شاپرک...
شاپرک میان دستانت له میشود!
نیت تو کجا...
سرنوشت او کجا...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شاپرک میان دستانت له میشود!
نیت تو کجا...
سرنوشت او کجا...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
می آیی . . . می روی . . . و فقط یک سلام . . .
و گاهی یک خداحافظی . . . نه . . . این انصاف نیست . . .
من و یک دنیا عشق . . . تو و یک دنیا بی تفاوتی . . . !
بگو کجای این جاده
که حتی جوهر شعرم همینو ازتو میپرسه
که چی شد اون همه رویا همون قصری که میساختیم
دارم حس میکنم شاید من وتو عشقو نشناختیم
..............................
به لطف و حرمت خاطره هامون نگو همیشه یاد من میمونی
که نه من مثل اون روزای دورم نه تو دیگی برای من همونی
...............................
بذار جز این سکوت سرد لبهات برام چیزی به یادگار نمونه
بذار تا نقطه پایان این عشق مثل اشکی بشینه روی گونه...
...............................
تحمل میکنم غیبت ماه رو میدونم نیمه همدیکه هستیم
نشد پیدا بشیم تو متن قصه به دور از چشم دریا رفتیم از دست...
شب از نیمه گذشت خواب به سراغم نمی آید .
یاد تو را در این نیمه شب در پشت پنجره چشمانم
در پس اشک بی پایانم میجویم.
شب با من همراه است
با حضور ابر
نمی دانم ستاره را چگونه می توان دید
با این حال آواز باران
نوید با تو بودن را می دهد
هرگاه میخواهم از شادی به هوا برخیزم
هراسانم مبادا زمین را از زیر پاهایم بکشند...
همونی که همش ازش تعریف میکنم
ازدور دیدمش تصمیم گرفتم بجای سلام دستاشو بگیرم و بعد بغلش کنم و
موهاشو نوازش کنم.
میگفت دلش برلم تنگ شده بود و اومده بود که منو ببینه..
همونجوری که انتظارشو داشتم بغلم کرد و اشک میریخت جوری که تمام وجودم خیس شد
خواستماشکاشو پاک کنم که یادم افتاد
توقبرم کلی سنک و خاک بینمونه...
قلم رو گرفتم دستم ولی حرفی برای گفتن ندارم...
اینروزها به جز تنهایی هیچی سراغ افکارم نمیاد...
تنها شدن...
وای...
وای...
یک نفس مانده به سرما و به یخ
چشم در چشم زمستانی دگر
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما
حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست...
که روی اون >>ها<< کنیم بعد با انگشت قلب بکشیم...
بعد وایسیم آب شدنش رو تماشا کنیم و کیف کنیم!!!!
رو شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی بایدمردونه پاش وایسی...
داری از دست های کسی میروی که هر بار صحبت از رفتنت شد
زبانش را گاز گرفت
و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
که از پس در هم نگه داشتنمان بر نمی آیند
اگر کافر شدن فایده داشت آنقدر به آغوشت شِرک می ورزیدم
که آسمان به زمین بیاید و هیچ هواپیمایی بدون اجازه ی من
روی حرف های تو بلند نشود ...
تو به درد رفتن نمی خوری
من با انتظار / زیر یک سقف نمی خوابم
و گریه / راه ِ دموکراتیکی برای پشیمان کردنت نیست
من بی دست و پا تر از آنم که در فرودگاه برایت دست تکان دهم !
اهل کجا بودنت مهم نیست،اهل وبجا بجا بودنت مهمه
منطقه زندگیت مهم نیست، منطق زندگیت مهمه
تقدیم به کسانی که:
دعا دارن،ادعا ندارن
نیایش دارن،نمایش ندارن
رسم دارن،اسم ندارن
هزاران آرزو طلبکارم و یک مرگ بدهکار
خسته ام...
یا طلبم را بده یا طلبت را بگیر...
گفته بودم مردم اینجا بدند؟
دیدی ای دل ساقه جانت شکست؟
دیدی ای دل در جهانت یار نیست؟
هیچکس در زندگی غمخوار نیست؟
دیدی ای دل حرف من بیجا نبود؟
نوبهارعمر را دیدی چه شد؟
دیدی ای دل دوستیها بی بهاست؟
کمترین چیزی که میبینی وفاست"ای دل"