شیوع ویروس کرونا مسائل حقوقی بسیاری پدید آورده که باید درابتدا این مسائل را به درستی شناخت و سپس نسبت به ارزیابی و تحلیل این مسائل اقدام کرد. من بدون هیچ مقدمه ابتدا تقسیم بندی ای از این مسائل ارائه می دهم:
نظام حقوقی مقابله با کرونا
اولین و مهم ترین مسأله که از منظر حقوق عمومی و اساسی واجد اهمیت است، نظام حقوقی مقابله با کروناست. کرونا یک بیماری همه گیر است که بدون اتخاذ تصمیمات و تدابیر جدی و بسیج همگانی امکانات و اصطلاحاً فرماندهی مؤثر این موضوع در سطح ملی، مهار آن امکان پذیر نیست. مقابله با این معضل از یک سو نیازمند وجود یک قوه عاقله وجمع تصمیمگیرندهی برخوردار از اطلاعات کارشناسی صحیح و علمی است تا بتواند با اخذ تصمیمات صحیح، واکنش درست و مؤثر و به موقع به این مسأله بدهد و از سوی دیگر نیازمند اختیارات قانونی کافی است تا بتواند با رعایت اصل حاکمیت قانون، همگان را به اجرای این تصمیمات ملزم نماید.
با شیوع کرونا در ایران، مطابق مصوبه هفدهم اسفندماه «شورای عالی امنیت ملی کشور»، موضوع اصل یکصد و هفتاد و ششم قانون اساسی که به تأیید مقام رهبری رسیده است، «ستاد مدیریت بیماری کرونا» تشکیل شد. متن این مصوبه برای عموم منتشر نشده و از محتوای آن اطلاعی در دست نیست؛ اما بنابر اظهارات مقامات رسمی، مصوبه یادشده، اتخاذ تدابیر ضروری به منظور مقابله با بیماری کرونا از جمله تعطیل کردن فعالیت های مختلف را به ستاد یادشده واگذار نموده است. دراین باره رئیس جمهور در جلسه (21) اسفند ماه هیأت دولت اعلام نمودند: « در این مصوبه آمده که ستاد ملی مبارزه با کرونا هر چه تصویب میکند، همانند مصوبات شورای عالی امنیت ملی است و برای تمام ارکان کشور، تمام دستگاهها و نهادها، اعم از نیروهای مسلح، غیرنیروهای مسلح، نهادهای عمومی، حتی در برخی موارد ضروری برای بخش خصوصی لازمالاجراست و این قدرت بزرگی است که به ستاد داده شده است.»
رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در اظهارات مورخ (19) اسفندماه اعلام نمودند، تمامی اشخاص باید از مصوبات «ستاد مقابله با کرونا» تبعیت نمایند.
شایان توجه آنکه مجلس شورای اسلامی که خود وظیفه تصویب قوانین و تصمیمگیری درباره امور کشور را برعهده دارد و در موقعیت حساس کنونی می توانست با اتخاذ تدابیر مؤثر و فوری الزام آور، نقش مهمی در مهار معضل کرونا ایفا نماید، با تصمیم ستاد مقابله با کرونا تعطیل اعلام و جلسات آن تشکیل نشد (!) ؛ به نحوی که علی رغم عدم تصویب کلیات «لایحه بودجه سال 1399» در صحن مجلس، با اذن رهبری مصوبه کمیسیون تلفیق، مطابق اصل 85، مصوبه مجلس به شمار آمد.
