پست ثابت

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

« منـــ »شاید انتخابـــ اول کسی نباشمـــ اما انتخاب بزرگـــیمشاید به برخی از کارهـــای گذشتم افتـــخار نکنم امــــا

به انچه که حال هـــستم میبالـــــم

مرا همــــانطور که هستم بپذیـــر

برایـــ کسی تغــــیر نمیکنم

توی درونــــم غرقم

مرا به حال خود بگذار

چرا که تورا همـــــ باخود

غرقـــــ میکنم....

« منــــ »

یه اسفندیــــه بی احـــــساس...

مـــــــن...؟

مـن…!


مـرا که میـشنـاسـی؟! خـودمـم…


کسـی شبیـه هیچـکس!


کمـی کـه لابـه لای نـوشتـه هـایـم بـگـردی پیـدایـم میکنـی…


مهـربـان، صبـور، کمـی هـم بهـانـه گیـر …


اگـر نوشتـه هـایـم را بیـابـی ، منـم همـان حـوالـی ام…

کوچـــه بن بست کناریـــ....

عاشقم..... 

اهل همین کوچه ی بن بست کناری ، 

که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،

تو کجا ؟ 

کوچه کجا ؟ 

پنجره ی باز کجا ؟ 

من کجا ؟ 

عشق کجا؟ 

طاقتِ آغاز کجا ؟ 

تو به لبخند و نگاهی ، 

منِ دلداده به آهی ، 

بنشستیم 

تو در قلب و 

منِ خسته به چاهی...... 

گُنه از کیست ؟ 

از آن پنجره ی باز ؟ 

از آن لحظه ی آغاز ؟ 

از آن چشمِ گنه کار ؟ 

از آن لحظه ی دیدار ؟ 

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشــــــــمــــت ، 

همه بر دوش بگیرم 

جای آن یک شب مهتاب ، 

تو را یک نظر کوی عشاق ببینم .

che ghashang :-(

ﻣَﻦ ﯾِﮑَﻢ ﺭُﮐَﻢ

 

ﯾِﮑَﻢ ﺳَﺮﺩَﻡ 

 

ﯾِﮑَﻢ ﻏُﺪَﻡ 

 

ﯾِﮑَﻢ ﺗُﺨﺴَﻢ 

 

ﯾِﮑَﻢ ﺑﯽ اﻋَﺼﺎﺑَم 

 

ﯾِﮑَﻢ ﺑَﺪﺣَﺮﻓَم 

 

ﯾِﮑَﻢ ﻧﺎﺭﺍﺣَﺘَﻢ

 

ﺍَﻣﺎﻫَﺮﭼﯿَﻢ ﻣِﺜﻞ خیلیا نامرد ﻧﯿﺴﺘَﻢ دو رو نیستم

 

خودمم خود خودم.

 

 

بعضیا ااونقدر مزخرفن..

که باس بشون گف...

ببخشید..

من قبلا شمارو نریدم؟

 

 

 

 

 

دلم داغون....

♡دِلم داغون♡

 

☜توام با اون☞

 

⇂زيرِه بارُون⇃

 

↦رَفتي آروم↤

 

♞سَرت گَرمُو♞

 

♝تنم سَردو♝

 

√لَبات خَندون√

 

??چشام گريُون??

 

♥دِلت قُرصُ♥

 

♥دلم ويرون♡

 

✧چِه حاليم✧

 

↡زيرِه بارون↡

 

↷فِرشتَم شـــد↶

 

↯واسَم حيوون↯

 

         ✘بازَم سيگار✘

 

♧کِه سوخت آروم♧

یـاد منـ...

میدانم ...


یکی از روز های مبهم و دور ...


وقتی جلوی تلویزیون روی کاناپه لم داده ای .. 


و بچه هایت از سرو و کولت بالا میروند ...!


درست همان لحظه که قرار است حس کنی خوشبخت ترینی ؛


یاد من به سینه ات چنگ میزند .

یه داستان به سلامتیــ.....

