دوفتوای جنسی ازعلمای وهابیت! +عکس

دو تن از علما سرشناس وهابیت در فتوی جدا گانه ای دو امر غیر اخلاقی واسلامی را از نظر شرعی مجاز دانستند.
شیخ «عیسی بن صالح» مفتی سرشناس وهابی در جدید ترین فتوای خود اعلام کرد: جایز است افرادی که از ناتوانی رنج می برند، فیلم های غیراخلاقی مشاهده کنند، به شرط اینکه بازیگران آن مسلمان باشند!
 
از سوی دیگر شیخ «جاسم السعیدی» مفتی سرشناس وهابیون بحرین نیز در فتوایی نسبتا مشابه گفت: همان طور که قبلا هم اعلام کرده بودم، اگر هدف بر طرف کردن کمبود بودجه و ناتوانی اقتصادی بحرین باشد، فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی به اندازه مورد نیاز، البته با اجازه ولی أمر، جایز است
 
این فتاوی در صورتی از علمای وهابی صادر می شود که به وضوح مخالف ایات شریفه قران است زیرا خدا وند متعال در قرآن می فرماید:

یسئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکبرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَ یسئَلُونَک مَا ذَا ینفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکُمُ الاَیتِ لَعَلَّکمْ تَتَفَکَّرُونَ‏.
در باره شراب و قمار، از تو می‏پرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، و[لی‏] گناهشان از سودشان بزرگتر است. » و از تو می‏پرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندی خود] را.» این گونه، خداوند آیات [خود را] برای شما روشن می‏گرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید.

یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سکَرَی حَتی تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلا عَابِرِی سبِیلٍ حَتی تَغْتَسِلُوا وَ إِن کُنتُم مَّرْضی أَوْ عَلی سفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائطِ أَوْ لَمَستُمُ النِّساءَ فَلَمْ تجِدُوا مَاءً فَتَیمَّمُوا صعِیداً طیباً فَامْسحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُواًّ غَفُوراً
ای کسانی که ایمان آورده‏اید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که بدانید چه می‏گویید؛ و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] -مگر اینکه راهگذر باشید- تا غسل کنید؛ و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکی از شما از قضای حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‏اید و آب نیافته‏اید، پس بر خاکی پاک تیمّم کنید، و صورت و دستهایتان را مسح نمایید، که خدا بخشنده و آمرزنده است.ودرخصوص نگاه به نامحرم خداوند در قرآن به حرمت اینگونه عمل اشاره دارد( قل للمومنین  یغضّوا من ابصارهم )؛ « به مومنان بگو : چشم های خود را ازنگاه به نامحرم فرو گیرند».
 


منبع:افق نیوز

علت عجیب حرام بودن کفتر بازی از نظر وهابیت!

دکتر« ابو البراء» مفتی وهابی سلفی با صدور فتوایی عجیب اعلام کرد: تربیت کبوتر در پشت بام حرام است، زیرا باعث سوء استفاده از کودکان می شود. در این فتوا آمده است: منحرف به کودکان می گوید: آیا می خواهی کبوتر را در پشت بام منزلمان ببینی؟ سپس فاجعه رخ می دهد!!!

این فتوای عجیب اولین فتوا نیست چرا که مفتی های دیگر سعودی نیز از این فتواهای عجیب همچون حرام بودن استفاده از کولر در هنگام نبودن همسر صادر کرده اند؛ برخی از شخصیت های عربستانی معتقدند که فتواهای عجیب از سوی برخی مفتی ها برای ایجاد شهرت صادر می شود و هیچ مبنای شرعی و دینی ندارد.

.

عجیب ترین فتوای وهابی: کولر برای زن حرام است! +عكس

به گزارش پايگاه خبري شبكه العالم، علماي وهابي در چند سال اخير، علاوه بر فتواي تحريم گروه هاي مختلف و مذاهب مخالفشان، اقدام به صدور فتواهاي مضحكي كرده اند، که با هيچ منطقي قابل تفسير نيست.

در آخرين نمونه از اين گونه فتواها، يكي از سلفي هاي وهابي كه بر روي صفحه تويتر، خود را " علامه ابوالبراء " مي خواند، با صدور فتوايي اعلام كرد: روشن كردن كولر براي زن، در غياب شوهر حرام است.

اين علامه سعودي در توجيه اين فتوا تاكيد كرد: اقدام زن در روشن كردن كولر در غياب شوهر، مساله اي بسيار خطرناك است و مي تواند به رواج فحشا در جامعه بيانجامد.

وي افزود: وقتي زني در غياب شوهر خود كولر خانه را روشن كند، ممكن است همسايه متوجه شود كه زن در منزل است و به همين سبب مرتكب زنا و فحشا شود.

 

عکس دیدنی و بسیار ناراحت کننده از پیکر مبارک “حجر بن عدی”

تصویر منتشر شده از پیکر مبارک حجر بن عدی توسط شبکه الغوطه الشرقیه

عکس بسیار ناراحت کننده از صحابه امام علی (ع)

اللهم عجل لولیک الفرج

تصویری در شبکه خبری الغوطه الشرقیه که وابسته به معارضین سوری است منتشر شد که منتشر کنندگان آن مدعی شدند تصویر پیکر مبارک “حجر بن عدی” می باشد.

به گزارش عماد نیوز، پس از انتشار خبر حمله سلفی ها و وهابیون افراطی به مرقد مطهر “حجر بن عدی” و ربودن پیکر مطهر یاور امیرالمومنین (ع)، تصویری در شبکه خبری الغوطه الشرقیه که وابسته به معارضین سوری است منتشر گردید که ادعا شده است این تصویر متعلق به پیکر مبارک “حجر بن عدی”، از صحابه رسول خدا (ص) و امیرالمومنین (ع) می باشد!

لعنت بر وهابـیـون بی همه چیز

لعنت بر وهابـیـون بی همه چیز

لعنت بر وهابـیـون بی همه چیز

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

آموزش کودکان توسط تروريست هاي وهابي براي کشتن شيعيان

در جديد ترين جنايت تروريست هاي وهابي روز جمعه يک گروه تروريستي کودکي را در حاليکه به بريدن سر شيعيان و علويان با چاقو تشويق مي کرد در شهر ادلب سوريه مي چرخاندند.

به گزارش «شيعه نيوز»، تروريست هاي وهابي به پيروي از رهبران خود از جمله "ابو محمد الجولاني رهبر جبهة النصرة" شعار شيعه کشي سر مي دهند.

در جديد ترين جنايت تروريست هاي وهابي روز جمعه يک گروه تروريستي کودکي را در حاليکه به بريدن سر شيعيان و علويان با چاقو تشويق مي کرد در شهر ادلب سوريه مي چرخاندند.

به گفته شاهدان اين گونه حرکات مغرضانه و تحريک آميز بيش از يک سال است که در مناطق گوناگون سوريه به وقوع مي پيوندد.

در اقدامي مشابه در روستاهاي "کفرية" و "الفوعة" صدها وهابي در حاليکه پرچم هاي القاعده را در دست داشتند پشت سر کودکي که مردم را با اشعاري به بريدن سر شيعيان و علويان تشويق مي کرد، حرکت مي کردند. به گفته شهروندان سوري اين کودکان حتي مضمون اشعاري که مي خوانند را نمي فهمند و اشعار را طوطي وار بر زبان جاري مي کنند.

بديهي است اينگونه اقدامات سازمان دهي شده، سندي بر انحطاط سياسي و اخلاقي تروريست هاي وهابي است.

مفتي وهابي: نزديکي با دختر 3 ساله هم جايز است!

به گزارش شيعه آنلاين، تاکنون بارها و بارها چهره ها و مفتي هاي سرشناس وهابي با صدور فتواهاي عجيب جنسي، چهره نهفته و واقعي فرقه ضاله و ساختگي وهابيت را نشان داده اند.
 
از فتواهاي ازدواج با زنان باردار و دختران در سوريه گرفته تا سوء استفاده جنسي از دختران عراقي پس از حمله آمريکا، همه و همه نمونه هايي چند، از ده ها فتوا و رخداد غير اخلاقي وهابيت است.
 
اما در جديد ترين رسوايي اخلاقي يکي از مفتي هاي سرشناس وهابيت، شيخ «ياسر برهامي» از سلفي هاي مصر در يک برنامه زنده تلويزيوني از جايز بودن نزديکي با دختران 3 ساله سخن گفت.
 
وي که در شبکه ماهواره اي "دريم" سخن مي گفت، در ادامه افزود: دين اسلام اجازه داده که از سن 3 سالگي با دختران نزديکي شود. بنده اين فتوا را بر اساس آيات قرآن کريم صادر کرد ام.
 
گفتني است بلافاصله پس از مطرح شدن اين اظهارات توسط «ياسر برهامي»، اعتراضات و انتقادات شديد متوجه وي شد و در صفحات سايت هاي اجتماعي بحث هاي جنجال برانگيزي در اين باره به راه افتاد و متأسفانه مدافعان حکومت سکولار که مخالف حکومت ديني و دولت هاي اسلامگرا هستند، اين اظهارات را بهانه کرده تا اسلامگرايان را مورد هجمه قرار دهند.

رهبر ارتش آزاد: دستور مستقيم کشتار شيعيان عراق صادر شد

الشمالي گفت: برخي از تروريست هاي ارتش آزاد دستور مستقيم از مقر مرکزي در عربستان سعودي براي رفتن به عراق و کمک به مخالفان دولت عراق در الانبار دريافت کردند، و از طريق اربيل وارد خاک عراق شدند.


به گزارش «شيعه نيوز»، " طارق ابو حذيفه الشمالي" سخنگوي گروه تروريستي ارتش آزاد؛ اعلام کرد: ما نيمي از نيروهاي خود را براي مبارزه با رهبري شيعه به عراق اعزام کرديم، زيرا آنها سني ها را مورد ظلم و ستم قرار مي دهند!

الشمالي افزود: برخي از تروريست هاي ارتش آزاد دستور مستقيم از مقر مرکزي در عربستان سعودي براي رفتن به عراق و کمک به مخالفان دولت عراق در الانبار دريافت کردند، و از طريق اربيل وارد خاک عراق شدند.

 وي هم چنين فاش کرد: ما دستور مستقيم کشتار شيعيان و اخراج آنها از عراق را داريم، به خصوص پيروان جبهه صدر و حکيم که اکثريت شيعيان عراق را تشکيل مي دهند.

طارق الشمالي در پايان گفت: ما با اجراي نقشه اي قصد داريم مالکي را محاکمه نظامي کنيم تا عبرتي براي ديگران باشد!.

صدور فتواي جهاد عليه حکومت سوريه توسط مفتي وهابي

وي در فتوايش؛ که محمد عبدالمجيد الزنداني فرزندش از طريق فيسبوک منتشر کرده، مي گويد: برادران ما در سوريه محتاج دعاي ما و کمک هاي سياسي، رسانه اي، معنوي و مادي از جمله غذا، دارو، سلاح و سرباز هستند.


به گزارش«شيعه نيوز»، عبدالمجيد الزنداني؛ مفتي وهابي يمني جهاد در سوريه را، امري شرعي دانست و از دولت هاي مجاور سوريه خواست به کمک مجاهدان [به زعم او] بشتابند.

وي در فتوايش؛ که محمد عبدالمجيد الزنداني فرزندش از طريق فيسبوک منتشر کرده، مي گويد: برادران ما در سوريه محتاج دعاي ما و کمک هاي سياسي، رسانه اي، معنوي و مادي از جمله غذا، دارو، سلاح و سرباز هستند.


 

منبع

جلوگيري مفتي هاي وهابي ليبي از ورود شيعيان به اين کشور

منابع غير رسمي گزارش دادند: اين اقدام ليبي به دليل جلوگيري از ورود شيعيان برخي کشورها از جمله ايران و سوريه از ترس انتشار مذهب تشيع در اين کشور صورت مي گيرد.


به گزارش «شيعه نيوز»، ليبي در يک اقدام ناگهاني اعلام کرد ورود افراد خارجي از طريق مرزهاي خشکي ليبي با مصر، به جز مليت مصري ممنوع است.

"مجدي العرفي"؛ سخنگوي رسمي وزارت کشور ليبي گفت: از اين پس خارجي ها مي توانند با گرفتن ويزا از طريق مرزهاي هوايي به اين کشور وارد شوند. وي در خصوص اين تصميم ناگهاني دولت ليبي هيچ اظهار نظري نکرد.

اما منابع غير رسمي گزارش دادند: اين اقدام ليبي به دليل جلوگيري از ورود شيعيان برخي کشورها از جمله ايران و سوريه از ترس انتشار مذهب تشيع در اين کشور صورت مي گيرد.

لازم به ذکر است؛ "شيخ صادق الغرياني" از مفتي هاي کشور ليبي، از پخش کتب شيعي ميان جوانان اين کشور خبر داد.

با اين حال فعالان سياسي در يک اقدام افشاگرانه اعلام کردند: اين يک بازي سياسي است. همچنين يک روزنامه نگار ليبيايي که نخواست نامش فاش شود، گفت: نشر افکار تشيع و کتاب شيعي، دروغ است... اين يک سناريو براي خراب کردن شيعيان است.

به آتش کشيدن منازل شيعيان توسط تروريست هاي وهابي در عراق

الدايني؛ در توضيح اين مطلب گفت: وهابي هاي افراطي منازل ساکنان روستايي در شرق بعقوبه را آتش زده و بسياري از ساکنان آن را آواره کردند. وي افزود: اگر دولت عراق به اين موضوع رسيدگي نکند آتش اين اقدامات ممکن است به ديگر مناطق نيز کشيده شود.

به گزارش«شيعه نيوز»، گروه هاي وابسته به القاعده در يک اقدام جنايتکارانه منازل شيعيان بعقوبه و برخي توابع آن را آتش زدند و ساکنان آن را آواره کردند.

"ناهده الدايني"؛ نماينده مردم بعقوبه عراق، روز يکشنبه خواستار تشکيل پرونده اي در خصوص اين جنايت و رسيدگي فوري به آن شد تا سناريوي خشونت فرقه اي سال 2006-2007 بار ديگر تکرار نشود.

الدياني؛ در توضيح اين مطلب گفت: وهابي هاي افراطي منازل ساکنان روستايي در شرق بعقوبه را آتش زده و بسياري از ساکنان آن را آواره کردند. وي افزود: اگر دولت عراق به اين موضوع رسيدگي نکند آتش اين اقدامات ممکن است به ديگر مناطق نيز کشيده شود.

مناطق تابعه بعقوبه در روزهاي  اخير بارها شاهد اينگونه اقدامات  بود، و گروه هاي تروريستي وهابي که از کشورهاي ديگر وارد خاک عراق شده اند، منازل شيعيان را آتش زده و هزاران شيعه را آواره کردند.

لازم به ذکر است طي سالهاي 2006 و 2007  تروريست هاي وهابي، هزاران نفر از مردان اين منطقه را  کشته و زنان آنها را به اسارت بردند.

مفتي وهابي: همکاران بي‏نماز خود را بکشيد!

يك مفتي وهابي سعودي در پاسخ سوالي درباره افراد تارك‌الصلاة و وظيفه افراد در مقابل آنان مدعي شد كه اين افراد را بايد دور كرد و اگر توبه نكردند كشتن آنان نيز واجب است


 در جديدترين فتواهاي منتشر شده از مفتي‌هاي وهابي عربستان سعودي، قتل فردي كه نماز نخواند و از اين كار خود توبه نكند، واجب اعلام شد.

پايگاه خبري العربيه نوشت: اخيرا فتواي شيخ صالح الفوزان را كه در آن قتل همكار تارك‌الصلاة واجب شمرده شده ، در پايگاه هاي اينترنتي و اجتماعي منتشرشده است.

العربيه افزود : تاريخ انتشار فتواي اوليه فوزان در پايگاه اينترنتي يوتيوب دسامبر سال 2009 است كه در پاسخ به سوالي درباره شيوه رفتار با كارمند و همكاري كه نماز نمي‌خواند، صادر شده است ؛ اما اطرافيان شيخ بارديگر فتواي او را در سطح گسترده اي دراينترنت منتشر کرده اند.

اين مفتي كه عضو هيئت عالي علماي عربستان سعودي است، در پاسخ به اين فتوا گفت: كسي كه نماز نمي‌خواند طبق اين حديث كه ميان بندگي و كفر، ترك نماز است، مسلمان نيست. ادله از كتاب و سنت بر كافر بودن تارك الصلاة بسيار است.

اين مفتي در پاسخ به اين استفتاء كه «رفتار ما بايد با فرد تارك الصلاة چگونه باشد؟»، گفت: بايد او را دور كرد بلكه اگر توبه نكرد و بر نماز مراقبت نكرد، كشتن وي واجب است... او توبه مي‌كند و اگر توبه نكرد و نماز را ترك كرد، كشته مي‌شود... استخدام كردن اين فرد از اساس غلط است زيرا كفار بر امور مسلمانان ولايت ندارند و الگويي مي‌شوند براي ديگران.

