در کودکی می ماندیم
تا به جای دلهایمان
سر زانوهایمان زخمی میشد
در کودکی می ماندیم
تا به جای دلهایمان
سر زانوهایمان زخمی میشد

سلــــــــام به همه ی دوستای خوبم !!!!
ازتون ممنونم که بهم سر میزنید و با نظرای خوشملتون
منو خوشجال میکنید
ممنون
هر کس از وبم خوشش میاد لینکم کنه و بگه لینکش کنم
و نظرتون رو راجع به نوشته هام بگید
دوستدار همیشگی شما 

گرمترین بوسه را نصیبم کردی
که در سرد ترین لحظه ها به یادت هستم
هیچ کجا…
جز خواب روی بازوهای مردانه ات ،
امنیت را معنا نمیکند ،
برایم….
.

نمیدونم میاد یا نمیاد
نمیدونم چرا عاشقم نمیشه
نمیدونم میخواد چیکار کنه
نمیدونم که میخواد بیاد پیشم
پس چرا قسمتم نمیشه
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه
نمیدونم من کیم کجام
یکی به دادم برسه
نمیدونم چرا نمیمیره برام
چرا خیسه چشام
نمیدونم چرا نمیمونه باهام
نمیدونم حرف دلم چیه
بگم عاشقشم مغرورتر میشه
آآآآآآآآآآآه ..........................
بی تو اغاز میکنم من روز هایم را
اشک و آه و درد هایم را
بی تو اغاز میکنم شب های تاریک را
شب های بی پایان
شب های
سلام دوستان چطورین؟
من خوبم خعلی خعلییییییی خوفم
البته خوش حالم هستم حالا بعدا بهتون میگم چرا :DDDDDDDDDDDDDDDDD
خب دوستان جواب سوال عکسو بدهید !!!!!!!!!!؟مرسی
از وقتی که باهات اشنا شدم
حتی یک لحظه هم نتوانستم بهت فکر نکنم
شب و روزم تو بودی
هرروز از پشت پنجره بیرون رو دید میزدم که شاید برگردی
اما تو با تمام غرورت مرا فراموش کردی
و دل به دیگری بستی
باشه برو اما ................................
سلام به تمام دوستان
میدونم تو این مدت نبودنم دلتون تنگ شده اما چه میشه
کرد درگیر درس و زندگی بودم
راستی باید چیزی رو بگم از دوستانی که به یادم بودن و کامنت گذاشتن خیلییییییییییی خیلیییییییییییییییییی
ممنونم لطف دارین مرسی حالا اسمـــــــــ نمیبرم
فعلا تا اپ بعدی بای

دنیا از دید من طوری شده که همه را غریبه میبینم
هیچکس برایم آشنا نیست
همه را یه جور و یک رنگ میبینم
با خود گویم بیخیال
اما خیلی سخت است همه را یک جور تصور کرد
در کوچه ها قدم زنان راه میرفتم و اشک از چشمانم سرازیر میشد
آری ، درست است کسی نمیفهمد مشکلمان چیست
فقط پروردگار بلند مرتبه از دل ما خبر دارد
بارانی بارید ....همانطور میبارید .....قطره های باران با اشکهایم یکی شد
اشک های من گرم گرم و قطره های باران سرد بود
یک حس غریبی بهم دست داد
باخو د گفتم الان من دارم اشک می ریزم یا قطره های باران از صورتم جاری میشد

میان عابران تنهاتر از من هیچ کس نیست / کسى اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست
دلم امشب براى خنده هایت تنگ تنگست / فقط در دستهاى گرم تو مردن قشنگست . . .
یه داستان خیلی جالب نوشتم بهتره بگم یکی از خاطره هامو به صورت طنز در اوردم
هر کس مایله بخونه بره ادامه مطلب
.
.
.
خودت را باور کن!!!
نزدیک 3سال بود که من یک آرزو داشتم اما هر کاری میکردم به آن نمیرسیدم راستش را بگویم من در زندگی ام اصلا خودم را باور نداشتم بهتره بگم اعتماد به نفسم در سراشیبی قرار گرفته بود
شب بود تمام اتاقم را سکوت فرا گرفته بود ،هیچ ستاره ای در آسمان نبود ؛ ابرهای سفید مانندپنبه آسمان را پوشانده بودند . برف شدیدی شروع به باریدن کرد
دانه های برف مانند مروارید به پنجره ی اتاقم میخورد چه لذت بخش بود
حیاط خانه، لباس سفید بر تن کرده بود
همانطور که به بارش برف ها نگاه میکردم باخودم فکر میکردم که چیکار کنم که آرزویم بر آورده شود
اما هیچ راهی پیدا نکردم
چند روز پیش غول چراغ جادو و... هرکاری که در توانشان بود انجام دادند اما نتوانستند آرزوی مرا برآورده کنند تا این که به خودم نگاه کردمو و سعی خود را تا جایی ک امکان داشت کردم که اعتماد به نفسم را قوی کنم
و خود را باور داشته باشم
این شد که شد آرزوی من بر آورده شد
تمام شد 

سلووووم برو بچ چطولین خوفین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب بریم پایین پستی رو که گذاشتمو بخونیم 
عشــق یعنــــی؟؟؟؟؟؟؟!!!!
تقسیم کردن مشکلات
فراموش نکردن
شادی
باهم دیگه به دنبال رنگین کمان
آشپزی به نوبت
وقت گذاشتن برا تفریح
کوتاه ترین راه بین 2قلب
خوشحال کردن موقعی که ناراحته
یک گل رز روی بالش
غرق شدن در احساسات
و..وو....ووو
اگه خوشت اومـــــــــد نظر بده یادت نره هااااااااا
فعلا بای
