و پروردگارم
و پروردگام بعد از هر طوفانی، رنگین کمان؛
بعد از هر اشکی، لبخند؛
بعد از هر علاقهای، پیمان؛
بعد ازهر کوششی، برکت؛
برای هر مشکلی در زندگی، دوستی با وفا؛
و برای هر آهی، ترانهای خوش عطا میکند
و به هر دعایی پاسخ میدهد.
و پروردگام بعد از هر طوفانی، رنگین کمان؛
بعد از هر اشکی، لبخند؛
بعد از هر علاقهای، پیمان؛
بعد ازهر کوششی، برکت؛
برای هر مشکلی در زندگی، دوستی با وفا؛
و برای هر آهی، ترانهای خوش عطا میکند
و به هر دعایی پاسخ میدهد.
تـفـریـحـت مـیـشـود بـازی گـرفـتـن قـلــب بـی گــنـاه مـن !
مـاچ مـیـکـنـم و مـیـگـذارم کـنـار دوســتـت دارم هـایــم را . . .
تـا نـاتـمــام بـمـانـد پـازل عـشـقـی کــه سـنـگ بـَنـایـــش دروغ بـــود !
تـفـریـحـت مـیـشـود بـازی گـرفـتـن قـلــب بـی گــنـاه مـن !
مـاچ مـیـکـنـم و مـیـگـذارم کـنـار دوســتـت دارم هـایــم را . . .
تـا نـاتـمــام بـمـانـد پـازل عـشـقـی کــه سـنـگ بـَنـایـــش دروغ بـــود !
اينکه بدوني همون بلايي که سرت آورده..
سرش آوردن ...!
لال میشوم.فقـــــــــــــط...
نفرینت میکنم به دوست داشتن...
دوس داشتن کسی که دوستت نداشته باشد...
تنها ک باشی نه دلت دستمالی می شود و نه خیالت انحصاری ...
دلت که گرفته باشد صدای ترانه که هیچ،
با صدای دست فروش دوره گرد هم گریه میکنی،
دوست بدار انهایی را که در زندگیت نقشی
داشته اند نه انهایی که برایت نقش بازی
کرده اند..
اگر تو اینجا بدنیا آمده بودی و من آنجا ... آن وقت تو این سو بودی و من آن سوی دنیا ...
مرا غسل تعمید میکردند ... و در گوش تو اذان میگفتند
به تو قصه ی کربلا را میگفتند و به من مصایب مسیح را به تو از سُنی ها بد میگفتند و به من از پروتستانها ...
به تو میگفتند آن وری ها بی بند و بارند و به من میگفتند آن وری ها تروریست ...
و من و تو بی آنکه بخواهیم از یکدیگر بیزار میشدیم
می بینی دنیا را دیگران برای ما می سازدند

کــه تـــا اومـدیـــم لــذتشـــو ببــریـــم...
یــا زود تمـــوم شــد یـــا سـریـــع واسمـــون تلخــش کــــردن ...
اما چیزی نگو
بگذار فقط ،
بگذار چشمهایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد
" اشـــــــــــتـــیــــاق " است ..
مشتاقش که باشی ، حتی یک قـدم هم فاصله ای دور است .!.
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
خدای عزیزم
اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه،
زیباست (چون دلی زیبا داره)،
درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)،
قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی)
و من خیلی دوستش دارم.
خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.
خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما
و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشا ا... .
خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش,
تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین
موقعیتها عاشقانه مهر بورزه.
خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما،
هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر
(حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد)
و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه
توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود.
كربلا يعنى كرامت داشتن ، رفتن و با خون خود گل كاشتن
كربلا ديباچه فرزانگى ، يك زن و هفت آسمان مردانگى
كربلا يعني ز دل ياهو زدن ، بر سر نعش جوان زانو زدن
كربلا يك دشت ياس و اطلسى ، كربلا يعنى حسين و بي كسى
كربلا از پشت خنجر مي زند ، تير بر بال كبوتر مي زند
كربلا يعنى هجوم داس ها ، برحسين و اكبر و عباس ها

من يكي پنجرمو ميبندم
اين همه پنجره باز بسه
من به باغ ......
یعنی ارامش اینکه مجبور نباشی مجبور نباشی هر شب به کسی بگویی " شب بخیر عزیزم "
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
منم زیبا
که زیبا بنده ام را ....
به پای مردی بشین که رژ لبت رو حروم کنه
نه ریملت رو !!!!!
یکی از دیالوگ های خیلی زیبا بین فامیل دور و آقای مجری در برنامه نوروزی
کلاه قرمزی آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
فامیل دور: واسه بهار. از در بسته دزد رد ...................