خوشا بحال دلت
خوشا بحال دلت ، خوش شود به نیم نگاهی
اگر چه سال و اگر ماه و گر چه گاه به گاهی
ســراغ خفته دلانی چو ما نگیــر که عمری
خــراب راه و سیاقی شــــدیم رو به تباهی
گناه عشـق نبود آنچه نام عشـق نهادی
که در طریقت دل ، عاشقانه نیست گناهی
پنــــاه نیست قنـــــاری رفته از قَفَسش را
درین خزان و سیاهی که نیست هیچ پناهی
نه دل به آتش عشقی اسیر بود و نه راهی
خودش به دست خودش دفن شد به گور سیاهی
خوشا بحال دلت،اینچنین خوش است به رویا
امید هست که سر خوش بمانَدت همه راهــی
منم که پشت سرت شعر بی ردیف سرودم
خوشا بحال دلت، خوش شود به نیم نگاهی
92/06/19
دل شاد_ نغمه ی کوتاه رباعی
شاید که تو در عالم خوابی دلِ شاد
در کلِّ جهـــان گر که بگردی بخــدا
هــرگـز نَتَوانی که بیابی دلِ شاد!!
92/07/04
غزل سیاه
که هیچ طالعه بینی نخوانده اختر من!
قلم زدی به ورق های سبــــــز دفتر من
که نیست جای درخشش،برای گوهر من
یکی چو سنگ تو، وآن دیگری چو سنگر من
کــلاغِ در شب تاریــــک و سردِ باور من
مرا دیگر نمی خواهی چرا آخر!؟
ترا ای بی وفا من دوستت دارم نمی دانی
بیادت تا سحر از غصه بیدارم نمی دانی
مرا دیگر نمی خواهی چرا آخر!؟ چرا آخر!؟
ترا من قدر دنیا دوستت دارم ،نمی دانی
تو رفتی، رفتنت هم درد بی درمان روحم شد
از آن دم تا به حالا سخت بیمارم ، نمی دانی!
دلم ، این مرغ عاشق عاقبت از غصه می میرد
خطا کردم ، از آن دم اشک می بارم ، نمی دانی!
نمی دانم چرا دربند خود را درنمی یابی
نجاتم ده که من مرغی گرفتارم نمی دانی
بیــــا یکبـــار دیــگر یار هم ،غمخوار هم باشیــم
که من افسانه ای از مهر و اسرارم نمی دانی!
م. اربابی80/04/29
نیش زبان
اندوه تنهایی
غزلی برای تو
گشایش
به قول دوستی که همیشه می گفت : خدایا ما که حکمتت را دیدیم ترا به حکمت بی
منتهایت رحمتت را هم نشان ما بده.......هم