شيخ صالح بن فوزان بن عبدالله الفوزان، متولد 28 سپتامبر سال 1935 و عضو هيئت عالي علماي عربستان سعودي ، مجمع فقهي مكه مكرمه ، كميته ناظر بر مبلغان حج و كميته دائم پژوهش‌هاي علمي و استفتاءات و امام و خطيب و مدرس مسجد جامع شاهزاده متعب بن عبدالعزيز آل سعود در الملز است.

چندي پيش شيخ "عبدالرحمن البراك " از مفتي‌هاي اعظم عربستان، با حرام اعلام كردن رانندگي براي زنان سعودي، براي زناني كه اقدام به رانندگي كنند، آرزوي مرگ كرده بود.


منبع

اولين عالم شيعه که عليه وهابيت کتاب نوشت

 

مرجعيت شيعي پس از سيد بحرالعلوم به شيخ جعفر کاشف الغطاء سپرده شد. در زمان زعامت کاشف الغطاء او در چهار جبهه به مبارزه پرداخت. دو نحله فکري و دو جبهه جنگ.
مبارزه با اخباري گري


وي از شاگردان وحيد بهبهاني بود. وحيد بهبهاني آغازگر مبارزه با تفکر اخباري‌گري در فقه شيعي بود و توانست دوباره به تفکر اصولي رونق دهد. پس از وحيد شاگردان وي هم‌چنان اين مبارزه را ادامه دادند. در زمان کاشف الغطاء ميرزا محمد اخباري پرچمدار تفکر اخباري بود و با توجه به تسلط در علوم غريبه به درگاه فتحعلي شاه قاجار نيز راه يافته بود. ميرزا محمد چند کتاب در رد کتب اصولي نوشت و به فقها غيراخباري دشنام و توهين مي‌کرد. شيخ جعفر کاشف الغطاء در برابر اتهامات و ادعاهاي ميرزا محمد کتابي در رد وي نوشت به اسم کشف الغطاء عن معايب ميرزا محمد عدو العلماء. اين کتاب غير از آن کشف الغطاء معروف شيخ است که در فقه نوشته شده است. پيش از اين نيز کاشف الغطاء کتاب حق المبين را در تبيين انديشه اصولي و رد تفکر اخباري نوشته بود.

مبارزه با تفکر وهابي

محمد اين عبدالوهاب معاصر شيخ جعفر کاشف الغطاء بود. وي با احياء آراء ابن تيميه و با تعامل با محمد بن سعود؛ جد آل سعود تفکر وهابي را گسترش داد. وهابيت با شعار دفاع از انديشه توحيدي و نفي شرک به مبارزه با ديگر فرق اسلامي پرداخت. عالمان شيعه و سني در برابر تفکر وهابي موضع گرفتند. نخستين کتاب عليه تفکر وهابي را برادر محمد ابن عبدالوهاب با نام الصواعق الالهيه في الرد الوهابيه نوشت.

نخستين کتابي که از طرف عالمان شيعه بر رد عقايد وهابي نگاشته شد، منهج الرشاد است که شيخ جعفر کاشف الغطاء نگارنده آن است. وي اين کتاب را در پاسخ رساله اي که يکي از اميران آل سعود به نام عبدالعزيز ابن سعود براي او فرستاده بود، نوشت و در آن مجموعه عقايد محمد ابن عبدالوهاب را جمع کرد. اين کتاب در سال ۱۳۴۳ قمري در نجف چاپ شد.

مبارزه مسلحانه با هجوم وهابيت


با گرايش ابن سعود به وهابيت، محمد ابن عبدالوهاب به وي نويد تسلط بر همه شبه جزيره را داد. با کافر حربي خواندن ديگر مسلمين به آنان يورش بردند و در نجد و يمن و حجاز و سوريه و عراق جنگ‌هايي را راه انداختند. محمد ابن عبدالوهاب در سال ۱۲۰۶ مرد، اما پيروانش اين جنگ‌ها را ادامه دادند. در سال ۱۲۱۶ امير سعود با بيست هزار نفر به کربلا حمله ور شد و با غلبه بر مدافعان شهر بيش از پنج هزار نفر را کشت و خزانه‌هاي حرم اباعبدالله را غارت کرد. اين حمله در حالي انجام شد که بسياري از اهالي کربلا در عيد غدير به نجف اشرف رفته بودند.

سعودبن عبدالعزيز، پس از قتل و غارت در کربلا، متوجه نجف اشرف گرديد و آن را محاصره کرد و تعدادي از مردم نجف را به قتل رساند. نخستين اقدام مردم نجف اين بود که خزانه حرم امير مؤمنان علي(ع) را به بغداد منتقل ساختند تا مانند خزانه حرم نبوي به غارت نرود. پس از آن آماده دفاع از وطن و جان خود شدند. رهبر مردم در دفاع از شهر نجف، عالم بزرگ شيعه «علامه شيخ جعفر کاشف‌الغطاء» بود که علماي ديگر نيز او را ياري مي‌کردند. تعداد وهابيان مهاجم به نجف ۱۵۰۰۰ تن بودند که ۷۰۰ نفر از آنان به هلاکت رسيدند و بقيه به ناچار از شهر عقب نشستند و به غارت نواحي و اطراف پرداختند.

 پس از اين حادثه براى اينکه نجف اشرف از هر گزندى مصون بماند، شيخ جعفر اقدام بـه ساختن سور نجف [ديوارى بزرگ دراطراف نجف اشرف] نمود و محمد حسن خان صدر اصفهانى به دستور آن بزرگوار کار ساختمانى اين سور مهم را به عهده گرفت و بنا کرد.

مبارزه با روس‌ها در حمله به ايران

در هنگام جنگ روس و ايران شيخ جعفر کاشف الغطاء با توجه به مقام خود به مردم فرمان داد تا در برابر روس‌ها بايستند و نيز مقام فرماندهي جنگ را به عنوان نايب امام عصر در اختيار فتحعلي شاه قرار داد.

«من اگر مجتهد هستم و قابليت نيابت از سادات زمان را دارم به سلطان ابن سلطان، خاقان ابن خاقان مويد به عنايت خداي منان فتحعلي شاه که خدا سايه او را بر سر مردم مستدام بدارد اذن مي دهم که آنچه براي هزينه جنگ و سرکوبي اهل کفر طغيان نياز دارد، از خراج و درآمد زمين‌هاي مفتوحة العنوه و نظير آن و نيز زکات طلا و نقره و جو و… بگيرد و… به هر مسلماني واجب است امر سلطان را اطاعت کند.»



منبع

فتواي عجيب مفتي وهابي درباره دو تيم فوتبال

يکي از اهداف ابرقدرت هاي غرب براي تضعيف دين اسلام تخريب جايگاه مرجعيت در افکار عمومي است که براي رسيدن به اين هدف از مفتيان ساده لوح وهابيان استفاده مي کنند.


به گزارش انتخاب، شيعه ستيزي مفتي هاي وهابي موجب خوشحالي استكبار جهاني و استعمارگران سرزمين هاي اسلامي است علاوه براين هدف قرار دادن احكام اسلامي و قوانين الهي با فتواهاي غيرمعقول دستاويزي براي اسلام ستيزي غرب فراهم ميكند و اين مهمترين دستاورد حضور چهره هاي خشک وبي ريشه ايست که طي سده اخير به پيکره جهان اسلام تحميل شده است.

اگرچه چنين تفکراتي درگذشته زمان درجهت مخالفت با ائمه طاهرين(عليهم السلام)نيزديده شده ولي سيطره استعماري آن چهره جديدي است که لباس خودپسندي را به ديگرپسندي ترجيح داده است.

درحاليکه فتاواي علماي شيعه هميشه ودرهمه حال مورد غضب ودشمني سرسختانه کشورهايي همچون انگليس بوده، هيچ موردي را نمي توان يافت که سران اين کشورها برعليه مفتي هاي وهابي جبهه گيري کرده باشند.

که يکي از اهداف ابرقدرت هاي غرب براي تضعيف دين اسلام تخريب جايگاه مرجعيت در افکار عمومي است که براي رسيدن به اين هدف از مفتيان ساده لوح وهابيان استفاده مي کنند.

در تازه ترين نمونه اين رفتارها، شيخ شمس الدين صحه مفتي الجزايري فتواي عجيبي در مورد دو باشگاه رئال و بارسلونا صادر کرد: اين مفتي اعلان کرده است که هر کسي روي لباسش آرم باشگاه هاي بارسلونا و رئال مادريد باشد موجب بطلان نمازش مي شود.»
نکته جالب توجه اينجاست که اين مفتي علت صدور فتواي خود را به دليل وجود صليب در آرم باشگاه هاي ياد شده دانست.
چندي پيش نيز " عبدالله نجدي" يکي ديگر از مفتي هاي ساده لوح وهابي با طرح شروط 14 گانه براي فوتبال، نمايش مضحکي را به راه انداخت بود.
متن استفتاء و پاسخ شيخ وهابي:
سؤال: … جواناني که چيزي از تقوا نمي دانند و به وقتشان اهميتي نمي دهند و مي گويند مي خواهيم فوتبال بازي کنيم، مي پرسند شروط و ضوابط بازي فوتبال چيست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتيان و دشمنان دين مثل آمريکا و روسيه و ... نيفتيم.
جواب: به آنها مي گوييم اگر اصرار داريد بازي کنيد و وقت خود را بگذرانيد، بايد شروط و ضوابط ذيل را رعايت کنيد:
اول: خطوطي چهار طرف دور زمين نباشد؛ زيرا اين خطوط ساخته کفار و قانون بين المللي فوتبال است!
دوم: کلماتي که کفار و مشرکان به عنوان قانون بين المللي فوتبال وضع کرده اند، مانند گل ، اوت ، پنالتي ، کرنر و …، گفته نشود زيرا گفتن اين کلمات حرام است و هر کس که اينها را بگويد تنبيه و بايد از بازي اخراج شود و بايد به او گفته شود که به کفار و مشرکين شبيه شده اي.
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازي افتاد و دست يا پايش شکست، يا دستش به توپ خورد بازي به خاطر او نبايد متوقف شود و به کسي که او را انداخته کارت زرد يا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن يا ضربه ديدن بايد به قاضي شرع مراجعه شود تا آن بازيکن حق شرعي خود را همانطور که در قرآن است بگيرد و شما بايد شهادت دهيد که فلاني عمداً دست يا پاي او را شکست.
چهارم: نبايد در تعداد بازيکنان از روش کفار و يهود و نصارا و خصوصاً آمريکاي خبيث تبعيت کنيد، به اين معنا که نبايد با يازده نفر بازي کنيد، بلکه بايد بر اين تعداد اضافه يا کم کنيد.
پنجم: بايد با لباس خواب يا غيره خودتان و بدون شورت ها و پيراهن هاي رنگارنگ و شماره دار بازي کنيد ؛ زيرا اين لباسها لباس اسلامي نيست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که اين شروط و ضوابط را رعايت کرد بايد قصدش از بازي فوتبال تقويت بدني براي جهاد في سبيل الله و آمادگي براي زماني باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادي از پيروزي ظنّ.
هفتم: نبايد زمان بازي را ۴۵ دقيقه قرار دهيد، شما بايد با کفار و فاسقان مخالفت کنيد و در هيچ چيز مشابه آنان نباشيد.
هشتم: نبايد در دو نيمه ۴۵ دقيقه اي بازي کنيد، بلکه در يک يا سه نيمه بازي کنيد تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامي که يکي از دو تيم بر ديگري غلبه نکرد (تساوي بازي) و آنطور که شما مي گوييد توپ به دروازه اي وارد نشد، نبايد براي بازي وقت اضافي يا پنالتي در نظر بگيريد (تا يکي پيروز شود)، بلکه بلافاصله بازي را تمام کنيد، زيرا بازي به اين طريق عين اجراي قوانين بين المللي فوتبال است!
دهم: در بازي فوتبال شخصي را به عنوان داور انتخاب نکنيد، زيرا بعد از لغو قوانين بين المللي همچون گل و اوت و پنالتي و کرنر و… وجود او دليلي ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و يهود و نصار و اطاعت از قوانين بين المللي است.

يازدهم: نبايد در اثناء بازي، گروهي از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقويت بدني است پس دليلي ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگوييد آنها باعث تشويق شما در تقويت بدني و آمادگي براي جهاد هستند، به آنها بگوييد برويد دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذاريد ما بدنمان را قوي کنيم!!!
دوازدهم: هر کسي که گل بزند و سپس بدود تا بقيه او را دنبال کنند و بغل نمايند، (همانطور که در آمريکا و فرانسه بازيکنان انجام مي دهند) بايد به صورتش تف انداخت و تنبيه کرد!!! زيرا ورزش بدني شما چه ارتباطي به شادي و بغل کردن و بوسيدن دارد!
سيزدهم: دروازه بايد به جاي دو تيرک، سه تيرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بين المللي طاغوتي سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامي که بازيکني مصدوم شد، نبايد بازيکن ديگري را جايگزين او کرد، زيرا اين روش، ساخته کفار و مشرکين در آمريکا و … است.

اينها بعضي از شروط و ضوابطي است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکين در بازي فوتبال مي گردد… من به اجراي اين شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمي کنم، بلکه اينها در واقع براي کسي است که توان انجام ورزش هاي شرعي را ندارد و براي مؤمن صادق، ادلّه نقلي و عقلي مبني بر تشبّه فوتبال به کفّار کافي است، زيرا انجام بازي فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل مي سازد، ولي جوانان اين امر را شادي و بازي مي پندارند (و تحسبونه هيناً و هو عند الله عظيم…).
در پايان اميدوارم که اين پيام براي جوانان و ديگران مؤثر و مفيد باشد. اللّهم آمين.
عبد الله النجدي ـ رياض
در ذيل به برخي ديگر از فتواي هاي وهابيت در مورد ورزش اشاره مي شود:
زن و مرد مسلمان شايسته نيست که خود را با مشاهده مسابقات فوتبال مشغول بدارد.
مشاهده مسابقات فوتبال جام جهاني براي مسلمانان جايز نيست.
مشاهده مسابقات فوتبال براي زنان به جهت نداشتن لباس مناسب مردان جايز نيست.


منبع

ازدواج همجنس‌بازان وهابي! + تصوير

منطقه «سوفران» پاريس، در 23 آبان سال 1391 شاهد نخستين مراسم ازدواج بين دو همجنس‌باز وهابي بود و آن‌گونه که گفته شده، اين عقد ازدواج براساس سنت و آيين وهابيت برگزار شده است.

تاکنون اعلام نشده که کدام عاقدي حاضر به جاري‌کردن صيغه عقد براي اين دو همجنس‌باز وهابي شده است و البته برخي رسانه‌هاي از "محسن هندريکس" به عنوان عاقد نام برده‌اند.

اما آنچه مورد تأکيد قرار گرفته آن است که اين دو زوج که شيفته يکديگر شده‌اند يکي وهابي و ديگري سلفي بوده‌اند و ازدواجي را براي خود برگزيده‌اند که در نوع خود در فرانسه نخستين به شمار مي‌آيد.

در اين جشن عقدکنان، يکي از مسيحيان شرکت‌کننده و نيز يک يهودي حاضر، براي اين زوج همجنس‌باز وهابي به قرائت دعاي خير و طلب برکت از کتاب‌هاي ادعيه خود کردند.

اين درحالي است که پيش‌تر ازدواج همجنس‌بازان منتسب به دين اسلام، تنها در آفريقاي جنوبي صورت مي‌گرفت و اين ازدواج هم به صورت ازدواج‌هاي مدني و جمعي انجام مي‌شده که رياست آن را «محسن هندريکس» برعهده داشته است.

آقاي "لودويگ محمد زاهد"يکي از طرفين در گفت‌وگو با يکي از شبکه‌هاي تلويزيوني فرانسه گفت که امام جماعت يکي از مساجد مناطق پيرامون پاريس که خواست نامش فاش نشود، صيغه عقد اين دو همجنس‌باز را جاري کرد.


لودويگ محمد زاهد (عروس) در اين مصاحبه اعلام کرد: «قصد ما از اجراي اين مراسم ازدواج، اين بود که باعث يک تحول و حرکت رو به جلو براي انجام گفت‌وگو و اتحاد تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و اديان مختلف دنيا باشيم. ما در سال 2006 ميلادي در کشور آفريقاي جنوبي ازدواج کرده بوديم اما کشور فرانسه، ازدواج همجنس‌گرايان را به رسميت نمي‌شناسد و من اميدوارم که در انتخابات رياست‌جمهوري آينده، با پيروزي جناح چپ، شاهد رسميت‌يافتن همجنس‌بازي در فرانسه باشيم.»


محسن هندريکس، عاقد سلفي

 

وي افزود: «اکنون تنها در کشور الجزاير براي چنين جرمي، دو سال زندان مي‌برند و البته در هفت کشور مسلمان ديگر، حتي محکوميت به مرگ نيز ديده مي‌شود. من دلم مي‌خواهد که اين تابو را به طريقي بشکنم و البته شرايط مساعد براي اين کار فراهم است اما همه بايد به ارزش و بهاي اين قضيه، باور داشته باشند

 

عروس که بنيان گذار انجمن "اچ.ام.2.اف" در کشور فرانسه است هم‌اکنون در حال آماده‌سازي رساله دکتري خود با موضوع «همجنس‌بازي و اسلام» است!

 بسياري از مفتي‌هاي وهابي و سلفي، عمل شنيع و حرام "لواط" را حلال مي‌پندارند که صدور اين احکام از سوي مفتيان وهابي طي سال‌هاي اخير با اعتراض بسياري از اهل سنت مواجه شده است.



ورزش هاي رزمي حرام است !

ورزش هاي رزمي حرام است !
 
اين عضو "کميته علماي عربستان سعودي" در ادامه گفت: خدا در قرآن فرمود "انسان نبايد به خودش آسيب بزند" اما در اين گونه ورزش ها آسيب وارد مي شود لذا کاملا حرام است.
 
 شيخ «علي الحکمي» از چهره هاي سرشناس وهابيت و عضو "کميته علماي عربستان سعودي" در جديد ترين فتواي خود، ورزش هاي رزمي را حرام اعلام کرد.
 
وي با هدف توجيه فتواي جديد خود، گفت: ورزش هاي رزمي مانند کشتي، کاراته، بوکس و غيره به بدن انسان آسيب مي رساند و با توجه به اينکه آسيب رساندن به بدن حرام است، اين ورزش ها حرام هستند.
 
«علي الحکمي» همچنين افزود: در چنين ورزش هايي، بازيکن براي پيروز شدن بر رقيبش بايد به طرف او حمله کند و شديد ترين ضربات را به وي وارد کند. در بسياري از اين حالت ها، ضربه باعث آسيب شديد در نقاط مختلف بدن بازيکن مي شود و گاهي هم باعث مرگ برخي بازيکنان شده از همين رو اين گونه ورزش ها حرام هستند.
 
اين عضو "کميته علماي عربستان سعودي" در ادامه گفت: خدا در قرآن فرمود "انسان نبايد به خودش آسيب بزند" اما در اين گونه ورزش ها آسيب وارد مي شود لذا کاملا حرام است.
 

اعلام نگراني وهابيت ليبي از گسترش مذهب شيعه

هيات علماي ليبي نسبت به گسترش مذهب تشيع در اين کشور و جذب عموم مردم به ويژه جوانان به اين مذهب اظهار نگراني کرد! در اين بيانيه از اعضاي کنگره ملي ليبي و همچنين دولت موقت خواسته شده است که به وظايف خود در اين خصوص عمل کرده و هر چه زودتر قوانيني براي مقابله با اين مساله وضع کنند. اين هيات در بيانيه خود به وزارت کشور و کميته امنيت ملي در کنگره ملي ليبي پيشنهاد داده است کميته اي براي مبارزه با اين پديده تشکيل دهند و در پايان تاکيد کرده است که تمام تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا مردم را نسبت به اين موضوع آگاه کند.

هيات علماي ليبي روز شنبه در بيانيه اي اعلام کرد که برخي کشورها به ويژه ايران در پي گسترش نفوذ خود هستند!

در اين بيانيه از اعضاي کنگره ملي ليبي و همچنين دولت موقت خواسته شده است که به وظايف خود در اين خصوص عمل کرده و هر چه زودتر قوانيني براي مقابله با اين مساله وضع کنند. اين هيات در بيانيه خود به وزارت کشور و کميته امنيت ملي در کنگره ملي ليبي پيشنهاد داده است کميته اي براي مبارزه با اين پديده تشکيل دهند و در پايان تاکيد کرده است که تمام تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا مردم را نسبت به اين موضوع آگاه کند.

گفتني است "الصادق الغرياني" مفتي کل ليبي اخيرا نسبت به تلاش ايران براي گسترش تشيع در ليبي اظهار نگراني کرد و گفته بود: ايران فعاليت هايي در خاک ليبي انجام مي دهد؛ کتاب هايي ميان مردم پخش مي کند و نمايشگاه هايي در جهت دعوت مردم وتشويق آنان به مذهب تشيع برگزار مي کند.

الغرياني افزوده بود: شماري از خانواده هايي ليبيايي با مرکز فتوا تماس برقرار کرده و هشدار داده اند که فرزندانشان جذب مذاهب مانند "احمديه " و "قاديانيه" مي شوند و ايراني ها جوانان و عموم مردم ليبي را تشويق به اين مي کنند که به صورت رايگان به ايران سفر کنند و طي اين سفرها ، آنان در هتل هاي شيک سکونت داده مي شوند تا جذب مذهب تشيع شوند.

در اين بيانيه در باره علت مبارزه با مذهب شيعه توضيحي داده نشده و همچنين هيچ مستندي از سفر رايگان جوانان ليبي به ايران و سکونت آنها در هتل هاي شيک به منظور شيعه شدن ارائه نشده است.

منبع: شبستان


توهين به شيعيان عراق توسط شيخ وهابي در شبكه ضاله وصال

الدليمي در اين برنامه با کلمات و عباراتي توهين آميز، شيعه را ناپاک خواند. وي همچنين مدعي شد شيعيان جنوب عراق، به برکت آب فرات زنده هستند و اگر آب فرات را بر شيعيان ببنديم، همگي از تشنگي خواهند مرد!.

به گزارش «شيعه نيوز»، در حاليکه تظاهرات مردم عراق در شمال و جنوب اين کشور همچنان ادامه دارد، شبکه هاي تلويزيوني تحت حمايت آل سعود هر از چند گاه با اقدامات خود، به  اين آشوب ها دامن مي زنند.

شبکه تلوزيوني "الوصال" ؛ که از سوي خاندان سعودي تامين مالي مي شود و جهت دار بودن برنامه هاي آن بر همگان آشکار است، اقدام به پخش سخنان طه الدليمي ( از نزديکان حزب بعث) کرد.

الدليمي در اين برنامه با کلمات و عباراتي توهين آميز، شيعه را ناپاک خواند. وي همچنين مدعي شد شيعيان جنوب عراق، به برکت آب فرات زنده هستند و اگر آب فرات را بر شيعيان ببنديم، همگي از تشنگي خواهند مرد!.

منابع آگاه اعلام کردند: عربستان و قطر بودجه هنگفتي براي دامن زدن به تحريکات فرقه اي در  الانبار و نينوا اختصاص داده اند.

همچنين در پي اين اقدامات، پادشاه عربستان از طارق الهاشمي در خواست کرد، به تحريک مردم اين منطقه براي برگزاري تظاهرات ادامه دهد. طبق شواهد طارق الهاشمي، نقش ويژه اي در عمليات هاي تروريستي عليه زائران اربعين امام حسين(عليه السلام) داشته است.

رهبر سلفي هاي اردن: دموکراسي، مخالفت با شرع است!

ابو محمد الطحاوي رهبر گروه سلفي اردن ، دموکراسي و انتخابات را مغاير احکام اسلام دانسته و معتقد است: دموکراسي به معناي حکومت مردم بر مردم، مخالف شرع خداوند است.



به گزارش «شيعه نيوز»، در حاليکه نخست وزير اردن "عبدالله النسور" معتقد است، امروز در دموکراسي جهاني، انديشه اي مبني بر تحريم انتخابات وجود ندارد، عقيده رهبر  گروه سلفي جهادي "عبد شحادة" ملقب به ابو محمد الطحاوي" اين است  که دموکراسي به معناي حکومت مردم بر مردم، مخالف شرع خداوند است.

نخست وزير اردن گفت: پارلمان محل تصميم گيري و تغيير است حتي اگر خواسته اي مخالف قانون باشد. او که در يک ديدار رسمي در قصر پادشاهي امان در جمع رهبران و سازمان هاي زنان سخن مي گفت، اظهار داشت: زندگي امروز بدون دموکراسي بي معناست و تاکيد کرد هيچ حزب يا طايفه اي نبايد جز از طريق صندوق هاي راي به حکومت برسد.

 وي تاکيد کرد پرداخت رشوه در انتخابات پارلماني جرمي سياسي به حساب مي آيد و اشد مجازات براي عاملان آن در نظر گرفته شده است. وي همچنين خواستار مشارکت فعال گروهاي زنان در  انتخابات اردن شد.

از سوي ديگر " الطحاوي"؛ رهبر سلفي هاي اردن گفت: دموکراسي به معناي حکومت مردم بر مردم مخالف شرع خداوند است، حکومت متعلق به خداوند است نه مردم.  وي همچنين  تاکيد کرد : انتخابات؛ مخالف دين اسلام بوده و حرام است. 

الطحاوي در ادامه افزود : مجلس نمايندگان قوانيني را تصويب مي کنند که مخالف دين خداست. او همچنين از برنامه هاي انتخاباتي نامزدها انتقاد کرده و گفت محال است اين برنامه ها قابل اجرا باشد.


مفتي وهابي و خوردن خون کفتار

مفتيان وهابي متاسفانه خوردن بسياري از حيوانات حرام گوشت ازقبيل سوسمار، خرگوش،کوسه؛ را جايز مي دانند

 خالد بن علي المشيقح مفتي وهابي در فتوايي عجيب که مورد تاييد ديگر همقطارانش هم قرار گرفته است خوردن کفتار را حلال و جايز شمرده است.

البته اين فتاوا امري عجيب نيست چرا که متاسفانه آنها خوردن بسياري از حيوانات حرام گوشت مانند سوسمار و خرگوش و کوسه و ... را حلال کرده اند و براي آن به احاديث ضعيف و مجعولي استناد کرده اند که تنها در ميان کتب اهل سنت اينگونه احاديث ديده مي شود.

اصل فتوا بدين شکل است:

السؤال: ما حکم أکل الضبع والوبر؟

الإجابة: الحمد لله والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين، وبعد:

الضبع أکله جائز ولا بأس به لما روى الإمام أحمد وأصحاب السنن عن عبد الرحمن بن عبد الله بن أبي عمار قال: "قلت لجابر: الضبع أصيد هي؟ قال: نعم، قلت: آکلها؟ قال: نعم، قلت: أقاله رسول الله صلى الله عليه وسلم؟ قال: نعم"، فالنبي صلى الله عليه وسلم جعل فيه فدية إذا قتله المحرم فدل على أنه صيد، والضبع وإن کان له ناب إلا أنه لا يدخل في نهي النبي صلى الله عليه وسلم عن کل ذي ناب من السباع، فيکون مستثنى مما له ناب من السباع.

وأما أکل الوبر فهذا أيضاً جائز ولا بأس به وأن الأصل في ذلک الحل ولأنه ليس له ناب يفترس به، والله أعلم.

مفتي: الشيخ خالد بن علي المشيقح

ترجمه:
سوال: حکم خوردن کفتار و روباه رومي چيست؟

پاسخ: خوردن کفتار جائز است و هيچ اشکالي هم ندارد، به دليل روايتي از امام احمد و اصحاب سنن از عبد الرحمن بن عبدالله بن ابي عمار که مي گويدگفتم به جابر، کفتار آيا از صيد است؟ گفت بلي، گفتم : آن را بخورم،‌ گفت بلي، گفتم آيا آن را رسول خدا اجازه فرموده است؟ گفت بلي، رسول خدا ص براي آن فديه قرار داده اگر محرم آن را بکشد، اين دلالت مي کند که آن جزء صيدها به حساب مي آيد. کفتار اگرچه چنگال و ناخن دارد اما در منهيات پيامبر از هر درنده چنگال داري داخل نمي شود. پس از درندگان صاحب چنگال و ناخن استثناء شده است.

منبع:پرسمان وهابيت و سایت ولیعصر ( عج )

اما خوردن خرگوش رومي هم جائز است و اشکال ندارد و اصل در آن حليت است چراکه براي آن چنگالي نيست.

اين فتوا از الشيخ خالد بن علي المشيقح صادر شده است.


دو فتواي جنسي از مفتي هاي وهابي + تصاوير

همان طور که قبلا هم اعلام کرده بودم، اگر هدف بر طرف کردن کمبود بودجه و ناتواني اقتصادي بحرين باشد، فروش مشروبات الکلي و تجارت جنسي به اندازه مورد نياز، البته با اجازه ولي أمر، جايز است.
به گزارش شيعه آنلاين، شيخ «عيسي بن صالح» مفتي سرشناس سعودي در جديد ترين فتواي خود اعلام کرد: جايز است افرادي که از ناتواني جنسي رنج مي برند، فيلم هاي غيراخلاقي مشاهده کنند، به شرط اينکه بازيگران آن مسلمان باشند!
از سوي ديگر شيخ «جاسم السعيدي» مفتي سرشناس وهابيون بحرين نيز در فتوايي نسبتا مشابه گفت: همان طور که قبلا هم اعلام کرده بودم، اگر هدف بر طرف کردن کمبود بودجه و ناتواني اقتصادي بحرين باشد، فروش مشروبات الکلي و تجارت جنسي به اندازه مورد نياز، البته با اجازه ولي أمر، جايز است.

    

جنايت جديد وهابيون عليه عزاداران حسيني در پاکستان

مزدوران وهابي با کمين گذاشتن سر راه شيعيان در مناطق برون شهري آنان را مجبور مي نمايند، برهنه شده و چنانچه آثاري از کبودي در پشت و سينه ي آنان که نشاني از عزاي حسيني باشد فرد مذکور را به فجيع ترين شکل ممکن به شهادت ميرسانند .

به گزارش خبرنگار «شيعه نيوز» در پاکستان، همزمان با ماه محرم و صفر که شيعيان و پيروان خاندان رسالت در سالروز شهادت حضرت ابا عبدالله الحسين به عزاداري ميپردازند. وهابيون تکفيري به روش هاي مختلف چهره ي خود را در دشمني با پيروان خاندان رسالت آشکار ميکنند .
 
 خبرنگار«شيعه نيوز»، از منطقه پاراچنار و برخي از مناسق شيعه نشين پاکستان گزارش ميدهد، مزدوران وهابي با کمين گذاشتن سر راه شيعيان در مناطق برون شهري آنان را مجبور مي نمايند، برهنه شده و چنانچه آثاري از کبودي در پشت و سينه ي آنان که نشاني از عزاي حسيني باشد فرد مذکور را به فجيع ترين شکل ممکن به شهادت ميرسانند .
 
متاسفانه عدم وجود خبرنگارهاي خارجي در مناطق شيعه نشين پاکستان باعث شده صداي مظلوميت شيعيان آن منطقه به گوش جهانيان نرسيده و وهابيون از اين خلأ همه جانبه استفاده نموده و به جناياتشان ادامه ميدهند .
 
لازم است شيعيان و مسلمانان سراسر جهان به دليل جنايت عليه بشريت توسط فرقه ضاله وهابيت به سازمانهاي حقوق بشري شکايت کرده و رهبران وهابيت را براي رسيدگي به دادگاههاي بين المللي معرفي نمايند .

برگزاری مجلس ازدواج فرزند مفتی اعظم عربستان در 11 محرم الحرام

این نوع حرکتهای دشمنان خاندان رسالت اقدام تازه ای نیست، همانطور که در بخشی از زیارت عاشورا آمده است : اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَآکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِیِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ .


به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» در مدینه منوره، همزمان با سالروز شهادت امام سوم شیعیام حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) که شیعیان و مسلمانان در سراسر جهان در این مصیبت جانسوز به عزا نشسته اند . اولاد بنی امیه لباس دامادی بر تن فرزندان خود نموده و به شادی و پایکوبی میپردازند .

در این گزارش امده است عمر بن عبدالعزیز آل شیخ، فرزند مفتی اعظم عربستان در یازدهم ماه محرم مراسم ازدواج خویش را برگزار نمود . در این مراسم بسیاری از مفتی ها وهابی سعودی شرکت نموده و این ننگ را به مفتی اعظم و فرزندش تبریک گفتند .

این مراسم در جراید عربستان سعودی نیز منعکس گردید که اعتراض شدید محبین خاندان رسالت (علیهم السلام) را به دنبال داشت .

 این نوع حرکتهای دشمنان خاندان رسالت اقدام تازه ای نیست، همانطور که  در بخشی از زیارت عاشورا آمده است : اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَآکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِیِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ .

خدایا این روز روزى است که بنی امیه مبارك و میمون دانستند و پسر آن زن جگرخوار (معاویه ) آن ملعون پسر ملعون (آن لعن شده ) بر زبان تو و زبان پیامبرت که درود خدا بر او و آلش باد .

 
 
<< اللهم العنهم جمعا >>

بررسی قیام امام حسین ( ع ) قسمت پنجم

صبر و رضا

  صبر  و رضا  هردودرجات عاليه  تقرّب به خدا يند ودركنارهم به فردكمال مي دهندوبال پروازمي بخشند.نه تنها صبردر برابر مصيبتها بلكه رضا به قضاء الهي وبرتر از آن عشق به خواستة‌ الهي  در وجودآقا ابي عبدلله (ع) وياران باكرامتش  درصحنه صحنه كربلا  موج مي‌زد. چنانكه حضرت باشكيبائي در برابر مصيبتها به خدا عرض مي كرد:

الهي رضا بِرضائِكَ وَ صَبراً لِبَلائِك وَ تَسليماً لِقضائك لا مَعْبود سواك يا غياثَ المُسْتَغيثين : 43 

مي دانيدكه غم و مصيبت از ابتداي كودكي با امام حسين (ع) مأنوس بود تا او رادر تب و تاب آن مهيّاي كربلا سازد  و درجات صبر و رضا را به اوببخشد.تاهمچون  نوح كشتي غم راازميان امواج متلاطم دشت پربلا به ساحل عبور  داد .

