از این شنبه ...
کلمه ی عبور و داشته باشی حله ...
کلمه ی عبور و داشته باشی حله ...
نمیدونم کجام ...
دنبال چی میرم !
بگو از کی باید
سراغتو , بگیرم
منه ولگردو جم کن از این کوچه ها
دارم له میشم تو فک کن رو به رام
نزار این اشکا بمونه روی گونه هام
نزار ...
منه ولگردو جم کن از این کوچه ها
دارم له میشم تو فک کن رو به رام
نزار این اشکا بمونه روی گونه هام
==========
==========
از عذاب رفتن تو میسوزم تو اوج غربت
واسه ی بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت
اینجا اشک تو چشامو به کسی نشون ندادم
اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمیارم
وقتی نیستی هرچی غصه است تو صدامه
وقتی نیستی هرچی اشکه تو چشامه
از وقتی رفتی ،دارم هر ثانیه از غصه رفتنت میسوزم
کاشکی بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگاره از تو
خاطراتت تنها باقی مونده از تو
وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجودم
کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم 2:00
هنوزم همه میپرسن حالتو
از من که میگردم شهرو دنبال تو
نباشه غمت پشتتم من نترس
هواسم به آبروت پیش همه هست
خیالت نباشه نمیگم بدی
نمیگم چه زخمی به قلبم زدی
برو با کسی که الان پیشته
بجای من هی نازتو میکشه
کسی که سبب شد نبینی منو
جای موندن انتخاب کنی رفتنو
منم قید دستاتو دیگه زدم
با این جای خالیت کنار اومدم
از من چه مانده بعد تو جز نا توانیم
جز سنگ قبر خاطره روی جوانیم
بی عشق و بی عاطفه و هیچ وعده ای
ماندم چگونه سمت خودت می کشانیم
آن من که آزموده جهان را به عشق خویش
حالا برای همچو تویی امتحانیم
حال از نبرد بین تو اعتماد من
این از قمار من و زندگانیم
اگر برای ابد هوای دیدن تو نیافتد از سر من چه کنم
هجوم زخم تو را نمی کشد تن من
برای کشته شدن چه کنم
هزار و یک نفری به جنگ با دل من
برای این همه تن چه کنم
اگر برای ابد هوای دیدن تو نیافتد از سر من چه کنم
هجوم زخم تو را نمی کشد تن من
برای کشته شدن چه کنم
هزار و یک نفری به جنگ با دل من
برای این همه تن چه کنم
باید بمیری و نگویی دلت کجاست
درسی که داده ای به من از هم زبانیم
حالا که نیستی و نمی خواهیم بگو
حالا چرا به پای خودت می نشانیم
اگر برای ابد هوای دیدن تو نیافتد از سر من چه کنم
هجوم زخم تو را نمی کشد تن من
برای کشته شدن چه کنم
هزار و یک نفری به جنگ با دل من
برای این همه تن چه کنم
همون لحظه همون لحظه همون موقع با اون احوال خیلی بد
درست وقتی که میرفتی دلم شوره تو رو میزد
همون وقت که تو رو داشتم یهو از دست میدادم
از اون شب به خودم هر شب چقدر لعنت فرستادم
چه کاری بود که من کردم تو رو سوزوندم از ریشه
این آتیش همون روزه که دامن گیر من میشه
رفتی که تنها بمونم با خودم هیزمه آتیش تنهایی شدم
باعث اون همه تنهایی منم عاقبت باید که تنها میشدم
رفتی که تنها بمونم با خودم هیزمه آتیش تنهایی شدم
باعث اون همه تنهایی منم عاقبت باید که تنها میشدم
توی این خونه ی متروک دلم جون میده و میمیره
شباشم بی ستارستو غروباشم نفس گیره
به تو بد کردمو الان ببین عاقبتم اینه
که تنهامو دله تنگم دیگه ساکت نمیشینه
به تو بد کردم اون روزا که عشقت رو نفهمیدم
که هر کاری باهات کردم دارم تاوانشو میدم
رفتی که تنها بمونم با خودم هیزمه آتیش تنهایی شدم
باعث اون همه تنهایی منم عاقبت باید که تنها میشدم
یه نفر اینجاست که انگار دلش از همه گرفته
طعم همه خوشیاش انگار از حافظش رفته
روزاتو سر میکنی با یه خیال از یه گذشته
جمعه انگار شده اسم همه هفت روز هفته
ناراحت نباش اگه بعد 20 سال زندگی مثل من پیر شدی شکستی
