ورق پاره های من


زمانم ایستاد ...

و تو از پشت ابرهای انتظار خود نمایی کردی

این روزها هوای دلم آفتابی شده

درخت خستۀ باغ زندگی ام در پاییز به شکوفه نشسته

سالها به انتظارت زمان سوزاندم ، و چشم به چهار چوب آسمان دوختم

تو در مهر به دلم مهر را دعوت کردی و در قاب زمانم قبله می شوی

و من نماز گذار ثانیه های نگاهت میشوم و تو ، نور زندگی ام

جای پا های تو هنوز نیامده بر روی پود قلبم نقش بسته 

تارهای قلبم همه شده از جنس عشق تو 

و تو این انتظار را بعد از سالها شکستی ...


ورق پاره های من

رنگها همه سنگین بر سر آرزو هایم فرو ریختند


و گوش روزهایم پر از غربت شده


اینجا نزدیک ترین سراب به من باد بود


و آغوش همیشه باز تنهایی در کنار همهمه های شهر دروغ


رنگها اینجا بیرنگ شده و خیال ها همه حباب


در کنار تنهایی چای می نوشم یک استکان تلخ

ورق پاره های من



بیا ، دوستت دارم را برایت صرف کنم


بیا ، برایت نور تمام شمع ها را جمع کنم


بیا ، در چهاردهمین شب ، ماه را شکار کنیم ، به خانه ببریم


بیا ، خورشید را بترسانم


تا شب تنهایی من و تو یلدای تمام سالها شود


بیا عشق را در گوش روزهای من زمزمه کن


شاید ابرهای خستۀ دلم بارید و سبک شدم


دیروز میل های بافتنی روزگارم را برداشتم


تا تمام آرزوهای قشنگ را برایت در این روزها ببافم


این روزها آمدن تو چه سخت افسانه ای شده ، ای عشق


آیا او یک تروریست بود ؟






پرواز میسازیم به دروغ


رنگش را به ننگ می کشیم به واقع


موشک ساختیم برای هدف قرار دادن خورشید


مجاز را تزریق میکنیم برای روز مبادا


ساکت باید ماند ، این روزها خدا مهمانی گرفته گویا


خدا ...


آوار میسازیم ، به نام راه با نام ...


آرام باید بود خدا این روزها انگاری در جشن خود مانده


گلوله هدیه می دهیم ، شاید برای رضای خدا


چه فرقی دار ، آسمان با زمین وقتی رنگ زمینه ما خاکستری بود ...


آدم شدیم ، برای ناطق بودن وقت زیاد است...


موشک ها ، گوله ها آماده است


شلیک کنید اما آرام خدا با سخاوت ما را دعوت کرده


در جشن خود گویا...


گویی این روزها آسمان زمین ما سنگی شده


صدای جشن خدا میاید ، اما صدای زمین ما ....


آماده...


شلیک ، جشن بر شما هم مبارک در این روزها


یا علی



لا فَتى اِلاّ عَلِىّ، لا سَيفَ اِلاّ ذُو الفَقار





ورق پاره های من


به زمان من خوش آمدید ...


چه راحت سقوط را هم آغوش شده ای ، شبها


پرواز بهانه بود گویی در جایی که سنگهایش ابر شرم آبستن بودند


و چه اهمیت دارد برای تو


ابر های شرم یا همبستر شدن با سقوط در شبها


در کنار بطری های که از اساس مست شده اند


خاطره مستی میسازی


تصویر میسازی


گویی روزهای تو از اول شکوفه های گیلاس باکره بودند


و انگاری زمان را دوره کردی ، از اول چند بار


اینجا هر چیزی غوغا میکند


و فرار بستر ها را کنایه عشق می دهند


وارونه شاید راه می رویم در جایی که عشق را در تختها تعریف میکنند


از الان سقوط کن کاملاً شرعی با یک سینی پر از عشق


به این روزها خوش آمدی ...


ورق پاره های من



زمان انگاری ایستاده


و تو میگذری جای این روزها از من


از ساعتهای این هفته هم گذشتی 


چه شد که گیج دغدغۀ زمان شدی


گوشۀ تنهایی من جای تو بود


که خالی ماند و تو را در زمان به جستجو نشسته


خورشید خاموش میسازم در این روزها


و شبها به روی ماه حوالی خانه نقشی از جای خالی ماندۀ تو حک میکنم


شاید تو نقش این شبهای من را دیدی


شاید تو برای من عشق را کلمه ، کلمه دوباره خواندی ، از نو


شاید دوباره دریای خانۀ ما به خاطر تو رخت رنگین کمان بست 


شاید قناری من دوباره باجفتش آشتی کرد


شاید برایش در این باغ ویران دویاره خواند


شاید تو عاشق من شدی


شاید امروز رسم عوض شد و تو از من نگذشتی و زمان گذشت


صبح برایم نشتایی باران بیاور اگر از طرف خانۀ ما رد شدی


من تشنۀ دقیقه های با تو بودنم


شاید امروز هم شاید های من تمام شد


شاید ...



ورق پاره های من


پرواز رسمش پریدن است


اما من چرا نشسته ام


شریعتی می خوانم

               فروغ می شنوم

                                و

                                با یاد کورش خوش ماندم


آسمان می تپد


اما چرا تیره ...


