کارخانه ی حدیث سازی!(2)

معاویه فقط به جعل و نشراحادیث دروغین برای فضائل خلفاء ودورکردن مردم از خاندان رسول الله(علیه و علی آله السلام)اکتفانکرد،بلکه ازطرفی احادیثی راهم جعل نمود تامقام شامخ و بی مثال رسول الله(صلوات الله وسلامه علیه) واهل بیت(علیهم السلام) راتانهایت امکان پایین آورد،و پیامبررا -العیاذبالله-یک شخص بی اعتنا،هواپرست ،شهوت ران،بی ارزش،بی غیرت وفاحش جلوه دهد!!!به حدی که هیچ یک ازما باآن همه فسادی که امروزه جهان را فراگرفته،برای خودمان مانند چنین رفتارهایی را نمیپذیرد،وبه آن تن در نمیدهد چه رسد به بزرگترین و عظیمترین شخصی که تاریخ بشریت اورا هرگز نشناخته وپروردگار عزت و جلال گواهی میدهد که اورا داری خلق عظیم وبرتری می باشد.

دراین موردهم مهمترین و اساسی ترین کسی که توانست این خیانت جنایتکارانه ی معاویه را به مرحله ی اجرا بگذارد وتمام همت خودرا برای تحقیر وبی ارزش وانمود کردن شخصیت والای رسول الها(علیه وعلی آله السلام)بکارگیرد وتهمت هابه حضرت بزند،"عایشه"بود.


ادامه نوشته

کارخانه ی حدیث سازی!(1)

یکی ازنقشه های شوم معاویه حدیث سازی وجعل روایات دروغین جهت دور کردن مردم ازخاندان رسول الله(علیه وعلی آله ی السلام)به ویژه برجسته ترین فرد این خاندان یعنی مولاناامیرالمومنین(علیه السلام)بود،

اوازیک طرف زمین رااز خون محبین ودوستداران امیرالمومنین(علیه السلام)باآن جنایات وحشیانه رنگین نمود وازطرف دیگر تمام امکانات خودرا برای ایجاد یک مجموعه ی بزرگ حدیث سازی به خاطر خاموش نمودن نورخدا به راه انداخت،

معاویه ی خائن دراین راه آنچه دراختیار داشت ازپول،قدرت،مقام،منصب،حیله،مکرو....به کارگرفت،که دراین میان گروهی ازبدعت گذاران وسیاه رویان به ندای شوم ودین برانداز وی لبیک گفتند،


دراین بین مهمترین کسی که توانست معاویه را دراین عمل جنایتکارانه وخطرناک خشنودکند،"عایشه" بود،

او تا آنجاکه ازدستش برمی آمد دراین راه به کاربست وتا اندازه ای باور نکردنی برای شکست امیرالمومنین(علیه السلام)وترویج حزب پدرش ابابکر ورفیق او عمر به نفع دستگاه خلافت معاویه تلاش کرد،سپس آن حدیث به طرز مرموزانه ای درسنت رسول خدا داخل و جداسازی نمود،

ادامه نوشته

ولادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)ویک سوال ازاهل سنت!

دشمني معاويه و بني‌اميّه نسبت به اهل‌بيت بر هيچ شخصي پوشيده نيست او در اوايل ظهور اسلام با پدرش ابوسفيان،دشمن درجه يك اسلام و رسول الله(علیه وعلی آله السلام) و در ستيز و دشمني با دين اسلام بود و بعد از فتح مكه با تسليم شدن پدرش ابوسفيان او نيز به ظاهر مسلمان شد بعد از طي مدتها در دوران حكومت امیرالمومنین(علیه السلام) با حضرت به مخالفت برخاست و با حيله‌گري و فتنه در صدد از بين بردن حكومت امام بود.

پس از آن‌كه آن حضرت در مسجد كوفه توسط عبدالرحمن بن ملجم به مورد ضربت قرارگرفت، معاويه مبارزات خود را به صورت جنگ غيرنظامي درآورد و لحظه‌اي از تبليغات سوء عليه امام و ناسزا و لعن بر او دست نكشيد و همان طور كه در تمام عمرش از حق پيروي نكرده بود، بعد از شهادت امیرالمومنین(علیه السلام) نيز از خلافت برحقّ امام حسن مجتبی(علیه السلام)سرباز زد. او شرايط نا آگاهي مردم و كينه و حقد تماميت خواهان از علي و به تبع آن از پسرش حسن مجتبي(علیه السلام)را براي رسيدن به قدرت مناسب ديد. لذا براي ارضاي جاه‌طلبي در جستجوي يك فرصت مناسب بود. او براي رسيدن به اين نتيجه، به كار بردن هر وسيله‌اي را روا مي‌دانست و از هيچ ناجوانمردي و پليدي روگردان نبود، آنجا كه بعد از صلح با امام حسن(علیه السلام)صراحتاً مي‌گويد «به خدا سوگند با شما نبرد نكردم كه نماز بخوانيد و روزه بگيرد و زكات بپردازيد... بلكه تنها مي‌خواستم بر شما رياست و حكومت بكنم.»(1) امّا چيزي كه در اين دوره بسيار عجيب و قابل تحليل است، رابطة نزديك بين عايشه و معاويه مي‌باشد،
ادامه نوشته

آیاجبرئیل درابلاغ رسالت خیانت کرده است؟!

