آخرین :

لیلا همچنان در درس خواندن ... !


و ... اینم آدرس وبلاگ جدیدم :

Y e L e y L a . P e r s i a n b l o g . I r

من دیگه تو این وبلاگ نمی نویسم ! سعی کنید دیگه تو این وبلاگ نظر نذارید !

چند روز مسافرت

یه چند روزی رفته بودم ( بودیم ) مسافرت . می خواستیم بریم سوئیس . بعد از ۵۰۰ کیلومتر راه رسیدیم به سوئیس . باز چند کیلومتر دیگه که رفتیم رسیدیم به اون شهر مورد نظر ( زوریخ ) . از شانس خوب ما اونجا داشت شر شر بارون میومد که اگه یه بار تو ایران میومد هزار رکعت نماز شکر می خوندن !
خلاصه شب رسیدیم اونجا و رفتیم هتل خوابیدیم . فردا صبحش که رفتیم شهرو ببیینیم بارون شدید میومد کف کفش من که داشت در می اومد تازه آب رفته بود توی کفشم انگار هر قدم که بر می دارم کلی آب دارم حمل می کنم با خودم !

بعد از زوریخ رفتیم به طرف برن و یه جایی از یه جاده پرپیچ و خم رد شدیم که خیلی هم قشنگ بود !
برن بافتش قدیمی بود و خیلی هم تمیزو ساکت و آروم بود با اینکه پایتخت بود ! حالا تهران ...
من که خیلی برنو دوست داشتم !  ۲ شب هم اونجا خوابیدیم تو هتل و بعدش راه افتادیم به طرف ژنو . البته قبلش رفتیم به یه شهر دریایی ( همه ی شهراش فکر کنم دریاییه ! ) به اسم لوزان . اونجا رفتیم سوار یه قایق پدالی شدیم خیلی حال داد !
بعد از اونجا رفتیم به طرف ژنو و وقتی رسیدیم من با خودم گفتم  خیلی شهرش شلوغ پلوغ بود . چون ظهر رسیدیم رفتیم هتل که یه کمی استراحت کنیم بعدش دوباره بیایم شهرو ببینیم .
وقتی بر گشتیم از هتل رفتیم کنار دریا ینی دم دم دریا که نه کمی عقب تر !
جالب این بود که هر قدمی که بر میداشتیم یه ایرانی جلومون ظاهر می شد ! بعد از ژنو هم برگشتيم خونه و ...
در کل خوب بود و خوش گذشت !

B عنوان

داشتم فکر می کردم چی بنویسم که یهو گفتم بیام درباره ی همه چیز بنویسم ! ینی هر چیزی که به نظرم می رسه .
بلاگفا خیلی قاط شده این ور آبم که هستیم بازم دیر میاد
روز پدر با نمی دونم چقدر تاخیر مبارک باشه ( به کی دارم تبریک می گم ؟؟؟  )
چقدر این داش مایکل ( صد سال  ) هوادار  داشته  معلوم نیست طرفداراش خوشن یا نا خوشن !  تو مراسمش می رقصن !
اه اه اهههههههههههههههه چقدر از قرص آهن بدم ميادددددد   حالمو بهم مي زنه  به خاطر اين كه اين چن روزه خوره ي كشك افتاده به جونم و هي مي رم كشك مي خورم  ، مامانم مي گه قرص آهن بخور ...
راستی به این نتیجه رسیدم همین قالبای بلاگفا ساده و قشنگن !  

خوب ديگه ... چيزي به نظرم نمياد آهان فقط يه چيزي : ? How is you  

خدافظ . LeyLa .

خطر انقراض

خیلی از جونورا نسلشون منقرض شده و بعضي ها هم داره مي شه ،

نسل انسان كي منقرض مي شه ؟

یه تابستون باحال

سلام تابستووووووووووووووووووووووووون

امیدوارم تا می تونم با بودنت خوش بگذرونم ، تا وقتي تو هستي !  

حیف که زود تموم میشی ! ولي همين كه چند ماه هستي بازم خوبه !

:) ، لبخند زندگي !

آخ جون
امتحام تموم شد و حالا با خيالت راحت ، واسه يه تابستون باحال برنامه مي ريزم .
اميدوارم تابستون خوبي باشه واسه همه كه نه واسه همونايي كه من مي خوام
آپاي منم داره كم تر مي شه و دير به دير چون مي خوام به تابستونم برسم !
خوب ديگه خدا فظظظ !