دیروز قصد کردم خورشید را بدزدم


خواستم برای مهمانی چشمان تو آذین ببندمش


اما خورشید حوالی من فقط آسمان تیره اش را دوست دارد


دیروز خواستم یک نام برای تو انتخاب کنم ...


اما تو با نامها غریبه هستی ...


امروز خواستم عاشقت شوم


اما فرصتم تمام شد ...


فردا خواستی ، بیا به خاطراتم


این گوشه از من از هیچ " امّا " خبری نیست





یا قائم آل محمد ادرکنی







و اما مرغ مسئله این است ...



الــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــف خبر داد


نگاهی به قیمت مرغ در کشور های دیگر جهان

گوشت مرغ يكي از ضروري ترين و مفيدترين گوشتهاي خوراكي در سبد كالاي هر خانوار مي باشد.
به گزارش سرويس بين الملل باشگاه خبرنگاران قیمت این کالا در کشورهای مختلف به شرح زیر است:

۱- در بازار كراچي هر كيلوگرم مرغ ۸۶ روپيه پاكستان يعني)به قيمت آزاد هر روپيه پاكستان ۲۳ تومان( ۱۹۷۸ تومان است و هر عدد تخم مرغ رسمي به قيمت ۲ روپيه پاكستان يعني ۴۶ تومان عرضه مي شود.

۲- بهاي هر كيلوگرم مرغ در بازار نيويورك، ۹۴ سنت برابر با ۱۸۶۰ تومان است.


۳- در بازار سمرقند ازبكستان هر كيلوگرم مرغ كامل برابر ۲۵۰۰ صوم يعني حدود ۱۲۵۰ تومان در بازار آزاد است.


۴- در بازار ابوظبي امارات، هر كيلوگرم گوشت مرغ بسته بندي شده در حدود ۲ درهم و ۲۰ فلس به قيمت آزاد حدود ۱۱۰۰ تومان در هر كيلوگرم محاسبه شده است.


۵- قيمت هر كيلوگرم سينه مرغ در بازار عمان يك ريال عمان برابر با ۳۱۹۳ تومان است.


۶- قيمت هر كيلوگرم مرغ در بازار كپنهاك دانمارك، ۵ كرون دانمارك برابر با ۱۰۴۰ تومان است.


۷- قيمت هر كيلوگرم ران مرغ خالص در بازار آزاد ريودوژانيرو برابر با ۳۲۵۰ تومان است.


۸- قيمت هر كيلوگرم مرغ در بازار آنكارا تركيه معادل ۳ لير برابر ۲۰۳۱ تومان در هر كيلوگرم است.


۹- قيمت هر كيلوگرم مرغ در بازار مسكو روسيه، ۳۴۸۳ تومان است.


۱۰- قيمت هر كيلوگرم سينه مرغ در بازار قاهره، ۳۴۸۳ تومان است.



 
پ ن : سرپرست معاونت توسعه بازرگانی داخلی وزارت صنعت گفت:
قیمت میانگین مرغ در کشور کیلویی ۵۲۰۰ تومان است و امکان دارد در بالای شهر تهران مرغ کیلویی ۶ هزار تومان و در میدان بهمن۴۷۰۰ تومان به فروش برسد.  


و ما می گوییم ....

ول کن بابا چی بگیم ...

ورق پاره های من



پشت این پنجره های همه باز زنجره عشق تو را خواهد بافت


باغ از عطر قدمهای تو مست از هر شب


دستهایم همه مست ، رخ مهتاب شبم مست شده


قدح جانم ، از نام تو سر مست شده


همۀ هستی من آن قدح نام تو بود


که قدح را به زمین دل من بانگ زدی


آشیان سوختی و نالۀ من را بردی


من همه شب در کنار این قاب ، خستۀ نالۀ هر شب شده ام


مست این نقره ای شب شده ام


و همان زنجرۀ پیر هنوز ، رج آخر به تمنای نگاهم هر شب عشق را رنگ دلم می بافد


پشت این پنجره ها می بافد ، زنجره اشک دلم را هر شب ...




ورق پاره های من



فاصله اهل دروغ نبود


راست گفت


حالا دور شده


نگاه پیر ، به قدمهای راه شکسته شده


بی هیچ نوری زیر تازیانه های برهنه شب


تو


عشق رج می زنی


و من با چشمانی بسته


حرکت لبهایت را تصور میکنم


گرمای آغوشت را احساس میکنم


چقدر این شب برهنه سرد است


و تو در فاصله افتادی 


و من


در قفسم افتادم


و تو آزادی


آزادی ...


و من خوابم بی تعبیر مانده در این شبها




به من بگو چرا ؟


سایت خبری تحلیلی عصر ایران خبر داد 


" احمد نژاد دامادش را هم به چین برده بود "


عصرایران - پس از انتقادات فراوان از رئیس جمهور در جریان سفر نیویورک سال قبل به خاطر همراه بردن برخی فامیل هایش در این ماموریت دولتی ، این بار با انتشار عکس های شانگهای مشخص شد که احمدی نژاد دامادش را هم با خود به این ماموریت برده بود.





« پ. ن » : چیزی نمیگیم جز اینکه سفر به خیر ...


