یک وبلاگ فوق سیاسی
اما اینجا با هم از امروز صبح دست به قلم می شویم برای بهترین زندگی...
اصلا بیا از امشب با هم بنویسیم قبول؟ بیا بهم قول بدیم کنار هم باشیم و با هم بنویسیم من هم منتظرت می مونم هم می می نویسم هم تو بنویس . آره شک نکن خود تو از همین الان شروع کن به نوشتن .
چیه داری تو دلت منو فحش میدی؟ میگی این پسره فلان فلان شده رو ببین بعد ۴ ماه برگشته پرو پرو میگه بیا با هم شروع کنیم به نوشتن. آره به خدا به همین راحتی تصمیم گرفتم ادم جدیدی بشم از همین امروز مگه بده؟ بهار هم هست همه دارن تازه می شن چرا ما تازه نشیم ؟ پس بیا با هم شروع کنیم به نوشتن برای بهترین های زندگیمون. بیا که منتظرتم
سال جدید مبارک . میدونم تاخیر داره اومدنم اما خوب می خواستم اولا حال خودم جا بیاد بعدش حافظه شما کمی از خاطرات تلخ وشیرین نوشته های قبلی پاک شود . ثالثا فکر می کردم که چه کنم همین مگه بده؟ اومدم با کوله باری از پیشنهاد و اتفاق های قشنگ بعد از این نظرتون چیه؟
نامه هایی به .........
راستی میخوام اسم جدید وبلاگ رو به انتخاب شما بزارم . می خوام از امروز کمکم کنید و با هم نامه ها و نوشته های قشنگی بنویسیم برای یک موضوع یا موجود دوست داشتنی ( خداوند - پدر - مادر یا...) پس شما بگین که : اسم وبلاگ رو چی بزاریم ؟
نامه هایی به .........
نمی تونم ادامه بدم همین...
خدا هم رسم عاشق بر جا آورده امسال هم مانند همه ی سال های گذشته روز عاشورا هوا آفتابی آفتابی هست . نمیدونم چه حکمتی است . تا به حال یاد ندارم روز عاشورا هوا حتی ابری باشد
انگار موشک ها مستقیم به خانه ی شیطان می خورد
ان شالله جنگ مستقیم و نابودی کامل این غده ی سرطانی .
شهادت در این راه بزرگترین آرزویم است
خلاصه دست تقدیر من رو خواسته و نا خواسته به اینجا کشاند تا ساعتی در هفته رو تدریس کنم و بشم دبیر و تربیت کننده بچه های مردم
دیگه نوشتن کافیه باید درکلاس قدم بزنم بچه ها دارن شیطنت میکنن فکر کنم ته کلاس چند نفری دارن تقلب می کنن و من میخوام به روی خودم نیارم که مثلا ندیدم اما خیلی تابلو هستند . یکی از بچه ها امتحانش رو بی خیال شده و زیر چشمی رفته تو نخ من ببینه دارم چی می نویسم . راستش رو بگم تا به حال از این جا نظاره گر امتحان بچه ها نبودم .