فرشته

ﺭﻓﺘﻢ ﭘﯿﺶ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻡ:ﭼﺮﺍ؟؟؟
ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﻫﯿﺴﺴﺴﺲ! ﻓﺮﺷته ﻫﺎ ﺗﺎﺯﻩ
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ.
ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ :ﭘﺲ ﻣﻦ ﭼﯽ؟
ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻋﺰﯾﺰ
ﺗﺮﯾﻨﯽ !........
ﺑﻐﺾ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﻓﺮﺷﺘﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺭﻓﺖ؟ ...
ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﺍﺫﯾﺘﺶ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ :ﻓﮑﺮ
ﻧﮑﻨﻢ.
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ؟ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﯿﺴﺖ!
ﺑﺎ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﮔﻔﺘﻢ: ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻤﻮﻧﻪ؟!
ﺧﺪﺍ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻮﻧﺪﻩ!
ﺍﺷﮑﻬﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻣﻮ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ :ﻣﻦ ﺑﺪﻡ ﯾﺎ ﺍﻭﻥ؟
ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ: ﻫﯿﭻ ﮐﺪﻭﻡ.
ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﻭﻥ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ،ﺍﻭﻥ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
ﺑﻬﻢ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺖ،ﺍﻭﻥ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ
ﺷﺪ.
ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ !ﺑﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ
ﻣﺨﺘﻠﻔﻦ،ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺍﻭﻥ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ ......... ﺩﯾگرﺍﻥ ﻫﻢ ﺍﻭﻧﻮ ﻣﯿﺸﮑﻨﻦ.
ﺑﺎ ﺣﺮﺹ ﮔﻔﺘﻢ :ﺑﺒﺮﺵ ﺟﻬﻨﻢ.
ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟!
ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﻟﯽ ﮔﻔﺘﻢ : ﻧﻪ!
ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ.
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺒﯿﻨﻤﺶ.
ﺧﺪﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ.
ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ ﺩﯾﺪﻣﺖ !ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻮﺩﯼ .ﻫﻤﻮﻥ
ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺰﺩﯼ ﺑﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎﺯﮔﻮ
ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ.
ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ:ﺁﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﻡ! ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﮕﻔﺘﯽ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ
ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﻣﮕﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ؟
ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ: ﺻﺪﺍﺗﻮ ﻧﻤﯿﺸﻨﻮﻩ!
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺧﺪﺍ ﭘﻨﻬﻮﻥ ﺷﻢ
ﮔﻔﺘﻢ:ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ.
ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ.
ﺑﻌﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ،ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﻢ،ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ
ﻋﺸﻘﯽ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻬﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ،ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻨﻬﺎ
ﺷﺪﻧﻢ،ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﻮ!!!
ﺧﺪﺍ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ ﺍﮔﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ ﺍﻭﻥ
ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ ﺗﻮ ﺭﺑﻂ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﻫﻢ
ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﮕﺮﻓﺘﯿﺪ

زن...


خواهشا بعد خوندنه اين متن يه كم فكر كنيد!!!!!

از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت.

فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟"

خداوند پاسخ داد: "دستور کار او را دیده‌ای‌؟

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند...

ادامه نوشته

مرد یعنی...

مرد یعنی ...

بذار عشقت گله کنه .. فریاد بکشه ..گریه کنه ..

حتی با مشتای زنونه اش بکوبه تو بغلت ...

آخرش خسته میشه ... میزنه زیر گریه ... همونجا باید بغلش کنی

نذار تنها باشه .. حرف نزن..

مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت گرمش ثابت کنه ..

با بغل مهربونش...

چرا؟؟؟

چرا همش به سلامتی؟؟؟؟

این دفه تو روح همه ی اونایی که خیانت میکنند

تو روح همه ی اونایی که ادمو وابسته میکنن

بعدش خیلی راحت ولت میکنند

تو روح همه بی معرفتا

همه ی نامردا

آهن پرست

آهای آقا پسری که میگی دختر ها آهن پرست هستن ...

این چیزایی که میگم رو گوش کن ...
شاید بعضی از قسمت هاش خاطرات تو باشن !
....
آهن پرست بودن دختر ها یه خصلت ۱۰۰ نسبیه
این خاصیت دختر ها خلاصه میشه تو چشم های تو !
.
.
دختر ها دقیقا همون قدر آهن پرست هستن که :

تو به جای دیدن یه دختر یا یه زن یا حتی گاهی یه مادر !
فقط چند تا برجستگی میبینی ...

و این خیلی جالبه که چشمت انقدر قوی هست که تمام اعضای بدن رو از زیر گشاد ترین لباس ها اِسکَن میکنی و سه بعدی میبینی !
.
.
دختر ها دقیقا همون قدر آهن پرست هستن که :

تو به جای این که تو برخورد با اونا بهشون بگی ببخشید خانم محترم
میگی جووووووون عجب چیزییییییههههه !!!
.
.
دختر ها دقیقا همون قدر آهن پرست هستن که :

تو وقتی توی تاکسی میشینی ؛ با هر بار پیچیدن فرمون ماشین
تو هم میوفتی روی اون دختر ساده که چسبیده به در ماشین !
.
.
دختر ها دقیقا همون قدر آهن پرست هستن که :

