عشق همیشگی

تومقصری اگر من دیگر من سابق نیستم!

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

سلام دوباره


♥ چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 11:57 توسط Hanif

صبح نشاط دم زد ، فیض سحر مبارک
عیش صبوح مستان ، بر یکدگر مبارک
عید گشاد ابرو ، بربست رخت روزه

این را حضر خجسته ، آن را سفر مبارک


♥ جمعه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۷ ساعت 0:20 توسط Hanif

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود

این دفتر خاطرات من سنگی بود

از درس کلاس عاشقی سهمم باز

یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود . . .


♥ سه شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 0:46 توسط Hanif

ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻞ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻓﺎﺗﺤﻪ …
ﻭﻟﯽ ﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﻋﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ
ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﻭﮔﻞ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ
ﻭﻟﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯿﻢ


♥ جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ ساعت 0:42 توسط Hanif

با سلام خسته نباشین دوستان بی نهایت گرامی .......سال نو بر همه ی شما ها بریک میگم امیدوارم سال خوبی داشته باشین ....اینم بگم بعد از مدت ها برگشتم بگم  خیلی دوست تون دارم از حمایت تک تک تون سپاسگزارم......................

 


♥ شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 16:14 توسط Hanif

 

دوستت دارم..چرایش پای تو،
ممکنش کردم،محالش پای تو

میگریزی از من و احساس من
دل شکستن هم ،گناهش پای تو

آمدی آتش زدی بر جان من
درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

سوختم،آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو...


♥ چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۴ ساعت 20:50 توسط Hanif

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟ از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟


♥ شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۴ ساعت 11:19 توسط Hanif

 

این روزها به تظاهر میگذرد...تظاهر به بی تفاوتی.. 

تظاهر به بی خیالی..به شادی..به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست.. 

.اما چه سخت میکاهد از جانم این "نمایش"...!!!   

"دوستت دارم"  را برای هر دویمان میفرستادی... 

هم من هم او..."خیانت" میکردی یا "عدالت"...!!!

لبخندش را تقسیم کرد خنده اش به من رسید و لبهایش به دیگری...!!!

دلم بچگی میخواهد...!!!جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند...!!!


♥ جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ ساعت 19:25 توسط Hanif

 عکس های عاشقانه با نوشته های خارجی

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت... 

دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت... 

حکایت کسی که زجر کشید اما ضجه نزد... 

زخم داشت ولی ناله ای نکرد... 

نفس میکشید اما همنفس نداشت... 

خندید غمش را کسی نفهمید...!!!


♥ جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ ساعت 18:45 توسط Hanif

اگه دست من بود به آسمون میگفتم

 

که ستاره هاشو دور سرت بریزه

 

دنیامو میدادم پای چشات بفهمی

 

یه نگاه سادت چقدر برام عزیزه...


♥ جمعه نوزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 0:31 توسط Hanif