سلامتي دختري که يه روزعاشق شد. . .
سلامتي پسري که اندازه يه نگاه هم به عشقش خيانت نکرد. . .
سلامتي دختري که هيچي کم نذاشت. . .
سلامتي عشق پاکشون. . .
سلامتي اون همه خاطره ها و شيطنت هاو ديووونه بازي هاي زير بارون
قرار گذاشتن ها خيس شدن ها از سرما به خود لرزيدن ها. . .
سلامتي دوستي که زيراب پسرو به دروغ زد. . .
سلامتي دختري که حرف دوست مثل خواهرش رو باور کرد. . .
سلامتي دختري که بي خبر خطش خاموش شد. . .
سلامتي اون قسم ها اون دوست دارمهايي که هيچوقت تحويل داده نشد. . .
سلامتي پسري که هر چي قسم خورد خواهش کرد اثري نداشت. . .
سلامتي دختري که با چشم خيس به پسر گفت ازت بدم مياد. . .
سلامتي پسري که رفت خدمت تا زود برگرده و دلشو بدست بياره بره خواستگاري. . .
سلامتي ?? ماه پست دادن ها و لحظه شماري ها دور بودن ها. . .
سلامتي روزي که پسر دعوت شدبه جشن عقد عشقش. . .
سلامتي اون شب. . .
سلامتي اون دوستايي که بخاطر حال پسر بغض داشتن
اما پسر خنديدتا جشن خراب نشه. . .
سلامتي اون خنده ي زوري. . .
سلامتي عروسي که ماه شده بود. . .
سلامتي عاقدي که اومد. . .
سلامتي شناسنامه ها. . .
سلامتي بغض پسر. . . سلامتي بار اول. . .
سلامتي بغض پسر. . . سلامتي بار دوم. . .
سلامتي بغض پسر. . . سلامتي بارآخر. . .
سلامتي پلاک زنجيري که پسر واسه زير لفظي روز عقدش گرفت تو جيبش موند. . .
سلامتي زير لفظي که يکي ديگه داد. . .
سلامتي پسري که هنوز اميد داشت که به عشقش ميرسه. . .
سلامتي اجازه بزرگترها. . .
سلامتي بله. . .
سلامتي بغض پسر. . .سلامتي چشم خيس دوستان. . .
سلامتي اون حلقه که جايگزين حلقه پسر شد. . .
سلامتي ماشين عروس. . .
سلامتي سستي زانو. . .سلامتي سياهي چشم. . .
سلامتي اون شب. . .
سلامتي پاکت سيگار و نخهايي که با نخ قبلي روشن شد. . .
سلامتي فرداش. . .
سلامتي مهموني که دختر گرفت. . .
سلامتي دوستايي که جمع شدن. . .
سلامتي شب و روزايي که سخت گذشت. . .
سلامتي دوستي که به دختر گفت اون حرفو به دروغ گفت از رو حسادت. . .
سلامتي دختري که با تمام وجود گريه کرد. . .
سلامتي تيغي که تيز بود. . .سلامتي رگ دست. . .سلامتي دختري که خودکشي کرد. . .
سلامتي لحظه اي که به پسر خبر دادن . . .
سلامتي ملاقات تو بيمارستان. . .
سلامتي اون ? و ? دقيقه ي تنها با دختر. . .
سلامتي اون چشماي نيمه باز خيس. . .
سلامتي شرم دختر. . .سلامتي صبر پسر. . .
سلامتي قسمهايي که پسر به دختر داد تا فراموش کنه که زندگيش خراب نشه. . .
سلامتي قسم جون پسر. . .
سلامتي قبول کردن دختر. . .
سلامتي لحظه خداحافظي. . .
سلامتي چشماي خيس. . .سلامتي يه عمر تنهايي. . .
سلامتي حرفايي که نميشد گفت ولي يه متن شد. . .
سلامتي خنده هايي کودکي که توي راه بود. . .
سلامتي دختري که مادر شد. . .
سلامتي پسري که حسرت پدر بودن تا ابد به دلش موند. . .
سلامتي هق هق هايي که پست شد تا دلي آروم شه. . .

حـــوا

سیگار بکش ؛
مست کن؛
بغض کن ؛
گریه کن ؛

دق کن !

ولی …

با آدم بی ارزش درد و دل نکن …



حوّایت می‌شدم
اگر سیبِ سرخی داشتی
حیف «آدم» نیستی . . !



به بعضیا باس گفت :
برو عقب عزیــــــزِ من !
من خودمم انقـــــدر به خودم نزدیـــــــک نمیشم،
شما که جـــــای خود داری !



اینکه میخوای هر روز با یکی باشه مهــم نیست ،
فقط سعی کن یه روزم خودت باشــی . . .
خودِ خودِ خودِت . . !
اونوقته که دیگه افتخاراتـــ میشه افتضاحاتـــ !


بودنـــــت همچــون نبـــودنـــــ اســت !
وقتی بودنــــت مــرا به وَجـــــد نمی آورد ،

پس نبـــودنت هم مـرا رنـــــــج نمی دهد !

boghz...

بغض ها را گاهى باید قورت داد ،
عاشقانه ها را از پنجره تف کرد و درها را به روى همه بست …

گاهى هیچکس ارزش دچار شدن را ندارد !


اینایی که به یکی دس میدن ، به یکی پا میدن ، به یکی دل

اینارو اذیت نکنین ، اینا کارت اهدا عضو دارن !



نـــه اینـــکــه نَــخوامــااااا ولی واقعا در توانَــم نیست بعضیارو آدَم حـــســاب کنــم !



شــــایــــد اگـــــر انــسـانــیـــت هــــم مـــــارکــــدار بــــــــود ، خیــلـــــــی از آدمـــــا به تــــن مــــی کــــردنــــد . . .



گرمای تنت ارزانیه همان لاشخـــــورها . . .
من سرمای تنهایـــــی ام را به گرمای هوست ترجیـــــح میدهم



خوبی بعضی از روزا اینه که دیگه برنمیگردن ، مثل روزای با تو بودن !



خرت که از پل گذشت مارو فراموش کردی اما بدون اونطرف پل همسفرت و یارت فقط یه خره ؛ بش تکیه نکنی !



دستهایش با من ، چشمهایش در خیابان و دلش …
این یکی را نمیخواهم بدانم ولی لعنت به دل هرزه ات !



از دست بعضیـــــها نباید ناراحت شد چون نه تنها چیزی تو دلشـــــون نیست ، تو مـــــغزشون هم هیچـــــی نیست



هر دو از ته “دل” میگوییم
من حرفهایم را ، تو دروغهایت را !



اشتباه از من بود
من از کسی انتظار داشتم سکوتم را بفهمد که حتی فریادم را نشنید !



به بغضیا هم باید در کمال ناباوری گفت : عزیز دلم اون خری که تو چشمای من دیدی سایه خودت بود



به بعضیام باید گفت : زیاد که بپیچی خودت هـــــرز میشی !



مــهـــم نــیـــســـت چـــقـــدر بـــالایــــی،
مـــهـــم ایـــنـــه که اون بــــالا
لاشــــخــــوری یــــا عقاب . . .



در میان آن همه بود، من در آرزوی یکی بودم که نبود…




این عیدو نمیخوام..من عیدی ندارم...این عید واسه من روز عذابــه...

♫♪کـــنارم که نیستی چه عیدی چه سالی

کنارم نشسته یه هفت سین خالی

تـــــو نیستی ببینی روزایی که تنهام چه بــ ـرفی میشینه روی اســتخونام...

تـــــورفتی از این جا دلم خونه بی تو...تــــــو نیستی و دنیا زمستونه بی  تــــــو

دارم پیر میشم تو دستای تقویم کسی بی کسیمو نمیدونه

بی تـــــــو....

چشمام خیره میشند روی خنده ی تـــــو من از حال میرم به اینده ی تو

به سالای خوبت به روزای دوری...به هفت سین خوشبخت به تنگ بلوری

به سالی که از من صداتو گرفته به ایینه ای که چشاتو گرفته به سیبای قرمز

به ظرفای اجیل

به روزای خوبتـــ دمه سال تخویل

تـــــو رفتــــــی از اینجا دلم خونه بی تـــــو.... تـــــو نیستی و دنیا زمستونه بی تــــو.....♪♫


باران ببار...

بــــــــــاران ببار
اینبار،
او را خواهم دید
این شهر بی در و پیکر
حریف اراده من نیست




خواهـــش میکنم اینــو بفهــم
هیچ وقـــــــــــــت
آرزوی خوشبختی نکن برای مـــن
بــی خــــــــــودت . . .




دلم “آرامش” وارونه میخواهد :
“ش م ا ر ا ” . . .




عاقبت یک روز که نزدیک است ،
از دنیایی که در آن بی تو مرده ام زنده خواهم شد ،
به سویت خواهم دوید و تا ابد در آغوشت جان خواهم داد !




چقـــدر زیـــادی !
آنقــــدر ..
که نمـــیتوان ..
تمــــام ِ تـــو را “خیـــال” کــــرد !




وقتے دو قلــ♥ــب برای یڪـدیگر بتپد…
هیچ فاصلـــ ــہ اے دور نیسـﭞ …
هیچ زمانے زیــــاد نیسـﭞ…
و هیچ عشـــ♥ـــق دیگرے نمے تواند
آن دو را از هم دور کند !
محڪـم تریـטּ برهاטּ عشــ♥ـــق…
اعتمــــــــــــــ♥ــــــــــــاد اسـﭞ…




مدتهاست چهره ات را
عاشقانه  در ذهنم نقاشی میکنم
کارم را خوب بلدم
هیـــــــــــــس
بین خودمان باشد
بدجور سر کشیدن چشمانت گیر کرده ام . . .





دلم کمی تو را…
دروغ  چرا؟؟!!
خیلی تو را می خواهد…


قم ها....

نوشت “قم حا ” …
همه به او خندیــــــــــــــــدند!!
گریــــــــــــــــــــــست …
گفت به “غم ها ” یم نخندید…
که هر جور نوشته شود درد دارد!!
از ته به سر بخوان
تا مــــــــنِ آن روزها را بشناسی…!!

 

هر روز تکراریست
صبح هم ماجرای ساده ایست
گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند

 

هیچ وقت، اگه تو رو با کس دیگه ببینم حسودی نمی کنم…!
آخه مامانم یادم داده اسباب بازی هامو بدم به بدبخت بیچاره ها…

 

از من تا خدا راهی نیست
فاصله ایست به درازای من تا من …
و در این هیاهوِی غریب …
من ، این من را نمیابم!

 

 

تو را من “تو” کردم
وگرنه “او” هم زیادت است
پس اینقدر برایم ،شما,شما نکن…

 

از آن جمــــــــــــــــله هایی ام
که انتهایش سه نقطه می خواهد …
حال هر طور می خواهی
تفسیـــــرم کــــــــــــــن !

 

خودت باش،
کسی هم خوشش نیومد…
نیومد…
که نیومد!
اینجا مجسمه سازی نیست

 

عشق هایت را مثل
کانال تلویزیون عوض می کنی
و افتخار می کنی،
که عشق برایت این چنین است !
و من می خندم …
به برنامه هایی که هیچکدام ،
ارزش دیدن ندارند . . .

 

رفته ای ؟؟؟
بعضی ها بهش میگن قسمت
اما من تازگیها بهش میگم به درک . . .

 

به حق رفتی . . .
زیادی ات کرده بود
شیرینی ام دلت را زد
به حق رفتی . . .

 

 

وقتـــــی به عقب بر میگردی ؛
متوجه میشی که جــــــای بعضیا ،
الان که تو زندگیت خالــــــی نیست هیـــــچ …
اون موقعشم زیـــــــــــادی بوده … !!!

اینقدر کــﮧ برای “خـــر” کردن من سـعے کـردے
بـراے خـودتـــــ وقتــــ میگذاشتے حتمــا “آدمــــــ” میشدے

 

 

چرا وقتی دروغ میگی و من لبخند می زنم فکر میکنی خرم . . .
خب یه بارم فکر کن دارم به خریت تو لبخند می زنم . . !

 

سکوت میکنم....

انــگار تنــها اســتثنای دنــیا منــم
کـه هیــچ وقــت دل ام شــاد نمیــشود!

 

انقدر تنها شده ام, که تنهایی دلواپسم شده...
لبخند میزنم تا حداقل او آرام شود...
 
.
 
فکر میکردم بهم خیانت کردی....
وقتی طرفو دیدم فهمیدم جنایت کردی
اونم به خودت!!
 
 
 
 
 
نمی بینی سکوت کرده ام ؟
راضی هستم فقط زودتر برو ؛ بدرقه ات هم آب دهانم !
 
 
 
 
چرا بگم بسلامتي...
لعنت به اوني که بهم نگفت با بقيه فرق داره..هيچوقت...
ولي بهم ثابت کرد......
 
 
 
 
 
 
 
شک کرده بـودم کسی بین ماست !
حالا یقین دارم “مـ…ــن” بین دو نفر بودم !
چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من!
 
 
 

بودم....هنوزم هستم...

بودم!


دیــــــــــــدم با دیگری شـــادتری


رفتــــــــــم

من ،
با کناری ات
کنار نمی آیم !
کنار می روم ……

 

دلم نگرفته از اینکه رفته ای …
دلگیرم از همه دوست داشتنهایی که گفتی ولی نداشتی … !!

 

آدم ها تنها که نباشند ، می روند …
تنها که می شوند ، برمی گردند …
وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : “هِررررری”

 

هی ( ر ا ه ) آمدم با تو …
هی (ه ا ر ) شدی با من …

 

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن …
به هر حال دارم فراموش می کنم فراموش شدنم را …

 

ماههاست فراموشش کرده ام ؛
خاطراتش را هم … !
ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش
ذوق میکنند !

 

راستـش را بگو :
نکند تو همان “این نیز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟

 

نــه تنهـــا ترکت می کنند …
حتـی وقت رفـتن بــا تمام پـــر رویی دستــور هم میدهند :
مواظب خودت بــاش … !!

 

تمام زندگی ام را میدهم که برگردی
و همین که برگشتی بگویم:
“دیگر نمی خواهمت گــ ــمــ ــشــ ــو”

 

به بعضی ها هم باید با متانت خاصی گفت :
لطفا یه دهن برامون خفه شو …

 

درد مـــــن چشمـــــانـــی بــــو د
کــه بــه مــن اشکــ ! هدیـــه میــــداد و بــه دیگــــران چشمــــــــکــ ـ ـ  ـــ !‬

 

 

 

وقتی امدی....

یعنی میشود
روزی برسد
که بیایی
مرا در آغوش بگیری
بخواهم از تو گله کنم
تو بگویی هییییس …
همه ی کابوس ها تمام شد …

میدانم که چقد دلتنگم شده ای
و چه سخت به خود می قبولانم
که این میدانم هایم
چیزی جز خرافات عاشقی هایم نیست…

اگه کثــــافت رو با خودکار معـــــطر بنویسی هم
چیزی از معناش کم نمیشه !
درست مثه آدمهای گندی که
لباس و آرایش و موقعــــــت خوب دارن !



کـــــــــــم بــاش

از کم بودنت نتــــــــرس

اونی که اگـه کم باشی ولــــــــت میکنه،

همونه که اگه زیـــاد باشی حیفو میلت میکنه. . .


دیگراز این شهــر
میخــواهم سفــر کنــم…

چمــدانم را بسته ام…

اگر خـــدا بخواهــد امــروز میـــروم…

نشسته ام منتظــر قطـــار…

اما نه در ایستـــگاه…

روی ریــل قطــار …

تنهــا نیستم
ولی میان این همه شلوغی
،
باز هم احساس تنهایـــی میکنم
و این است درد مـــن . . .

