صبر و رضا
صبر و رضا هردودرجات عاليه تقرّب به خدا يند ودركنارهم به فردكمال مي دهندوبال پروازمي بخشند.نه تنها صبردر برابر مصيبتها بلكه رضا به قضاء الهي وبرتر از آن عشق به خواستة الهي در وجودآقا ابي عبدلله (ع) وياران باكرامتش درصحنه صحنه كربلا موج ميزد. چنانكه حضرت باشكيبائي در برابر مصيبتها به خدا عرض مي كرد:
الهي رضا بِرضائِكَ وَ صَبراً لِبَلائِك وَ تَسليماً لِقضائك لا مَعْبود سواك يا غياثَ المُسْتَغيثين : 43
مي دانيدكه غم و مصيبت از ابتداي كودكي با امام حسين (ع) مأنوس بود تا او رادر تب و تاب آن مهيّاي كربلا سازد و درجات صبر و رضا را به اوببخشد.تاهمچون نوح كشتي غم راازميان امواج متلاطم دشت پربلا به ساحل عبور داد .
اول غم رحلت جانسوز جدّش رسول خاتم (ص)بود كه آغوش گرم محبتش رادركودكي ازاوجداكرد.دوم غم جانسوز شهادت مادرش زهرا (س)وماجراي تلخ فدك وكوچه بني هاشم بود كه چه جانسوزدركنج خانه دلش نشست .وديگر غم طاقت فرسا و غريبانه پدربزرگوارش بود كه آتش به خرمن جواني اش زد.وبالاخره شهادت مظلومانه برادر بزرگوارش امام حسن مجتبي(ع)وآن خاطره جانسوزتشييع جنازه اش كه همه وهمه ان وجود نازنين را د ركورة داغ مصيبتها آبديده ساخت.
آسان كشد به ساحل مقصود درخت بخت آن نا خدا كه سختي دريا كشيده است
آري پذيرفتن و حتي تصور آنهمه شكيبائي چه بسيار سخت است چه رسدبه ديدن وچشيدن مصيبتهائي كه مخصوصادريك روزآنهم درطول چندساعت دركربلا متوجه حضرتش شدكه نه تنها درمقابل آن كمر خم نكرد بلكه هر لحظه بر اراده و استواريش افزود و زمزمة صبرووصل ورضا و عشق به لقاء محبوب رادر او بيشتر كرد . وبدرستي سزاواراست كه چنين صبري ملائكه آسمان را به شگفتي وادارد :
" وَ لَقَدْ عَجبت مِنْ صَبْرك مَلائكه السَموات "44
شبتاراست ره وادي ايمن در پيش آتش طور كجا موعد ديدار كجاست
حافظ از بــاد خــزان در چـــمن فـكر معقول نما تا گل بيخاركجاست
آري.حضرت در اين وادي سلسه جنبان قافله صبر ونقطة ثقل و پناه ياران و وصبوري بخش بازماندگان وپيام آوران و كاروان غم كربلا ازجمله ام المصائب زينب(س)وسجادقافله وچون كوهي استوار بودكه به همه استواري و با روحي بلند و وسيع دلهاي تفتيده وداغديده را تسلي مي بخشيد بودتااين قافله را به سر منزل مقصود هدايت كنند.
يــكي درد و يــكي درمــان پسنـدد يكي وصل و يكي هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران پسنــدم آنچه را جــانـان پسندد
ونيز بدنبال همين استواريها ودلداري ها بود كه زينب سلام الله عليها در همه فراز و نشيبها مقاوم و پايدار ماند ودر مجلس ابن زياد با شكوه و جلالتي خاص به ايراد سخناني آتشين پرداخت و اين مصيبتها را امتحاني بس بزرگ و تقديري ازناحيه حضرت حق وزيبايي محض مي دانست.
عزاداري وپيام رساني
عزاداري ابي عبدلله (ع) ريشه در اعماق تاريخ دارد چنانكه انبياء عظام و حتي ملائكه آسمان هر كدام بنحوي براي آن حضرت اقامة عزا كردند .وبنا بر روايات بعدازواقعه عاشورا وشهادت حضرت هوا تاريك و غبار سياه آسمان كربلا را فرا گرفت و سنگريزهها و حتي ماهي دريا ونيز آسمان چهل شبانه روز براي حضرت گريستند .
