بچه هایی که بازی استار گرل رو دارن بیاین کانال تلگرام آی دی ها تون رو به من بدید دوستاتون رو هم دعوت کنیم تا حدود هزار نفر بشیم تا هر سری معین کنیم برای انتخاب fashion competition هر بار یک نفر انتخاب بشه
لطفا اطلاع رسانی کنید.....
t.me/star_girl_game@
star_girl_game@
هر وقت هم تعداد نفرات کامل شد شروع میکنیم.....
تست هوش...
http://flashfabrica.com/f_learning/brain/brain.html
راهنمـــای مشاغــل در ایـــران !!!
قصاب: مرتیکه ی چاقوکش
کارگر: مرتیکهی حمّال
فروشندهی خدمات یا کالا: مرتیکهی دلّال
آرایشگر: زنیکهی فاحشه
ورزشکار: مرتیکهی تنهلش
بازرگان: مرتیکهی دزد
مهندس راه و ساختمان: مرتیکهی عمله
پزشک: مرتیکهی قاتل
طنزپرداز: مرتیکهی دلقک
نوازنده: مرتیکهی مطرب
شاعر: مرتیکهی بی عار
دانشمند: مرتیکهی بیکار
سخنور: مرتیکهی ورّاج
منتقد: مرتیکهی عقدهیی
قاضی: مرتیکهی بیوجدان
این !
نه این یکی !
نه دیگه این !
خدا وکیلی روی این یکی برم دیگه …
“من هنگامی که میخوام سوار پله برقی بشم”
یه روز عدد 5 همه اعداد رو دعوت میکنه واسه پارتی به جز عدد 8
0 1 2 3 4 5 6 7 ... 9
آخه اصلاً خوشش نمیومده ازش
وسط پارتی میبینه عدد 8 داره قر میده و میرقصه
جلو میره و یکی میخوابونه بیخ گوشش
میگه حیوون اینجا چی میکنی ... من که تو رو دعوت نکردم
عدد 8 میزنه زیر گریه و میگه
من عدد 0 هستم ...
دستمال بستم کمرم واستون "حبیبی النور العینی" برقصم !!! :|
1:به هم میرسند سلام میکنند.
2:باهم مصاحفه میکنند.
3:برای هر کاری انشاا... میگویند.
4:از گناه استغفار میکنند.
5:هر کاری را با بسم ا... الرحمن الرحیم شروع میکنند.
6:تا نام تو را میشنوند صلوات میفرستند
آﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻡ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮﮐﻨﯿﺪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻣﯿﮑﻮﺷﺪ
ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﮐﻨﺪ ؟
1
2
3
4
5
6
7
8
9
0
-
=
[
]
\
p
o
i
u
y
t
r
r
e
w
q
a
s
d
f
g
h
j
k
l
;
'
/
.
,
m
n
b
v
c
x
z
`
ﻅ
ﻁ
ﺯ
ﺭ
ﺫ
ﺩ
ﺉ
ﻭ
.
/
ﮒ
ﮎ
ﻡ
ﻥ
ﺕ
ﺍ
ﻝ
ﺏ
ﯼ
ﺱ
ﺵ
ﺽ
ﺹ
ﺙ
ﻕ
ﻑ
ﻍ
ﻉ
ﻩ
ﺥ
ﺡ
ﺝ
ﭺ
ﭖ
!
@
#
$
%
^
&
*
(
)
_
☻
♦
♣
♠
•
◘
○
◙
♂
♀
♪
♫
☼
►
◄
↕
‼
¶
§
▬
↨
↑
↓
→
←
∟
↔
▲
▼
À
È
Ì
Ò
Ù
Á
É
Í
Ó
Ú
Ý
Â
Ê
Î
Ô
Û
Ä
Ë
Ï
Ö
Ü
Ÿ
Ã
Ñ
Õ
à
è
ì
ò
ù
á
é
í
ó
ú
ý
â
ê
î
ô
û
ä
ë
ï
ö
ü
ÿ
ã
ñ
õ
*
,
-
.
/
¼
½
¾
π
Σ
σ
µ
τ
Φ
Θ
Ω
δ
∞
φ
ε
∩
≡
±
‰
≥
≤
÷
≈
√
²
^
ﺧـــــــــﺐ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﻫﻤﻪ ﮐﻠﯿﺪﺍﯼ ﮐﯿﺒﻮﺭﺩ ﺳﺎﻟﻤﻪ ﻭ ﮐﺎﺭ
ﻣﯿﮑﻨﻪ
من و پشه.....