ماههاست فراموشش کرده ام ؛
خاطراتش را هم … !
ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش
ذوق میکنند !

 

به آیینه نگاه میکنم …لبخند میزنم
لبخند
نمیزند … 

جدیدا دلم خیلــــــــــی خیلـــــــی خیلی گنده شده . . .
ولی جالب ایجاست که بدونی،
هنوز هم یه سر سوزن واست جا نـــــــــدارم که نــــــــدارم . . .

لاشـــه ی عشقت
خواهد گــَندید
وقتــی
طبق عادتـــــِ همیشــه!
تقدیمش میکنــی
به غیـــــر…!

وقتی میرفت: گفــــتم: کجا؟
گفت: به درک… منم گفتم: به درک…
و این چنین بود که ما در اوج تفاهم از هم جدا شــــدیم…

عزیزم وقتی گند زدی به زندگیِ طرف ،
موقع رفتن دیگه دهنتو ببند لطفا ؛ نگو قسمت نشد !

 

هــــــــی تــــــــــــو !
از اینکه امروز مورد توجه هستی خوشحال نباش
تیتر اول روزنامه امروز
کاغذ باطله فرداست…

بعضی حرف ها را فقط دست ها به هم میزنند …
فقط دستها…

مخاطب خـــــاص من!
خــــاص بودن خاصیت توست!
تـــــــــــــــو همیشه خاص می مونی
چون سلیقه ی منی …همیـــــــن...

پـــایان

فاجعه

فاجعه یعنی

 

آنقدر در تـــــ♥ـــو غرق شده ام

 

که از تلاقی نگاهم با دیگری

 

احساس

 

خیانت می کنم!

 

عشق یعنی همین!!!

 

 

آنگــــاه که انتظارت پایان میابــــد

 

نــــــرو !

 

وفـــــــا از اینجا آغاز می شود...

تـــــلخ...

وقتی میرفتی باران می آمد . . .

نگاهم کردی و گفتی شاید یک روز مثل این باز گردم ! ! !

و فقط خدا حال مرا میداند هر وقت که باران میبارد . . .

 

پارسال با او زیر باران راه می رفتم...امسال راه رفتن او را با دیگری در زیر باران اشکهایم دیدم...شاید باران پارسال اشکهای فرد دیگری بود



دلت را هنـــگــامــی غم مـی گیــرد که نــگــاهــت به دستـــانِ گـــره خورده ی دو آدم، خیـــره مـــی مـــاند!


تــو هم تلخ بودی
تلــــخ درست مثل قطره های فلج اطفالی
که در کودکی به خوردم می دانند
غافل از اینکه این بار تلخی تــــو دلم را فلــــج کرد


بی پناهی یعنی
زیر آوار کسی بمانی
که
قرار بود
تکیه گاهت باشد…



.بدترین درد اینه که ،
مخاطب های گوشیتو چک کنی
و بخوای با یکی درد و دل کنی
ولی . . .
هیچکس و پیدا نکنی . . .



.
اگــــــــر مـــے بــیــنــــے هــنـــــــوز تــنــهــــــام …
بـــــــﮧ خــــــاطـــــــــر عــشـــــق تــــــو نــیــســـت !!
مــن فــقـــــــط مـــــے تــــــرســـــــم ؛
مــــے تـــــــرســـــــم هـــمـــــــﮧ مــثـــــل تــــــو بـــــاشــــــنـد . . . !


.
از همان روزی که “پایت” را از زندگی ام پس کشیدی
زندگی ام دگر “پا” نگرفت . . .


