عشق چیست؟
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق
یعنی سجده ها با چشم تر
عشق
یعنی سر به دار آویختن
عشق
یعنی اشک حسرت ریختن
عشق
یعنی در جهان رسوا شدن
عشق
یعنی مست و بی پروا شدن
عشق
یعنی سوختن یا ساختن
عشق
یعنی زندگی را باختن
عشق
یعنی انتظار و انتظار
عشق
یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق
یعنی دیده بر در دوختن
عشق
عشق یعنی لحظه های التهاب
یعنی در فراقش سوختن
عشق
یعنی لحظه های ناب ناب
عشق
یعنی سوز نی ، آه شبان
عشق
عشق
یعنی شاعری دل سوخته
عشق
یعنی آتشی افروخته
عشق
یعنی با گلی گفتن سخن
عشق
یعنی خون لاله بر چمن
عشق
یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق
یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق
یعنی یک تیمّم، یک نماز
عشق
یعنی با پرستو پر زدم
یعنی عالمی راز و نیاز
عشق
یعنی آب بر آذر زدن
عشق
یعنی چو*احسان پا به راه
عشق
یعنی همچو یوسف قعر چاه
عشق
یعنی بیستون کندن به دست
عشق
یعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق
یعنی همچو من شیدا شدن
عشق
یعنی قطره و دریا شدن
عشق
یعنی یک شقایق غرق خون
عشق
یعنی درد و محنت در درون
عشق
یعنی یک تبلور یک سرود
عشق
یعنی یک سلام و یک درود یعنی معنی رنگین کمان
m.m
مي خوام نرم جا ندارم
گريه كنم دل ندارم
داد بزنم نا ندارم
بودنم با تو حرومه
ديگه همه چي تمومه
آخ که اين لحظه چه شومه
من دلم تنگ ميشه
تو دلت سنگ ميشه
m.m
آنجه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور میشوی آنجه را که دوست نداری تحمل کنی . همیشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمی کند حتی اگر تو او را فراموش کرده باشی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بازیا از چشمت جاری میشه
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستند
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
عشق با حسرت دیدار تو بودن زیباست
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
یک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خدا به تو دو تا پا داد تا با آنها راه بروی. دو تا دست داد تا نگه داری. دو گوش برای شنیدن و دو چشم برای دیدن داد ولی چرا فقط یک قلب به تو داد؟ چون قلب دوم تو رو به کس دیگری داد تا تو آن را پیدا کنی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
باز هم غم عشق و ناله جدایی در من فغان کردنمی دانم آیا آب عشقی پیدا خواهد شدکه این آتش را در من خاموش کندگر این آب پیدا نشد این آتش در من چه خواهد کردمرا خواهد سوزاندولی من از خدا می خواهم که این آتش آتش عشق تو باشدخدایا! ما اگر بد کنیم،تو را بنده های خوب بسیار است، تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
لازمه ی خوشبختی جذب کردن چیزهای تازه نیست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاری که به هیچ دردی نمی خورند.
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
زندگی هنر نقاشی کردن است بدون استفاده از پاک کن سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاک کن نداشته باشی.
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگه تو خدا را فراموش کردی این رو بدون اون هرگز تو رو فرا موش نمی کنه چون دوست داره
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خوشبختی و بدبختی برای یه مرد شجاع مثل دست راست و چپش می مونه . اون هر دوشونو به کار میبره
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
مردم به همان اندازه خوشبخت اند که خودشان تصمیم میگیرند. خوشبختی به سراغ کسی میرود که فرصت اندیشیدن در مورد بدبختی را نداشته باشد. دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر نماز گزار بداند که چقدر از رحمت الهی او را فرا گرفته هرگز سر از سجده بر نمی دارد... بسیج قزوین
چه بسا اشخاصی که تنها با طنین کلنگ گورکن از خواب غفلت بیدار می شوند. ناپلون بناپارت
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
عشق را دوست دارم ولی نه در قفسبوس را دوست دارم نه در هوستو را دوست دارم تا آخرین نفس
m.m
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بارعاشقپسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکربرازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت ووقتی لبخند می زد، چشمانشبه باریکی یک خط می شد.
در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی ازدانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبختعروس و دامادچشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.
ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حالورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمامپس اندازشدر آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخرلبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای مننگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد..
m.m
زنده زنده...نيمي از من رو
جدا کنن...
لطفا تا زنده ام بمون...
همیشه عاشقت میمونم عشقم...m
m.m
دیدم رو موبایلم ۴ تا
میس کاله ۶ تا اس ام اس از دوس دخترم:
اس ام اس ۱:
عزیزم چرا زنگ میزنم جواب نمیدی؟
اس ام اس ۲:
انگار سرت شلوغه جواب اس ام اس هم نمیدی.
اس ام اس ۳:
همین الان زنگ میزنی وگرنه من می دونم وتو
اس ام اس۴:
کثافت آشغال معلوم هست کدوم گوری هستی؟
اس ام اس ۵:
تقصیر منه که آدم حسابت کردم کچل ایکبیری با
اون مامان چاقت
.گمشو برو پیش همون دختر عموی …
اس ام اس۶:
راستی اینم میگم که بسوزی منو دوستت حمید دو ماهه
رابطه داریم.بای!!
..
..
اینم اخر عاقبت رفاقت هاییه که فقط واسه دوستی بین
جوونای مملکت ما ایجاد میشه
نه اول داره نه اخر …
همش اینه : ( بی اعتمادی و خیانت )
خدا اخر عاقبت هممونو به خیر کنه
هـیـچ " تـو "یی دوستت نداشته
حـتـی " تـو"هـای رویــاهـایـت نـیـز
بـا " تـو " هـای دیگر رفـتـه اند
بـلـند شـو
رویـــا دیـدن بس اســــــت !!!
.
.
.
هیچ انتظاری از کسی ندارم !
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است...
.
.
.
خوب به چشمهایش نگاه کنید ... از نزدیک!
دستانش را بگیرید!
آنقدر نزدیکش باشید که گرمای نفس هایش را حس کنید!
خوب عطرش را بو بکشید!
موقع بوسیدنش از ته دل ببوسیدش... از ته دل ببوییدش ... از ته دل
لمسش کنید!
... از ته دل نگاهش کنید ... از ته دل صدایش کنید!
از تمام لحظات با هم بودن نهایت استفاده را بکنید!
روزی می رود ...
و حسرت همه ی اینهایی که گفتم در دلتان می ماند.
m.m
دست اول
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﭘﺮﺳﯽ ..
ﺍﻭﻧﯿﮑﯽ ﮔﻔﺖ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻧﺎﻣﺰﺩﺕ ﭼﻄﻮﺭﻩ ؟؟؟ﺩﺧﺪﺭﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺎﻣﺰﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ ..
ﺍﻭﻧﯿﮑﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺁﺭﻩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺻﻦ ﺑﻬﺖ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﺩ
ﻗﯿﺎﻓﺶ ﻋﯿﻦ ﻋﻦ ﺑﻮﺩ ﭘﺴﺮﻩ ﯼ ﺩﺍﻫﺎﺗﯿﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﯽ ﻫﺮﻣﻮﻗﻊ ﻣﯿﺪﯾﺪﻣﺶ ﺣﺎﻟم ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ..
ﯾﻬﻮ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ: ﻧﺎﻣﺰﺩ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﯾﻢ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺯﺩ ﺑﻐﻞ ﯾﻪ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﭼﻤﻨﺎﺭﻭ ﮔﺎﺯ
ﻣﯿﺰﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ..
عشق واقعی.....m.m
آهـــــــــاے فلانـــے !
یـــادَت باشَــد ...
کــَـم حوصلـه ســت ..
ظـاهـــرَش جـــدیست ..
اَمـا دلـــے دارَد کـه مــهربـانــــے اَش بـه وُسعـَـت یک اُقــیـانــوس اَست !
بـَـد قـول نــیـست .. اَمـــا گرفتار اَست
بــا او راه بیــا....!
خَــستـه کـه بــاشَـد ..
تــَنهـایش بــگــذار ...!
تودار اَست ..
اَما صــَبر کـُن خودَش بعــد حــَرفهایـَش رامــے گویــد !
او تمــام دنیـاے مــَن اَســت ...
مــبادا بیازاریــش....!
m.m

پیکت را بالا
بگیر:
بزن به سلامتیه:
آرزوهایی که
هیچگاه لمس نکردی
بزن به سلامتیه:
عشقی که طالعش
با تو نبود و هنوزم دوستش داری
بزن به
سلامتیه:
شبهایی که تو در تنهاییت گریه کردی و ندانستی چرا
تلفنت بوق
اشغال می زند
گوشی رابدگذاشته ای یادلت را؟
دیگه از
تنهایے خستـــہ شـدم …
بہ کلاغها
زیرمیزی میدم
کـــہ قصه مو تموم کنن
غمگینم…
مثل
عکسی در اعلامیه ترحیم
که خنده اش همه رامیگریاند
ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﻢ
ﻧﯿــــــــــﺎ…
ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺭﺍ
ﺭﻧﮕﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﻭ
ﺭﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﺳﯿﺎﻩ !!!
جدیدن!
همه ظاهرن
یکی هستن..
چندنفر ب یکی
دل بستن…
یسری از
زندگی خستن..
یسری تاخرخره
مستن..
خیلیا حروم
خور و پستن..
بعضی چشم رو
همچی بستن..
خدایاادما
دیگه منتظر نیستن..
دیگه دنیات نیس جای زیستن..
عزیزم حتى
دیگر نمیخواهم آرزویت باشم…
آرزو
میکنم”او”آرزوى “تو”باشد
و آرزوى”او”دیگرى…
شیرهم که باشى جلو جماعت گاو کم میاری!
ما جوونایی
هستیم که ساعت ۴ صبح
به زور قرص
میخوابیم ۶ پا میشیم
میریم سرکار
تا ۱۱ شب
ما رو از عذاب جهنّم نترسون…
انقدر روزها
زود میگذره
اصلا نفهمیدم تو کی آدم شدی واسه ما…
m.m