تهمت هاوافتراها علیه مکتب پیروان اهل بیت علیهم السلام بسیارزیاداست،،واین خودگواه عجزدشمنان دربرابر برهان ومنطق شیعی است،ازجمله ی این تهمتها،متهم کردن شیعه به این است که شیعه قائل است جناب جبرئیل علیهم السلام مامور به ابلاغ رسالت به علی بن ابی طالب علیه السلام بوده است،ولی هنگام نزول چون علی راکه درکنارپیامبرخواب بود یافت کرد،به مجرد اینکه پیامبرازخواب بیدار شد،جبرئیل درامانت خیانت کرده ورسالت رابه محمدتسلیم کرد!!!


ولذا شیعیان بعدازنماز سه مرتبه میگویند "خان الامین" یعنی جبرئیل خیانت کرد!


این شبهه حتی استحقاق جواب ورد ندارد لکن ازباب پاسخ به سوال عرض میکنم:


1-آیاخداوند هنگام فرستادن جبرئیل به سوی علی-برحسب شبهه-ازخیانت باخبربوده یانه؟اگر میدانسته پس چراخداوند حکیم فرشته ای خائن را امین خود میگیرد؟آیااین نشانه ی نقص وعیب وبی حکمتی نیست؟درحالی که پاک است الله جل جلاله از این نقص واگر نمیدانست پس این چه خدایی است که به عاقبت رسالتش و آینده ی احکامش خبر ندارد؟

ادامه نوشته

پاسخ به اتهامی علیه حجربن عدی ودیگرصحابه!

یکی از موضاعاتی که وسیله ای برای اهل سنت شده تا با آن شیعیان را مورد اتهام قراردهند وبگویند خواص آنها ائمه ی خویش رامورد هتک حرمت قرار داده اند این است که میگویند درزمان صلح امام حسن بن علی المجتبی(علیه السلام) بامعاویه(علیه العنه) عده ای ازاصحاب آن حضرت مانند حجربن عدی و سلیمان بن صرد به امام حاضرخویش لقب "مذل المومنین"داده اند.

حقیردر خلال این مقاله اثبات خواهم کرداین تهمتی ناروا علیه شیعه است،چراکه اهل تشیع درهمه ی زمان ها ائمه ی خویش را تکریم نموده اند و روایاتی که درآنها این مسئله بیان شده قابل اعتمادنیست.

اگراز این دومورد هم چشم پوشی کنیم کسی که این سخن زشت ازوی صادرشده است شخصی است به نام"سفیان بن لیل"(1) که وی شخصیت شناخته شده ای ازسوی شیعه نیست.

ادامه نوشته

شهادت حضرت صدیقه ی کبری(سلام الله علیها)وپاسخ به شبهات وارده ازاهل سنت!

تاریخ گواه مصیبت بزرگی است،عده ای جاه طلب برای رسیدن به مقاصد ازقبل برنامه ریزی شده ی خویش به خانه ی عصمت اعظم الهی حمله ورمیشوند،دخت معظمه ی رسول الله (علیه وعلی آله السلام) برای دفاع ازامام زمان خویش به پشت درب رفته است،عمرابن خطاب(لعنت الله علیه) آتش طلب میکند،درب خانه درآتش میسورزد،آتش چنان شعله وربوده است که میگویند:اهل مدینه تامدت ها هیزم اجاقشان را ازآن درب سوخته ی خانه ی حضرت زهراء جمع میکردند،عمر بالگد درب نیم سوخته رالگد میکند،پهلوی حضرت میشکند و حضرت محسن که رسول الله(علیه وعلی آله السلام) این نام رابرای او برگزیده است سقط میشود(1).

حال عده ای برای پوشاندن جنایات اربابان مذهب ضاله ی خویش دست به طرح شبهاتی پیرامون شهادت آن بانوی معظمه زده اند چراکه ازجنایات سردمداران خویش باخبرند،اما بحمدلله با وجود علماء معظم جهان تشیع مصادیق حقیقی حدیث شریف "واماالحوادث الواقعه..."(2)این شبهات بدون پاسخ نمانده است،که حقیر این شبهات راطرح وپاسخ آنها ذکرکرده ام.

ادامه نوشته

 ازدواج موقت را چه کسی ممنوع کرد، پیامبر(علیه وعلی آله سلام) یا عمربن خطاب؟

شاید تیتر این پست برای شما تعجب برانگیز باشد، چون همه می دانیم کسی که "متعه" یا ازدواج موقت را نهی کرد و برای مرتکب شونده ی آن عقوبت مقرر نمود، عمر بن خطاب خلیفه ی دوم اهل سنت بوده است. ولی باید گفت در کتب اهل سنت، روایاتی تاریخی وجود دارد که نشان می دهد، خود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از ازدواج موقت نهی کرده و آن را ممنوع اعلام فرموده اند.

کدام درست است، این که خلیفه ی دوم در زمان خلافت خویش و به عنوان حاکم این عمل را که در کتاب خدا تشریع شده است، ممنوع دانسته یا پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم این عمل را مورد نهی قرار داده اند؟

مناظره ای که در این پست می خوانید، در مورد بررسی همین موضوع است. طرف سخن، طرفدار رویکرد اول و شیعه جانبدار برداشت دوم است. اکنون به متن این گفتگو و مناظره توجه فرمائید.

ادامه نوشته