"انَّ السماء بكي عَلي مَصاب الْحُسين اَربَعين صَباحاً" 45
اي در غم تو ارض و سماء خون گريسته ماهي به دريـا و عرش به هامون گريسته
از حــياي ديدة تــو ديــدة آب گريست و ز غم تو كرببلا اندر تب و تاب گريست
عزاداري براي آن حضرت بعنوان يك سنت ديرينه وامري ازناحيه خدا ورسول (ص) است. چنانكه حضرت بوسه بر لبان و حلقوم مبارك حسين(ع) ميزد و ميگريست و ميفرمود :
" انّي اقبل مواضع السيّوف "46 وبه دخترش زهرا(س)درباره اهميت عزاداي براي حسين (ع) فرمود : " يا فاطمه كُلّ عَيْن باكيَه يَوم الْقيامَه اْلاعين بكت عن مَصاب ا لْحسين فانها ضاحكه مستبشره بنعيم الجنه"47
فاطمه جان هر چشمي روز قيامت گريان است مگر چشمي كه بر مصائب حسينم بگريد و آن فرد در قيامت به بشارت بهشت و نفحات آن خندان و شادمان خواهد بود .
ونيزپدربزرگوارش براي او اقامه عزامي كردچنانكه يك صحنه معروفش بنابرنقل وقتي بودكه در راه صفين به همراه يارانش به سرزمين نينوا (كربلا)رسيدندودستوردادقدري تامل كنند.پس آنگاه برزمين نشست ودستان مباركش را بر خاك گرم آن ديار نهاد و گريست . وچون اطرافيان ازحضرت علت راجويا شدند فرمود :"ههنا مناخ ركابهم ومسفك دمائهم ومحط رحالهم "48اينجاهمان جايي است كه فرزندم حسين (ع) به همراه ياورانش به شهادت ميرسند و خون تا ركابشان را فرا خواهد گرفت ...
علاوه براين مادربزرگوارش حضرت زهرا(س)بنابرتاكيدات والهامات رسول خدا(ص) از كنار گهواره تا لحظه شهادت باذكرغربت ومظلوميت حسين(ص) براي اواقامه عزامي كرد وبه دخترش زينب(س)سفارشات لازم براي همراهي بابرادرش دركربلا مي نمو د.
وخود حضرت نيز بارها در طول مسيركربلا وباديدن صحنه هايي كه علا متي گويااز پيشگوئي هاي جدوپدربزرگوارش مبني بروقوع حادثه اي عظيم بود ازجمله باديدن نامه عبيدالله -شنيدن خبرشهادت مسلم وهاني وبستن راه كاروان توسط لشكرحركه نقل است آيه استرجاع برزبا ن جاري مي كرد.و در شب عاشورا بابسته شدن آب در جمع ياران وبارها دركنار اهل حرم محفل عزا بپا مي كرد و با فرزندانش وداع مي نمود و طبق نقل به چهره يك يك جوانان بني هاشم مينگريست و مي گريست :"
"فَنَظَر اليهم ثُمَّ بكي ساعَهً" 49 وازاهل حرم مي خواست كه براي او بگريند ومخصوصا خواهرش زينب (س) و فرزند بزرگوارش زين العابدين(ع) را مامورساخت كه بعدازشهادتش به ذكرمصيبتهاي اودرمنزلگاههاي مسيراسارت بپردازندتانداي مظلوميت آ نهارابه گوش همگان ازجمله شاميان غفلت زده برسانندوبابرپايي محافل عزاوتشويق شيعيان به اين امرپيام عاشوراء رابه آيندگان منتقل سازند...
ومخصوصاخطاب به شيعيان سفارش وتاكيد مي كرد كه بابرپايي چنين مجا لس عزا به احياء امراو بپردازند.
و در پيامها ونامه ها و نوشتههايش به شيعيان ازآن بعنوان استوانه پيامهاي عاشورائي معرفي ميكرد و مي فرمود:" انا قتيل العبره قتلت مكروباً فلا يذكرني مؤمن ا لّا بكي "50من كشته اشكم و به بدترين وضع كشته ميشوم پس مومني بياد من نميافتد مگر آنكه بگريد .
بنابراين عزاداري ابي عبدلله (ع) و گريه بر اوريشه در نهاد ديني و اعتقادي ما داردومطابق روايات متعدد حامل آثاروبركات فراوان است .ازجمله آنكه دلها را صيقلي و چشمها را روشني مي دهد و جانها را تعالي ميبخشدو ماهيت آن روح حماسي و ظلم ستيزي به حقطلبان عطا ميكند و درهاي رحمت و كرم الهي را بر همگان ميگشايد .
ولذاحسيني بودن و حسيني زيستن همواره با نام و ياد او و احياي مجالس عزايش ، تحقق مييابد و بايد اذعان نمود كه اغلب حماسههاي تاريخ اسلام از اين نقطه سرچشمه و قوّت گرفته و پويايي اين روح متعا لي دربرپايي همين مجا لس واقامه عزانهاده شده و تا نام و ياد آن حضرت با عشق و محبّت دردلها وزبانها جاريست آموزههاوپيامهاي آن قيام خونين ماندگار وجاودانه درميان نسلهاباقي است.
براين اساس نقل است كه بعد از شهادت آن بزرگوار و ياران كرامش خيمه گاه غرق عزا و همه بازماندگان سيه پوش گشته نالههاي جانسوزسرداداند .وطبق نقل يكي از شروط و خواستههاي اصلي امام سجاد(ع) از ابن زياددرآغازمسيراسارت آن بود كه فرد مومني رابه دنبال كاروان بفرستد تا زمينه براي اقامه عزا و سوگواري براي مصيبت ديدگان در منازل مختلف فراهمباشد. و به خواسته خدادشمن اين شرط را پذيرفت و نعمان بن بشير را بنا بر خواستة خود حضرت بدنبال قافله فرستاد .ودر طول مسير اسارت هركدام به طريقي به عزاداري وبيان ابعاد مظلوميت شهداء وسالارشهيدان كربلا پرداخته وبدينوسيله زمينه براي رسوايي دشمنان وتنويراذهان نسبت به حق وباطل فراهم ساختند .
بشير كه خودمحب اهل بيت(ع)بود چنان تحت تأثير اين مجا لس وعزاداري ها مخصوصا سخنان امام سجاد وزينب وام كلثوم(سلام الله عليهم)درطول مسيرومنزلگاههاقرار گرفته بود كه به شدّت ميگريست و آنگاه كه به همراه كاروان به مدينه رسيد زودتر از آنها به ميان مردم رفت و با ناله هايي جانسوز اهل مدينه را باقصيده اي بلند وسوزناك ازوقوع چنين مصيبتي عظمي خبردارساخت كه دوبيت ازآن چنين است:
يا اهل يثرب لا مقام لكم قتل الحسين فارمعي مدرار
الجسم منه بكربلا مضـرّج و الرأس منه علي الداريداراً51
هان اي اهل مدينه ديگر جايي از براي ماندن شما باقي نمانده چرا كه حسين كشته شد پس جامهها را چاك بزنيد كه جسم پاكش در كربلا پاره پاره شد. و سر مباركش برسر دار ( ني ) اينك گردانده ميشود .
مردم مدينه باشنيدن اين خبرمضطرب و گريان ازخانه هابيرون دويدندو صدابه شيون وناله بلندكرده اجتماعي عظيم گردآوردندتا به استقبال اين كاروان مصيبت زده بشتابند.خدا مي داندكه بارسيدن اين قافله چه و لوله اي در مدينه بر پا شد وچه شيون وناله هايي كه به آسمان رفت وزنان مدينه چگونه دختران مصيبت زده پيغمبررادرپرده وپرگرفتندومردمان چگونه زين العابدين بيماروغمباررا درآغوش كشيدندوخدامي داندچه قيامتي برپاشد.راستي اين مردم كجابودندكه به نداي استغاثه و غربت مولايشان دركربلا پاسخ دهند؟وچراكسي نبوددرطول راه اسارت خارمغيلان ازپاي دختران حسين(ع) برداردورقيه سه ساله رابه كاروان برساند؟
وازآنجابودكه كم كم خبر به همه جا سرايت كردو مجالس عزابگسترش يافت. چنانكه تاجائيكه در روزاربعين جمعيت انبوهي ازاطراف واكناف عالم به سوي قبورمطهرشهداء كربلا وسالارشهيدان حسين(ع) شتافتند. خيمه امام سجاد (ع) بر پا شدجمعيت كنار حضرت گرد آمدند و همه به تسلاي او پرداخته بوسه بر دست و پايش ميزدند. مردان صدابه شيون بلند كردهو صيحه ميزدند و زنها صورت ميخراشيدند. دراين ميا ن چيزي كه بيش از همه توجه عزاداران رابخودجلب مي كرد نالههاي جابر بن عبدالله انصاري تنها صحابي بازمانده رسول خدا(ص) و زمزمههاي او با قبر حبيبش حسين (ع) بود كه باگريه وشيون به نقل خاطرا ت محبت آميزوپيشگوئيهاي پيغمبر(ص) درخصوص امام حسين(ع)ووقوع چنين حادثه اي مي پرداخت. وبدينوسيله باگسترش مجالس عزا بنيان مكتب عزاداري ابي عبدالله(ع) درسراسرعالم برپا شدوحق منجلي وباطل خوارورسوا گشت وبالاخره بااين طريق همواره زمينه براي سقوط ونابودي بني اميه ويزيدهاي زمان فراهم گرديدو.....
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است باز اين چه نوحه و چه عزاو چه ماتم است
باز اين چه رستــخيز عظيم است كز زميــن بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم اســـت
جــن و ملك بر آدميــان نوحــه ميـكننــد گويــا عــزاي اشــرف اولاد آدم اســـت
گويــــا طلوع ميكنـد از مغـرب آفتاب كاين چنين ولوله در اطـراف عالـم اســـت
منابع و مآخذ :
1-تاريخ ابن عساكر ج : 4 ص : 148و699
2-ارشاد القلوب ديلمي ص : 249
3-تاريخ ابن عساكر ج : 4 ص : 165
4- بنقل ازكتاب "درسي كه حسين به انسانها آموخت "عبدالكريم هاشمينژادص: 447آنهم بنقل ازاسد الغابه في شرح حال ا لحسين
5-لهوف ص : 10 و مناقب خوارزمي ج : 1 ص : 184
6- فهرست منتهي آلمال علامه مجلسي ج : 1ص: 379وناسخ التواريخ ج : 3 ص: 119
7-فضل خوارزمي ج : 2 ص : 59
8- سوره بقره آيه193
9- تاريخ طبري ج : 4 ص : 306
10-شرح نهج البلاغه ج : 1 ص : 339
11-.سوره بقره آيه 238
12 - ارشاد القلوب ديلمي ص: 331
13 - لهوف ابن كاووس ص : 95
14- تاريخ جعفري ج : 1 ص : 321 –مقتل خوارزمي ج : 1 ص : 2407
15-مضمون بنقل از"موسوعة كلمات الحسين "ص : 447
16-مضمون بنقل از مثير الاحزان ابن نما ص : 33
17-مضمون بنقل از"معالي السبطين" ج : 2 ص : 402
18-" مقتل خوارزمي " ج : 1 ص : 353
19- موسوعة كلمات الحسين ص : 422
20- بحار الانوار ج : 44 ص : 329
21- اسد الغابه في شرح حال الحسين ص121
22- بنقل از مقتل خوارزمي ص 184
23-وقعه الطف ص : 206
24- تاريخ طبري ج : 4 ص : 314
25-نقل مضمون ومتن از"ا لملهوف علي قتلي الطفوف" ص : 142
26-سوره بقره آيه156
27-لهوف سيد ابن طاووس ص : 95
28- سوره انفال آيه 8
29- تاريخ طبري ج : 4 ص : 314
30- سوره بقره آيه249
31-صحيفة نور ج : 9 ص : 57
32- تاريخ طبري ج : 4 ص : 305
33- سوره آل عمران آيه173
34- موسوعة كلمات الحسين ص : 378
35-مقتل حسين مقرّم ص : 357
36-مضمون بنقل ازكتاب ابواء الشهداء ص : 150 و 118
37-سورة نحل آية 91
38- بحار الانوار ج : 45 ص : 35
39- اعيان الشيعه ج : 1 ص : 601
40-منهاج الدموع ص : 327 و بحار الانوار ج : 45 ص : 241
41- تاريخ طبري ج : 4 ص : 305
42- اعيان الشيعه ج : 4 ص : 297
43- حماسه سازان كربلا ص : 122
44- ذريعه النجاه ص : 145 و الحسين و بطله كربلا ص : 22
45- تاريخ ابن اثير ج : 3 ص : 288
46- لهوف ص : 35 و تذكره ص : 250
47-اللهوف ص : 28 و كامل الزيارات ص : 75
48-تاريخ ابن اثير ج : 3 ص : 288
49-بحار الانوار ج : 44 ص : 293
50-كامل الزيارات ص : 109