مهمترین دلیل برزو طلاق در ایران

خبرگزاری ایسنا: یک مشاور خانواده اظهارکرد: بسیاری از جوانان به دلیل عدم شناخت از اتفاقات و مسایل موجود در زندگی مشترک تن به ازدواج نمی دهند.

دکتر حمیرا آزاد منش مشاور دانشگاه و روانشناس تربیتی در یک برنامه رادیویی درباره بررسی موانع و راهکار های افزایش فرزند آوری، با اشاره به اینکه ازدواج همواره مبنای فرزندآوری است، گفت: بر اساس تحقیقات انجام شده بیش از ۱۳ میلیون دختر و پسر ایرانی سن ازدواج را رد کرده و به صورت مجرد زندگی می کنند.

وی همچنین افزود: بسیاری از پسرها به دلیل فرار از مسئولیت‌های زندگی متحمل ازدواج نمی شوند، به طوری که پس از ازدواج باید علاوه بر نیازهای اولیه خود پاسخ گوی نیازهای جنس مخالف نیز باشند.

این روانشناس تربیتی با اشاره به اینکه تعهد، تایید، مسئولیت، توجه و احترام باید در هر ازدواج جاری باشد، اظهار داشت: متاسفانه در برخی از مواقع بسیاری از دختران مجرد برای دستیابی به زندگی مشترک و آرامش و امنیت تسلیم خواسته های پسرانی می شوند که مسئولیت پذیر نیستند.

وی با بیان این که ترس و نگرانی های مختلف در افراد می تواند مانعی برای ازدواج باشد، عنوان کرد: بسیاری از جوانان به دلیل عدم شناخت از اتفاقات و مسایل موجود در زندگی مشترک تن به ازدواج نمی دهند، به طوری که این عدم شناخت موجب ترس و نگرانی در افراد می شود.

آزادمنش با بیان اینکه ضعف در مهارت‌های ارتباطی افراد امروزه یکی از مهم‌ترین دلایل برزو طلاق است، اظهار کرد: فقدان آموزش مهارت های زندگی مهم ترین دلیل در شکل گیری طلاق است، در حالی که فقر و بیکاری تاثیر چندانی در بروز طلاق ندارند.

وی با اشاره به این که ازدواج همیشه باید منجر به رشد افراد شود، گفت: ازدواج هایی منجر به رشد افراد می شوند که در آن سختی های زندگی دلیلی برای خود سازی زوجین باشد، به طوری که زن و مرد در تمام مشکلات دوش به دوش یکدیگر و همراه با هم در راستای رفع موانع گام بردارند.

معادلات غول‌های انرژی در بازار LNG

خبرگزاری ایسنا: هشت هفته طول کشید تا بزرگترین کشتی تولید گاز شناور جهان با قایق‌های بکسل از یک کشتی‌سازی کره جنوبی به منطقه‌ای در ۵۰۰ کیلومتری ساحل شمال غربی استرالیا کشیده شود.

برای ۲۵ سال آینده این کشتی غول پیکر که به اندازه چهار زمین فوتبال طول دارد، از چاه‌های زیردریا گاز برداشت کرده و به گاز طبیعی مایع تبدیل می‌کند. نفتکش‌ها هفته‌ای یکبار از این کشتی LNG برای صادرات بارگیری خواهند کرد.

پروژه پریلود ۱۴ میلیارد دلاری که با هدایت رویال داچ شل انجام گرفته است، جدیدترین پروژه از پروژه‌های تولید LNG است که وعده متحول کردن صنعت نفت و گاز و بالطبع بازارهای انرژی را می‌دهند. پروژه ویت استون LNG شورون در استرالیا قرار است تولیدش را در ماه جاری آغاز کند. پروژه گورگان که نزدیک ویت‌استون قرار دارد، سال گذشته فعالیتش را آغاز کرد. اکسون موبیل، BP، توتال و انی هم تعهدات بزرگی انجام داده‌اند.

انتظار می‌رود عرضه LNG درفاصله سال ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱ به میزان ۵۰ درصد افزایش پیدا کند. این امر مستلزم گشایش واحد LNG جدید – تاسیساتی که میعانات گازی را به شکل مایع تبدیل می‌کنند تا امکان حمل در مسافت‌های طولانی با کشتی میسر شود-  در هر دو تا سه ماه یکبار است. اسپنسر دیل، رییس اقتصاددان در شرکت BP چنین نرخی رشدی را فوق العاده شگفت انگیز می‌خواند.

سرمایه‌گذاری‌ها، بخشی از یک تلاش گسترده برای توسعه فعالیت گازی در میان شرکت‌های انرژی بزرگ است زیرا این صنعت انتظار دارند ماهیت پاک گاز در مقایسه با نفت و زغال سنگ، به رشد آن در مقابل زوال سایر سوخت‌های فسیلی کمک کند.

گاز در زمان سوختن برای تولید برق، حداکثر نصف زغال سنگ دی اکسید کربن تولید می‌کند و حداقل ۷۵ درصد کمتر اکسید نیتروژن و سایر ذرات مضر را منتشر می‌کند. این امر گاز را یک گزینه احتمالی در مبارزه علیه تغییرات جوی و آلودگی جوی می‌سازد در حالی که برای صنعت انرژی، سدی در برابر تهدید خودروهای برقی که تقاضا برای نفت را تحلیل می‌برد، فراهم می‌کند.

شرکت‌هایی که زمانی به گاز نسبت به طلای سیاه اهمیت چندانی نمی‌دادند، اکنون روی این شرط می‌بندند که این کالای بی‌رنگ می‌تواند کمک کند آینده آنها در دنیا عاری از کربن تضمین شود. از ۱۶ پروژه جدید BP که قرار است بین سال جاری تا سال ۲۰۲۱ فعالیتشان را آغاز کنند، ۱۲ پروژه شامل گاز است. تغییرات مشابه در سراسر صنعت دیده می‌شود. طبق گزارش شرکت مشاوره انرژی وود مک‌کنزی، در میان منابع توسعه‌ای که در انتظارات تصمیمات سرمایه‌گذاری هستند، نسبت گاز به نفت، دو به یک است.

کلودیو دسکالزی، مدیرعامل انی در این باره می‌گوید: در گذشته زمانی که در این صنعت به جای نفت، به دنبال گاز می‌رفتید، مایوس می‌شدید اما اکنون ما به دنبال پروژه‌های گازی هستیم. این گروه ایتالیایی قرار است میدان گازی ظهر مصر را تا پایان سال جاری راه‌اندازی کند.

شرط‌ بندی بر روی گاز تا حد زیادی بر مبنای توانایی این صنعت برای خارج کردن زغال سنگ از سیستم انرژی جهانی و رقابت با نیروی بادی و خورشیدی رو به رشد، استوار است.

به گفته مارتن وتسلار، مدیر کسب و کار گاز شل، انرژی‌های تجدیدپذیر در درازمدت حاکم خواهند شد اما در دوران گذر و شاید در پایان آن، لازم باشد یک منبع ثابت برق وجود داشته باشد که در زمان موجود نبودن نیروی بادی و گازی مورد استفاده قرار گیرد و مطمئنا گاز می‌تواند این نقش را ایفا کند.

هیچ نقطه ای به اندازه آسیا برای دورنمای گاز اهمیت ندارد. طبق اعلام شل، انتظار می‌رود چین و هند به تنهایی عامل نیمی از رشد ۳۰ درصدی پیش‌بینی شده تقاضای انرژی جهان در فاصله سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۳۵ باشند. زغال سنگ همچنان در حدود ۶۰ درصد از تولید برق در چین و هند سهم دارد اما نگرانی‌های فزاینده نسبت به مه‌دود و همچنین تعهدات هر دو کشور تحت توافق جوی پاریس، فرصتی را برای گاز ایجاد می‌کند. چین قصد دارد سهم گاز در مصرف انرژی خود را از ۶ درصد کنونی به ۱۵ درصد تا سال ۲۰۳۰ افزایش دهد. نشانه‌هایی از رشد نیز به چشم می‌خورد. واردات LNG چین ۳۸ درصد در نیمه اول سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال ۲۰۱۶ افزایش یافت. شمار کشورهایی که LNG وارد می‌کنند، در یک دهه گذشته تقریبا دو برابر شده و به ۳۵ کشور رسیده است.

تولیدکنندگان گاز علاوه بر اینکه بدنبال نقش بزرگترین در تولید برق هستند، پتانسیل رشدی را دربخش‌های صنعتی، شیمیایی و حمل و نقل مشاهده می‌کنند. به عنوان مثال در کشتی‌ها، LNG می‌تواند به عنوان یک گزینه پاک به جای نفت کوره سنگین مورد استفاده قرار گیرند. شرکت کارنیوال هفت کشتی گازسوز سفارش داده و شل در زیرساخت گاز در بنادر شامل بندر روتردام و سنگاپور به منظور تشویق کشتی‌های باری برای دنبال کردن آن سرمایه گذاری کرده است.

با وجود این خوش‌بینی‌ها، پروژه‌هایی مانند پریلود و ویت‌استون با ریسک تجاری همراه هستند. پروژه LNG استرالیایی بزرگ با افزایش تولید گاز شیل آمریکا مصادف شده است. آمریکا سال جاری برای نخستین بار از سال ۱۹۵۷ با راه اندازی پایانه‌های LNG متعدد، در حال تبدیل شدن به یک صادرکننده بزرگ گاز است. طبق اعلام آژانس بین المللی انرژی، آمریکا تا سال ۲۰۲۲ احتمالا با استرالیا و قطر برای عنوان بزرگترین صادرکننده LNG رقابت خواهد کرد.

افزایش ظرفیت جدید، فرضیه‌های اقتصادی که مبنای پروژه‌های LNG استرالیا و سایر پروژه‌های مشابه مانند پروژه اکسون موبیل در پاپوا گینه نو بوده‌اند را زیر سوال می‌برد. قیمت‌های گاز در اروپا و آسیا که بزرگترین بازارهای LNG جهان هستند، در پنج سال گذشته بیش از ۴۰ درصد کاهش یافته و بازده سرمایه گذاری‌ها را به پایین‌تر از سطح مورد پیش بینی برای پروژه‌های تصویب شده رسانده است.

پدیده تازه و تاسف بار در قبرستان ها

روزنامه شهروند: همین ٣٧روز پیش برایش اتفاق افتاد، وقتی دو گوشی موبایل، چند تراول چک،٨٠٠‌هزار تومان، چند کارت بانکی، گواهینامه و خرت‌وپرت‌های دیگر را داخل صندوق‌عقب‌ خودرو دامادش انداخت و رفت به سمت جنازه؛ جنازه خواهرش در قطعه ٣٠٠بهشت‌زهرا. وقتی برگشت و در صندوق را باز کرد، هیچ‌چیز ندید، همه را دزدیده بودند. مریم شمشیری پانزدهم مردادماه، شکار سارقان قبرستان شد: «آن روز مراسم خاکسپاری خواهرم بود، ما اصلا درحال خودمان نبودیم، دستپاچه شده بودیم، من و خواهرم تمام وسایلمان را داخل صندوق ماشین انداختیم و رفتیم سمت جنازه. مراسم تمام شده بود که درِ صندوق را باز کردیم و چیزی پیدا نکردیم.»
 
آنها آن روز در شوک از دست دادن خواهر، شکایتی نکردند، روز بعد اما صبح تا ظهر، در کلانتری بودند و حالا بعد از ٣٧روز، وسایل که نه، حتی مدارکشان هم پیدا نشده: «در محل خاکسپاری یک پلیس هم حضور نداشت، روزهای بعد هم که رفتیم خبری از گشت نبود.»
دزد قبرستان، کیف آقای موسوی را تیرماه زد. کیفی پر از وسیله، از لپ‌تاپ گرفته تا پول نقد و موبایل و فلش و ... او از همان روز چشم‌انتظار پیدا شدن وسایلش است: «مراسم خاکسپاری یکی از اقوام بود که همراه بستگان به بهشت‌زهرا رفته بودم و کوله‌پشتی‌ام را داخل صندوق‌عقب ماشین برادر همسرم گذاشتم. او ماشین‌اش را داخل پارکینگ بهشت‌زهرا پارک کرده بود.
 
جایی نزدیک قطعه ٣٠٠. تبلت، موبایل، کیف پول، ٣٠٠‌هزار تومان پول نقد، چند فلش، چند کارت مثل کارت ملی و کارت ایثارگری و چند مدرک دیگر داخل کوله‌ام بود. وقتی مراسم خاکسپاری تمام شد به سمت ماشین که رفتیم و در صندوق را باز کردیم، دیدیم که خالی است و کوله‌ام را دزدیده‌اند.» او به کلانتری حرم مطهر رفته و اعلام شکایت کرده: «هنوز خبری از وسایلم نشده، فقط از بهشت‌زهرا با من تماس گرفتند و گفتند که کارت ملی و کارت ایثارگری‌ام پیدا شده.» او درباره دزدی در بهشت‌زهرا زیاد شنیده: «بعد از اتفاقی که برای من افتاد، یکی از دوستانم هم برای خاکسپاری یکی از اقوامش به بهشت‌زهرا رفت، وسایلش را داخل ماشین گذاشت، دزد آمد، شیشه ماشین را شکست و تمام وسایلش را برد.» موسوی می‌گوید که هیچ نظارتی روی ماشین‌های متوقف شده در پارکینگ بهشت‌زهرا وجود ندارد: «ما ماشین را در پارکینگ پارک کردیم اما از همان جا از ماشینمان دزدی شد. پارکینگ هیچ نرده‌ای ندارد و همه می‌توانند داخلش شوند.»
 
برای حسن صفری هم اتفاق مشابهی افتاده، ٥٠روز پیش: «مراسم خاکسپاری عمه‌ام بود، داخل قطعه ٢١٦ بودیم، خاکسپاری که تمام شد و به سمت ماشین‌ام که کنار قطعه پارک شده بود رفتم، دیدم در ماشین باز است، دقت که کردیم متوجه شدیم کیف همسرم خالی شده، تمام مدارک ماشین مثل کارت و کارت سوخت و گواهینامه و... داخل کیف بود.» آنها کیف خالی را زیر درختی در قطعه ٢١٨پیدا کردند، اما خبری از مدارک نبود: «ماشین در فاصله کمی از محل خاکسپاری متوقف شده بود، اما آن‌قدر شلوغ شده بود که کسی حواسش به آن نبود، دزد هم همان موقع از راه رسیده بود.» صفری به پلیس هم شکایت کرده اما هنوز هیچ خبری از مدارکش نیست.
 
 
باغبان بهشت‌زهرا در یکی از محوطه‌ها خاک را با بیل دسته چوبی روی زمین محکم می‌کند: «من در پیاده‌راه کار می‌کنم، خودم ندیده‌ام از کسی دزدی کنند اما از همکارانم زیاد شنیده‌ام که پلیس دزد گرفته.» آقای سلطانی اما هم زیاد موارد دزدی در بهشت‌زهرا را شنیده و هم از خودش زیاد دزدی شده؛ مرد سالخورده‌ای که زیر سایه منبع آبی پاهایش را دراز کرده و از خاطرات‌ سال ٤٠ و کاشت درخت‌های بهشت‌زهرا می‌گوید. همین چند وقت پیش بود که کیف چرمی، موبایل، کفش و خرت‌و‌پرت‌های دیگرش را دزدیدند: «این‌جا زیاد دیده‌ام که از خانواده‌های عزادار دزدی می‌کنند، بعضی‌ها تا مراسم خاکسپاری می‌بینند بلافاصله دور عزاداران را می‌گیرند، یا وسایل همراهشان را می‌دزدند یا می‌روند سر وقت ماشین‌ها و تا سر عزاداران گرم خاکسپاری است، ماشین را خالی می‌کنند.» ماجرای این دزدی‌ها فقط به آرامستان بهشت‌زهرا ختم نمی‌شود.
 