اول غم رحلت جانسوز جدّش رسول خاتم (ص)بود كه آغوش گرم محبتش رادركودكي ازاوجداكرد.دوم غم جانسوز شهادت مادرش زهرا (س)وماجراي تلخ فدك وكوچه بني هاشم بود كه چه جانسوزدركنج خانه دلش نشست  .وديگر غم طاقت فرسا و  غريبانه پدربزرگوارش  بود كه آتش به خرمن جواني اش زد.وبالاخره  شهادت مظلومانه  برادر بزرگوارش امام حسن مجتبي(ع)وآن خاطره جانسوزتشييع جنازه اش كه  همه وهمه ان وجود نازنين  را د ركورة داغ مصيبتها آبديده ساخت.

آسان كشد به ساحل مقصود درخت بخت        آن نا خدا كه سختي دريا كشيده است

آري پذيرفتن و حتي تصور آنهمه شكيبائي چه بسيار  سخت است  چه رسدبه ديدن وچشيدن   مصيبتهائي كه  مخصوصادريك روزآنهم درطول چندساعت  دركربلا متوجه حضرتش شدكه نه تنها درمقابل آن كمر خم نكرد  بلكه هر لحظه بر اراده و استواريش افزود و زمزمة صبرووصل ورضا و عشق به لقاء محبوب رادر او بيشتر كرد . وبدرستي سزاواراست كه چنين صبري ملائكه آسمان را به شگفتي وادارد :

 " وَ لَقَدْ عَجبت مِنْ صَبْرك مَلائكه السَموات "44

شب‌تاراست ره وادي ايمن       در پيش           آتش طور كجا موعد ديدار  كجاست

حافظ از بــاد خــزان در  چـــمن             فـكر معقول نما تا گل بيخاركجاست

آري.حضرت  در اين وادي سلسه جنبان قافله صبر ونقطة‌ ثقل و پناه ياران  و وصبوري بخش بازماندگان وپيام آوران و كاروان غم كربلا ازجمله ام المصائب زينب(س)وسجادقافله وچون كوهي استوار بودكه به همه استواري  و با روحي بلند و وسيع   دلهاي تفتيده وداغديده را  تسلي مي‌ بخشيد بودتااين قافله را به سر منزل مقصود هدايت كنند.

يــكي درد و يــكي درمــان پسنـدد            يكي وصل     و يكي  هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و  هجران            پسنــدم   آنچه را  جــانـان پسندد

ونيز بدنبال همين استواري‌ها ودلداري ها بود كه زينب سلام الله عليها در همه فراز و نشيبها مقاوم و پايدار ماند ودر مجلس ابن زياد با شكوه و جلالتي خاص به ايراد  سخناني آتشين پرداخت و   اين مصيبتها را امتحاني بس  بزرگ و تقديري ازناحيه حضرت حق   وزيبايي محض مي دانست.         

عزاداري وپيام رساني

عزاداري ابي عبدلله (ع) ريشه در اعماق تاريخ دارد چنانكه انبياء عظام و حتي ملائكه آسمان هر كدام بنحوي براي آن حضرت اقامة عزا كردند  .وبنا بر روايات بعدازواقعه عاشورا وشهادت حضرت هوا تاريك و غبار سياه آسمان كربلا را فرا گرفت و سنگريزه‌ها و حتي ماهي دريا ونيز آسمان چهل شبانه روز براي حضرت گريستند .

 "انَّ السماء بكي عَلي مَصاب الْحُسين اَربَعين صَباحاً" 45

اي در غم تو ارض و سماء    خون گريسته          ماهي به دريـا و عرش به هامون گريسته

از حــياي ديدة‌ تــو ديــدة‌ آب گريست          و ز غم تو كرببلا اندر    تب و تاب گريست

عزاداري براي آن حضرت بعنوان يك سنت ديرينه  وامري ازناحيه خدا ورسول (ص) است. چنانكه  حضرت بوسه بر لبان و حلقوم  مبارك حسين(ع) مي‌زد و مي‌گريست و مي‌فرمود :

" انّي اقبل  مواضع السيّوف "46 وبه دخترش زهرا(س)درباره اهميت عزاداي براي حسين (ع) ‌فرمود : " يا فاطمه كُلّ عَيْن باكيَه  يَوم الْقيامَه اْلاعين بكت  عن  مَصاب ا لْحسين فانها ضاحكه مستبشره بنعيم الجنه"47

فاطمه جان هر چشمي روز قيامت گريان است مگر چشمي كه بر مصائب حسينم بگريد و آن فرد در قيامت به بشارت بهشت و نفحات آن خندان و شادمان خواهد بود .

ونيزپدربزرگوارش براي او اقامه  عزامي كردچنانكه  يك صحنه معروفش  بنابرنقل  وقتي بودكه در راه صفين به همراه يارانش   به سرزمين نينوا (كربلا)رسيدندودستوردادقدري تامل كنند.پس آنگاه  برزمين نشست ودستان مباركش را بر خاك گرم آن ديار نهاد و  گريست . وچون اطرافيان ازحضرت علت راجويا شدند فرمود :"ههنا مناخ ركابهم ومسفك دمائهم ومحط رحالهم "48اينجاهمان جايي است كه فرزندم حسين (ع) به همراه ياورانش به شهادت مي‌رسند و خون تا ركابشان را فرا خواهد گرفت ...

علاوه براين مادربزرگوارش حضرت زهرا(س)بنابرتاكيدات والهامات رسول خدا(ص) از كنار گهواره تا لحظه شهادت باذكرغربت ومظلوميت حسين(ص)  براي اواقامه عزامي كرد وبه دخترش زينب(س)سفارشات لازم  براي همراهي بابرادرش  دركربلا مي نمو د.

وخود حضرت نيز بارها در طول مسيركربلا وباديدن  صحنه هايي  كه علا متي گويااز پيشگوئي هاي  جدوپدربزرگوارش مبني بروقوع حادثه اي عظيم بود ازجمله باديدن نامه عبيدالله -شنيدن خبرشهادت مسلم وهاني وبستن راه كاروان توسط لشكرحركه نقل است آيه استرجاع برزبا ن جاري مي كرد.و در شب عاشورا بابسته شدن آب  در جمع ياران وبارها دركنار اهل حرم  محفل عزا بپا  مي كرد و با فرزندانش وداع مي نمود و طبق نقل به چهره يك يك جوانان بني هاشم مي‌نگريست و مي گريست :"

"فَنَظَر اليهم ثُمَّ بكي ساعَهً" 49 وازاهل حرم  مي خواست كه براي او بگريند ومخصوصا خواهرش زينب (س) و فرزند بزرگوارش زين العابدين(ع) را مامورساخت كه بعدازشهادتش به ذكرمصيبتهاي اودرمنزلگاههاي  مسيراسارت بپردازندتانداي مظلوميت آ نهارابه گوش همگان ازجمله شاميان غفلت زده برسانندوبابرپايي محافل عزاوتشويق شيعيان به اين امرپيام عاشوراء رابه آيندگان منتقل سازند...

ومخصوصاخطاب به شيعيان  سفارش وتاكيد مي كرد كه بابرپايي چنين مجا لس عزا  به  احياء امراو بپردازند.

 و در  پيامها ونامه ها و نوشته‌هايش به شيعيان ازآن بعنوان استوانه پيامهاي عاشورائي معرفي مي‌كرد و مي فرمود:" انا قتيل العبره قتلت مكروباً فلا يذكرني مؤمن ا لّا بكي "50من كشته اشكم و به بدترين وضع كشته مي‌شوم  پس مومني بياد من نمي‌افتد مگر آنكه بگريد .

بنابراين عزاداري ابي عبدلله (ع) و گريه بر اوريشه در نهاد ديني و اعتقادي ما داردومطابق روايات متعدد حامل آثاروبركات فراوان است .ازجمله آنكه دلها را صيقلي و چشم‌ها را روشني مي دهد و جانها را تعالي مي‌بخشدو  ماهيت آن روح حماسي و ظلم ستيزي   به حق‌طلبان  عطا مي‌كند و درهاي رحمت و كرم الهي را بر همگان مي‌گشايد .

ولذاحسيني بودن و حسيني زيستن همواره با نام و ياد او و احياي مجالس عزايش ، تحقق مي‌يابد و بايد اذعان نمود كه اغلب حماسه‌هاي تاريخ اسلام از اين نقطه سرچشمه و قوّت گرفته و پويايي اين روح متعا لي دربرپايي همين مجا لس واقامه عزانهاده شده و تا نام و ياد آن حضرت  با عشق و محبّت دردلها وزبانها جاريست آموزه‌هاوپيامهاي آن قيام خونين ماندگار وجاودانه درميان نسلهاباقي است.

  براين اساس نقل است كه   بعد از شهادت آن بزرگوار و ياران كرامش  خيمه گاه غرق عزا  و همه بازماندگان سيه پوش گشته   ناله‌هاي جانسوزسرداداند .وطبق نقل يكي از شروط و خواسته‌هاي اصلي امام سجاد(ع) از ابن زياددرآغازمسيراسارت آن بود  كه فرد مومني رابه دنبال كاروان بفرستد تا زمينه‌ براي  اقامه عزا و سوگواري براي مصيبت ديدگان در منازل مختلف فراهم‌باشد. و به خواسته  خدادشمن اين   شرط را   پذيرفت و نعمان بن بشير را بنا  بر خواستة خود حضرت بدنبال قافله فرستاد .ودر طول مسير اسارت هركدام  به  طريقي به عزاداري وبيان ابعاد مظلوميت شهداء وسالارشهيدان كربلا پرداخته وبدينوسيله زمينه  براي رسوايي دشمنان  وتنويراذهان نسبت به حق وباطل فراهم ساختند .

 بشير كه خودمحب اهل بيت(ع)بود چنان تحت تأثير اين مجا لس وعزاداري ها مخصوصا سخنان امام سجاد وزينب وام كلثوم(سلام الله عليهم)درطول مسيرومنزلگاههاقرار گرفته بود كه به شدّت مي‌گريست و آنگاه  كه به همراه كاروان به مدينه رسيد زودتر از آنها به ميان مردم رفت و با   ناله هايي جانسوز  اهل مدينه را باقصيده اي بلند وسوزناك ازوقوع چنين مصيبتي  عظمي  خبردارساخت كه دوبيت ازآن چنين است:

 يا اهل يثرب لا مقام      لكم                  قتل الحسين فارمعي  مدرار

 الجسم منه    بكربلا مضـرّج                  و الرأس منه علي الداريداراً51

هان اي اهل مدينه ديگر جايي از براي ماندن شما باقي نمانده چرا كه حسين كشته شد پس جامه‌ها را چاك بزنيد كه جسم پاكش در كربلا پاره پاره شد.  و سر مباركش برسر دار ( ني ) اينك گردانده مي‌شود .

 مردم مدينه باشنيدن اين خبرمضطرب و گريان ازخانه هابيرون دويدندو  صدابه شيون وناله بلندكرده  اجتماعي عظيم گردآوردندتا به استقبال  اين كاروان مصيبت زده بشتابند.خدا مي داندكه بارسيدن اين قافله چه و لوله اي در مدينه بر پا شد وچه شيون وناله هايي كه به آسمان رفت وزنان مدينه چگونه دختران مصيبت زده پيغمبررادرپرده وپرگرفتندومردمان چگونه زين العابدين بيماروغمباررا درآغوش كشيدندوخدامي داندچه قيامتي برپاشد.راستي اين مردم كجابودندكه به نداي استغاثه و غربت مولايشان دركربلا پاسخ دهند؟وچراكسي نبوددرطول راه اسارت خارمغيلان ازپاي دختران حسين(ع) برداردورقيه سه ساله رابه كاروان برساند؟

وازآنجابودكه كم كم خبر  به همه جا سرايت كردو مجالس عزابگسترش   يافت. چنانكه تاجائيكه در روزاربعين  جمعيت انبوهي ازاطراف واكناف عالم به سوي قبورمطهرشهداء كربلا وسالارشهيدان حسين(ع) شتافتند. خيمه امام سجاد (ع) بر پا  شدجمعيت كنار حضرت گرد ‌آمدند و همه به تسلاي او ‌پرداخته  بوسه بر دست و پايش   مي‌زدند. مردان   صدابه شيون  بلند كردهو صيحه مي‌زدند و زنها صورت مي‌خراشيدند. دراين ميا ن چيزي كه بيش از همه توجه  عزاداران رابخودجلب مي كرد ناله‌هاي جابر بن عبدالله انصاري تنها صحابي بازمانده رسول خدا(ص) و زمزمه‌هاي او با قبر حبيبش حسين (ع) بود كه باگريه وشيون به نقل خاطرا ت محبت آميزوپيشگوئيهاي پيغمبر(ص) درخصوص امام حسين(ع)ووقوع چنين حادثه اي مي پرداخت. وبدينوسيله باگسترش مجالس عزا  بنيان مكتب عزاداري ابي عبدالله(ع) درسراسرعالم برپا شدوحق منجلي وباطل خوارورسوا گشت وبالاخره بااين طريق همواره زمينه براي سقوط ونابودي بني اميه ويزيدهاي زمان فراهم گرديدو.....

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است      باز اين چه نوحه و چه عزاو چه ماتم است

باز اين چه رستــخيز عظيم است كز زميــن      بي نفخ صور   خاسته تا عرش  اعظم اســـت

جــن و ملك بر آدميــان نوحــه ميـكننــد          گويــا عــزاي اشــرف اولاد   آدم اســـت

گويــــا طلوع  مي‌كنـد از مغـرب آفتاب            كاين چنين ولوله در   اطـراف عالـم اســـت

منابع و مآخذ :

1-تاريخ ابن عساكر ج : 4  ص : 148و699

2-ارشاد القلوب ديلمي ص : 249

3-تاريخ ابن عساكر ج : 4 ص : 165 

4- بنقل ازكتاب "درسي كه حسين به انسانها آموخت "عبدالكريم هاشمي‌نژادص: 447آنهم بنقل ازاسد الغابه في شرح حال ا لحسين

5-لهوف ص : 10 و مناقب خوارزمي ج : 1 ص : 184 

6- فهرست منتهي آلمال علامه مجلسي ج : 1ص: 379وناسخ التواريخ ج : 3 ص: 119

7-فضل خوارزمي  ج : 2  ص : 59

 8- سوره بقره آيه193

9- تاريخ طبري ج : 4 ص : 306

10-شرح نهج البلاغه ج : 1 ص : 339

 11-.سوره بقره آيه 238

12 - ارشاد القلوب ديلمي ص: 331

13 - لهوف ابن كاووس ص : 95

14- تاريخ جعفري  ج : 1  ص : 321 –مقتل خوارزمي ج : 1 ص : 2407

15-مضمون بنقل از"موسوعة‌ كلمات الحسين "ص : 447

16-مضمون بنقل از مثير الاحزان  ابن نما  ص : 33

17-مضمون بنقل از"معالي السبطين"  ج : 2  ص : 402

18-" مقتل  خوارزمي " ج : 1 ص : 353

19- موسوعة كلمات الحسين  ص : 422

20- بحار الانوار ج : 44  ص : 329

21- اسد الغابه في شرح حال الحسين ص121

22- بنقل از مقتل خوارزمي  ص 184

23-وقعه الطف ص : 206

24- تاريخ طبري ج : 4 ص : 314 

25-نقل مضمون ومتن از"ا لملهوف علي قتلي الطفوف" ص : 142

26-سوره بقره آيه156

27-لهوف سيد ابن طاووس  ص : 95

28- سوره انفال آيه 8

29- تاريخ طبري ج : 4 ص : 314

30- سوره بقره آيه249

31-صحيفة نور ج : 9 ص : 57

32- تاريخ طبري ج : 4 ص : 305

33- سوره آل عمران آيه173

 34- موسوعة‌ كلمات الحسين ص : 378

35-مقتل حسين مقرّم ص : 357 

36-مضمون بنقل ازكتاب ابواء الشهداء ص : 150 و 118

37-سورة نحل آية 91 

38-  بحار الانوار ج : 45 ص : 35

39- اعيان الشيعه ج : 1 ص : 601

40-منهاج الدموع ص : 327 و بحار الانوار ج : 45 ص : 241

41- تاريخ طبري ج : 4 ص : 305

42-  اعيان الشيعه ج : 4 ص : 297

43- حماسه سازان كربلا ص : 122

44- ذريعه النجاه ص : 145 و الحسين و بطله كربلا ص : 22

45- تاريخ ابن اثير ج : 3 ص : 288

46- لهوف ص : 35 و تذكره ص : 250 

47-اللهوف ص : 28 و كامل الزيارات ص : 75

48-تاريخ ابن اثير ج : 3 ص : 288

49-بحار الانوار ج : 44 ص : 293

50-كامل الزيارات ص : 109

بررسی قیام امام حسین ( ع ) قسمت چهارم

  حق پروري و عدالت

 ازديگر اركان و ابعاد قيام امام حسين (ع) حق پروري وبر پايي عدل  ودادبود چنانكه اين محورمهم وخطير همواره دغدغه انبياء عظام و اولياء دين  درطول تاريخ محسوب  مي‌شد وهيچكدام از ائمه (ع) در برابر حكومتهاي جور و اوضاع نابسامان زمان خويش بي‌تفاوت نبودند و مخالفت‌هاي آنان در هر زماني به مقتضاي آن زمان پديدار بود .

 وبي ترديداوج چنين عدالت خواهي وحق طلبي بعنوان يك هدف متعالي در كربلا  دنبال   شدتابه نتيجه اي برتروجاودان دست يافت ودر آن وادي مرز ميان حق و باطل و ظلم و عدل پديدار گشت و كنگره ظلم ظا لمان فروريخت . واين مقصودمتعالي در ظلّ مبارزات حضرت بر عليه حكومت ظا لمان ، شكل گرفت و اين هدف از همان ابتدا در كلام امام حسين (ع) دنبال مي شد چنانكه وقتي قافله درمنزلگاهي بنام ثعلبيه در مسير كوفه كه كاروانش براي استراحت فرودآمده بودندوحضرت در نيم خوابي كه داشتنددرعالم رؤيا جدش رسول الله(ص)راديدندكه به اونويد وصل مي دهد و....

 حضرت سراسيمه ازخواب جهيدوبه ذكرآيه ارجاع"انالله واناليه راجون"26 پرداخت. علي اكبركه جوان زيرك وهمدل وهمدم پدر بودومتوجه چنين حالتي بود  موضوع  رازپدرجويا شدوحضرت ماجرارا بآرامي بيان كردوسپس پرسيد:پسرم چگونه خواهي بودآنگاه كه مرگي ترادرنوردد؟واوكه تربيت شده  دامان امامت بود بي درنگ پرسيد "اماكنا بالحق " پدر جان آيا ما در اين راه بر حقيم ؟حضرت پاسخ داد" بلي والّذي اليه مرجع العباد " آري قسم به

آن خدائي كه همه بندگان به سوي او خواهند رفت. آنگاه علي اكبر بارضايت وشادماني گفت : اذا لا نبالي نموت محقين" 27 پس ديگر چه ابائي داريم ازمرگ كه بسراغ ماآيد.

 دراين راه علي اكبرها فقط وفقط به حق مي‌انديشيدندو دررا ه حق جانهاي گراميشان  رافدا مي كردند.چراكه اين قافله برمبناي" ليحق الحقّ و يبطل الباطل و لو كره المجرمون "28 بدنبال آن بود كه حق را احقاق  و باطل را  ابطال سازد  چنانكه سيدوسالاراين قافله در طول مسيركربلاونيز  در گرما گرم جنگ همواره درسخنانش بر اين محور مهم تكيه داشت و بر آن صحّه مي‌گذاشت وفرياد ميزد:" افلا ترون أن الحق لا يعمل به و أن الباطل لا يتناهي عنه فليرغب المؤمن الي  لقاء الله محقاً – ا علموا رحمكم الله انّكم في زمان القائل فيه  بالحق قليل" 29   مگر نمي‌بينيد كه به حق عمل و  از باطل نهي نمي‌شود پس بايد كه در چنين زماني هر مؤمن به لقاء پروردگارش شائق گردد.پس بدانيد( رحمت خدا بر شما  باد) كه در زماني واقع شديد كه گويندگان  حق و عاملان به آن درآن بسيار اندك اند. سروري مي سرايد:

 كرد رايـج در جهـان آيين  عدل   و داد را       ساخت ويـران از شهامـت كـاخ  استبـدادرا   چون بساط ظلم را برچيدن آيين من است     جان فدا كردن به راه دين حق دين من است             

در كربلا اگر چه ياران بر حق بظاهر اندك بودند امّا بر  توده‌اي كثيرو نا بحق كه گروهي   سست عنصر و شكست خورده بودندغلبه يافتند .و اراده الهي راتحقق دادند كه فرمود:

   " كَم مِن فِئَه قَليلَه غَلَبَت فِئه كِثيرَه باذن الله"30 چه بسا عدة قليلي كه(با پشتوانه‌هاي بلند و حمايت اهل آسمان و زمين ودلهاي هموار و چشماني منتظر )به اذن خدا بر توده هاي كثير غلبه ‌يابند( به پيروزيهاي عظيمي دست يابند)

امام خميني آن احيا‌‌گر طريق حق ورهروراه حسين بن علي(ع)ومجاهدكبيروظلم ستيز  جهان معاصر چنين مي‌گويد :

" عاشورا قيام عدالتخواهان باعدادي قليل است كه اعتراضي بزرگ در مقابل ستمگران كاخ و غارتگران بود و دستور آن است كه اين برنامه سرلوحه زندگي امت در هر روز و هر سرزمين باشد"31

ظلـم بـر محوعدالت سخت مي‌كوشد هنوز         ظالم از خون   دل مظلـوم مي‌نوشـد هنـوز

تا  عدالت  را  كند  جاويد د ر عالم   حسين       خون پاكش    بر بساط ظلم مي‌جوشد هنوز

وبه تبع آن مردان حق همواره اين واقعيت را از كربلا  فراگرفتند كه حقّ و عدل كانون حيات و سرچشمه سعادت بشر و خواسته درون همه انسانها  وحيات واقعي بشردرگروآن   است .بنابراين به تبع   از همان حماسه عظيم ودرتمسك به همان  امام عادل برحق توسط حسينيان زمان تداوم پيدا كرد و جانهاي گرامي بسياري در دين راه پرارج نثار  شد..

ابن ابي الحديد معتزلي دراين باره مي‌نويسد (( حسين بزرگترين انساني هست كه دلاوري و پايداري را زير باران شمشير و سرنيزه و انواع ضربه و صدمه  در راه پاسداري از حق وپيكار  با باطل به انسانها آموخت ))32

    توكّل و شجاعت

قال الله تعالي:"اللذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايمانا قالوا حسبنا لله و نعم الوكيل" 33سرتاسر قيام امام حسين (ع) با شجاعت و دلاوري مانوس بود . شجاعتي همراه با اراده ه‌اي قوي ونشأت گرفته از قهر ا لهي .شجاعتي به ارث برده شده از سرداربدروحنين واحدوخيبر مولا علي (ع) كه دل شير با نام او به لرزه دمي  افتاد . چنانكه

با يك  يورش او لشكر دشمن تار و مار مي شدو با رجز آتشين و صداي رعد آسايش فضا مبهوت مي گشت .وبايك حمله وبرق شمشيرش طومارشان  در هم  مي  پيچيد.  

 درباره آقااباعبدالله(ع)درتاريخ جنگهاي مختلف  درصدراسلام   شجاعتهاي  فراواني ثبت شد  كه پرداختن به نقطه تعالي وتمام وكمال رشادتهاي آنحضرت  درجنگ مظلومانه و نابرابر كربلا كه  صحنه هاي آن تجسم صفين بودهرگوينده وشنونده اي را مجذوب خود مي سازد.

روز عاشورا صحنه نمايش عزم واستواري  به خدا بود چنانكه با زمزمة توكل و  عزمي جزم و اراده‌اي آهنين يك تنه در برابردشمنان مي ايستاد وتنهااز خدا طلب ياري مي كردومي‌گفت:

 " اللهم انت ثقفي في كل كرب و بلا و رجائي في كل شده و رخاء و انت لي في كل ما ترل بي ثقه عنده"34 خدايا تو تنها پناهگاه  من در هر مصيبت و بلائي و توماية‌ اميد من در هر سختي و مشكلاتي  و از براي من درهرحال  امين و معتمد و پشتيباني.

وبا رجزهاي آتشين خويش رعب به دل دشمن و لرزه براندامشان ‌مي افكند. چنانكه  به ديگر ياران  خويش نيزقوت وتوان مي بخشيدوجانانه به ميدان رزم وكاروزار مي شتافت و  شجاعانه به دل دشمن شبيخون مي زد. برخي ازرجزهاي حضرت درخطاب به لشكردشمن چنين است:

"البحر من طعني و ضربي   يصطفي                     و الجو من سهمي ويبلي يمتل"

   "اذاً حسامي فـي يميــني يبخلـي                       ينشق قلب الحاسد المبخل"35

 بنابراين وجوددو خصلت   شجاعت و توكل در وجود آقاابي عبدلله(ع)وياران وفادارش در كنار  هم دلالت داردبرايجادرابطه عميق آن بزرگواران با اراده ومشيت و قدرت الهي كه بي ترديدبه امرخداودرراه رضاي او  بكارگرفته شده اند. و دركنارهم قدرت  استقامت و رويا رويي جانانه ومثال زدني به ياران بظاهرقليل حضرت درمقابل توده  لشكرسياه دشمن بخشيدند. وسروحكمت آنهمه شجاعتها  همين بودكه حضرت ويارانش هيچ  از مرگ در راه حق نمي‌هراسيد ندو و آنهمه مصائب ذره‌اي از عزم استوارشان نمي كاست . چنانكه بنابر شهادت بازماندگان وشاهدان عيني وحتي اقراردشمنان چهره نازنين آقاابا عبد الله (ع) باوجودتنگ ترشدن حلقه محاصره درظهرعاشورا وعليرغم تحمل داغ مصيبت عزيزان و يارانش دريكروزبا جوع وعطش فراواني كه داشتندلحظه به لحظه  نوراني ترو عزمش استوار تر واراده اش قوي تر وتوكلش به خدابيشتر مي شد .ومدام ذكرش اين بود:"حسبي الله و نعم الوكيل نعم المولي و نعم النصير"36     "ولاحول ولا قوه الا بالله العلي العظيم"

 

  كرامت و وفاء

قالَ الله تَعالي : اوفوا بعَهْدالله  اذا عاهَدتم و لا تَنْفَضوا اْلايمان بَعد توكيدها" 37

ترجمه:وفاي به عهد پيشه كنيد آنگاه كه وعده نموديد و ايمانتان را بعد از پايداري سست  و پايمال نسازيد .

عاشورا مكتب كرامت و وفاء بود چنانكه در همة صحنه‌هاي آن جلوة وفا به چشم مي‌خورد و ما در اين مختصر بر آنيم تا به معرفي برخي از آن جلوه‌ها و پيامها كه عموماازناحيه وجود نازنين آقااباعبدالله(ع)درعم وگفتارصادرشده بپردازيم:

1-  اول آنكه امام (ع) خود آغازگر جنگ نبود و  ياران وفادارخودرا  نيز از ابتداء به جنگ باز مي‌داشت.و دشمن را نسبت به عواقب دنيوي واخروي آن بيم مي داد وبا  معرفي خود به اتمام حجت باآنها مي پرداخت تامباداازسرجهل وغفلت باحضرتش به جنگ درافتند. اگرچه بارها زمينه براي جنگ و حتي غلبه بر لشكر   دشمن  فراهم مي شد امّا حضرت اقدامي نكرد و در مقابل اصرار زهير بن قين مبني بر كشتن شمر و پافشاري يارانش براي تار و مار ساختن لشكر حرّ درهمان آغازراه مخالفت كرد و اين آيه را تلاوت فرمود :

" فَمَنْ اعتَدي عَلَيْكُم فَا عندوا عَلَيْهِ بِمثل ما اعتدي وَ اتَقوا الله"38

هرگاه كسي بر شما ظلم و تعدي نمود پس با او به مقدار همان ظلمش برخورد و مقابله كنيد ودر اين راستا تقواي الهي پيشه نمائيد .

نه ظلم كن به كسي و نه زير بار ظلم برو        كه اين مرام حسين است و منطق دين است

 امادرمقابل اين لشكر دشمن بودكه بارهااقدام وابتداء به جنگ نمود.چنانكه لشكر حرّ راه رابركاروان بست ودرروزعاشوراء همين شمرلعين بودكه به نزديك خيمه‌گاه آمد و اقدام به فحاشي  نمودودرنهايت امام ويارانش راواداربه جنگ ودفاع جانانخه نمود...

2- امام (ع) در كشاكش جنگ همواره خود عرصه دار و ميدان دار بود و رفتن به ميدان را به كسي تحميل نمي‌كرد و بارها حتي در شب عاشورا بيعت خود از يارانش برداشت و خطاب به آنها فرمود:" تمام هدف اين قوم منِ حسين است و اگر  همة‌ شما كشته شويد دشمن دست ازكشتن  من برنمي‌ دارداگرچه به صحاري وبيابان پناه آورم..."وبا اصرار از يك يك ايشان مي خواست كه به مدينه بازگردند و به زندگي خويش ادامه دهند.

 اما آنها كه دركناريك چنين مولائي و تحت تربيت جدشان رسول خدا(ص)وباب مظلومش علي(ع)وزيرسايه ولواي اوبودندمگرمي توانستند مولايشان را تنها بگذارند ودرقبال آن خاندان كرم بي وفائي نشان دهند.آنجابودكه مسلم بن عوسجه و سعد بن عبدلله و زهير بن قين و … خطاب به مولايشان ازجان ودل عرض كردند :

" فولله لانفارقك ولكنَّ اَنفُسَنَا لَكَ الفَداء وَنسقيك بِنحورَا وَ جباءها وَ ايْدينَا فَاِذا نَحْنُ قتَلنَا" 38

بخدا قسم از تو جدا نخواهيم شد و جانمان را در راه تو فدا خواهيم كرد تا در اين راه كشته شويم .

 اگرچه دراين ميان برخي افرادبه بهانه هاي مختلف ازتاريكي شب بهره جستند وازآنجا گريختند اما حضرت به همان ياران جان بركفي كه باقي ماندند درشدت تنهائي ونياز روز عاشوراء به سختي اذن ميدان   ميداد .

    3-  از ديگر مظاهر كرامت   حضرت  كه خوددرياي كرم بود ودر كربلا موج مي‌زد سيراب نمودن همه تشنگان حرم و  رزمندگان وحتي  لشكردشمن بود. چنانكه نقل است امام حسين (ع) سه بار اهل كوفه را سيراب نمود يكي وقتي بود كه خشكسالي كوفه را فرا  گرفت و مردم كوفه به مولا يشان علي (ع) مراجعه كرد ه بودند تادعاء استسقاء بدرگاه خدا كند.اما حضرت با اشاره به حسينش   كه  طفلي در گهواره‌ بودازمردم خواست كه به او متوسل  شوند.آنگاه مردم دل شكسته دست به قنداقه اش بردندتابلكه به حاجت خويش برسند  به اذن خدااين طفل زبان به دعاگشودوديري نپاييدكه  باران گسترده‌  نازل شد و همه  دشت ودمن زندگان را سيراب ساخت .

 صحنه  ديگر در جنگ صفين بود كه وقتي لشكرعلي(ع) بر كوفيان غلبه يافتند  و يك يك دشمنان را به اسارت گرفتند، آنحضرت  اسراء ورزمندگان و حتي مركبهاي تشنه دشمن رابادستان مبارك خويش سيراب ساخت.

و ديگر صحنه جانسوز ش آنجابودكه بعد از لشكركشي و ارعاب لشكر حرّوتوقف چندين ساعته آنهابراي بستن طريق عبوركاروان حضرت آن امام رئوف دستور داد تا با مشك‌هاي آبي كه به همراه قافله‌  داشتند  سربازان ومركبهايشان   را سيراب سازند.

علاوه براين در روز عاشورا در آن گرماگرم جنگ وغلبه حرارت وتشنگي هر يك   از يارانش  را به نحوي سيراب ساخت چنانكه نوشتند برخي از يارانش را درشدت جنگ از ميان دو انگشت مبارك و برخي ازجمله علي اكبر را با  آب دهان   سيراب ساخت. و  درروزعاشوراحين جنگ  به   خيمه ها برمي گشت و چون بچه‌ها را در سوز عطش ديد با

دستان مباركش نهر كوچكي جاري ساخت و حتي نوشتند كه به دل دشمن زد وبراي آخرين باربراي اهل حرم ازفرات آب آورد اما خود با لب تشنه شهيد شد .

"وَ احسرتاً عَلَي الْقوم قَتَلوك وَ ما عَرفوك وَ مَنْ شربهِ ماءَ مَنْعوكَ"39 حسرت واف بر قومي كه ترا كشتند وحقت را نشناختند و از نوشيدن آب منعت ساختند.

و درست در همين مكتب وفاء بود كه برادرباوفايش ابوا لفضل درشدت عطش باآنكه دستش به فرات رسيد اما بيادلب عطشان حسين(ع)وفرزندانش   از آب ننوشيد.

رفت در آن آب روان ، ساقي و لب تر ننمود       جــان به قربان وفــاداري آن بـاده پرسـت

به دريا پا نهاد و تشنه لـب بيرون شد از دريا       مروت بين جوانمردي نگر غيرت تماشا كن

و  آنگاه كه امان نامة عبيدلله بدستش رسيد گريه كرد و نامه را پاره كرد و به خود چنين   خطاب  كرد:

يَا نَفس مِن بَعْدَ الْحسين هُو ني                مِنْ بَعدهِ ان كُنْت ان تَكون  :40

4- از ديگر كرامات و عنايات آقا ابي عبدلله (ع) در كربلا توجه عميق او نسبت به دوستان وهدايت كردن  و دادن فرصت به دشمن وپذيرفتن توبه آنها  ازجمله حرّ كه اول من ظلم در كربلا بود وبرخي ازلشكريان اوويزيددر روزعاشوراء و پذيرش جانانه  آنهاو برخورد كريمانه باآنها بودچنانكه  سرشان رابدامان مي گرفت ودرلحظه شهادت كه به اصراراز حضرت اذن ميدان مي طلبيدند به بالينشان مي شتافت.

            كجاماراكني ازخويش محروم                 توكه بادشمنانت اين نظرداري

علاوه براين حضرت درقبال ياران باوفايش كه تمام آرزويشان اين بود   درلحظه آخر

 سرشان  بردامن مولايشان باشد وچهر ه به چهره اوبالبخندرضا جان به جان آفرين تسليم كنندنيزچنان بودكه  وقتي صداي استغاثة‌ ياران را مي شنيد بياريشان مي شتافت و  صورت به صورتشان مي نهاد وخاك و خون ازچهره‌شان مي زدود و با كلمات شيوا  تسكينشان مي داد و با لبخند رضا مرهم به زخمشان مي نهاد  و درحقشان دعا مي كرد.

             گر طبيبا تو بيائي بر سر بالينم         بدو عالم ندهم لذت بيماري را

همچنانكه  كناربدن  غلام سياهش جون شتافت وصورت به صورتش نهاد وچنين دعاكرد:

"اللهم بيّض وجهه و طيب ريحه و احشره مع الأبراروعرّف بينه وبين محمّدو آل محمّد " 41

خدايا چهره‌اش را سفيد و رايحه‌اش را نيكو گردان و او را با نيكان محشور و با محمّد و آل محمّد  همنشين  فرما.

 و در اين ميان به سراغ   مجروحي شتافت كه طاقتش را ربود و آن بدن پاك علي اكبر (ع) بود : " فوضع خده علي خده فتبسّم ثم صار إلي ربّه"42

يكجا رخ غلام و پسر بوسه داد و گفت                 در  دين ما سيه نكند فرق با سفيد

 

 << ادامه دارد >>

                                          التماس دعا

بررسی قیام امام حسین ( ع ) قسمت سوم

اصلاح گري

مي دانيم كه جايگاه مصلحون  در قرآن واسلام جايگاه رفيعي است و امام حسين (ع) در چنين  جايگاهي به رشد و تحول در بشر واصلاحات ديني وهدايت وحركت وتعالي نسلهاو همچنين ايجادامن براي مظلومين وآزادي براي زندگي برتر ا نسانها قدم   برداشت .

امام حسين (ع)درست در زماني واقع شد كه بدعت‌ها و دين زدائي متن دين وجامعه را فرا   فراگرفته بودو مي‌رفت كه كج انديشيها و معضلات بكلي مردم را به تباهي كشانيده تاريخ را منحرف ودين را وارونه سازد وتنها جلوه و چهره نامتناسبي ازدين  باقي بگذارد. وبدعتها دامان دين رافرابگيرد و حقيقت دين رابكي به نابودي بسپارد.

برااين مبنا بودكه حضرت بااحساس تكليف ديني واردميدان كاروزارشد وعلم مخالفت را برداشت ودرمقابل   كفروظلم ونفاق ايستاد چنانكه دربيان فلسفه قيام خونينش مي فرمايد:

" اني لم اخرج اشراً و لا بطرا و لا مظلما  ولا ظالما انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي و ابي علي بن ابيطالب "20   من نه از سر شرور و طغيان و نه ازبراي ظلم وفساد خروج كردم  بلكه آمده ام تا اصلاح درانديشه وكردار امت جدم و پدرم علي (ع) ايجادنمايم. .

  اين امربعنوان برترين محوروفلسفه همه قيام‌هاوحركتهاي انبياء و اولياء الهي درطول تاريخ ازجمله جدوپدربزرگوارش بوده است. چنانكه خرافات و كجرويها و بدعتها و انحرافات در هر زماني زمينه   براي اعتراض و مخالفت و قيام ايشان فراهم مي‌ساخت وآنها  هيچگاه در برابر انحرافات موجوساكت نمي‌نشستند . در زمان امام  حسين (ع) نيزشدت اوضاع چنان

بودكه  انحرافات فضاي تنفس  را براسلام ومسلمانان تنگ كرده  و  انحرافاتش تابدانجا پيش رفته و شدت گرفته بود كه مرزهاي دين رادرنورديده و افرادرامنحرف ساخته وحتي   آنهارابه رويارويي با امام زمانشان برانگيخته بود. 

بنابراين امام (ع) در نامه‌اي خطاب به مردم بصره در همان ابتداي راه مرقوم فرمود ند:

"انا ادعوكم الي كتاب الله و سنته نبيه فان السنه قد امينت و ان البدعه قد احييت و ان تسمعوا قولي وتطيعوا امري لهداكم الي سبيل الرشاد انما ارجولاحياء معالم الحق و امامه البدع" 21

من شما را دعوت مي‌كنم به كتاب خدا و سنت پيامبرش كه سنت ها مرده و بدعتها زنده گشته اندپس  اگربه  سخنانم گوش فرا دهيد واز امرم  اطاعت نمائيد شما را به طريق رشد و تعالي هدايت خواهم كردكه همانا من براي  احياء معالم حق و محو بدعتها بپاخاسته ام...

  افشا گري

در گذر تاريخ ، ظلم نابكاران در پس پرده‌ها مستور ماند و مردمان در حجاب غفلت خويش فرو مانده  و هر آينه مي‌رفت كه حق به باطل و باطل به حق جلوه ‌گر شود و مردم نا بخرد براي ابد در هاله‌اي از سكوت فرومانند . امام حسين (ع) با آوردن زن و فرزند خويش به كربلا برآن بود كه به رسوا سازي ظا لمان و افشا ي ظلمشان درهمه صحنه هاي كربلا و مخالفت علني خود   باآنها بپردازد .ونيزبا گفتارها ورجزها وشهادت وايثاردرقالب جنگ پرده ازچهره كريه فاسدان زمان بردارد و قلعه ظالمان را فرو ريزد وباآشكارسازي دروغ وفريب ونيرنگشان درميان هاله اي ازسكوت مرگبار ناظران آنها رابراي هميشه تاريخ رسواساخته بدينوسيله ذات نا پاك  اشباه الرجال را علني وآشكارنمايد.

در كرب و بلا چون  علم افراشت حسين                 از مسلخ خون     نخل وفا كاشت حسين

تـا عــدل بسـاط گسـترده     در عـــالـم                  از چـهرة ظلم  پرده بر داشت حسيــن

بنابراين وقتي كه رجز مي‌خواند پرده از ابعاد ظلم دشمن بر مي‌داشت و دراين مكتب  همگي به رسوا سازي ظالم پرداخته و رزمندگان جان بركفش نيزبسان مولايشان قبل از آغاز هر گونه درگيري  با دشمن به رجز خواني و  معرفّي خود وسبب ونسبشان با امام برحقشان  مي پرداختند تاهم آنهاررا نسبت به آنچه كه درپيش رويشان است آگاه وواقف سازند و هم انظار تاريخ رانسبت به اين قوم  شقي به شهادت و قضاوت بطلبند.

و درست برهمين مبنا بود كه به اهل حرم نيزاذن مي داد كه صدا به العطش  بلند كننداماهيچ  از گرسنگي دم نزنند و قنداقة علي اصغر را به آغوش گرفته و در آن پيچ و تاب جنگ به ميدان مي برد تاازدست دشمن سيرابش سازداماچون باجوات مذبوحانه واقدام ناجوانمردانه آنهاوربرو مي شود شقاوت وپليدي وعنادشان باآل رسول(ص)  رابراي همه تاريخ افشاء مي كند.  ونيز آنگاه كه بااصراراز دشمن مي‌طلبيد كه از حريمش دور شوند و آنها را به وجدان عربيتشان سوگند مي‌دهدباآنكه ازشقاوت ايشان آگاه بود ومي دانست كه  به خيمه گاهش يورش خواهند برددرواقع مي خواهدكه هم آنها وهم ديگران را به نهايت پستي وننگ و پليديشان واقف سازد.

درس آزادي از آن رو ساخت توأم با عمل            تا خيانت پيشگان را در جهان رسوا كند 

و در تداوم آن راه زينب كبري و ام كلثوم(س) وامام سجاد (ع) با صلابتي چون كوه در طول مسير اسارت وكناردروازه شام ودرمجلس يزيدو نيزدر طول راه كوفه باسخنرانيهاي آتشين وافشاگرانه خويش وبرانگيختن عواطف واحساسات جمع حضار كه به دعوت ابن زياد براي تماشاي اسراء گردآمده  بودند به رسوا سازي ظا لم ‌پرداخته وپرده از رخسار پليد دشمن بر‌داشتندودرنتيجه مرزميان حق وباطل  رادركربلا ودرهمه زمانها روشن  و زمينه رابراي بيداريها ومبارزات بعدي  تا محوابدي ظلم وستم از صحنة‌ روزگاروپاك ساختن زمين را از لوث وجودشان براي هميشه  فراهم ساختند.

  عزّت و آزادگي

امام حسين (ع)فرزند پيغمبر (ص) است و عزّت آسماني او و خاندانش از ناحية خدا نشأت گرفته و چنين انسان بزرگي هرگزنمي‌تواند با فرد پستي چون يزيد دست بيعت دهد . او كه جنگ در برابر ظالمان را وارث مجد و عزّت ميداند چگونه مي‌تواند در برابر ظلم يزيد سكوت نمايدوبه آنها دست بيعت دهد.چنانكه در جواب نامه والي مدينه درخصوص درخواست بيعت يزيدقاطعانه نوشت:

 " نَحنُ اهل بيت النبوه و معدن الرساله و يزيد فاسق شارب الخمر و مثلي لايبابع مثله -هيهات منا الذله يا بي الله ذلك لنا و رسوله و المؤمنون- لا و لله لا اعطيكم بيدي اعطاء الذليل و لا افرّ منكم فرار العبيد"22

ما خاندان پيغمبر  و معدن رسالتيم در حالي كه يزيد مردي فاسق و شارب الخمر است پس  مثل من با مثل او   بيعـت نخواهد كرد.ذلت از ما دور باد كه خدا و رسول و همه مؤمنين ماراازآن محذور داشته‌اند. نه به خدا قسم كه با شما دست بيعت نخواهم داد و از شما بسان بردگان نخواهم گريخت .و در رجز‌هايش دردل جنگ خطاب به دشمنان مي فرمود :

               الموت اولي من ركوب العار                     والعار اولي من دخول النار

مرگ براي من بسي برتر از ننگ بيعت با شماست امّا براي شما دشواري پذيرفتن شروط من برتر از جهنمي شدن خواهد بود .

بزرگ فلسفه شــاه ديــن اين اســت              كه   مرگ سرخ به ز زندگي ننگين است

بنابراين سعادت واقعي انسان همين است كه بسان حسين (ع) آزادانه در راه حق قدم   بردارد و از خود برهد و به خدا بپيوندد و عزت آسماني  از براي خويش كسب نمايد . و چنين عزتي هيچ گاه با حربه‌هاي دشمن دون وياكشته شدن از بين نمي‌رودبلكه جاودان وپايدارباقي خواهد ماند.

در دفتر آزادي نام تو به خون ثبت است               شد ثبت به هر دفتر با خون تو عنوانها

 وشكي نيست كه امام حسين (ع) اين عزّت آسماني   را مرهون همان ظلم ستيزي ها ست .. و اين چيزي است كه امام حسين (ع) با خون خود و هفتاد و دو تن از يارانش جستجوكرد و تا دهر باقيست نام او به آزادگي و عزّت پايدارخواهد ماند . چنان عزّت جاودانه اي كه در خاندان وبازماندگانش به وديعت  نهاده شد تا در آن شرايط تشنگي و گرسنگي تن به مذلت نسپر ند و غذاهاي مردم كوفه و نان و خرماي شاميان در ميان راه را به پيشانيشان بزنند و بگويند ما فرزندان پيغمبريم و صدقه بر ما حرام است و اين صدقه بر شما گوارا وشايسته است .ونيز فارغ از همه غمها و داغها ، چنان خطبه‌هايي غرّاء بيان كنندكه همه درباريان را به رسوائي بكشانندو در اين راه باآزادگي و عزّت بايستند تا به سرمنزل مقصود  برسند.

هر كه پيمان با هو المعبــود   بست                             گردنش از قيـد هر موجود     رست

ما سوي الله را مسلمان بنده   نيست                            پيش فرعوني سرش افكنده نيست

خـون او تفسير اين اسرار     كــرد                             مـلّت      خـوابـيده    را بيـدار كرد

  غيرت و جوانمردي

غيرت ديني با آن دامنة‌ وسيعش ،يكي از درسهاي بجامانده از تراژدي عظيم كربلاست. چنانكه مسئوليت پذيري  وتوجه مدام امام نسبت به حريم خانواده در طول سفر و مدّت اقامتش در كربلا حتي در بحبوحة‌ جنگ  و حراست و حفاظت از حريم خانواده و برانگيختن  برادرش   عباس   براي پاسباني ازحرم بعنوان يكي ازشاخصه هاي اصلي ودرسهاي ماندگار آن موردتوجه است.

چنانكه نوشتندبارها حضرت درحاليكه عرصه براوتنگ مي شدو خستگي جنگ و شدت  عطش  غلبه مي كردجنگ رارها  كرده  به سمت  خيمه‌گاه برمي گشت و  براي بارآخر چون صداي شيون والعطش بچه ها را   شنيد درحالي كه ديگررمقي دراو   نما نده بود  وگرد وغبارجنگ وتنهايي ومصيبت وعطش برسيماي مباركش نشسته  و سينه اش تنگ  و زمانش  ضيق وحلقه محاصره دشمن تنگترشده بود به خيمه گه بازگشت و آنها را به صبوري فرا خواند تا صدايشان به گوش نا محرمان نرسدوازخداي بزرگ براي ايشان  صبرطلب كردوخطاب  به ايشان  فرمود:" اگر من كشته شدم گريبان چاك نزنيد و سخن ناروا نگوييد و براي درامان ماندن ازدست ونظرنامحرمان راه بيابان را در پيش بگيريد"23 

وسپس باآنه اوداع كرد ودوباره به ميدان  شتافت وهر قدم كه از خيمه دور مي شد با ذكر "لاحول و لا قوه الا بالله و يا غياث المستغيثين "آن دختران بي پناه را به خدا مي‌سپرد و از خدا براي ايشان طلب ياري مي‌ كرد يد و   با صداي بلند مي فرمود :

" يا اهل  النتزيل ادفعوا عن هذه الحريم و حاموا عن دين لله و ذلّوا عن حرم الله "24

هان اي اهل قرآن و اي مسلمانان عالم از اين حريم دفاع كنيد و از دين خدا حمايت نمائيد .

وبالاخره زماني كه درگودال قتلگاه افتاده بودنگاهش خيره ونگران به سمت خيمه گاه بود و چون با شقاوت و سنگدلي آن ديوان وددان روبرو شدكه عليرغم وعده اي كه داده بودندبه خيمه گاه حمله ورشدند به وجدان عربيّشان سوگند داد تا شايددست ازاهل حرم بكشند.

گر شما را به جهان ديني و آييني    نيست             لا اقل   مردم    آزاده     به دنيا   باشيد 

بنابراين مهمترين نتيجه و درسي كه از اين تراژدي عظيم وازاين سخنان واقدامات  مي گيريم آن است كه تا مرز جان ا ز حريم و ناموس و زنان و دختران خويش حمايت نموده آنها را از منظر نامحرمان در امان داريم . چنانكه در طول مسير اسارت بارها امام سجاد(ع) با ابن زياد دربارة دختران پدر تذكّر مي‌داد و با او شرط مي‌كردكه دو مرد مسلمان وپاكدامن  را به همراه زنان اهل بيت بفرستد تاآنها را از راهي به كوفه ببرند كه تماشاچي ونامحرم در آن مسيركمتر باشند . و زينب (س)نيز خطاب به ابن زيادملعون باعتاب فرمود:

"آيا اين عدالت است كه تو كنيزان خود را در حرمسرا نگاه داري و ما دختران پيغمبر را در جلو چشم نامحرمان بگرداني ؟" وچون كوفيان به چشم چراني گرد آمده بودندام كلثوم به اعتراض برخاست و  فرياد ‌زد: " يا اهل كوفه امّا يستحيّن من الله و رسوله ان تنظروا الي حرم النبي " 25 اي اهل كوفه آيا از خدا و رسول حيا نمي‌كنيد كه به حرمسراي پيغمبرخدا(ص) نگاه مي‌اندازيد و سكينه فرياد مي زد سرها را جلو كاروان حمل نكنيد تا تماشاچيان نظرشان به ما نيفتد .‌ آيا مگر به خواسته‌هايشان عمل كردند خدا وفقط خدامي‌داند كه در راه كوفه و شام به دختران پيغمبر چه گذشت .

