5ماه دیگر...

واااای کنکووووووور...

من میتوووونم...

Ican

سال نو مبارک...

 

خداوندا ، در این آخرین لحظهای سال

دل مردمان این سرزمین را

چنان درجویبارزلال رحمتت شستشوده

که هر کجا تردیدی هست ایمان

هر کجا زخمی هست مرهم

هر کجا نومیدی هست امید

و هر کجا نفرتی هست عشق جای آنرا فرا گیرد ، آمین...

.

.

.

رففا عیدتون میارک شاد باشی

 

 

 

 

من و دوستام.......

دلم واسه دوستام یه ذره شده

ولی خداییش عجب روزی بووود

دم خودمون گرم!!

 

درسـ خوندنـ ملسـ

.

.

.

.

.

.

سلام دوستای گلم

خوبین؟!!باز مدرسها شروع شد من باید برم

امسال نهایی دارم

واسم دعا کنین خواهشا

همتونو دوست دارمو دلم واسه همتون تنگ میشه

پیشاپیشِِِِِ پیشاپییش عیدتون میارک

ب امید دیدارتون

بااااااااای

 

 

بی اجازه...

اصلا چراسکوت کنم؟

بارها همین سکوت

اسمانِ دلش گرفته برای من

ربطی به خانه های جدول ندارد

اینجا همیشه چیزی

خودش را کم می آورد!!!

حتی اگر به ماه سلام نکنم

ردّ هیچ پرنده ایی را نگیرم

و گربه ی زیبای کودکیم را

پاک فراموش کنم

آب های رفته

مجال خیال های خوش نمی دهند...

 

رنگین کمان

باران ک بند نمی آید

چشم هایم را

در جیبم پنهان میکنم

کسی نباید بفهمد

که دست ودلم

برای رنگین کمان

می لرزد.  

ناپیــــــدا

خواب دیده ام

جای پای تو را

پرسه می زنم

وتو

شوری اشک هایم را

تست می کنی

Ok   every thing is ok

بازهم چشم میگذارم

پیدایت نمی کنم

 

تابستون من ..

 

     اول سلامـ

     اینم شانس منــه .. همه اهل خونه و فامیل تعطیلن ..

     .. و بی خیال درس ، من با زبون روزه باید برم کلاس کنکور ...

    ولی خبـ خوش میگذره با دوستا ... از بیکاری که بهترهـ ..

    به هر حال رمضونتون خوش ... واسه منم دعا کنید

      کامنتــــ پستــــ پایینـــ ...

           وقتی دستهایمــ به کسانی کهـ دوستشان دارمـ نمی رسد ...

           همیشهـ با دعاهایمـ آنها را در آغوش میکشمـ ..

میخواهم...


نگاهم اما...


گاهي حرف ميزند...


گاهي فرياد ميكشد...


و من هميشه به دنبال كسي ميگردم


كه بفهمد يك نگاه خسته


چه مي خواهد بگويد...


دلم گرفته...


اگر دلت گرفت...

 سکوت کن...

این روزها هیچکس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!



یاد دارم ...

یاد دارم در غروب سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد میزد :کهنه قالی میخرم       

دسته دوم جنس عالی میخرم

کاسه و ظرف سفالی میخرم

گر نداری کوزه خالی میخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خداشکرت ولی این زندگیست؟؟؟

بوی نان تازه هوشش برده است

اتفاقا مادرم هم روزه است

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خالی میخرید...

                                                                         

                                                    

صبر...

روزگار...

وقتی روزگار شمارا درشرایط سخت قرار میدهم

نگویید "چرا من؟!"

بگویید:

"نشونت میدم"

چه آسان

|http://uniqelove.blogfa.com|عکس های عاشقانه,عشق,گذر لحظه ها,چه آسان|http://uniqelove.blogfa.com|


چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم وبه عبورشان میخندیم

چه آسان لحظه هارا به کام هم تلخ میکنیم و

وچه ارزان به اخمی میفروشیم لذت باهم بودن را

وچه زود دیر میشودونمیدانیم که فردا می آید

وشاید مانباشیم

گـــــــــــــاهـــ


گاه دلم می گیرد

گاه زندگی سخت می شود

گاه تنها'تنهایی'آرامش می آورد

گاه گذشته ام اذیت می کند

این"گاه ها"...گهگاه تمام روز و شب من می شوند

آنوقت بغض گلویم رامی گیرد

درست مثل همین روزها...

گریـــــــــــــــــــــــــــــــــهـ...


گریه .........

وقتی گریه كردم گفتند بچه ای !

وقتی خندیدم گفتند دیونه ای!

وقتی جدی بودم گفتند مغروری !

وقتی شوخی كردم گفتند سنگین باش!

وقتی سنگین بودم گفتند افسرده ای!

وقتی حرف زدم گفتند پــــرحرفی ! 

وقتی ساكت شـدم گفتنـد عاشقی!


♥.....♥......♥......♥.......♥......♥ 


اما گریه شاید زبان ضعف باشد ،شاید خیلی كودكانه،

شاید بی غرور، اما هرگاه  گونه هایم خیس می شود

      میدانم نه ضعیفم، نه یك كودك. می دانم پر ازاحساسم


صدای عشقـــ . . .

دوستـ داشتنـ،

صدای چرخاندنـ کلید استـ در قفلـ.

عشقـ،

باز نشدنـ آنـ...

کاری که ما بلدیمـ اما...

باز کردنـ در استـ

با لگد...


خسته امـــ . . .

 

از زندگی از این همه تکرار خسته ام

از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام

دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم

آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز

وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود

تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید

از حال من مپرس که بسیار خسته ام...

.....

♥......♥.....♥.....♥..♥.....♥...................♥


بـــــــــــــــــاز هم " خیــــــــــــــــــــــال " تو

مـــــــــــــــــــــــرا ،

" بـــــــــــــــــــــرداشت " !!!

کــــــــــــجا مـــــــی برد نمی دانم ... !!!

آهـای نـــــارفیق ...

بازیـــــــــت که تـــــــمام شد ...

مـــــــــــــــــــــــــرا دوبـــــــــــــــــــــاره

بـــــــا همین لــباس 

بی قرار دیــــــــدنِ دوبـــاره ات

بر ســـر شـــــعرهایم بــــــــــنشان ... !!!


♥......♥.....♥.....♥..♥.....♥...................♥


بـــــــــــــــــــــیا با پـــــــــــــنجه راه برویم ...

روی تـــــــــــــــــنِ ایـــــــــــــــــن ،دنــــــــــــــیا !!!

بگذار خـــــــــــــــــــــــــــــــــــواب بماند ...

نــــــــــــــــــفهمد از قـــــــــــــــانونش گریخته ایم !!!

و دل بــــــــــــــــــــــــــــــــــــاخته ایم ...!!!

اینجا...انجا...

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم...

اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم...

اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم...

اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم...

وقتی كه بچه بودم هر شب دعا میكردم كه خدا یك دوچرخه به من بدهد..

بعد فهمیدم كه اینطوری فایده ندارد. پس یك دوچرخه دزدیدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخش...!!!

هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و

آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است...!!!

نمی دانم...

مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ؟

خداوندااااااااااااااااااااااا


خداوندا !

مگر نه‌اینکه من نیز چون تو تنهایم

 پس مرادریاب

و به سوی خویش بازگردان ،

دستان مهربانت را بگشا

که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم ...

نسل ما. . .

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم،

نسل خوابیدن با sms ،

نسل درد و دل با غریبه های مجازی...

نسل جمله های کورش ودکتر شریعتی ،

نسل کادو های یواشکی،

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس...

نسل سوخته...

نسل من،نسل تو...

یادمان باشد. . .

هنگامیـــ کهــ دوبارهــ بهـ جهنمـ رفتیمـ بینـ عذابـ هایمانـ مدامـ بگوییمــ...


کدامین پل. . .؟

دختران روستا به شهر فکر می کنند...

دختران شهر در آرزوی روستا می میرند...

مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند...

مردان بزرگ در آسایش مردان کوچک می میرند...

پروردگارا...

کدامین پل در کجای جهان شکسته که هیچکس به خانه اش نمی رسد؟



خداااااااااااااااااااااااا




قصه ی عادت . . .

با همین دست به دستان تو عادتـ کردم...

این گناه است ولی جان تو عادتـ کردم...

جا برای تن گنجشکـ زیاد است امـــا...

به درختان خیابان تو عادتــ کردم...