ورق پاره های من




ببین اینجا افسوس رنگِ پر رنگش همه گیر است

                                             ببین راه خدا بست است ، در اینجا


بیین معیار بی دینی ست ، اینجا

                      ببین اینجا تمام رنگها بی رنگ ماندند

                                                     ببین اینجا تماماً نی رنگ بافند


تمام آسمان خسته

                 دلم خسته

                        رخ مهتاب امشب سخت آشفته


برایت عشق می بافم در این شبها بی روزن

                                       که در سرمای این باغ زمین خورده

                                                                         تنت را آشیان باشد 


ببین عشقم برای تو پر از رنگ است ، در این بی رنگی مطلق

                                                        برایت عشق می بافم پیدا شو



دلم خسته است


                      

ورق پاره های من


داشتم زندگی می کردم

رخ درهم کشیدۀ هر شب را رج می زنم

چه اهمیتی دارد برای برق نگاه تو در این روزها

آشیان با تمام قوت سوزاندم ، شاید مرا ببینی

اما ...

روزگارم وارونه شده گویی این روزها

در این تکرار زمان هر چه راه بود

به پای تو دوختم تا به سرای من برسی

نرسیدی...

انگاری نخواهی رسید...

گویی زمان در ته بمبست افتاده این روزها ...

شاید راه ها عوض شد فردا

شاید رویا فردای من تو بودی

امشب برایت دل را آذین می بندم

در رویای فردا

یک عمر می مانم ، شاید عاشق شدی و ماندی 

داشتم زندگی می کردم اما رویا تو...

رویای تو از الان شروع شد ...

زودتر تکرار شو هر ثانیه ...


ورق پاره های من


دیگر برای خواندن گل سرخ دیر شده

دیگر هوای اینجا برای رو نویسی گل ها سنگین شده

پرواز خیال بود ...

که تو آنرا در سرم رها کردی و خود مرا به نظاره نشستی

اینجا کفتارها صحبت میکنند با باران همچون رشته های نازک نور

و کسانی هستند که من را در ته فنجانشان هم نمی توانند هضم کنند

چه برسد سطر اول گل سرخم را

اینجا ، جای زندگی ام آریه ای شده

نفس تنگ شده ، آسمان رنگ باخته

و الله اکبر

که بلند تر از روز پیش به گوش ساقی ارمنی کوچه می رسد

اینجا الکل مست می شود ...

دیوانۀ فضای خالی مانده خورشید شدم ...

تو خانه ساخته بودی در آتش آن که خاموش شد

در این شبها ماه هم غایب شده ....

در آسمان این روزهای بی ماه مانده

هرچه شکر ریختم و هم زدم شیرین نشد

شاید تو امشب آسمان را نگاه کردی قسمتم از تلخی در آمد

پس نگاه کن

که گل های سرخ من همه نخوانده پژمرده شدند در این روزها ...

تو نگاه کن به قسمت من

شاید ...


ورق پاره های من



شاید وقتی که بافتن آخرین رج خیالم تمام شد

تو نور صد آینه را رو به رو به قاب فردای من سد بستی

شاید خورشید را یک روز بیشتر گدایی کردم ، برای نگاه کردن تو

شاید نور را آرام در جعبه خاطراتم برای تو حفظ کردم

دوباره بهار شد ، دوباره اردیبهشت و دوباره قاب تو ...

شیشه ها گواه بودند که سنگها اینجا مهربان تر از باران هستند

و تو هنوز به فکر نقاب درخت زمان ، فصل می سوزانی و عشق دفن میکنی

و من در این پیچ به سد نور تو خیره مانده ام ، با دسته گلی از فردا ها ...

و باز در آخر تو



به به بالاخره این ارزانی همه گبر شد ...



روزنامه "ایران" تیتر زدند

و

یک ملت را از نگرانی نجات داد



خدا رو صد هزار مرتبه شکر همه چیز ارزان شد ، فقط خودرو مانده بود...


السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)...







بالاخره گرانی به محله "دکتر" رسید



گویا قیمت کالا‌ها در محله آقای احمدی‌نژاد هم افزایش یافته است و ایشان و خانواده‌شان، پس از حدود ۷ سال، در جریان خرید کالا، پی به افزایش بی‌رویه قیمت‌ها برده و به این باور رسیده‌اند که مردم تاکنون پر بیراه نمی‌گفتند که گرانی شرایط زندگی را برای آن‌ها سخت کرده است.


قیمت ها در محله احمدی نژاد هم افزایش یافته ؟



تعامل خبر داد...


فرارو: یک کار‌شناس مسائل اقتصادی گفت: بالاخره گویا قیمت کالا‌ها در محله آقای احمدی‌نژاد هم افزایش یافته است و ایشان و خانواده‌شان، پس از حدود ۷ سال، در جریان خرید کالا، پی به افزایش بی‌رویه قیمت‌ها برده و به این باور رسیده‌اند که مردم تاکنون پر بیراه نمی‌گفتند که گرانی شرایط زندگی را برای آن‌ها سخت کرده است.

دکتر مهدی تقوی استاد اقتصاد دانشگاه ضمن بیان این مطلب با تاکید بر اینکه اکنون هر آدم منصفی می‌تواند بر گرانی و تورم موجود صحه بگذارد گفت: به طور مثال تا شش ماه پیش موز کیلویی ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان بوده است اما اکنون به کیلویی ۳۵۰۰ تومان آنهم نه در بهترین کیفیت رسیده است یا نان از زمان اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها ۵ برابر شده است و این شرایط برای سایر مواد خوراکی همچون گوشت، مرغ و... نیز حکم فرما است.

وی با بیان اینکه قانون هدفمندی یارانه‌ها اقتصاد کشور را به هم ریخته است گفت: وقتی قیمت نان ۵ برابر می‌شود، قیمت آب و گاز و... چندین برابر می‌شود و به گفته بانک مرکزی، یارانه نقدی پرداختی به مردم تنها صرف غلبه بر تورم می‌شود و بسیاری ناتوان در پرداخت قبوض با یارانه‌ها هستند، نمی‌توان گفت که هدفمندی یارانه‌ها قانونی مفید برای کشور و اقتصاد بوده است.

این کار‌شناس مسائل اقتصادی گفت: بر اساس این قانون قرار بود، هدفمندی یارانه‌ها حامی تولید و تولیدکنندگان باشد، با این حال شاهد هستیم که از زمان اجرای آن، نه تنها هیچ حمایتی از تولیدکنندگان نشده بلکه افزایش قیمت حامل‌های انرژی به مانعی در برابر این بخش تبدیل شده است و در طول سال‌های اخیر بسیاری از تولید کنندگان عطای ماندن در حوزه را به لقایش بخشیده‌اند.

تقوی تصریح کرد: پیامد تعطیلی کارگاه‌ها و کارخانه‌های تولیدی نیز رشد روز افزون نرخ بیکاری و ناکام ماندن دولتمردان برای تحقق شعار و وعده ایجاد اشتغال بوده است.

این استاد دانشگاه گفت: در حالی این شرایط برای اقتصاد کشور به وجود آمده است که دولت آقای احمدی‌نژاد بیشترین درآمد نفتی را نسبت به سایر دولت‌ها داشته است و از حاصل فروش نفت، کشور درآمد هنگفتی کسب کرده و منابع ارزی زیادی به جیب دولت سرازیر شده است.

وی افزود: با این حال این درآمد نه تنها تغییری در شرایط زندگی مردم ایجاد نکرد است بلکه حتی نسبت به دوران پیش از تصدی دولت آقای احمدی‌نژاد زندگی مردم با افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید، به مراتب بد‌تر از گذشته شده است.

تقوی گفت: اعتراف دولت احمدی‌نژاد به وجود گرانی در کشور پس از گذشت حدود ۷ سال به خودی خود امری میمون و مبارک است هر چند به نظر می‌رسد که پذیرش این واقعیت کمی دیرهنگام باشد.

وی افزود: با این حال به نظر می‌رسد دولت که دیر وارد معرکه گرانی شده است می‌خواهد خیلی زود به نتیجه مورد نظر خود دست یابد و با ضرب و زور و بگیر و ببند مانع افزایش قیمت‌ها شود.

این استاد دانشگاه گفت: مشابهه آزمونی که دولت احمدی‌نژاد به دنبال برگزاری آن است- که با احضار استانداران به آن‌ها دستور داده به عنوان روسای کارگروه کنترل بازار استان خود به تنظیم بازار بپردازند- پیش از این برگزار شده و نتیجه مطلوب از آن حاصل نشده است.

وی افزود: در رژیم گذشته وقتی که قیمت‌ها به طور نامعقولی افزایش یافته بود، شاه دستور داد تعدادی از دانشجویان را استخدام کنند تا آن‌ها با حضور در بازار گران فروشان را شناسایی کنند تا برخورد مناسب با آن‌ها صورت گیرد، اما این اقدام تنها منجر به برخورد با فروشندگان جزء شد و نتوانست درمانی بر درد گرانی باشد چرا که آن سیاست نه علمی بود و نه کار‌شناسی.

تقوی تاکید کرد: اقتصاد علم است و با علم هم نمی‌توان غیر علمی برخورد کرد باید دولت با برنامه کار‌شناسی شده و تدوین استراتژی و سیاست درست اقتصادی به مقابله با گرانی و تورم برود.

وی با بیان اینکه عمده مشکل اقتصاد کشور در حال حاضر رکود تورمی و نوسانات قیمت ارز است گفت: پیش از آنکه دولت به فکر اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها باشد ابتدا باید بر موانع پیش روی اقتصاد فائق آید و رکود تورمی و نوسانات قیمت ارز را را کنترل کند.

این‌ کار‌شناس مسائل اقتصادی گفت: در طول یک سال گذشته که فاز نخست قانون هدفمندی یارانه‌ها اجرا شد مردم متحمل فشارهای بسیاری شده‌اند که این فشار‌ها منجر به سخت‌تر شدن شرایط زندگی شده است بنابراین بهتر است دولت توصیه مجلس را بپذیرد و اجرای فاز دوم این قانون را به تعویق بیاندازد تا مردم بتوانند برای مدتی نفس تازه کنند.

تقوی در خاتمه گفت: اجرای فاز دوم یارانه‌ها بی‌تردید منجر به تشدید تورم خواهد شد و قیمت‌ها انواع کالا‌ها را مجدد افزایش خواهد داد این در حالی است که هیچ تغییری در درآمد مردم ایجاد نشده است و نسبت درآمد به افزایش قیمت‌ها بسیار ناچیز است.

-----------------------------------------------------

پ . ن : ما هیچ نداریم که بگوییم در مورد خبر بالا زیرا یارانه میگیریم و

می ترسیم که ناگهان قطعمان کنند...


