کاش تو مال من شوی
خنده ی لبانت دنیای مرا می سازد از نو . . .
چشمانت مرز رویا را برای من می شکند ! ! !
کاش تو مال من شوی ای دست نیافتنی ترین آرزو . . .
خنده ی لبانت دنیای مرا می سازد از نو . . .
چشمانت مرز رویا را برای من می شکند ! ! !
کاش تو مال من شوی ای دست نیافتنی ترین آرزو . . .
برگرد که دلم طاغت یک لحظه دوریتو نداره !
برگرد که هوای این دل بی تو گریه داره . . .
برای عطر موهات هر ثانیه بی قراره بی قراره !

دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...
صبور بايد بود........ اما مصمم.

با تو، ولی تنها:
خسته ام از این انتظار ، سخت است بی خبر بودن از یار،
آن یاری که مرا در راه نفسگیر زندگی همیشه همراهی میکند ، آن یاری که هوای دلم را بارانی میکند
مثل یک روز بارانی ، به لطافت همان بارانی که من عاشقانه دوستت دارم
میدانم تو نیز حال مرا داری ، تو نیز مثل من ، هوای دلم را داری
میدانم با دلتنگی ها سر میکنی ، بس که اشک میریزی چشمان نازت را تر میکنی…
من که به خیال تو رفته ام به خیالات عاشقانه ، تو به خیالم پیوسته ای به یک حس عاشقانه
شیشه ی دلتنگی ها را شکسته ایم در دلهایمان،او که میفهمد حال ما را کسی نیست جز خدایمان
از تپشهای قلبت بی خبر نیستم ، من که مثل دیگران نیستم ، تو جزئی از نفسهای منی ، تو همان دنیای منی!
کاش بیاید آن روزی که تو را در کنارم ببینم ، خسته ام از این انتظار ، سخت
است بی خبر بودن از یار، آن یاری که مرا در راه نفسگیر زندگی همیشه همراهی
میکند ، آن یاری که هوای دلم را بارانی میکند
مثل یک روز بارانی ، به لطافت همان بارانی که من عاشقانه دوستت دارم!
امشب نیز مثل همه شبها ، دلم دارد درونش حرفها ، بیا تا فرار کنیم از همه
غمها ، بیا تا بشکنیم این سد را در بینمان ، تا نباشیم باهم ، ولی تنها!
میدانم تو نیز حال مرا داری ، تو نیز مثل من ، درد مرا داری ، دوای دردم
تویی که اینجا نیستی ، تویی که در غم انتظارم نشسته ای ، میدانم مثل من از
این انتظار خسته ای ، میدانم مثل من دلشکسته ای!
آرام میگذارم روی هم چشمهای خیسم را ، میشنوم صدای تپشهای قلبت را ، حس میکنم گرمی نفسهایت را …
و این یک راز است ، تو آنجایی ، دلت با من است ، من اینجا هستم و میدانم خیالت از همه چیز راحت است!
از این دنیا ، در میان این لحظه ها ، تنها غمی که در دلم نشسته ، این است که فاصله،همه درها را بر رویمان بسته !
کاش دری باز شود و رها شویم در آغوش هم ،شب تا سحر همدیگر را بفشاریم در آغوش هم…

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش.....
سال تمام شد و من هم برایش... الان دیگر شاخه ای شکسته ام که روی زمین افتاده ام.. درخت لباس نو به تن خواهد کرد و من میان چمن پوستم باید از خشکی ترک بردارد آنروز فقط بدرد آتش خواهم خورد...
و او عاقلانه طردم میکند
آهــاي خــدااااااااااا مـگه دنـيارو نــيافـريدي تـا بـنده هاتـو امتـحان کـني؟ نـيگا کـن خـيليا اينـجا دارن تـقلب ميـکنن. بـعضـيا خيـلي راحـت دل ميـشکـونن. بـعضـيا به گريــه کردن ما مـيخـندن يه عـده خـيلي راحـت دروغ مـيگن. بـعضـيا خـواب بــقيرو ميـگيرن ولـي خـودشون راحـت ميـخـوابن. بـعضـيا با حـرفاشـون اشـک ادمـارو درمــيارن.
که اگه بمیرم هم نه نگرانم میشن نه یادم میکنن ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

آزارم میدهی............................. به عمد یا غیر عمد نمیدانم................................ اما من انقدر خسته ام، آنقدر شکسته ام که هیچ نمیگویم حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است،اشک میریزم. سکوت میکنم،.................و تو همچنان ادامه میدهی....... نفرینت هم نمیکنم ..............خیالت راحت........... دل شکسته نفرین هم بکند گیرا نیست................... نفرین ته دل میخواهد......................... دل شکسته که سر و ته ندارد........................
این پست را ســــــکوت می کنم تو بنویس !
تــــــــو بنویس ...
از دلتنگی هایت ...
از دردهایت، از حــــرف هایت ...
از هرچه دلت می گوید !
غریبه هستی یا آشنا فرقی ندارد!!!!
بنویس برایـــــــــم...
مِثل همیشه بَرای تُو مینویسم.............
تُو بِه نِیت هَرکه دوست داری بخوان..................
میدانَم که نِمیخوانی................
میدانَم که نِمیدانی.................
حتی میدانَم که گوش هَم نمیدَهی.................
ولی مَن میدانَم که..............
هنوزَم همانَم که دوُستَت داشت................
امآ کَمی شکَسته تَر.........
گاهی دِلنوشته هایَم تَلخُ گَزَنده میشوَند.....
چه کُنم؟؟؟؟؟؟
دلَم پُر است ......
تُو بِه دِل نگیر.
سلامتی کسی که دیگه بهش زنگ نمیزنم ،
اما اگه بفهمم خطش خاموشه دق میکنم
به سلامتی خودم که بودنم واسه هیچکس مهم نیست................
میکــــشم
انـــتــظـــــ ـار را میـگویـم
تا آن روزیــ ـ که بیایی
فقط!
دیر نکن . .
مـــن بی صبـرانــه
میکشمـــــ !

که وقتی جفتمون می میره اونقدر فریاد میزدیم تا بمیریم.
ولی حیف که ما آدما وقتی جفتمون می میره ...
فریاد می زنیم که نکنه از تنهایی بمبریم ..........

محکم در اغوشم بگیری و شیطنت وار ببوسیم.....
و من نگذارم.....

خدایا هرزه های امروز مادران فردایند....
آنوقت چگونه بهشت زیر پای مادران است؟

به من گفت برو گورِت رو گم کن …
و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !
کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
“زبانم لال !”

اما تو مهربان ترینشان بودی
عمیق ترینشان
عزیز ترینشان
بعد از تو آدم ها…تنها خراشی بودندبر من که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند
عشق من…خنجرت کولاک کرد…

میشه باهم قدم بزنیم!
سیگارش با من!
بارانش با تو!