یادم اومد می نویسم !

آخ جون ! تقریبا یه هفته دیگه امتحانا تموم میشه  زود گذشت .. همه چی زود می گذره ...

اول راهنمایی راحت بود ... وای خدا کنه ۲۰ شم ! تا حالا که چیزیو کم ننوشتم ! غلط هم ... نوشتم ولی همون قدری هم که می خواست درست جاش نوشتم ! خدا کنه غلط نگیرن !  ( چه بی ریخته این شکلکه ! )
خوب دیگه کاری ندارم ... خدافظظظ !
آخرنوشت اول و آخر : آخر آهنگرو دوست دارم 

خاطرات " فردا "

به " فردا " فکر می کردم ، به " فردا "يي كه تو راه بود ، به " فردا "يي كه هنوز نيومده بود ...
به " فردا " نامه نوشتم كه : بيا ، زودم بيا ، ولي با كوله باري پر از شادي و خوش حالي ، پر از خاطره ، پر از لبخند ، بيا .  

--------

به اون روز پرخاطره فكر مي كنم ، به اون شاديا و خوش حاليا ، به اون لبخندا ... به اون " فردا "يي كه با كوله بازي سنگين ، زود و اومد و زودم رفت و ديگه هيچ وقت خبري ازش نشد .
آره ، " فردا " اومد و رفت ، اما خاطراتشو جا گذاشت و منم اونا رو توي ذهنم گرو گرفتم تا بدونم بالاخره " فردا " پيداش مي شه ...

به اميد " فردا "يي پر از شادي و خوش حالي ، پر از لبخند ، پر از خاطره ... ! :)


دیروز آخرین روز مدرسه بود ... چه زود تموم شد اول راهنمایی


خداحافظ ، تا ...

 آخر امتحانا ( ۲۱ خرداد )  ...

علفی !

خوشبختانه معلم خود ریاضیمون اومد راحت شدیم از دست ن----د
حوصلم سر رفته با این که مشق دارم و هیچیشم انجام ندادم اومدم یه چیزی بنویسم همین طوری علفی !
دیروز یه چیزی رو فهمیدم و به دیوونگی و دهن لقیش ۱۰۰ در ۱۰۰ اطمینان قلبی و روحی و جسمی پیدا کردم !  آدم شده واسه من ! آدمش می کنم !
اههههههههههههههههههه !  جای عید امسال یه چیز مزخرف تر داره نشون میده ... مجبورم از بیکاری حاد مزمن بشینم نگا کنم !!! سریالای نوروز امسال چقدر چرت و بی مزه بود !
خوب دیگه پاشم برم یه خورده به درسام برسم برای اولین بار هم که شده یه خورده علوم بخونم بلکه فردا چار تا مثبت دیگه هم بگیرم !
فعلا خدافظ !

اوج تا آسمان

 صدای پاهاتو می شنوم که به طرف من میای و قدمای خستتو می بینم که دارم تندتر از همیشه پیش می رن .
بالاخره از راه می رسی و میای کنار من میشینی . به هم نگاه می کنیم و با یه لبخند همه چیز بینمون ردو بدل میشه .
... قاصدكا رو فوت مي كنيم ، گلا رو نوازش مي كنيم و به غروب آفتاب نگاه مي كنيم . خورشيد سرخ تر از هميشس ...
بلند مي شيم ، دستاي همديگرو مي گيريم و به هم نگاه مي كنيم . با خوشحالي سرامونو تكون مي ديم و اونوقت ... چشمامونو مي بنديم و كم كم اوج مي گيريم و ميريم بالا ، تا اينكه روي ابرا فرود ميايم ... !

امشب ، دو تا ستاره ي پر نور و خندون ، خوش حال تر از هميشه ، به هم چشمك مي زنن ... !


آخر نوشت : امروز ۲ تا امتحان شفاهي خردادو دادم و هر دوتاشم كامل شدم  وايييييييي حالا مي تونم يه نفس راحتي بكشم ... اين امتحاناي خرداد مثه چي خرخره ي آدمو مي چسبه تا نمره ي كامل نگيريمم ول نمي كنه

بیچاره ها

ما بیچاره هاهنوز هیچی نشده باید امتحان خرداد بدیم !

خیلی امل و اسکل و خرگلن !  برای ریاضی و حرفه اصلا وقت نذاشتن  اونوقت برا املا انشا یه روز و نیم وقت گذاشتن ! ... میبینی توروخدا ؟  من نمی دونم کودوم بی عقلایی به کودوم اسکل و مردم آزاری گفتن بیا برنامه ی امتاحانای خرداد راهنماییای فلک زده رو طراحی کن  بابا حداقل مراعات اولا رو بکنن سال اوله همه چی واسشون جدیته  خدا نگذره ازشون ! فردا هم که امتحان قرآن شفاهی خردادو داریم
حالا اینا رو داشته باشین تا بعد ... !
=> شیشه پاک کن گلی !

دنبال شیپیش

توی یه جنگل پر از درخت گردش می کنم ، زير درختا استراحت مي كنم و تفنگمو بر مي دارم و آماده ي شكار شيپيش مي شم ! آخه تنها غذاي من توي اين جنگل انبوه شيپيشه ! يني اينجا يا درخت هست يا شپش !

( نوشته هاي يه شپش همنوع خوار ! )

به دور دست ها مي روم ...

خود را به باد می سپارم تا مرا به دوردست ها ببرد ،
به جايي كه باران ، با شادي به زمين مي آيد ،
به جايي كه نسيم ، با گلها بازي مي كند ،
به جايي كه غنچه ها ، به اميد زندگي تازه و پر از خنده ، به دنيا لبخند مي زنند ،
و من در آن لحظه ، باران شادمان را احساس مي كنم و با نسيم مهربان بازي مي كنم و با گلهاي خندان مي خندم ...

با باد به دور دست ها مي روم ...

وبگذر - قاط زدن بلاگفا

داشتم وبگذرمو نیگا می کردم دیدم یکی از کره ی جنوبی اومده وبم ! یکی دیگه از افغانستان !

چقد بلاگفا قاطه ها ! ميرم مي زنم آخرين نظرات خوانندگان ، بعد از اينكه يه قرن طولش داد ، مي نويسه : نظري براي وبلاگ به ثبت نرسيده است !
يه چيزيت مي شه ها بلاگفا ! مواظب خودت باش !

اتفاقات مختلف

همین جوری از بیکاری گفتم یه چیزی بنویسم ...

یکی اومده تو كلاسمون جديد  حالا قدر كلاس خلوتو مي دونم ...
اه ... چقدر بدم مياد يكي جمعمونو به هم بزنه ، يكي كه نمي شناسيمش

------------------------------

فعلا ۲ تا از امتاحاناي ميان ترم دومو دادم : علوم و عربي
علوم : علوم بيست شدم و خيالمم ازش راحت شد  من بد بخت نشستم تموم روزو علوم خوندم مهمونم كه داشتيم فقط رفتم سلام عليك كردم ، كلي جون كندم ... آخرش معلممون همون تكليفاي عيدو ازمون امتحان گرفت  واقعا نمي دونستم بايد خوشحال مي بودم يا ناراحت !

عربي : عربي همرو خوب دادم به جز يه بي دقتي ... كه نمرمو كرد ۵/۱۴ از ۱۵ . ( از قيافه ي شكلك ناراحت بدم مياد )
اصلا من هميشه به خاطر بي دقتي امتاحانامو خراب مي كنم  مثلا كلاس چهارم كه بودم امتاحان نيم ترم دوم رياضي رو به خاطر اينكه ۵۳ رو بر اثر بي دقتي نوشتم ۳۵ ، نمرم شد ۵/۱۹  ...
خلاصه كه من از بلد نبودن نمرم كم نشد و همينش مهمه  ( خوش بينم من  )

۳ شنبه هم امتاحان تاريخ داريم ببينيم اونو چي كار مي كنيم ...

...

موقه ی امتاحاناس ...
چه قد حال می ده وبلاگ جای نظر گذاشتن نداشته باشه !

ولی آخه نمی شه که ...

امروز - ديروز - هميشه !

امروز صبح كه از خواب بيدار شدم ، گفتم : خدايا هر چي مدرسه هست از رو زمين ور دار !

