برای تو مینویسم
برای تویی كه قلبت پـاك است
برای تویی كه تنهایی هایم پر از یاد توست
برای تویی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست
برای تویی كه احساسم از آن وجود نازنین توست
برای تویی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است
بــــــــرای تویــــــی كه قــــلـــــبـــــت پــــــــاك است
برای تویی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است
برای تویی كه عـشقت معنای بودنم است
برای تویی که آرزو هایت آرزویم است ..
از عــشق برايت مينويسم و ميگويم
تا ابـــد دوستت دارم



در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی
من ظهور لحظه ها را میشمارم تا بیایی
خاک لایق نیست تا رویش پا بگذاری
در مسیرت جانفشانم گل بکارم تا بیایی


تو كدوم كوهی كه خورشيد،از تو دست تو می تابه
چشمه چشمه ابر ايثار،روی سينه ی تو خواب
تو كدوم خليج سبزی،كه عميق اما ضلاله
مثل آينه پاك وروشن،مهربون مثل خياله
تو به قصه ها شبيه ای،ساده،اما حيرت آور
شوق تكرار تو دارم
وقتي می رسم به آخر...
تو پلِی،پل رسيدن
روی گرداب يه ترديد
منو رد ميكنی از رود...
منو می برِی به خورشيد...
|
|
|


من تو را تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا آسمان ها
من تو را تــــــــــــــــــــــــــــــا بی کران ها
از زمین تــــــــــــــــــــــــا آسمان ها
دوســــــــــت دارم می پرستم
من تــــــــورا همچون اهورا
من تـــورا همچون مسیحا
همچون عطر پاک گلها
دوســــــــــــت دارم می پرستم
من تورا تا لحظه های انتظارم
عاشقم با این نگاه بیقرارم
من تورا با آنچه هستم
دوست دارم
می پرستم
