
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۳ ساعت 11:36 توسط zohreh
|
السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین
وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین
وعلى أصحاب الحسین

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،
سفری بی همراه،
گم شدن تا ته تنهایی محض،
یار تنهایی من با من گفت:
هر کجا لرزیدی،
از سفرترسیدی،
تو بگو، از ته دل
من خدا را دارم...

او هميشه آغوشش باز است ،
نگفته تو را مي خواند ...

خداوندا!
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ،
با لالایی مهربان خود ،
آرام کن
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم . . .
