کوتاه از آنچه در گذر است...

http://www.shiaupload.ir/images/31232480820655856445.jpg


دوستان و همراهان همیشگی مادریدی ها سلام!
من بازم اومدم تا با یه پست دیگه یه تکونی به پیج بدم.
از وقتی رفتم خیلی اتفاقات واسه تیم افتاده مثل رفتن مورینیو و اومدن کارلو آنجلوتی، اومدن ایسکو و رفتن هیگواین، یا اومدن قریب الوقوع بیل ... با فرض اینکه شما از همه ی موارد به خوبی آگاهید میخوام چند تا بحث کوچیک باز کنم و اگه دوست داشتید جواب بدید.

1. شاید یکی از گرم ترین بحث این روزها خرید بیل هست؛ هواداران در این مورد سه نگرش دارن اولی موافق خرید بیل به هر قیمتی هستند و دومین گروه خرید اون رو به یه قیمت معقول قبول دارن و گروه سوم اصلا از اومدنش استقبال نمیکنن
من معتقدم خرید بیل به هر قیمتی برای رئال به صرفه خواهد بود تجربه خرید رونالدو این رو ثابت کرده و باید تاکید کنم رونالدو آخرین فوتبالیستی نیست کی تونسته به این سطح برسه و همچنین خطاب به دسته ای از دوستان که میگن بیل داره ناز میکنه بگم باشگاه حاضر به فروشش نیست وگرنه خود بیل هم تمرینات رو ترک کرده هم دیشب مقابل اسپانیول تو لیست تاتنهام نبود، مطمئنا پرز به خوبی از هزینه و در آمدهای بیل آگاهی داره و میدونه داره دست به چه خریدی میزنه، اومدن بیل می تونه دو بال بی نظیر به رئال بده و تیم رو از یه طرفه بازی کردن در بیاره، یه طرف کریس یه طرف رونالدو

2. مسئله دیگه ترافیک خط هافبک رئال هست، رئال این فصل 3 خرید در خط هافبک داشت بدون اینکه بازیکنی از این خط خارج بشه، اما با این وجود آنجلوتی بارها و بارها نشون داده برخلاف مورینیو خیلی خوب میدونه چه بازیکنی علاوه بر پست خودش تو چه پست دیگه ای هم میتونه بازی کنه، به راحتی می تونه بدون هیچ تعویضی ترکیب های مختلف رو توی زمین نشون بده، یکی از اهداف جالب کارلو تبدیل کردن کاکا به مهاجم کاذب هست، با فروش گونزالو مهاجمای رئال فقط بنزما و خسه بودن در حالی که همه منتظر خرید یه مهاجم بزرگ بود آنجلوتی بازهم هنرش رو تو تغییر بازیکنان به رخ کشید و این بار کاکا رو یه خط جلو کشید، همچنین به وسیله چی پی اس تشخیص داد ریکاردو نیاز به سرعت و چابکی بیشتری برای مهاجم شدن داره از این رو داره تمرینات رو بصورت اختصاصی دنبال میکنه

3. حضور زیدان و تمرینش با تیم نشاط و شادابی رو به تیم آورده که قبلا کمتر دیده میشد حضور زیزوی بزرگ کنار تیم مطمئنا اعتماد به نفس بیشتری به بازیکنا میده، اون به خوبی با بازیکنان رابطه برقرار میکنه و همچنین با رابطه خوبی که با پرز داره میتونه رابط خوبی بین بازیکنا و کادر تیم و باشگاه باشه

سکانس دوم؛ جنگ نا برابر

http://d3g22231zzyscx.cloudfront.net/wp-content/uploads/2011/12/el_clasico_2011_FC_Barcelona_vs_Real_Madrid_Copa_Del_Rey.gif


امشب بازی برگشت سوپرکاپ فوتبال اسپانیا در حالی برگزار میشه رئال در بحرانی عجیب و غیرقابل انتظار گرفتار شده، دو بازی (یک تساوی و یک باخت) رده چهاردم هرچند در اول فصل اما برای این تیم بزرگ بی سابقه است، این درحالیست که بارسا با فاصله 5 امتیازی نسبت به این تیم در صدر جدول قرار دارد و هرچند که بازی اخیر خود را به سختی و به کمک اشتباهات داوری برده است اما از شرایط بهتری برخوردارست؛ مسئله ی نگران کننده ای که در فوتبال اسپانیا وجود دارد عدم تشابه این بازی به داربی سرخ آبی های کشورمان است، همیشه نتایج این دیدار مهم تحت تاثیر شرایط تیمی و وضعیت قرار گیری دو تیم در جدول قرار داشته است، مورینیو راه های زیادی برای امتحان کردن در پیش رو دارد، شاید یکی از راه های وی استفاده از کاکا و مودریچ به عنوان دو بازیکن با انگیزه و به چرخش در آوردن میانه میدان باشد، کاری که در صورت عملکرد خوب دو بازیکن برای شکست بارسا کاملا منطقی به نظر می رسد...

منتظر نظرات شما هستم

سکانس اول جنگ ستارگان

http://www.shiaupload.ir/images/88814351851071812264.jpg




فصل 2013-2012 آغاز شده، فصلی که بازهم بوی ال کلاسیکو های پی در پی میدهد، همه ی معادلات به هم ریخته و مسئله شکلی متفاوت به خود گرفته، برخلاف ال کلاسیکوهای فصول قبل که رئال در پی شکستن سد روانی خود و شکست بارسا بود اینبار بدون استرس های روانی به مصاف این تیم بزرگ می رود، رئالی ها که با توجه به برد دو بر یک خود در آخرین بازی ال دربی و به دنبال آن قهرمانی در لالیگا این بار از روحیه ی بالایی برخورداند، در سوی مقابل بارسلونا مجبور به قبول کناره گیری پپ گواردیولای بزرگ شد و سعی دارد وضعیت را آرام نشان دهد، در بازی اول فصل هم نشان داد هنوز یکدستی و تاکتیک پپ را خوب رعایت میکند، اما ال کلاسیکو وضعیت دیگری دارد، ال کلاسیکویی که می تواند ذهن مربی های بزرگ را هم برای مدت زیادی مشغول خود کند، تقابل مورینیو و تیتو تازه کار در عرصه مربی گری کار را برای آبی اناری پوشان سخت تر از همیشه خواهد کرد، تو تیم از نظر ابزار هیچ کمبودی ندارند و مسئله اصلی چگونگی استفاده از آنهاست که در این زمینه به نظر می رسد کفه به سمت مربی باتجربه مادریدی ها سنگینی میکند، اما با تمام این تفاسیر هیچ وقت قادر به پیش بینی نتیجه ی این دیدار نخواهیم بود.

نتیجه ی ال کلاسیکو اول می تواند تاثیر زیادی بر روی روند کار دو تیم در طول فصل آتی داشته باشد، اگر رئال امسال بتواند جام ها را از حریف دیرینه ی خود برباید تردیدی نخواهد بود که دیگر غول کاتالان ها نای بلند شدن نخواهد داشت، همان بلایی را تجربه خواهد کرد که رئال در سال های اخیر با آن مواجه بود، در کنار تاکتیک های بی نقص گواردیولا ثبات کادر این تیم یکی از مهم ترین عوامل پیروزی ها پی در پی این تیم بود در حالی که الان این ثبات بیشتر در کمپ مادریدی ها حس می شود.

شمارش معکوس تا سوپر کاپ اسپانیا و مصاف برترین های جهان ...

به رنگ برد

http://shiaupload.ir/images/30016918995494561759.jpg


قبل از بازی تصمیم داشتم قلم و کاغذ در دست بگیرم و تک تک موقعیت های بازی را ثبت کنم بلکه با آمار و ارقامی دقیق مقاله ای به سبک گزارش بنویسم ، اما نه استرس بازی این اجازه رو بهم داد نه علاقه ی شخصی خودم، مقاله ای که میخونید نه رنگ از اعداد دارد نه از تحلیل فنی؛ که گفته تحریر مختص آمار و ارقام است؟ پس عشق چیست؟ مگر ما با ارقام رئال هوادارش شدیم؟ که اگر شدیم همان بهتر که دیگر نباشیم، قلم به دست گرفته ام تا غرورم را به رشته ی تحریر در آورم، با مغز کاری ندارم دستم از قلب مایه میگیرد، من افتخار میکنم به رئال به کاسیاس به مورینیو به رونالدو به اوزیل به کاکا به تک تک بازیکنانی که لوگو رئال بر قلب آنان نقش بسته، به آنان که بودند و دیگر نیستند، به آنان که عاشقانه به رئال عشق می ورزند و پی بردم به اینکه په په خشن نیست عاشق است، وظیفه اش دفاع از حیثیت تیم است فقط راه را اشتباه انتخاب میکند، تعصبی را که در چهره ی کاسیاس بود دیدم به خود بالیدم که این چنین ها را داریم، در عوض مشتی ... که فقط هو کردن بلدند از من به تیم نزدیکترند چرا من نمیتوانم فریاد بزنم رئال دوستت دارم، حتم دارم که وسعت فریادم هر هویی را درهم خواهد شکست! چه سخت است نوشتن از احساسی که با تمام وجود تجربه میکنی ولی قلم را برنمی تابد به تحریر در آوردنش را، لبریز از غرورم و کاش دیشب قلم داشتم، تا پاسی از شب از فرط شادی خواب بر چشمم نیامد، وسعت قلبم را یافتم، نه به کوچکی یک مچ دست است نه به گستره ی گیتی، قلب من به پهنا و عظمت سانتیاگو برنابئوست همه را در بر میگیرد چه آنان که بودند و چه آنان که هستند.


کمی هم به بازی دیشب بپردازم، بازی که بعد از چند سال بازهم قلبم را بیدار کرد، تپشش را احساس کردم، ترکیب همان بود که باید می بود، مورینیو نشان داد که تیمش را برای باختن آماده نکرده بلکه برای برد پا به نیو کمپ گذاشته بازی را طوفانی شروع کردیم، مورینیو بازهم ایمانم را باز گرداند نشان داد همان آقای خاص است همان ژوزه ای که وقتی روی نیمکت تیم می نشیند بدون توجه به حریف می توان گفت او پیروز است، دیشب همه عالی بودن از ایکر در دروازه گرفته تا بنزمایی که در نوک حمله بود، یکپارچه برای برد آمده بودند و بردند، نتیجه ی واقعی را تابلو ورزشگاه نتوانست نشان دهد بلکه نتیجه ی واقعی را چهره ی پپ گواردیولا به نمایش گذاشت، ترسی بر چهره ی تک تک بازیکنان این تیم نشسته بود، دیگ جوشانی که دمای زیر صفر را تجربه کرد، نتیجه ای رقم خورد که باعث حذف پیروزمندانه ی رئال و پیروزی به زانو در آمدگان بارسلون شد. اما هنوز چیزی تمام نشده، جام باشگاه های اروپا و لالیگا در پیشند، و هرکدام اینها دها برابر کوپا دل ری ارزش دارند، نمیدانم چه نوشتم و مطمئنم نه بویی از ذوق نویسنده دارد و نه از فکر زیبا اما امیدوارم شما هم با عشق آن را بخوانید. در پایان برد رئال را به همه ی آنانی که ایمان داشتند به تیمشان تبریک میگویم (نه به آن ترسوهایی که از پیش باخته بودند!!!) رئالی های واقعی آنانی هستند که به تیمشان اعتقاد دارند و برای آن ارزش قائلند. کوتاه بود اما فکر کنم ارزش نگاشتن داشت.

درساهایی از ال کلاسیکو

در این مقاله قصد تحلیل تاریخچه ال کلاسیکو ها و اتفاقات اونا رو نداریم، چرا که تا الآن دلخوش به آمار اخیر بودیم، دلخوش به داشته هایی که دیگه نداریم، وقت اون رسیده که بیشتر به علل شکست ها زنجیره ای مقابل بارسا بپردازیم، رئال مادرید نقطه عطف ال کلاسیکو ها حضور پپ گواردیولا به عنوان سکان دار بارسلونا بود و این امر همه ی توجهات رو به سوی بارسلون میبره، همه اونجا دنبال دلیل میگردن در حالی که مشکل اصلی تو خود رئاله، ال کلاسیکو جسارت میخواد، جسارتی که رئال فقط و فقط یک بار اون هم فقط یک نیمه، فینال جام حذفی سال گذشته، رئال با یه ترکیب نه چندان هجومی اما با جسارت حمله کرد، بارسلون از کار افتاد اما درسهایی که باید گرفته می شد نشد، مورینیو با نوعی ترس مواجه هست، البته منشا این ترس هم آمار فوق العاده ی اونه، اما دامن زدن به این آمار نتیجه ای خلاف انتظارات خواهد داشت چرا که مورینیو نوعی رغبت برای حفظ آمار خودش پیدا میکنه و دوست نداره اونا رو از دست بده، کما اینکه برای حفظ اونها به کارهای مختلفی هم دست زد که بعضی از اونا واقعا باعث شرمساری هواداران بود، مدافعین رئال هیچوقت این چنین با خشونت بازی نکردند، گذشته از این مسئله کمی مطالب رو درشت تر قید میکنم تا بشه راهکارها رو از هم متمایز کرد، "بهترین راه دفاع حملست" این جمله رو بارها و بارها شنیدیم، چرا رئال به اون عمل نمیکنه؟ این موضوع به سبک کاری خوزه مورینیو برمیگرده سبکی که کما بیش در دوران مربی گری اون تو چلسی و اینتر هم مشاهده میشد، نه اینکه تلاشی برای حمله نداشته باشه، نقطه ی قوت مورینیو در همه ی تیم هاش یه خط دفاع مستحکم بوده، رئال هم این ابزار رو داره اما نباید تحت فشار قرار بگیره چرا که توان مقابله طولانی مدت رو نداره و این رو میشه از بازی مقابل بارسلون فهمید ، رئال همیشه در لاک دفاعیه پس حریف چاره ای جز حمله نخواهد داشت، و بازهم فلش بکی به بازی فینال (تک برد رئال) در اون بازی رئال از دقیقه اول حملات پر تعدادش رو شروع کرد، بارسلون مجبور به عقب نشینی شده بود، از اونجایی که تعداد افراد جلوی زمین رئال زیاد بود بارسایی ها حتی نمیتونستن ریسک کنن و توپ رو از دفاع به خط هافیک برسونن اتفاقی که تو بازی برگشت سوپر کاپ هم اتفاق افتاد، مدافعین بارسلون سراسیمه توپها رو به بیرون میزدن، حالا کمی به بازی پیش رو بپردازیم، بازی که رئال با اندوخته ی شکست (2-1) به نیوکمپ میره چیزی برای از دست دادن وجود نداره استفاده از ترکیب 4-3-2-1 بازی رفت اینبار میتونه به معنی حذف آبرومندانه برای مورینیو باشه، تسلیم شدن بعد از طوفان اخیری که علیه مورینیو شکل گرفته واقعا شرایط رو برای باشگاه سخت خواهد کرد، رئال فقط برای حمله باید پا به بارسلون بذاره، ترکیب 4-1-4-1 ریسک زیادی داره اما برای صعود راهی  نیست، ترکیبی که مورینیو در چند دقیقه ی پایانی با به کار گیری استفان گرانرو، کایخون و اوزیل سعی در امتحانش داشت اما به بدترین نحو ممکن، یعنی استفاده از اوزیل در سمت چپ و استفاده از کایخون و گرانرو در وسط که به جرات میشه گفت انعطاف و خلاقیت خط هافبک رو کم کرد و از اون به بعد معدود حملات هم به خط هافبک ختم شد. شاید زوج بارها و بارها استفاده شده ی کاکا-اوزیل مؤثرترین راه برای غلبه بر بارسلون  باشه، خط هافبکی که هم انعطاف داره هم خلاقیت و هم تکنیک بالا، در پایان تصمیم با مورینیو و تفکرات اونه، ولی دیگه اون اعتماد کامل رو نمیشه به اون داشت، چرا که انتظار نمیرفت بازهم سبک بازی دفاعی رو ارائه بده، مورینیویی که هروقت رو نیمکت یه تیم می نشست جز برد انتظاری از تیم نیمرفت اما همچنان با اصول شکست خورده ی دفاعیش وارد زمین میشه، به امید موفقیت رئال!

به کدامین سو می رویم؟ برد بازی یا باخت اخلاق؟!

سلام،

مطلبی که در زیر میذارم به نقل و تحلیل سایت گل هست، شاید قسمت هایی از مطلب به کام بعضی از هواداران دو تیم خوش نیاد ولی دوست دارم مطلب رو تا آخر بخونید و نظرتون رو بگید؛



همه چيز با شکست 5 - 0 رئال مقابل بارسلونا در ال کلاسيکو نوامبر گذشته شروع شد. تا پيش از آن تاريخ، مادريدي ها و کاتالونيايي ها با وجود کرکري هاي قديمي ميان آنها، با هم مي گفتند و مي خنديدند. اما ازآن شب به بعد، 2 باشگاه اصلي فوتبال اسپانيا به حدي نسبت به هم کينه توزي ورزيده که اين اختلاف ها را به اردوي تيم ملي هم کشانده اند.

پيش از اين هرگز بازيکنان تيم ملي اسپانيا تا اين اندازه با هم عکس يادگاري نگرفته بودند. چابي ارناندس، کاسياس را مقابل دوربين هاي عکاسان در آغوش مي گيرد، کاسياس با فابرگاس شوخي مي کند و بوسکتس و سرخيو راموس درسالن کنفرانس مطبوعاتي کنارهم مي نشينند. پر واضح است که بازيکنان تيم ملي اسپانيا مي خواهند به دنياي خارج پيام اتحاد و يکدستگي دراردوي ماتادورها را ارسال کنند و درگيري پايان مسابقه بعد از ديدار اخيراين تيم برابر شيلي بعد ازاينکه آربلوا به سمت ويدال هجوم برد تا از اينيستا دفاع کند، مي تواند مهر تأييدي براين اتحاد باشد.
اما وقتي بيسنته دل بوسکه، مربي تيم ملي مي گويد «اميدوارم بازيکنان مفهوم حرف هاي مرا فهميده باشند» مشخص مي شود که نه تنها مشکل بزرگي دراردوي قهرمان جهان شکاف واختلاف ايجاد کرده بلکه بازسازي دوباره روابط چندان کارساده اي به نظرنمي رسد. ماجرا برهمه روشن است. اختلاف هاي ايجاد شده ميان رئال و بارسلونا از بهار گذشته، رقابت ميان اين تيم ها را به نوعي جنگ تبديل کرده است. مشکل اينجاست که بازيکنان تيم ها تلاش کردند اين مسايل را دردل خود نگه دارند و اين شرايط با آنچه در کشورهايي نظير ايتاليا ميان تيم هايي همچون يووه واينتر که کينه اي ديرينه نسبت به هم دارند و مديرانشان از هر فرصتي در گفتگو با رسانه ها براي طعنه زدن به ديگري، دريغ نمي کنند، تفاوت عمده اي دارد.
در ايتاليا اين دوتيم از سال ها پيش با نفرت هرچه تمام ازديگري، روزگار مي گذرانند ولي در زمين بازي هيچ اتفاقي رخ نمي دهد. اما در اسپانيا بازيکنان تيم ها به دليل درگيري هاي زياد طي بازي هاي قبلي بارسلونا و رئال، تظاهرکردن ها، دست به يقه شدن ها و تحريک ها و سيلي زدن ها، دلخوري عميقي نسبت به هم تيمي هاي خود احساس مي کنند. در پس اين شرايط ناگوار ايجاد شده براي فوتبال اسپانيا، شخصيتي همچون ژوزه مورينيو قرار دارد.
اين کينه عجيب، روز 29 نوامبر سال 2010 شروع شد. زماني که بارسلونا درنوکمپ، رئال مادريد را با 5 گل نيست ونابود کرد. اين نتيجه براي بازيکنان رئال ومربي اين تيم تحقيرآميزترين نتيجه کسب شده درطول دوران فوتبالشان محسوب مي شد. خيلي از تلويزيون هاي اسپانيايي بعد ازآن مسابقه به آرشيوهاي خود رجوع کردند تا لحظه ورود بازيکنان به زمين پيش ازسوت داور را مرور کنند.
تا پيش از آن روز، بازيکنان رئال وبارسلونا با وجود تنش هاي فراوان در بازي هاي ميان اين دو تيم هميشه در حال خوش وبش با يکديگر بودند. اما از آن شب به بعد، ديواريخي بلندي لشکرهاي رئال وبارسلونا را از هم جدا کرده و هيچ يک از بازيکنان يا کادرفني تيم ها خطاب به اعضاي حريف حرفي نزده است. رئال مادريد هنوز نتوانسته آن شکست تلخ وغيرمنتظره را هضم کند و رفتار پيکه که هنوز در آخر مسابقه تيم ها با تکان دادن دست باز خود که نشان دهنده 5 انگشت او و کنايه به 5 گلي است که بارسلونا سال گذشته وارد دروازه رئال کرده، همچنان بازيکنان اين تيم را آزار مي دهد. کاتالونيايي ها، مورينيو را عامل و مقصر اصلي اين شرايط مي دانند. براي اينکه 2 سال پيش، بارسلونا حتي توانسته بود رئال مادريد را در برنابئو با نتيجه 6 - 2 مغلوب کند ولي هيچ اتفاقي مثل آنچه اخيرا رخ داده، پيش نيامده بود.
اينکه مورينيو به هيچ وجه نتوانسته اين 5 گل را هضم کند، بديهي وطبيعي است و آنهايي که مرد پرتغالي را مي شناسند خيلي خوب مي دانند که او از آن مسابقه براي تحريک بازيکنان رئال به منظور انتقام گيري از بارسلونا استفاده مي کند. اما مورينيو مردي است که در زمان جنگ به بهترين شکل ممکن تيم هايش را هدايت مي کند و بهترين راهبرد را براي پيروزي به کار مي برد. او هميشه گفته که دشمن را نبايد تحسين کرد بلکه بايد از او تنفر داشت. مشکلي که او با کاسياس دارد از همين جا شکل مي گيرد.
کاسياس در واقع الگوي همه مادريدي هاست که البته درسراسراسپانيا محبوبيتي غيرقابل توصيف دارد و در بارسلونا هم همواره او را به دليل ارزش هاي اخلاقي و جوانمردي هايش و يک جانشين واقعي براي رائول ستايش مي کنند. کاسياس خيلي از توصيه هاي مورينيو پيروي نمي کند و در اين مورد با فلورنتينو پرس حرف مي زند تا جايي که، رئيس باشگاه از کاسياس خواسته تا بيشتر به اظهارات مربي تيم اهميت دهد.
کاسياس به همين دليل از دستور رئيس تيم اطاعت کرد و رابطه اش با کاتالونيايي ها را سرد کرده و در بازي برگشت نيمه نهايي ليگ قهرمانان طبق خواسته مورينيو عمل کرد. دردقايق پاياني مسابقه اي که با برتري 2 - 0 بارسلونا دربرنابئو تکليف تيم فيناليست را تقريبا مشخص کرده بود، پدرو به دليل قرارداشتن درموقعيت آفسايد با سوت داور متوقف شد.
کاسياس که براي گرفتن توپ دويده بود، توپ را به عمد به سمت مهاجم حريف زد تا واکنش او را برانگيزد. پدرو که يک کارت زرد داشت ممکن بود با دريافت يک کارت زرد ديگر، فينال چمپيونز را از دست دهد. چابي که متوجه اين قضيه شده بود از ميانه زمين با صداي بلند نام ايکر را فرياد زد. پدرو بازيکني نيست که مثل پيکه عاشق جنجال سازي باشد و مثل بوسکتس هم تظاهرنمي کند. بلکه همواره به دليل رفتار وخصوصياتش مورد تحسين ديگران قرار مي گيرد. چابي و کاسياس که تا آن روز دوست هاي صميمي بودند، با خشم به يکديگر نگاه مي کنند. بازي تمام مي شود وآنها ديگر با هم حرف نمي زنند.
بعد از تساوي 1 - 1 درلاليگا دراولين مسابقه 4 بازي پشت سرهم آخرفصل گذشته، پيکه درتونل منتهي به رختکن پچ پچ مي کند که دروالنسيا ما قهرمان جام حذفي مي شويم و با اين اقدام خود اولين درگيري ميان بازيکنان دوتيم را فراهم مي کند. درورزشگاه مستايا، حوصله بارسلونا تحت فشار راهبردي رئال که با اولين سوت داور به نشانه خطا روي آربلوا، به سمت داورمسابقه هجوم برد تا او را تحت فشار قراردهد، سررفت.
اما اوج درگيري ها درتاريخ 17 آگوست دربازي برگشت سوپرجام رخ داد. مارسلو فابرگاس را سرنگون کرد و کاسياس مدعي شد که بازيکن بارسا خودش را به زمين انداخته و اين کار هميشگي اعضاي اين تيم است. دل بوسکه درجايگاه ويژه ورزشگاه از شدت ناراحتي سرش را ميان دست هايش گرفته بود. چابي علنا از کاسياس کاپيتان تيم ملي مي پرسيد که آيا واقعا ديوانه شده که يک هم بازي خود درتيم ملي را متظاهر خطاب کرده يا نه. عقب نشيني کاسياس با تلفني به چابي و پويول ديگر رهبران تيم ملي ماتادورها تکميل شد. اما مورينيو ازاين عقب نشيني خوشش نيامده و همان طورکه پيشتر درتابستان بحث تغييرکاپيتان را مطرح کرده بود، کاسياس را تنبيه کرد واو را ازجام برنابئو که جشن تابستاني رئال است، کنار گذاشت.
جنگ ميان اين دوتيم برهيچکس پنهان نبود وحالا ممکن است کاسياس قرباني اين شرايط شود. اينکه بازيکنان اسپانيا در اردوي تيم ملي با هم دوباره آشتي کرده اند شايد حقيقت داشته باشد. ولي تنها آزمون جدي براي محک زدن آنها روز 10 دسامبردر ورزشگاه برنابئو خواهد بود. دراين روز طبق تقويم لاليگا، ال کلاسيکو بعدي بين رئال و بارسلونا حقايق پنهان را مشخص خواهد کرد.



بعد از خوندن این مطلب بود که تازه یادم اومد چرا از دیدن الکلاسیکو های قبلی خوشحال میشدم، حتی اگر رئال میباخت حس زیبایی که در پایان بازی با دست دادن بازیکنان و در آغوش گرفتن یکدیگر بعد از یه نبرد سخت و دشوار و کری های قبل بازی بود بهترین حس ممکن در وجودم زنده میکرد، با یک تغییر کری ها با نفرت ها اشتباه گرفته شد، اون هم تغییری نبود جز اومدن خوزه مورینیو به رئال بود، مورینیو شاید در زمینه تاکتیکی یه مربی عالی باشه اما در زمینه جنگ های روانی یه فرد کاملا بی رحم هست، مورینیو یک الکلاسیکو رو برد اما دنیایی از اخلاق رو باخت، حرفهایی من نوعی سنگ اندازی در مسیر موفقیت های مورینیو نیست چون کسی نیستم که بخوام چیزی بگم، اما اتفاقات رئال ابعاد گسترده ای داره و ما در همه ی اونها پیروز نیستیم و روز به روز داریم بدتر میشیم، بلایی که داره بر سر فوتبال اسپانیا میاد اتفاق عادی نیست، جنگ های بعد از بازی میلان – اینتر یا بازی های انگلیس هیچگاه در اسپانیا اتفاق نیفتاد، این در حالی بود که حساسیت بازی الکلاسیکو به مراتب بیشتر از سایر بازی ها بود، همه ی اینهاست که باعث شده یه بازی 90 دقیقه ای فقط 60 دقیقه فوتبال داشته باشه و 30 دقیقه پایانی به کشتی کج تبدیل بشه، جا داره در کنار این مطلب هشداری جدی به همه ی وبلاگ نویسانی که ستارگان دو تیم رو با القاب زشت و توهین آمیز خطاب می کنن بدم، این افراد به هیچ وجه به ارزشهای والای فوتبال پی نبردن و تنها و تنها دارن فوتبال رو به یه چالش بزرگ اخلاقی تبدیل می کنن!

پاندینی: پرسیادو باید از مورینیو بپرسد که چرا به بارسا اجازه پیروزی در نوکمپ را داده؟

http://i.ytimg.com/vi/5VlG8o77w7U/0.jpg


ستاره اروگوئه ای باشگاه اوساسونا زبان به صحبت در مورد دیدار ال کلاسیکو گشوده:

سایت گل – والتر پاندینی، مهاجم باشگاه اوساسونا،پس از پیروزی 0-5 بارسا مقابل رئال در دیدار ال کلاسیکو،به یادآوری صحبتهای پرسیادو پرداخته است:« من به پرسیادو گفتم که به مورینیو زنگ بزند و از او بپرسد که چرا به بارسلونایی ها اجازه پیروزی در ال کلاسیکو را داده؟! پس از این همه جنجال و صحبتهای مورینیو که معتقد بود پرسیادو پیروزی را به بارسا هدیه کرده... واقعیت این است که مورینیو خود را در چاله ای  انداخته که نباید آن را می کند.»

این ستاره اروگوئه ای در ادامه به ژست پیکه و آبیدال در پایان مسابقه که با استفاده از دستشان پنج گل بارسارا یادآوری می کردند (این حرکت در مطبوعات اسپانیایی به نام manita  جا افتاده است)گفت:« نباید کسی از تیم مادریدی از این بابت ناراحت شود.اگر من به عنوان یکی از بازیکنان رئال در زمین مسابقه بودم، شاید به نحو دیگری سعی می کردم که به تیمم کمک کنم و به خاطر اینکه بازیکنان بارسا دستشان را به من نشان داده اندعصبانی نمی شدم. آنها باید قبل از این و زمانی که گلها را دریافت می کردند عصبانی می شدند تا 5 بار دروازه شان را باز شده نمی دیدند.»

پاندینی عملکرد رئال در نوکمپ را نمی پسندد:« خطا کردن روی مسی، آن طور که انجام شد سایر اتفاقات گاهی در جریان مسابقه رخ می دهد ولی نباید این چنین باشد.فکر می کنم که نباید این ماجرا ها را با چشم بد دید. اینها مسائل مربوط به فوتبال است و این هم یک دیدار ال کلاسیکواست. اینها کاملا طبیعی است و نباید بیش از حد به این ماجرا پرداخت. »

====================================================

من کاملا با صحبت های پاندینی موافقم ولی درمورد خطایی که روی مسی شد باید بگم که رئال با اومدن مورینیو بیشتر از قبل جرات بازی با خشونت رو پیدا کرد که این هیچ کمکی به کهکشانی هایی که قصد بالا بردن جام قهرمانی رو دارن نمیکنه! نظر شما چیه؟؟؟


راستی همونطوری که میدونید من ارادت فوق العاده ای نسبت به "ریکاردو کاکا" دارم به همین خاطر از این به بعد پایان پست هایی که توسط من نوشته میشه در ادامه مطلب میتونید جدیدترین عکسای کاکا رو ببینید که امیدوارم خوشتون بیاد!


                                         "رهـــــــا"

ادامه نوشته