تحول زندگیم

درست موقعی که تصمیم گرفتی برا مدتی نامعلم تنهایی رو انتخاب کنی

همون موقعی که دیدم خیلی ها با دنیام،افکارم،عقایدم،سلیقه ام متفاوتن 

درست همون موقعی که خودخوهانه تصمیم گرفتم فقط خودم رو تحویل بگیرم

درست همون لحظه ...

یکی پیدا شد که دقیقا با دنیات با افکارت با عقایدت و سلیقه ات یکیه 

یکی که دقیقا تو رو برا خودت میخواد نه چیزه دیگه 

کسی که تصمیم گرفته همه چیزیشو باهات تقسیم کنه 

از قلب از روح از زندگی از ...

دقیقا این حسا وقتی پیدا میشه که منتظرش نیستی 

من اصلا انتظارشو نداشتم

من ازدواج کردم ...

طرح

سلام دوستای گلم 

حدود 3ماهی هس که میرم طرح و خداروشکر همچنان عاشق شغلم هستم 

صبحا میرم کلینیک مامایی و زنان و عصر و شب میرم زایشگاه 

پزشکامون هم خوبین و من عاشق دونفرشون هستم 

کلا همه چیز خوبه 

 

جشن فارغ التحصیلی

سلام به همه دوستای گلممممممممممممممممممممم

واقعا باید ببیخشید که خیلی وقته نبودم از یک طرف کارای ساخت کلیپ جشن فارغ التحصیلی و از یک طرف فاینال های نفس گیر باعث غفلتم از اینجا شد 

واقعا از همه دوستایی که برام دعا کردن و به هم امید دادن تشکــــــــــــــــــــــــــــــــر میکنم 

از همه سخت تر امتحان زایشگاه بود که به کل روتین ها عوض شده و اساتید از دستور العمل وزارت سوال میپرسن 

خلاصه تموم شد خوب یا بد راحت شدم 

فقط نگرانم از زایشگاه امیدوارم قبول شم 

....................................................................

جا داره از احسانی ، زری جون، بهین عزیزم ، دختر خورشید،طاهره مهربون ،فروغ قشنگم و همه دوستایی که دعا کردم و روحیه دادن تشکر مجدد کنم 

...............................................................

همونطور که تو عکس میبینید من تا ذقیق 90 در حال ساخت کلیپ ها بودم و دوستان با من عکس گرفتن

دوستای گلم از همتون میخوام برام دعا کنین 

امتحان فاینال زنان دارم فردا 

قسمتون میدیم دعام کنین 

یک ماه و اندی

حدود 1 ماه بیشتر میشه که به مریض دست نزدم 

خبری از رگ و آنژیوکت ، کنترل لیبر،زایمان گرفتن ، اپی زدن و دوختن ، آموزش به مادر و شیردهی انجام ندادم 

دستام یک چیزی کم دارن 

این یک ماه و اندی  فقط شرح حال گرفتم و دارو دادم چون درمانگاه زنان بودم 

دلم زایمان میخواد چند شبه که دارم خوابه زایمان میبینم 

خودم و عکسم

وارد بخش جراحی زنان

از دیروز من به عنوان وارد بخش جراحی زنان برای درس مدیریت مشغول کارآموزی شدم

خیلی باحال بود چون اول مدیر گروه اومد بخشا رو مشخص کرد و بعد همراهمون اومد و ما رو به بخش معرفی کرد و رفت. مسئول بخش یک خانومی نسبتا جدی بود که اول پرسنلشو معرفی کرد و بعد گفت برو تمام اتاقا و مریضا رو چک کن و هر جا مشکل داشت بگو که به کمکی بگم ترتیبشو بده

بعد ترالی اورژانس  و استوک رو چک کردم و بعد هم پذیرش و ترخیص مریضا رو چک کردم و همش بالا سرشون بودم خیلی حس باحالی بود 

یکی از همراهی های مریضا اومد نشست کنارم و پرسید پزشکی گفتم نه!ماماهستم 

که گفت خوش بحالتون پس حسابی بچه میبینید و بعد گفت من همیشه دوست داشتم از نزدیک با یک پزشک صحبت کنم و الان میرم به دوستام پز میدم 

گفت خواهر یا برادر داری ؟ گفتم برادر دارم 
گفت پس حسابی باشما پز میده 

گفت شوهر کردی ؟
گفتم نه 

گفت پس اون مردی که همسر شما میشه خیلی خوش شانسه 

دیگه بلندشدم تا نرسیده بود که پز دادن فامیل با شغل من

..........................................

توی بخش زنان مرد نمیاد و من توی پذیرش نشسته بودم و داشتم پمفلت ها رو نگاه میکردم که ببینم چی کمه که دیدم یکی داره بال بال میزنه و نگاه کردم دیدم یک پسره و منم با خونسردی نگاهش کردم و سرمون برگردوندم و بعد از چند دقیقه سرپرستار اومد و گفت آقای دکتر بیاد داخل 

اینقد خندیدم چون وقتی برا دوستام تعریف کردم گفتن شانس هم که خودش در میزنه توی خر جواب نمیدی 

اینم شانس مزخرف ما 


بد وضعیتی شده ها

من نمیفهمم این چه وضعیه بخدا

وقتی خواستگار نمیاد میگن چرا شوهر نمیکنی؟

وقتی که میاد از رستنگاه موهاش بگیر تا پوست کف پاش ازش ایراد میگیرن

به مامان میگم دکتر خوبه؟ میگن نه مامان شغلشون خیلی توش اختلاط هست و تازه همش سرکارن

میگم مهندس عمران یا ساختمون خوبه؟ میگه نه مامان اونا همش سر پروژه هاشونن و همش سرشون تو نقشه است

میگم شغل آزاد چی؟ میگه نه مامان من دختر به بازاری نمیدم

میگم چی خوبه ؟ میگه معلمی یا کارمندی

این بار من میگم ماماااااااااااااااااااااااااااااااان من از زندگی که همش باید دو تا دو بکنیم که تا آخر ماه بکشیم متنفرم  برگشته میگه عزیزم مهم اینه که یک آب باریکی هست


من میگم آره می ترسم تا بخواد اون آب باریکه جایی رو خیس خونه همگیمون بمیرم والا بخدا

گالری

همیشه دلم میخواست که یک گالری نقاشی داشته باشم

که وقتی دلم از دنیا و آدماش گرفت 

برم توش... 

برم پشت بوم نقاشی ... 

بعد صدای آهنگ رو تا ته زیاد کنم 

آهنگ بی قرار سیروان خسروی 

و اینقد این کار رو ادامه بدم 

تا آروم شم ...

هم ناراحتم و هم خوشحال ... یک نوع حس دلتنگی...

  عید سعید فطر بر همه دوستان مبارک