مونس تنهايي پيران

آقا رحمان وقتي مريض شد طوطي‌هايش را پر داد كه بروند. او به دلش برات شده بود كه ديگر وقت رفتن است و از اين بيماري جان سالم به در نمي‌برد. فردا صبح وقتي از خواب بيدار شد صداي يكي از طوطي‌ها را شنيد كه روي درخت خانه نشسته و صدايش مي‌كند. اشك توي چشمانش حلقه زد و گفت تو از پسرهايم بيشتر معرفت داشتي. وقتي آنها را پر دادم ديگر به پشت‌سرشان هم نگاه نكردند.

آقا رحمان سال‌ها بود ​تنها زندگي مي‌كرد و 2 پسرش خارج از ايران زندگي تشكيل داده و پدر پيرشان را فراموش كرده بودند.

آقا​ رحمان ساعت‌ها توي حياط بزرگ و پردرخت خانه‌اش مي‌نشست و به طوطي‌هايش كه در قفس بزرگشان بازي مي‌كردند، نگاه و با آنها درددل مي‌كرد. گاهي نيز در قفس را باز مي‌گذاشت و طوطي‌ها مي‌آمدند روي سر و شانه‌اش مي‌نشستند و يكي از آنها هم از نعلبكي عمورحمان قند و چاي مي‌خورد.

وقتي آقا رحمان بعد از 2 هفته به علت يك بيماري سخت فوت كرد طوطي محبوبش هم نه چيزي خورد و​نه جايي رفت. او همانجا توي ايوان خانه روي بند رخت يا توي قفسش مي‌نشست تا اين كه دق كرد و مرد.

مونس تنهايي

بلبل، گربه، طوطي و كبوتر، حيوانات خانگي هستند كه در فرهنگ ما به آنها توجه و علاقه بيشتري مي‌شود و از دير باز مونس تنهايي و شادي‌بخش زندگي مردم بوده‌اند.

اما در فرهنگ مردم اروپا و آمريكا سگ و گربه جايگاه ويژه‌اي دارند تا جايي كه برخي از سالمندان به اين حيوانات خود ارثيه هم مي‌دهند.

آنها سگ را موجودي وفادار و گربه را حيواني دوست‌داشتني مي‌دانند كه با مهرباني به حرف‌هايشان گوش مي‌دهند از آنها مراقبت مي‌كنند و توقع چنداني نيز ندارند.

در برخي كشورها براي درمان بيماران روحي نيز از حيوانات استفاده مي‌شود.

سگ‌هايي كه براي ياري تربيت شده‌اند

امروزه در بسياري از كشورها از سگ‌هاي ياريگر تعليم‌ديده براي همراهي و كمك به سالمندان و حمايت معلولان استفاده مناسبي مي‌شود.

سالمند و معلول كنار اين سگ‌هاي ياريگر حس عميق استقلال را باز مي‌يابند. در چنين كشورهايي اين سگ‌ها از نظر قانوني يك سگ خانگي به حساب نمي‌آيند و اجازه ورود به تمام اماكن عمومي را دارند.

اين سگ‌ها به جاي دست‌ها، چشم‌ها و گوش‌هاي صاحبان خود عمل مي‌كنند و آنچه براي آنها ناممكن است را ممكن مي‌سازند.

حتي در خيلي موارد مي‌توانند تغييراتي را كه در رفتار، بدن و حتي بوي صاحبان خود ممكن است قبل از يك حمله روي دهد، تشخيص دهد و به آنها هشدار دهند.

هم‌درد و هم‌درمان

نرگس حوصله نداشت به سمت تلفن برود و به كسي زنگ بزند. او از وقتي​ همسرش فوت كرده بود كاملا افسرده شده بود تا اين كه دخترش برايش يك مرغ عشق خريد. پرنده‌فروشان اعتقاد دارند اگر مرغ عشق نر و ماده بخريد با هم جفت مي‌شوند، اما اگر پرنده تك بخريد با شما دوست مي‌شود و شما را ترك نمي‌كند.

اين مرغ عشق هم خيلي زود با نرگس‌خانم خو​گرفت و او با غذا و ميوه دادن به مرغ عشق و حرف زدن و گوش كردن به آوازهايش كم‌كم سلامت خود را باز يافت.

حيوانات خانگي براي سلامتي روحي و جسمي انسان‌ها مفيد هستند. همراهي يك حيوان خانگي مي‌تواند احساس داشتن هدف در انسان را تقويت و احساس تنهايي را تقليل دهد. آنها شما را وامي‌دارند برنامه خاصي داشته باشيد و براي تغذيه و تميز نگه‌داشتن‌شان به زمان توجه كنيد، كمي از خود خارج شويد و به چيز ديگري غير از مشكلاتتان فكر كنيد و براي حرف‌هايتان يك شنونده خوب داشته باشيد كه هرگز قضاوت نمي‌كند.

زندگي با حيوانات​ فشار خون و كلسترول را كاهش مي‌دهد

راه بردن، تيمار كردن و حتي نوازش حيوانات فعاليت‌هاي فيزيكي است كه به گردش بهتر خون در قلب كمك ‌كرده و از نرمي استخوان جلوگيري مي‌كند. بنابراين حيوانات نه‌تنها دوستان خوب بلكه داروهاي خوبي نيز هستند.

اما اين فقط وقتي صادق است كه شما از حيوانات شناسنامه‌دار و داراي پرونده بهداشتي استفاده كنيد و به صورت دوره‌اي آنها را واكسينه كرده و نزد پزشك ببريد. در غير اين صورت بيماري‌هاي زيادي هست كه از طريق حيوانات منتقل مي‌شود.

حيوانات و روان‌شناسي

وقتي از زندگي نااميد مي‌شويد نگهداري از يك حيوان مي‌تواند احساس تشويق به ادامه حيات و مسوول بودن در قبال حياتي ديگر را به شما ببخشد.

بسياري از مشكلات عاطفي و اختلالات روحي افراد به كمك حيوانات خانگي قابل درمان است. در​عين حال، در علم روان‌شناسي و روان‌پزشكي واژه pet therapy (درمان با حيوانات خانگي) مدتي است كه مورد توجه محققان قرار گرفته است.

در جوامع غربي مردم قسمتي از خلأ روحي و عاطفي خود را با داشتن حيوانات پر مي‌كنند. تا جايي كه در كشور فرانسه تعداد سگ و گربه‌هاي خانگي بالاي 40 ميليون برآورد شده است.

يك حيوان خانگي قادر است با رفتارهاي خود محبت صاحبش را جلب كند و در مقابل آن انسان هم قادر خواهد بود با برقراري رابطه عاطفي با آن حيوان، احساسات فروخورده خود را ارضا كند.

اولين گروهي كه داشتن حيوان خانگي به آنها توصيه شده است، سالمندان هستند كه به نوعي احساس تنهايي مي‌كنند و دچار افسردگي‌هاي خفيف​ مي‌شوند. براي اثبات اين موضوع، گروهي از روان‌پزشكان كالج سلطنتي انگليس، سالمندان مرد يك آسايشگاه رواني را مورد بررسي قرار دادند و آنها را به 3 گروه تقسيم كردند و به هر گروه سگ، گربه و ماهي دادند تا از آنها مراقبت كنند.

