ببخشید من مدتی نمیتونم بهتون سر بزنم و آپ بزارم
من امسال پیش دانشگاهیم و از فردا باید برم مدرسه
برام دعا کنید لطفا
دلم برای همتون تنگ میشه
تا سال بعد همین موقع ها خداحافظ
ببخشید من مدتی نمیتونم بهتون سر بزنم و آپ بزارم
من امسال پیش دانشگاهیم و از فردا باید برم مدرسه
برام دعا کنید لطفا
دلم برای همتون تنگ میشه
تا سال بعد همین موقع ها خداحافظ
زمین چرخی زده و خواب زدگی دیروز درختان را به جوانه های سبز امروز مبدل کرده.
بوی شکوفه های سپید بهار نارنج
عطر شفاف یاس و رازقی.....
آری بهار آمده است
به زیبایی همین یاس همین بهار نارنج
بهارتان زیبا و مبارک
خواستم بگویم تنهایم
اما نگاه خندانت ، مرا شرمگین کرد
چه کسی بهتر از تــو ؟

در برف آهسته قدم بردارید
شاید
شاید چشمی پشیمان رد پایم را دنبال کند.

آیا سکوت روشن ترین کلمه نیست؟
دارم به این فکر میکنم که: عجب صبری دارد خدا
من اگر جای اون بودم زمین رو رو سر ظالم ها
خراب میکردم
گاهی فکر کردن به بعضی ها بعضی چیزا
لبخند روی لبات میشونه
فکر کردن به حماقتی بچه گانه
به تو
که لیاقت محبت نداشتی
این لبخند ها ی گاه و بی گاه را
دوست دارم