در سایر قبرستان‌ها و در میان شلوغی جمعیت، همیشه هستند دزدانی که به کمین نشسته‌اند. یک ماه از مراسم خاکسپاری مادربزرگ خانم جعفری در یکی از روستاهای لرستان نمی‌گذرد، مراسمی که برای آنها هزینه‌بر تمام شد: «مراسم خاکسپاری خیلی شلوغ شده بود، ما هم بشدت مشغول بودیم، موبایلم داخل کیفم بود، بعد از پایان مراسم، متوجه شدم موبایلم نیست، برای خواهرم هم همین اتفاق افتاد.»
 
 
سرقت و تکدی‌گری دو آسیب بهشت‌زهرا
 
 
بهشت‌زهرای ٤٠ساله تهران نزدیک به یک‌میلیون و ٥٠٠ ساکن خاموش دارد. ساکنانی که هر روز که نه، اما پنجشنبه، جمعه‌ها، میهمان زیاد دارند. ميهمانانی که چند وقتی است که قربانی دزدان می‌شوند. رضا پورناصرانی، عضو کمیته آسیب‌های اجتماعی سازمان بهشت‌زهرا، سرقت را یکی از آسیب‌های جدی بهشت‌زهرا می‌داند و تکدی‌گری را هم به آن اضافه می‌کند. او آسیب‌های این محدوده را به ‌خوبی می‌شناسد و می‌گوید که وجود همین آسیب‌ها منجر شده تا کمیته آسیب‌های اجتماعی در بهشت‌زهرا ایجاد شود. حالا او یکی از اعضای این کمیته است: «سرقت یکی از آسیب‌هایی است که در بهشت‌زهرا دیده می‌شود، هر چند که همه‌ جا سرقت وجود دارد اما موقعیت جغرافیایی بهشت‌زهرا و امکان دسترسی اهالی مناطق حاشیه‌نشین منجر شده تا در این مکان هم موارد سرقت دیده شود؛ وجود سرقت و تکدی‌گری منجر به تشکیل کمیته آسیب‌های اجتماعی شد. کمیته‌ای که رئیس‌اش مدیرعامل سازمان است و رئیس کلانتری حرم مطهر و فرمانده مستقر در دژبانی بهشت‌زهرا هم در آن حضور دایمی دارند، این کمیته هر دو هفته یک‌بار جلسه تشکیل و گزارشی از آسیب‌ها می‌دهد. البته پلیس و دژبان ارتش برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی همکاری خوبی با سازمان دارند.» عضو کمیته آسیب‌های اجتماعی بهشت‌زهرا می‌گوید که در این آرامستان روح و ذهن مردم درگیر است و این برای افراد سودجو فرصت مناسبی برای سرقت از مردم ایجاد می‌کند: «فضای بهشت‌زهرا خیلی بزرگ است، روزهای پنجشنبه و جمعه جمعیت زیادی وارد بهشت‌زهرا می‌شود؛ این شرایط در قطعات جاری شدت بیشتری می‌گیرد، مثل قطعه‌های ٣٠٠ به بالا که جزو قطعه‌های جاری هستند و روزانه بیش از ١٠٠جنازه وارد آن می‌شود؛ قطعات جاری قطعاتی هستند که خالی است و جسدها در آن دفن می‌شوند. یعنی ممکن است امروز قطعه ٣٠٠جاری باشد، بعد از مدتی قطعه ٣٠١؛ چون قطعه قبلی پر شده است.»
 
 
او می گوید: «آرامستان تهران در کل کشور نمونه است؛ هم از نظر وسعتی که دارد و هم افرادی که در آن دفن شده‌اند. در بهشت‌زهرا حدود ٣٦‌هزار شهید دفن شده‌اند که در هیچ ‌جای کشور چنین تجمعی از شهدا وجود ندارد؛ از سوی دیگر این‌جا نزدیک حرم امام خمینی(ره) است که میزان مراجعه را زیاد می‌کند.» او می‌گوید: «جمعیت بهشت‌زهرا متغیر است؛ هر روز آدم‌های جدیدی وارد این مکان می‌شوند، شاید روزانه ٥‌ هزار یا حتی ١٠‌ هزار نفر وارد بهشت‌زهرا می‌شوند که روز قبل از آن نبوده‌اند. همین هم فضا را برای برخی سودجویی‌ها مساعد می‌کند؛ به‌ویژه افرادی که مشغول خاکسپاری هستند و شرایط روحی خوبی ندارند، آنها طعمه‌های خوبی برای سارقان هستند.»
 
 
دنبال نصب دوربین مداربسته هستیم
 
 
این مسئول در سازمان بهشت‌زهرا از اقداماتی که برای جلوگیری از سرقت‌شده می‌گوید: «ما برای کاهش سرقت تلاش زیادی کردیم، نیروی انتظامی و دژبان ارتش که محافظت از این مکان را به عهده دارند، کاملا توجیه هستند. قطعات جاری هم به صورت همیشگی نیروهای نگهبان دارند و نیروی انتظامی در آن مکان با خودرو مستقر هستند، در کنار همه اینها در تلاش هستیم تا دوربین‌های مداربسته سیار را نصب کنیم، البته نصب این دوربین‌ها محدودیت‌هایی دارد؛ چرا که هزینه‌بر هستند و نمی‌شود آنها را به ‌طور دایمی در یک مکان مستقر کرد؛ چون ممکن است امروز یک قطعه جاری و شلوغ باشد و هفته دیگر آن قطعه خلوت شود اما بعد از ماجرای سرقت و مخدوش‌کردن تعدادی از سنگ قبرها در قطعه هنرمندان در تلاش هستیم تا مکان‌های شلوغ‌تر را مجهز به دوربین مداربسته کنیم.»
 
به‌گفته او، در بهشت‌زهرا امکان بازرسی یک به یک خودروها وجود ندارد: «هم ترافیک می‌شود و هم مردم اذیت می‌شوند، ما باید فضا را برای سارقان ناامن کنیم؛ به همین دلیل در قطعات جاری اطلاع‌رسانی‌های زیادی کرد‌ه‌ایم، بیلبورد زده‌ایم و به افرادی که به ما مراجعه می‌کنند بروشورهایی می‌دهیم که تمام این نکات در آن مورد توجه قرار گرفته است. ما از مردم می‌خواهیم تا به راننده‌های آمبولانسی که جسد را جا‌به‌جا می‌کنند پول ندهند، به متکدیان پول ندهند، مراقب کلاهبردارانی که سنگ قبر می‌فروشند، باشند و مراقب وسایلشان باشند.
 
با این همه معتقدیم که بهترین کنترل، کنترل نامحسوس با دوربین مداربسته است.» او به نوع سرقت‌هایی که در آرامستان بهشت‌زهرا می‌شود هم اشاره‌ای می‌کند: «بیشتر سرقت‌ها کیف زنانه، موبایل و مدارک است. سرقت خودرو خیلی کم گزارش شده اما سرقت کیف زنانه زیاد است؛ به ‌طوری که بعد از خالی‌کردن، آنها را در سطل‌ آشغال رها می‌کنند. بارها پیش آمده که سطل‌ها را خالی کرده‌اند و از داخل آن ٤، ٥ کیف زنانه بیرون آمده که خالی شده است. البته ما این‌جا واحد اشیاي گمشده هم داریم که افراد بعد از اعلام سرقت به کلانتری، به این بخش مراجعه می‌کنند تا اگر مدارکشان پیدا شد، به آنها بازگردانده شود. خیلی هم این اتفاق می‌افتد؛ یعنی مدارک گمشده، به افراد برگردانده می‌شود.»
 
پورناصرانی می‌گوید: «آماری از سرقت‌ها به سازمان بهشت‌زهرا اعلام نمی‌شود اما افراد زیادی از سوی پلیس به‌ عنوان سارق دستگیر می‌شوند و این‌که اینها واقعا سارق هستند یا نه، اطلاعی نداریم.» به گفته او، به ‌طور متوسط هر چند روز یک بار مراجعه‌کننده‌ای به سازمان می‌آید و اعلام می‌کند وسایلش گم شده یا به سرقت رفته است.

حذف برچسب قیمت منجر به گران‌فروشی نمی‌شود

خبرگزاری فارس: کاوه زرگران امروز در سی‌امین نشست هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران با اشاره به حذف برچسب قیمت توسط تولیدکننده از برخی گروه‌های کالایی، گفت: نعمت‌زاده وزیر صنعت دولت یازدهم در آخرین روزهای وزارتش حذف قیمت‌گذاری از روی برخی گروه‌هایی کالایی از جمله محصولات سلولزی، چیپس و پفک و اسنک‌ها را ابلاغ کرد و شریعتمداری وزیر صنعت دولت دوازدهم بلافاصله در ابتدای کارش چند گروه کالایی دیگر از جمله کنسرو، مربا، عسل و ... را مشمول حذف قیمت‌گذاری توسط تولیدکنندگان اعلام کرد.

رئیس کمیسیون کشاورزی و صنایع غذایی اتاق بازرگانی تهران با تأکید بر اینکه با حذف قیمت‌گذاری توسط تولیدکنندگان هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد، گفت: به دنبال این ابلاغیه مسئولیت درج قیمت از عهده تولیدکنندگان برداشته می‌شود و بر اساس ضوابط بر عهده توزیع‌کنندگان قرار می‌گیرد.

زرگران اظهار داشت: اما در چند روز اخیر اظهارنظرهایی از سوی صاحبنظران و نمایندگان مجلس در این مورد صورت گرفته و آنها اظهار داشته‌اند که با این کار در نظام قیمت‌گذاری بازار هرج و مرج ایجاد می‌شود.

وی اظهار داشت: این در حالی است که با اجرای ابلاغیه دو وزیر نه تنها گرانی در گروه‌های مختلف کالایی صورت نمی‌گیرد، بلکه منجر به ارزان‌تر شدن کالاها هم می‌شود.

رئیس کمیسیون کشاورزی و صنایع غذایی اتاق تهران بیان داشت: تفاوت قیمت کالا از کارخانه تا زمانی که کالا به دست مصرف‌کننده می‌رسد، باید 15 درصد باشد، اما هم اکنون تفاوت قیمت 40 درصد است که با اجرای ابلاغیه حذف قیمت توسط تولیدکنندگان کالا با قیمت کمتری به دست مصرف‌کننده می‌رسد.

وی در ادامه به ابلاغیه شهرداری تهران در مورد عدم امکان توزیع کالا در هفته ابتدای مهر‌ماه از ساعت 5:30  تا 10:30 صبح توسط ماشین‌های بزرگ حمل بار در راستای کاهش ترافیک اشاره کرد و اظهار داشت: حجم بزرگی از شرکت‌های توزیعی محصولاتی با فسادپذیری بالا دارند که با عدم امکان توزیع در ساعات ابتدایی روز قطعاً دچار زیان می‌شوند، بنابر این از اتاق تهران می‌خواهیم تا در این زمینه با شهرداری تهران رایزنی‌هایی انجام دهد.

روحانی و نجفی پیوندتان مبارک!

محمدجواد حق‌شناس  در روزنامه آرمان آرمان نوشت: چهارشنبه دیروز، جلسه هیات دولت با حضور محمدعلی نجفی یکی از باسابقه‌ترین دولتمردان جمهوری اسلامی به ریاست حسن روحانی تشکیل شد.
 
اما به‌رغم حضور محمدعلی نجفی در کابینه‌های متعددی همچون شهید باهنر، مهدوی کنی و مهندس موسوی به عنوان وزیر فرهنگ وآموزش عالی و در کابینه هاشمی رفسنجانی به عنوان وزیر آموزش و پرورش و در کابینه اصلاحات به عنوان رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و در کابینه حسن روحانی ابتدائا به عنوان وزیر معرفی شده آموزش و پرورش و بعد هم به عنوان ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و همچنین مشاور اقتصادی و هماهنگ کننده تیم اقتصادی و در دوره احمدی‌نژاد نیز به عنوان نماینده مردم تهران در شورای شهر به مدت 6 سال حضور داشت.
 
اما این بار در قامت شهردار تهران حضورى متفاوت را نشان داد. این دولتمرد باسابقه، آرام و کم حاشیه در اولین روز شهریور ماه امسال توسط پنجمین شورای شهر تهران به اتفاق آراء برای تصدی مسئولیت شهرداری تهران انتخاب و در همان روز به وزارت کشور برای صدور حکم معرفی شد و پس از يك هفته توسط وزیر کشور به این سمت منصوب شد.
 
مساله حضور شهردار تهران در جلسات هیات دولت در دو دهه اخیر به یکی از چالش‌های مطرح میان شهرداری و دولت تبدیل شده بود. چالشی که به نظر می‌رسید برای شهروندان تهرانی بيش از ديگر هموطنان موضوعیت داشت.
 
آخرین حضور شهردار تهران در جلسات هیات دولت به دوره‌ای برمی‌گردد که آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی ریاست دولت را در سال 68 در اختیار گرفت و عبدا... نوری را به عنوان وزیر کشور به مجلس سوم معرفی کرد و پس از حضور نوری در وزارت کشور، تهران شاهد حضور غلامحسین کرباسچی، استاندار وقت اصفهان در قامت شهردار تهران شد.
 
شهرداری که در اولین روزهای حضورش در خیابان بهشت این پیام را به مردم تهران منعکس کرد که شهرداری متفاوت با شهرداران پیشین پایتخت در این جایگاه قرار گرفته و پس از گذشت مدتی از حضور غلامحسین کرباسچی، عبدا... نوری به دولت پیشنهاد داد که شهردار تهران در جلسات هیات دولت امکان حضور پیدا کند و اين نظر با استقبال آیت‌ا...‌هاشمی روبه‌رو شده وتا پایان دوره دوم در سال 76 اين سياست تداوم یافت.
 
اما با تغییر دولت و ظهور دولت اصلاحات و موضوع دادگاه‌هاى شهرداری و بعد از رفتن کرباسچی از شهرداری تهران، دولت دیگر شاهد هيچ شهرداری در جلسات خود نشد.
 
حتی زمانی که احمدی‌نژاد پس از آغاز به کار شورای دوم رسما متقاضی حضور در جلسات هیات دولت بود، این فرصت را هرگز نیافت و هنگامی که خود به پاستور رفت در هشت سالی که در قامت رئیس‌جمهور ظاهر شد، این فرصت را به محمدباقر قالیباف نیز نداد و این روند در چهارساله اول دولت حسن روحانی نیز تداوم یافت و عملا شاهد تداوم اختلافات مدیران شهری در تهران با دولت‌های وقت بودیم كه دود آن بیشتر به چشم همشهريان تهرانى مى‌رفت.
 
اما یکی از معجزات انتخابات شگفت‌انگیزی که در بیست و نهمین روز از اردیبهشت امسال خود را به رخ کشاند، رای شگفت آوری بود که نزدیک به 24 میلیون ایرانی به حسن روحانی دادند و شهروندان تهرانی با ساعت‌ها حضور در صف طولانی رای‌گیری رای خود را به به فهرست امید در تهران دادند و 21 نفر اعضای لیست امید را براى شوراى شهر برگزيدند و یکی از نتايج اين حماسه، انتخاب شهرداری بود که با سوابق ممتد مديريتى و حضور در کابینه، می‌توانست پیوند دهنده مدیریت شهری تهران با دولت تدبير و اميد باشد.
 
