قرار گذاشته بودیم اگر دلتنگ شدیم به ماه شب چهارده نگاه کنیم،
قرار گذاشته بودیم دو نفری از یک کاکتوس مراقبت کنیم
و ‌هر بار که یکدیگر را میدیدیم کاکتوس را جابجا کنیم که مبادا دلش بگیرد،
قرار گذاشته بودیم هرکسی که قهر کرد خودش آشتی کند و کلی از این قرارهای عاشقانه...
بعد از سالها من کسی شدم که فقط میتواند از کاکتوس ها به خوبی مراقبت کند،
یکی از همین شب های مهتابی یک اتاق پر از کاکتوسِ دلتنگ، مرا خفه میکند...
ببینم تو هنوز دیر به قرارهایت میرسی؟

 

شاه کلید

دستش را گرفتم ...

دستم را گرفت ...

برای قفلی که ساختیم ،

تنها مرگ می‌توانست شاه‌کلید باشد !

دلم را برده است

سینه ام یک دفتر تا خورده است
واژه هایش خیس و سرد و مرده است
من نمیگویم ولی انصاف نیست
دوریت گویی دلم را برده است …

ایران جان

بعد از مدتها وارد میهن عزیزمون شد...
راننده تاکسی عزیز وسایلمو گداشت تو صندوق و گفت بریم داداش!
خسته بودم و رفتم عقب با همسر جان نشستیم ، هوا خیلی گرم شده تهران! خییییییللیی
همسر جان از اونجایی که روزهای سختی در محل کارش پشت سرگذاشته بود از خستگی خوابش برد.
اسم راننده آقا حمید بود.
آقا حمید چه خبر تهران چه خبر؟ ( اینم بگم من مدت زیاد نبود که بیرون از کشور بودم) گفت آقا از کجاش بگم:
گفتم بگو دیگه ، از هرجاش که دوست داری!
گفت الحمدلله خوبه همه چیز! خداروشکر! گفتم ماه رمضونی چطور تهران؟ گفت خوبه بهتر از ماهها دیگه است.
گفتم مواد غذایی بازم تو این ماه گرون میشه؟ گفت آره یکم.
مثل مرغ گرون میشه، البته مرغها دودسته شدن هرومون دار و مرغ سبز که مرغ سبز کیلویی حدود 10 هزارتومه.
گفتم بازم با پوستش سوسیس و کالباس درست میکنند ( خنده)؟ گفت آره ،اخبار نشون داد چند روز پیش
گفتم بازم با تاج خروس تو سوسیس استفاده میکنند؟. با سنگدون مرغ کباب کوبیده نگین دار درست میکنند؟، بازم لوبیا خلال میکنند تو حلوا شکری بریزن جای پسته ، یا تو شیرینی پسته ای جای پسته، گفتم بازم کدو له میکنند جا رب به مردم بدن، یا باز پشم بلال میدن جای زعفرون، بازم تخم مرغ ماشینی رو رنگ میکنند جای تخم مرغ محلی به مردم بدن؟ راستی این قضیه روغن پالم چی بود؟ یا شیر خشکهایی که جای شیر تازه گاو به مردم میدن، راستی از فیش های حقوقی چند ده میلیونی چه خبر؟؟؟؟ خبرش اونور آبها هم اومده.......
آقا حمید لبخندی زد و گفت : مهندس کرایه شما میشه 80 تومن البته قابلی نداره... میدونید که بنزینی هم دو نرخی داره میشه و اینو نگفتید.
بهش گفتم همه ی اینارو گفتم اما هیجا ایران نمیشه حتی اگه مشکلاتشم زیاد باشه، شما یه آقا سید رو دارید که هیج جای دنیا نمیتونید پیداش کنید و من بخاطر همینه که عاشق ایرانم...

سوگند

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانيه ای بند نشد

لب تو ميوه ممنوع، ولی لب هايم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هيچ کس، هيچ کس اين جا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشين تو در اين سينه خداوند نشد

خواستند از تو بگويند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!  

حال این رزوهای من

حال این روزهای مرا به کسی نگویید 

اگر سراغ گرفتند 

بگویید خوب است و دل از دلش تکان نخورده 

بگویید امسال هم دریع نیست از سالهایی که گذشت 

بهار همان بهار است 

اما نگویید آفتابش دیگر آن آفتاب نیست 

بگویید 

کار میکنم نان درمی آوردم 

اشتها دارم و نان میخورن 

دلتنگ نمیشوم 

نگران رفتن کسی نیستم 

حسرت نداشتن کسی را ندارم 

و خلاصله کیف مان کوک است و قرار است بماند 

حال این روزهای مرا به مادرم نگویید 

"حالت" خوب هم که باشد مادرها نگران می شوند 

چه رسد به حال این روزهای من که عالی است 

بگویید خوشحال است و یک طوری بگویید 

که خودتان هم باورتان شود!!

کسی خواهد آمد...

سرانجام کسی خواهد آمد  و با مهربانی هایش به تو نشان خواهد داد 

که تو قبل از دیدن او اصلا زندگی نکرده ای

آرامش من

وقتی کسی میگه دلم گرفته مطمئن باش به خاطرات گذشتت فکر کرده و به چیزها و کسانی

و یا به کارهایی فکر میکنه که توشون موفق نبوده

ما هرچقدر هم معروف و مشهور و پولدار باشیم، هرچقدر هم نوکرو چاکر داشته باشیم، بهترین ماشین

روز دنیارو سوارشیم، بهترین غذاهارو بخوریمر، بهترین و بزرگترین خونه هارو داشته باشم، خوشگلترین

همسر دنیارو داشته باشم  و ... بازم دلمون میگیره

من همیشه از خدا آرامش خواستم... آرامش... حتی راضی بودم هیچی نداشته باشم ولی آرامش

داشته باشم.

گاهی بو کردن ، لمس کردن، بوسیدن به انسان آرامش میده....من با مرور خاطرات هم آرامش میگیرم

اما چشمام نه...

 

 

محرم امسال

چقدر خدا خدا کردم امسال بتونم محرم بیام

بازم خدا دوسم داشت ، اصلا انگار باید می اومدم

هواپیما که لندینگ کرد خیال راحت شد که واقعا تهرانم

پارچه های مشکی و لباس های تیره مردم بوی محرم میاد

چند روزی بیشتر به عاشورا نمونده،  خیلی دوست داشتم امسال عاشورا تهران باشم...

بچه های قدیم محلمون، بچه های هیئت ها و ...

بازم ممنونم خدا که لطف کردی.

هر بار به تو فکر میکنم...

هربار به تو فکر می کنم
یکی از دکمه هایم شل می شود
انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می افتد
و چیزی به نبضم اضافه می شود
که در شعرهایم نمی گنجد

کافی ست تو را به نام بخوانم
تا ببینی لکنت عاشقانه ترینِ لهجه هاست
و چگونه لرزش لب های من
دنیا را به حاشیه می برد

دوستت دارم
با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند
و تمام هجاهای غمگینی
که به خاطر تو شعر می شوند

دوستت دارم با صدای بلند
دوستت دارم با صدای آهسته
دوستت دارم . . . .

 

"شعر از لیلا کردبچه "

تنبیه موبایلی و ماهواره ای

میگم قدیما پدر مادر وقتی میخواستن بچه هاشونو تنبیه کنند با کمربند میزند ( البته پدر مادرهای یکم خشن) یا ایکنه از قدرت فیزیکی استفاده میکردند.

الان یکم آسون شده، هروقت خواستی بدترین تنبیه را برای بچت اعمال کنی ، فقط و فقط کافیه 5 دقیقه موبایلشو ازش بگیری ، بچه میشه فرشته و سعی میکنه انقدر آروم بشه که موبایلشو پس بدی.

آقایونی که میخوان خانم هاشون تنبیه بشه میتونند شبکه GEM را از لیست شبکه های ماهواره ای خودشون حذف کنند. زنتون آروم و دوست داشتنی میشه.

حافظه کوتاه مدت

یکی میگفت:

وضع مالیم خوب نیست... همش فکر و خیال ، کابوس، بی خوابی به سراغم میاد.

زنم میپرسه ، چته آخه؟ چرا به من نمیگی چه مشکلی داری؟ من زنتم، شریک زندگیتم، بگو چی شده عزیزم؟

فرهاد ( دوستم) میگه کلی باهاش درد و دل کردم، که این ماه حقوقم خیلی اومد پایین ، وام زیاد گرفتم، الان یه کم دستم خالی شده.

زن : خوب عزیزم اشکال نداره، یه جوری سر میکنیم.

فرهاد: آخه قول داده بودم برات لباس بخرم، قرار بود بریم فروشگاه برای خونمون خرید کنیم.

زن: اشکال نداره عزیزم ، فراموشش کن، حالا تا ماه دیگه خدا بزرگه

فرهاد: ممنونم عزیزم که انقد منو درک میکنی . من کلا این ماه 30-40 هزارتومن تو حسابم هست باید تا آخر ماه نگهش دارم،

زن : باشه ، حالا راحت بخواب، من درکت میکنم .

صبح شد، فرهاد خان عازم ادراه است...

زن: یه کوچولو این پهلو و اون پهلو شد.... گفت: فرهاد داری میری عابر بانکتو بذار میخوام با سمیه بریم بازار!!!!!!!!!

فرهاد:!!!!!!!!!!!!!!

این داستان بخدا واقعی بوددددددددددددد

 

من اعتقاد شدیدی دارم  به کوتاه مدت بودن حافظه بعضی خانم  ( بعضی خانم ها)

 

دست پخت

به من  گفت قرمه سبزی دوست داری؟

گفتم آره ، کی دوست نداره؟

گفت امشب خونه ما دعوتی ، اینجا کسی بدلد نیست قرمه سبزی خوب درست کنه ،  حتما شب بیاید خونمون.

آقا ما هم که عاشق غذا های ایرانی و اصیل.

شب شد و رفتیم خونه این دوست عزیزمون.

شام شد... جاتون خالی نباشه! اولین قاشق که خورده شده ، نمیدونستم کجا خالیش کنم!!!

با هزاران زور و زحمت شروع کردن به خوردن!!!

کلا شاید 7-8 قاشق که خوردم ، واقعا دیگه نتونستم ...

طرفمون گفت: بخور دیگه ، مگه نگفتی عاشق قرمه سبزی هستی؟؟؟؟؟............

 

بخدا آدم بد غذایی نیستم، هرچی غذا بذارن جلومون مثل فرشته میخورم، اما واقعا غذاش بدمزه، بی نمک، بوی بد، تلخ و ...

خیلی برامون پیش میاد وقتی نمیتونیم غذای مورد علاقمونو با دست پخت دیگری بخوریم، چکار کنیم تو این مواقع

من خوشم نمیاد کسی بفهمه غذاشو دوست ندارم! چون میدون ساعتها زحمت کشیده .

تاکسیدرمی انسانی

تقویمو که نگاه میکنیم میبینیم ... سی روز شده و منتظرین جشن چهلم بهارم بگیریم.

با بعضی ها که حرف میزنی درمورد تغییراتشون در سال جدید حس میکنی بازهم بیشعورند(با کمال معذرت).

انگار داخل بدنشون رگو ریشه نیست و تاکسیدرمی شدند!

بعضی ها بجای نشستن پشت میز و یا موندن در جامعه باید برن و  فقط اندام خدادایشونو به نمایش بذارن، مثل مواردی که در موزه های حیات وحش میبینیم.

هرچقدر به عمرشون اضافه میشه به همون میزان از شعورشون کاسته میشه.

من منظورم قشر خاص و یا جامعه خاصی نیست.

هر فردی در هر جامعه میتونه یک تاکسیدرمی انسانی باشه.

خاطره شیرین من!

والا من اهل خاطره نویسی نیستم ! 

چند وقتی که از سرزمین کفر به میهن عزیزمون اومده بودیم، انقدر خوب مهمانوازی کردند که ما هیچ وقت خاطراتش از یادمون نمیره... غلط میکنه بره! 

با دوستان فرحزاد رفتیم و کلی از خاطرات زنده شد... پارک جمشیدیه... دارآباد و... خونه اقوام ریزو درشت... انقد دلشون تنگ میشه که احساس میکنند ما اسارت اومدیم، سی چهل تا ماچ آبدار نثارمون کردن.. فقط یه عادت بدی که داریم اینه که تا عید میشه تاپاله تاپاله رد پا میذاریم رو صورت مردم .... 

بهترین لحظه زندگی من هم در نزد برادران زحمت کش و خدوم نیروی انتظامی بودم ... میرسم بقیشو بنویسم بخدا... درگذشت عسل بدیعی هم واقعا شوکم کرد... در کل روزهای تلخ و شیرین در حال سپری شدن هستند و اگه بخام طعمی برای این تعطیلات انتخاب کنم میگم ترش بود و اگر رنگی بخوام بگم ، میگم عسلی... بازم پرواز و بازهم دلتنگی و بازهم ... انشالله همتون تا آخر عمر زنده باشید... و دوستتون دارم

اخبار

اخباری که در این چند روز من شنیدم...

گوجه فرنگی دانه ای ۶۰۰ و پرتقال دانه ای ۸۰۰ تومان

پر حادثه ترین خودرو از نظر کشته ، پراید

عسل سینمای ایران درگذشت ( روحش شاد)

پرتاب چندین ماهواره در کشور

هفتاد میلیون نفر سفر نوروزی داشتند

نوزده فروردین ربطی به شرف الشمس ندارد 

تورم از سی درصد عبور کرد

گوگل پلاس فیلتر نیست

ارمیا اول شد

هتل آپارتمان فدک

یکی از دوستام زنگ زد گفت پس فردا دارم میرم مشهد ، میای؟

 

اولش گفتم کار دارم، بعدش بهش زنگیدم گفتم میام.

گفت میخوام یه سفر ساده باشه، یعنی دو سه روز بمونیم زود بگردیم.

منم  گفتم باشه، فقط اگه میشه هتل نگیر، من یه جایی تو مشهد دارم .

گفت نه هتل آپارتمان گرفتم. معمولی ولی شیک و جمع و جور

سرتونو درد نیازم... تو هواپیما که بودیم عکس هتل آپارتمانو که از اینترنت گرفته بود و رزرو کرده بود به من نشون داد

شیک و تمیز

وارد مشهد شدیم، وارد هتل آپاتمان شدیم...

دوستم وارد اتاق شد، گفت تو نیا، بذار کنسلش کنم!!!!!!!!!

من!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم چرا؟؟؟؟!!!!!

گفت خیلی داغونه، اصلا شبیه عکسهایی که تو اینترنت گذاشته نیست!!!!

چرا آخه دروغ میگن به مردم؟

پردها کنده شده

کابینت ها کثیف و داغون

دستگیره های درب خراب

مبل ها پاره

حمام افتضاح

اجاق گاز افتضاح

گفتم اشکال نداره بابا، ما اومدیم  برای کار دیگه، زیاد مهم نیست

گفت برای منم مهم نبود، فقط بخاطر اینکه سرم کلاه گذاشتن ناراحتم

کنسل کردیم و رفتم،...

 

وب سایت این هتل آپارتمان

هتل آپارتمان باقرزارده (فدک)

متروی قیطریه

بعد از ماهها دوری بازم اومدم به خونمون البته بازم برای حدود یکماه

وقتی وارد شدم برف اومد... باورم نمیشه... برف تو تهران اونم تو جنوب تهران فرودگاه امام

بقول دوستمون تو اصلا خدای برکتی، با اومدنت برف هم شروع میکنه به باریدن!!! ( البته این دوستم زیاد برام خالی می بنده چون کارش هنرپیشگیه همش باید فیلم بازی کنه)

بوی وطن همیشه آدمارو یاد دوستای خوبش میندازه. وقتی وارد محله میشم، وقتی از جلوی متروی قیطریه رد میشم...

اصلا گوشه گوشه تهران یاد خاطرات شیرین دوران عاشقیه

ای بابا بازم داریم داستان سرایی میکنیم

یه چیز تهران باحال بود تو این دو روزه وقتی رفت مغازه و یه خوراکی بخرم . انگار یکی از یاران اصحاب کهف بودم.

تولدش مبارک


پانزده اسفندماه  روز به وجود اومدن  فرشته است ، با اینکه سن و سالی ازش گذشته و موهاش داره کم کم سفید میشه اما بازم شیطنت داره..
امیدوارم هرجا که هست موفق باشه و براش آرزو های شیک و خوب دارم.
تولدت مبارک خانمی...

عشق های ایرانسلی

به ولنتاین رسیدیم روز عشق، دوست داشتن ، کادو های قرمز و عروسکهای بی خود چینی

ولنتاین قشنگیش به اینه که وقتی کسی رو دوست داری بهش هدیه میدی و ثابت میکنی که هی فلانی من بازم باهاتم و دوستت دارم

عادت ما اینه که باید یکیو دوست داشته باشیم،آره عادت کردیم به این کار...

یکیو به خودمون وابسته میکنیم، دوستش می داریم، بوسش میکنیم، بعد دنبال یه راهی هستیم بپیچونیمش...

از هزاران ترفند استفاه میکنیم که بگیم فلانی اصلا تو چرا منو دوست داری؟؟؟؟ تو هوس بازی؟؟؟

انقد بهش نیش کنایه میزنیم و تیکه میندازیم که طرف خودش باورش میشه که انتخابش اشتباه بوده.

ولنتاین یعنی عشق های پیوند خورده... عشق های آسمانی، نه عشقی که با بارون از بین بره

 عشق هایی که تو خالی و بیخودن... حالم از عشق هایی بهم میخورده که آخرش طرف هزاران راه باید پیدا کنه که عشقشو از سرش باز کنه.

عشق های ایرانسلی که بعضی وقتا آنتن میده و بعضی وقتا مشترک مورد نظر در شبکه موجود نیست، مشترک مورد نظر پاسخگو نیست ، مشترک مورد نظر....

چرا دوستم داری... چرا عاشقم هستی... چرا؟

 

اس ام اس های ویژه وطنی

فقط خواستم یه زنگ تفریح و یا یه پیام بازرگانی باشه ... همین!!!

۲۰۰ متر زمین در فرمانیه ، دو نبش با مجوز ساخت معاوضه با پراید!

****

نظر به اینکه عید دیدنی به صورت رفت و برگشت انجام میشه و با توجه به گرانیهای اخیر جهت رفاه حال مردم در سال ۹۲ عید دیدنی به صورت حذفی برگزار می شود!!!

****

آیا از موهای زاید خود خسته شده اید؟ چرا اپیلاسیون؟!! فقط با پیگیری قیمت ها در یک هفته کلیه موهای بدنتان خواهد ریخت !!!

****

مردم دو دسته‌اند : زیر خط مرغ و بالای خط مرغ !

****

زندگی در لاین اتوبان

من با توجه به تجربه خودم نشستم رانندگی مردمو  کارشناسی کردم اما کارشناسی دقیق نیست و امیدوارم درست باشه...

به نظر شخص بنده:

کسایی که در لاین سبقت مدام در حال حرکتند آدمهای خودخواهی هستند و در زندگی دوست ندارند کسی ازشون جلو بزنه و میخوان خودشون باشندو خودشون، به کسی راه نمیدن و باید با التماس و خواهش بگیم که میدونو خالی کنید برای دیگران.

اونایی که در لاین وسط هستند ، کسانیند که میانه رو هستند، یعنی سبقت میگیره، یه مسیرو طی میکنه، کسی میاد پشتش که احساس میکنه از خودش قوی تر و سرحالتره، بهش راه میده.

اونایی که لاین راست هستند، آروم ، بی سرو صدا، همه رو خواب ببره اونارو آب میبره، مسیر خودشونو با سرعت پایین و با احتیاط میرن، به کسی کاری ندارند، بوق نمیزنند، سبقت نمیگیرند... این گونه افراد در زندگی هم اون گوشه کنار خودشونو قایم می کنند و هیچ وقت به وسط نمیان و یه امتحانی کنند و یه مسیرو طی کنند، فکر میکنند جزء این وسطیا نیستن... یا چون ماشینشون قدیمیه اگه بیان وسط میندازنشون بیرون...

حالا شما تو کدوم لاین هستید...

سیستم کارتخوان

بررسی سیستم کارتخوان در ایران و اروپا.

در اروپا: بعد از خرید از فروشگاه مشتری موبایلشو از جیبش در میاره روی سیستم اسکن مخصوص قرار میده، مبلغ را وارد میکنه ... پرداخت انجام شد.

در ایران: مشتری عابر بانکشو در میاره، یه بار میکشه... رمزو میزنه، مبلغ را میزنه، چند لحظه صبر کنید... خطا در تراکنش.... مشتری باز مبلغ و رمز را میزنه، چند لحظه صبر کنید... خطا در خط تلفن... مشتری باز رمز و مبلغ... خطا در ارتباط... مشتری ... پاسخی از مرکز دریافت نشد ... مشتری باز...دوباره امتحان کنید... مشتری... 

خانم های قد بلند

یه چیز جالبی که در مورد خانم هاست اینه که همه تو خیابابون قدشون ۱۹۰ سانته

ولی وقته میان خونه قدشون میشه ۱۴۵ سانتیمتر...!!!!

صدای من

 

بعضی وقتا خیلی تلاش میکند به جایی برسید و وقتی میرسید از اونجا خوشتون نمیاد و میخواید برگردید اما نمیشه... نه میتونید بمونید نه میتونید برگردید.

بعضی وقتا ما حس میکنیم خیلی تنهاییم هرچند که کلی آدم اطرافمونه .

یه عمری برای بدست آوردن عشقت میجنگی اما ...اما وقتی بهش میرسی !!!

یه عمری دوست داری جای کسی باشید اما وقتی بهش میرسید میبیند ... هیچی... هیچی...

 

 

تشکر ویژه

 

گفتم اینجا بیام از دوتا  دوستای خیلی خیلی خوبم که همیشه در کارهای خاص کمکم میکنند تشکر کنم.

دو تا بازیگران عزیز تلویزیون و سینما.... که یکیشون چندین ساله در کارهای خاص کمک میکنه ویکشونم حدود دوسال.

کاشکی میشد اسمشونو بگم ... ولی میدونم از دستم دلخور میشن.

امیدوارم هرچا هستند موفق باشند....

بهترین سرمایه من دوستای من هستند که حتی یادشونم برای آدم آرامش بخشه... شاید خیلی وقته ندیدمشون و صداشونم نشنیدم ولی حسشونم کمک میکنه به خیلی از مسائل.

از خدا ممنونم که این دوستای خوبو سر راه من قرار داده.

دستشویی پیشرفته اصیل

 

اما ما جایی رفتیم دستشویی، داشتم دستامو میشتم

دیدم یه سوراخ تو آینه است ( از این آینه کابینتی ها) ، داشتم سوراخ نگاه میکردم که این چیه ؟؟؟

دیدم یه دفعه گفت... پیسسسسسسسسسس و چیزی اسپری شد.... تا چند دقیقه چشم سوخت.

از صاحبخونه پرسیدم که این  چه تکنولوژیه؟

گفت آینه سوراخ بود پشتش خوشبو کننده گذاشتم  و وقتی تاریک میشه خودش اسپری میکنه...

 

اتفاق خوب

هروقت یه اتفاق خوب میافته به خدا گله میکنم که چرا قبلش بهم نمیگی تا کامل ازش استفاده کنم.

قر میزنم، نق میزنم...همیشه دوست دارم با اتفاقهای خوب حال کنم.

کمک کردن، دیدن، به جایی رسیدن، بوییدن و ...

نشد ما یه بار بیایم ایران و یه اتفاق خوب نیوفته.

هنوزم مثل قبل  ، آتیشپاره، شیطنت از چشماش می باره.

هنوزم چشماش سگ داره.

بوی چادرشو دوست دارم

اصلا کاشکی....کاشکی

اصلا ..اصلا ... اصلا دوستش داررررررم 

یه کم دلم تنگ شده

 

دلم تنگ شده...

دلم برای بوی اسپند محرم که تو خیابونا میپیچه تنگ شده

دلم برای شلوغه امامزاده صالح، حضرت عبدالعظیم  تو محرم تنگ شده

دلم برای بوی چادر تنگ شده...

دهه شصتی

دهه شصتی یعنی:

یعنی ﺷﯿﻔﺖ ﺻﺒﺢ ﻣﺪرﺳﻪ آﺧﺮه ﺣﺎل وﺷﯿﻔﺖ ﺑﻌﺪازﻇﻬﺮ ﺿﺪ ﺣﺎل 

ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺸﻖ زﻧﮓ ورزش و ﺑﺎ زﯾﺮﺷﻠﻮاری ﻣﺪرﺳﻪ رﻓﺘﻦ 

ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺨﺎری ﻧﻔﺘﯽ و ﻣﮑﺎﻓﺎت روﺷﻦ ﮐﺮدﻧﺶ 

ﯾﻌﻨﯽ از اﯾﻦ ﺗﻤﺒﺮ ﮐﻮﭼﯿﮑﺎ ﺑﺴﺘﻪ ای 10 ﺗﺎ ﺗﮏ ﺗﻮﻣﻦ 

ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻮی ﻧﺎرﻧﮕﯽ وﺳﯿﺐ ﻗﺎچ ﺷﺪه ﺗﻮی ﮐﯿﻒ

 ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺧﻮردن و ﺗﮑﺮار »ﺑﺴﺘﻨﯿﺶ «!ﺧﻮﺷﻤﺰه ﺗﺮه ﻣﺎﻣﺎن 

ﯾﻌﻨﯽ وﯾﺪﺋﻮ ﻗﺎﭼﺎﻗﯽ ﮐﺮاﯾﻪ ﮐﺮدن و ﯾﻮاﺷﮑﯽ دﯾﺪن

یعنی ﺻﻒ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﯿﺮ، از اون ﺷﯿﺸﻪ ای ﻫﺎ ﮐﻪ ﺧﺎﻣﻪ اوﻟﺸﻮ ﺑﺎ اﻧﮕﺸﺖ ﭘﺎک ﻣﯽ !ﮐﺮدﯾﻢ

 ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻪ ﮐﻼس ﺑﭽﻪ ﺗﻨﺒﻼ، ردﯾﻒ ﺟﻠﻮ ﺧﺮﺧﻮﻧﺎ

 ﯾﻌﻨﯽ ﺻﺪآﻓﺮﯾﻦ، ﻫﺰار آﻓﺮﯾﻦ، ﮐﺎرت ﺗﻼش

 ﯾﻌﻨﯽ زﻧﮕﺎی اول رﯾﺎﺿﯽ، زﻧﮕﺎی آﺧﺮ اﻧﺸﺎ و ﺗﻌﻠﯿﻤﺎت ﻣﺪﻧﯽ

 ﯾﻌﻨﯽ از اﯾﻦ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺗﻮﭘﯿﺎ ﮐﻪ ﺷﮑﻞ زی زی ﮔﻮﻟﻮ ﺑﻮد 

ﯾﻌﻨﯽ ﻣﺸﻖ ﺷﺐ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ دوﺗﺎ ﻣﺪاد: ﺳﯿﺎه و ﻗﺮﻣﺰ 

ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن ﺳﯿﺎه و ﺳﻔﯿﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ دوﺗﺎ ﮐﺎﻧﺎل ﻣﯽ ﮔﯿﺮه

 ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻮی رب ﮔﻮﺟﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺗﻮی ﺣﯿﺎط، ﻟﻮاﺷﮏ ﭘﻬﻦ ﮐﺮده ﺗﻮ ﺳﯿﻨﯽ و ﺳﻔﺮه رو ﭘﺸﺖ ﺑﻮم

ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻼﺳﯽ 45 ﻧﻔﺮ ﻫﺮ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ 

ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﮑﺮو، ﺳﮕﺎ، آﺗﺎری ﮐﺮاﯾﻪ ﮐﺮدن ﺳﺎﻋﺘﯽ 20 ﺗﻮﻣﺎن ﯾﻌﻨﯽ دوﺳﺖ داﺷﺘﻦ، دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺷﺪن، ﺻﻔﺎ، ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ، ﻋﺸﻖ