عشق یعنی...
عشق یعنی این که از هیچ کسی و هیچ چیزی نترسی و هر جا که خواستی خودت را خالی کنی(سمت چپیه)
عشق یعنی این که از هیچ کسی و هیچ چیزی نترسی و هر جا که خواستی خودت را خالی کنی(سمت چپیه)
- اوج مـردانگـے نسل جدیـد را وقتـے فهمیدم ڪہ دیدم : پسرے با نازڪ ڪردטּ
صدایـش (با تلفـטּ) از همجنـس خود، سوء استفـاده میڪرد.
- اوج مردانــگے نسـل جدید را وقتے فهمیـدم کہ دیدم : پسرے از ڪلاه گیس،
موبـند، و گوشـواره ، با افتخـار استفاده میڪرد.
- اوج مـردانگـے نسل جدید را وقتـے فهمـیدم ڪہ دیـدم : پسرے تـوے دعوا، بہ
جاے داد زدטּ، جیــــغ میڪشید!
- اوج مـردانـگـے نسل جدیـد را وقـتـے فهمیـدم کہ دیـدم : پسرے بہ جاے دقیـق
شدטּ در ڪار و زنـدگـے اش، بہ آینـہ زل میـزد و ابرو برمـیداشت.
- اوج مـردانگـے نسل جـدید را وقتـے فهمـیدم ڪہ دیـدم : یڪ پسـر ایرانـے فقط
مـادر و خواهـرش را نـاموس خـود میداند، نـہ تمـام دختـراטּ ایــטּ سـرزمیــטּ را.
- اوج مردانـگــے نسل جدید را وقـتـے فهمیـدم کـہ دیـدم : پـسـرے حاضر است
از جیبـش ببخشد، تا هـر شب ڪنار یڪے از دخـتراטּ شهرش بخوابد.
خـلاصـہ اوج مـردانـگـے این نـسل را در خـیلـے چیزها دیــدم...
پـسر سرزمین مـَـטּ،بهتـریـטּ دعایم برایـت این اسـت ڪہ:"مردانـگـے ات را از
دست ندهـے..."؛ ڪہ اگـر از دست بدهـے دیـگر هیـچ نـدارے....
سلامتـے پسرایـے کہ مرد بـودטּ رو یادشوטּ نـرفـتـہ...
در این روزها و شبهاى شلوغ شلوغ زندگیم که به تعبیر اکثریت رسیدن به اوج تلقى میشه و به باور خود من ابتداى یک فرود دوباره است، امروز دلم از پایان ستاره اى دیگر عجیب گرفت. فرهاد دوست داشتنى آبیها هم به خط پایان رسید. خدا نگهدار کاپیتان شماره هفت تیم رقیب. ادامه زندگیت شاد و پر آرامش. قرمز و آبى به احترام رفتنت کلاه از سر بر میداریم. نامت در قلب آبی ها ماندگار خواهد ماند. شک نکن دوست من