و این بار كشف كارخانه بچه‌سازي در نيجريه

 امسال گویی ، سال شگفت انگیز ترین اتفاقات هست البته بماند که در ایران خودمون از این شگفت

انگیزترین هابسیار فراوان است که نمونش انتشار ۳ میلیون رمز کارت بانک های ایران و پاسخ عجیب بانک

مرکزی آخرین هست البته آخریش تا دیروز می دونید که هر ثانیه اعمال شگفت انگیز در ایران اتفاق می افته 

{ در مورد خبر کارت های بانکی به سایت قانون و یا وبلاگ فردی که این عمل را انجام داده مراجعه کنید }

اما این خبر تابناک که در پایین ذکر خواهد شد دود را از سر فرد خواننده بلند خواهد کرد


تابناک خبر داد...


مقامات پليس نيجريه اعلام كردند در حمله به يك پرورشگاه در جنوب اين كشور زنان بارداري را يافتند كه نوزادان آنها پس از تولد براي انجام مراسم سنتي از جمله جادوگري به فروش مي رفتند.

به گزارش جام جم آنلاين به نقل از خبرگزاري فرانسه، اويكا اورجي، مقام پليس ايالت آكوا ايبوم در جنوب نيجريه گفت: در پي اطلاعاتي كه پليس در مورد فعاليت هاي مشكوك در يك پرورشگاه دريافت كرد با حمله به اين محل ماموران يك "كارخانه بچه سازي" را كشف كردند.

وي افزود: در اين عمليات، ماموران هفت زن جوان 18 تا 20 ساله را كه سه نفر از آنها باردار بودند  يافتند. مدير پرورشگاه، همسرش و يك همدست آنها توسط ماموران دستگير شدند.

اورجي خاطرنشان كرد: دستگيرشدگان در زندان بوده  و در مقابل دادگاه حاضر خواهند شد و تحقيقاتي در حال انجام است تا مشخص شود، آيا زنان جوان نيز مجرم هستند يا خير. اين زنان هم اكنون در بازداشتگاه به سر مي برند.

وي توضيح داد: دستگيرشدگان اغلب زنان جوان را در ازاي پرداخت 70 هزار نايرا ( معادل 340 يورو) تشويق به باردار شدن كرده و پس تولد نوزادان، آنها را به اشخاصي كه مراسم سنتي، قرباني يا جادوگري انجام مي‌دهند ، مي فروختند . اين نخستين "كارخانه بچه سازي " نيست كه در اين نيجريه كشف و منهدم مي شود.

در اكتبر 2011 ، پليس 17 زن نوجوان را در ايالت آنامبرا جنوب نيجريه در خانه اي كشف كرد كه نوزادان آنها پس از تولد فروخته مي شدند.

چند ماه پيش از اين نيز 32 زن نوجوان در اتاق هاي يك بنياد به اصطلاح خيريه كشف شدند كه روساي بنياد آنها را با تهديد مجبور به باردار شدن كرده و نوزادان آنها را در ايالت آبيا درجنوب نيجريه به فروش مي رساندند.

همواره موارد قاچاق انسان در كشورهاي آفريقاي غربي گزارش مي شوند. در اين كشورها كودكان خردسال را براي كار در مزارع، معادن، كارگاه ها و يا خدمتكاري منازل به صورت برده از خانواده هايشان  مي خرند.

درموارد ديگري كودكان براي كار در شبكه هاي فحشا و در موارد ديگري براي قرباني كردن يا مراسم جادوي سياه خريد و فروش مي شوند.

"نوشتۀ پایین نتیجه گیری شخصی است و ربطی به سایت تابناک ندارد "

پ.ن : حالا ی سوال اینجا می مونه آیا نمرود ، قوم لوط ، و تمام اونهایی که توی قرآن و کتب دینی اعم از

هر دینی برای عبرت گرفتن انسان خدا گفته ،اونها بیشتر جنایت ، فساد و کلاً ناهنجاری انجام دادن یا

انسانهایی  که در این دوره روی زمین زندگی می کنن. سر اونا ، اون عذابها نازل شد ، بر سر ما چی میاد

خدا می داند و پس ....


گل بود به سبزه نیز ...

بعضی‌هاشان می‌گویند تست هم می‌دهم تا مطمئن شوید و بعضی‌هاشان هم اهل تست دادن نیستند. وقتی با آنها چت خصوصی را آغاز می‌کنی حرفی ندارند جز اینکه اول شارژ می‌خواهند. کارشان را وقتی آغاز می‌کنند که شارژ بگیرند...


تعامل خبر داد   ...

روزسپیگری مجازی تنها با یک کارت شارژ


سرویس اجتماعی تعامل- یک شارژ 2 یا 5 هزار تومانی. این تمام دستاورد کاسبی جدید است برای روسپیان اینترنتی. کارشان شده از صبح تا شب پای اینترنت نشستن و دنبال مشتری گشتن. از هر راهی هم استفاده می‌کنند. مسنجر یاهو یا فیس‌بوک. برایشان فرقی ندارد کجا هستند. برایشان شارژهای تلفن همراه مهم است و مشتریان پر و پا قرص. جستجویی کوتاه در لابه‌لای شبکه‌های مجازی یا اتاق‌های مسنجر خیلی از آنها را نشان می‌دهد. بعضی‌هاشان واقعاً روسپی‌اند و بعضی‌هاشان هم به دنبال دزدی اینترنت.

شارژ 2 تومانی 10 دقیقه؛ تست هم نمی‌دهم!

راهش خیلی ساده است. آن‌ها با ساختن یک «آی دی» به دنیای چت وارد می‌شوند. نام و نشانی که می‌تواند هیچ بویی از واقعیت هم نبرده باشد. نام و نشانی مجازی در دنیایی مجازی. دنیایی آمارها نشان می‌دهد 70 درصد حاضران‌اش را جوانان تشکیل می‌دهند. 55 درصدشان بین 16 تا 25 و 45 درصد هم بالاتر از 25 سال. برای پیدا شدنشان تنها چند دقیقه حضور در اتاق‌های چت کافی است. با این جمله خود را معرفی می‌کنند. من ... هستم. ... ساله. شارژ می‌گیرم. وب (ارتباط تصویری) می‌دهم. وُیس (ارتباط صوتی) هم می‌دهم.

بعضی‌هاشان می‌گویند تست هم می‌دهم تا مطمئن شوید و بعضی‌هاشان هم اهل تست دادن نیستند. وقتی با آنها چت خصوصی را آغاز می‌کنی حرفی ندارند جز اینکه اول شارژ می‌خواهند. کارشان را وقتی آغاز می‌کنند که شارژ بگیرند. بساط چانه‌زنی اینجا هم برپاست. بعد از چانه‌زنی‌های معمول، رقم می‌شود 10 دقیقه وب، یک شارژ 2 هزار. نیم ساعت، یک شارژ 5 هزار تومانی. آن‌ها تن‌فروشی می‌کنند، بدن خود را به نمایش می‌گذارند، حرف می‌زنند و هر کاری که بخواهی می‌کنند تا در نهایت از دیدنشان خسته شوی. خسته که شدی می‌روند سراغ مشتری بعدی. روایت مکرری که در روز بارها صورت می‌گیرد. بگذریم از اینکه در این بین بعضی دزدهای اینترنتی هم هستند که از این ترفند استفاده می‌کنند تا فقط شارژ بگیرند و باز بگذریم از آن‌هایی که شارژ دادنشان دزدی است.
 

از دنیای مجازی تا دنیای واقعی

اغلب روسپیان اینترنتی، کارشان را فقط در دنیای مجازی سکه کرده‌اند. اما بعضی‌هاشان هم هستند که به صورت حضوری تن‌فروشی می‌کنند. مهسا یکی از آن‌هاست. او که بعد از گرفتن یک شارژ 5 هزار تومانی حاضر شد کارش را از پشت دوربین لپ‌تاپش آغاز کند می‌گوید شش ماهی می‌شود که وارد این عرصه شده. خودش اعتراف می‌کند که روزانه بین هشت تا ده نفر مشتری پیدا می‌کند. برای اینکه با آن‌ها ارتباط برقرار کند شارژ می‌گیرد. دو شماره ایرانسل دارد و یک شماره اعتباری همراه اول. با هر شارژی که می‌گیرد یکی از آنها را شارژ می‌کند. تنها 21 سال دارد. هرگز نمی‌گوید منزلش کجاست اما می‌گوید فرزند دوم خانواده است. خواهرش اما اصلاً از این قضیه خبر ندارد. بعد که نیم ساعتش تمام می‌شود در مقابل درخواست ملاقات حضوری می‌گوید «پایه‌ام؛ اما یه کم خرج دارد» خرجی که از آن سخن می‌گوید هم 40 تا 50 هزار تومان است. چهره مهسا اما ناراحتی از کاری که می‌کند را نشان نمی‌دهد. او حتی دوستان اینترنتی‌اش را هم در معرض حراج می‌گذارد. دوستانی در سن و سال‌های مختلف.

شارژدزدهایی که تلکه می‌کنند

آن‌سو تر از دنیای چت‌روم‌ها، شبکه‌های اجتماعی هم خانه دیگری است برای تن‌فروشان اینترنتی. آن‌ها که بیشترشان در فیس‌بوک حاضر هستند نوع کاسبی‌شان فرق می‌کند. برای خود یک صفحه ایجاد کرده‌اند با کلی توضیحات. توضیح در مورد کارهایی که می‌کنند. دنیای آن‌ها با دنیای تن‌فروشان چت‌روم‌ها مجزاست. چون پسران به اصطلاح «شارژ دزد» بسیاری با ساختن صفحات دروغ، دست به تلکه کردن مشتریان می‌زنند.

اما یافتنشان زیاد سخت نیست. «سارا م» یکی از آن‌هاست که البته خود را در فیس‌بوک با یک نام مستعار معرفی کرده است. او چندین عکس از خود گذاشته است. عکس‌های مستهجنی که اگر شما در لیست دوستانش باشید می‌توانید آن‌ها را ببینید. ورود به لیست دوستانش اما کار ساده‌ای نیست. باید اول شارژ بدهید. وقتی مطمئن شد، دوستی با شما را می‌پذیرد. اما برای ارتباط‌های بعدی هم یک شارژ 2 هزار تومانی می‌گیرد. می‌گوید به خاطر این است که با همان شارژ به مشتری زنگ بزند. این کار را می‌کند. اما نه همان موقع. 48 ساعتی می‌گذرد و بعد تماس می‌گیرد. وقتی تماس گرفت حرف زیادی برای گفتن ندارد. «من سارام» با این جمله باید یادتان بیاید که کیست؟ وقتی سلام می‌کنی می‌گوید کی و کجا. دنبال شنیدن حرف‌های اضافه نیست. انگار که بخش احساس را در مغزش به کلی پاک کرده است. وقتی زمان و مکان را می‌گویی برای حرف آخر می گوید: «قیمت را که نوشته‌ام ... مشکلی نداری؟» و اگر مشکلی نداشته باشی، بدن او یک بار دیگر به گناه آلوده می‌شود.
 