مثل برق مثل قبلنا نمیشینه خنده رو لبت
اگه حالا به جا برچسبای ادامس خرسی زخمه رو تنت, اره زخم رو تنت
اگه پای عشقت الکی هدر رفتی سوختی پاش
اگه پر حرف دلتو لباتو به هم دوختی داش
ناراحتی نداره مشتی
درخت پیر باغچم حتی هنوز داره نفس میکشه به امید دیدن بهار بعدی
نگران نباش
اگه جواب مرامو رکب میگیری
اگه توی خطیای زندگیتم عقب میشینی
اگه کام نمیده سیگارت، نم گرفته زیر بارون
اگه بریدیو دلت داره غرق قصه میشه اروم
نگران نباش
منم حالم از تو هیچی نداره کم
یه دل تو سینمه ارزومه یه شب از اسمونش نباره غم
پر نقشای مردست مثل فیلم ترسناکه نواره قلبم
میدونم مثل منی, حال منو تو که نگرانی نداره اصلا
همیشه هیچیزی اونجور که دلت میخواد نمیشه
کی میدونه کی میدونه که فردا چی میشه
روزاتو سر میکنی با یه خیال از یه گذشته
جمعه انگار شده اسم همه ی هفت روز هفته
ناراحت نباش
اگه زندگی ساز کوک نمیزنه
یه نت فالشو یه دنیا حرف، حرفایی که طوری میکنه خوردت
همچین ضربه ای هزار تا هوک بهت نمیزنه
الان اگه خوش شانسم باشه وسط هدفو لوک نمیزنه
نه ناراحت نباش
اگه باهم میسوزه خشک و تر
اگه زمونه میکنه یه کارایی که به سروپات نمونه کرک و پر
اگه پاچه شلوارت شده خیس تو بارونه روی زمین
اگه تو هر قدم زندگیت یه سد بزرگ بوده کمین
نگران نباش
داش منم مثه توام پر درد
شبا به گلوی پر بغضم، سر میزنم مثه یه دوره گرد
اینم میدونم که تو هم مث منی
خسته ای،حتی واسه وایستادن روپاتم نداری دیگه حس قدیم,هه مثل قدیم
نگران نباش
اگه شبو روزو میدی فسسی پس
اینو بدون سرپاییم من و تو هنوز و تو دل به امید حسی هست
اینو بدون منو تو یه خدایی داریم که بیشتر از من و تو تنهاست
بده من دستتو با من باش اگه داری هنوز حس پرواز
همیشه هیچیزی اونجور که دلت میخواد نمیشه
کی میدونه کی میدونه که فردا چی میشه
روزاتو سر میکنی با یه خیال از یه گذشته
جمعه انگار شده اسم همه ی هفت روز هفته
I heard that your settled down
شنيدم که يه جايي رو واسه موندن پيدا کردي
That you found a girl and your married now
اينکه با دختري آشنا شدي و حالا ديگه با هم ازدواج کردين
I heard that your dreams came true
شنيدم روياهات به حقيقت پيوستن
Guess she gave you things I didn’t give to you
حدس ميزنم چيزايي رو بهت داده که من هيچوقت بهت ندادم
Old friend, why are you so shy
دوست قديمي، چرا انقدر خجالت ميکشي؟
It ain’t like you to hold back or hide from the lie
اصلا بهت نمياد بخواي عقب بکشي يا از دروغ مخفي شي
I hate to turn up out of the blue uninvited
متنفرم از اينکه بخوام به ميل خودم، سرزده و ناگهاني وارد بشم
But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it
اما نميتونستم دور وايستم،و حتي نميتونستم خودمو درگيرکنم
I hoped you’d see my face & that you’d be reminded
اميدوارم چهرمو ديده باشي و اين رو به يادت آورده باشه که…
That for me, it isn’t over
اين پايان کاره من نيست
Nevermind, I’ll find someone like you
اشکالي نداره ، يکي مثله تورو پيدا ميکنم
I wish nothing but the best for you too
من هيچ ارزويي ندارم فقط بهترين هارو براي تو ميخوام
Don’t forget me, I beg, I remember you said
منو از ياد نبر، التماس ميکنم ، يادمه که گفتي:
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”
يه وقتايي عشق هميشه باقي ميمونه و بعضي وقت ها هم برعکس،باعث آسيب ميشه
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah.
يه وقتايي عشق هميشه باقي ميمونه و بعضي وقت ها هم برعکس،باعث آسيب ميشه.آره
You’d know how the time flies.
