نشکن مرا ......

گاهی آنچنان می شکنی ام
که صدایش را رگ به رگ احساس کنم!
وقتی که منتظرِِ جمله ای هستم
تمام سختی روزی دلتنگ را به انتظار می نشینم....


و تو
آری تو!!
حوصله ام را نداری
نمی دانی وقتی سه بار در یک روز
می نویسم دلم برایت تنگ است!
یعنی سه بار
غرور را شکستن!
سه بار
تو را خواستن!
سه بار
هزار حرف نگفته را تمنا کردن!
سه بار
مردن در سکوت نبودنت


تو
آری تو!!
هنوز اینها را نمی فهمی
می شکنی تمام انتظار شیرینم را
با تلخی کلامت!

پاییز می آید....

ﻭاﯼ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ
ﺑﻮﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ . . .
ﺑﻮﯼ ﺩﻟﺴﺮﺩﯼ،
ﺑﻮﯼ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯼ ﻧﺪﯾﺪﻩ
ﺑﻮﯼ ﺗﻮ،
ﺑﻮﯼ ﻣﻦ !
ﺑﻮﯼ ﻋﺸﻖ . . .
ﻣﺴﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ
ﺑﻮﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ؛
ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻦ
ﺑﻮﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ،
ﺑﻮﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ،
ﺑﻮﯼ ﻣﺎﺿﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺣﺎﻝ ﻧﺸﺪ
ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺳﺘﻤﺮﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ !
ﺑﻮﯼ ﺁﺭﺯﻭ ،
ﺑﻮﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ... !

مراقب اشتباهت باش!


گاهی اوقات باید خیانت کرد تا ارزش صداقت برای کسی که تفاوت میان این دو را درک نمی کند،

مشخص شود!

گاهی نباید بخشید کسی که بارها او را بخشیدی و نفهمید ، تا این بار درآرزوی بخشش تو باشد !

گاهی نباید صبرکرد باید رها کرد و رفت تا بدانند که اگر ماندی . . . رفتن را بلد بوده ای !

گاهی بر سر کارهایی که انجام می دهی باید منت گذاشت تا آنرا کم اهمیت ندانند !

گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمی داند !

و

گاهی باید به آدمها از دست دادن  را متذکر شد !


" آدمها همیشه نمی مانند یکجا.....در را باز می کنند و برای همیشه می روند!!! "


رویای من.......!


آغشته به تو میشود

روحم...

نفسم...

بند بند وجودم...

وقتی در حصار دستانت

بوسه باران میشوم...

وقتی كه در آغوشت آرامش ابدی میگیرم...

آن لحظه رویای من است...

مرا به آرامش برسان

چقدر کم توقع شده ام

نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را..

همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست

مرا به آرامش می رساند…

حتی اصطحکاک سایه هایمان.......

روز زن

دیرو روزن بود ....

می خواستم از زن وزنانگی بنویسم ولی ....

همه صفات خوب وبد زن بودن رو میدونن و مقامشو ارج میزارن  وگاهی هم نه....

دیدم بازم  سالی گذشت من بازم از زن بودنم حس غربت وتنهایی به دوش میکشم.....

واسه همین دیگه چیزی واسه نوشتن نمی خوام ....

می خوام واسه دل خودم  بنویسم  واسه تنهاییهام دلتنگی هام واسه بودن ونبودن عشقم .....

نمیدونم تا چه اندازه درسته ولی از بس دنبال درست وغلط کارام بودم که خودمو گم کردم........

شاهد روزایی باشم که میگذرن ومن هیچ مالکیتی نسبت به اونا ندارم......

به هر حال می خوام متفاوت بنویسم .....همین!!!

چ________________________را؟

همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد :

که چـــــــــرا ؟

اعتماد نگاه دیگران به تن ِزن ختم می شود ؟!

مگر زن خلاصه شده در همین یک بدن ؟!

کاش او را برای مهربانی قلبش می خواستــــی ...

... نـــه آنکه فقط شب را با تو به سر کنـــد !!!

تو !

تمام قلب این زن را تسخیــر کردی ...

ولی فقط پیچ و تاب تنش زیباست ؟؟؟

چـــــــــــــــــرا لبخنــــــــدش را نمی بینــــــــــــــی

که از سردی ِ نگاهت بر روی لبانــــــــــــــش یــــــخ زده ... ؟؟؟

یاخته یاغی...........

این تصادفی نیست ،... که کالبد ما،... در اثر تسخیر یاخته‌های یاغی ،... شیرینی شهد زندگی‌ را به تلخی بلافصل ترس چاشنی‌ کند ،...

ترس با سماجتی متجاوز چون یاخته‌ها در اعماق ریشه کرده ،.. و مرگ را به میهمانی می‌‌خواند ،...

تنها با نیروی عشق است که در جنگ با این سلولهای مرگ آفرین ،.. اختاپوس مرگ را بزانو در افکنده و در هم می‌‌شکنی ،...

نیزه نور ،... عشق را به هدف می‌‌نشاند ،... عشق کهکشان درونت را اشباع ،.. و با گرمای خلوص و یگانگی ترا در خود حل می‌کند و زباله‌های ناهنجار جسمت را می‌‌سوزاند ،...

عشق یگانه راه وحدت است با خودت ،... با یگانگی اشباع شو ،... واحد شو ،... ترس به ابدیت خواهد پیوست ،...

با لبانی خندان زندگی‌ را پذیرا باش، ...تا زندگی‌ برایت فرشی با تار و پودی از مهر و محبت ، خوشی‌ و خوشبختی، بگستراند،... شاید دردها را فراموش کنی‌،... 

این درد حاصل از درگیری ناا عادلانه بشریت است با طبیعت ،...پس، ... با طبیعت مدارا کن ،....

او خدای توست ،.... با او یکی‌ باش. نور باش.

دعای مادر ترزا.....

 

"ای کاش امروزمان پر از صلح و آرامش باشد .

ای کاش به خدا آنچنان باور داشته باشید که چرایی برای آنچه هستید به میان نیاورید .

ای کاش پیامدهای بیکرانی را که زاییدهَ دعا کردن است را از خاطر نمی بردید.

ای کاش از نعماتی که دریافت می دارید استفاده کنید

و عشقی که نصیب تان می شود را به دیگران منتقل کنید .

ای کاش گنجایش دانستن این مطلب که فرزند خدا هستید را داشته باشید.

بگذارید ....بگذارید....

این حضور در مغز استخوان تان جاری شود،

به روح تان اجازه دهید آواز بخواند، پایکوبی کند ستایش کند و عشق بورزد

حس بد........

چه احساس بدیست ..

وقتی با تمام وجودت کسی را دوست داری و او ..

برای دیدن قلبت میخواهد دکمه های لباست را باز کند... !!!

مادری دســـت در دستِ کودکش و چشـم در نگاهِ مردی غریــبه ..

پـدری پا به پـایِ همسـرش و دل در گرو اندامِ زن همســـایه ..

ایـن بود که کودک یـاد گرفت با تو ازدواج کند
اما ..............

به او فـکر کند.!!!