ﺗﻨﻬﺎ کسی که ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺑﻬﻢ ﭘﺎ ﺩﺍﺩ غم ﺑﻮﺩ
ﺍﻻﻧﻢ ﺗﺮﻳﭗ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﻴﻢ …


ﺩﺭﺩﯾﻌﻨـﯽ :
ﺍﻣﺸﺒــﻢ ﻣﺜــﻞ ﺷﺒــﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ
ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـــﯽ
ﺁﻫﻨﮕــــ ﺑــﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑـﺎﺯﻡ ﻓﮑــﺮ ﮐﻨــﯽ
ﺑـﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾـــﯽ ﮐــﻪ ﺑﺎﻫــﻢ ﻣﯿﺰﺩﯾــم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ خیلی همراهم بودی….
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ چقدر باهم دعوا کردیم و آشتی کردیم…
به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ کلی حرف توی دلت میمونه و نمیتونی بهش بگی…
ﺑﻪ ﺍﯾﻨـﮑـﻪ….
لعنت به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ ها….
ﻭ ﻣﺜـــﻞ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸﻤــﺎﺕ بایــد ﺗﻘﺎﺻـــ ﭘﺲ ﺑـــﺪن…


حرف دلـــــم....

روزی ؛
مــخــاطــبـــ تـــمــام جــمــلاتــتـــ مـــن بـــودم
نــمــی دانــی..
چــه درد ســخــتــی اســـتـــ
خـــلـــع مــقــام شـــدن..
نــمــی دانــی چــه ســخــتــ تــر اســتـــ

دیــدن تــرفــیـــع گــرفــتــن دیــگــری



خـــــــیال کـــــــردی رفـــــــتی و تمـــــــام ؟!
بــــــــــریـــــــــــدی و خـــــــــــلاص..
مـــــــن هرگـــــــز کـــــــوتاه نمی آیم.. می بینی ؟
تا ابد دهانت از شعر های عاشقانه من سرویس است !!!!!!!


برایش نوشتم:
“به امید فردای بهتر”
دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرد !!!!!!
بعدهـــــــــــا فهمیدم
آن روز “الف” فردا را
یادم رفته بـــــ♠ـــــود


 


تـو مـرا نـادیـده بـگـیـر . .
و مـن ،
بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـی شـود . .
از بـس
خـودم را مـی زنـم . .
بـه نـفـهـمـی




"ﺁﻫﺎﯼ ﺣﺴﻮﺩ!!!! ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﮐﻮﺭ ﺷﯽ، ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺍﺭﯼ؛ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺩﻭﺗﺎ ﭼﺸﻢ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺑﻬﺖ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺴﻮﺯﯼ... آﺭﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ....

به تعداد آدم های نفهم روی زمین...
آدم هایی وجود دارند که فهمیده نمیشوند!!!!


شاید

کور باش دخترک..!
نگاه ک میکنی می گویند:
نخ داد…

عبوس باش دخترک..!

لبخند ک میزنی می گویند:
پا داد…

لال باش دخترک...!حرف ک میزنی می گویند: جلوه فروخت…

شاید دست از سرمان بردارند مردم
این شهر دوروغ.!
شاید….

قضاوتم نکن..همین

من زخم های بی نظیری به تن دارم
 اما تو مهربان ترینشان بودی عمیق ترینشان عزیز ترینشان
بعد از تو آدم ها…تنها خراشی بودندبر من که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند عشـــــــــــق من…خنجرت کولاک کرد…




می خواهی قضــــــــاوتم کنی ؟

کفــــــــش هایم را بپوش
راهــــــــــم را قدم بزن
دردهاــــــــیم را بکش
سال هایـــــــم را بگذران
ب عـــــد قضاوت کن !
.

           

.بسیاری از شکست های زندگیم
به خاطر دروغ هایی بود که بایــــــــــــــد می گفتم اما نگفتم !!
  


ایــــــــــن جا
آنقدر شاعرانه دروغ می گویند
و آنقدر در دروغ هایشان شاعر می شوند
که نمیدانم
در این سرزمین
با اینهمه فریب
چگونه ست که دلم هنوز
خواب بـــــــــــــــــــاران را دوست دارد!



روزها نمی گذرند،
ما میگذریم
از هم
و هیچکس سوالى نکرد
حداکثر سرعت مجاز
چه بود . . !



اینروزا با دردام رفیــق فاب شــُدم
شــب لحافــ ِ تنهایــیم پـُر میشه از دردَم …
دوره کمــَرَم حلقـــــــــــــه میکنه دستاشـو …
در آغوش میکشــه این جسم ِ بی جونـــ ُ
نتــَرس !
خوشبختــَم باهــاش …

.          

 

حالا تو برایم بگو.....

.این روزها بیشـــــــــتر از قبل حال همه را می پُرسم . . .

سنگ صبور غم هایشان می شوم . . .

اشک های ماسیده روی گونه هایشان را پاک می کنم . . .

اما یک نفر پیدا نمی شود که دست زیر چانه ام بگذارد . . .

سرم را بالا بیاورد و بگوید :

حالا تــــــــــو برایم بگو . . . !


همین که تو میدانــی
” دوستـــــــت دارم “
کافیست … .______ .
بگذار خفه کند خودش را
دنیــــــــا ….______ .

♥...........♥

وقـتـی حـس میکـنم

جآیــی در ایــن کرِه ی  خآڪـی

تــو نفس میکــشــی و مـن

از هــمآטּ نفـس هآیتـــ ،،، نفس میکشم !

تـو بــآش !!!

هـوآیتـــ ! بـویـتـ ! برآی زِنده ماندنم ڪـآفـــی است …


یه وقتایی یه کســـــــایی میان تو زندگیت ..

که وقتی به پشت سرت نگاه می کنی..

تعجــــب می کنی که چجوری..!!

تا قبل از اومدن اونــــــا زندگی می کردی..!


عشـــــق کلید شهر قلب است،

به شـــــرط آنکه ...

قفل دلــــت
هرز نباشد که با هر کلیــــدی باز شود...


فرقی نداره...


☻فرقـے نمـے کند !!


بگویم و بدانـے ...!☺

☻یا ...

نگویم و بدانـے..!☺

☻فاصله دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!☺

☻جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد

یـک بـــار هم وقـتــی مـنـتـظـرت نـیـسـتـم

به ســراغـم بیــــا

بـگــذار خـیـالـــم غــافـلـگـــیـــر شــود......


خوابم نمی برد
به همه چیز فکر کرده ام
حتی تو
و می دانم که خوابی
و قبل از بسته شدن چشم هایت
به همه چیز فکر کرده ای
جز من….....


به یاد اون....♥

توی مدرسه هر سوالی را که در امتحانهایم درست جواب میدادم ، بعدا می فهمیدم که کاملا غلط بوده. ...................

این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه یافت. هر وقت فکر کردم درست رفتار کرده ام ، دیدم یک جای کار اشتباه بود
..................

این روزها

ایــن روزهـــآ 

بیشــتر از هــر زمــآنی


دوسـتــ دارمــ خــودمــ باشــمــ !!


دیگــر نـه حــرص بدســت آوردنــ را دارمــ


و نه هـــراس از دســت دادنــ را ..


هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــآطــر خــودمــ بخواهــد


دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت .
همین...

در زندگیم به هیچکس خیانت نکردم

جز خودم

پایبندی به تو

خیانت به خودم بود


درد من تنهاییم نیست!

درد من این است که هر روز از خودم مى پرسم

مگر خودش مرا انتخاب نکرد؟!


هــي روزگـار، مـن بـه درک

خـودت خـسـتـه نــشدی

از ديـدن تــصـويــر تــکـراريــه درد کــشـيـدن مــن ؟?؟




خسته ام از تظاهر به ایـــــــستادگی

از پنهان کردن زخم هایم

 زور که نیســــــــت !

 دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و

 با لبخندی مســـــخره وانمود کنم همه چیز رو به راه اســـــــت....!

 ...........اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم
 میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...!

 چقدر بگویم فردا روز دیگریســــــت و امروز بیاید و مثل هر روز باشــــی....؟؟!

 خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی .....

 میخواهم بکشـــــــم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی........