ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :
" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "
اللهم عجل لولیک الفرج...
ترسم که شعر سنگ مزارم این شود :
" او جمال یوسف زهرا ندید و رفت... "
اللهم عجل لولیک الفرج...
بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و ناامید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصا ل
مسافر دل ما نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را ز پشت پرده اشک
که یار گوشه چشمی به چشم تر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بردارد
«یا مَن إذا تضایقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب الیه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموریَ المتضایقةِ باباً لم یَذهَب الیه وَهمٌ یا ارحم الراحمین»
« ای خدایی که وقتی حلقههای بلا به هم گره میخورد و انسان را در فشار قرار میدهد، در این زمان دری را به روی بندگان باز میکند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد.»
تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم
كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم
اگرچه شهر براي شما چراغان است
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم
من از سياهي شب هاي تار مي گويم
من از خزان شدن اين بهار مي گويم
درون سينه ما عشق يخ زده آقا
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست
در روایات برای مردانی که در آخر الزمان دچار آسیب شده اند، نشانه هایی ذکر شده است. معمولاً اسلام توقعش از مرد این است که حس غیرت دینی و مهابت الهی داشته باشد. روایات حاکی است در سیمای مبارک خود امام زمان (علیه السّلام) هم مهابت الهی وجود دارد . یعنی در چهره مبارک امام زمان (علیه السّلام) در عین ملاحت و شیرینی ، نوعی مهابت و ترس الهی هم وجود دارد . و ترکیبی از ملاحت و مهابت در آن دیده می شود. اما در آخر الزمان بنابر آن چه از روایات به دست می آید، اگر شما در بین بیست مرد کمتر یا بیشتر ، چهره هایی را مورد ارزیابی و شناسایی قرار دهید ، نمی توانید کسی را پیدا کنید که در چهره اش هیبت و مهابت الهی و آثار ترس از خداوند وجود داشته باشد. اهل معصیت خیلی راحت در برابرشان مرتکب معصیت می شوند و آن ها هم هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند.
روایت دوم درباره نشانه ها و خصلت های منفی مردان آخر الزمان می فرماید (( یطیع الرجل زوجته و یعصی والدیه )) مردان دوره آخر الزمان از اطاعت و احترام والدین دوری می کنند ، در عین حال یک گرایش و اطاعت و پیروی صد در صد از همسران خود در رفتارشان دیده می شود.
باز روایت دیگر می فرماید: (( یکون الرّجل همّه بطنه و قبلته زوجته و دینه دراهمه )) : مردانی وجود دارند که تمام همت و عزمشان برای پر کردن شکم های شان است و اصلاً به فکر معیشت دیگران نیستند. همسران آنها قبله آنها می باشند. (( قبلته زوجته)) گویا این زن ها خدای مردان خود شده اند و برای آن ها اطاعت از همسر ، اطاعت از خدا به حساب می آید ؛ و دین آنها هم پولشان می گردد. یعنی برای آنها مقدس ترین و مهم ترین مسئله پول و ثروت است.
روایت دیگری از این حکایت می کند که مردان از مرد بودن خودشان خسته می شوند : (( لعن الله المخنّثین من الرجال )). تعبیر روایت این است که این ها از صفات مردانه ی خود خسته شده و سعی می کنند که گرایش ها ، تمایلات و حالت های زنانه را در خودشان نمایان کنند. این گرایش ها ممکن است در حرف زدن ، آرایش و آراستگی ، طرز پوشش و یا تفکر باشد. در نقطه مقابل هم حتی روایتی داریم که (( والمترجّلات من النساء )) زنانی هم پیدا می شوند که این ها می خواهند خصوصیات مردان را در خودشان ایجاد کنند و مثل مردان شوند.
روایت دیگری می فرماید : (( یتسمن الرجال للرجال و النساء للنساء)) و یا (( یا یتمشط الرجل کما یتمشط المرأة لزوجها )). اما یکی از آفت هایی که در دوره آخر الزمان برای مردان به وجود می اید این است که به جای آراستگی دست یه آرایش می زنند . آراستگی با آرایش امر بسیار متفاوتی است. یا در روایت دیگر می فرماید که : بعضی از مردها در دوره آخرالزمان خود را برای دیگران آرایش می کنند ، همانند نو عروسی که برای داماد آرایش می کند.
آفت خطرناک تر ، این که در آخر الزمان (( یتنافس فی الرجّل یغارّ علیه من الرّجال )) یعنی در آخر الزمان باندهایی به وجود می آیند که طرفدار همجنس بازی هستند و در این راستا مردان ، هوسرانی های خودشان را به یکدیگر اختصاص می دهند . روایت می فرماید که (( یتنافس فی الرجل )) ؛ یعنی ممکن است با هم رقابت داشته باشند و بعد می فرماید (( یغار علیه من الرّجال )) ؛ یعنی ممکن است دو مرد بر سر مرد دیگری یا فرد دیگری ، با هم غیرت و حسادت داشته باشند و هر یک رقیب دیگری برای رسیدن آن فرد باشد.
در روایات ، ویژگی های مختلفی برای زنان آخر الزمان ذکر شده است، از جمله این که : زنانی هستند که در نوع پوشش ، گرایش به پوشش های مردانه پیدا می کنند و این مسلماً ناشی از یک حالت روانی است که اگر زنی بخواهد اطوار و حالت های مردانه داشته باشد ، یکی از تجلیاتش در نوع پوشش و لباسی است که استفاده می کند. به عبارت بهتر در آخرالزمان مرزهایی که جدا کننده زن و مرد است عمدتا برداشته شده و نوعی اختلاط فرهنگی و دیگر ابعاد از جمله درپوشش بین زن و مرد مشاهده می گردد.
خصوصیت دومی که برای این زنان ترسیم شده این است که این ها علاوه بر پوشش ظاهری، در همه مسایل و در همه حالت ها زنانی هستند که می خواهند ژست مردانه بگیرند ؛ لذا در روایت داریم که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند : (( لعن الله المترجّلات من النّساء)) ؛ خدا لعنت کند آن گروه زنانی را که سعی می کنند، حالت های مردانه به خود بگیرند.
مشخصه ای دیگری که برای زنان آخر الزمان ذکر شده این است که همانند مردان در بین آن ها نوعی خود مشغولی پیش می آید و عمدتاً یکی از آسیب های جدّی زنان آخرالزمان این است که تلاش می کنند که نظر زنان دیگر را به خودشان جلب کنند. در روایات داریم که (( یتسمن النساء للنساء)) ؛ یعنی زنان به جای این که برای شوهر مشروع خود آرایش کنند و آراستگی خاص برای او داشته باشند ، همت شان این است که هم جنسان خود را به سمت خویش جذب و جلب کنند. مطلب بعدی این است که نوع فریبایی خاصی در این طایفه و حالت های آن ها دیده خواهد شد به قدری که قبله مردان می شوند. این که قبله شدن زنان به چه معنا است ، شاید معانی گوناگونی داشته باشد. یکی از احتمالات این است که قبله شدن زن برای مرد به این معنا است که مرد در برابر زن کرنش و محل فروتنی و تواضع مرد قرار گیرد. یا این که شاید به ای معنا باشد که تمام همت مردان ، زنان می شود. به عبارت دیگر در اسلام داریم که سعی کنید اعمال تان را رو به قبله انجام دهید، ممکن است در آخرالزمان برای مردان چنین اتفاق افتاده و تمام همت شان، زنان و رسیدن به تمنیات و خواسته های زنانشان باشد.
در روایت دیگری آمده است که گاهی زنان به مسایل سوء ، گرفتار می شوند و شرایط طوری می شود که اگر مردی بخواهد حفاظت و غیرتمندی برای حفظ ناموس خودش بروز بدهد، مورد سرزنش قرار می گیرد. معمولا مردها دعوت به گسیختگی ، بی غیرتی و بی حفاظتی در مورد ناموس خودشان می شوند و از آن ها می خواهند در این جهت حساسیت های خودشان را تماماً از دست بدهند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله: لِلمُؤمِنِ عَلَى المُؤمِنِ سَبعَةُ حُقُوقٍ
واجِبَةٍ مِنَ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ: ألإجلالُ لَهُ فى غَيبَتِهِ وَ
الوَدُّ لَهُ فى صَدرِهِ، وَ المُواساةُ لَهُ فى مالِهِ، وَ أنْ يَحرُمَ
غَيبَتَهُ، وَ أنْ يَعُودُهُ فى مَرَضِهِ وَ أنْ يُشَيِّعَ جَنازَتَهُ، وَ
أنْ لايَقُولَ فيهِ بَعدَ مَوتِهِ إلاّ خَيراً.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مؤمن بر مؤمن هفت حق واجب الهى دارد.
1 ـ احترام او در هنگامى كه حضور ندارد.
2 ـ دوستى قلبى با او.
3 ـ شريك ساختن او در ثروتش.
4 ـ غيبت او را حرام بداند.
5 ـ در بيمارى او را عيادت كند.
6 ـ جنازه او را تشيع كند.
7 ـ بعد از مرگ درباره او جز به نيكى سخن نگويد.


این عشق آتشین ز دلم پا نمیشود
مجنون به غیر خانه ی لیلا نمیشود
بالای تخت یوسف كنعان نوشته اند
هر یوسفی، که یوسف زهراء (س) نمیشود
ملعون است ، ملعون است ، کسی که نماز صبحش را به تأخير بيندازد ، تا زمانی که ستارگان آسمان محو شوند .
(بحارالأنوار ، ج 52، ص 16.)
هر يک از پدرانم بيعت يکی از طاغوتهای زمان به گردنشان بود ، ولی من در حالي قيام خواهم کرد که بيعت هيچ طاغوتی به گردنم نباشد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181.)
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم – بسم الله الرحمن الرحیم
و لقد ءاتینک سبعا من المثانی و القرآن العظیم = ما به تو سوره ی حمد وقرآن عظیم دادیم (سوره ی حجر آیه 87)
خداوند در این آیه برای دلداری پیامبر در برابر مشکلات وسختی ها وانبوه دشمنان – نظر آن حضرت را متوجه موهبتی می کند که هیچ چیزی با آن مقایسه شدنی نیست !
یعنی : قرآن عظیم و بویژه سوره ی مبارکه حمد
سبع در لغت به معنی " هفت " و مثانی به معنی " دوتا ها " است
بیشتر مفسران وروایات { سبعا من المثانی } را کنایه از سوره ی حمد گرفته اند
زیرا این سوره 7 آیه دارد و از این نظر که این سوره به خاطر اهمیت وعظمت محتوایش 2 بار بر پیامبر صلی الله نازل گردیده و یا از دو بخش تقسیم شده است (نیمی از آن حمد وثنای خدا و نیمی از آن تقاضای بندگان ) ویا اینکه در هر نمازی دو بار خوانده میشود پس کلمه ی مثانی = دوتایی به آن اطلاق شده است
سوره حمد چند نام دارد:
1. فاتحه الکتاب: زیرا در اول قرآن است و هر که تبرک و تیمن خواهد باید فاتحه را بخواند
و نام دیگر این سوره فاتحه است چون قرآن و نماز با آن شروع می گردد.
2.ام الکتاب: زیرا اساس تمام کتب است چنانچه ملکه را ام القری خوانند و مادر را ام نامند که اصل فرزندان است . ام در لغت به معنای زمین و معدن و پرچم است.
3.امّ القرآن: چون
معظم بلکه کل معانی قرآن را شامل است و عرب هر جامعی را ام می نامند و
همچنین به چیزی که تقدم بر دیگران داشته ام اطلاق می کند و این سوره شریفه
بر سایر سوره های قرآن تقدم دارد
4. سبع المثالی: زیرا هفت جفت است مانند الله و رحمن و رحیم و ایاک نعبد و ایاک نستعین و ...
5. وافیه: زیرا در نماز خواندن آن وافی است و تبعیض نمی شود و به جای آن هیچ سوره ای در نماز وفا نمی کند ولی به جای سایر سوره ها می شود سوره ای دیگر در نماز خواند.
6. کافیه: زیرا از سایر سوره ها کافی است.
7. شافیه: رسول خدا فرمود فاتحه الکتاب شفا است از هر همی و از هر دردی.
8.اساس: زیرا تمام کاینات بسته به رشته رحمت است و این سوره روشنگر رحمت رحمان و مخبر رحیم است در آخرت.
9. صلوه: زیرا نماز جز با آن درست نباشد و رسول خدا آن را صلوه خواند.
10. حمد: زیرا سپاس خداوند در آن است
11. رقیه : بالارونده
12.کنز : گنج
13. وجود قرآن عظیم : و حق آن است که روایات فراوانی از طریق شیعه و أهل سنت، از پیامبر (ص) و امام علی(ع) و امام صادق (ع) نقل شده که به وجود قرآن عظیم،هم معروف است
14.سوال : خواستن
15.شفاء : بهبودی
16.نور: روشنایی
قرآن کریم این معجزه شگفت و گنجینه تمام نشدنی از معارف الهی، کتاب تعلیم و قرائت نسخه شفابخش تمام بیماری ها و درماندگی ها است.
خداوند تعالی در قرآن می فرمایند: ما آنچه از قرآن فرستادیم شفا و رحمت الهی برای مومنین است (اسراء آیه ۸۲)
با
توجه به آیات و روایات ذکر شده شفا جستن از آیاتی و دعاهایی که از اهل بیت
(ع) وارد شده هیچ اشکالی ندارد ولی باید زمینه را که توجه به لقمه حلال،
پاک ساختن باطن و ذکر و فکر از وسوسه های شیطانی است برای تاثیرگذاری این
دعاها آماده کرد.
نام دو فرشته که مامور ثبت اعمال هستند : رقیب و عتید می باشد.
إِذْ یَتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ * ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ
*به خاطر بیاورید هنگامی که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسان هستند اعمال او را دریافت میدارند.
* هیچ سخنی را انسان تلفظ نمیکند مگر اینکه نزد آن فرشتهای مراقب و آماده برای انجام ماموریت است.
"رقیب" به معنی مراقب و "عتید" به معنی کسی است که مهیای انجام کار است، لذا به اسبی که مهیای دویدن است "فرس عتید" میگویند، و به کسی که چیزی را ذخیره و نگهداری میکند نیز "عتید" گفته میشود (از ماده "عتاد" بر وزن جهاد به معنی ذخیره کردن).
غالب مفسران معتقدند که "رقیب" و "عتید" همان دو فرشتهای است که در آیه به عنوان " متلقیان" از آنها یاد شده است، فرشته سمت راست نامش "رقیب" و فرشته سمت چپ نامش "عتید" است، گرچه آیه مورد بحث صراحتی در این مطلب ندارد، ولی با ملاحظه مجموع آیات چنین تفسیری بعید به نظر نمیرسد.
در اینکه این دو فرشته چه سخنانی را مینویسند؟ در میان مفسران گفتگو است:
جمعی معتقدند همه را مینویسند، حتی نالهای را که دردمند در موقع درد سر میدهد! در حالی که بعضی دیگر عقیده دارند تنها الفاظ خیر و شر و واجب و مستحبّ یا حرام و مکروه را مینویسند و کاری به مباحات ندارند.
اما عمومیت تعبیر آیه نشان میدهد که تمامی الفاظ و گفتار آدمی ثبت میشود.
جالب اینکه در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است که:
ان المؤمنین اذا قعدا یتحدثان قالت الحفظة بعضها لبعض اعتزلوا بنا، فلعل لهما سرا و قد ستر اللَّه علیهما!:
"هنگامی که دو مؤمن کنار هم مینشینند و بحثهای خصوصی میکنند، حافظان اعمال به یکدیگر میگویند: ما باید کنار رویم، شاید آنها سری دارند که خداوند آن را مستور داشته".
راوی میگوید:" مگر خداوند عز و جل نمیفرماید ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ: "هیچ سخنی انسان نمیگوید مگر اینکه فرشته مراقب و آماده ثبت اعمال نزد آن حاضر است"؟
امام فرمود:
ان کانت الحفظة لا تسمع فان عالم السر یسمع و یری:
"اگر حافظان سخنان آنها را نشنوند خداوندی که از اسرار با خبر است میشنود و میبیند"
از این روایت استفاده میشود که خداوند برای اکرام و احترام مؤمن بعضی از سخنان او را که جنبه سری دارد از آنها مکتوم میدارد، ولی خودش حافظ تمام این اسرار است.
در روایتی از پیامبر اکرم ( ص ) آمده است که فرشته سمت راست فرمانده فرشته سمت چپ است . هنگامی که انسان عمل نیکی انجام می دهد فرشته سمت راست ده برابر می نویسد و هنگامی که عمل بدی از او سر زند و فرشته سمت چپ بخواهد آن را بنویسد فرشته سمت راست به او می گوید عجله مکن . پس او هفت ساعت نوشتن آن گناه را به تاخیر می اندازد اگر انسان پشیمان شد و توبه کرد چیزی نمی نویسد و اگر توبه نکرد تنها یک گناه برای او می نویسد .
منابع : کلام الله مجید
تفسیره نمونه سوره ق
آمرزش و مغفرت الهی چیزی است که هر فرد مسلمان و مومنی به دنبال آن است و همواره در دنیا در تلاش و تکاپوست تا بدین مقصد و مقصود نایل شود. در همین رابطه آیت ا... ناصر مکارم شیرازی، از مراجع عظام تقلید برخی از اسباب آمرزش و مغفرت از دیدگاه قرآن کریم را بیان فرموده اند که در ادامه می خوانید.
درهای مغفرت الهی از هر سو، به روی بندگان باز است که برخی از درهای آن، به استناد آیات قرآن، عبارتند از توبه، عمل صالح، جهاد و شهادت، انفاق، قرض الحسنه و پرهیز از گناهان کبیره. در قرآن مجید، امور زیادی به عنوان اسباب مغفرت و از بین رفتن گناهان معرفی شده است که، به قسمت هایی از آن اشاره می شود:
۱ـ توبه: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ»؛ ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدا باز گردید و توبه خالص کنید، امید است خداوند گناهان شما را ببخشد.
۲ـ عمل صالح: «وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلی مُحَمَّد وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ»؛ کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و نیز به آنچه بر محمّد(ص) نازل شده است، ایمان آوردند، آیاتی که حق است و از سوی پروردگارشان می باشد خداوند گناهان آنها را می بخشد.
۳ ـ ایمان: «إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ»؛ اگر تقوای الهی پیشه کنید، خداوند برای تشخیص حق از باطل، به شما روشن بینی می دهد و گناهانتان را می بخشد.
۴ ـ هجرت و جهاد و شهادت: «فَالَّذِینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أُوذُوا فِی سَبِیلِی وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ»؛ کسانی که هجرت کنند و از خانه و وطن خود رانده شوند و در راه من آزار بینند و پیکار کنند و مقتول گردند گناهانشان را می بخشم.
۵ ـ انفاق مخفی: «إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمّا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُوْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئاتِکُمْ»؛ اگر انفاق های خود را در راه خدا آشکار سازید، خوب است و اگر آن را پنهان دارید و به فقرا بدهید، به سود شما است و از گناهانتان می بخشد.
۶ ـ دادن قرض الحسنه: «إِنْ تُقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ»؛ اگر به خداوند قرض الحسنه دهید، آن را برای شما مضاعف می کند و شما را می آمرزد.
۷ ـ پرهیز از گناهان کبیره که موجب آمرزش گناهان صغیره است: «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ»؛ اگر از گناهان کبیره که از آن نهی شده اید، اجتناب کنید، گناهان صغیره شما را خواهیم بخشید.
«اِنَّما التَّوْبْه عَلی اللهِ لِلَّذِینَ یعْمَلُونَ السُّوءَ بِجِهالةٍ ثُمَّ یتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَاوُلئِک یتوب الله عَلَیهِمْ وَ کانَ الله عَلِیماً حَکیماً؛پذیرش توبه بر خدا است، نسبت به کسانی که از روی جهالت، کار زشت انجام می دهند، آن گاه زود توبه می کنند. خدا توبه اینان را می پذیرد و خدا دانا و حکیم است».در آیه بالا قید« بجهاله »به کار رفته، جهل و جهالت دو معنی دارد: ندانستن و عدم علم کامل.بیشتر اوقات کلمه جاهل و جهالت در مورد دوم به کار می رود که انسان آگاه و دانا است، ولی آگاهی او نسبت به زشتی کار تأثیری در او نمی گذارد، بلکه بسان افراد ناآگاه، کارهای بد را انجام می دهد.
امام صادق(علیه السلام) در مورد آیات مربوط به جهالت فرمود: «گناهی است که بنده خدا آن را انجام می دهد. اگر چه از حکم آن آگاه می باشد، ولی آن گاه که تصمیم می گیرد عمل خلافی را انجام دهد، در واقع جاهل است».حضرت به جریان یوسف (علیه السلام) و برادرانش اشاره می کند که قرآن از یوسف یاد می کند که به برادرانش گفت: «هَلْ عَلِمْتُمْ مافَعَلْتُمْ بِیوسُفَ وَ أَخِیه إذ أَنْتُمْ جاهِلُونَ؛(یوسف آیه ۸۹.) آیا به خاطر دارید ستمی را که بر یوسف و برادر او روا داشتید، در حالی که همگی جاهل بودید»برادران یوسف همگی زشتی ظلم را درک می کردند، ولی به دلیل خود خواهی یا حسادت یا هوی و هوس چنان برخورد کردند که گویی نسبت به زشتی کار خود به کلی ناآگاه بودند».(بحارالأنوار، ج ۶، ص ۳۲.)
بنابراین کار زشتی که از روی هوی و هوس انجام گیرد، پس از ندامت و تحقق توبه، قابل بخشش است، ولی عملی که از روی عناد و لجاجت و تکبر از انسان سر زند، مشمول رحمت بیکران الهی نمی شود. زیرا پشیمانی از شخص لجوج حاصل نمی گردد. البته گاهی اتفاق افتاده که یک نفر لجوج از عناد خود دست برمی دارد و در مقابل حق، سر فرود می آورد، در این گونه مواقع معلوم می شود که عناد او از روی جهالت بوده است.(ترجمه المیزان، ج ۴، ص ۳۹۰)بنابراین گناهانی که به اراده خودمان انجام می شود و حتی از بدی آن خبر داریم اگر از روی عناد و لجاجت نباشد و به خاطر هوای نفس باشد با توبه بخشیده می شود.
كسي كه نيامده جز او سر قرار خودش
نشسته غرق تماشاي شيعيان خودش
چه انتظار عجيبيست اينكه شب تا صبح
كسي قنوت بگيرد به انتظار خودش
اللّهم عجّل لوليك الفرج


خواهرم:
در این بمباران فرهنگی ،برای اینکه تیر و ترکشی به شما اصابت نکند ، چادرت را محکم و سفت بگیر
سلام.من رفتم
از مادرم, پدرم ,خاکم , ناموسم ,دخترم , دفاع کنم
رفتم که ، دروغ نباشه ، احترام کم نشه
همدیگرو درک کنیم ، ریا از بین بره ، دیگه توهین نباشه
محتاج کسی نباشیم
الان اوضاع چطوره؟؟؟
داداش اوضاع خیلی عالیه
مردم همدیگرو فحش مادر میبندن
داداش این مرد با سنش به خاطر اینکه پیش زن و بچه اش
شرمنده نشه شبا هم کار میکنه





کوچه هایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را میدهیم بدانیم از گذرگاه خون کدام شهید است که با آرامش به خانه میرسیم!
نکند عکس شهدا را ببینیم و عکس آنها عمل کنیم...

شب جمعه بود; گفت وَ گویى در لحظاتى ناب.
وارد شدم بر كریم ،با دستانى خالى ازحسنات وَ قَلْبِى تهى از سَلَامَةَ
گفتم : بسمالله النُّورِ.
گفتا : الَّذِى هُوَ مُدْبِرُ الامور .
گفتم : بسمالله النُّورِ النُّورِ . گفتا : الَّذِى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ .
گفتم : كیستى ؟ گفتا : المهدى طاووس أَهْلِ الْجَنَّةِ .
گفتم : چه زیبا پاسخ مىدهى . گفتا : أَنَا ابْنُ الدَّلَائِلِ الظاهرات .
گفتم : چگونه در برابر قُدُومِ مباركتان رُكُوعُ كنم ؟ گفتا : ما أَسْئَلُكُمْ علیه مِنْ أَجْرِ الَّا الْمَوَدَّةَ فىالقربى .
گفتم : این جان فدایتان ، متاعى كه هر بِى سر وَ پایى دارد . گفتا : اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ .
گفتم : مولاجان ! مىخواهم شیرینى وِصَالَ را بچشم . گفتا : تا تلخى فِرَاقَ نچشى به شیرینى وصال خرسند نگردى .
گفتم : مىخواهم مَحْبُوبٍ حَقُّ تَعَالَى شوم . گفتا : تا تَرَكَ لِذَاتِ طبیعى خیالى نكنى مَحْبُوبٍ حَقُّ تَعَالَى نشوى .
گفتم : مىخواهم كارهایم رنگ خدایى داشته باشد . گفتا : اگر دائمالحضور باشى كار خدایى كُنًى .
گفتم :در مُشْكِلَاتِ غوطهورم . گفتا : كلید حل مُشْكِلَاتِ تَضَرُّعٍ در نیمه شب اسْتِ .
گفتم : أَفْضَلُ أَعْمَالِ كدامین اسْتِ ؟ گفتا : به فرموده جدم « انْتِظَارُ الْفَرْجِ » .
گفتم : سخنان جَدَّتَانِ را مُتَذَكِّرُ مىشوید ! گفتا : كُنَّا نُورٍ وَاحِدٍ .
گفتم : پایانمان چه مىشود ؟ گفتا : الْعَاقِبَةُ للمتقین.
گفتم : عزیز عَلَى انَّ أَرَى الْخُلُقِ وَ لَا تَرَى . گفتا : غُبَارُ را پاك كُنَّ تا ببینى .
گفتم : كى مىآیید ؟ گفتا : اذا قَضَى أَمْراً فانما یقول لَهُ كُنْ فیكون .
گفتم : یا وجیها عندالله اشْفَعْ لَنَا عندالله . گفتا : أَنَا غیر مهملین لمراعاتكم ولاناسین لذكركم
زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است
فلك شیدا، پریشان روزگار است
دلا، آدینه شد، دلبر نیامد
غروب انتظارم سرنیامد
همه دلها پر از آه و غم و درد
همه آلاله ها پژمرده و زرد
نفسها خسته و در دل خموشند
فغانها بىصدا و پرخروشند
نه رنگى از عدالت، نى از صداقت
در و دیوار دارد نقش ظلمت
شده پرپر گل مهر و محبّت
همه دلها شده سرشا نفرت
شده شام یتیمان، ناله و اشك
برد هركس به كاخ دیگرى رشك
شده پژمرده غنچه در چمنزار
بگشت آواره گل در كوى گلزار
نشسته دیو بر دلهاى خفته
همه جا بذر نومیدى شكفته
زده زنگارها آئین و مذهب
دمى، رویى ز سرور نیست یا رب
به اشك چشم و مهر و ماه، سوگند
به آه و ناله دلهاى دربند
اگر نرگس ز هجرت زار زار است
شقایق تا قیامت دغدار است
میگویند جمعه می آید ...
آری ، روزی که بازار تعلقات دنیا را تعطیل کنیم ؛
او خواهد آمد .

" امام زمان آمدنی نیست ، بلکه آوردنی است. "

آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید که آیا ما منتظر او هستیم،یا او منتظر ما است؟
حضرت آیت الله بهجت(قدس سره) می فرمایند:
هرکسی باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت(عج)و فرج شخصی خویش پیدا کند؛خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد یا نزدیک.
ما در روز چقدر به فکر حضرت صاحب الزمان هستیم؟
کارها و اعمالی که انجام می دهیم چقدرش برای رضای خداست؟
راستش را بخواهید بعضی مواقع به خودم می گویم که آیا من واقعاً مسلمانم؟! آیا من واقعاً بچه شیعه ام؟!
اگر من واقعاً مومن هستم پس کو امامم؟
چرا هنوز که هنوزه ظهور نمی کنه؟
این ها نشان می دهد که ما هنوز به آن درجه از مسلمانی یمان نرسیده ایم!