             خط فاصله از نوع بلندش (‌ مثلا )

... ديروز تو تلويزيون ديدمت ... بابا معروف ! ...

خط فاصله از نوع بلندش (‌ مثلا )

من بد بخت تو مدرسه : تشنم بود رفتم از سماور آب ريختم ديدم چه خنكه ، وقتي خوردم هر چي گچ بود رفت تو دهن و حلق و ...

خط فاصله از نوع بلندش (‌ مثلا )

بعضیا چقدر ...

بعضیا چقدر حال بهم زنن !
مثل اردک خاکستری !
همه ی هفته تعطیلیم به جز جمعه می گه جمعه رو بیاین مدرسه
هیچیکی نیومده بود ولی کلاس ما اومده بودن ! با ۲ نفر دیگه  ولی خوب حال کردم ضایه شد  اگه هیچکی نمیومد که دیگه حسابی دماغ گندش می سوخت !
اصلا مخش تاب داره خودشم نمی دونه چی میگه و چی کار می کنه !
یه روز از عمرت باقی مونده باشه میگه باید حتما بیای مدرسه ... اسکل !
خدایا عقده ای ها و فلجان ذهنی رو شفا بده تا به جامعه آسیب نرسونن !
خوب چی کار کنم ؟ بعد قرنی شکلکای بلاگفا درست شده خوشم میاد بذارم !

حرفای لیلا


خیلی حال میده نظرای دیگران رو ورداری ویرایش کنی!!!هاهاها!!!(اون جوری که خودت میخوای)!
---------------------------------------
به خاطر وجود بعضی از آدمای کامبیزه که آدم مجبوره نظراتو تاییدی کنه دیگه ... !
---------------------------------------
چقد از آدمای 2رو بدم میاد ... نفرت دارم از 2رو بودن ... اه اه اه ... !
---------------------------------------
خواننده فقط TS ... !
---------------------------------------
بدم مياد اينجا درباره ي خودم بنويسم ... ولي دوست هم دارم درباره ي خودم بنويسم ... كمي ... !
---------------------------------------
چقد بده آدم تو خودش باشه ، نتونه حرفاشو به ديگران بگه ، يا اصلا ديگراني وجود نداشته باشه كه بخواد حرفاشو بگه ... احساساتشو ... ! آخه آدمي كه درك كنه كم پيدا مي شه ... !
---------------------------------------
من از سه نقطه با يك فاصله و علامت تعجب خوشم مياد ... ! احساس مي كنم علامت تعجب بيشتر علامت خندس تا تعجب ... !
---------------------------------------
وبلاگ نويسي كار باحاليه ، ولي بعضيا اينقد چرند توي وبشون مي نويسن كه آدم از هر چي وبلاگ و وبلاگ نويسه حالش بهم مي خوره ... !
---------------------------------------
اينقد دوست دارم آدمايي كه جو گير مي شن رو ضايه كنم ... خيلي حال مي ده ... !
---------------------------------------
از اونايي كه براي زياد شدن نظر : دير به مطلب جديد مي ذارن ، به اين و اون مي رن مي گن بيا وبم و ... هزار تا كار بچه گانه ي ديگه مي كنن واصلا به خاطر نظر وبلاگ مي زنن ، به شدت بيزار و متنفرم ... !
---------------------------------------
بیشتر مواقع با خوشحال کردن دیگران ، خودمم خوشحال می شم ... !
---------------------------------------

دستتو بده به دست من

دستتو بده به دست من ،‌ تا با هم ديگه سوار ماشين روياهامون بشيم و بريم به جاهاي قشنگ ... به روياهامون ... خسته شدم از اين دنياي بي هيچ و پوچ كه با " مالش " همه رو به جون هم مي ندازه ...
پس وقتو هدر نده و دستت رو بذار توي دستم ... سفر بزرگي رو در پيش داريم !

آهنگ مورد علاقم

هر چه قدرم که به آهنگ مورد علاقم گوش بدم خسته نمی شم ...
 نمی دونم چرا ...
ولی خیلی خوبه 
هر وقت که گوش می دم حتما باید تا آخرش گوش کنم خیلی دوسش دارم ... TSSSSSSSSSSS

لازم

بعضی وقتا واقعا لازمه آدم یه تغییر و تحولی توی یه چیزی - حالا هر چیزی - ایجاد کنه ...

