سلامتی خودم…..

که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم..

ولی نگفتم.

سلامتی خودم….

که راحت می تونستم خیانت کنم ..

ولی نکردم.

سلامتی خودم….

که تو بدترین شرایطش هم ترکش نکردم.

سلامتی خودم…که این همه احمق بودم!

یادت برایم همانند قصه ی سیگار پیر مردی ایست ....

که سالهاست میگوید : 

این نخ اخر است.....

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ میشود
گاهی دلم برای پاکی های کودکانه ی قلبم میگیرد
گاهی آرزو میکنم ای کاش دلی نبود تا تنگ شود
تا خسته شود
تا بشکند …


مردمی هستیم که یه گدا میبینیم درجا یه پولی در میاریم بهش میدیم!!


ولی به دختر یا پسری که یه جعبه ادامس یا بیسکویت


داره خرجشو در میاره و تن به گدایی نداده


محل سگم نمیزاریم !!

بی وفا

    خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی ببینی که دیگه دوستش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه

هوساش وقتی تموم شد بره و پیشت نمونه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه

تازه فردای همون روز از دوست عاشقش با خبر شه

خیلی سخته توی پاییزبا کسی آشنا شی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه

بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت

ولی اون نخواد بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی

از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت. چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم. چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام. چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ. چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک بریزم. چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است………

نمي بخشمت به خاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي

به خاطر تمام غم هايي که بر صورتم نشاندي

نمي بخشمت به خاطر دلي که برايم شکستي

به خاطر احساسي که برايم پر پر کردي

نمي بخشمت به خاطر زخمي که با خيانت بر وجودم تا ابد نشاندي

این روزها


اگر خون هم گریه کنی


عمق همدردی دیگران با تو


یک کلمه است :


" آخـــــــی "

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:

او یقینا پی معشوق خودش می آید!

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

مطمئنا که پیشمان شده بر میگردد!

عشق  قربانی مظلوم غرور است هنوز

باید بدجنس باشی...!!

تا عاشقت باشن...!!

باید خیانت كنی...!!

تا دیوونه ات باشن...!!

باید دروغ بگی...!!

تا همیشه تو فكرت باشن...!!

باید هی رنگ عوض كنی...!!

تا دوسِت داشته باشن...!!

اگه ساده ای ...!!

اگه باوفایی...!!

اگه یك رنگی...!!

همیشه تنهایی...!!