یک وقتی انسانی شجاع است
یک وقتی انسانی شجاع است، نه از آن بی کله های سیاسی، مرد سیاست است، سابقه دارد، سرد و گرم چشیده،زندان دیده، سال ها در خانه ی ملت نمایندگی کرده، در سخت ترین روز ها پناه خانواده ای زندانیان سیاسی بوده، همیشه لابی هایش فعال بوده ولی به جایش ایستاده. همان روز که به نماینده ی مردم تعرضی شد از مجلس خداحافظی کرد تا آزادش کردند، بعد ها هم نترسید از اینکه بگوید در زندان های نظام اسلامی که خودمان آوردیمش، در سیاه چال های ام القرای جهان اسلام به دختران و پسران تجاوز می کنند. هنوز هم می گوید بلند هم می گوید مشکلی با حکومت دینی ندارد ولی این حکومت را نه اسلامی می داند نه جمهوری، ولی حکومت را حق مردم می داند و در یک کلام از رای مردم نمی ترسد.
حالا پنج شبانه روز خانه اش را در تهران در سال 2010 جلوی چشم میلیون ها نفر به گلوله ببندید، جسم اش هم پیش کشتان، خیلی وقت بود کودکان ما، بچه های ایران تشنه ی دیدن پیر مردی بودند که بایستد، تا همچنان عافیت طلبی مذموم باشد و طعم شیرین آزادگی را یکبار دیگر به کام تلخ ایران بنشاند.