
Suddenly... life has new meaning
Suddenly... felling is being
And you shine inside
And love stills my mind like the sunrise
Dreaming light of the sunrise
And you shine inside
And love stills my mind like the sunrise
Dreaming light of the sunrise
Dreaming light and...
I feel you but I don't really know you
I dreamed of you from the moment I saw you
And I've seen the sunrise in your eyes
The sky... the sea... the light
So live your dream beneath the northern horizon
Be at peace, set your heart in flight again
For the light is truth...
The light is you...
نمـیدونــَم مـنم در آینده از ایــنا میشــَم کـه وقـتـی بـه مـوفقــیت رسـیدَم وقــتی پـُشـت مـیز بـودم..
بـآ آدَمـا عــین یـه حــیوون رفـتار کــُنم؟خــودمــو گــُم کــُنم ؟؟هــرچـی از دهـنم در اومـد بشـون میگــَم؟؟
تـو ایـن 4 ســال یـونی ...نشــُد یـه درس رو بـیافـتم...یعنــی نـذاشــتم !! هـرجـا احسـاس خـطر میکــردم درسُ حــذفـش میکــردم..حــالا واسـه یـه درس 1 واحــدی!!!! بــبین بـه چـه روزی افــتادَم
کـه اسـتاد بـعد از 1 تــرم روز آخــر میگــه مـن اصـن تـورو نمیـشنـاسم ..قــیافه تـو نــدیم :)))
فکــ کــُن 5 نــفر تـو یـه گـروهـیم ..همـه در یــه سطحیــم..تمــام ِ هـم گـروهـی هـا رو میـشناسه بـه همـه میده بالای 17 بـه مـن کـه میـرسه میگـه نمــره نمیـدم..نمـیشناسـمـت ! تـو بـاید تکـی بیـای امتحــان بــدی !!!
آخــه یکـی نیـست بگـه زنــیکه بـه تمـام ِ اینـایـی کـه اینجـوری نمـره دادی گــروهی کـار کـردَن...بـآ کــُمک هـم و تقـلب از گـروه هـای دیـگه اون مــدار هـای سخـت افــزاری رو بســتن..حـالا مـَن ایــن آخــر تـرمی تکــی بیـآم جــلوی تــو مـدار ببـندَم بـرات ؟؟؟
اصـن ایـنارو ول کــُن ..
فکـر کــُن رفـتم تـو اتاق اسـاتــید..اونجــا دارَم آروم و منطـقـی بـاش صحـبـت میکــُنم...مـیدونـم کـوتاه نمـیاد و نمــره نمیده...راضـی ام حـتی الکی هـم شــُده بیـام پـای مـَدار هـا و بـراش یـه چــیزایـی ببندم
امـا داد مــیزنـه میگـه مـن کـلاسُ تحــویل دادَم ..بـایـد صــُبح مـیومدی ازت امتحـان بگــیرم...
آخــه مـَن چـیکار بـاید میکـردم بش میگـم استاد خـودتـون گفــتین 5 شـنبه هـا صـبح تـا ظهـر بــیاین..بـآز میبـینه دارَم حـرف حـق میـزنم.... عــین کـولی هـا داد میـزنه کـه حـالا دوسـت داشـتم زود تـر تعطیل کـُنم
- اسـتاد تـرم آخـرم اذیـت نکــُنین
- بـاید مـیومدی امتحـآن مـیدادی
- اسـتاد اخـه شـُما نمیدونـم چـرا میگـین منو نمیشنـاسـین..در حــالی کـه مـن بیشتـر از خـیلی از هـم گـروهـی هـام کـار کـردم
- مـن حـتی ندیـدم تـو سر ِ کـلاس دسـتت بـه سـیم هـا خـُرده بـآشه
- مـن دسـتم بـه سیم هـا نخـوورده؟؟ اسـتاد مـن کـه همـش میـومدم پـای مـیزا همـه وسایل مـدار هـا رو مـَن مـیبردم واسه گـروه ...آی سی رو مـَن خـریده بـودم و ....
- نـه بـآ مـَن بحـث نکــُن بـاید مـیومدی امتحـان مـیدادی...
- امـا اصن منصـفـانه نـیس... نمـیخوام خـودمـو بـا بقیـه مقـایســه کـُنم امـا واقعـآ سطحـم هـم سطح هـم گـروهـی هـام بـوده همـه تـو یـه شـرایط بـودیم :)
- آره..کــُل کـلاس دُخـتر خـاله هـای مــَن بـودن دوسـت داشـتم بهـشون نمــره بـدم ..بـه تـو نمـیدَم ...
:))))))
بحــث بـی فـایده بـود .. حـالمم خـوب نـبود فقـط بـه خـاطر اون و نمـره ام اومـده بـودَم یـونی.....اینــقد داد وبـیداد کــرد که استـادای تـرم قـبلم اومـدن واسـطه شــُدن
و ایـن عـقده ای بــیشتر حـرصش گـرفـت و جــلو اون همـه اسـتاد بـا جــیغ گـُفت :
" بــرو بـیرون دسـتم داره ازت مــیلرزه "
:((((( تــو عمـرم انقد احـساس حـقارت نکــرده بـودم....جـلو اون همـه استادام خجــالت کـشیدم...
پــــووووف دیـگه نمـیرم سمـتش...
دیـگه خـودمـو کـوچیــکـتــر از ایـن نمیکــُنم..هـنوز نمـیدونـم مـیندازتــم یـا نــه ... آخـه از ایـن استـاداسـت کـه هـر تـرم همـه نمـره هـاش بـالای 17 است
امـا دیــگه چـونه نمــیزنم
حــداقل اگـه بیـافتم بـا عــذت میــافتـم نـه بـا ذلت
نـــه ؟؟؟؟
:|
+ کـلا کتک خـورَم ملسه :))) :-< تـا ببینـیم خــُدا چـی میخـواد
+ anathema - dreaming light
+ 10 روز تــا امتحــانات باقی مـونده.....
+ ویــش مـی لاکــــ
+ مـن چـند بـار بـاید بگـم لباس مـلوسیمـو بـه کـسی نمـیدم ؟؟ بـآو جمـع کــُنین ایـن کـامنتاتـون ُ
بـیب بیب