بايد ميدونستي زمان چطور ميگذره
Only yesterday was the time of our lives.
همين ديروز بود که شروع به زندگي کرديم
We were born and raised in a summery haze.
پا به اين دنيا گذاشتيم و در يک غبار تابستاني رشد کرديم
Bound by the surprise of our glory days.
که با شکوه و حيرت روزهاي زندگيمونه آميخته شده
I hate to turn up out of the blue uninvited,
متنفرم از اينکه بخوام به ميل خودم، سرزده و ناگهاني وارد بشم
But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it.
اما نميتونستم دور وايستم،و حتي نميتونستم خودمو درگير هم کنم
I hoped you’d see my face & that you’d be reminded,
اميدوارم چهرمو ديده باشي و اين رو به يادت آورده باشه که…
That for me, it isn’t over yet.
اين پايان کاره من نيست
Nevermind, I’ll find someone like you
اشکالي نداره ، يکي مثله تورو پيدا ميکنم
I wish nothing but the best for you too
من هيچ ارزويي ندارم فقط بهترين هارو براي تو ميخوام
Don’t forget me, I beg, I remember you said
منو از ياد نبر، التماس ميکنم ، يادمه که گفتي:
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay
يه وقتايي عشق هميشه باقي ميمونه و بعضي وقت ها هم برعکس،باعث آسيب ميشه.آره
Nothing compares, no worries or cares.
هيچ چيز قابل قياسي،.نگران کننده اي يا چيزي که بخواي مراقبش باشي ديگه نيست
Regret’s and mistakes they’re memories made.
اشتباهات و پشيموني ها، اينا ساخته هاي ذهنن
؟Who would have known how bittersweet this would taste
کي ميتونست بفهمه که چطور ميتونه انقدر تلخ و شيرين(ترکيبي از شادي و غم) باشه
Nevermind, I’ll find someone like you
اشکالي نداره ، يکي مثله تورو پيدا ميکنم
I wish nothing but the best for you too
من هيچ ارزويي ندارم فقط بهترين هارو براي تو ميخوام
Don’t forget me, I beg, I remember you said
منو از ياد نبر، التماس ميکنم ، يادمه که گفتي:
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay
يه وقتايي عشق هميشه باقي ميمونه و بعضي وقت ها هم برعکس،باعث آسيب ميشه.آره
Nevermind, I’ll find someone like you
اشکالي نداره ، يکي مثله تورو پيدا ميکنم
I wish nothing but the best for you too
من هيچ ارزويي ندارم فقط بهترين هارو براي تو ميخوام
Don’t forget me, I beg, I remember you said
منو از ياد نبر، التماس ميکنم ، يادمه که گفتي:
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”
يه وقتايي عشق هميشه باقي ميمونه و بعضي وقت ها هم برعکس،باعث آسيب ميشه
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah
يه وقتايي عشق هميشه باقي ميمونه و بعضي وقت ها هم برعکس،باعث آسيب ميشه.آره
دآنــــلـــــــــــــــــــــــــــود 
آخرین سنگر سکوته
حق ما گرفتنی نیست
سمونشم بگیرید
این پرنده مردنی نیست
آخرین سنگر سکوته
خیلی حرف ها گفتنی نیست
ای برادر های خونی
این برادری تنی نیست
موج دست های منو تو
دست دریا رو گرفته
عکس تو با سرمه ی خون
چشم دنیارو گرفته
ما که از آوار و ترکش
همه رو به جون خریدیم
تو بگو همسنگر من
ما تقاص کی بریدیم
آخرین سنگر سکوته
حق ما گرفتنی نیست
آسمونشم بگیرید
این پرنده مردنی نیست
آخرین سنگر سکوته
خیلی حرف ها گفتنی نیست
ای برادر های خونی
این برادری تنی نیست
خستگی تو مال من دیوونگیم برای تو
من از همه جدا شدم همه به استثنای تو
اینجا یکی هست که می خواد دور خودش خط بکشه
فکرش رو می کردی یه روز اینجوری عاشقت بشه
آره عاشقتم می بری دلی که میبازه به تو
آره عاشقتم بده دل به کسی که بازم دیده خواب تو عاشقتم
با اینکه دلم واسه تو کمه بیشتر از همه عاشقتم
آره عاشقتم می بری دلی که میبازه به تو
آره عاشقتم بده دل به کسی که بازم دیده خواب تو عاشقتم
با اینکه دلم واسه تو کمه بیشتر از همه عاشقتم
♫♫♫
اگه من می سوزم هیزوم آتیش تویی
اگه دیوونه شدم باعث و بانیش تویی
دل بده بسه دیگه این دست و اون دست نکن