اتفاقی که نزدیک 18 سال شهروندان تهرانی در انتظار آن بودند. به نظر می‌رسد این تصمیم حسن روحانی فرصت مشترکی را به‌طور همزمان برای دولت و شهرداری تهران فراهم آورد تا بتواند به 14 سال ناهماهنگی و اختلاف پايان دهد از این رو باید این تصمیم را به فال نیک گرفت و از فرصتی که فراهم شده، برای افزایش همکاری بین دولت و شهرداری و شورای شهر، در جهت بهبود معیشت و افزایش آرامش و آسایش در میان شهروندان بهره بیشتری گرفت؛ اين اتفاق را به فال نيك مي‌گيريم.

محصولات تراریخته سرطان زا هستند یا نه؟

روزنامه وقایع اتفاقیه نوشت: موضع قاطع رئیس سازمان حفاظت محیط ‌زیست در دفاع از علم و فناوری، با آگاهی از تکالیف قانونی و اسناد بالادستی کشور و در همراهی با اجماع نظر جامعه دانشگاهی و مراجع رسمی متولی امر بیان شده و خدشه‌ای بر آن وارد نیست.
 
موضع قاطع رئیس سازمان حفاظت محیط ‌زیست در دفاع از علم و فناوری، با آگاهی از تکالیف قانونی و اسناد بالادستی کشور و در همراهی با اجماع نظر جامعه دانشگاهی و مراجع رسمی متولی امر بیان شده و خدشه‌ای بر آن وارد نیست.

 

 استقرار مديريت جديد در يک سازمان به‌دليل تحولاتي که اقتضاي تغيير در مديريت است همواره با مخالفت‌هايي همراه مي‌شود. تلاش براي رفع رکود و سوءمديريت دو دهه گذشته در سازمان محيط‌ زيست نيز افزون بر علت شده و برخي تصميمات و اظهار‌نظرهاي کلانتري به‌عنوان رئيس جديد سازمان محيط ‌زيست موجب مخالفت‌هايي شده است. از جمله پس از آنکه وي رويکرد بازدارنده و سياست‌زده مخالفان فناوري تراريخته را غير‌علمي خواند، انتقاداتي عليه وي مطرح شد. فارغ از اينکه منتقدان کلانتري و تراريخته جز دو، سه کارشناس تکراري که به‌دليل طرد از جامعه دانشگاهي کشور، خود را دانشمند مستقل مي‌خوانند، نيستند، در اين نوشتار رويکرد بازدارنده و غيرعلمي مذکور واکاوي مي‌شود.
 
 
ترجيع‌بند اين رويکرد در توجيه مخالفت با فناوري تراريخته اين است که «تراريخته در دنيا مخالفان بسياري دارد» اما آيا مخالفت‌هاي رسانه‌اي و راه‌اندازي کمپين‌هاي تکراري ۳۰ تا ۵۰‌نفره از سوي جريان‌هاي تندروی ضد‌فناوري زيستي و هسته‌اي مانند صلح سبز را مي‌توان در برابر اجماع بيش از ۲۰۰ مرکز علمي جهان و مراجع رسمي و سازمان‌هاي غذا و داروي کشورهايي مانند سازمان جهاني بهداشت آمريکا، اتحاديه اروپا، ژاپن، استراليا، کانادا و... مورد توجه قرار داد؟
 
 
به لحاظ داخلي نيز صحيح نيست تکاليف قانوني و سياست‌هاي کلي نظام را به‌دليل چند کمپين ضدفناوري خارجي نقض کرد. سياست‌هاي کلي و بلندمدت جمهوري‌اسلامي ايران (مصوب 3/11/1379)، سند ملي زيست فناوري (1384) و راهبردهاي اجرايي آن مصوب شوراي‌ عالي انقلاب فرهنگي (1386) و قانون ملي ايمني زيستي (ماده «2») توليد محصولات اصلاح‌شده ژنتيک و تراريخته را تکليف کرده‌اند. همچنين علاوه بر مقامات وزارت بهداشت، وزراي سابق بهداشت ملک‌زاده، پزشکيان و لنکراني و مراجع رسمي ديگر همچون ستاد توسعه زيست‌فناوري، سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج وزارت کشاورزي، مرجع ملي ايمني زيستي، مراکز پژوهشي ملي و انجمن‌هاي علمي بيوتکنولوژي، ژنتيک، اصلاح نباتات و ايمني زيستي همواره با رد شايعات بر سلامت اين فناوري و استفاده از ظرفيت آن براي حل معضلاتي چون بحران آب کشاورزي، حذف سموم شيميايي و افزايش کميت و کيفيت محصول تأکيد کرده‌اند. همچنين فتاواي متعدد مقام معظم رهبري درباره محصولات تراريخته و تأکيدات قولي و فعلي معظم‌له نسبت به توليد حيوانات تراريخته در پژوهشگاه رويان جاي شک و شبهه‌اي را باقي نگذشته است.
 
 
جريان مذکور «گزارش‌هاي سازمان جهاني بهداشت درباره سرطان‌زايي سم مورد مصرف در محصولات تراريخته» را به رئيس سازمان محيط‌زيست يادآوري و تلاش کرده است سازمان جهاني بهداشت را مخالف اين محصولات جلوه دهد، درحالي‌که ادعاي مذکور صرفا ساخته و پرداخته اين جريان است. سازمان جهاني بهداشت خود در صفحه پرسش‌هاي متداول اين سازمان درباره محصولات تراريخته به اين شبهه پاسخ داده و به صراحت سلامت این محصولات را تأييد کرده است.
 
 
حاميان اين رويکرد همچنين به دروغ از عدم تأييد محصولات تراريخته از سوي وزارت محترم بهداشت و جهاد کشاورزي سخن مي‌گويند، درحالي‌که اين دو نهاد بارها بر غلط‌بودن رويکرد نفي فناوري و ارزيابي مورد به مورد اين محصولات مطابق قانون سخن گفته‌اند؛ امري که جريان زيست‌فناوري‌هراسي در کشور علاقه زيادي دارد آن را به‌عنوان نوعي عدم تأييد به مخاطب خود القا کند. مسئولان وزارت بهداشت بارها با استناد به بررسي‌هاي مورد به مورد خود، سلامت محصولات تراريخته داراي مجوز و موجود در بازار را تأييد کرده‌اند. همچنين معاون پژوهشي وزير جهاد کشاورزي سه‌شنبه هفته جاري در افتتاحيه دومين همايش بين‌المللي بيوتکنولوژي به صراحت بر سلامت و ضرورت توليد داخلي اين محصولات و کاهش واردات آن تأکيد کرد.  
 
 
اين جريان از هر مخالفتي با مهندسي ژنتيک و تراريخته با برچسب فريبنده توجه به سلامت مردم استقبال مي‌کند، درحالي‌که مخالفت با مهندسي ژنتيک و تراريخته حاصل پروژه نفوذ جريان بين‌المللي مقابله با اين فناوري و نه دغدغه سلامت مردم بوده است. جلسات متعدد برخي مخالفان با دفتر مقابله با مهندسي ژنتيک در خاورميانه واقع در سوئيس که به بنياد صهيونيستي صلح سبز وابسته بوده و رفت‌وآمد مستمر عناصر صلح سبز به ايران گواه اين امر است؛ امري که به‌طور حتم مورد رسيدگي سازمان‌هاي امنيتي قرار داشته و در زمان مناسب درباره آن اقدام خواهد شد. صلح سبز جرياني تندرو، ضد‌فناوري‌هاي نوين و به ظاهر زيست‌محيطي است که استکبار براي عقب نگه‌داشتن کشورها از آن استفاده مي‌کند و دو بخش اصلي آن يعني مقابله با انرژي هسته‌اي و مهندسي ژنتيک موفقيت قابل‌توجهي در کشورهاي مختلف کسب کرده است.
 
مخالفت پرحجم رسانه‌اي با انرژي هسته‌اي در دهه‌هاي 50 تا 70 و مخالفت با مهندسي ژنتيک در دهه‌هاي 80 و 90 حاصل ارتباط عوامل اين بنياد با برخي عناصر داخلي بوده است که خود را دانشمند مستقل مي‌نامند. دانشمند مستقل عنواني است که صلح سبز براي دانشمندان تحت نفوذ خود در کشورها به کار مي‌گيرد تا موضع شاذ و غير‌علمي و طرد آنها از جامعه دانشگاهي را توجيه کند. روبرت پارک، استاد دانشگاه هاروارد ادعاي دانشمند مستقل‌بودن، انتشار گزارش رسانه‌اي به جاي تحقيق و نگارش مقالات علمي و طرح معيارهاي غيرعلمي و جديد را از نشانه‌هاي علم‌نماها دانسته است که برخي جريان‌ها در جهت منافع خود منتشر مي‌کنند.

 

جريان مورد نظر در گزارش‌هاي متعدد به نقل از همين دانشمند‌نماها ادعا کرده است: «۳۸ کشور پيشرفته اروپايي اين محصولات را منع کرده‌اند…» و به نقل از کارشناس ديگري ادعا شده است «کشورهاي زيادي واردات، کشت و مصرف آن را ممنوع اعلام کرده‌اند» و سپس نتيجه گرفته شده که ما نيز بايد اين موضع را دنباله‌رو باشيم. اين درحالي است که سازمان ايمني غذايي اتحاديه اروپايي با انجام ارزيابي‌هاي سختگيرانه سلامتي و زيست‌محيطي تاکنون براي ۷۴ محصول تراريخته مجوز مصرف صادر کرده است که اين مجوزها در تمامي کشورهاي عضو اتحاديه اروپا اعتبار دارند و سويا و ذرت تراريخته در حجم بالايي به اروپا وارد و مصرف مي‌شود. عدم کشت محصولات تراريخته در برخي کشورها نيز دلايل مختلفي دارد که به سلامت اين محصولات مرتبط نيست.
 
براي مثال ژاپن با وجود صدور مجوز براي اين محصولات به‌دليل شرايط اقليمي و عدم رونق کشاورزي در اين کشور اساسا محصولاتي مانند سويا و ذرت را نمي‌کارد که بخواهد به نوع تراريخته آن روي بياورد. همچنين دلايل عدم کشت محصولات تراريخته در برخي کشورهاي اروپايي مطابق قانون به کميسيون اروپا اعلام مي‌شود و در وبسايت اين نهاد موجود است.

 

در هيچ يک از اين اسناد مسئله سلامت به‌عنوان دليل عدم کشت ذکر نشده بلکه صرفا به دلايلي چون سياست‌هاي خاص کشاورزي استناد شده است.
 
 

اين کارشناس همچنين ادعا مي‌کند «تاکنون آزمايشاتي اطمينان‌بخش براي استفاده از اين محصولات انجام نشده است؛ بنابراين نبايد با عجله وارد توليد اين محصولات شويم.»

فارغ از اين نکته جالب که جريان مقابله با مهندسي ژنتيک در کشور گاه به صراحت مخالفت خود با توليد داخلي را اعلام مي‌کند بايد گفت تاکنون بيش از دو هزار تحقيق و مطالعه معتبر درباره اين محصولات از جمله توسط دانشمندان متعهد کشورمان صورت گرفته و در اين مطالعات کوچک‌ترين عارضه جانبي و ملاحظه مرتبط با سلامت از مصرف اين محصولات گزارش نشده است. همچنين گزارش‌هاي رسمي سازمان‌هاي غذا و دارو مانند سازمان ايمني غذايي اتحاديه اروپا، آمريکا، ژاپن و... همگي بر سلامت اين محصولات اجماع‌نظر دارند. اين سازمان‌ها به‌طور موردي محصولات تراريخته را مورد بررسي قرار داده و مانند هر محصول غذايي ديگري براي توليد و مصرف آن مجوز صادر مي‌کنند. براي نمونه مطابق آمار آيسا، سازمان غذا و داروي ژاپن تاکنون براي ۳۱۰ رخداد تراريخته مجوز کشت و مصرف صادر کرده ‌است.
 
 
جريان زيست‌فناوري‌هراسي همچنين واژه «سرطان» را به‌عنوان يک بيماري مهلک و ترسناک براي ايجاد هراس از دستاوردهاي مهندسي ژنتيک تکرار مي‌کند. درحالي‌که اين ادعا صرفا در يک مقاله مردود (retracted) مطرح شده است و بسياري از مراجع آکادميک و سازمان‌هاي غذا و داروي کشورهاي مختلف بر بي‌اعتباري آن تأکيد کرده‌اند. نويسنده اين مقاله با کمک پنج ميليون دلاري صلح سبز و چند شرکت مدعي صنعت ارگانيک جعل اين مقاله را سازماندهي کرده است. وي در اين مقاله از يک نژاد سرطاني از موش‌ها براي آزمايش استفاده کرده بود که به‌طور ژنتيک سرطان مي‌گيرند و براي مطالعات سرطان کاربرد دارند. اما نويسنده تلاش کرد غده‌هاي سرطان را به مصرف محصولات تراريخته نسبت دهد.
 
 
رويکرد نفي مطلق فناوري تراريخته درحالي از «ممنوعيت هرگونه رهاسازي، توليد و واردات محصولات تراژنه در برنامه ششم توسعه» به‌عنوان يکي از مستندات خود در نقد موضع رئيس سازمان حفاظت محيط‌ زيست سخن گفته است که اساسا چنين مصوبه‌اي وجود خارجي ندارد. تنها مصوبه‌اي که دراين‌باره در برنامه ششم توسعه موجود است، بند « ز » ماده «۴۱» است که بر رعايت قانون ايمني زيستي و صدور مجوز براي محصولات تراريخته تأکيد کرده است. به عکس آنچه ادعا شده ماده «۲» قانون ملي ايمني زيستي (مورد تأکيد قانون برنامه ششم) دولت را مکلف کرده است تمهيدات لازم را براي تسهيل «توليد، رهاسازي، نقل و انتقال داخلي و فرامرزي، صادرات، واردات، عرضه، خريد، فروش، مصرف و استفاده از موجودات زنده تغيير شکل‌يافته ژنتيک با رعايت مفاد اين قانون» فراهم آورد. همان‌طور که گفته شد زيست‌فناوري کشاورزي و توليد محصولات تراريخته در اسناد بالادستي ديگري همچون سياست‌هاي کلي و بلندمدت جمهوري‌اسلامي ايران ابلاغي ۱۳۷۹ و سند ملي زيست‌فناوري و راهبردهاي اجرايي آن نيز مورد تأکيد است و به‌طور حتم مراجع قانوني کشور اين حجم از جعل و دروغ‌پردازي را تحمل نخواهند کرد.
 
 

بنابراين موضع قاطع رئيس سازمان حفاظت محيط ‌زيست در دفاع از علم و فناوري، با آگاهي از تکاليف قانوني و اسناد بالادستي کشور و در همراهي با اجماع‌نظر جامعه دانشگاهي و مراجع رسمي متولي امر بيان شده و خدشه‌اي بر آن وارد نيست، اگرچه مخالفت‌هايي را از سوي کساني که منافع سياسي و اقتصادي خود را دنبال مي‌کنند، برانگيخته است.

تعامل وزیر آموزش و پرورش با يك تشكل

محمدتقی سبزواری در روزنامه قانون نوشت: وزیر جدید آموزش وپرورش پس از سه روز از انتخاب خود، به سراغ یکی از تشکل های معلمی رفت و اولین جلسه خود را با کانون تربیت اسلامی فرهنگیان ایران برگزار کرد. مجمع فرهنگیان ایران اسلامی تنها تشکل معلمی بود که تمام‌قد از وزارت بطحایی دفاع کرد.
 
تلاش زائدالوصف مجمع و تعدادی از اعضای انجمن اسلامی معلمان، سازمان معلمان ایران و کانون صنفی معلمان ایران نیز به‌عنوان اشخاص حقیقی فعال در ستاد روحانی بر کسی پوشیده نیست.فهم لزوم ارتباط وزرا با تشکل‌های معلمی از اتفاقات میمونی است که در دولت یازدهم اتفاق افتاده است. در دولت فانی این ارتباط قطع نشد و دانش آشتیانی سعی کرد قوام دولتش را بر این ارتباط مستحکم کند.

در میان تشکل هایی که با وزرای دولت یازدهم جلسه برقرار می کردند، جای جامعه اسلامی معلمان و کانون تربیت اسلامی فرهنگیان ایران همواره خالی بود. سخنرانی وزیر در پنجمین کنگره کانون تربیت می تواند نشان دهنده عزم وزیر تازه نفس برای تکریم تشکل‌های معلمی باشد ولی از آنجا که رفتارهای سیاست‌مداران حاوی پیام های متفاوتی است، می توان از زوایای مختلف به آن نگریست.مرسوم است که فرد منتخب بلافاصله از فعالان ستاد خود تقدیر و تشکر به‌عمل آورد.

با پذیرش چنین فرضی، وزیر آموزش و پرورش بايد با مجمع فرهنگیان ایران اسلامی و یا اعضای فعال در ستاد فرهنگیان دکتر حسن روحانی دیدار و از زحمات آن‌ها قدردانی و تشکر کند. بعضی مواقع فرد منتخب به‌سراغ تشکل تاثیرگذار در جامعه رفته و با ابراز دوستی، سعی می کند باب مخالفت آن جمع را ببندد.

در این حالت وزیر می بایست به سراغ تشکل های صنفی می‌رفت. کانون تربیت اسلامی فرهنگیان ایران به‌ظاهر هیچ‌کدام از این دو نیست. این کانون با محوریت محمود فرشیدی اولین وزیر آموزش و پرورش دولت احمدی نژاد نه تلاشی برای معرفی ایشان کرده است و نه تشکلی شناخته شده برای فرهنگیان می باشد.
 
بیش از نود درصد معلمان تا به‌حال نام کانون تربیت اسلامی فرهنگیان ایران را نشنیده اند.با این مقدمه می توان به این نتیجه رسید که این کانون احتمالا از تشکیلات منسجمی برخوردار است و بدون سر و صدا توانسته با لابی قدرتمند، نقش موثری در اخذ رای اعتماد وزیر داشته باشد و از این به‌بعد نیز می تواند با استفاده از نفوذ خود از استیضاح‌های تکراری خودداری کند.
 
با این فرض، بحث اصلاح طلبی بطحایی به‌طوركامل منتفی است و وزیر جدید برای صدارت بنا دارد با برگ‌های اصولگرایان بازی کند.نتیجه دیگری که می توان گرفت احتمال بازگشت به دوران قبل از فانی است که توسط جمعی از منتقدین همواره مطرح شده است.
 
دوران حاجی بابایی و علی احمدی گرچه با نقد همراه است ولی آموزش و پرورش شاهد یک سری تغییرات بود ولی دوران فرشیدی باوجود افزایش ۵۰ درصدی بودجه نه تنها با طرح و برنامه همراه نبود بلکه با سرکوب فعالان صنفی در سال های ۸۵ و ۸۶ به پایان رسید.

با این استدلال، آموزش و پرورش در چهار سال آینده با توقف روند تغییرات در لباس اصلاح‌طلبی به تثبیت دوران فرشیدی خواهد پرداخت.وزیر آموزش و پرورش هدیه دکتر نوبخت به فرهنگیان پس از شرکت در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ بوده است. با راهنمای چپ به راست چرخیدن توسط دکتر نوبخت و حزب اعتدال و توسعه، سیاستی شفاف و اعتدالی نیست و امنیت و آرامش را برای فرهنگیان و اصلاح ساختار آموزشی به‌دنبال نخواهد داشت.

تشویق ایستاده برای ساخته جدید جولی

خبرگزاری مهر: بعد از نمایش فیلم جدید آنجلینا جولی درباره کامبوج، این کارگردان که با ۶ فرزندش در جشنواره فیلم تلوراید حاضر شده بود،‌ تعریف کرد که چطور یک کتاب ۲ دلاری زندگی‌اش را تغییر داد.

به نقل از ورایتی، آنجلینا جولی به حضاری که برای نمایش فیلم جدیدش یعنی «اول پدرم را کشتند: دختری از کامبوج به یاد می‌آورد» به فستیوال فیلم تلوراید آمده بودند و ایستاده او را تشویق کردند، گفت ساخت این فیلم یک تجربه فیلمسازی بود که زندگی خود او و همچنین زندگی بازماندگان اتفاق‌های وابسته به آن را تغییر داد.
 
تشویق ایستاده برای ساخته جدید آنجلینا جولی

البته به نظر می‌رسید علاوه بر خود فیلم،‌ حضار مشغول تشویق کردن فرزندان او هم باشند. جولی با هر ۶ فرزند خود یعنی مدوکس ۱۶ ساله، پکس ۱۳ ساله،‌ زهرا ۱۲ ساله، شایلو ۱۱ ساله و دوقلوها ویوین و ناکس ۹ ساله در این رخداد شرکت کرده بود.

این پروژه که جولی آن را کارگردانی کرده و فیلمنامه‌اش را نوشته، تجربه لانگ اونگ نویسنده را به عنوان یک سرباز کودک در دوران حکومت رژیم خمر سرخ را تعریف می‌کند؛ حکومتی که سال ۱۹۷۵ کنترل کامبوج را به دست گرفت و در حکومتی از وحشت و نسل‌کشی، کارهای وحشتناکی با مردم خود کرد.

این بازه تاریخی معنایی خاص برای خانواده جولی دارد چون پسر او مدوکس در سال ۲۰۰۲ از یکی از یتیم‌خانه‌های کامبوج به فرزندخواندگی پذیرفته شد. جولی درباره تجربه‌اش در به نمایش گذاشتن فیلم برای بازماندگان کامبوج صحبت کرد،‌ تلاشی که شامل حمایت و همکاری پادشاه و دولت این کشور می‌شد.

جولی با تاکید بر قدرت جهانی فیلم برای ارتباط برقرار کردن با قلب‌ها و اذهان مردم گفت: در نهایت قرار شد فیلم را در تراس فیل در آنگکور وات به نمایش بگذاریم. در این مکان که خیلی برای مردم کامبوج خاص است،‌ ما فیلم را در هوای آزاد پخش کردیم و خارق‌العاده بود. خیلی منقلب‌کننده بود که تماشا کردن فیلم توسط آن‌ها را می‌دیدم. خیلی از آن‌ها گفتند آن شب توانستند برای نخستین بار در مورد آن وقایع صحبت کنند.

جولی که بعد از نمایش فیلم کنار اونگ روی صندلی کارگردانی نشسته بود، اقرار کرد که وقتی چند سال پیش به کامبوج سفر کرده بود، پی برد که چقدر «بی‌اطلاع» بوده است. او گفت: من با افرادی ملاقات کردم که از کمپ‌های مرزی برگشته بودند و درباره مین‌های زمینی به من اخطار دادند اما بیشتر از همه افرادی را دیدم که روحیه‌هایی قدرتمند داشتند. خیلی بخشنده بودند. خیلی محترم بودند. فرهنگ آن‌ها بسیار قوی است و آن‌ها بسیار روی من تاثیر گذاشتند. در آن سفر من یک کتاب ۲ دلاری از گوشه خیابان خریدم که کتاب نوشته اونگ بود و زندگی‌ام را تغییر داد.

شکارچیان پلنگ به زندان محکوم شدند

خبرگزاری ایرنا:  رییس اداره حفاظت محیط زیست تایباد گفت: عاملین کشتار یک قلاده پلنگ در این شهرستان به شش ماه حبس تعزیری و پرداخت 50 میلیون ریال غرامت محکوم شدند.

 محمد مظلوم پناه افزود: آذر ماه سال گذشته یک قلاده پلنگ ماده توسط دو نفر از اهالی یکی از روستاهای تایباد کشته شد و موضوع از طریق علاقه مندان محیط زیست گزارش گردید.
 
 
وی گفت: درپی دریافت گزارش مزبور، با پیگیری های به عمل آمده توسط یگان حفاظت این شهرستان، متخلفان دستگیر و به مراجع قضایی معرفی شدند.
 
 

مظلوم پناه ضمن قدردانی از دادرس شعبه 101 جزایی این شهرستان، افزود: جریمه ای که توسط متخلفان شکار و صید حیوانات وحشی پرداخت می شود آنگونه که باید بازدارنده نیست لذا احکام قاطع مراجع قضایی از قبیل حکم حبس می تواند درکاهش تخلفات شکار و صید مؤثر باشد.

پوپولیسم هنوز در کمین ایران است

پوپولیسم پدیده‌ای بازگشت پذیر است. هرچند پرونده دولت نهم و دهم بسته شد، اما سیاست‌های پوپولیستی به‌عنوان خروجی آن تفکر همواره قابل تکرار و بازتولید است. از این رو، بهترین راه مواجهه با این پدیده شناخت علمی و تحلیل واقع‌بینانه از پوپولیسم است.
 
علی سرزعیم، استاد اقتصاد با نوشتن کتاب «پوپولیسم ایرانی» کیفیت حکمرانی رئیس دولت نهم و دهم را از منظر اقتصاد و ارتباطات سیاسی بررسی کرده است. او بدون غرض ورزی سیاسی یا دخالت دادن نگرش‌های جناحی، تنها بررسی کرده است که سیاست‌ها و تدابیر احمدی‌نژاد چه پیامدهایی برای کشور در کوتاه مدت و درازمدت داشته است.
 
محسن رنانی در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته، تأکید کرده است که در آن دوران، محتوای جمهوری اسلامی تغییر کرده است. در گفت‌و‌گو با سرزعیم، جنبه‌های مختلف پوپولیسم ایرانی بررسی شده است. این گفت‌و‌گو را بخوانید.
 
هم شما و هم دکتر رنانی در مقدمه کتاب به نکته‌ای جدی اشاره کردید و آن اینکه اساساً در ایران، تجربه حکمرانی سیاستمداران ما، مکتوب و تدوین و بررسی علمی نمی‌شود. مواجهه با تجربه و نحوه حکمرانی سیاستمداران، سیاسی و صفر و صدی است؛ یا طرفداریم و عملکرد دولت محبوب ما خوب بوده، یا طرفدار نیستیم و بر همین اساس هم قضاوت می‌کنیم.
 
چنان‌که آقای رنانی گفت، آقای احمدی‌نژاد اغلب مورد تمسخر واقع شد، به جای اینکه به صورت علمی شیوه مدیریت و حکمرانی او بررسی شود. چه شد که شما راه تازه‌ای را انتخاب کردید و به صورت علمی و بدون غرض‌ورزی تجربه حکمرانی احمدی‌نژاد را بررسی کردید؟
ایراد بزرگی در کشور وجود دارد که به باور من، بیشتر به روشنفکران بازمی‌گردد.
 
روشنفکران همه توجه خود را به سیاست معطوف کرده‌اند، اما کمتر به سیاستگذاری یا سیاست (policy) به معنای تدبیر توجه دارند. به عبارت دیگر، روشنفکران به حکومت (government) توجه دارند، اما به حکمرانی  (governance) توجه ندارند.
 
این غفلت تاریخی سبب شده است که مسأله اصلی روشنفکران و تاریخ‌نگاران ما تنها این باشد که قدرت در دست چه کسی است یا چگونه منتقل شد، اما کمتر به این پرداخته شد که شخص صاحب قدرت با قدرت خود چه کرد. روشنفکران حداکثر به این مسأله می‌پرداختند که مسئول دارای قدرت،  قدرت خود را برای تحدید آزادی استفاده کرده یا نه.
 
دلیل این رویکرد هم این بود که آزادی یا حقوق بشر، مسأله خود روشنفکران است. اساساً روشنفکران دو دسته هستند؛ یا به دنبال آزادی بیان هستند، یا می‌خواهند در قدرت سهیم باشند و طالب مشارکت سیاسی هستند. در حالی که مسأله اصلی عموم مردم مشارکت در قدرت یا آزادی بیان نیست، بلکه اقتصاد و رفاه و معیشت است.
 
اما روشنفکران در تحلیل‌ها و کتاب‌های خود تنها به قدرت و انتقاد از حکومت پرداختند و به تدبیر و حکمرانی نپرداختند.
 
آیا این می‌تواند یکی از دلایلی باشد که امروز اصولگرایان تنها خود را پرچمدار مطالباتی چون معیشت و اقتصاد معرفی می‌کنند؟
 
وقتی مسأله روشنفکران این   طوری تعریف می‌شود و پشت سر اصلاح‌طلبان قرار می‌گیرند، اصولگرایان از آنان فاصله می‌گیرند و می‌گویند آنان تنها دنبال حرف‌های نخبگی هستند، اما ما در پی تحقق مطالبات معیشتی توده مردم هستیم. بماند که من  معتقدم اصولگرایان ادعای این امر را دارند ولی در عمل آنها هم در مسیر درستی حرکت نمی‌کنند.
 
شما در کتاب گفتید که اصولگرایان کارشناس، متخصص و بوروکرات ندارند و به همین دلیل نمی‌توانند مطالباتی که خود مدعی پرچمداری آن هستند را به درستی محقق کنند.
 
اصولگرایان با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند. یکی اینکه کارشناسان قوی از اصولگرایی فاصله می‌گیرند. به خاطر عملکرد بد و انتخاب مبانی اشتباه، آدم‌های متخصص کمتر حاضر به کار با اصولگرایان هستند. اگر اصولگرایان به قانون اساسی و حقوق مردم نیز همسنگ سنت‌ها تأکید کنند، این ضعف تاحدی برطرف خواهد شد.
 
امروزه جریان اصولگرایی به دلیل بهره‌برداری از رانت حکومت، تنبل شده است. وقتی براحتی می‌توان به سمتی رسید، دیگر نیازی به رقابت برای کسب دانش و مهارت نیست. وقتی از مردم می‌خواهید تا به خاطر دین از شما حمایت کنند، لازم نیست که سیاستگذاری درستی داشته باشید تا بتوانید رضایت مردم را جلب کنید.
 
مجموعه این فرآیندها در یک فرآیند 30 ساله سبب شده است تا نه تنها اصولگرایان خود را به‌روز نکنند و تخصص‌های لازم را کسب نکنند، بلکه ناگهان با این مواجه شدند که دنیا عوض شده، اما آنان دچار فقر علمی هستند.
 
این عقب‌ماندگی از زمان، آفت حضور رایگان در قدرت است. در چنین فضای فکری و سیاسی، شما احمدی‌نژاد را نه از منظر سیاسی، بلکه از منظر حکمرانی بررسی کردید.
پیش از پاسخ، به نماد دیگری درباره ضعف در سیاستگذاری اشاره کنم.
 
در ایران و در مراکز علمی و دانشگاهی [جز یک مرکز] در رشته علوم سیاسی تنها به مباحث سنتی علوم سیاسی یعنی فلسفه سیاسی، اندیشه سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی پرداخته می‌شود و اساساً موضوع سیاستگذاری عمومی و حکمرانی مغفول است و درس‌های آن ارائه نمی‌شود چون تخصص آن وجود ندارد.
 
ادامه نوشته