پس از 9 ماه، رفتار اين سالمندان مورد مطالعه قرار گرفت؛ دسته اولي كه سگ در اختيارشان قرار گرفته بود در ميان آنها حس دگر خواهي قوي‌تر شده بود. در ميان دسته دوم كه گربه داشتند رفتار افزايش جنب و جوش و گاهي شيطنت‌هاي بچگي ديده مي‌شد و در آنها​ كه ماهي آكواريومي داشتند رفتارهايي مثل زيبا دوستي و تحسين هنر تقويت شده بود. در ضمن در بين هر 3 گروه از سالمندان آثاري از نشاط و كاهش افسردگي هم مشاهده شد كه حائز اهميت بود.

تحقيقات محققان بريتانيايي نشان مي‌دهد​ علاقه‌مندي و نگهداري از حيوانات خانگي باعث كاهش عارضه‌هاي قلبي ـ عروقي مي‌شود، چراكه نگهداري از اين حيوانات با كاهش هورمون‌هاي استرس رابطه مستقيم دارد.

گرچه برخي صاحب‌نظران معتقدند در فرهنگ غربي‌ها حيوانات خانگي جايگزين افراد خانواده مي‌شوند، اما مشكل اصلي كساني كه داشتن حيوان خانگي به آنها توصيه مي‌شود اين است كه آنها اصلا خانواده‌اي ندارند يا خانواده‌شان به آنها سر نمي‌زنند و تنهايي آنها را رفع نمي‌كنند يا از نظر جسمي قدرت تردد زيادي ندارند.

نكات بهداشتي

ـ اگر از آسم رنج مي‌بريد بهتر است يك حيوان آبزي مثل ماهي يا لاك‌پشت نگهداري كنيد.

ـ اگر به حيوان دست زديد حتما دست خود را بشوييد. در صورت داشتن پرنده هنگام تعويض و تميزكردن قفس آن ماسك بزنيد.

ـ حتي‌المقدور حيوانات را در حياط خانه نگهداري كنيد و آن را به داخل نياوريد.

ـ به بهداشت حيوانات خانگي خود توجه كنيد.

ماندانا ملاعلي

تهيه كمپوست را تجربه كنيم

كمپوست كودی است كه از پسماند‌های خانگی و بقایای مواد غذایی تهیه می‌شود و راه تهیه آن، يكي از قدیمی‌ترین شیوه‌های بازیافت است. در این فرآیند طبیعی مواد آلی به ماده‌ای غنی از مواد غذایی برای رشد گیاه تبدیل می‌شود. به نظر شما در میان مجموعه عوامل مختلفی مانند جریان هوا، نور، تاریكی یا نبود هوا در محیط، كدامیك بیشترین تاثیر را بر سرعت فرآیند تجزیه میوه‌ها و سبزیجات دارد؟

اگرچه كمپوست كود مناسبی است كه می‌تواند مواد غذایی مورد نیاز برای رشد گیاه را تامین كند و به عنوان راهكاری مؤثر برای بازیافت بقایای مواد غذایی انباشته شده در طبیعت مورد استفاده قرار گیرد، اما معمولا انجام این فرآیند چند روز و گاهی حتی چند هفته به طول می‌انجامد. با انجام این آزمایش به نتایجی دست می‌یابید كه می‌توان از آن برای تسریع فرآیند تجزیه مواد غذایی یا به عبارتی تهیه كمپوست استفاده كرد.

برای این آزمایش به یك جعبه مقوایی، 4 قطعه فوم پلاستیكی، مقداری رنگ سیاه، 2 سیب خرد شده و2 كدو سبز خرد شده نیاز دارید. یك صفحه روزنامه را روی سطح چمن پهن كنید. جعبه مقوایی را روی روزنامه قرار داده و داخل آن را با رنگ سیاه به طور كامل رنگ كنید. توجه كنید هیچ منفذی در این جعبه وجود نداشته باشد. جعبه را چند ساعتی در گوشه‌ای قرار دهید تا رنگ آن خشك شود. در این مرحله كدو و سیب را خرد و سپس هریك از آنها را به
2 قسمت مساوی تقسیم كنید و هر قسمت را به طور جداگانه روی یك قطعه فوم پلاستیكی قرار دهید. پس از خشك‌شدن رنگ جعبه، آن را به عنوان یك پوشش روی 2 قطعه فوم پلاستیكی كه روی یكی از آنها قطعه‌های كدو و روی دیگری قطعه‌های سیب را ریخته‌ایم، قرار دهید. 2 صفحه دیگر را نیز در فضای باز و در معرض تابش نور خورشید و جریان هوا قرار دهید. با گذشت زمان میوه‌ها شروع به تجزیه‌شدن می‌كند. اگر دوربین داشته باشید، می‌توانید از آنچه در سطح هریك از این صفحات اتفاق می‌افتد تصویری ثبت كنید تا بتوانید تاثیر عوامل مختلف بر سرعت تجزیه مواد غذایی را مورد بررسی قرار دهید.

به طور كلی میوه‌هایی كه داخل محیط تاریك و به دور از جریان هوا قرار می‌گیرد سریع‌تر تجزیه می‌شود. در این آزمایش نیز فرآیند تجزیه روی قطعه فوم‌هایی كه داخل جعبه قرار داده می‌شود به مراتب سریع‌تر است. در حقیقت عاملی كه موجب تجزیه مواد غذایی می‌شود با كتری‌ها هستند. بسیاری از باكتری‌ها در معرض تابش نور و جریان هوا از بین می‌روند. گرچه بعضی از باكتری‌ها نیز در چنین شرایطی همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند. باكتری‌ها نسبت به دما و تاریكی هوا مقاوم هستند، بنابراین تجزیه و فساد مواد غذایی در چنین شرایطی سریع‌تر است.

مترجم: عليرضا عباسي بوجي

منبع: sciencefairadventure

تقويم مايا، تقويم بدون تكرار

در تقويم مايا روز اول دي 1391 يا 21 دسامبر 2012 با پايان يافتن چيزي شبيه هزاره در تقويم امروزي رشته‌اي از صفر به نمايش درخواهد آمد.

البته اين زمان در تقويم مايا پايان هزار سال نيست. به اعتقاد بيشتر كارشناسان نقطه آغازين تقويم ماياها 11 آگوست سال 3314 قبل از ميلاد مسيح بوده است. بيشتر فواصل زماني در تقويم مايايي مضرب‌هايي از 20 هستند. فاصله زماني 7200 روز در تقويم مايا يك كاتون است. هر 20 كاتون يك بكتون را كه معادل 144 هزار روز است، مي‌سازد. هرچند برخي كتيبه‌هاي باستاني گذشت 13 بكتون را ورق خوردن يك هزاره مي‌دانند، تعدادي ديگر از سنگ‌نوشته‌ها هم نشان مي‌دهند كه تقويم همچنان ادامه دارد. با چنين محاسبه‌اي با پايان يافتن 13 بكتون، دنيا در 21 دسامبر 2012 به پايان خواهد رسيد.

به گفته برخي باستان‌شناسان، تقويم مايا آن طور كه برخي ديگر اظهار مي‌كنند، سال 2012 به پايان نمي‌رسد و قديمي‌ها هم هرگز اين سال را به عنوان پايان دنيا نمي‌شناختند، اما روز 21 دسامبر 2012، روز مهمي براي تمدن ماياست. آنتوني اوني، باستان‌اخترشناس دانشگاه كلگيت در ايالت نيويورك مي‌گويد: «اين زماني است كه بزرگ‌ترين دوره در تقويم مايا (يك ميليون و 872 هزار روز يا 37/5123 سال) به پايان مي‌رسد و دوره جديد آغاز مي‌شود. در دوران اوج شكوه امپراتوري مايا، آنها تقويم بدون تكرار «شمارش بلند» را اختراع كردند؛ تقويمي با دوره‌اي بسيار طولاني كه از بنيان‌هاي فرهنگي نشات مي‌گيرد و به مساله خلقت باز‌مي‌گردد. دوره كنوني تقويم شمارش بلند در آنچه مايا به عنوان آغاز آخرين دوره آفرينش مي‌داند، در انقلاب زمستاني 2012 به پايان مي‌رسد. مايا اين تاريخ را كه هزاران سال پيش از تمدنش است، به عنوان «روز صفر» يا 13.0.0.0.0. نوشته است و در دسامبر 2012 تقويم گردشي مجددا به روز صفر مي‌رسد و بازه طولاني ديگري آغاز مي‌شود. اين ايده حاكي است زمان و تمام جهان تجديد مي‌شود، چه‌بسا بعد از سپري شدن دوره‌اي پراسترس. اين درست مشابه شرايطي است كه ما هميشه روز اول سال، سال را نو مي‌كنيم يا حتي در صبح بعد از تعطيلات آخر هفته.

کشف قديمي‌ترين تقويم به جاي مانده از ماياها

باستان‌شناسان آمريکايي در خانه‌اي در ويرانه‌هاي شهر شولتون از شهرهاي ماياها در گواتمالا، تقويمي نجومي پيدا کردند که قديمي‌ترين تقويم کشف ‌شده از اين دست است. اين تقويم که متعلق به قرن نهم است از ديگر تقويم‌هاي کشف ‌شده ماياها صدها سال قديمي‌تر است. در اين تقويم که شامل 7 هزار سال آينده مي‌شود، پيشگويي «پايان جهان در سال 2012» بازتابي ندارد.

سال 2005 هنگامي که گروهي از باستان‌شناسان به سرپرستي ويليام ساتورنو از دانشگاه نيوهمپشاير در چند کيلومتري شهر شولتون در سان‌‌بارتولو مشغول تحقيق و بررسي بودند، موفق شدند حکاکي‌هايي را کشف کنند. اما سرنخ کشف جديد به سال 2010 مربوط مي‌شود. در آن زمان خانه‌اي در شهر شولتون پيدا شد که با انبوهي از گياهان پوشيده شده بود. بيرون آوردن اين خانه و دسترسي به حکاکي‌هاي درون آن تاکنون طول کشيده است. ماياها معمولا سقف ساختمان‌ها را ويران مي‌کردند و روي ويرانه ‌ساختمان‌ها، بناهاي جديدي مي‌ساختند، اما اين خانه با ديگر خانه‌ها متفاوت بود. در اصلي خانه را با ماده‌اي پر کرده بودند. باستان‌شناسان هنوز به علت اين کار پي نبرده‌اند، اما گمان مي‌کنند اين کار باعث مي‌شد که دست‌کم نقاشي‌هاي روي ديوار بيش از 1000 سال باقي مانده و از بين نرود.

شگفتي‌هاي سازه مايايي: در تصاوير برداشته‌ شده از اين ساختمان ديوارهايي به پهناي 2 و ارتفاع 3 متر ديده مي‌شود. بخش عمده کف ساختمان را نيز سکوهاي سنگي پوشانده است. 3 ديوار از 4 ديوار و همچنين سقف ساختمان وضعيت خوبي دارد، روي ديوار شرقي، تصاوير چند انسان در حالت نشسته در اندازه‌هاي طبيعي با جامه‌هايي سياه و سرهايي مزين ديده مي‌شود که همه آنها به سوي ديوار شمالي نگاه مي‌کنند. روي ديوار شمالي شخصي ديده مي‌شود که مزين‌تر است و حکاکي آن نيز پيچيده‌تر از 2 نفر اول است. اين شخص ابزار حکاکي به دست دارد که متوجه تصوير پيچيده ديگري است. ويليام ساتورنو معتقد است اين تصوير بايد پادشاه شولتون و يکي از خدايان ماياها باشد. روي ديوارهاي داخلي ساختمان همراه با اين تصاوير مي‌توان نقوش، فهرست‌هاي نجومي و لوح‌هاي ديگري را ديد. ساتورنو معتقد است اين تقويم‌هاي نجومي شامل تقويم 260 روزه مراسم آييني، تقويم خورشيدي 365 روزه و همچنين يک دوره سالانه 580 روزه متعلق به سياره ونوس و يک دوره 780 روزه متعلق به سياره مريخ و تقويم‌هايي متعلق به مراحل مختلف کره ماه است.

به بهانه برگزاري نمايشگاهي از صدها اثر تاريخي به جاي‌مانده از تمدن ماياها

نابودي جهان در 2012، ماهيتي شبه‌علمي دارد
چندي است كه نمايشگاهي از صدها اثر تاريخي به‌ جاي‌ مانده از تمدن ماياها در موزه پن در شهر فيلادلفياي آمريكا به نمايش درآمده است. در اين نمايشگاه كه «ماياها 2012: اربابان زمان» نام دارد، صدها اثر تاريخي بر جاي‌مانده از تمدن ماياها شامل جواهرات، ظروف نگهداري غذا، مجسمه‌هاي سفالي و ابزارآلات ستاره‌شناسي به نمايش درآمده‌اند. ماياها از اقوام سرخپوست جنوب مكزيك و شمال آمريكاي مركزي بودند كه شهرهايشان را در دل جنگل‌هاي باراني مي‌ساختند.

ماياها از جمله تمدن‌هاي بسيار پيشرفته آمريكاي مركزي بودند و دستاوردهاي آنها در هنر، معماري، رياضيات و بويژه نجوم بسيار چشمگير بوده است. تمدن ماياها در سال‌هاي 300 تا 900 ميلادي به اوج قدرت و دانش خود رسيد و مردم آن در علوم نجوم بسيار پيشرفته بودند. گفتني است نمايشگاه ماياها 2012: اربابان زمان تا 21 دسامبر 2012، زماني كه ماياها براي نابودي جهان تعيين كرده‌اند، ميزبان علاقه‌مندان خواهد بود.