چند وقت پیش یه شب ، داشتم میخوابیدم که یهو یه پشه اومد صاف نشست
نوک دماغم !
یه نیگا بهش انداختمو گفتم : سلام
گفت : علیک ..
گفتم : چیه؟
گفت: میخوام نیشت بزنم
گفتم : بیخیال ... این دفه رو کوتا بیا
گفت: تو بمیری راه نداره . گشنمه .
گفتم : الان میتونم با مشتم لهت کنم .
گفت : خودتم میدونی که تا بیای بزنی جا خالی دادمو مشتت میخوره وسط دماغت !
....
به نظر حرفش منطقی میومد !
گفتم : خیلی پستی
..ی دفه آهی بلند از ته دلش کشید و ساکت شد ...
گفتم چی شد؟؟
گفت : حاضری ؟
گفتم: تا جوابمو ندی نمیذارم بزنی ...
وقتی اصرارمو دید . دستمو گرفت و گفت : دنبالم بیا
گفتم کجا؟؟؟
گفت: مگه نمیخای جواب سوالتو بدونی ؟پس هیچ نگوو و دنبالم بیا
...ازجام بلند شدم و باهمدیگه راه افتادیم و رفتیم رفتیم و بازهم رفتیم...
گفت: هنوزم اصرار داری بدونی یا همینجا کارو تموم کنم ؟؟
گفتم : اینهمه راه اومدم تا جواب سوالمو بگیرم ... بریم
یهو یه لبخند زد و با دست زد به پشتم و گفت: این پشت کارته که
منو کشته !
راستش از شما چه پنهون ،یه جورایی ازش خوشم اومده بود .
به این فکر میکردم که اونقدا هم بچه بدی نیس !
تو این فکرا بودم که یهو گفت : آهااای آق پسر .ریسیدیم !
گفتم : خب
گفت :خب که خب .
گفتم : زهر مااار ..پس جواب سوالم چی شد؟؟
یهو دیدم اشک تو چشماش حلقه زد و سرشو انداخت پایین !
گفتم :چیه ؟
گفت : این سوراخو که میبینی توش زنو بچم زندگی میکنه !
اونشبی که یه پیف پاف خالی کردی تو اتاقت یادت میاد ، لعنتی؟؟
گفتم : آرره .چطور ؟؟
گفت: زن من اونشب اومده بود تو اتاقت . ولی توئه نامرررد با اون زهرماری
که به خوردش دادی اونو افلیج کردی . الان من موندم و 70 ، 80 تا بچه قد و نیم قد و یه زن افلیج !!
اونم به این خاطرکه توئه لعنتی حاضر نبودی یه چیکه ازون خونتو به ما بدی !!
..............................
سکوت سنگینی بینمون برقرار شد !
بغضی تلخ داشت گلومو فشار میداد . راسشو بخاید دیگه طاقت نیووردمو زدم زیر گریه ........
....................
از فردای اونشب ما باهم شدیم عین دوتا دوست خوب .
هرشب میاد پیشمو تا دلش میخاد میذارم خون بخوره .
راستش خودش حد و حدودشو میدونه و هیچوقت سواستفاده نمیکنه !
حال زنشم خدارو شکر روز به روز داره بهتر و بهتر میشه !
تا اینکه دیشب دیدم دوتایی با زنش که یه عصا زیر بغلش داشت
اومدن پیشم ..
جای همگی خالی ..
دوتاییشون نشستن رو دماغم و گفتن : بزنیم ؟؟
منم خندیدمو گفتم :
هرچقد دلتون میخاید بزنید .خوش باشید . شبتون بخیر
وايييييييييييييييييييييييييييي خدا چه بامزه ست
[URL=http://www.8pic.ir/][IMG]http://www.8pic.ir/images/27637030133937621957.jpg[/IMG][/URL]
در جملهی اتل متل توتوله، حرف "ت" چهار بار تکرار شده است که تعداد 4 فصل سال است.
حرف "ل" 3 بار تکرار شده است که تعداد ماههای هر فصلاست.
از حاصلضرب این دو 12=4*3 تعداد 12 ماه سال بدست میآید، و مهمتر اینکه تعداد تمام حروف "اتل متل توتوله" 12 حرف است.
...
نتیجه: آیا به راستی این نظم و ترتیب را خالقی نیست ؟
آیا فکر می کنید این هماهنگی بی هدف و بی منشاء بوده است
این جمله از طرف خداست و اینها نشانههاییست برای افرادی که میاندیشند.....
اگه ایمان نیاوردید ، یه توپ دارم قلقلیه رو تفسیر کنم براتون ؟







