آخر یه روز دق می کنم فقط به خاطر تو
دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو
شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
عشقت رو پنهون می کنی فقط به خاطر من
من دلم رو خون میکنم فقط به خاطر تو
*************************************************
(یادمه مردم اون شبی که رفتی ....)



|________________________┍──────────────┤
ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن ...
ای تو خود لحظه ی بودن
تا طلوع صبح خورشید و دمیدن ...
ای همه خوبی ... همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسوسه ی عشق
تو شدی تمامی زندگی من

|________________________┍──────────────┤
"سرم" را شاید دیگران در نبودنت گرم کنند...
اما...
"دلم" را هرگز ....

|________________________┍──────────────┤
از این شبگردیهای خسته و مایوس
از این تکرار بیهوده دلم تنگه
همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس
دلم تنگه ... دلم تنگه
دلم خوش نیست ... غمگینم
از این تکرار بی رویا و بی لبخند
چه تنهایی غمگینی ، که غیر از من
همه خوشبخت و عاشق ، عاشق و خرسند
به فردا دلخوشم ، شاید که با فردا
طلوع خوب خوشبختی من باشه
شب رو با رنج تنهایی من سر کن
شاید فردا روز عاشق شدن باشه

|________________________┍──────────────┤
گفت دو بخش ::کودکی و پیری
گفتند پس جوانی چه شد ؟؟؟
گفت با عشق ساخت
با بی وفایی سوخت
و با جدایی مرد

|________________________┍──────────────┤
تا با هم كلبه بسازيم
كلبه اي پر از من و تو
از من و تو ما بسازيم
دور بشيم از همه مردم
واسه درد هم بميريم
با ستاره ها بخوابيم
با ترانه جون بگيريم
كلبه اي اندازه ی عشق
باغچه اي و حوض و گلدون
سر تو باشه رو شونم
مثل ليلا، مثل مجنون
تو بشي مادر گلها ...
من بشم باباي بارون ...
من واسه تو ... واسه من
كلبه اي مي خوام كه تو باغچش پر باشه از ياسمن
حياطشم، سرتاسرش باشه چمن
فقط واسه تو ... واسه من
تو كلبمون خدا باشه
خوشبختي مون قد تموم آسمون
صاف و بي انتها باشه
كلبه اي اندازه ی عشق
باغچه اي و حوض و گلدون
سر تو باشه رو شونم
مثل ليلا، مثل مجنون
تو بشي مادر گلها ...
من بشم باباي بارون
بده دستاتو تو دستام ...

|________________________┍──────────────┤
طرح چشمان قشنگت ... در اتاقم نقش بسته
شعر می گویم به یادت ... در قفس غمگین و خسته
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی
ساحل ام شو ... غرق گشتم بی تو در شب های مستی ...
خیال کردم بری ... میری از یادم
تو رفتی و نرفت چیزی از یادم
تو رفتی تازه عاشق
از اونی هم که بود بدتر شدم من
صبح تا شب این شده کارم ...
که واسه ی چشات بیدارم ...
تو خدای عاشقایی
تو به داده من رسیدی وقتی تنهایی مو دیدی
تو نذاشتی برم از دست ... اگه چیزی ام هنوز هست
نازنینم ... امید شیرینم ... من به جز تو کسی نمی بینم
از اون روزی که رفتی ... یه روز خوش ندیدم
بجز دستای گرمت پناه و پشت ندیدم

|________________________┍──────────────┤
اگه داشتم تو رو دنیام یک صفای دیگه داشت
شب عشقم واسه ی من حال و هوای دیگه داشت
اگه داشتم تو رو رسوای عبادت می شدم
دلم این خسته ی عاشق یک خدای دیگه داشت
اگه داشتم تو رو اون قصه نویس ...
واسه ی من یک قصه های دیگه داشت
میدونم زندگیم اینجوری نبود ...
میدونم مرد عاشق یک شب های دیگه داشت
اگه داشتم تو رو اون میخونه که جای منه
شب ها اونجا جای من یک بینوای دیگه داشت
اگه داشتم تو رو گریه دیگه گریه نبود
با تو این زمزمه ها یک های های دیگه داشت
میدونم پیش تو آروم میشدم حتی اگه
قهر و نازت برای من درد و بلای دیگه داشت
اگه یارم میشدی صاحب دنیات میشدم
فکر نکن چشم های تو یک عاشق های دیگه داشت
اگه داشتم تو رو دنیام یک صفای دیگه داشت
شب عشقم واسه ی من حال و هوای دیگه داشت

|________________________┍──────────────┤
منو یادت نمیاد ... میدونم
تا همینجاشم ازت ممنونم
دیگه حتی نفسم در نمیاد
کاری جز دعا ازم بر نمیاد
برو خوش باش ... برو شیرینم
من به آینده تو خوش بینم
برو که الهی خوشبخت بشی
مثل من درد جدایی نکشی
نوش جونت همه ی بی کسی هام
برو خوشبخت بشی
منو ول کردی با دلواپسی هام
برو خوشبخت بشی
اگه رفتی اگه تنها موندم
برو خوشبخت بشی
اگه تو خاطره هات جا موندم
برو خوشبخت بشی
نوش جونم که همش دلتنگم
نگران من نباش اگه گریه داره این آهنگم
نگران من نباش
اگه عمرم داره از کف میره
نگران من نباش
اگه هر شب نفسم میگیره
نگران من نباش
کاش که میشد با دلم می ساختی
تو هنوز دل منو نشناختی
کاش مثل گذشته عاشق بودی
کاش همون آدم سابق بودی
برو خوش باش ... برو شیرینم
من به آینده تو خوشبینم
برو که الهی خوشبخت بشی
مثل من درد جدایی نکشی ...

|________________________┍──────────────┤

چقدر سخته ...
دیگر از وفا خبری نیست آن روز سگ گله را با گرگها دیدم.
|________________________┍──────────────┤
دلم از خیلی روزا با کسی نیست
تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گل هاش
پر پر دستای خار و خسی نیست
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریاد رسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست
بارون از ابرا سبک تر می پره
هر کسی سر به سوی خودش داره
مث لاک پشت تو خودم قایم شدم
دیگه هیچ کس دلمو نمی بره
دیگه دل با کسی نیست
دیگه فریاد رسی نیست
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیست
دلم از خیلی روزا با کسی نیست ...

|________________________┍──────────────┤
برو برس به زندگیت کار من دیگه تمومه
الهی خوشبخت بشی ... که خوشبختیت آرزومه
برو ... اصلا فکر نکن خاطره هایی داشتیم
یادتم نیار که ما با هم چه روزهایی داشتیم ...

|________________________┍──────────────┤
دیدمت ... آهسته پرسیدمت
خواندمت ... بر ره گل افشاندمت
آمدی ... بر بام جان پر زدی
همچون نور بر دیده بنشاندمت ...
بردمت تا کهکشان های عشق
پرکشان تا بی نشان های عشق
گفتمت افتاده در پای عشق
زندگیست رویای زیبای عشق
میروی ... چون بوی گل از برم
رفتنت کی میشود باورم
بوده ای ... چون تاج گل بر سرم
تا ابد یاد تو را می برم
|________________________┍──────────────┤
دوباره دلم واسه غربت چشم هات تنگه
دوباره این دل دیوونه برات دل تنگه
وقت از تو خوندن ستاره ی ترانه هام
اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه
بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم
با تو اما میرسم به قله ی آوازم
اگه تا آخر این ترانه با من باشی
برات سقفی از آهنگ با صدام می سازم
با یک چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نزار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره
آی ستاره ... آی ستاره بی تو شب نوری نداره
این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره
تویی که عشق من و از نگاهم می خونی
تویی که تو تپش ترانه هام مهمونی
تویی که هم نفس همیشه ی آوازی
تویی که آخر قصه ی منو می دونی
اگه کوچه ی صدام یک کوچه ی باریکه
اگه خونه ام بی چراغه چشم تو تاریکه
میدونم آخر قصه میرسی به داد من
لحظه ی یکی شدن تو آیینه ها نزدیکه
با یک چشمک دوباره منو زنده کن ستاره
نزار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره
آی ستاره ... آی ستاره بی تو شب نوری نداره
این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره

|________________________┍──────────────┤
یک شب بیا از این جا گذر کن ... دوباره این دلم رو در بدر کن
واسم این زندگی هر روز یک جوریه
بیا و تو از گناه من حذر کن ...
دلم ... آخه دلم هواتو کرده ... یاد چشم هاتو کرده
راست میگی من مقصر .... دل که گناه نکرده ...
تو این عاشقی های بی نشونی تو این روز های مرگ مهربونی
میدونی ... میدونی ... میدونی ...
که چه احساسی به تو دارم ... میدونی که هنوز خیلی دوست دارم
میدونی که هنوز خیلی دوست دارم
دلم ... آخه دلم هواتو کرده ... یاد چشم هاتو کرده
راست میگی من مقصر .... دل که گناه نکرده ...

|________________________┍──────────────┤
وقتی دست هام خالی باشه ... وقتی باشم عاشق تو
غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو ...
دلم رو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
با تموم بی پناهی به تو تکیه داده بودم
هر بلایی سرم اومد ، همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم ، ولی از تو نبریدم
هر جا بودم با تو بودم ، هر جا رفتم تو رو دیدم
تو سبک شدن ، تو رویا همه جا به تو رسیدم ...
اگه احساسم رو کشتی ... اگه از یاد من رو بردی ...
اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی ...
بدون این رو که دل من شده جادوی طلسمت
یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت ...
هر بلایی سرم اومد ، همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم ، ولی از تو نبریدم

|________________________┍──────────────┤
تا یادت می کنم ...!!!
باران می آید...!!!
نمی دانستم لمس خیالت هم وضو می خواهد ...!!!

|________________________┍──────────────┤
امتداد فاصله ..... از
اعتبار عاطفه نمی کاهد ..... !
همیشه هستی ..... همین حوالی ......
توی دل ------------------------------- م !!!

|________________________┍──────────────┤
هنوزم دستای گرمت جای امنی واسه گریست
تو قشنگی مثل بارون من دلم پر از گلایست
هنوزم تو این هیاهو توی این بغض شبونه
من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه
پشت پنجره هنوزم چشم به راهت میشینم
ای که بی تو خودم و تک و تنها می بینم
پشت پنجره هنوزم چشم به راهت میشینم
ای که بی تو خودم و تک و تنها می بینم
ما دو تا پنجره بودیم گفتی که باید بمیریم
دیوارا همه خراب شدن ولی ما هنوز اسیریم
ما هنوزم مثل مرداب مسخ آینه کویریم
ما همونیم که میخواستیم خورشید و با دست بگیریم
گریه هام حروم شدن کاری بکن
چشم من بیا من و یاری بکن
گریه هام حروم شدن کاری بکن
چشم من بیا من و یاری بکن
وقتی که به تو رسیدم هنوزم آهو نفس داشت
هنوزم چلچله انگار تو چشاش غم قفس داشت
غزلک گریه نمیکرد تو شبای بی چراغی
من و تو هم قصه بودیم از ستاره به اقاقی ، از ستاره به اقاقی
حالا امّا دیگه وقت رفتنه جاده اسم من و فریاد میزنه
اگه خاموشم و خسته اگه از تو دور دورم
تکیه کن به من غریبه من یه کوه پر غرورم
پشت پنجره هنوزم چشم به راهت میشینم
ای که بی تو خودم و تک و تنها می بینم

|________________________┍──────────────┤
هنوز گاهی سراغت رو از این دیوونه میگیرن
به جزء تو همه میدونن واست این مرد میمیره
واسه همین جدایی تو کسی جدی نمیگیره
همین خوبه همین خوبه ، همین خوبه همین خوبه
همین خوبه که با این که چشات رو ، روی من بستی
تو چند تا خاطره با من ، هنوزم مشترک هستی
همین خوبه که آرومی و حس میکنی آزادی
که دست کم تو عکسامون هنوزم پیشم ایستادی
واسه من کافیه این که تو از من خاطره داری
به یادشون که میفتی واسه من ، وقت میزاری
همین خوبه همین خوبه ، همین خوبه همین خوبه
همین خوبه که با این که سراغ از من نمیگیری
ولی تا ، حرف من میشه یه لحظه تو خودت میری
به جزء تو همه میدونن واست این مرد میمیره
واسه همین جداییتو کسی جدی نمیگیره
به جزء تو همه میدونن واست این مرد میمیره
واسه همین جداییتو کسی جدی نمیگیره
همین خوبه همین خوبه ، همین خوبه همین خوبه
همین خوبه که با این که چشات رو ، روی من بستی
تو چند تا خاطره با من ، هنوزم مشترک هستی
همین خوبه که آرومی و حس میکنی آزادی
که دست کم تو عکس هامون هنوزم پیشم ایستادی
واسه من کافیه این که تو از من خاطره داری
به یادشون که میفتی واسه من وقت میزاری
همین خوبه همین خوبه،همین خوبه همین خوبه ...

|________________________┍──────────────┤
درسته که دیگه تو رو ندارم ...
حتی نمیدونم به یادم هستی یانه؟
اما من هنوزم به پات میمونم ...! تازمانی که زنده باشم!
ولنتاین امسال رو بی تو جشن می گیرم و بهت
تبریک میگم ،درسته که تو در کنار من نیستی اما من هنوز یک عاشقم !



|________________________┍──────────────┤
خدایا اگر تو درد عاشقی را میکشیدی
تو هم زهر جدایی را به تلخی میچشیدی
اگر مثل من به مرگ آرزو ها می رسیدی
پشیمون میشدی از این که عشق رو آفریدی !!!
خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم
نماز عشق را آخر با خون دل وضو کردم
دلم دیگر به جان آمد در این شب های تنهایی
بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم
بگو هرگز سفر کردی؟سفر با چشم تر کردی؟
کسی را با اشک و خون جگر بدرقه کردی؟
از شهر آرزوهایت به ناکامی گذر کرده ای؟
گل امید را به خاک رهگذر پرپر کرده ای؟
خدایا اگر تو درد عاشقی را میکشیدی
تو هم زهر جدایی را به تلخی میچشیدی
اگر مثل من به مرگ آرزو ها می رسیدی
پشیمون میشدی از این که عشق رو آفریدی !!!
|________________________┍──────────────┤
بی تو هر شب غم تو به خلوت خودم می بردم
خبری از تو نبود و لحظه ها رو می شمردم
وقتی شب سحر میشد به بی قراری خودمو به دست گریه می سپردم
گله و شکایت از تو به لب نمی آوردم
تو به یاد من نبودی ...
اما من برات می مردم ...
من تو رو از تو می خواستم که به عشقت در دنیا رو به روی خودم ببندم
تو منو مثل یک بازیچه می خواستی که برات گریه کنم ... برات بخندم
اما من برات می مردم ...
یک شبی بی تو در دفترچه ی قلبم اونجا که آخره عشق و سر گذشته
زیر اسم خودمون برات نوشتم: راست میگی که اون گذشته ها گذشته
تو منو با دریا دریا اشک چشم هام نمی خواستی
آخه تو بیشتر از اون گریه ی من گریه می خواستی
تو منو مثل یک بازیچه می خواستی
اما من برات می مردم ... اما من برات می مردم

|________________________┍──────────────┤
باران که می بارد تو می آیی
باران گل، باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آئینه
باران شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد، غصه می سوزد
شب می گدازد، سایه می میرد
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد
تا شعر باران تو می گیرد
از لحظه های تشنه ی بیدار
تا روزهای بی تو بارانی
غم می کشد ما را و می بینی
دل می کشد ما را تو می دانی

|________________________┍──────────────┤
در وصالت چه را بیاموزم؟ در فراقت چه را بیاموزم؟ یا تو با درد من بیامیزی یا من از تو دوا بیاموزم. میگریزی ازمن که نادانم یا بیامیز یا بیاموزم. چون خدا با تو هست در شب و روز بعد از این از خدا بیاموزم! در وفا کسی نیست تمام استاد پس و فا از وفا بیاموزم !
|________________________┍──────────────┤
شریک سقف من نیستی بزار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیوار رو شریکم باش
شریک عمر من نیستی بیا هم لحظه باشیم و فقط همین یک لحظه دیدار رو شریکم باش
فقط در هفته یلک لبخند لب تو قسمت من کن
اگه خورشید من نیستی بیا و شمع رو روشن کن
تمنای شرابم نیست یک چرعه آب شریکم باش
کنار چشمه رویا یک لحظه خواب شریکم باش
شریک سقف من نیستی بزار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیوار رو شریکم باش
شریک زندگیم نیستی شریک آرزویم باش
اگه نیستی کنار من بیا و روبریم باش
سلامی کن گه و گاهی به نام آشنا بر من
همین اندازه ام بسه برای شور دل بستن
غزل خونم نباش اما به حرفی ساده شادم کن
اگه دیدی منو بشناس نمیگم این که یادم کن
یک عشق نابه سامان رو چه سامانی از این خوش تر
شکایت نامه دل رو چه پایانی از این خوش تر
شریک سقف من نیستی بزار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیوار رو شریکم باش
شریک عمر من نیستی بیا هم لحظه باشیم و فقط همین یک لحظه دیدار رو شریکم باش
|________________________┍──────────────┤
همین حوالی کسانی هستند که تا دیروز می گفتند بدون تو حتی نفس هم نمیتوانم بکشم ...!اما حالا در آغوش دیگران نفس نفس میزنند.
|________________________┍──────────────┤
چشم های تو نور کوچه باغ روزه
چشم های من ظلمت شب نیازه
با هم دیگه راز و نیازی داشتیم
حکایت دور و درازی داشتیم ...
اما پس از اون آشنایی ... آن هم دلی آن هم زبانی
از گرد راه اومد جدایی ...
رفتی و چشم به راهم گذاشتی
تو این قفس تنهام گذاشتی
حالا نمیدونم کجایی ...
کاشکی یکی بود ما رو با هم آشتی می داد
کاشکی چشم هامون باز تو چشم هم می افتاد
امروز اگر تاریک و خاموش و سیاهه ...
فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه ...
|________________________┍──────────────┤
لحظه هام پر شده از دوست داشتن تو
برای من قشنگه عشق و خواستن تو
میشه با تو هم نفس ستاره باشم
با تو همسفر تا مرز قصه ها شم
بی تو درد و دل های غنچه بی شماره
شب و روز برای من فرقی نداره
زندگی رو با تو و عشق تو می خوام
تو نباشی بی تو من همیشه تنهام ...
تمام قصه هامو از تو دارم
بهترین خاطره هامو از تو دارم
توی این شب های خالی از ستاره
آخرین ترانه هامو از تو دارم ...
سایه شو رو سر این همیشه عاشق
بی تو خالیه تمام این دقایق
من بجز خاطره هام چیزی ندارم
بی تو هر لحظه همیشه بی قرارم ...
تمام قصه هامو از تو دارم
بهترین خاطره هامو از تو دارم
توی این شب های خالی از ستاره
آخرین ترانه هامو از تو دارم ...
|________________________┍──────────────┤