روسپیگری اینترنتی از چه زمانی به وجود آمد؟

روسپیگری اینترنتی مدت زمان زیادی نیست که در بین جامعه ایرانی باب شده است. گذری به سابقه این عمل نشان می‌دهد که اولین روسپیان اینترنتی کار خود را از شبکه اجتماعی 360 آغاز کردند. بعد از آن و با گسترش روزافزون استفاده از فیس‌بوک در میان جوانان ایرانی، این پدیده وارد این شبکه پرطرفدار نیز شد. همزمان با این اتفاق بود که توسعه ارتباطات تصویری در چت‌روم یاهو، باعث شد تا پدیده روسپیگری همزمان در ارتباط به وجود آید. اتفاقی که به سرعت در میان روسپیان اینترنتی رشد پیدا کرد و حالا در هیچ کدام از اتاق‌های چت نیست که حداقل یکی از آن‌ها نباشد.
 

روسپیان مجازی بین 20 تا 30 سال سن دارند

نگاهی به صفحات روسپیان اینترنتی که در فضای فیس‌بوک مشغول به کار هستند نشان می‌دهد که غالب آنها بین بیست و یک تا سی سال سن دارند. (حداقل خود را به این سن معرفی کرده‌اند) هر چند در این بین بعضاً روسپیان بیست ساله هم دیده می‌شود. آن‌ها به طور متوسط برای فروش تن خود در هر ساعت رقمی بین 25 تا 80 هزار تومان طلب می‌کنند و برای آنکه یک شب کامل به کارگر جنسی تبدیل شوند بین 90 تا 300 هزار تومان می‌خواهند.

شبکه‌های اجتماعی مجازی و به طور کلی اینترنت با اقبال غیرقابل‌انتظاری در میان ایرانیان روبه‌رو شده‌اند. محیط‌هایی که دسترسی به آن‌ها برای زندگی در هزاره سوم به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است، اما باید آسیب‌هایی که در چنین محیط‌هایی کاربران را تهدید می‌کنند شناسایی و معرفی کرد و فارغ از ترس اتهام سیاه‌نمایی چرایی این پدیده‌ها را مدنظر قرار داد. اینکه چرا جوانان ایرانی وارد این حوزه شده‌اند و چرا این پدیده در حال رشد و بسط یافتن حتی در شهرستان‌هاست، موضوعی که به نظر می‌رسد نه با فیلترینگ اینترنت کاهش می‌یابد نه با افزایش اخطارها و تهدیدها. گذری به فضای اینترنت نشان از آن دارد که این پدیده تا چه میزان در میان جوانان ایرانی رسوخ کرده حال چه واقعی باشند چه بهانه‌ای برای تلکه کردن باید کاربران را برای یک زیست سالم‌تر در دنیای مجازی آموزش داد.
 
 
منبع: قانون

و این بار خداحافظ اینترنت و سلام ...



معاون وزیر اطلاعات : شبکه اینترنت " جاسوس " است


خبرگزاری فارس نوشت:


معاون فنی وزارت اطلاعات گفت: شبکه اینترنت عامل تهدید یا ابزار جاسوسی نیست بلکه خود تهدید و جاسوس است.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، آهنگران معاون فنی وزارت اطلاعات با حضور در نخستین همایش ملی دفاع سایبری با اشاره به اینکه استفاده از اینترنت روز به روز در حال گسترش است، چگونگی توسعه آن را در قالب تلفن‌های همراه عاملی در جهت دریافت اطلاعات شخصی و هویت‌دار بودن افراد استفاده‌کننده از شبکه اینترنت دانست.

وی افزود: توسعه تلفن‌های همراه که قابلیت ارتباط با فضای مجازی و سایبری را دارند از این جهت رو به گسترش است که علاوه بر اینکه هویت فرد وارد شده به فضای مجازی مشخص می‌شود بلکه با استفاده از سیستم موقعیت‌یاب جهانی، GPS، موقعیت مکانی فرد نیز مشخص می‌شود و این نسبت به شرایط فعلی که افراد با هویت‌های مختلف وارد فضای اینترنت می‌شوند، متفاوت است.

آهنگران پیرامون ویروس استاکس‌نت گفت: این ویروس بر اثر بی‌دقتی وارد برخی از مراکز صنعتی شده بود و براساس آمارها حدود 16 هزار رایانه را آلوده کرد ضمن اینکه این ویروس یک ویروس عمل‌گراست که کنترل دور‌های ابزارهای صنعتی را تغییر می‌دهد که این تغییر دور منجر به شوکی شدید در ابزارهای صنعت می‌شود.

