خسته ام...
آسمان را مرخص میکنم!
دیگر به هوا هم نیازی ندارم!
تو ...
خودت
را
مثل هوا....
مثل نور، مثل آسمان
پهن کردهای روی تمام لحظههایم …
آسمان را مرخص میکنم!
دیگر به هوا هم نیازی ندارم!
تو ...
خودت
را
مثل هوا....
مثل نور، مثل آسمان
پهن کردهای روی تمام لحظههایم …

ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺒﺮﻣﺘـــــ ﯾﻪ ﺟـــﺎﯼ ﺷﻠـــﻮﻍ , ﺧﯿﻠـــﯽ ﺷﻠـــﻮﻍ , ﻭﺍﯾﺴﺘـــﻢ ﺍﻭﻥ ﻭﺳــﻂ ﻧﮕﺎﺗـــــ ﮐﻨـــﻢ!
ﺑﮕـــﻢ ﺍﯾﻨـــﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨـــﯽ؟ ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ!...
ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﻫﯿﺎﻫـــﻮﯼ ﻫــﻤﻪ ﺍﯾـــﻦ ﺁﺩﻣـــﺎ , ﺑـــﺎﺯﻡ ﻣـــﻦ ﭼﺸﻤـــﺎﻡ ﻓﻘـــﻂ ﺩﻧﺒـــﺎﻝ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ
, ﺩﻟــــﻢ ﺑـــﺮﺍﯼ ﺗـــﻮ ﺗﻨﮕــــ ﻣﯿﺸـــﻪ...
ﺻــــﺪﺍﻫﺎﺷـــﻮﻥﻭ ﻣـــﯽ ﺷﻨـــﻮﯼ؟ ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ!
ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﺍﻭﺝ ﻫﻤﯿـــﻦ ﺻﺪﺍﻫـــﺎ ﺩﻟــــﻢ ﺩﻧـــﺒﺎﻝ ﺻــﺪﺍﯼ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ...
ﺑﮕـــﻢ ﺣـــﺎﻻ ﭼﺸﻤﺎﺗــــﻮ ﺑﺒﻨـــﺪ , ﺑﮕـــﻮ ﭼـــﻪ ﺣﺴـــﯽ ﺩﺍﺭﯼ!
ﺑﮕـــﯽ ﺍﻧﮕـــﺎﺭ ﮔــــﻢ ﺷــﺪﻡ ﺑﯿـــﻦ ﯾــﻪ ﻋﺎﻟﻤـــﻪ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ ,
ﺑﮕـــﻢ ﺍﮔـــﻪ ﻧﺒﺎﺷـــﯽ ﮔــﻢ ﻣﯿﺸـــﻢ ﺑﯿــﻦ ﯾــﻪ ﺩﻧﯿـــﺎ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ
تقديم ب كسي ك نباشه نيستم.....پس هميشه باشه....لطفا(M)
سلام خدمت دوستاي عزيز...اين وبلاگ به مدت دو هفته اپ نخواهد شد.....
روزی ازم پرسیدی بزرگترین آرزوت چیست ؟
گفتم بر اورده شدن ارزوی تو !
ولی ندانستم ارزوی تو جدایی از من است . . .




بــــرای يکـــــــــــ دوستــــت دارمِ ســـــاده
دو فنجـــــان قهــــــوه ی داغ
چـهــــار خنـده ی بلنــــــد
و پنــــــج انگشـتِــــــــ دوستــــــــ داشتـــــنی
ڪـــــه لابلای انگشتــــانم جــــای گیرد ...




این که خیلی خوابم میاد…
سرم رو پای عشقمه…
خمار خوابم …
دارم بیهوش میشم…
آره بیهوش میشم…
بعد از ۵دقیقه بیدارم میکنه…
میگه: پاشووو…
پاشوووو…
دلم برات تنگ شده… اگه پانشی قهر میکنما…
بعدش از خواب شیرین پاشم…
میگه:حالا بوسم کن بعد بخواب!
اونوقت بعد از اون بوسه تازه می فهمی خواب شیرین یعنی چی…!!
اصلا به روی خودم هم نمی آورم
که نیستی
هر روز صبح
شماره ات را می گیرم
…..
عکسشو تو گوشیت هی نگاه کنی . واسه بار هزارم....
انگار تا حالا ندیدیش....!
بوسش کنی محکم مث دیوونه ها...
بگی خب آخه دلم همش یه ذره میشه برات....
بغض کنی و زرتی اشکات بریزه....
شمارشو با ذوق بگیری شاید اینبار جوابتو داد.....
شاید با مهربونی بگه جونم....
باز همین صدای مسخره تو گوشت بپیچه:
مشترک مورد نظر پاسخگو نمیباشد....
لطفا مجددا"بـمـیریـد" ......
مــےכانـــم روزے تـــو مـرا כر آغــوش خـواهــے گـرفـﭞْ…حواست هست خدا؟
صدای هق هق گریه هامه....میشنوی؟؟؟
از گلویی میاد که خودت گفتی از رگش بهم نزدیکتری!!!
حواست هست خدا؟
هروقت صدای شکستن خودمو شنیدم گفتم...
گفتم باشه منم خدایی دارم
حواست هست خدا؟
از بچگی تا الان هر وقت زمین خوردم وبه سختی پاشدم,گفتن غصه نخور خدا بزرگه
حواست هست خدا؟
حواست هست که هر روز باهات درد و دل میکنم؟
حواست هست غصه هام دارن سنگینی میکنن؟
حواست هست خیلی وقته چشام بارونیه؟
حواست هست نفس کم آوردم؟
خدایا...
نفس میخوام, خوشی میخوام....زندگی میخوام
خدایا یه خنده از ته دل میخوام
خدایا خیالت راحت بازم قلبم شکست
ولی اشکالی نداره بازم میگم...
بازم میگم منم خدایی دارم
دوست دارم خدا جونم, قول میدم که دیگه همونی بشم که تو میخوای
مگه نه اینکه آدم وقتی عاشق یکی میشه سعی میکنه همونجوری باشه که اون میخواد
پس تو هم کمکم کن خدا جونم...
سخت است فراموش کردن کسی که
همه چیز را با او فراموش میکردم...

Have you hugged me when u saw me at first,
Just as your voice came to me across the vast Ocean,
When I am sick, from the sleepless night,
restless to see you in reality conceals, its charm
Will you accept me forever so it feels like heaven,
Although the fragrance of your body diffuses all over,
And all my clothes torn, waiting for your return for years,
Will you love me now as you loved me earlier?
When words were lost, and with nothing to say,
Will you love me after knowing that how much I love you?

Don’t wait until it’s too late to tell someone how much you love, how much you care. Because when they’re gone, no matter how loud you shout and cry, they won’t hear you anymore


بسلامتی مــــــــــن...
منــــــی که الان دلم واسه یه بی معرفت تنگه!
منــــــی که بغضمو جلو همه قورت میدم که یوقت گریه نکنم!
منــــــی که هر آهنگی گوش میدم فقط به یاد یه نفر میفتم!
منــــــی که تا میام حرف بزنمو کاری کنم سریع میگم بیخیال!
منــــــی که شبا از فرط تنهایی و بی رویا بودن هدفون توگوش میخوابم!!!
منــــــی که حتی دیگه نمیدونم چه مرگمه وچه ریختی باید خودمو خالی کنم...
منــــــی که خیانت از عشق و رفیق دیدمو فقط سکوت کردمو بغضو نگاه...
منــــــی که نامردی رو درحقم کردنو بازم دلم بلد نیست نبخشتشون...
آه رفیق... به سلامتی من که حال و روزم شدید طوفانیه...!!!

چرا مرا خاک نمیکنید

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ..
..
בلـــَم گرفتــﮧ…
از همــﮧ ی بــی تفآوتــی
هآ…
از همــﮧ فــَرآموشی هآ…
از هَمﮧ بــی اعتمــآدی هآ…
کــآش معلــمی بود و انشـ
ـ ـــآیی مــی خوآســت…
“روزگــآر خوב رآ چگونــه مــی گــُذرآنید ؟”


دستــ ــم را گـرفتــ ـی و گـفتــ ــی :

ســــرد خواهد شد ،
روزها، بی آغوش ِ من
بَر تن کن ... دروغ هایی را که بافــتی !!

چه قدر فاصله اينجاست بين آدمها
چه قدر عاطفه تنهاست بين آدمها
كسي به حال شقايق دلش نمي سوزد
و او هنوز شكوفاست بين آدمها
كسي به نيت دل ها دعا نمي خواند
غروب زمزمه پيداست بين آدمها
چه مي شود همه از جنس آسمان باشيم
طلوع عشق چه زيباست بين آدمها
تمام پنجره ها بي قرار بارانند
چه قدر خشكي و صحراست بين آدمها
به خاطر تو سرودم چرا كه تنها تو
دلت به وسعت درياست بين آدمها

♥منـــ از تمامــِ دنیا ♥
♥ فقط آن دایرهـ ی چشمانـــ تو را میخواهمـــ ، ♥
♥ وقتی کهـ در شفافیتشــ ، ♥
♥ بازتابـــ عکســـ خودمـــ را میبینمـ ♥


عــشق اون نیست که وقـــتی دیدیـــش دلـــت بلــرزه
عشـــق اونــه که وقـــتی نمـــیــبینـیــــش دلـــت میـــخواد کــــَـــنده شه ...

یه قبله پشت چشماته / که مغناطیس ُ رد کرده
شبای قبل تو باید / به این تقویم برگرده
کنار قلب تو مثل ِ / یه مَردم رو به خوشبختی
تو احساسی بهم میدی / شبیه ِ غیرت ِ تختی
تو می پوشونی موهاتو / غروب غنچه وا میشه
یه مرد از دامن پاکِت / طرفدار ِ خدا میشه
به عشقم مرهمی خانوم / مثه گلدسته و کاشی
فدای اون حَیاتونَم / خانومی که شما باشی
میدونم گاهی از دستم / شبا با بغض میخوابی
نمی فهمم چی کم داری /چرا انقدر بی تابی
ازم بگذر اگه راحت / نگفتم دوستت دارم
اگه غمگین بشی از من / گره میفته تو کارم
چه معمولیه رفتارم / کنار قلب خوش نامت
ولی باور بکن خانوم / هنوزم سخت میخوامت
امیدورام طوری دلم با دلت تصادف کنه که هیچ افسری نفهمه دل کی مقصره!!!
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن باهم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد
امشب قرص هایم آلزایمر گرفتند ، یادشان رفته که خواب اورند نه یاد آور . . .

گناه شکستن روزه های امسال هم
پای تو … این رمضان
هر روز باید ، غم تو را ”بخورم” . . .

این روزها عشق را با دست پس ی زنند و با پا پیش می کشند !
حیف از عشق که زیر دست و پاست . . .

لاف می زدم که فراموشت خواهم کرد !
کجایی که ببینی این روزها توبه ی من از گرگ ها هم مرگ تر است …

چه کسی برای عشق ما شعر اتل متل خواند !
که پایت را به این راحتی از زندگیم ورچیدی ؟

سهم من از تو
دلتنگی بی پایانیست
که روزها دیوانه ام میکند
شب ها شاعر…

باور کن ، “من” تنهاترین ضمیر دنیاست و “او” خوشبخت ترین ضمیر دنیا !
چون “تو” را دارد

کابوس امشبم شده ای تو ؛
دوم شخص مفردی که زمزمه ی دوستت دارم را در گوشم نجوا میکرد
و حال میگوید برو …
تک فعلی که هیچگاه انتظار شنیدن صیغه ی امرش را نداشتم !

گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد
شاید کودکــانه ، شاید بی غــرور
اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود
می فهمــــم نه ضعیفم ، نه کودکم ، بلکه پر از احساســـم …

نبودنت چه فصلی از سال است
که هم روزها و هم شب ها اینقدر طولانی شده اند ؟

بگو چکار کنم؟
وقتی شادی به دُمِ بادبادکی بند است
و غم چون سنگی،
مرا در سراشیبِ یک دره دنبال میکند …

چقد دردناکه …
آچار فرانسه همه باشی
وخودت گره های کور زندگیت رو با زور دندونات باز کنی

به دنبال ویلچری هستم برای روزگار !
ظاهرا پایی برای راه آمدن با ما ندارد ...!

خند ه ام میگیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره
بگیری .......
می گویی :دلم برات تنگ است؛یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی وازه هایت را خوب نمی دانی ........
دلتنگی ارزانی خودت من دگردلم را به خدا سپرده ام.

زندگی پر است از گره هایی که تو آن را نبسته ای...
اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها …