فقط توی یک چشم بهم زدن...
من واست کل دنیا رو از نو میسازم
نه توی هفت روز نه توی هفت شب....فقط توی یک چشم بهم زدن
من واست کل دنیا رو از نو میسازم
نه توی هفت روز نه توی هفت شب....فقط توی یک چشم بهم زدن
.gif)
بعضی وقتها سکوت میکنی!!!
چون انقد رنجیدی ک نمیخوای حرف بزنی...
بعضی وقتها سکوت میکنی!!!
چون واقعا حرفی واسه گفتن نداری...
گاهی سکوت ب اعتراض و گاهی هم ب انتظار
اما بیشتر وقتها سکوت واسه اینکه
هیچ کلمه ای نمیتونه اونچه ک تو وجودت داریو توصیف
کنه....
دل استــ دیگر خستــه میشود …
بی حوصله میشــود …
از روزگار از آدمـــــــها از خــودشـــــ
از این قابــها , از اثباتــ , از تـــــوضیــح
از کلماتــــی که رابـــطه ها را به گند میکشـــد
از اینـــ همه مهربانیــ کردن
و نا مهربانی دیدنــ , از ســـــنگ صبور بودن
و آخــــر هم مُهر ســنگ بودن خوردنـــــ
از زهــر حرفــ هایی که
تــــا آخر عمـــر آدم را مـــی آزارد …
خســـــته ام …
کــــآش مـــیــشـد خــودمـــو یـــہ جــآیی جــآ بـذارم…
و بـــرگـــردم بــبــیـنــم …
دیــگـه نـیــســتــم …!
ستاره ی من
نگاه کن : ببین که کسی دغدغه های بزرگ قلب شکسته ی کوچکمان را نمی داند.
و باران همانگونه مغرور ، که بود ،روزهای آفتابیمان را خراب می کند .
و باران همانگونه سرد ،که بود ، نگاه ها را سرد تر می کند و قدم ها را تند تر
ستاره ی من نگاه کن :
و اینجا کسی شکستنمان را زیر چرخه ی زندگی نمی بیند.
و انسانی حتی صدای فریاد ها و ضجه هایمان را نمی شنود.
ببین ستاره ی من
ببین که کسی صدای خرد شدن لاله ها را زیر پا جدی نمی گیرد
ببین که این نا مردمان چه آسان ـ به سادگی شکستن یک قلب (؟!) ـ دروغ می گویند
خوب نگاه کن ستاره ی من
اینجا کسی راست نمی گوید
و اینجا دروغ و غرور رسم آدم هاست
اینجا تاوان عشق ، تاوان مهر، تاوان دوست داشتن فاصله هاست
فاصله .
درد و رنج
هیچکس نمی داند آنچه را که تو در دل داری و نمی فهمد
و هیچکس نمی بیند آنچه را که تو می بینی
ستاره ی من
ببین که یک عاشق را اینجا چگونه می سوزانند
خراب می کنند آنچه را که ساخته
و
لحظه یی بعد بی تفاوت از کنار آنچه سوزانده می گذرد
حتی دریغ از یک افسوس
او یک عاشق است
دروغ رسم عاشق های زمینی ست
شکستن رسم عاشق های زمینی ست
سوزاندن رسم عاشق های زمینی ست
و همیشه کسی هست که دنیایت را خراب کند
وهمیشه بارانی هست تا روزهای آفتابیت را خراب کند
همیشه .
همیشه باران می آید اما کسی زیر باران نمی آید
و تو هرگز زیر باران به کسی نمی رسی
می بینی ستاره؟
اینجا حتی قصه ها هم دروغ می گویند
اینجا هر نگاهی هر لبخندی هر وجودی مشق دروغ است ............
همیشه کسی هست که آنچه را ساختی ، با دست هایت ،
خراب کند
همیشه کسی هست که بشکند آنچه را که در وجود توست
قلبت را
همیشه کسی هست که دلبسته ی شکستن تو باشد و عاشق خرد شدنت
می بینی ستاره؟
دنیا جای ماندن نیست
همه ی زندگی دروغ است
و دروغ خود زندگیست
دنیا جای ماندن نیست
.............................................................................................
پ.ن:
روز چهارشنبه 9 بهمن:
مامان فاطمه ی گلم تولدتون مبارک
بهترین مامان دنیا که بهترین عمورو بهمون هدیه دادی ایشالا همیشه ی خدا زنده
باشین
حرفامونو بخونن اینجا من حرف میزنم
و تو مثله همیشه ساکتی...
من ضعیفم تسلیم
همه ی حرفام تو این خلاصه میشه
خب فداتبشم من چیکار کنم؟
بزنم خودمو بکشم؟اخه اینکه راهش نیس گفتی که گناهه
ساکت بشینم یه جا؟اخه اینجوریم که چیزی حل نمیشه
صبر کنم؟دیگه والا لبریز شده
چیکار کنم؟
گفتم که من ضعیفم
کم اوردم
میشینم..ساکته ساکت
اینبار دیگه با هیچی کاری ندارم
میشینم و تماشا میکنم
هعیییییییییییییییییییی
دلم از زمین و زمانت پره ببخشید که انقد بدم
میبینی که داره میترکه دلی که تو توش هستی
بمیرم برات الهی چقد اذیت میشی تو دله من
کاش میشد یه ایست میدادی و تمام
دوست دارم خداجونم خعلی دوست دارم
جوابی باز نگرفتم ازت ولی خب حرفمو که زدم
ولی باز دارم میمیرم از دل گرفتگی
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
روز های بدی شده خالقم...
خدا های جدیدی برای پرستش امده...
"دل" ها این روزا خدایی میکنن....
دل حرم تو بود.....اما....دیگر نیست!!!!
"عقل" ها این روز ها سکوت کرده اند...
"وجدان" ها به خواب رفته اند....
"زبان" ها جلاد شده اند...
"گوش" ها "کوووووووور" شده اند....
"چشم" ها "کررررررررررر".....
و اما "روح" ها ....
روح ها نفس های اخرشان را میکشند!!!
همه ی روح ها بیمار شده اند....
ویروس جدیدی امده ....
ویروسی به نام "خیانت"...
ورژنش جدید است....
میکشد.....همه چیزه ادمی را میکشد....
حیوانیت را رد کرده ایم....
بی رحمانه خیانت میکنیمو "لبخند" میزنیم...
لبخندی سرررررد که وجودی را به اتش میکشاند!!!!
زیبا نیستیم دیگر....
بهتر است خود از "اشرف مخلوقات" بودن انصراف دهیم!!!
حق بده خدای من....
به ما حق بده خالق زیبایم....
وقتی
دل هایمان خدایی میکنند..
عقل هایمان سکوت کرده اند...
وجدان هایمان به خواب رفته اند...
چشم هایمان کر شده اند...
گوش هایمان کور شده اند...
حق بده که روح تو اینگونه در حال "جان کندن" باشد...
حق بده
"حق" چه واژه ی غریبیست....
عجب واژه ی بیگانه ایست برایم...
نمیشناسمش...
دیگر در هیچ جای زمینت "حق" را نمیبینم...
پر شده ایم از "باطل"...
ما همگان خیانت میکنیم..
و چه خیانتی بالا تر از خیانت به "خود"...
گذشت ان زمان که از پشت خنجر میخوردیم....
حال "خود به خود خنجر میزنیم"....
نرم...نرم... گریه میکنیمو ...میخندیم...
انچنان دیوانه وار شده ایم که از خنجری که بر روحمان فرو می اوریم ....
آنچنان قهقهه ای سر میدهیم که گوش هفت اسمانت را کر کرده است...
بمیرم برایت خدایا....
نامی جدید بر ما بگذار....
ما دیگر "آدم" نیستیم!!!!
پ.ن:
دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت
جایی ننوشتی که گنه کار نیاید...
ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺣﺮﻑ ﺑﻮﺩ ﺣﺪﻳﺚ ﺷﺪ ! ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﺁﻳﻪ
ﺷﻮﺩ! ... ......
ﺳﻮﺭﻩ ﺍﺵ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺟﻌﻞ ! ﺑﻌﺪ ﺗﮑﻔﻴﺮﻡ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻧﺎ
ﺍﻫﻞ ...
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻲ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻦ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻦ ﻗﻀﺎﻭﺕ
ﮐﻨﻲ .
ﮐﻔﺸﻬﺎﻱ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺵ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﻦ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻥ . ﺍﺯ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎ،
ﮐﻮﻫﻬﺎ
ﻭ ﺩﺷﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﮔﺬﺭ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻡ . ﺍﺷﮑﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺑﺮﻳﺰ ﮐﻪ
ﻣﻦ
ﺭﻳﺨﺘﻢ . ﺩﺭﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﻮﺷﻴﻬﺎﻱ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ . ... .........
ﺳﺎﻟﻬﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻡ ﺭﻭﻱ ﺳﻨﮕﻬﺎﻳﻲ ﺑﻠﻐﺰ
ﮐﻪ ﻣن
ﻟﻐﺰﻳﺪﻡ . ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﭘﺎﺧﻴﺰ ﻭ ﻣﺠﺪﺩﺍً ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺍﻩ
ﺳﺨﺖ ﻗﺪﻡ
ﺑﺰﻥ . ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ … ﺑﻌﺪ ، ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻲ
ﺗﻮﺍﻧﻲ ﺩﺭ
ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻦ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﻲ