باید بازیگر شوم ،


 آرامش را بازی کنم …


 باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …


 باز باید مواظب اشک هایم باشم …

 باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …

بسلامتیه پسری
که رفیقش بهش گفت اون ورو ببین،گفت من به عشقم قول دادم چشم چرونی نکنم..گفت نه رفیق اون ورو ببین اون پسره کیه با عشقت...!!؟

ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﯾﺒﺮﺷﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎﻣﻮﻧﻮ ﻟﺮﺯﻭﻧﺪ ...

نه هر چشم بسته ای خواب است

نه هر چشم بازی بینا...

دیروز رفتم كافي شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خودم تنها هستم
..
.
.
.
.
.

هیچی دیگه گوشیم رو برداشتم و کنار گوشم گرفتم و با صدای بلند گفتم

هي بدبخت بیا که خواهرت با يه پسره تو کافي شاپ نشسته !

جاتون خالی همه دخترا فرار کردند ... :)))))))))))))))))

پسرها عروسك ندارند،

درد دل كردن و حرف زدن را ياد نمي گيرند،

نگاه كن

فقط بلدند أسباب بازيهايشان را پرت كنند،

پسرها اشك هم ندارند،

مي ترسند مرديشان زير سوال برود،

مي شنوي؟؟

ته صداي فرياد شان گريه اي بي صدااست.

با يك اغوش ساده مي شود قلب هر مردي را به دست اورد،

نگأهشان كن،

وقتي گرسنه اند

مريضند،

خسته اند
دلت نمي سوزد برايشان،

ببين پدرت وقتي مادرت نيست چقدر پير است !!

مي دانم از پسرها ناراحتي جر زني مي كنند!
بي معرفتند!

حرف بد مي زنند!

بازي بلد نيستند، !!

آنها تقصيري ندارند ،

كسي نازشان نمي كند

گل سر صورتي به موهايشان نمي زند،

سيلي مي خورند كه يادشان بماند بايد قوي باشند .

دخترک . . .

پسر ها نميشکنندمگر به دست دخترکي همچون تو...

خنده های تـــو
آرزوهـــای مـن انـد
بخــند

تا برآورده شوند . . .

اخلاق سگی یه چیز خوبی داره...
دیگه هیچ گربه صفتی وارد زندگیت نمیشه!

از چي بگم برات؟ انتظار داري چه چيزي از جيب من دراد؟ جز يه كاغذ سفيد پاره؟ خب آره رفيق تقلب توشه ولي با خودكار سفيد ... تو هم مثل مني كم درد نداري... درد اصليت اينه كه علاقه اي به درس نداري... من كسي نيستم با اين امتحانا دردم بگيره... ولي اين نمره هارو كي ميخواد گردن بگيره؟؟؟؟؟
ایامه امتحانا به دانشجویان عزیز تسلیت

ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﻭ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﻥ ( ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ
ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ) ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻭ ﺍﻭﻧﺎ ﺭﻭ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﻧﺸﻮﻧﺪﻥ ﻭ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺭﻭ
ﺑﺴﺘﻦ ﺍﺯ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ"
ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺳﺎﺧﺖ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺖ ..!
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺍﯾﻦ ﺧﺒﺮﻭ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺩﻡ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ
ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻥ !
ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺭ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺟﺰ ﯾﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ
ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﯾﻠﮑﺲ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ..!
ﭘﺮﺳﯿﺪﻥ : ﭼﺮﺍ ﻧﺸﺴﺘﯽ؟ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﯽ !!
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺳﺎﺧﺖ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎﯼ ﻣﻨﻪ ..
ﮐﻪ ﺷﮏ ﺩﺍﺭﻡ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﮑﻨﻪ .. ﺗـــــــــــــــــﺎﺯﻩ ﺍﮔـــﻪ
ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻪ.

دختر کوچک به مهمان گفت : میخوای عروسکامو ببینی ؟
مهمان با مهربانی جواب داد : بله ، حتما !
دخترک دوید و همه ی عروسکهارو آورد ، بعضی از اونا خیلی بانمک بودن ولی دربین اونا یک عروسک خیلی قشنگ دیگه هم بود …
مهمان از دخترک پرسید : کدومشونو بیشتر از همه دوست داری ؟ و پیش خودش فکر کرد : حتما اونی که از همه قشنگتره … اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت : اینو بیشتر از همه دوست دارم !
مهمان با کنجکاوی پرسید : این که زیاد خوشگل نیست ؟!؟!
دخترک جواب داد : آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ؛ اونوقت دلش میشکنه …




سنگ‌پشت،‌ ناراضی و نگران بود. پرنده‌ای‌ درآسمان‌ پر زد، سبک... و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: "این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست. کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی. من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ ناامیدی."

خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود. و گفت: "نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس‌ نمی‌رسد. چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است. حتی‌ اگر اندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای. و باور کن آن چه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست،‌ تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی."

خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور. سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: "رفتن، حتی‌ اگر اندکی..."

ما در پنج سال اول به کودکانمان یاد می‌دهیم که چگونه راه بروند و حرف بزنند و در باقی عمرمان به آنها می‌آموزیم که چگونه یک جا بتمرگند و خفقان بگیرند

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند...

دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است

اگر پیاده هم شده است سفر کن در ماندن می پوسی...


دوستان یه مدت نیستم به بزرگی خودتون ببخشید:(((((


عقايد بر حقايق تأثير ندارند.
بلکه
اين حقايق هستند که بايد روي عقايد اثر بگذارند،
و
اين کار را هم مي کنند، البته اگر شما منطقي باشيد.

ريکي جرويس


چيه رفيق چت شده ؟ دلت تنگه؟واسه كى؟ واسه چى؟ واسه كجا؟ ميخواى الان پيشت باشه ، يا كه از پيشت رفته، ميخواى دوباره برگرده ،يا شايد ميخواى اونجاى باشى كه نميتونى !
اينو بدون فقط تو نيستى خيلى ها الان حال تو رو دارن، هر كى يه جور دلش تنگه...
يكى واسه عشقش
يكى واسه خونش
يكى واسه خانوادش
ما هم واسه ...

ما برنده ایم اگرلحظه های شیرین امروز را قربانی اتفاقات تلخ دیروز نکنیم،پس نه در حسرت دیروز ،،نه در رویای فردا"("فقط برای امروز")".


ﻳﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻯ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺭﺍﺣﺘﻪ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﭘﺎﻣﻪ، ﻫﺮ ٥ ﺩﻗﻪ ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﻧﻴﮕﺎ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﭘﺎﻣﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻳﺎ ﻧﻪ . . . . . . . . . . . ﻣﻌﺎﻭﺿﻪ ﺑﺎ ﺯﻣﻴﻦ ﻳﺎ ﺧﻮﺩﺭﻭ... :))


پیوسته دلم دم به هوای تو زند
جان در تن من نفس برای تو زند
گر بر سر خاک من گیاهی روید
هر برگی از آن بوی وفای تو زند ...

چهره اصلی سلطان سلیمان :)))))))




با زنت شوخی کن
سر به سرش بگذار
از غذایش بچش
از دستپختش تعریف کن
و بدان که اگر گاهی هم ظرف ها را تو بشوری
آسمان خدا به زمین نمی آید…!
آخر می دانی؟
او همان دختر رویاهای دیروزت است
که به آشپز خانهء زندگی امروزت آمده…!
باور کن بدون او
اجاق خانه ات حسابی کور کور است


مرد بغض نمیکند…


مرد گریه نمیکند…


مرد نمی شِکند…


فقط سیگاری روشن میکند و آرام و


بی صدا لابلای دود و شعر میمیرد… 

این پست رو به عشق همه بازدید کننده هام میزارم

دم همتون گرم

چه کسایی که نظر میدن چه کسایی که فقط مطالب رو میخونن

این وبلاگ رو فقط به این خاطر گذاشتم شاید بتونم با مطالبی که میزارم به عاشقا کمک کنم

وبعضی وقتا یه لبخند کوچیک روی لبتون نقش ببنده

هر انتقادی در مورد وبلاگ دارید توی این پست نظر بدید

و اگه درخاستی دارید خوشحال میشم بشنوم

خلاصه به بزرگی خودتون ببخشید اگه کم و کاستی داره



سكوت ميكني ، فرياد زمانم را نميشنوي ...
يك روز من سكوت خواهم كرد ...
و تو آن روز ، براي اولين بار ، مفهوم "دير شدن" را خواهي فهميد ... !!!

((حسين پناهي))