پست ثابت
دوستان سلام .
اگه بعد از یه هفته یه مطلبی هیچ نظری نداشته باشه حذفش می کنم . پس اگه از یه مطلبی خوشتون اومد
به اون مطلب نظر بدید تا حذف نشه . لطفا کسایی که میان تووبلاگ، اگه خودشون وبلاگ یا وبسایت دارن حتما ادرسش رو بزارن.
درضمن به ارشیو مطالب هم یه سری بزنین مطالب زیبایی اونجا پنهانه. . .
باتشکر/ترنم
درود بر ایران و ایرانی...
وای برمن اگر ببینم چشم،پیش رویای عشق بسته شود
وطنم...
تولدم مبارک...
متن این پست به خاطر چند تا از دوستای گلم حذف شد....
تولدم مبارک..............
به مناسبت دربی 78
پرسپولیسی هستید یا استقلالی ؟؟؟
لطفا جواباتون رو کامنت کنید.باتشکر:ترنم.
یه اتفاق ناب....
یه اتفاق ناب و عجیب رو از زبان خودم بخونید.
البته رمز داره.
هرکی رمز خواست بگه تا بهش رمز بدم.
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!
مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !
خر به افراط زدم ، گیج شدم قاط زدم
قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود !
استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !
مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !
مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !
هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود
توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود...!
یا ایها الغریب...
اربعین حسینی رو به همه تسلیت میگم.شعر زیر
رو هم بخونید...خیلی قشنگه...
یک اربعین گذشته و زینب رسیده است
بالای تربتی که خودش آرمیده است
یا ایها الغریب سلام ای برادرم
ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است
ازشهر شامِ کینه، رسیده مسافرت
پس حق بده که چنین داغدیده است
احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است
در کربلا نسیم مدینه وزیده است
بر نیزه بودی و به سرم بود سایه ات
با این حساب کسی زینبت را ندیده است
این گل بنفشه های تن و چهره ی کبود
دارد گواه ، زینبتان داغدیده است
توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت
طعم فراق و غربت و غم را چشیده است
آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه
با آه می رود سکینه و خجلت کشیده است
این دختر شماست که خواستند کنیزیش ....
لکنت گرفته است و صدایش بریده است
نیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیت
زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است
***
گفتی رقیه ... گفت نمی آیم عمه جان!
در شام ماند و شهر جدید آفریده است
یلدایتان شادمانه باد...
انگاه که زندگی برای دخترکان ساعتی به طول نمی
انجامید...
نیاکان پاکمان بلند ترین شب سال راشب تولد مینو(الهه
زن)ومیترا(الهه خورشید)را بنام یلدا نام نهادند،گرامی
داشتند و شادی کردند.
یلدا یادگارنام وطن و عروس زمستان است...
جاوید باد ایران من...