آیا کرونا یک مسأله مرتبط با «امنیت ملی» است؟ و راجع به آن «شورای عالی امنیت ملی» باید تصمیم گیری نماید؟ یا مرتبط با «ایمنی» و «سلامت» و «بهداشت عمومی» است؟ آیا تنها راه اتخاذ تدابیر مؤثر که همه اشخاص از آن تبعیت نمایند، صرفاً استفاده از اختیارات و مسؤولیت های رهبری است؟ آیا نظم حقوقی حاکم بر نهادها و قوای گوناگون، از آن اندازه امکان و قابلیت برخوردار نیست که در همچو شرایطی در چارچوب اصل حاکمیت قانون، اشخاص گوناگون را ملزم به رعایت تدابیربهداشتی و پیشگیرنده نماید؟ آیا انجام این مهم صرفاً برعهده قوه مجریه است؟ آیا دستگاه قضایی نقشی در این موقعیت ندارد؟ آیا مقابله با عواملی که به حق حیات و زندگی و سلامت افراد لطمه می زند، به قوه قضاییه که عهده دار صیانت از حقوق عامه است، مربوط نمی شود؟ ضمانت اجرای کیفری و پلیسی تخلف از تصمیمات مرتبط با مهار کرونا چیست؟ قوای نظامی و انتظامی چه تکالیفی در این زمان دارند؟ درحقوق کشورمان چه اختیاراتی به مأمورین اجرای قانون در برخورد با افرادی که منع تردد یا تعطیلی اماکن را رعایت نمیکنند، داده شده است؟ آیا در چنین وضعیت فوقالعاده و غیرعادیای، پلیس و مقامات اداری از حق دستگیری یا بازداشت یا جریمه نمودن افراد یا اعمال تدابیر قهرآمیز دیگر علیه افراد خاطی برخوردارند؟ آیا استمداد از نیروهای مسلح و برقراری حکومت نظامی، موضوع اصل هفتاد و نهم قانون اساسی دروضعیت شیوع بیماریهای واگیردار امکانپذیر است؟
آیا نظام حقوقی ما و امکانات آن برای برخورد با مسأله کرونا، به شدت زنگ زده و کهنه نیست؟ آیا خودداری مسؤولین از اجرای مقررات قرنطینه کردن اجباری، ناشی از عدم اعتماد ایشان به سازوکارها و ساختارهای موجود برای اتخاذ تدابیر قهرآمیز نسبت به اشخاص نیست؟
بررسی مسائلی از این دست، مخصوصاٌ ملاحظه رژیم حقوقی کشورهای دیگر در اجرای مقررات «قرنطینه کردن اجباری» حاکی از اهمیت نظم حقوقی در مهار بیماری مهمی نظیر کروناست. همگان شاهد بودیم که ستاد مقابله با کرونا از پایان اسفندماه واحدهای صنفی ارائه دهنده خدمات غیرضروری را در سراسر کشور تا 15 فروردین 99 تعطیل اعلام نمود؛ اما در همین لحظه که مشغول نوشتن این مطلب هستیم، در بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ کشور، واحدهای صنفی ارائه دهنده کالاها و خدمات غیرضرور همچنان مشغول فعالیت هستند و مشخص نیست، تعطیلی این واحدها مطابق چه روشی و توسط چه نهاد یا نهادهایی بایستی صورت گیرد و ضمانت اجرای تخلف از این تصمیم چیست؟
تأثیر شیوع کرونا بر تعهدات و تکالیف قانونی اشخاص:
مسأله مهم دیگر تأثیر کرونا بر تعهدات قانونی اشخاص نسبت به یکدیگر و نیز تکالیف و تعهداتی است که اشخاص به موجب قانون برخوردارند که عمدتاً مربوط به روابط حقوق خصوصی افراد با یکدیگر می شود. سؤال اساسی این است که آیا «شیوع کرونا» و آثار و پیامدهای آن مصداق «فورس ماژور» است؟ آیا وضعیت پدیدآمده بر اثر شیوع ویروس کرونا تأثیری بر ایفای تعهدات اشخاص دارد؟ آیا کرونا مصداق «علل خارجی» و «حوادث» موضوع مواد 227 و 229 قانون مدنی می باشد. آیا مستأجرین املاک تجاری که با شیوع کرونا امکان کسب و کار را از دست داده اند، می توانند از پرداخت اجاره بها امتناع کنند؟ آیا افرادی که نتوانسته اند طی این مدت کسب درآمد کافی نمایند، می توانند از پرداخت وجه چک های صادره خودداری کنند؟ آیا ضمانت اجرای ناشی عدم اجرای تعهدات به موقع نظیر فسخ و برهم زدن قرارداد، چنانچه ناشی از شیوع کرونا باشد، منتفی است؟
آیا افراد میتوانند به دلیل شیوع کرونا از حضور در جلسات رسیدگی و مخصوصاً انجام تکالیف قانونی در مهلت مقرر نظیر اعتراض به تصمیمات و پرداخت وجوه و اجرای دستورات و ابلاغیهها و اخطاریه هایی که مقید به انجام در زمان خاصی است، خودداری نمایند؟ آن هم در شرایطی که تمام مقامات رسمی و عهده دار مقابله با کرونا مردم را به سکونت در منزل و عدم خروج ازخانه و ترددهای غیر ضروری دعوت میکنند؟ به راستی چرا وقتی مجلس شورای اسلامی با تصمیم ستاد مقابله با کرونا تعطیل اعلام می شود، دادگاه ها و دادسراها و دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و اداراتی نظیر ثبت و شهرداری و دارایی که محل مراجعات فراوان و روزانه مردم است، تعطیل اعلام نمیشود؟ چرا به جای اتخاذ یک تصمیم قاطع و مشخص و معلوم که مردم و کارکنان را از سردرگمی و بلاتکلیفی درآورده و مانع از رفت و آمد و حضور آنها در مراکز وادارات مختلف شود، این موضوع به تشخیص مردم و رؤسای ادارات و کارمندان واگذار شده است؟ آیا این مصداق سلب مسؤولیت تصمیمگیری از خود توسط ادارهکنندگان امور نیست؟
برای مثال چنانچه شخصی در مهلت تجدیدنظرخواهی برای عدم ابتلا به کرونا در منزل مانده و اقدام به حضور در مرجع مربوطه جهت تجدیدنظرخواهی ننماید، آیا عذر وی، به استناد بند (3) ماده (306) قانون آیین دادرسی مدنی، عذر موجه محسوب میشود؟ در مورد تصمیمات و آراء و اقدامات سایر مراجع قانونی، وضع چگونه است؟ برای مثال درمورد تصمیمات و اخطارها و دستورات صادره از مراجع اداری نیز عدم اقدام در مهلت مقرر قانونی به دلیل شیوع کرونا، عذر موجه محسوب می شود. اگر پاسخ مثبت است، دلیل آن چیست و اگر پاسخ منفی است، راهکار آن چیست و مثلاً آیا با مصوبه ستاد مقابله با کرونا می توان به حل این مشکل پرداخت؟ آیا حقوقدانان حرفه ای و مسلط به نظام حقوقی کشور و اوضاع و احوال جامعه نباید در ترکیب ستاد مقابله با کرونا حضور داشته و با ارائه راهحلهای مؤثر و کارآمد، گامهایی اساسی برای مهار این معضل بردارند؟
مسؤولیت حقوقی مسببان بروز شیوع کرونا در کشور و مرگ و میرهای ناشی از آن.
