اپ بي حوصله

ديروز امتحان فيزيك داشتم از فصل موجهاي مكانيكي ،از صبح سيستمم بهم ريخت دل درد گرفتم و بيحال شدم ،نتوستم چيزي بخونم . رفتم  كلاس 40 درصد زدم . هفته ديگه هم امتحان صوت داريم . وايي كلاسا خيلي شلوغ شده اين اواخر ،منم اصلا نميتونم تخت هاي عقب تر بشينم حتما بايد تخت اول بشينم واسه همين مجبوريم 3 نفري بشينيم ،اصن جا واسه تكون خوردن نيس. چسبيدم به ديوار. 

اين فصل 8 زيست ،شارش انرژي از همه سخت تره :(( خيلي پيچ واپيچه ، صبح يه ذره كاربرد مشتق خوندم هيچي نفهميدم ...

ديروز تو كلاس كه نشسته بويم قبل از اينكه معلممون بياد يه پشتيبان با دانش اموزش تو كلاس بودن داشتن كارنامه شو بررسي ميكردن ،پشتيبانه پزشكي ميخونه ،بعد دختره هم ،دختر يه دكتر كه استادشونه بود . ديگه داشت دختره رو زيارت ميكرد ،خيلي خنده دار بود حركاتش و حرفاش :)) البته دختره هم ترازش 7000 بود :((( خوش به حالش 

شروع خوندن رياضي فيزيك  يكم سخته ولي وقتي راه بيفتي بري توش خيلي باحال ميشه ، استارته فقط يكم بد قلقه .واسه مو خوره راه حلي ندارين؟؟؟:((( من موهام عالي بود تا پارسال هيچ وقت مو خوره نداشت با اينكه بلندتر هم بود .اما امسال نوكش مو خوره افتاده اصن اعصابم ريخته بهم ،برنج هم نميخورم فقط كنم ويتامين بيوتينم كم شده ،تار بعضي موهام كه دست ميزنم احساسه پستي بلندي ميكنم از تو داغون شده انگار .

تا حالا هيچ چشم رنگي ديدين كه لنز مشكي بخره؟؟؟خخخخخ 

خدايا شكرت بابته داده ها و نداده هات

توکل یعنی اجازه دادن به خداوند...

که خودش تصمیم بگیرد...!

تو فقط بخواه و آرزو کن...

اما پیشاپیش شاد باش...!

و ایمان داشته باش که رویاهایت...

هم چون بارانی در حال فرو ریختنند...!

پیشاپیش شاد باش و شکر گذار...

چرا که خداوند نه به قدر رویاها...

بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که می بخشد...!

چنج ماي وي

من نميدونم چرا پنجشنبه ازمون كه ميشه اصن شل ميشم . وقت خيلي كمي مونده  تا كنكور ،تو مطالعه ام ميخوام تغييرات كلي بدم .اولا كه گفته بودم معلم زيستمون خيلي كارش درسته و كلي طرفدار داره .ادرس وبلاگشم داده بودم .برنامه ازمون گذاشته واسمون از اسفند تا كنكور 6 بار كتابها دوره ميشه ،امتحاناش هم خيلي طرفدار داره حتي از استاناي ديگه انلاين ازمون ميدن ،كارنامه هم ظهر ميده ،پاسخ تشريحي هم سر جلسه ميده . نفر اول ازموناي قلم چي هم شركت ميكنه (جالبه كه اونجا اول نميشه)البته در هوش و استعداد و درسخون بودن اون اقا كه شكي نيست و مطمعنا نفر اول دوم  كنكور امسال ميشه ،ولي ميگم سوالاش سختن يعني .امسال هم كه گفتن بيشتر سوالارو با منطق كنكور جديد طرح كردن مثل همين سوالا كه ميگن چنتا مورد درسته اينا...(خيلي سختن) ميگن اگه اين سوالاي سخت رو كار كنين ديگه كنكور واستن راحته اينو سر تجربه بچه هاي پارسال ميگه كه يكي از دانش اموزاش 96 درصد زد (بالاترين درصد كشور) ديگه ميخوام زيستو با برنامه ازموناي معلمم بخونم .فيزيك هم همينطور البته در مورد ازموناي معلم فيزيكمون نميدونم هنوز يكشنبه اولين ازمونمونه ببينم چي ميشه ...

شيمي هم ميخوام روش مطالعه مو عوض كنم .طبق مدلي كه پويا مجيدي ميخوند ميخوام بخونم فكر كنم خيلي بهتر و هوشمندانه تره .من تا الان كتاب مبتكران رو باز ميكردم ميرفتم مثلا اولين درسنامه رو ميخوندم بعد ميومدم تستشو ميزدم همون موقع جوابشو نگاه ميكردم ميرفتم بعدي.. دوباره درسنامه بعدي،تستاش... ولي ،از اين به بعد ميخوام اينجوري بخونم ،اول درسنامه هارو فقط بخونم بدون تست .بعد مهماشو تو حاشيه كتابم بنويسم وبعد تستاي vit رو بزنم .فرداش كتاب درسيمو كه پر كردم بخونم بعد برم تستاي r و مندليف رو بزنم . اين روش خيلي بهتر از اون مدل قبليمه كه درس و تستم باهم بود . 

راستي پريروز حد رو خوندم بعد تست هم نزدم حتي زياد، يه چنتا با همون درس .رفتم ازمون غير حضوري اين هفته رو زدم همه رو درست جواب دادم ،خيلي خوشحال شدم .البته دوره نكردم :( مشكل هم همينه كه بايد  تثبيت كنم ولي چون برنامه ازمونا زياده نميرسم ،مجبورم هر درسيو يه دور بخونم اينجور نصفه نيمه ميمونه :( كاش ازمونا 3 هفته در ميون بود . اها عربي هم كنكور پارسال رو زدم 50 درصد شد .عربي هم تصميم گرفتم تك درس نخونم .از اين هفته تا اخر هر هفته يك كنكور سراسري عربي ميدم اينجوري خيلي بهتره واسم .بعد از عيد هم كه احتمالا اقاي نصيري واسه عربي و اقاي سبطي واسه ادبيات جمع بندي ميزاره اونارم ميرم (معمولا تو جمع بندي ها يه  سري نكات طلايي ميگن ) 

جايي جيك جيك كن كه بلبل نباشه

از روزي كه وبلاگمو ساختم تا الان يه عده مگس و مزاحم هي سعي كردن شعور نداشته شون رو نشون بدن و كرم درونشون رو خالي كنن .

از كامنتهاي خصوصي چيپ گرفته تا اسماي جعلي ،قضاوت با خودتون ادمي كه حتي اينقد وجود نداره كه اسمشو بنويسه اخه سگه كي به حساب مياد؟؟؟!!!يه روز شهلاست يه روز غضنفره يه روز ادرس وبلاگشو مينويسه يه روز واسه كرم ريختن يه اسم ديگه مينويسه .

ببين موجود!!!!تو اينقد ريزي كه با ميكروسكوپ الكتروني هم به چشم نمياي .پس فكر نكن ميتوني روحيه منو خراب كني.حالا چون خودت هيچ گهي نشدي و وجودت فقط مايه شرمساريه ،چشم نداري ديگران رو ببيني و سعي داري با حرفاي صد من يه غازت منو تحريك كني و تمركزمو بهم بريزي. 100 بار گفتم چشاتو خوب باز كن اول درست بخون بعد كامنت بذار . اگه جوابتو ميدم اول بخون چي نوشتم بعد زر بزن .من كه از اون اول نه واسه اين وبلاگ قانوني گذاشتم نه شرطي ،نه گفتم كامنت خصوصي نخونده پاك ميشه ،نه گفتم لينك نكني پاكت ميكنم نه ...هركي سوالي پرسيد جواب دادم . مشكلي داشت كمكش كردم ،اما بعضي ادما رو هم بايد بهشون گفت با خودت چند چندي؟!!!

شايد بعد از گذاشتن كامنت فكر كني حال منو گرفتي و مثل كفتار بخندي و فكر كني چه شاخي هستي ،ولي بدون تو شاخ گاو كه سهله دمش هم نيستي واسه ما. اگه تا الان اين وبلاگ ادامه دادم فقط بخاطر دوستايي مثل شكلات و جبران  جودي و الي  و جاوسنگ و سارينا  و اناهيد و فاطمه و بقيه پيوندهاي وبلاگم و بقيه دوستاني كه وبلاگ ندارن ولي لطف ميكنن و بهم سر ميزنن ،1 نفرن هميشه ،نه  هربار يك فرد مبهم و مجهول جديد .

وبلاگمو واسه خودم ساختم هرچي كه دلم بخواد توش مينويسم هرجور كه دلم بخواد جواب ميدم . فقط هم بخاطر دوستام ادامه اش ميدم .

واسه ي همه ي دوستان عزيزي كه هميشه بهم لطف داشتن ارزوي موفقيت ميكنم .و واسه اون عده مزاحم اميدي جز موندن تو همون باتلاقي كه توش گير كردن رو ندارم .

اخه فاميله داريم؟؟!

خدايا به من صبر ايوب بدهههههههههههه خاله ام اينا ديروز برگشتن  ما هم امروز رفتيم خونشون ،نشسته بوديم كه يه دفعه دايي ام اينا اومدن همون دايي كه قبلا ذكر خيرش رو كرده بودم ،اغا تا اومد صاف به من گفت چي ميخوني؟؟؟؟ گفتم پشت كنكور موندم ،تجربي ميخوام بخونم (بار 100) امه كه گفتم بهشون ؛دوباره همون حرفايي تكراري ، واييييي ميخواستم جفت پا برم تو فكش، داره واسه من نطق ميكنه همه هم غلط غولوط اخه من خودم ديكشنري اطلاعات راجع به رشته پزشكي ام  داره واسه من توضيح ميده كه پزشكي 7 سال بايد دانشگاه خوند ،بعد 4 سال طرح !!! وايييي خدايا منو نجات بده ،بعد چي ميگه :البته خواستن توانستن است ،مرجان (دخترش،همونوكه بيولوژي دريا خونده )گفت من يكسال ميمونم سراسري قبول ميشم ، همون هم شد سراسري قبول شد ....واييييييي اخه اب دادن به ماهي ها هم مگه ديگه كاره شاخيه ؟؟؟؟برو كشكتو بساب باووووووو ،حالا منه خر رو بگو لال بودم اونموقع اصن حواسم نبود بزنم دك و پوزشو قيچي كنم بگم اخه همون رشته ي خيلي معمولي ام كه با سهميه قبول شد اخ نگفتم ....واييي من پزشكي قبول شم يعني حال اينا رو بگيرم اي نافرم حال اينارو بگيرم ...اوفففف يعني باور كن عزاداري ميگيرن . حسودا . همه بعد از 25 سالگي تازه پاشدن رفتن دانشگاه اونم چغازنبيل حالا واسه من كلاس ميزاره ،برگشته ميگه چرا بين الملل نميري؟؟؟گفتم پارسال قبول شدم ولي ميخوام يكسال بمونم دانشگاه بهتر شايد قبول شم .گفت چي قبول شدي؟؟گفتم بين ال ،گفت بين ال كه كنكور نداره همينجوري ثبت نام ميكنه !!!!! ديگه ميخواستم بكوبم تو سرم ،گفتم اخه شما كه نميدونين كي گفته نداره ؟؟؟با يه لحن جدي و مطمعن ميگفت نه من دارم بهت ميگم ...گفتم من ميگم پارسال كنكور دادم قبول شدم !!!!! اوففففففف اصن واسه همين نميخواستم برم بين الملل ها ،همه فكر ميكنن چون پوليه ،همينجوريه،كنكور نداره .يعني من اگه پارسال بين الملل ميرفتم هزار تا قسم و ايه ميخورم واسشون تا اخر عمرشون ميگفتن اين بدون كنكور رفته پزشكي

امروز صبح زود بيدار شدم درس خوندم ولي كل ظهر رو خونه خاله ام اينا بودم ،يعني ديگه امسال پاي ابرو وسطه بايد قبول شم مخصوصا بخاطر گرفتن حال اينا 

ديروز اين فروشگاهه تو قسمت پروتيينيش يه جعبه شيك ديدم روش نوشته راويولي گفتم شايد خوشمزه نباشه مثل بقيه غذاهاي اماده ،امشب دوباره رسيديم خونه ذهنم درگيرش شد به مامان گفتم من پياده ميشم ميرم اينجا يه چي بخرم تو برو بالا ،اغا شام درستيدمش خيلي خوشمزه بوددددددد جاتون خالي حتما امتحان كنين راويولي پاستا 

بعدا نوشتم!: 800 ميكرو گرم ميشه چند كيلوگرم؟؟؟!!!

كنكور اسان نيست

تو وبلاگ يكي از دوستام ادرس اين وبلاگو ديدم رفتم توش ديدم باز يه شكست خورده ديگه از اين قوم ضالين مطالب نوشته ،وايي كامنت بچه هارو كه خوندم اتيش گرفتم سرم رد گرفت ،دلم ميخواد بمب به خودم ببندم برم موسسه اينا شرشون رو از سر ملت كم كنن .خواهش ميكنم پستهاي اين وبلاگ رو بخونين ،شايد اينده ي يكي از شماها باشه . اين شانسو دارين كه از الان جلوشو بگيرين و نزارين عمر و وقت و پولتونو هدر بدن .اينم ادرس وبلاگ اقا سجاد ، متاسفانه مرورگرم سافاري هست و نميتونم لينك مستقيمشو بزارم ،اين ادرسشونه :http://darsdvdasanast.blogfa.com/

ديدين كنكور ارشد بخاطر مردم غيور گيلان و مازندران به تعويق افتاد ؟؟ باشد كه كنكور سراسري هم به تعويق بيندازيم : دي 

مامانم كه جلوي تي وي نشسته فقط اخبار نگاه ميكنه ،يعني واقعا خداروشكر نرفتيم ويلا وگرنه الان اونجا گير كرده بوديم :((( خيلي باحاله مردم ميان بيرون دنبال ماشينشون ميگردن يكي ميگه اينجا پارك كردم چال ميكنن سقف ماشين تازه در مياد ،خيلي هام كه بنده خدا ها فوت كردن تو اين روزا بخاطر سرما و ايست قلبي و يا اينكه از پشت بوم افتادن :(( 

حالا خاله ام اينا رفته بودن مسافرت ، فردا قراره برگردن ،فرودگاه كه كلا بسته است ،معلوم نيس چيكار بايد كنن . 

من اصن بيرون نرفتم :(( فقط از پنجره نگاه ميكنم ،مدارس و دانشگاه ها هم تعطيله همه مردم تو خيابونن :)) با يه وضي يكي يهو كله پا ميشه ،يكي يه دفعه فرو ميره تا گردن تو برف :)) 

امروزم كه اسپيلت اتاقمو روشن كردم يه دفعه پرت فيوز پريد ، ديگه ترسيدم اتيش بگيره خاموشش كردم . از همه جالبتر اين فروشگاه زنجيري پايين خونمونه ، يعني 1 ساعت به 1 ساعت كاميون پر داره وسيله مياره ،داداشم رفت قارچ بخره گفت خالي بود همه قفسه ها مردم هم روي هم ،اعتراض ميكردن چرا وسيله نيس؟؟؟ يعني من موندم اخه چقد چقد دارن خريد ميكنن!!!!! اذوقه ديگه تا چه حد ؟؟؟اخه چند بسته قارچ ؟؟؟؟:)))) كاميون وسيله مياره 3 سوت تارو مار ميشه . مردم فكر كردن تا چند ماه قراره برف بياد ؟؟ ياد يه خاطره از صادق هدايت افتادم ميگفت يه روز كه تو فرانسه بودم اعلام كردن قحطي شكر شده سريعا رفتم فروشگاه هرچي بسته شكر داشتن ورداشتم اوردم صندوق حساب كنم ،ديدم يه خانم مسن اومده با خودش يه بسته شكر اورده داد به فروشنده گفت شنيدم شكر كم شده ،تو خونه دو بسته داشتم يكيشو اوردم شما به مردم بدين ....!!!! كاش يكم ايراني بازي رو بزاريم كنار ...

هوا مونده بود فقط من قالب وب برفي بزارم

زمستون تموم شد تازه سرما و برف شروع شد ،تا صبح دختر پسرا تو خيابونن. دارن برف بازي ميكنن ،گشتم كه نميتونه عبور كنه قشنگ اروپايي شده واسه خودش :))) حالا بيشتر برف طرف ويلامونه ، همسايه اونجا ديروز زنگيد به بابام گفت رو سقف ويلاتون خيلي برفه ، ما ماله خودمون رو ريختيم ،شمام بياين بريزين كه سقفتون مياد پايين ،بابا هم با ارمين پا شدن رفتن ، ميگه راه از يه جايي بسته بود مجبور شدن ماشينو بزارن پياده برن ، تو حياط بابا ميگه اصلا يه وضعيه .ارمين قدش دو متره ، بعد بابا ميگه تا شكم تو برف بود ...:))) 

ديشبم كه فك كنم حدوداي 4 صبح برگشتن خونه ،امروز صبح قرار بود من و داداشم بريم پارك برف بازي عكس بگيريم كه نامرد د وباره با بابام رفت ويلا نصف سقف هنوز مونده ، يعني اينستاگرام بلا استثنا همه بچه ها عكس گذاشتن ،فقط من بيرون نرفتم :( اگه راه باز شه ميريم ويلا اونجا خيلي باحالتره ... 

تو عمرم اينقد لباس نپوشيده بودم ،تختمو كه تغيير دادم جاشو چسبوندم به رادياتور ،ديشبم عين ساكنين الاسكا لباس پوشيدم خوابيدم .

ديروز يه نارگيل پوست كردم ،هر 10 تا انگشتمو بريدم :(((( از ام دي اف سفت تره لامصب ،،،، 

ديروز هم كه مدرسه تعطيل بود ،امروز هم احتمالا تعطيله :( خيلي عقب ميمونيم اههههه . فيزيك دارم ميخونم موج مكانيكي رو از 10 سال قلمچي ،واييي خداييش اين طفلي ها راست ميگفتن سوالات همونن تقريبا فقط عددها عوض شدن ، الكي گنده كرديم فيزيكو . 80 درصد سوالات تكراري ان . ولي خب باز هم به نظرم سوالات كنكور خيلي بهتر از قلمچيه .

بچه هاي وب نويس ،فعاليتتون خيلي كم شده ، يعني اينقد تو درسا غرق شدين ؟؟؟؟ ديشب خواب ديدم رفتم بين الملل ثبت نام كنم ،بعد دانشگاش افتضاح بود همش غر ميزدم اينجا كجاست اخه چقد بو ميده ،اه چه كثيفه ...:))) 


اخ جون بالاخره اينجام برف اومد

 اههههه چرا اينطوريه اخه ، ميخواستم كارناممو بخاطر رامين بزارم ، ولي واقعااااااا ضايعست ، يعني عمومي هام ته خندست ، مردم تراز اختصاصيشون پايينه عمومي شون خيلي بالايه مال من بر عكس. كارناممو نگاه ميكنم اعصابم خرد ميشه ، اخه عمومي هم اينقد زنبيل؟؟؟؟؟؟ مخصوصا ديني ،نميدونم سوالاتت كانون فضايي ان يا من قاطي كردم . اخه ديني  كنكور رو خوب ميزنم ولي قلمچي تو مايه هاي فحش اب كشيده . البته نخوندم هم تا حالا از اين هفته  كه ديگه ترم د و شروع شد ،ميخوام عموميمو درست كنم ، تو ازمون بعدي بايد  تراز عموميم بره بالا ،خيلي خنده داره از بالا 56, -3!!!!,15, 95!!! :D يعني اين زبانه نباشه من پوكيدم تو عمومي .

و اما اختصاصي ، اغا شمام اينجورين ؟؟؟؟ من زيستو خونده بودم ولي باز هم كم زدم :(((50 درصد البته بماند كه 10 سوال كنكور رو خونده بودم و جواباشون رو يادم بود . ولي از فصلاي اول تا چهارم حالم گرفته ست :(( يعني چي اخه ؟؟؟ چرا همون موقع كه ميخونم مثل فرفره تستارو جواب ميدم بعد جمعه سر ازمون گند ميزنم ؟؟؟!!!!! الان من چيكار كنم زيستو ؟؟؟:((( يعني كي ميخواد درست شه؟؟؟ شيمي هم كه فصل چهارم رو به شدت بدم مياد :(((((((( نخوندم تا حالا نزدم ،بقيه رو راضي بودم ولي چنتا اشتباه خاك بر سري داشتم ،فصل اول و دوم رو ديگه فولم . 

رياضي فيزيك هم كه كلا فحش نده !! 

الان هم از خواب بيدار شدم ، ميخوام برم مثل ادم برنامه ريزي كنم واسه اولين بار !!!!ازمون بعدي عمومي ها و رياضي و فيزيك در اولويت قرار دارند . 

اهان راستي زمين هم 26 درصد زدم ؛) 

ادم كه بزرگتر ميشه كاسه صبرش لبريز تر ميشه ، گير دادناش بيشتر ميشه ، تحمل نكردناش زياد ميشه ،از كوره در رفتناش ، كم طاقتي بالاي چشمت ابرو شنيدناش ... چقد خوب ميشد اگه ما رگ بيخياليمون اندازه رگ غيرتمون كلفت بود  ، چقد خوب ميشد كه اگه يكي به يكي ديگه سر كوچه فحش ميداد ما ته كوچه به خودمون نميگرفتيم . واقعا دنياي اروم و دوست اشتني ميشد ،نه ناراحتي عصبي بود نه بيماري جسمي و روحي ، نه غصه و نه بغض  . كاش ميتونستيم ازاد زندگي كنيم با يه حرف كوچيك از كوره در نريم . به نظرتون ادمايي كه اينجوري ان ستودني نيستن ؟؟؟ مثلا فك كن نيم ساعت سر يكي داد بزني حرص بخوري فحش بدي ، اخرش اون بهت لبخند بزنه و بگه ببخشيد تقصير من بود اشتباه كردم ... ادم ميخواد اون لحظه اب شه بره زمين ،من كه هميشه ارزومه مثل نفر دوم باشم ولي متاسفانه اكثرا موفق نميشم و نفر اولم ،بعدشم فقط پشيموني و سر درد و هزارتا عوارض عصبي واسم ميمونه .

اولش بابته چند پست قبليم كه راجع به اون دختر همكلاسيم كه ليسانس هوشبري بود و بعد از 3 سال اومده دوباره كنكور بده نوشتم معذرت ميخوام . 

فعلا بي اسم عزيز واسم كامنت خصوصي گذاشت و اظهار ناراحتي كرد بابت اون نوشته ام .من خيلي ناراحت شدم از اينكه حرف بدي زدم و باعث ناراحتي كسي شدم واسه همين  رفتم دوباره پستمو با كامنتها خوندم ، ولي ديدم هيچ چيز جامعي نگفتم فقط راجع به همون دختر نظر دادم و اصلا هم نگفتم كه همه اينطوري ان ... تازه گفتم رشته به اون خوبي . .. من اگه حرفي زدم صرفا راجع به اون دختر گفتم و برداشتي كه ازش داشتم حالا همه شو نگفتم كه اينجا ،ولي متوجه شدم كه از سر بيكاري و خوش گذروني اومده كلاس كنكور

قصد توهين به هيچ رشته ،هيچ دانشگاه ،هيچ مدرسه ... رو نداشتم و ندارم .ولي واقعا برداشتهاي نا به جا زندگيمون رو بهم ميريزه گاهي وقتا كمي صبر كردن و دوباره فكر كردن بهترين كليد حل مشكله ، من از طرف خودم و كليه دوستان عزيزي كه راجع به اون پستم نظر دادن  از فعلا بي اسم معذرت ميخوام ، ما همه با هم دوستيم و خوشبختانه هنوز اونقد تو دنياي بي رحم ادم بزرگا غرق نشديم .اگه حرفي ميزنيم نه از روي كينه ست نه تخريب شخصيت ديگران . ارزو ميكنم همه كسايي كه به اين وب سر ميزنين موفقيتتون رو جشن بگيرين .

سياهچاله

خيلي جالبه اين اتفاقات تو زندگيم ، تا بحال چندين مورد اينجور واسم پيش اومده ،مثلا از يه چيز گله كردم به سرعت چيزه خوبه رو بدست اوردم ،يا مثلا يه چيز ميخوام سريعا اتفاق ميفته ، يه جورايي ميگن خدا ميكنه تو پاچه ات ،مصداق همينه منتها خداروشكر واسه من خوباش ميشه ،ديشب كه بعد از سالهاي مديد رفته بودم فيس بوك و اون اتفاق ناميمون افتاد كه پست قبلي رو زدم ،لعنت به اين فيس بوك تا 2:30 درگيرش بودم  ،حالا اتفاق جالب كه به اون پست قبلي ربط داره اينه كه يه دختره ديگه كه ميشناختم قديما و دوست پسرش جزو ادد ليستم بود و چندبار باهم چتيده بوديم رو ديدم ،2 عدد شاخ رو سرم سبز شد ، وقتي ديدم پزشكي ازاد تنكابن ميخونه ، خيلي خوشحال شدم و راستش بهش حسوديم هم شد ولي اينم فهميدم كه اگه ادم بخواد همينجام ميتونه قبول شه ، اين دختره اون وقتا دقيق يادم نيست يه رشته ي خيلي معمولي مثل منابع طبيعي و جنگلداري اينا ازاد ميخوند  بعد  دوس پسرش واسم تعريف كرده بود كه دختره 2 سال پشت كنكور مونده بعد كه اين رشته قبول شده خيلي افسرده شده ولي ديگه مجبوري رفته بود و اون رشته رو ميخوند من ديگه نزديك 2 3 سال بود خبرشو نداشتم  نميدونم ترم چند دانشگاه بود كه دوباره كنكور داده ،اما فهميدم كه زماني كه كنكور ازاد جدا بود قبول شده ،حالا كاري ندارم ،ولي اين واسم قشنگ بود كه دقيقا اون دختر اوليه رو كه ديدم فيليپينه و كلي عر زدم ....اينم با اين شرايط كه حتي چند سال پشت كنكور بود و تازه دانشگاهم رفته بود همون موقع ديدم .فهميدم واسه لذت بردن از زندگي فقط يه مسير نيست ،هزارتا راه ميون بر و پل داره ،مهم نيست  كه از چه راهي بش برسم مهم اينه كه بتونم بهش برسم .

امشب رفتم كلاس فيزيك ،اولين جلسه ، واييييي مني كه لاي فيزيك رو تاحالا باز نكردم تو كلاس كلا متكلم الوحده بودم ،يعني در اين حد فهميدم كه بيشتر از نصف جمعيت كنكوريا فقط سياهي لشكرن ،هيچي بارشون نيست . اصلا قصد توهين ندارم و كاملا مطمعنم كه شهراي ديگه خيلي فرق ميكنه ،اما بچه هاي مدارس دولتي اينجا واقعا ضعيفن ، ميگم واقعا ،يعني اصن ... از من پرسيدن كدوم مدرسه ميرفتي ؟گفتم فلان ،همه ساكت وايسادن منو نگاه كردن كه تو كه فلان مدرسه ميري چرا قبول نشدي؟؟چراديگه مياي كلاس ؟؟گفتم خب فرزانگان نبودم كه ،بعد فهميدم واقعا مدرسه غيرانتفاعي ما در مقابل مدارس اينا يه پا فرزانگانه ، دختره ماكسول رو خوند ،ماكسوول :0 ،انگستروم نميدونستن چيه ...خلاصه كه اومدم بهتون اميد بدم كه اصلا از اين خيل جمعيت نترسين ،كه رقم زياديشون واسه شوخي با كنكور اومدن 

بعدا نوشت: اي امان از اين تبعات منطقه ازاد شدن :( خداييش هر خوبي يه سري بدي هام داره ،مصداق بدي هاي منطقه ازاد هم اين اتفاقيه كه 3 روز پيش افتاد ،روبروي خونه ما خونه شون بود .الان واسش دسته اوردن قيامت. يه عالمه پسرا اومدن واسش زنجير زدن ،سومشه امروز خدا بيامرزتش دوستش با پورشه زد به فورد اين :( با 240 تا سرعت !!!!!اخه خدابيامرز هواپيما هم ميخواد تيك اف كنه اين سرعت نميره كه تو با اين سرعت اونم تو جاده هاي داغون اينجا 4:30 صبح خونواده تو داغدار كردي:( همين يه بچه هم داشتن تازه رفته بود دانشگاه ،از اون ماشين فورد به اون غولي فقط يه تيكه حلب مچاله باقي مونده . قلب ادم كنده ميشه اينچيزا رو ميبينه :( خدا به خونواده اش صبر بده .روحش شاد