اولیه ترین اصول و الفبای فرهنگ و اخلاق کوهنوردی را مراعات نمی کنند. خود من به شخصه چند نمونه خاطره بد در این مورد دارم.مثلا همین امسال در برنامه صعود به رندوله ورفتن به تفرجگاه تالاجار شهرستان اشنویه.در حالی که خسته از یک صعود به تفرجگاه تالا جار رسیدیم.به مناظر واقعا زشتی برخورد کردیم مردمی که برای تفریح یک روزه یا دو روزه خودشان کلی آشغال ریخته بودند وفضای زیبای طبیعت را به آشغالدانی تبدیل کرده بودند و یا دامداران یا زنبورداران زحمتکش که هر کدام لب یکی از چشمه ها با گونی یک دستشویی محلی درست کرده و مدفوعشونه وارد رودخانه میکردند.
از این موارد زیاده و حتما هر کدوم از شماها با موارد متعددی از این دست روبرو شدید. چیزی که به نظر می آید اینه که مثل سایر رشته ها تو کوهنوردی هم از نظر فرهنگی کار موثری نشده و لازمه متولیان امر آموزش یک بازنگری جدی به این مقوله داشته باشند. شاید بد نباشه در هیات های شهرستانها کمیته ای در این مورد تشکیل بشه و به طور جدی به آموزش و فرهنگ سازی اقدام کنند.
اما گذشته از کار تشکیلاتی که دست کوهنوردان آزاد از جمله خودم از اون کوتاهه، وظیفه هر کدوم از ماست که در حد مقدور و با صبر و متانت حداقل در محیط اطراف خودمون سعی در اصلاح کنیم و علاوه بر آنکه خود کاملا این اصول را رعایت کنیم به دیگر افراد نا آشنا و بی توجه هم محترمانه گوشزد کنیم.
در آخر تقاضا میکنم از سازمانهای ذیربط محیط زیست-مراتع و جنگلبانی که بیشتر تلاش کرده و با متخلفین نابود کردن طبیعت برخورد جدی شود.
مطمئنا اثر یک برخورد دوستانه از درگیری و اقدامات تلافی جویانه خیلی بهتر است!
به امید آن روز
یا حق
یکی ازورزشهایا از جمله تفریحات است. برای برخی نیز کوهنوردی به عنوان شغل اصلی یا بخش الزامی شغل اصلی است.
به بالا رفتن یا پایین آمدن به صورت پیاده از ارتفاعات طبیعی کوهنوردی گفته میشود. کوهنوردی میتواند به صورت راهپیمایی، کوه روی، کوهپیمایی و صعود به قلل مختلف و یا صخرهنوردیانجام گیرد. کوه: به ارتفاعات بیش از ۶۰۰ متر از زمینهای اطراف هر منطقه کوه گفته میشود. قله: بلندترین قسمت هر کوه را قله میگویند. یک کوه میتواند یک یا چند قله داشته باشد که در یک خط الراس قرار گرفته اند. معمولاً به بلندترین قله، قله اصلی گفته میشود و سایر قلل در یک خط الراس را قلههای فرعی مینامند. در کوهنوردی شرط سنی وجود ندارد. در ضمن این رشته ورزشی سن بازنشستگی هم ندارد. هر کسی با هر توانایی میتواند به عنوان تفریح یا انجام کار حرفه ایی به کوه برود