بی تو

بی تــــــــو ترک برداشته ام

و به هر بهانه ای ،

دلم می شکند ،

گاهی گم می شوم پشت پنجره ها

و سکوتم را بغض می کنم

تا نشنوند صدای شکستنم را . . .

تنهایی

کلمات بی صدای تو روحم را نوازش می کند

انگار در پس تنهایی

انگشتان آشنایی ساز مرا می نوازد

به وسعت لبخند آهنگین می شوم ...

نت های آرام ، کوتاه و مداوم ...

لحظه دلنشین می شود

آرام می شوم

شک نکن!

ﺷــﮏ ﻧﮑــــﻦ!…

”ﺁﯾﻨــــבﻩ ﺍے”ﺧﻮﺍﻫـــﻢ ﺳﺎﺧﺖ ﮐﻪ, ”ﮔﺬﺷﺘــــﻪ ﺍﻡ”ﺟﻠﻮﯾــــﺶ ﺯﺍﻧــﻮ ﺑﺰﻧــــב !

… ﻗـــﺮﺍﺭ ﻧﯿـــﺴــــﺖ ﻣــــﻦ ﻫــــﻢ בﻝِ ﮐﺲ ﺩﯾـــﮕﺮے ﺭﺍ ﺑﺴــــﻮﺯﺍﻧﻢ!…

ﺑﺮﻋـــــﮑــــﺲ ﮐﺴـــــے ﺭﺍ ﮐﻪ ﻭﺍﺭב ﺯﻧﺪﮔﯿــــﻢ ﻣﯿﺸــــﻮב,

ﺁﻧـــﻘـــבﺭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻣــے ﮐﻨــــﻢ ﮐـــــﻪ,

ﺑﻪ ﻫـــﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺟــﺎے”ﺍﻭ”ﻧﯿـﺴﺘـﯽ ﺑﻪ ﺧﻮבﺕ“ﻟﻌﻨـــﺖ”ﺑﻔـــﺮ ﺳﺘــے

کاش....


تاثـیـرگُـذارتـریـטּ قـانـوטּ زنـدگـے مـטּ ،

قـانـوטּ { ڪہ نـبـایـכ } بـوכ !

عـاشـقِـ ڪسـے شـכمـ ؛ ڪـہ نبـایـכ !

כستـاטּ یـخ زכه امـ ، دستـاטּ تـبـכار اویـے را طـلبـ ڪـرכ ؛ ڪـہ نـبـایـכ !

כلـمـ بـودטּ آنـے را خـواستـ ؛ ڪـہ نـبـایـכ !

اشڪـ هـایـمـ بـہ یـاכ ِ ڪسـے سـرازیـر شـכنـכ ؛ ڪـہ نـبـایـכ !

میـدانـمـ . . . ایـراכ از مـטּ بـوכ ....

ڪـاش میـشـכ ایـטּ روزهـا ، ڪـمـے مــُرכ

قرارمان

قرارمان این شب ها که نیستی...


باشد پای تابیدن های ماه....


حواسم هست که توهم همان ماهی رامی بینی


که من میبینم اینجا... بدون تو...


قرارمان باشد با ماه...

 

برساند نگاهم رابه نگاهت...


بی کم و کاست...

دوستت دارم

دوستت دارم..چرایش پای تو،
ممکنش کردم،محالش پای تو

میگریزی از من و احساس من
دل شکستن هم ،گناهش پای تو

آمدی آتش زدی بر جان من
درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

سوختم،آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو...

تا آخرین لحظه ی عمرم

تا آخرین لحظه ی عمرم


عشقتُ تو بغل میگیرم


اون لحظه ای که دستامون جدا شه


بدون که آروم دارم میمیرم...

چقدر دوســــــــت دارم با خیال راحــــــت …



یک نفس عمــــــــیق بکشــــــــم …


نفســـــــی که پـــــــر باشد …


از بــــــــوی آرامش وجــــــود تـــــــــو

عمو زنجیر باف این چه کاری بود کردی

عمو زنجیر باف جان
ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون …
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
… پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟

گفتی دهانت بوی شیر میدهد…

و…

رفتی …

آهای عشق من …


امشب به افتخار تو دهانم بوی مشروب، بوی سیگار، بوی دروغ میدهد …


برمیگردی ؟؟

ما جایی زندگی میکنیم که.............

ما جایی زندگی می کنیم که

هرزگی : مد

بی آبرویی : کلاس

مستی و دود : تفریح

و لاشخوری و گرگ بودن

رمـز موفقیته

ما

ما به هم نمی رسیم

امّا

بهترین غریبه ات می مانم

که تو را همیشه دوست خواهد داشت 
 
حتى اگر ندانى…حتى اگر نگفتم…!

خدا خودش با در میونی میکنه

عاشق هم شدی مثه زلیخا سمج باش ،

آنقدر رسوا بازی در بیـــــــــــار تاخدا خودش پا در میــــــــــــــــــانی کند


چه داستان غریبی است داستان زندگی !

دستی که داس را برداشت ؛ همان دستی که گندم را کاشته بود . .

ای اس ام اس



ای اس ام اس برو پیش اونی که دارم بهش فکر می کنم عشقمومیگم . . . یه دونه بزن تو سرش تابدونه عاشقشم برگرد
بیا با هم بهش بخندیم

سوختممممممممم



سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

عشق...



خورشید را باور دارم

حتی اگر امروز درخشش را نبینم

عشق را باور دارم

حتی اگر ذره ای به چشم اید

او را باور دارم

حتی اگر همینک صدایش را نشنوم

چندسوال

1:اگه یه روزبهت بگن که براساس زندگیت یه کتاب ساختن اسم اون کتاب روچی میزاری؟؟؟؟

....................................................

2:اگه یه ماشین زمان داشتی به کدوم روززندگیت برمیگشتی؟؟؟؟

....................................................

3.بهترین روزای خوب زندگیت مال دوران ...

1.کودکی           5.دانشجویی

2.نامزدی           6.سربازی

3.دبیرستان        7.ازدواج

4.عاشقی         8.روزای دلتنگی

؟؟؟؟

....................................................

4:توزندگیت کدوموبیشترازهمه تجربه کردی؟؟؟؟

1.عشق                             3.شادی                                5.سختی

2.نفرت                               4.غصه                                  6.تنهایی

ميبافيم

من ميبافم تو ميبافي من براي تو كلاه تا سرت را كرم كند _تو براي من دوروغ تا دلم كرم كني

خدا

آموخته ام که خداعشق است

وعشق تنهاخداست

آموخته ام که وقتی ناامیدمی شوم

خداباتمام عظمتش

 عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوارشوم

آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم

خدابرایم بهترش رادرنظرگرفته

آموخته ام که زندگی دشواراست

ولی من ازاوسخت ترم...