چشماي تو به من اميد زندگي ميده
دستاي تو گرماي خورشيد و به دست من ميده
اون نگاه عاشق تو منو به زندگي برم گردونده
اون لباي شيرين تو لب منو خندونده
عاشق اينم كه نگاه كنم تو چشمات
غرقم كني توي خيال وروياهات
نميدوني قبل تو چه سختيا كشيدم
طعم تلخ شكستو بدجوري من چشيدم
يه بي وفا بود كه من مثل ديوونه ها
دل بسته بودم بهش ،دلم شد ويرونه ،آه
كاش كه از اول تورو ميديد اين چشام
كاش كه از اول خدا تورو ميذاشت سر رام
باور كن نيمه من تو هستي كه پيدا شدي
از اين به بعد تورو ميخوام با اين كه خيلي ساده اي
بازم ميگم من عاشق چشات شدم
عاشق اون چشاي نازت كه منو ديوونه كرده
اخه چرا خدا فكر دل منو نكرده
m.m
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!

m.m
چـه کــار بــه حـرفـ ــــ مـردم دارم
زنـدگــی مـن همیــن استــ ــــ ...
شبـ ـــ کـه می شـود
روی تــختم دراز میــــــکشمـــ ...
عـاشقـانه ای مـی نـویســـم ...
خیـــره مـی شــوم بـه عکســتــ ـــــ
و بـا خـودم فکـر مـی کنـــم
مگــر مـی شــود تــو را دوستــ ـــ نـداشـتــ ـــــ ...!!
m.m
این پست را ســــــکوت می کنم تو بنویس !
تــــــــو بنویس ...
از دلتنگی هایت از دردهایت، از حــــرف هایت ...
از هرچه دلت می گوید !
بنویس برایـــــــــم...
m.m
گاهی فکر میکنم کار تو سخت تر از من است...
من یک دنیا دوستت دارم
و تو زیر بار این همه عشق قد خم نمیکنی.....!
m.m

دلم از همه پره
که منو تنها گذاشتن
ولی گاهی خوشحالم که تنهایی حالی دیگه ای داره
پس نزدیکم نشو...!
تنهایی را دوست دارم...
m.m
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻮﺍﺷﮑﻲ ﻫﺎ ﻣﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ.. !!!
ﻳﻮﺍﺷﮑﻲ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺷﺒﻮﻧﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ!!
ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﻱ ﭘﺸﺖ ﮔﻮﺷﻲ!!
ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﮔﻔﺘﻦ "ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ !!".
m.m

گفتی از یاد تو میرم، نه عزیزم مگه می شه؟!
به جا چشمام قلبم اما پیش توست تا همیشه
فاصله بین من و تو، تا کجـــــا دنباله داره
قسمت این بود که جدا بمونیم از هم، تا همیشه
روز موعود مطمئن باش، که زیاد هم دور نیست
من کنار تو و تو، مال منی تا همیشه
نمی دونم که کجا و با که هستی، نمی خوامم که بدونم
با تو من خونه ای ساختم، توی قلبم تاهمیشه
مگه تو نخواستی قول من و تو بمونه پابرجا
من که موندم ولی از تو خبری پیدا نمیشه
یه روزی یه وقت یه جایی، چشم من میوفته تو چشمای تو
اما این همون خیاله که با من هست تا همیشه
نمی خوام که نا امیدی بشینه تو قلب خستم
چه دیدی خدا رو شاید، بشی مال من همیشه