چقدر خوشم میاد بنویسم بعد ازش عکس بگیرم بندازم تو وب ... به جای تایپ ! از این به بعد شاید بعضی وقتا همین کارو کردم ،‌ حالا تا بعضي وقتا ... !
چقدر بده آدم با ذوق و شوق ورداره یه کاری رو انجام بده آخر سر ببینه همه ی تلاشاش واسه انجام دادن اون کار بی نتیجه بوده ...

خوبه , خوش حالم

خوبه ، خوشحالم ...
روز به روز داره بيشتر از TS خوشم مياد ... love struck iPod ام رو پر كردم از آهنگاش ... dancing

روز به روز

روز به روز دارم به اطلاعات بيشتري درباره ي " كد قالب و ويرايش اون " دست پيدا مي كنم ...
!!! ايول به ليلا !!!
شايد يه روز يه سايت قالب هم زدم ... !
بازم :!!! ايول به ليلا !!!

كليد

کلیدو جا گذاشتم ...
هیچ راه برگشتی هم وجود نداره ...
چی کار کنم؟!
----------------------------------------------------------------
واس چی وقتی یکی ‌BUSY یه ،
آنلاين مي شه؟
(يكي بايد اين سوالو از خودم بپرسه ! )

شیشه ی ماشین

چرا برای انداختن آشغال ، شیشه هاي ماشينو مي ديم پايين ولي براي كمك به اون بچه هاي گل فروش  يا چيزاي ديگه فروش كه واقعا نيازمندن شيشه ها رو پايين نمي ديم؟

همین جوری

دوباره سلام ... happy
 اومدم همین جوری یه چیزی بذارم که اون پایینی آخرین مطلب ۸۷ نباشه star
سال جدید خوبی داشته باشین party
مسافرت بهتون خوش بگذره angel
عیدی های آن چنانی بگیرین silly
سیزده بدر خوش بگذره batting eyelashes
بگین بخندین hee hee
و  ...
اینا بود آرزو های من برای شما  good luckwave - New!love struckbig hug

نشنیده می گیرم کوچولو !

نتونستم جلوی خودمو بگیرم و چیزی ننویسم تا ۸۸ ...

------------------------------------------------------------

بعضیا خیلی پر رواند هیچی بهشون نگی همه چی از اون دهن گشادشون می ریزه بیرون بدون کنترل ...
تنها برخوردی که میشه با این آدمای منگل که خیلی هم فکر می کنن بزرگن باید کرد اینه که در برابرشون گذشت کرد ... تا شاید خودشون سر عقل بیان ... و من هی می خواستم این جور چیزا رو ننویسم توی وبلاگم ولی دیدم نمی شه نمی تونم جلوی خودمو بگیرم ... !

آهای --- جون , حرفاتو نشنیده می گیرم !
 (به شرط اینکه دفعه ی آخرت باشه ... آفرین کوچولو !)

هوووووررررررررررررررررررراااااااااااااااا

آخ جووووووون داریم می ریم یه مسافرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تووووووووووپpartyclowndaydreaming - New!

خیلیییییییییییی خوش می گذره و
.
.
.
.
فقط ۴ روز دیگه مونده تا بریم مسافرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتparty

و همچنین:
.
.
.
.
.
فقط ۵ روز دیگه مونده به عید ... همگی با هم هوووووووراparty

دس بزنینapplauseشادی کنینdancing

خدا کنه دوچرخمو بیارم ... و فکر کنم که میارم چون با اینکه باربند دوچرخه نداریم ولی ۲چرخه ی من تا می شه!

فکر کنم این آخرین آپه ۸۷ باشه
به همه تعطیلات نوروز خوش بگذره
خدا فظظظ!wave - New!(بیشتر بهش میاد شیشه پاک کنه تا خداحافظی!)

راستییییییییییییییییییی یادم رفت بگم که من نظرات رو فعال می ذارم حالشو ببرید! فقط از اعتماد من سوءاستفاده نکنید لطفاااااااااااااا"

 

عید همه مبارک ! ۸۸ خوبی داشته باشین!

 

 

 

اصلا

اصلا خوش نگذشت ...
فقط به اونایی حال داد که مثه شراب خورده ها مست بودند و همش الکی می خندیدند ...
خلاصه کنم:چرت بود!