وقتی با یه دختر همراه هستی ؛ همش بهش تعارف میکنی
که خانوم ها مقدم تر هستن تا جلو تر از تو راه برن ...
ولی خودت خوب میدونی نیتت واسه این کار چیه !!!
.
.
دختر ها دقیقا همون قدر آهن پرست هستن که :

وقتی تو با زَنت میری بیرون حتی رنگ ... دیگران رو تشخیص میدی !
اما حس نمیکنی که زنت چند متر عقب تر ؛
از درد لگد های بچه ی توی شکمش گوشه خیابون داره به خودش میپیچه !!!
.
.
دختر ها دقیقا همون قدر آهن پرست هستن که :

تو وقتی میخوای باهاشون آشنا بشی ؛
به جای اینکه دلشون رو به دست بیاری مخشون رو به دست میاری
به جای اینکه ببینی از نظر اخلاق و روحیه به هم میخورید ...
همون اول میگی جا داری یا جور کنم ؟!!!

.
.
دختر ها دقیقا همون قدر آهن پرست هستن که :

وقتی میخورن زمین و تو میری دستشون رو میگیری و بلند میکنی ؛
به جای اینکه سرت رو بندازی پایین و راهت رو ادامه بدی ...
سریع بهش شماره میدی و میگی از آشناییتون خوشبختم !
اونوقت اگه یه مرد مثل خودت یا یه بچه یا حتی یه پیر مرد /پیر زن
می خورد زمین بازم همینجوری شیرجه میزدی سمتش که کمکش کنی؟
دِ نگو آره ... چون اگه این کاره بودی توی اتوبوس جاتو
میدادی به اون پیر مردی که بالا سرت با عصا ایستاده!!!!
.
.
خلاصه که آقا پسر ...

هر وقت تونستی از کنار یه دختر یا زن رد بشی و به جای این که بگی
بخورمت عزیزم !

بگی سلام بانو ...

اونوقت میتونی اسم خودت رو بذاری مرد ...

و مطمئن باش که هنوز هستن دختر هایی که مرد بودن براشون

مهمه و آهن پرست نیستن...!

لی غریبه

باتو هستم ای غریبه،
آشنایم میشوی؟
آشنای گریه های بی ریایم میشوی؟
من تمام درد باران را خودم فهمیده ام ...
مثل باران آشنای بی صدایم میشوی؟
روزگار،
این روزگار بی خدا تا زنده است
ای غریب آشنا،
آشنایی با خدایم میشوی؟
من که شاعر نیستم
شکل غزل را میکشم
رنگ سبز دلنشین صفحه هایم میشوی؟
ای غریبه با شکوه و دلخوشی
همسرای خنده های باصفایم میشوی؟
بوی غربت میدهد این لحظه های بی کسی
با تو هستم ای غریبه آشنایم میشوی؟؟؟؟














زن

....زن عشق میکارد و کینه درو میکند

....دیه اش نصفه دیه توست و مجازات زنایش باتو برابر




میتواند تنها یک همسر داشته باشد

وتومختاربه داشتن 4 همسر هستی

برای ازدواج درهر سنی اجازه ولی لازم است

....وتو هر زمانی بخواهی به لطف قانون گذار میتوانی ازدواج کنی

......در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو

......اوکتک میخورد و تو محاکمه نمیشوی

.....او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب میکنی

.....او درد میکشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد

.........او بی خوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی میبینی

.......او مادر میشود و همه جا میپرسند نام پدر

آیا این بی عدلی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟

ایـסּ בפֿــﺘﺮﺍﯾــے کــﮧ چشمـــاشـوסּ هــــرروز بــﮧ آبـے و

عسلـے و פֿــاکســـترے و ... تغیــــیر نمیکنــﮧ و همیشــﮧ |یــﮧ رنگــﮧ|!!

اینایـــے کـﮧ اسپــــورت مے پوشــסּ جــــا "کالـــج" و پاشنــــﮧ بلنـــב!

اینایـــــے کــﮧ هیــچ وقـــــــــت نگـــراסּ پــــاک شــבסּ رژ لبشـــــوסּ نیستــסּ!

اینایـــــے کــﮧ موهـاشـــــــــــوסּ همیــشــﮧ |یــﮧ رنگــﮧ|!!

اینایـــــے کــﮧ عکـــــــس بــــבوסּ اבیـــــت میـــــذارסּ فیـــس بــوکشــــوסּ

اینایـــــے کــﮧ فــــرت و فــــرت سمفــونـــے "ایـــش" "ایـــش" راه نمیـــבازסּ

ایـــــסּ בפֿــﺘﺮﺍﯾــے کــﮧ اگـــﮧ با یکـــــے باشـסּ کــﮧ آدمــﮧ

 تـــا تهــش هستـــــסּ!!

پــــــول و مــــاشــیـסּ واسشــــوסּ مهــــــم نیســــــــــت!!

قـــــــــــבر اینــــا رو بـבونیـــב ، اینــا פֿـیـــــلے פـیفــסּ!!! ^_^

سیگار فروش گوشه ی خیابان هم فهمید

ولی تو هنوز نمی دانی که من دود می شوم

و این سیگارها بهانه است


غرور


اینقدر خودت رو نگیر

اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن

وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد

فکر نکن که فوق العاده ای

شاید اون کم توقعه