به راستی آیا می توان شرکت هواپیمایی خاصی را که به خاطر پروازهایی که تا مدت ها و علی رغم هشدار مسؤولین به کشور چین داشته، مسبب مرگ و میرهای ناشی از کرونا دانست؟ آیا می توان مسؤولین و مدیرانی که با وصف اطلاع از شروع همهگیری کرونا در چین و علیرغم تکالیف قانونی، چه بسا دست به اقدام به موقع جهت مقابله با این ویروس نزدهاند را مسبب مرگ و میرهای صورت گرفته یا بیماری مبتلایان به این ویروس دانست؟ درصورتیکه به اثبات رسد، خودداری تصمیمگیران امور از اتخاذ تدابیری نظیر قرنطینه کردن اجباری مردم در خانه ها یا شهرها و مماشات با افراد بیمبالات توسط مأمورین اجرای قانون، مانع از مهار این بحران گردیده و منجر به شیوع و گستردگی این بیماری و مرگ و میر گردیده، آیا می توان، افرادی را مسبب وضعیت پدیدآمده و مسؤول مرگ و میرهای صورت گرفته دانست؟ برای مقابله و پیشگیری از این وضعیت چه اقدامات حقوقی می توان کرد؟ نقش مقامات و مراجع قضایی در این زمینه چیست؟
اتخاذ تدابیر پیشگیرنده توسط دستگاه قضایی:
من دررساله دکتری خود تحت عنوان «عدالت پیشگیرنده» در مورد نقش دستگاه قضایی در زمینه پیشگیری مستقیم از ارتکاب اعمالی که متضمن مخاطراتی برای حق حیات و تمامیت جسمانی افراد جامعه می باشد و عدم مقابله با آنها منجر به ارتکاب جرائمی علیه حق حیات و تمامیت جسمانی خواهد شد، مفصل سخن گفته ام. متأسفانه واگذاری مدیریت مقابله با کرونا به قوه مجریه، عملاً باعث انفعال بخش های دیگر جامعه، خصوصاً دستگاههایی که از اختیار اتخاذ تدابیر قهرآمیز برخوردارند، گردیده است. بی مبالاتی درقبال مسأله شیوع کرونا باعث بیماری و مرگ و میر افراد جامعه خواهد شد و هرگونه تقصیر و بی مبالاتی که منجر به سلب حیات از دیگری شود، طبق قانون جرم محسوب می شود و این درحالی است که پیشگیری از جرم بر طبق بند (5) اصل 156 قانون اساسی از وظایف قوه قضائیه است. خوشبختانه ماده (114) قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 نیز به مقامات قضایی اجازه می دهد که از فعالیت تمام یا بخشی از امور خدماتی یا تولیدی از قبیل امور خدماتی یا تولیدی در صورتی که ادامه این فعالیت ها متضمن ارتکاب اعمال مجرمانه ای باشد که که مضر به سلامت جامعه باشد، جلوگیری به عمل آورند. ضمت آنکه ریاست محترم قوه قضاییه با صدور «دستورالعمل نظارت و پیگیری حقوق عامه» در بهمن ماه سال 1397، امکان صیانت از حقوق عامه به روش سازمان یافته و هدفمند را نیز فراهم ساخته و امکان اتخاذ تدابیر پیشگیرانه و صدور دستور توقف اقدامات موضوع ماده 114 یادشده را در بندهای (4) و (5) ماده (2) دستورالعمل یادشده پیش بینی نموده است. جالب توجه آنکه ماده (5) دستورالعمل فوق صراحتاً بر توجه دادستان ها بر وضعیت های خطرساز نظیر از قبیل عدم توجه به بهداشت و سلامت عمومی توجه نموده و بر اتخاذ تصمیمات قانونی توسط دادستان ها نسبت به وضعیت فوق تأکید کرده است.
لذا نه تنها جلوگیری به موقع از پرواز هواپیماها به کشورمنشأ گسترش ویروس از وظایف و اختیارات مقامات قضایی بوده که می توانسته در زمان خود با استناد به مبانی قانونی فوق صورت گرفته و مانع از گسترش این ویروس در ایران پس از کشور چین شود، بلکه در حال حاضر نیز با توجه به خطر مرگ و میر ناشی از تردد در جاده های کشورو اماکن عمومی، مقامات قضایی از این اختیار برخوردارند و بلکه موظفند که به منظور پیشگیری از بیماری و مرگ و میر ناشی از عدم رعایت دستورالعمل های بهداشتی، نسبت به مسدود کردن جاده ها و راههای بین شهری، بزرگراهها، فرودگاهها، تعطیل کردن پایانه ها و ترمینالهای مسافربری، تعطیل کردن واحدهای صنفی غیر ضروری و مراکز جاذب سفر اقدام نمایند. تدبیر پیشگیرنده مهمی که نه تنها منطبق با وظایف قوه قضائیه براساس قانون اساسی و قوانین جاری است، بلکه مبتنی بر ضرورت حفظ دماء و صیانت از حق حیات و تمامیت جسمانی اشخاص در این موقعیت بحرانی و فوق العاده است.
یک بار حساب نیست ، یکبار چون هیچ است . فقط یک بار زندگی کردن مانند هرگز زندگی نکردن است . ( میلان کوندرا)