راستش بعضی وقت ها از ظهور حضرت آقا(عج) می ترسم!!!
می ترسم نکنه،منی که ادعای مومن بودن دارم،منی که ادعای شیعه بودن دارم خدایی ناکرده به جایی که پشت ایشان،پا در رکاب ایشان باشم،روبروی ایشان بایستم و...
می ترسم نکنه با آقا امام مهدی(عج) همان کاری را کنیم که با آقا امام حسین(ع) و طفل شیرخواره ی معصوم شان انجام دادیم.
می ترسم نکنه این ندای(اللهم عجل لولیک الفرج)را که سر می دهم دروغ باشد!
خدایا خداوندا تورا به حق پیغمبرت،تورا به حق طفل شیرخواره حسین،تورا به حق فرق شکسته علی قسم ات می دهیم،مارا از مومنان واقعی و از پیروان راستین مولایمان قرار ده
آیت الله مظاهری در درس اخلاق خود گفت: بر اساس روايات فراوان و نيز طبق تصريح زيارت جامعه که بهترين و صحيح ترينِ زيارات است، واسطه فيض عالم، امام زمان(عج) هستند. گرچه همه چهارده معصوم(ع) واسطه فيضاند، اما در زمان ما، واسطه فيض عالم، امام زمان(عج) هستند.
چه بوی غریبی ست بوی عطر های جور واجور زنان در خیابان
چه حس عجیبی ست حس تنهایی زیباترین گل جهان
این کوچه ها دیگر بوی نرگس نمی دهد
عاشق دیگر به معشوقه اش گل رز میدهد
آلودگی هوا صحبت امروز و دیروز نیست
سال هاست که فضای شهر آلوده است
ای تنها ترین بدان که تنهایم امروز
بیا که تنهاییم تنها یک بهانه ست آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد .
دست خودم نیست خسته ام،
در درس عشق، من صف آخر نشسته ام،
یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید؟
درس غریب "غیبت کبری" به سر رسید؟
آقا اجازه!
بغض گرفته گلویمان،
آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان،
استاد عشق!
صاحب عالم!
گل بهشت!
باید که مشق نام تورا تا ابد نوشت.
یک جمعه دیگر گذشت.
اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه و اوسع منهجه
وقتی که تو بیایی؛ مردم را به فراسوی افقهای عشق و ایمان دعوت می کنی و آدمی را میهمان بهشت می کنی. عشق زیباترین گلواژه هستی است و تو می آیی که شعراین گلواژه هستی و سرود پاکدلان باغ زندگی را بسرائی وقتی که بیایی،تنها گوهر روی تو است که می تواند دلهای زنگ زده انسانهایی راکه عشق به خدا درآنها جوانه نزده جلا دهد. وقتی بیایی خورشید امامت تو دوباره به دلهای پژمرده ما جانی تازه می دهد و نهال عشق، ایمان معرفت و هزاران چیز دیگر را در وجودمان می کاری و با آمدنت زمستان شرمسار می شود و جای خودش را به بهاری همچون تو می دهد. خورشید توان درخشیدن ندارد، چراکه شرم دارد درمقابل خورشیدی همانند تو بتابد.
از امام صادق (ع) نقل مي کند:
هر کس بعد از هر نماز فريضه اين دعا را بخواند، پس امام محمد بن الحسن را ـ که بر او و پدرانش درود باد ـ در بيداري يا در خواب مي بيند.
متن دعا :
اَللّهُمَّ بَلِّغ مَوْلانا صَاحِبَ الزَّمان، اَيْنَما کَانَ وَ حَيْثُما کان
مِنْ مَشارِقِ الاَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها و جَبَلِها، عَنّي وَ عَنْ والِدَيَّ وَ عَنْ وُلْدي وَ اِخْواني
اَلتَّحِيَّةَ وَ السَّلامَ عَدَدَ خَلْقِ اللهِ وَ زِنَةَ عَرْشِ اللهِ وَ ما اَحْصَاهُ کِتابُه وَ اَحاطَ عِلْمُهُ ....