معاون فنی وزارت اطلاعات به ویروس DUQ اشاره کرد و گفت: این ویروس یک ویروس کنترل‌کننده است و به منظور جمع‌آوری اطلاعات طراحی شده و می‌توانست با قرار گرفتن در رایانه‌های مختلف متناسب با نوع کاربری، نوع سیستم مشخص را به واردکننده ویروس اطلاع دهد مثلاً اگر رایانه‌ای کاربری اقتصادی در بانک داشت را با رایانه‌ای که در صنعت برای مقاصد صنعتی استفاده می‌شود، متمایز می‌کرد.

وی تصریح کرد: یکی از مشکلات پیش‌رو به دلیل تحریم‌های موجود، استفاده از ضدبدافزارهای به روز است زیرا در حال حاضر و با توجه به تحریم‌های موجود به روز کردن ضدبدافزارهای فعلی در بسیاری از موارد ممکن نیست و این موجب می‌شود تا ما به طراحی ضدبدافزار بومی روی آوریم و سازمان پدافند غیرعامل نیز باید یکی از اهداف خود را طراحی ضدبدافزار ملی و بومی قرار دهد.

آهنگران در پایان خاطرنشان کرد: شبکه اینترنت عامل تهدید یا ابزار جاسوسی نیست بلکه خود تهدید و خود جاسوس است.


منبع خبر پارسینه

بهار آمد



دوباره سال نو شد ، دوباره من انگاری از دقیقه ها ی  این روزها عقب افتادم


دوباره آن سفرۀ پر از سین چیده شده


و کلی آرزوی خوب ، و آخر سال دستهایی دراز تر از ...


دوباره من با نوشته هایم آشتی کردم...


دوباره بهار آمد و بوی باران سوغاتی باغ خسته شد


و دوباره امسال هم من آرزو کردم


فرق ندارد زمستان باشد ، پاییز باشد یا بهار یا شاید تابستان

                                                          سال من با آمدن تو آغاز میشود ...



این عکس به جای هفت سین امسال ما

به امید آرامش برای سوریه ، برای بچه های سوریه



رفتم شاید تا فردا !!!!!







ورق پاره های من



امشب ماه را گرد گیری خواهم کرد

تا نورش ، تاریکی را برای آمدن تو گم کند

من برای آمدنت لحظه تاریک میکنم

زمان خاک میکنم

کنار آرزوهای امشب ، قاب خالی سرنوشتم را هم می برم

تا شاید تو در قاب سرنوشتم افتادی

تا من برای تو یک عمر عشق صرف کنم

از "من" تا من و تو ، تا "ما" برای همیشه

تا حوصلۀ آسمان حوالی ما از عشق سر رود

و

ببارد

امشب ماه را برای تو روشن میکنم

تا شاید در قابم افتادی ، شاید ...

من هر شب کنار حوصلۀ آسمان ، قاب سرنوشتم را آویزان میکنم شاید...



ورق پاره های من




توی این روزای سرد

                     جای ی خورشید گرم

                                            توی شهر دل من

                                                              خالی شده


توی این سیاهی بی انتها


توی این سو سوی بد مستی شهر


خونۀ عشق کجاست ؟


باغ کنج آسمون شده ویرونۀ شب


خونۀ باغ دلم شده یکباره خراب آسمون


آسمون تار شده ، ماهشم خاک شده


دیو تاریکی بد جای ماه آسمون توی شهر دل من جاش شده


حالا


مجنون دلم سر دار عاشقی جاش شده


لیلیشم


کنج همون آسمون ِ تیره و تار تنشو به دیو تاریکی بد باج داده


روزا اینجا شده تکرار همه خاطره ها


شده تنهایی و بی کسی بارون ، تو سراب آسمون


توی این شهر دلم


آسمون سیا شده ، دیو تاریکی بد شاد شده


کی میشه خورشید مهربون شهر

                                    دوباره آسمون شهر دل و رنگ آبی بزنه


نه نه سرمای لجوج کیف نقرشو ، ی شب جا بذاره


                            شبا غرق نقره شن

عاشقای شهر دل بیدار بشن


خونۀ دیو بد و دوره کنن ، دیو دیونه کنن


شاید اون روزای خوب تو یک راه باشن


شاید اون راه به فردا برسه


شایدم فردا ، ی روز سر برسه


توی این روزای سرد

                                       آسمون این شبام تار شده


دیو تاریکی بد کنار شب

                         آسمون رنگ میکنه

                                               شهر و تاریک میکنه


                        توی این روزای سرد ، آسمون این شبام تار شدن



این همان دریای عجیبی است که در قرآن آمده است




در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکی هاست،

جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این

راستا بوجود می آید. و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

سورة مبارکه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21)

یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

سوره مبارکه فرقان آیه 53:

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد اینیکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.


ن م ی ا ه ه ر ا پ ق ر و



دریاچۀ این حوالی خشک شده


و چه اهمیت دارد پرواز لک لک ها در کنار نی های خشک


چاقو ها در اینجا برش ندارند


حال من اسماعیل کدام ابراهیم به خدا اثبات خواهد شد


بدون چاقو ...


دلم برای باران تنگ شد ، باران حسرت از همیشه می بارد


بدون بوی خاک


اینجا خاکش سنگ شده


من بوی آغوش تو را همیشه دوست دارم


اما اینجا اصلاً تو وجود ندارد ، همه اش در چهار فصل من بودم


...


دنیای من گویی سرگیجه اش گرفته ...


وارونه شدم از آخر به اول قدم می زنم...


محمد (ص)