عاشق چشماتو راهی بن بست نکن
آره عاشقتم می بری دلی رو که می بازه به تو
آره عاشقتم بده دل به کسی که بازم دیده خواب تو عاشقتم
با اینکه دلم واسه تو کمه بیشتر از همه عاشقتم
تو میترسی بی کسی مارو کنار هم ببینه
تو میتونستیو نخواستی همه ی دردم همینه
همه ی حرف من اینه که چرا از چشت افتاد
اونکه بی اشاره ی تو دل به جاده ها نمیداد
بی تو بدبینم به جاده به کسی که تویه راهه
بی تو شیرینیه لبخند رو لبایه من گناهه , رو لبایه من گناهه
از خیالشم میترسم که ببینمت کنارش
یه کسی که تا دلش خواست سر روشونه هات بذاره
سر روشونه هات بذاره
حالا باقی مونده هایه منو احساسم همینه
دله دلتنگم غروبا پایه پنجره بشینه
دلخوشیم یه ابر تیرست که هوایه منو داره
آخه از سیاه ترین ابر بهترین بارون می باره
بی تو تکلیفه من اینه مشقایه خاطره بازی
باقیه عمری که باید با بدو خوبش بسازی
با بدو خوبش بسازی
بی تو بدبینم به جاده به کسی که تویه راهه
بی تو شیرینیه لبخند رو لبایه من گناهه , رو لبایه من گناهه
سر روشونه هات بذاره
پلیز دانلود ☺
مابین ابر تار قشنگه قرص ماه
دوباره غرق خواب به زور قرص خواب
امام که نه ولی خدا رو میشه توش کشید
این بار اضطراب و مشکلارو دوش کشید
هنوز نبرده خوابت یه زن تو تخت خوابت
پری از فکر و تصمیم از فردا سخته کارت
میگی برای چی به پای کی تا کی بجنگم
بشم فنای این نگاه سیر و بار بخندم
میخوای که هر چی هست و نیست و یکجا بشکنی
بری تو پنجره با دست باز و بپری
بری و دور شی ذره شی و نور شی
ولی سیگار باز ارومت میکرد
دقیقا اینجاست که خدات میاد پیشت
میری تو اوجات گشاد میشه نیشت
میشی پر از امید یه حس اعتماد به نفس
میگی که میشه رفت یه حق و اعتقادی هست
یکی هست اون بالا که خالصانه باهاته
په بگذر که دیره واسه رسیدن به ارمش
دلتو پس بگیر و برو سمت ابرا
توام باش مثه اون یه باغبون تنها
درسته این مسیر په پرده ها رو پاره کن
تو غصه راهی نی په فکر راه چاره کن
اون کودک درونت امروز مرد کامله
تو خواستی تازه شه باز تو ساختی راه نو
جوون تر از جوونی نوجوون بودم
یه تخس مهربون و خوش زبون بودم
همیشه لبخند یه قسمتی از من بود
نمایش اول یه عبرتی از شب بود
لیوان قهوه سیگار فله لباس بره صدای نره
این زندگی یه گرگه با زخم روی گرده
بدون کشتن اون بازی هارو برده
ها کن روی پنجره یه عکس قلب بکش
وا کن رو به دریاهاشو غرق درد عشق
اون لیوان الکلو هی تند تند سر بکش
درود به ما و قشر ما که شستیم خون از اجتماع
یکی هست اون بالا که خالصانه باهاته
په بگذر که دیره واسه رسیدن به ارمش
دلتو پس بگیر و برو سمت ابرا
توام باش مثه اون یه باغبون تنها
آهنگو که گوش کردی، تکست بالا هم باش بخون
بعد میفهمی چی میگه :|
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن
ای پرنده پر بگیر
اون ور جنگل تن سبز
پشت دشت سر به دامن
اون ور روزای تاریک
پشت این شبای روشن
برای باور بودن
جایی باید باشه شاید
برای لمس تن عشق
کسی باید باشه باید
که سر خستگیاتو
به روی سینه بگیره
برای دلواپسی هات
واسه سادگیت بمیره
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن
ای پرنده پر بگیر
حرف تنهایی قدیمی
اما تلخ و سینه سوزه
اولین و آخرین حرف
حرف هر روز و هنوزه
تنهایی شاید یه راهه
راهیه تا بی نهایت
قصه ی همیشه تکرار
هجرت و هجرت و هجرت
اما تو این راه که همراه
جز هجوم خار و خس نیست
کسی شاید باشه شاید
کسی که دستاش قفس نیست
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شیر
زندون تن و رها کن
ای پرنده پر بگیر
دانلود کن یه 20 بار گوش کن ببین میفهمی چی میگه ! ؟
♫♫♫
بعضی وقتا که دلم تنگ میشه
وقتایی که از خودم بیزارم
به هوایه یکم قدم زدن
چتر تنهاییم و برمیدارم
میزنم دل به دله خیابونا زیر بارونی که نم نم میزنه
جایه خالیه تو هم حس میشه این هوا هوایه با تو بودنه
یه نفر دلش میخواد تو این هوا خودش و جا کنه زیر چتر تو
کی از این کوچه گذشتی که هنوز
مونده تو هوایه کوچه عطر تو
یه نفر دلش میخواد تو این هوا خودش و جا کنه زیر چتر تو
کی از این کوچه گذشتی که هنوز مونده تو هوایه کوچه عطر تو
♫♫♫
چه شبا که با صدایه اسم تو
خلوت کوچه هارو بهم زدم
از کدوم جاده باید به تو رسید
من همه جاده هارو قدم زدم
تو یه گوشه از همین شهره شلوغ
تو یه جا پشته همین تاریکی
به گمونم داری میبینی منو
حسه من بهم میگه نزدیکی
یه نفر دلش میخواد تو این هوا خودش و جا کنه زیر چتر تو
کی از این کوچه گذشتی که هنوز مونده تو هوایه کوچه عطر تو
یه نفر دلش میخواد تو این هوا خودش و جا کنه زیر چتر تو
کی از این کوچه گذشتی که هنوز
مونده تو هوایه کوچه عطر تو
11/2
دآنـــــــــــــــــلود
نیمه شب آواره و بی حس و حال٬ در سرم سدای جامی بی زوال
پرسه ایی اغاز کردیم در خیال٬ دل بیاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی می گذشت٬ یک دوسال از عمر رفت و برنگشت
دل بیاد آورد اول بار را٬ خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اصرار را٬ آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود٬ چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او٬ هم نشین و هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او٬ ناتوان بود و توان شد با من او
دامنش شد خوابگاه خستگی٬ این چنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر٬ وای از آن عمری که با او شد به سر
مست او بودم زه دنیا بی خبر٬ دم به دم این عشق می شد بیشتر
آمد و در خلوتم دم ساز شد٬ گفتگوها بین ما آغاز شد
گفتمش ......
گفتمش در عشق پا برجاست دل٬ گر گشایی چشم دل زیباست دل
گر تو ذورق وان شوی دریاست دل٬ بی تو شام بی فرداست دل
دل زه عشق روی تو حیران شده٬ در پی عشق تو سرگردان شده
گفت .........
گفت در عشقت وفادارم بدان٬ من تو را بس دوست میدارم بدان
شوق وصلت را به سر دارم بدان٬ چون تویی مخمور خمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من٬ با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده٬ دل زه جادوی رخت افزون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده٬ عالم از زیباییت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش٬ طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود٬ بحر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود٬ همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره عافاق بود٬ در نجابت در نکویی طاق بود
روزگار.....
روزگار اما وفا با ما نداشت٬ طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت٬ بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصَه هجران بود و بس٬ حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود٬ در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود٬ سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست٬ ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست٬ این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رفت٬ رفت و با دلداری دیگر عهد بست
با که گویم او که هم خون من است٬ خسم جان و تشنه خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد٬ این گدا مشمول آن رحمت نشد٬ آن طلا حاصل به این قیمت نشد
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست از غمش با دود و دم هم دم شدم
باده نوش غصه او من شدم مست و مخمور و خراب از غم شدم
زره زره اب گشتم
کم شدم.....
اخر اتش زد دل دیوانه را ......
اخر اتش زد دل دیوانه را
سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من .....
عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زه سر دیشب از کف رفت فردا را نگر
اخر این یک بار از من بشنو پند بر منو بر روزگارم دل نبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود ..... عشق دیرین گسسته تار و پود
گر چه اب رفته باز اید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود...
بعد از این هم اشیانت هر کس است .... بعد از این هم اشیانت هرکس است
باش با او یاد تو ما را بس است