سر چشمه ی رویش ها یی,دریایی, پایان تماشایی.
تو تراویدی:باغ جهان تر شد , دیگر شد
صبحی سر زد, مرغی پر زد, یک شاخه شکست:خاموشی
هست.
خوابم بر بود, خوابی دیدم:تابش آبی در خواب, لرزش
برگی در آب.
..
..
..
( برای مطالعه ی ادامه ی شعر به ادامه ی مطلب بروید)
حضور تو .............
و صدای قلب من
کاش آن حرف ها را نمیزدی
شیرینی حرفهایت نمیگذارد
نمیگذارد فراموشت کنم
این روز ها
پر از خالی ام
خالی از حوصله
لحظه لحظه هایم
پر میشود از عطر خیال ها
خیال هایی که در همه ی آنها
تو پرسه میزنی
پر از آب..............
من شنا بلدم ولی نمیدونم چرا نمیتونم کاری بکنم
انگار دست و پامو بستن
کسی رو میبینم دستشو به سمت من دراز میکنه
میخواد کمکم کنه
دست را میگیرم
مرا میکشد
هورااااااا دارم نجات پیدا میکنم
ولی انگار نه
داره منو به سمت اقیانوس هل میده
سعی میکنم دست را رها کنم
نه این راه نمیشه
دست را سفت میگیرم
ازش خواهش میکنم
ولی من رها شدم
از دور میبینمش
چهره اش آشناست
آره اون تو بودی که من رو با امید نجات داخل اقیانوس اندختی
در صورتی که اون دریایی من توش دست و پا میزدم اصلا دریا نبود
چاله ای بیش نبود که من ازش دریا ساخته بودم
این جا تو نیستی
همچنان گنگ و سردر گمم
زندگی چقدر نا جوان مردانه مارا امتحان میکند
درد من از نیستن نیست.........از چرا نبودن است
درد من این جمله است:
نقطه ی آغاز که به پایان ختم میشود و تمام.........
دلم هوای ازادی کرده
ازادی از این اشک ها
از این بقض ها ی گاه و بی گاه
مقصر حماقت من بود یا بچه بازیم......؟؟
مقصر قلبم بود یا حرف های تو.......؟؟
کاش کسی روشنم می کرد!!!!!!!!
چند سالی است که من میگریم
در پی تسکینم
ولی ای کاش کسی میدانست
چند دریا
بین ما فاصله است
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
مدرسه ها تموم شد!!!!!!!!!!!
دیگه لازم نیست تا صبح بیدار بمونیم درس بخونیم واسه امتحان.
باشد
(خداحافظ )
ولی
رفتم که تو باور کنیدارم محبت می کنم
چنــان سریع ماضــی مــی شوند
کــه باور نمــی کنـــی
مــی گوینــد...مـی گفت
مــی شود...شــد
...مــی رفت...رفت
و دیگر هیچ گــــــاه
بـــاز نخواهـــد گشتــــ
برگی ديگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ ديگري از درخت زمان بر زمين افتاد،سالي ديگر گذشت
سال نو مبارک
خستم از این زمونه کاش میتونستم مثل قبل باشم
خستم از این همه کارهای تکراری من کسی بودم که همه به شاد بودنم غبطه میخوردند
همه از وجودش شاد میشدن اونقدر شیطونی میکرد که همه از دست شیطونیاش خسته میشدن
دلم برای اون روزا تنگ شده دوست دارم برگردم به همون روزای بیخیالی
روزایی که هر لحظه منتظر یه اتفاف جدید بودم نه مثل حالا که همه چیز یکنواخت شده
صبح ظهر شب همون کارای تکراری
خستم خستم خستم از همه چیز از همه کس
و ما راقلب زنده نگه میدارد و قلب را عشق
پس روزگار را عاشقانه بساز...........
happy valentaine
شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، دلم در حسرت دیدار
او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت تنهایی غریب است ببین با
غربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پا
کرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد
رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای:
خش خش برگ ها..............................
همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید:
دوستت دارم.....................................
چیزی نگفتم
اذیتم کردی
چیزی نگفتم
حتی غرورمو شکستی چیزی نگفتم
تحمل کردم تحمل
تا وقتی بودی دلم به بودنت خوش بود
چیزی نمیگفتم چون بودی چون دوست داشتم
ولی وقتی رفتی دیگه نتونستم تحمل کنم
همچی رو تونستم تحمل کنم بجز دوریت
دوری از تو داغونم کرد
هرشب تصمیم میگیرم فراموشت کنم ولی دوباره تا اسمت میاد اشک تو چشمام جمع میشه
عصابم خورده از دست تو از دست خودم از این خاطرات
اگه بعد از تو دل من ،رنگ شادی رو ندیده
تو جوابشو میدونی ،تو که بردی منو از یاد
من عاشقو فروختی خیلی ساده به هوسهات
هنوز باورم نمیشه دیگه نیستی تو کنارم
عشق تو با سینه ی من خیلی وقته که غریبس
توی مسیر عشق بازی دل من رسید به بن بست
دیگه هیچ ستاره ای نیست،توی اسمون سینه
میترسم که قلب تنهام توی این سینه بمیره
همه ی زندگیم یه دل بود،که اونم دست تو دادم
مثل فقیری دلشکسته،دیگه من هیچ چی ندارم
میگم دلم گرفته
تنهام..........
هیچکس نیست باهاش دردودل کنم.........
براش گریه کنم
باهاش حرف بزنم
سرمو بذارم رو شونهاش
اون وقتا وقتی ناراحت می شدم
یکی بود دل داریم بده
یکی بود باهاش حرف بزنم
ولی الان چی؟؟؟؟؟
نیست!!!؟؟؟؟؟؟
رفته..........
نمیدونم کجا؟؟؟؟
نمیدونم چرا؟؟؟؟؟
الان با کیه؟؟؟؟؟
اونم تنهاست؟؟؟؟؟
اگه تنهاست پس چرا بر نمیگرده؟؟؟؟
اصلا تنهاست؟؟؟؟؟
اگه نیست پس با کیه؟؟؟؟؟؟؟
کاشکی بود حداقل جواب سوالامو میداد.........
کلی سوال دارم که اگه اومد ازش بپرسم
چرا یکدفعه اینجوری شد؟نمی دونم چرا؟چرا با یه اشاره ی کوچولو به قلبم اینجوری گرفتار شد؟
کی میتونه بهم جواب بده؟
خودت بگو.....................!!!؟؟؟؟؟؟
دلم واست تنگ شده. چرا رفتی؟واقعا دوسم نداشتی؟
پس چرا گفتی دوست دارم؟؟؟؟
چرا بهم دروغ گفتی؟
کاش اصلا نگفته بودی کاش نگفته بودم
چرارفتی وشکستی عهدی که من با توبستم؟
ازتومیپرسم که انگاردیگه تودوسم نداری
چراتوبه من نگفتی که یه روزتنهام میذاری؟
ازتو میپرسم که چشمات منودیدوعاشقم کرد
چرابعدازتودل من خونه ای شدواسه ی درد؟
پرسشای بی جواب وبی تو من جواب گرفتم
بی طرف رفتم به قاضی اماراضی بر نگشتم!!!!
من شکایتی نکردم ازتوپیش اسمونا
دردمو خدا میدونه با تویی که رفتی حالا
میدونم که دل شکستن واسه تو نداره کاری
اما نفرینت نکردم بااینکه پرازگناهی
گوشهایت را بگیر
اینجا سکوت گوش تورا کر میکند!!!!!
خوشگله،هرکاریش میکنی خوشگله،حتی وقتی بدترین اداهارودرمیاره
فقط کافیه باور کنی مال توست،
جون من فرداخوب نگاش کن بدوضعی قشنگه،حتی وقتی داره بهت دهن کجی میکنه...........
بهاره رهنما