<<  ادامه دارد >>

                                                  التماس دعا

 

بررسی قیام امام حسین ( ع ) قسمت دوم

ايثاروفداكاري

سخن پيرامون يارا ن امام حسين (ع) در كربلاست آن عيّاراني كه با گزينش و انگيزش الهي در تكاپوي دين خدا به كربلا شتافتند.ودر طول طريق و عرصه‌هاي مختلف جنگ حضرت را ياري كردند. و اين آزمون بزرگ وآن صحنه هاي  پر شور عاشورا را با سر بلندي تمام پشت سر گذاشتند.قيام امام حسين (ع) ،همان جهادبعنوان صحنه آزمون الهي بود تاياران واقعي وافرادناب رابرگزيند ونيزدانشگاه سياري كه جوهره ناب افرادرادرطول تاريخ كشف كندو بپروراند...

اگرچه اين افرادازجهت عده وعده بسان جان نثاران دركربلا دراقليت باشند امّا همان اندك با آن قدرت ايماني كه داشتند لشگرسياه  دشمن را به لرزه درآوردند. آنهاهمان كساني بودند كه حضرت درباره شان فرمودند:

" اِني لا اَعلَمُ اَصحابَ اوفي وَ لا خَيراً مِنْ اَصحابي فَجزاكم الله مِني خَيرُالجزاء "12 يعني من ياراني باوفاتر و نيكوتر از اصحاب خويش سراغ ندارم پس خداي شما را از جانب من جزاء خير عطا كند.

ودرمقابل بايد تأسف و حسرت خورداز آنهمه ديدگان ناظري كه بسته ماندندوزبانهاي گويايي كه  به سكوت نشسته ويابه خيل دشمنان پيوستند اگرچه به گفته فرزدق دلهايشان باحضرت بودامادرعمل بدنبال منافع ومصالح دنيويشان بوده  شمشيرهايشان رابرعليه فرزندپيغمبرآخته ساختند... 

البته با اندكي دقت به متون تاريخي در مي‌يابيم كه ياران آن حضرت به 72 تن محدود  نمي‌شوند اگر چه ياوران ناب وبرگزيده اش به كربلا آمدند امّا بسياري از آنها بجهت محدوديتهاي زماني و مكاني و عدم اطلاع و....از كاروان   عقب افتادند و چه بسيار افرادي كه در زمانهاي بعد و قرنها بعددرطو ل تاريخ  به خيل عاشقان ودلدادگانش  پيوستند.

و اين دوستي واظهار علاقه بين  مسلمانان و امام حسين (ع) امري است ذاتي و ريشه‌داركه به اقراردشمناني چون خودمعاويه "ياران آن حضرت چنان دركنارش وا له وسرگشته بودندكه گويي مرغ اقبال بر سر آنها نشسته است.  و اين موّدتها و عشقها درجان افرادودردل تاريخ ريشه دوانيده وسال  به سال دروجودجانهاي مشتاق رو به فزوني يافت .و درگذرزمان عشقها عميق وگسترده گشته وباآشكارشدن ابعادمظلوميتهاي حضرت  خون دررگهاي مشتاقان  بجوش آمده وغيرت مردان خدابه خروش.براين اساس در تداوم خط سرخ حسيني و به حمايت از قيام خونين آنحضرت در طول تاريخ انقلابها و شورشها و جنگهاي فراواني  در برابر طاغيان وياغيان ستم دوزبسان قيام توده‌هاي كثيري ازمردم عراق و حجاز و ايران و گروه يالثارات و نيزقيام مختار ثفقي و تواّبين در برابر حكومت برپا شدتاآنكه نسل يزيديان و سلطنت مرگبار امويان را از ميان برچيد .

دراين گذارلاز م ميدانم كه بطوراختصاربه  شرح حال ووفاداري  برخي ياران جان نثار حضرت ونيزارتباط عميق روحي آنهاباامام برحقشان كه درمقاتل ومنابركمترازايشان نامي برده مي شود بپردازم....

1-يكي از آن ياران عمربن قرظه انصاري بود كه عليرغم شهيد شدن برادرش علي بن قرظه در كربلا هيچ سستي ورخوتي از خود نشان نداد و بلكه خود علاوه بر اصرار امام مبني  بر   بازگشت به مدينه با تمام صلابت در كنار امام ايستاد  تا آنكه در روز عاشورا به فيض شهادت نائل شد. اوآنگاه كه بخون خويش غلطان گشت و امام  (ع) رابه با لينش يافت در  حالي كه جانش ازبدن خارج مي شد به   حضرت عرض كرد :

" هَل اوفيتُ يَا بنَ رَسول الله " آيا توانستم به  عهدخويش در حق شما وفاداري  كنم؟  حضرت پاسخ داددند :" نَعَمْ اَنْتَ امامي في الجَنه فاقر رَسول الله مِني السَلام وَاعلَمَهُ اني في الآثر"13 آري تو پشت سر من در بهشت خواهي بود پس به پيغمبر از جانب من سلام برسان و به او نويد بده كه من بزودي به شما ملحق خواهم شد....

2-يكي ديگر از ياران باوفاي حضرت محمدبن بشير حضرمي‌ (نعماني) بود. او با آنكه دو فرزندش درچنگال لشكر ابن سعد اسير شدند لحظه‌اي از امام جدا نگشت  و بدنبال امام كه به مدينه برگردد  از حضرت جدا نشد و گفت:" من جان فرزندانم را مانند جان خود در راه خدا فدا مي‌كنم و به هيچ وجه از شما جدا نمي‌گردم و اگر جدا گردم خود را سزاوار آن مي‌دانم كه در چنگال درندگان قطعه قطعه شوم"14  آنگاه امام به او مبلغي داد تا در اختيار كساني قرار بدهد كه بطريقي فرزندش را آزاد كنند.

3-نافع بن هلال يكي ديگر از ياران باوفاي آن حضرت  بوداو با آنكه نامزد داشت و همسرش نيز ازرفتن منعش مي كردعليرغم مخالفت شديدحضرت بدنبا لش  به كربلا شتافت وعشق پايداررابراحساس گذراترجيح داد و با آنكه امام در شب عاشورا به او خطاب كردكه برگرددو به امرعروسي خويش بپردازد، اما لحظه اي ازياريش دست برنداشت ودرروزعاشورا  بعدازدفاع جانانه وجانفشاني ها به فيض شهادت نائل آمد.15

   4-از ديگر ياران   جُون  غلام سياه حضرت بودكه تاآخرين ساعت دركنارمولايش باقي ماند و درركابش جنگيدوبه شهادت رسيد.واين درحالي بودكه امام(ع) او رادر راه خدا آزاد  وازاو اعلام رضايت نمودواصرا رفرمودكه به مدينه برگرددوبه زندگي آزادانه خويش بپردازد با گريه و زاري ازاو خواست كه در كربلا بما ند و او را ياري نمايد  و خطاب به مولايش چنين گفت :

"وَ الله لااَفازَفَكُمْ حَتي يَخْتَلِطُ هذا الدَمُ الَاسْوَد مَعََ دمائِكُمْ "16  بخدا قسم كه از تو جدا نخواهم شد تا اينكه  خون سياهم با خون پاك شما آميخته گردد.

5-وبالاخره عبدالله بن مسلم   كه همراه پدرش به  كربلاآمدتابياري امامش بشتابد. و اين درحالي بودكه امام (ع) نيز به او تأكيد كرد به مدينه برگردد و دست مادرش را بگيرد و او را از تنهايي نجات دهد امّا نپذيرفت و گفت بخدا قسم كه من از آنها نيستم كه دنيا را بر آخرتم برگزينم. 17

  هدايتگري

اسلام معجزه‌اي است بس بزرگ كه با تعليمات روحي‌اش انسانهاي بس مستعّدي  را متحول و افق فكريشان را روشن ساخته تاازمحدوده دنيا پافراتر نهند و دلها را با معنويات پيوند دهند. اگردرست به ابعادقيام امام حسين (ع)بنگريم هرچه مي بينيم هدايتگري است و ارشادكه در قالب موعظه و رجز و ارائه كرامات و اتمام حجت ها توسط حضرت درلحظه لحظه قيام بروزكرده وتجلي يافته بود..

شكي نيست كه قيام حضرت براي بيداري نسلهاي غفلت زده بشر و بيدا ري وجدانهاي خفته   وهدايت جاهلان برپاشد ومهمترين ارزش علمي حماسة عاشورا همين بود كه با تعليمات هدايتگرانه اي همراه بود و در چنين مكتبي بودكه ياراني  چون بريز و زهير و حبيب و مسلم  تربيت شدند تا در راه اعلاي كلمه حق از همه چيز خود گذشته  واز حضور در ميدان جنگ و مرگ درراه خداابائي نكنندو زرق و برق دنيا ووعده ووعيدهاي دشمنان درچشم ايشان  خواروكوچك آيد..

چنانكه بر پائي نماز جماعت بهمراه  لشكر حرّ و فرستادن حبيب‌بن مظاهر براي موعظه در دل دشمن و نصيحت ايشان در قا لب رجز و...همه و همه در همين راستا رقم خورد.

            تأسيس كربلا نه فقط بهر ماتم است          دانشسراي   مكتب اولاد آدم است

وبراين اساس حضرت درحين جنگ به معرفي خود و نيز خاندانش مي‌پرداخت تا آنها را از جهل و غفلت برهاند و حجت خويش را بر آنها تمام سازد. چنانكه در حين جنگ خطاب به لشكر دشمن مي فرمود:

    اَيُهَا الناس اَسْمَعوُا قولي وَ لا تَعْجَلوُا حَتي اَعْظَكُمْ بِما بِحَق يكم وَ حَتي اَعْذَر اِلَيْكُمْ "18

اي مردم به سخنانم گوش فرا دهيد و دراقدامتان عجله و شتاب مورزيد تا آنكه شما را بر آنچه حق است موعظه نمايم. و اين طريق را زينب (س) وام كلثوم وامام سجاد(ع)در طول اسارت در پيش گرفتند و بدينوسيله توانستند افراد بسياري را متحول ساخته زمينه را براي مخالفتها و شورشهاي مردمي بر عليه دربار فراهم سازند.

بنابراين برخوردهاي كريمانه امام با دشمن و هدايتگري‌ها   در دل دشمن واستقبال از حرو...  همه وهمه دراين راستا رقم خورده بود.چنانكه توانست انقلاب دروني در افراد بپا كند و آتش عشق درنهادياران برافروزدو  رقّت قلب و عذاب وجدان در دل برخي افراد دشمن(كه زمينه هدايت داشتند وازسرجهل وغفلت وفريبهاي يزيديان به ميدان آمده بودند) ايجاد نمايد. واين همان سبيل رشاداست كه حضرت جلوي پاي همه حتي دشمنان   قراردادو طريق هدايت رانشان ايشان داد.وفرمود:

" اَنَما اَدْعوُكُمْ الي سًبيل الرِشاد فًمًنْ اًطاعَني كانَ مِنَ المر شدين وَ مَنْ عَصاني كانَ مِنَ المُهْلِكين " 19 يعني: من شما را به راه سعادت و رشد دعوت مي‌كنم پس هر كدامتان از من تبعيت كند از هدايت شدگان خواهد بود و هر كس از من سرپيچي نمايد از هلاك شدگان.

    من آنچه شرط بلاغ است باتومي گويم         توخواه ازسخنم پندگيرخواه ملال

و در اثر همين   هدايتگريها وگفتارهاي زلال و هدايت بخش و روشنگرانه حضرت بودكه حربعنوان اول من ظلم دركربلا كه راه رابر خاندان پيغمبربسته وزهير كه خود عثماني بود و   از خاندان علوي تبري مي جست ونيز چند تن ازلشكريان حروابن زيادباآن موقعيت خوبي كه درآن لشكر داشتند متحول شده واز همه چيز خود گذشتند و با روحي آزاد به جمع ياران حضرت پيوسته و به فيض شهادت نايل گشتد.

علاوه براين  هدايت تاريخ وروشنگري نسلها رابدنبال داشته ودلهاي زنگارگرفته آدميان رابراي هميشه صيقلي داده وبراي هميشه پرده ازاسرارحقيت  برداشته و قلوب غفلت زده بشررا درسوداء تاريخ بيداروچهره واقعي حق وباطل را پديدارواهل بطلان وفجور را رسواو چشمان حقيقت بين عالم را به خود خيره ساخته است...

نازم آن آموزگاري را كه در يك  نصف روز         دانــش آمــوزان عـالم را چنين دانـا كند

ابتــدا  قانون  آزادي   نـويسد   در    جهان         بعد از آن با خون   هفتادو دو تن  امضا كند

عقــل مات مـاند ز دانـشگاه سيـار حسين         چون كه  او غوغا همي   در صحنه   دنيا كند

 

<< ادامه دارد >>

                                        التماس دعا

بررسی قیام امام حسین ( ع ) قسمت اول

بررسي ابعاد قيام امام حسين(ع)

 

 مقدمه                                 

قال المعصوم (ع) حُسَينٌ اَحَبُ اَهلَ الاَرض الي اَهلِ الاَرض وَ اَهلِ السَماء.1يعني امام حسين (ع) محبوب ترين فرد زمين براي اهل زمين و آسمان است.

امام حسين (ع) فرزند رسول خدا (ص) و تربيت شدة خاندان وحي و بزرگ شدة دامان عصمت زهرا(س) است و اين فضيلت و عزّت آسماني از براي او بس است كه خود امام معصوم و زادة دو معصوم است. و او خود مستجمع جميع فضائل و كرامات است و از جنبه‌هاي فردي و اجتماعي به كمال خود رسيد.و به  قول   ابن اثير اخسيكتي ازمورخان بنام دنيا"كانون همه فضيلتها و خوبيها بود."2

او وابسته به نظام رسالت و خود داراي مرتبت والاي آسماني بود چنانچه از جانب پيغمبر خاتم بسيار مورد تكريم و احترام واقع مي‌شد و پيامبر اكرم (ص) او را در جاي خويش مي‌نشاند و به احترام او از جاي بر مي‌خاست و بر او كرنش مي‌كرد و مي‌فرمود :" حُسينٌ مِني و اَنا مِن‌‍ْ حُسَين‌ْو حُسَين سِبطُ مِنَ الاسباط4" يعني حسين از من است و من از حسين و حسين فرزندي از فرزندان من است.

امام حسين (ع) به شهادت دوست و دشمن از فضايل برجسته‌اي برخوردار بود و حتي دشمنان نسبت به حقانيت و كمال او واقف و معترف بوده و هستند وابن زبيركه ازياران معاويه بود بارها اين اقرار بر زبان جاري مي كرد وخطاب به معاويه مي گفت.:

اَنتَ تَعلمُ مِن هُما وَ ما هي3 تو خود خوب مي‌داني كه آنان يعني حسنين كيانند و حق خلافت از آن كيست ؟

ما اگر بخواهيم از ميان تاريخ مطلب قابل توجه و عبرت آموزي را بيان كنيم بدون شك از مهمترين حادثة آن سخن مي‌رانيم. و بحق جريان واقعه عاشورا يك چنين حادثه‌اي است كه مطالب عبرت‌آموز و پيام آور بسياري را در طول تاريخ بهمراه داشته و از آن نه تنها به صورت يك حا دثه بلكه يك فرهنگ و تراژدي بايد عنوان و مطرح نمود.

عاشورا منشأ تحول تاريخ بود و تا عالم باقي است، امواج پر تلاطم آن همه جا را فراگير خواهد بود. و از اينكه در ميان روزهاي قدسي دنيا ، عاشورا نقطة عطف قرار گرفته به اين دليل است كه عاشورا نمايشي عظيم از همة خوبيها و درسها و نكته‌ها بالاخره اراده‌هاي آهنين بود كه تمامي اصول و فروع زندگي را در بر گرفته است.

فردريك جيمس مي‌گويد : درس امام حسين (ع) و هر قهرمان شهيد ديگري اينست كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحّم بشر و محّبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند. و همچنين مي‌رساند  كه  هر   گاه كسي براي اين صفات ابدي مقاومت كند و بشر در راه آن پافشاري نمايد آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.4

امام حسين (ع) به همة ملتهاي رنجديدة عالم آموخت كه با استعمار  مبارزه كنند  و در  برابر زالو صفتان طماع كه همه چيزشان را هدف گرفتند ، ايستادگي نمايند و خود را ا ز استعمارزدگي و فلاكت نجات دهند و از فرومايگي و دريوزگي بپرهيزند و همواره مناعت طبع و همّت عالي در پيش بگيرند.

درس اساسي مكتب امام حسين (ع) درس اسلام راستين است تا مردم را عملاً براه خدا بكشاند و از بندها و قيود مادي رهايشان سازد. و بالاخره آنكه اين نهضت جهاني عاشورا فصل الخطاب تازه‌اي در تاريخ اسلام بود تا ثابت كند كه خون بر شمشير پيروز است و ظلم و فساد گسستني و نابود شدني است. با قيام او شالودة خروج بر يزيديان و قيام بر عليه ظالمان فراهم شد و بدنبالش قيامهاي بزرگي درطول تاريخ چون توّابين ، قيام مختار وقيام ابي عبيده ثقفي -جمال عبدالناصرو... ودرزمان معاصرانقلاب اسلامي ايران رقم خورد كه ريشه   امويها ويزيديان زمان را  خشكاند.باذكراين مقدمه كوتاه شايسته ديدم كه به مهمترين ركن وهدف قيام امام حسين(ع)بپردازم.باشد كه موردتوجه وعنايت وبهره برداري قراربگيرد.

دراين نوشتاربه ضرورت اختصاربرآنيم كه به مهمترين هدف قيام امام حسين (ع)كه همانا احياء دين ازجمله درشاخصه هاي برتري چون اقامه نمازو...است بپردازيم.    

 احياء دين   

 امام حسين (ع) با قيام خونين خود دين را احياء كرد و اركان دين را حياتي تازه بخشيد و اسلام را كه تا قبل از آن يك شكل ظاهري صرف داشت روح و جان تازه بخشيد و حقيقت

دين را در همه عالم تچلّي داد. او در كربلا نمودارهاي ديني فراواني را به جا گذاشت و در واقع يك توحيد عملي و تجسّم عيني از آن ترسيم نمود و اركان آن را استحكام بخشيد.

قيام امام حسين (ع) نه براي انتقام بلكه براي انتقاد عملي نسبت به عملكرد شوم يزيد بر پاشد كه همواره بر دين ضربه مي‌زد و جعل دين و سبّ علي (ع) را رواج داده بود. و اين جريان مي‌رفت تا جائي كه نگراني ياران و شيعيان امام را فراهم كرده بود.چنانچه انس بن مالك  بر اين وضع مي‌گريست امّا چاره‌اي جز سكوت نداشت. بنابراين امام حسين (ع) ديد كه معاويه و پسرش مكتب را به نابودي و مسلمانان را به انحراف مي‌كشانند با عزمي جزم و اراده‌اي قوي واردميدان شد. و با خون خود درخت اسلام را آبياري كرد و باگفتار و هشدار و وعظ و رجز خويش روح وحيات تازه اي به كالبد دين   بخشيد.چراكه مي ديد: " وَ علي الاِسلام والسلام اِذ قَد بَليت الاُمه بَراعَ مِثلَ يَزيد " 5  بايد فاتحه اسلام را خواند آنگاه كه امت اسلام به والي و حاكمي چون يزيد مبتلا  گردد.

   گر نبود حسين نامي ز اسلام نبود          ز خداوند و ز احمد ز علي نام نبود 

 امام حسين (ع) در راه استواري دين از تنهايي و غربت بيم نداشت و هيچ غم و مشكلي او را از آرمانش جدا نساخت و در طول راه از شمشيرهاي آخته نهراسيد. و بدين طريق درس استواري و دينداري را بهمگان آموخت و اساس  كلُ يومٍ عاشورا و كُلُ اَرضٍ كَربَلا رابرهمين مبنارقم زدودرهمين مكتب است كه برادرش ابوالفضل تحت تعليم حضرت  در رجزها  و جوهرة كلامش  بر همين محور  تكيه ميزند وخطاب به دشمن درميدان كاروزارآنگاه كه دست چپ نازنينش راقطع كردند فرمود :

وَ الله اِنْ        قَطَعتُموا يـَــــميني                 اِنــي اُحامي اَبداً    عَن ديني

وَ عَن امــــام         الصادق يَقيني              نــجل  النَبيُ     الطاهِرُ الاَميني

اِن كانَ دينَ  مُحَمَد     لم يستقم               اَلا بقتلي  فياسيوف     خذيني6

بخدا قسم كه اگردست راستم رانيز از بدنم جدا سازيد تا ابد از دينم حمايت خواهم كرد وبدنبال امام برحق وصا دق خويش( حضرت حسين(ع) كه پشت سر پيغمبر طاهر امين است)حمايت خواهم نمودو اگر دين جدّم محمّد (ص) جز به كشته شدن من استقرار نمي‌يابد پس اي شمشيرها مرا دريابيد.

وبرادرزاده نوجوانش مرگ رادراين راه "احلي من عسل"مي خواندوفرزندجواانش سلامت دردين وحفظ آن را براي درآغوش كشيدن مرگ شرط لازم ميشمرد وازپدربزرگوارش مي پرسد"ابسلامه من ديني؟"

بنابراين يكي ازعلل قيام آن حضرت همين بود كه يزيد علناً به مخالفت با دين مي‌پرداخت و به كارهاي زشت خويش چهره و ظاهر ديني مي‌بخشيد و با وقاحت تمام آن را از متن دين معرفي و از طرفي باژستي حق بجانب  داد مبارزه با فرزند پيغمبر سرداد و خود زمينه براي جنگ با حضرت  را فراهم كرد.از آنجا كه شهر مدينه آن وقت پايگاه ثقل امام حسين (ع) بودو مردم نيز پروانه‌وار گرد آن حضرت جمع  مي‌گشتند  حضرت را به كوفه دعوت كرد و به صحرايي تفتيده ولم يزرع وبدون آب(عليرغم وجوددونهر) وبدوراز وطن منزل داد.تا درغربت وتنهائي وبدور از چشم يارانش   با او به جنگ در آيد. طبري و ديگر مورخان در اين باره چنين درج مي‌كنند:((هنگامي كه واليان كوفه اطلاع يافتند، حسين با يزيد مخالفت كرد  و مكّه را پايگاه خود قرار داد نامه دعوت براي او فرستادند و بنابر شواهد تاريخي دعوت كوفيان از امام‌(ع) علت اصلي قيام نبود بلكه فقط اين امر جنگ را در كوفه به جريان انداخت. و اين جنگ چيزي بود كه در هر شرايطي بالاخره بايد رخ مي‌داد و بطور اجمال بايد گفت كه علّت اساسي اين قيام، ضد ديني ها و مخالفتهاي علني يزيد با مقدّسات بود چنانكه امويان از همان زمان خلافت حضرت علي (ع) مزورّانه به حكومت مي‌پرداختند و چهرة پليد خويش را در نقاب دين مي پوشاندند  و در زمان امام حسن (ع) نيز معاويه با ظاهر الصلاحي  و شيادي  تمام به حكومت مداري  ‌پرداخت كه به جهت نابخردي مردم و عوامفريبي معاويه زمينه براي قيام  فراهم نبود.. امّا يزيد  كه مردي سفاك وخشن بوداين بي ديني هاومخالفت ها وجسارتهاراعلني ساخت چنانكه مستانه مي سرود:

              لَيتَ اَشياخي بِبَدر   شُهدوا             وَقعه الخَزرج    مِن دمع الاسل

              لَعبـت هاشم  بالمـلك فلا             خبر جـاء        ولا وحــي  نـزل7

يعني:اي كااش پدران من از سرزمين بدر سرمي كشيدند.و اين واقعه خزرج ( كوفه )راميديدند.  وهاشم عبد مناف جدّ پيغمبر همه گفته‌هايش در حالت لهو و لعب صادر شد و الا نه خبري از آن سرا آمد و نه وحي اي  نازل شد ؟

و امام حسين (ع) كه نامش با رشادت و جنگجوئي و دلاوري همراه است براساس امرخداكه فرمود: " وَ قاتِلوهُم حَتي لاتَكونَ فِتنَهً وَ يَكونُ الّدينَ لله " 8

  براي رفع فتنه اشرارودشمنان دين وبقاي دين خدا(اسلام) وارد ميدان  شد. طبق آيه شريفه هدف اصلي در اين جنگ دفاع از مصالح دين خدا و برپائي عدل و دفع ظلم بود تا كلمه الله را بر بلنداي هستي همواره متعالي نگاه دارد.

چنانكه   حضرت  ‌فرمود : " وَ الله اِني لارجوا اَن يَكونَ ، ما اَرادَ  الله بنا خيرا قَتلُنا ام ظفرنا " 9

..به خدا قسم كه من بدنبال آن چيزي مي‌روم كه جزرضاواراده الهي در آن حاكم نباشد حال در اين راه كشته شويم يا پيروز گرديم .

ونيزدراين مقطع اززمان ودراين اوضاع حاصله ازظلم وبيدادامويان بااين اعتقاد كه"وعلي الاسلام ا لسلام اذقدبليت الامه براع مثل يزيد"درحالي كه تكيه برشمشيرش زده بود فرمود :

" فَما وَجَدتَني سَيفي الا الجَهاد اوالجحود بما جاء به مُحَمَّد (ص) "10

يعني فلسفه داشتن شمشير بدست من چيست جز آنكه با آن بجنگم و در غير اين صورت به آنچه از جانب محمّد (ص) بما رسيده منكر گردم ....وبالاخره حجت رابرهمگان تمام ساخت كه هيچگاه نبايد باهيچ يزيدي درهيچ زمان سرسازش فروآورد وخاموش نشست.

بنابراين نتيجه ميگيريم كه هدف اصلي قيام  امام حسين بر مبناي همان هدايتگريهايي بودكه درراه دين رقم خوردوهمه جانفشاني هاازبراي اقامه حدود ومباني   همان ديني بوقوع  پيوست كه ازجد بزرگوارش به امانت گرفت وبراي تاريخ بارمغان آورد. و شالوده و اساس قيام خود را چنان ترسيم كرد كه حتي عزاداري و اشك پيرامون آن نيز بر محور دين قرار بگيرد و يادونام  عاشورا بعنوان يك مكتب زنده وپاينده همواره ودرطول تاريخ غقلت ها و بدعت ها وسستي هاي دردين را بزدايد...والبته دركنارآن درسهائي بزرگ وماندگار كه همه فارغ از آمال دنيوي و خواسته‌هاي نفسا ني خويش در راستاي اقامه عدل و احياي حق و اعلاي كلمه الله حركت كنند و دراين راه ازنثار جان و مال دريغ نورزند..

  براين اساس  ايثارو شهادت در كربلا خود جلوه‌ اي ازعبادت و   نمايشي عظيم از صلابت ديني وخود مملو از صحنه‌هاي عبادي بود.

براين اساس اهتمام حضرت  به امراقامه نماز آنهم دردل لشكرودرگرماگرم جنگ باآن خستگي وجراحت و در بياباني تفتيده باآن حال تشنگي مفرط آنهم درمحاصره لشكري بي‌رحم و متجاوز..همه وهمه براي حفظ وحراست ازدين ودينداري علي الخصوص اين ركن ركين دين رقم خورد. واين در حالي بودكه تيرها مي‌باريدو سعيد‌بن‌عبدالله و عمربن قرظه كعبي در اطراف حضرت پاسباني مي‌دادند وابوثمامه صاعدي خود را سپر حضرت قرار داده و همه تيرها را بجان خريد  و تا آخر نماز دوام آوردوبالاخره به شهادت رسيد. و ديگر نمازها يي  كه در منزلگاه عسفان و ذات الرقاع و بطن  الشمل برپا شد آنگاه كه در آن برخي ياران حضرت نيز به شهادت رسيدند. .

قال الله تعالي: "حافظواعلي الصلوات والصلوه الوسطي"11

   وازآنجمله است فرصت خواستن حضرت(ع) ازدشمن  در آن شب  شيدائي عاشوراكه همه اهل حرم ويارانش دست جمعي تابه صبح به  عبادت  ورازونيازباخدابپردازند..."توخودحديث مفصل خوان ازاين مجمل"

اندر آن شب كه شب عاشورا بود                 ماه تا ماه سراسر شور بود

شاه دين در خيمه با اصحاب راد                 در نياز و ناز باربّ  العباد

و...اينهمه ازبراي آن تحقق يافت  تا همواره  بعنوان درسي ماندگار براي همه كساني كه عزاداري وسينه زني وتوسل به خامس آل عباراافتخارخودمي دانندباقي بماند....

و بالاخره نماز مخصوصي كه اركان خاصي داشت و آن تكبيره الاحرامي بود كه به هنگام فرود آمدن از مركب ادا شد و قيام آن پس از افتادن بر خاك بود و ركوعش با خون و قنوتش با زمزمه‌هاي آرام ملكوتي‌اش همراه بود و سجده‌اش با چهره‌اي گلگون بر خاك گرم كربلا برپا شد و بالاخره تشهد و سلامي كه همزمان با خروج روح از بدنش اداء گشت.

سبـب عـزّت موجـود  نـماز   اســت      زيـنت  درگــه معبـود نــماز است

 روز وشب گر بر حسين‌بن علي گريه  كني        شرط اول آنكه دهد سود  نماز است

 

<< ادامه دارد >>

                              .........   التماس دعا  ........

به مناسبت عید غدیر خم

تمام آیه قرآن همین است

به قرآن حرف یزدان اینچنین است

به کوری دو چشم اهل سنت

فقط حیدر امرالمومنین است

شنیدم از لب ساغر

شنیدم از سر منبر

که گفتند بحر سر مستی توکلت علی الحیدر

بگو الله اکبر  جونم قربون حیدر

ولایت بی عبادت حقه بازیست

اساس مسجدش بت خانه سازیت

چرا سنی نمی خواهد بداند

وضوی بی ولایت آب بازیست

اگر گردد جدا این سر

از این جسم و این ژیکر

بگویم مرد و مردانه توکلت علی الحیدر

بگو الله اکبر   جونم قربون حیدر

در دنیا زدم دنیا علی بود

به عقبا سر زدم عقبا علی بود

به مسجد رفتم بحر عبادت

بنا و بانی و بنا علی بود

به نازم باغبان و باغ گل را

به نازم مصطفی ختم رسل را

بنازم بوتراب و بو الحسن

علـــــــــــی مرتضی بت شکن را

علـــــــــــی چون مجتبی فرزند دارد

چو زینب دختری دلبند دارد

علـــــــــــــی یک باغ گل از یاس دارد

علــــــــــــی بعد از حسین عـــبــــــاس دارد

عید غدر خم بر همه شیعیان و دوستاران آن امام همام تبریک و تهنیت باد

التماس دعا

فتوای جدید وهابیت : دیدن صحنه های جنسی در فیلم حلال است!

 

آمار رسمی اعلام شده توسط وزارت فرهنگ مصر حاکی از آن است که بیش از ۷۵ درصد از فیلم هایی که در زمان رژیم «حسنی مبارک» ساخته می شد، دارای صحنه های غیر اخلاقی و جنسی بود.
به گزارش شیعه آنلاین، شیخ «أسامه القوصی» مفتی سرشناس وهابیت در مصر در جدید ترین فتوای خود دیدن صحنه های جنسی موجود در فیلم ها را حلال دانست.

صدور این فتوا توسط این مفتی سلفی، خشم و اعتراض شدید افکار عمومی مصر را برانگیخته و صدور چنین فتوایی را فاسد کننده جامعه مصر و عاملی برای نابودی بنیان خانواده دانسته اند.

گفتنی است آنچه که بر خشم افکار عمومی مصر علیه این مفتی وهابی افزود، تکیه او بر آیات قرآن کریم برای اثبات درستی فتوایش بود.

او در این باره گفت: در سوریه حضرت یوسف، آیاتی وجود دارد که چگونگی رفتار جنسی همسر عزیز را نشان می دهد! با توجه به وجود این آیه، بودن صحنه های جنسی در فیلم امری حلال به شمار می رود! البته به شرط این که با هدف هدایت امت باشد!

قابل ذکر است آمار رسمی اعلام شده توسط وزارت فرهنگ مصر حاکی از آن است که بیش از ۷۵ درصد از فیلم هایی که در زمان رژیم «حسنی مبارک» ساخته می شد، دارای صحنه های غیر اخلاقی و جنسی بود.

در پی سقوط رژیم مبارک و پس از پیروزی اسلامگرایان در انتخابات پارلمانی اخیر مصر، کارشناسان مسائل فرهنگی مصر پیش بینی کردند که در آینده با ساخت فیلم هایی که در آن صحنه های مستهجن وجود دارد، مخالفت شود.

از همین رو در این میان «أسامه القوصی» با صدور چنین فتوایی گویا تلاش کرده که به این کارشناسان مسائل فرهنگی مصر بگوید که پیروزی اسلامگرایان به حذف صحنه های مستهجن از فیلم های مصر نخواهد انجامید!

برهنگی زن و شوهر پیش یکدگیر عقد را باطل می کند !

به گزارش قدس آنلاین به نقل از العالم، در حالی که مشرکان و کفار به مقدس‌ترین و شریف‌ترین مقدسات اسلامی و ساحت نورانی پیامبر اکرم (ص) اهانت می‌کنند و تمام تلاش خود را برای خدشه وارد کردن به طهارت و ساحت مقدس ایشان به کار گرفته‌اند، یکی از مفتی‌های سعودی در عربستان در فتوایی بی‌ارزش و سخیف به برهنه شدن زن و شوهر در برابر یکدیگر پرداخت.

برهنگی زن و شوهر

این مفتی سعودی در صفحه توییتر خود در این باره نوشته است: «برهنگی زن و شوهر در نزد یکدیگر سبب بطلان عقد ازدواج آنها می‌شود و هر کس در مقابل همسرش برهنه شود، همسرش عملا مطلقه محسوب می‌شود و باید برای ادامه زندگی دوباره با همسرش ازدواج کند.»

در همین حال، «شریف شحاته» عضو اتحادیه جهانی علمای مسلمان، در گفت‌وگو با روزنامه الرأی کویت گفت: این فتوا فاقد سند دینی و استناد به کتاب و سنت پیامبر اکرم (ص) است و اسلام از چنین فتواهای عجیبی به دور است.