سوالي كه اينجا مطرح مي‌شود، اين است كه آيا زمين بر اثر پديده‌اي مثل يك برخورد عظيم نابود خواهد شد؟ در پاسخ به اين سوال به طور قطع مي‌توان گفت كه زمين سال 2012 با هيچ جرم آسماني برخورد نخواهد كرد. حتي اگر برخوردي هم وجود داشته باشد اثرات آن روي زمين بسيار ناچيز خواهد بود. زمين و خورشيد در ماه دسامبر تقريبا در مركز كهكشان راه شيري قرار مي‌گيرند و اين پديده‌اي است كه به طور سالانه اتفاق مي‌افتد. برخي از طرفداران پايان دنيا در سال 2012 مي‌گويند آنچه در واقع موجب ويراني زمين مي‌شود همخطي سياره‌هاست، اين درست همان چيزي است كه در فيلم 2012 به تصوير كشيده شده است. اما در 21 دسامبر 2012 هيچ همخطي سياره‌اي رخ نمي‌دهد. اين در حالي است كه طرفداران آخرالزمان در سال 2012 همخطي خيالي را با پيش‌بيني‌هاي نجومي يا ادعاهاي بي‌اساسي درباره تغيير جهت مغناطيسي زمين و توفان‌هاي خورشيدي بي‌سابقه مربوط مي‌كنند.

برخي رصدگران آسمان باور دارند سال 2012 مقارنه آسماني بي‌نظيري روي خواهد داد که براي اولين بار در 26 هزار سال گذشته اتفاق مي‌افتد. بر پايه اين سناريو، مسير خورشيد در آسمان از نقطه‌اي مي‌گذرد که قلب کهکشان راه‌ شيري در آنجا قرار گرفته است. نيبيرو (يك جسم سماوي كه در ارتباط با سومري‌ها شناخته مي‌شود) و داستان‌هاي ديگر درباره سياره‌هاي متمرد، مساله‌اي فراتر از يک شوخي اينترنتي نيست. اگر نيبيرو واقعي بود اخترشناسان حداقل طي دهه گذشته بايد آن را شناسايي مي‌کردند و الان نيز با چشم غيرمسلح قابل ديدن بود.

برخي نگران اين هستند که نيروي گرانش خورشيد و نيروهاي ناشناخته و بسيار قدرتمند کهکشاني يکديگر را تقويت کنند و مثلا با پديد آوردن يک جابه‌جايي قطبي يا کشاندن زمين به داخل ابرسياهچاله فوق‌العاده عظيمي که در قلب کهکشانمان لانه گزيده، آخرين روز زمين را رقم بزند. اين در حالي است که هيچ مقارنه يا نظم کهکشاني جديدي سال 2012 وجود ندارد. هر سال ‌هنگام انقلاب زمستاني، خورشيد در نقطه‌اي از آسمان واقع مي‌شود که بسيار نزديک به مرکز کهکشان راه شيري است. شايد نويسندگان و تقويم‌هاي نجومي از چنين مقارنه‌هايي هيجان‌زده شوند، ولي واقعيت اين است که چنين پديده‌هايي فقط ظاهري است و براي اهل دانش معني خاصي ندارد. مثال مشهور ديگر، قمر در عقرب است که ماهي يک‌بار اتفاق مي‌افتد و هيچ تاثير و تغييري در کشش گرانشي، تشعشعات خورشيدي، مدار سياره‌ها يا هر چيز ديگري که حيات روي زمين را تحت‌الشعاع قرار دهد، ندارد.

برخي ديگر شايع کرده‌اند که سال 2012، خورشيد فوران‌هاي مهلکي توليد مي‌کند که حرارتش زمين را بر سر زمينيان ويران مي‌کند. فعاليت‌هاي خورشيدي در بازه‌هايي تقريبا 11 ساله تغيير مي‌کند. البته طوفان‌هاي بزرگ خورشيدي مي‌تواند با اختلال در عملکرد ماهواره‌ها و سيستم‌هاي مخابراتي و انتقال برق، بخصوص در عرض‌هاي جغرافيايي نزديک به قطب، به جوامع و ديگر سيستم‌هاي زميني آسيب برساند، ولي هيچ نشانه‌اي حداقل در کوتاه‌مدت، دال بر اين وجود ندارد که خورشيد طوفان‌هايي به پا کند که از شدتش سياره‌مان بريان شود.

از سوي ديگر، اخترشناسان براساس دوره‌هاي 11 ساله فعاليت خورشيد پيش‌بيني مي‌کنند که اوج فعاليت خورشيد حدود 2 سال ديرتر از 2012 اتفاق بيفتد. بيشتر مسائلي که درباره سال 2012 ادعا مي‌شود، ماهيتي شبه‌علمي دارد؛ يک‌سري تفکرات واهي و پوچ، جنون و انکار علم نجوم.

نشاني از پايان جهان در سال 2012 نيست

ساختمان کشف ‌شده در شهر شولتون نخستين مکاني است که با در بر داشتن تمام محاسبات چرخه‌هاي شناخته‌ شده ماياها، تقويمي ارائه مي‌دهد که 7 هزار سال آينده در آن گنجانده شده است. در حقيقت چرخه‌هاي کشف‌شده شامل 2 و نيم ميليون روز مي‌شود. تقويم جديد بر اين برداشت که دنيا در سال 2012 پايان مي‌يابد خط بطلان مي‌کشد و حاکي از آن است که دنيا بعد از سال 2012 نيز به هستي خود ادامه خواهد داد. پروفسور ساتورنو دراين‌باره مي‌گويد: «ماياها پيش‌بيني مي‌کردند که جهان در 7 هزار سال آينده نيز تداوم خواهد داشت.»

با تغييرات دوره يائسگي‌كنار بياييم

خانم‌ها بخاطر سيستم بدني متفاوتي كه دارند در برهه‌هاي مختلف زماني با شرايط جديدي روبه‌رو مي‌شوند. يائسگي هم از آن دسته شرايطي است كه دير يا زود سراغ همه خانم‌ها مي‌رود. اما مهم اين است كه با آگاهي بيشتر بتوانيد اين شرايط را بخوبي مديريت كنيد.

تخمدان‌ها در حالت معمول مسوول ترشح هورمون‌هاي جنسي زنانه به نام استروژن و پروژسترون هستند. به‌طور متوسط خانم‌ها از اولين سيكل ماهانه تا زمان يائسگي حدود 500 سيكل را تجربه مي‌كنند. يائسگي زماني است كه روند طبيعي بدن كه منجر به آزاد شدن تخمك از تخمدان‌ها مي‌شود، توقف پيدا مي‌كند. ميانگين سني كه خانم‌ها دچار يائسگي مي‌شوند، حدود 49 سالگي است. ولي نتايج بررسي محققان كه بتازگي در webmed منتشر شده نشان مي‌دهد شروع سن يائسگي كاملاً به سابقه خانوادگي و وراثت بستگي دارد. با توقف آزادسازي تخمك توسط تخمدان‌ها، غده هيپوفيز اين پيام را مخابره كرده و ترشح هورمون‌هاي جنسي كاهش مي‌يابد. ولي هنوز هم مقداري از اين هورمون‌هاي جنسي در غدد آدرنال و چربي‌هاي بدن ساخته مي‌شود. به عبارتي تعيين سطح اين هورمون‌ها مي‌تواند شروع يائسگي را مشخص كند. يائسگي در واقع زنان را از شر هورمون‌هاي استروژن و پروژسترون كه هر دو فاكتورهاي رشد و عوامل پرخطر بروز سرطان هستند، محافظت مي‌كند. دليل اين كه مردان كمتر از زنان به سرطان سينه مبتلا مي‌شوند اين است كه به اندازه خانم‌ها هورمون‌هاي زنانه ندارند. براساس آنچه در وبگاه netdoctor‌ آمده معمولاً خانم‌ها وقتي پا به سن مي‌گذارند و در دوره يائسگي با علائمي روبه‌رو مي‌شوند كه كم و بيش آنها را آزرده خاطر مي‌كند. در واقع بيش از 70 درصد از خانم‌ها اين علائم را تجربه مي‌كنند. مشكلات و علائم يائسگي بخاطر افت ميزان هورمون‌ها و نوسانات ايجاد شده در استروژن، پروژسترون و تستوسترون رخ مي‌دهد. مدت زماني كه اين علائم باقي مي‌مانند، متغير بوده و گاهي پس از وقوع يائسگي و در اواسط 50 سالگي رفع مي‌شود و گاه تا سنين بالاتر ادامه مي‌يابد. تنها چيزي كه مي‌تواند به شما در تحمل اين علائم كمك كند اين است كه بپذيريد يائسگي نوعي تغيير طبيعي و نرمال بدن شماست و يك بيماري به شمار نمي‌رود.

نشانه‌هايي كه بايد بشناسيم

كارشناسان drmyhill معتقدند يائسگي با اين كه دوره‌اي طبيعي به‌شمار مي‌رود ولي همراه با علائم و نشانه‌هايي است كه گاهي آزاردهنده مي‌شوند. بهتر است اين علائم را شناخته و راه مقابله با آنها را فرا گيريد.

قاعدگي‌هاي نامنظم: قاعدگي‌هاي نامنظم يكي از نخستين علائمي است كه يك خانم در سنين يائسگي ممكن است با آن مواجه شود. اگرچه علائم دقيق قاعدگي‌هاي نامنظم بسته به الگوي سيكل‌هاي خانم‌ها متفاوت است، ولي تمام آنها اين علامت را حدود 3 تا 10 سال پيش از شروع يائسگي تجربه مي‌كنند. در واقع تنها 10درصد از زنان بدون گذراندن اين مرحله وارد فاز يائسگي مي‌شوند. يائسگي زماني شروع مي‌شود كه حدود يك سال از توقف قاعدگي‌ها گذشته باشد. با نزديك شدن يائسگي، تعادل هورمون‌هاي جنسي به هم مي‌خورد و قاعدگي‌ها نامنظم مي‌شود.

تغيير در سبك زندگي مي‌تواند قاعدگي‌هاي نامنظم را بهبود بخشد. پيش گرفتن زندگي بي‌تحرك، مصرف بيش از حد كافئين و الكل، افزايش استرس شغلي و خانوادگي علائم و شدت نامنظمي‌ها را بدتر مي‌كند. از روش‌هايي استفاده كنيد كه بتواند استرس شما را كاهش دهد. داشتن خواب شبانه كافي، تغيير در رژيم غذايي و افزايش مصرف كربوهيدرات‌ها، ميوه‌ها، سبزي‌ها و آب مي‌تواند قاعدگي‌ها را منظم‌تر كند.

گرگرفتگي: اين حالت از شايع‌ترين علائم شروع يائسگي محسوب مي‌شود. تقريباً نيمي از زنان پيش از شروع يائسگي و 75 تا 85 درصد از تمام زنان پس از يائسگي گرگرفتگي را تجربه مي‌كنند. اين حالات حدود يك تا 2 سال قبل از آخرين سيكل ماهانه آغاز و 6 ماه تا 15 سال هم طول مي‌كشد. علت آن هم بخاطر نوسانات ايجاد شده در هورمون‌ها و تغيير و تحول دروني است. كاهش ميزان استروژن تأثير مستقيمي روي هيپوتالاموس كه مسوول كنترل اشتها، هورمون‌هاي جنسي، خواب و دماي بدن است، مي‌گذارد. اين كاهش هورمون، هيپوتالاموس را گيج كرده و باعث مي‌شود اين بخش احساس كند كه دماي بدن بسيار بالا رفته. اين حالت باعث ايجاد زنجيره‌اي از واكنش‌ها مي‌شود كه سرانجام به‌ گرگرفتگي مي‌‌انجامد. رعايت برخي اصول ساده مي‌تواند شدت و دفعات اين گرگرفتگي‌ها را كم كند. دوري از عواملي كه باعث شروع اين حالت مي‌شود شايد بتواند اولين گام باشد.

محيط‌هاي گرم مانند اتاق‌هاي گرم، رختخواب، حمام و سونا، گرما سازهايي مانند بخاري و حتي سشوار، استرس و اضطراب، غذاها و نوشيدني‌هاي داغ و تند، مصرف سيگار، مصرف زياد كافئين، الكل و شكر و استفاده از قرص‌هاي رژيمي مي‌تواند باعث شروع گرگرفتگي شوند. هميشه در كنار خود بادبزن و نوشيدني‌هاي خنك داشته باشيد. قبل از خواب دوش آب سرد بگيريد. از پارچه‌هاي نخي استفاده كنيد. تمرين تنفس منظم و آهسته، مصرف رژيم غذايي متعادل، افزايش مصرف ويتامين E و B، افزايش مصرف پروتئين سويا‌، ورزش منظم و انجام ورزش‌هاي يوگا و تمركزي مي‌تواند به كاهش گرگرفتگي‌ها كمك كند. در زمينه دارو درماني استفاده از برخي ضدافسردگي‌ها، داروهاي فشار خون، مسكن‌هاي خفيف و داروهاي صرع مي‌تواند مؤثر باشد.

كاهش ترشحات: بدن به‌طور طبيعي با لايه نازكي از رطوبت ديواره واژن را مرطوب نگه مي‌دارد. اين رطوبت از مايعات شفافي است كه از ديواره عروق خوني ترشح مي‌شود. تغييرات هورموني كه با شروع يائسگي رخ مي‌دهد مي‌تواند در اين روند طبيعي اختلال ايجاد كرده و زندگي طبيعي فرد را تحت تأثير قرار دهد. كاهش ميزان هورمون استروژن در دوران يائسگي ميزان رطوبت بدن را كاهش داده كه از آن جمله مي‌توان به خشكي واژن اشاره كرد.

تغيير سبك زندگي، انجام حركات ورزشي، انجام حركات يوگا و تمدد اعصاب مي‌تواند به رفع اين مشكل كمك كند. استفاده از داروهايي چون روغن ويتامين E و مرطوب‌كننده‌ها مي‌توانند اين خشكي را از بين ببرد. درمان استروژني هم گزينه‌اي است كه به دليل جذب كمتري كه در جريان‌خون دارد، نسبت به هورمون درماني جايگزين ارجحيت دارد.

تغييرات روحي و رواني: يائسگي علاوه بر اثرات جسماني، اثرات روحي و رواني نيز روي خانم‌ها بر جاي مي‌گذارد كه از آن ميان مي‌توان به اضطراب، زودرنجي و افسردگي اشاره كرد. مهم‌ترين علت اين حالات روحي باز هم نوساناتي است كه در ميزان هورمون‌هاي جنسي رخ مي‌دهد. تغيير سبك زندگي و نوع رژيم غذايي بهترين درمان در اين زمينه محسوب مي‌شود. طب سوزني هم روش مؤثر ديگري است ولي توصيه مي‌كنيم در كنار آن از روش‌هايي براي تنظيم سطح هورمون‌هايتان نيز استفاده كنيد.

پوكي استخوان: از پوكي استخوان شايد بتوان به عنوان خطرناك‌ترين و جدي‌ترين علائم يائسگي نام برد كه مي‌تواند به مشكلات جدي از قبيل كمردردهاي مزمن و شكستگي‌هاي استخواني منجر شود. مساله اينجاست كه تا زمان شكستگي استخوان هيچ نشاني از خود بروز نمي‌دهد و به مرور باعث كاهش حجم استحكام استخوان‌ها مي‌شود. حدود 33 درصد از زنان بالاي 50 سال بر اثر پوكي استخوان دچار شكستگي استخوان مي‌شوند. نوسانات هورموني ناشي از يائسگي و كاهش دائمي ميزان هورمون‌هاي جنسي بعد از يائسگي نقش مهمي در اين ميان ايفا مي‌كند. اين مساله زماني اهميت پيدا مي‌كند كه بدانيد 80 درصد از موارد پوكي استخوان را در سراسر جهان زنان به خود اختصاص داده‌اند. بهترين درمان براي اين مشكل پيشگيري از بروز چنين اتفاقي است. با مصرف مقادير زياد كلسيم، دريافت ويتامين D كافي، ورزش كردن، خودداري از مصرف الكل و سيگار و حفظ وزن طبيعي بدن، مي‌توانيد از بروز پوكي استخوان جلوگيري كنيد.

درد سينه: درد سينه يكي از علائم شايع دوران يائسگي است و قبل يا بعد از اين دوران مي‌تواند خانم‌ها را مبتلا كند. اصلي‌ترين دليل ايجاد اين نوع دردها تغييرات هورموني ناشي از يائسگي است. نوسانات هورموني اين دوران مقدار استروژن و پروژسترون را در بدن تغيير مي‌دهد. با مشاهده علائمي چون سفتي بافت سينه، دردناكي، سوزش و تورم سينه‌ها با پزشك مشورت كنيد. استفاده از درمان‌هاي طبيعي و مراقبت‌هايي كه انجام مي‌دهيد به كاهش درد سينه كمك مي‌كند. اقدام‌هاي مراقبتي كه مي‌توانيد براي اين موضوع انجام دهيد، شامل جلوگيري از مصرف مواد غذايي و دنبال كردن سبكي از زندگي كه منجر به شروع علائم مي‌شود، انجام ورزش‌هاي منظم، ماساژ و روش‌هاي آرام بخش است.

اضافه وزن: اضافه وزن مساله‌اي است كه بيشتر خانم‌ها توجه ويژه‌اي به آن دارند. حدود 90 درصد از زنان در دوران يائسگي مقداري اضافه وزن را تجربه مي‌كنند. اين نوع اضافه وزن در اين دوران خاص بيشتر مربوط به افزايش چربي در نواحي مياني بدن يعني شكم شده و هيكل آنها بيشتر گرد مي‌شود. به‌طور متوسط بين سنين 45 تا 55 سال كه اوج يائسگي محسوب مي‌شود حدود 5‌/‌5 تا 7 كيلوگرم وزن اضافه مي‌كنند. اين اضافه وزن در دوره يائسگي از آن جهت حائز اهميت است، زناني كه بيش از 9 كيلوگرم اضافه وزن پيدا مي‌كنند حدود 20 درصد بيشتر مستعد ابتلا به سرطان سينه هستند و اين در حالي است، زناني كه پس از يائسگي 9 كيلوگرم از وزن خود كم مي‌كنند حدود 23 درصد كمتر در معرض ابتلا به سرطان سينه قرار دارند. بهترين راه براي مقابله با اضافه وزن دوران يائسگي انجام حركات ورزشي منظم و مصرف غذاهاي سالم غني از مواد مغذي است كه پروتئين كمي را شامل شود. بيشتر خانم‌ها در هر دهه از زندگي خود حدود 5 درصد دچار افت متابوليسم مي‌شوند. بنابراين با شروع يائسگي به حدود 200 كالري كمتر در هر روز نياز پيدا مي كنند.

درمان جايگزين با هورمون

هورمون درماني يكي از معمول‌ترين درمان‌هايي است كه تاكنون براي درمان علائم يائسگي بخصوص گرگرفتگي‌ها، تعريق‌هاي شبانه و خشكي واژينال مورد استفاده قرار مي‌گرفت. براساس اطلاعات موجود در webmed اين درمان شامل استفاده از هورمون‌هاي جنسي طبيعي يا مصنوعي مي‌شود كه جايگزين هورمون‌هايي در بدن خانم‌ها مي‌شود و در اشكال مختلف قرص، ژل يا چسب موجود است. از سوي ديگر اين نوع درمان‌ها ريسك و هزينه زيادي را در بر مي‌گيرد. هورمون درماني تأثير سريعي در برقراري تعادل هورمون‌هاي بدن مي‌گذارد ولي از طرف ديگر عوارض جانبي بسياري داشته و خطر ابتلا به برخي انواع سرطان‌ها را مانند سرطان تخمدان و سينه و نيز بيماري‌هاي قلبي، لخته‌هاي خوني و حمله‌هاي قلبي در زنان افزايش مي‌دهد. ولي به نظر مي‌رسد استفاده از روش‌هاي طبيعي شامل تغيير سبك زندگي و رعايت رژيم غذايي سالم، مطمئن‌تر، كم هزينه‌تر و كم خطرتر نسبت به هورمون درماني باشد.

ندا اظهري

نگاهي به نقش مهم كلسيم در استحكام اسكلت و استخوان‌ها

كلسيم نه‌تنها نقش حياتي در سلامت استخوان‌هاي بدن ايفا مي‌كند بلكه در تقسيم سلول‌ها، انقباض و انبساط ماهيچه‌ها، محافظت از ضربان قلب و كاركرد مغز نيز نقش دارد و در لخته شدن خون نيز از جايگاه مهمي برخوردار است. كلسيم نقش محافظتي در برابر حمله قلبي و برخي انواع سرطان نيز دارد. دكتر ميشل هوليك استاد دانشگاه بوستون و سرپرست گروه تحقيقاتي در اين زمينه مي‌گويد: بدن ميزان كلسيم مورد نياز خود را در هر شرايطي حفظ مي‌كند، بنابراين اگر بدن نتواند به ميزان لازم از مواد خوراكي دريافت شده كلسيم بگيرد، بي‌شك آن را از استخوان‌هايش مي‌دزدد.

پس به اين ترتيب بدن از استخوان‌هاي خودش به مثابه بانك كلسيم استفاده مي‌كند و آن را به خون مي‌دهد تا از كاركردهاي ضروري آن براي ادامه حيات اطمينان حاصل كند. هنگامي كه شما يك تكه پنير مي‌خوريد يا يك ليوان شير مي‌نوشيد يا از مكمل‌هاي كلسيم استفاده مي‌كنيد، كلسيم آنها در روده جذب مي‌شود. يعني در آنجا به كمك ويتامين D جذب شده و سپس وارد خون مي‌شود و به طور دائم در استخوان‌ها ذخيره و برداشته مي‌شود. بسياري از بزرگسالان از دريافت مقدار كافي كلسيم سر باز مي‌زنند زيرا بر اين باورند كه ديگر سن آنها از فرآيند استخوان‌سازي (فرآيندي كه تا پايان 30 سالگي ادامه مي‌‌يابد) گذشته است. در حالي كه اگر هر فردي به مقدار كافي كلسيم استفاده نكند، بي‌شك بتدريج اسكلت بدنش را ضعيف مي‌كند به طوري كه ممكن است يك روز صبح هنگامي كه از تخت پايين مي‌آيد يكي از استخوان‌هايش بشكند. براساس همين تحقيقات چنانچه بزرگسالان روزانه يك ليوان شير و يك فنجان ماست به برنامه غذايي خود اضافه كنند و روزانه 30 دقيقه پياده‌روي كنند، مي‌توانند عوارض ناشي از پوكي استخوان مانند شكستگي‌ها را تا حد بسيار زيادي كاهش دهند. از آنجا كه ويتامين D نقش اساسي در جذب كلسيم ايفا مي‌كند، بنابراين مصرف كافي اين ويتامين نيز ضروري است. بدن در برابر تابش نور آفتاب، خود ويتامين D مي‌سازد. بنابراين 15 تا 30 دقيقه تابش آفتاب به صورت و دست‌ها 2 تا 3 بار در هفته براي ساخت ويتامينD بدن كفايت مي‌كند. اما اگر به هر دليل شير نمي‌خوريد و در آب و هواي ابري زندگي مي‌كنيد بايد مولتي‌ويتامين حاوي ويتامين D بخوريد. هرگز از قرص‌ يا مكمل‌هاي ويتامين D به تنهايي استفاده نكنيد مگر آن‌كه پزشك تجويز كرده باشد زيرا مقدار زياد ويتامين D مي‌تواند موجب مسموميت شود. در گذشته برخي باورهاي اشتباه در مورد كلسيم وجود داشت مثلا اين‌كه «كلسيم موجب سنگ كليه مي‌شود» و در نتيجه به كساني كه در معرض ابتلا به سنگ كليه بودند، توصيه مي‌شد مقدار كلسيم كمتري مصرف كنند. اما امروزه دانشمندان پي برده‌اند كلسيم موجود در مواد غذايي در واقع خطر ابتلا به سنگ كليه را كاهش مي‌دهد يا گفته مي‌شد مصرف نوشيدني‌هاي كافئين‌دار مانند قهوه كلسيم را از بين مي‌برد. در حالي كه دكتر هوليك دراين‌باره مي‌گويد: همان مقدار شيري كه به قهوه خود اضافه مي‌كنيد، براي جبران ميزان بسيار اندك كلسيمي كه از دست مي‌دهيد كاملا كافي است.

براساس گزارش انجمن ملي علوم آمريكا مقدار 1200 ميلي‌گرم كلسيم در روز براي هر فرد بزرگسال بالاي 50 سال كافي است. بهترين و راحت‌ترين راه دريافت اين كلسيم هم مصرف لبنيات است. همچنين مي‌توان از بسياري غذاهاي ديگر نيز كلسيم دريافت كرد. از جمله سبزيجات سبز، آبميوه‌هاي غني‌شده با كلسيم، كنسروهاي ساردين، كنسروهاي ماهي سالمون، هويج و نخود سبز نيز منابع خوبي از كلسيم محسوب مي‌شوند.

منبع: ReadersDigest

راهكارهايي براي محافظت از پوست در برابر تشعشع شديد نور خورشيد

پوست برنزه، سالم نيست
روزهاي گرم و آفتابي در پيش است. شما براي استفاده از هواي تازه، بيرون از منزل مي‌مانيد، چشمان خود را مي‌بنديد و صورت خود را به سمت آفتاب مي‌گيريد. گرماي ملايم آفتاب روي پوست، احساس خوبي به شما مي‌دهد. تصور مي‌كنيد پوست شما اندكي برنزه مي‌شود، ولي آنچه واقعا ايجاد مي‌شود، پوست همراه با لكه‌هاي قهوه‌اي و چين‌خورده است. با وجود اين‌كه تصور عمومي آن است كه پوست برنزه، پوستي سالم است، واقعيت اين است كه تماس بيش از حد با تابش نور خورشيد، مسوول اكثر موارد آسيب‌هاي پوستي مرتبط با پيري است.

 اين پديده زمان بسيار طولاني را براي ايجاد شدن مي‌طلبد، طوري كه در اين مدت، پوست در حال تجمع آسيب‌هاي ناشي از تابش خورشيد است. آسيب‌هاي جمع‌شده در اثر اشعه ماوراءبنفش خورشيد و نيز بسترهاي برنزه، موجب مي‌شود پوست شما زودتر از موعد پير شود و در نهايت چين و چروك و تغييرات رنگ پوست ايجاد شود. اكثر اين آسيب‌ها، منحصرا باعث كاهش زيبايي مي‌شود ولي بعضي از آنها مي‌تواند كشنده باشد. مواجهه بيش از حد با تابش نور خورشيد، موثرترين عامل در ايجاد سرطان پوست است؛ سرطاني كه تاكنون شايع‌ترين سرطان‌ در انسان بوده است. تقريبا نيمي از آمريكايي‌هايي كه به 65 سالگي مي‌رسند، حداقل يك نوع سرطان پوست را تجربه خواهند كرد.

اگر شما لباس‌هاي محافظ و كرم‌هاي ضدآفتاب استفاده كنيد، مي‌توانيد در هر سني كه باشيد، مانع آسيب ديدن پوست خود شويد.

از نور خورشيد درست استفاده كنيد

از مواجهه بيش از حد با تابش نور آفتاب خودداري كنيد. اين كار را مي‌توانيد با برنامه‌ريزي كارهاي خارج از منزل در اول صبح انجام دهيد. اشعه ماوراءبنفش در ساعات بين 10 صبح تا 2 بعدازظهر شديدتر است. از طرف ديگر وسايل برنزه‌كننده پوست نيز به پوست آسيب مي‌رساند. با اين وسايل اشعه ماوراءبنفش A تابانده مي‌شود كه تصور مي‌شود از اشعه ماوراءبنفش B خطر كمتري داشته باشد. ولي اشعه ماوراءبنفشA، در پوست به طور عميق‌تري نفوذ مي‌كند و موجب ايجاد ضايعات پيش‌سرطاني پوست مي‌شود و خطر سرطان پوست را افزايش مي‌دهد.

پوشش مناسب: اگر به مدت طولاني زير نور خورشيد قرار مي‌گيريد، خودتان را كاملا بپوشانيد. از كلاه و پيراهن‌هاي آستين‌بلند استفاده كنيد و تا حد امكان از پوشيدن شلوار كوتاه پرهيز نماييد.

آسيب‌ناشي از اشعه ماوراءبنفش خورشيد و برنزه شدن پوست، موجب مي‌شود پوست شما زودتر از موعد پير شده و در نهايت چين و چروك
و تغييرات رنگ پوست ايجاد شود

استفاده از ضدآفتاب‌ها: اگر قرار است كه چند ساعت خارج از منزل بمانيد، از لوسيون‌هاي ضدآفتاب با كيفيت مناسب استفاده كنيد. يك كرم ضدآفتاب مي‌تواند از پوست شما محافظت كند و نيز اندكي باعث برنزه شدن پوست ‌شود. از لوسيون‌هايي كه تصور مي‌شود تسريع‌كننده برنزه شدن پوست باشد، مثل روغن نارگيل، كره كاكائو يا روغن بچه خودداري كنيد. اين تركيبات، باعث سريع‌تر برنزه شدن پوست نمي‌شود و نيز توانايي مقابله در مقابل اشعه ماوراءبنفش را ندارد. ضدآفتاب‌هاي خوب شامل محصولاتي است كه داراي پاراآمينوبنزوئيك اسيد (PABA)، سينوكسات، اكسي بنزون، هموسالات يا آووبنزون است و همچنين محصولاتي كه تركيبي از اين عناصر را داشته باشد. به نظر مي‌رسد ضدآفتاب‌هاي حاوي الكل به لايه‌هاي عمقي‌تر پوست نفوذ مي‌كند و احتمال ايجاد جوش در اين موارد پايين است. بعضي از ضدآفتاب‌ها، حاوي سدهاي فيزيكي مثل اكسيدروي يا دي‌اكسيد تيتانيوم نيز هست. اين كرم‌ها باعث مقاومت بهتر پوست در مقابل نور خورشيد مي‌شود و در مقابل تعريق و آب نيز مقاوم‌تر است.

كرم‌هاي ضدآفتاب، براساس ميزان فاكتور محافظت از خورشيد يا SPF، رتبه‌بندي مي‌شود كه از 2 تا 45 متغير است. 45SPE بيشترين قدرت محافظت را دارد. اين اعداد به طور عمده نمايانگر توانايي مقابله با اشعه ماوراءبنفش B است نه‌A . بهترين SPF براي كرم‌هاي ضدآفتاب حداقل 15 است كه هم از اشعه ماوراءبنفش A و هم B جلوگيري مي‌كند. حداقل نيم‌ساعت پيش از مواجهه با نور آفتاب، از كرم ضدآفتاب استفاده كنيد. همچنين از كرم‌ها به‌طور متناوب استفاده كنيد، زيرا ميزان حفاظت از پوست با تبخير كرم ضدآفتاب كاهش مي‌يابد. شنا و تعريق نيز مي‌تواند موجب شست‌وشوي آن شود.

البته شما بايد در مقابل آفتاب زمستاني نيز از كرم ضدآفتاب استفاده كنيد. بيشترين خطر در ماه‌هاي زمستان در روزهاي ابري و پس از بارش برف تازه وجود دارد، بويژه در ارتفاعات، زيرا ميزان اشعه ماوراءبنفش بيشتر است. پوست ظريف اطراف چشم‌ها، بيني و لب‌ها به محافظت بيشتري نياز دارد. بعضي افراد ترجيح مي‌دهند از يك سدكننده نور خورشيد مثل اكسيد روي يا اكسيد تيتانيوم استفاده كنند. اين تركيبات مانع تابيدن كامل اشعه‌هاي نوري به پوست مي‌شود. افراد زيادي نيز از يك كرم ضدآفتاب مخصوص لب با SPF 15يا بيشتر استفاده مي‌كنند.

عدم‌استفاده از مواد حساس‌ به نور: بعضي داروهاي خاص و فرآورده‌هاي پوستي باعث مي‌شود پوست شما به نور آفتاب حساس‌تر شود، مثل بعضي از آنتي‌بيوتيك‌ها و آنتي‌هيستامين‌ها. پيش از مواجهه با آفتاب، از عطرها و لوسيون‌هاي مورد استفاده پس از ريش‌تراشي استفاده نكنيد، زيرا مي‌تواند باعث ايجاد لكه‌هاي تغييررنگ‌يافته روي پوست شود.

تميز كردن پوست: بعد از تماس با نور خورشيد، دوش بگيريد و عرق موجود روي پوست، نمك، مواد شيميايي و فرآورده‌هاي ضدآفتاب را از تن خود بشوييد. سپس از يك نرم‌كننده مناسب استفاده كنيد.

مترجم: زينب همتي

منبع: ReadersDigest

چرا پس از آفتاب‌سوختگي احساس سرما مي‌کنيم؟

افرادی که در فصول گرم سال آفتاب‌سوختگی را تجربه کرده‌اند، حتما متوجه این موضوع شده‌اند که برخلاف آنچه به نظر می‌رسد، آفتاب‌سوختگی موجب می‌شود پس از گذشت مدت زمان کوتاهی بشدت احساس سرما کنید تا جایی که حتی در برخی موارد کاهش دمای بدن با لرز نیز همراه است.

این موضوع با ماهیت آنچه موجب آسیب‌دیدگی سطح پوست شده در تناقض است. به نظر می‌رسد پاسخ این تناقض در تغییرات ایجاد شده در سیستم گردش خون نهفته باشد. آفتاب‌سوختگی از جمله جراحت‌های پوستی شایع در فصل تابستان است. در واکنش به جراحتی که در نتیجه تابش نور خورشید به سطح پوست ایجاد شده است، رگ‌های خونی در قسمت آسیب‌دیده متورم می‌شود و به این ترتیب خون‌رسانی در نزدیکی قسمت آسیب‌دیده پوست تسریع می‌شود. افزایش خون‌رسانی به سلول‌ها به آنها کمک می‌کند تا بتوانند بافت آسیب‌دیده را ترمیم و درمان کنند.

از آنجا‌ که معمولا آفتاب‌سوختگی به بافت سطح پوست صدمه می‌زند، قطر رگ‌های خونی در سطح آن قسمت از پوست که در اثر تابش نور آفتاب‌سوخته است، افزایش پیدا می‌کند و به این ترتیب میزان خون‌رسانی به بخش آسیب‌دیده پوست بیشتر می‌شود. به همین ‌علت پوستی که دچار آفتاب‌سوختگی شده است قرمز می‌شود. وقتی فردی دچار آفتاب‌سوختگی می‌شود قسمت وسیعی از سطح پوست بدنش صدمه می‌بیند و در نتیجه مقدار خون زیادی در نزدیکی سطح پوست قرار می‌گیرد و در این فرآیند بدن گرمای زیادی را از دست داده و احساس سرما می‌کند. در مواجهه با این تغییرات، مغز هر آنچه در توان دارد به کار می‌گیرد تا واکنش‌هایی را در بدن راه‌اندازی کند که مانع از دست رفتن گرمای بدن می‌شود. یکی از شایع‌ترین واکنش‌ها در چنین شرایطی لرزیدن است. در حقیقت وقتی بدنتان در اثر سرما می‌لرزد به این معنی است که بدن در تلاش است تا با ایجاد حرارت، گرمایی که از دست داده است را جبران کند. به همین دلیل است که حتی زمانی که با تماس دست گرمای پوستتان را در محل آسیب‌ دیده احساس می‌کنید، بدنتان از سرما می‌لرزد و بشدت احساس سرما می‌کنید. معمولا آفتاب‌سوختگی با علائم دیگری مانند افزایش شدت ضربان قلب و همچنین افزایش شدت تنفس نیز همراه است. این تغییرات نیز ناشی از همان تغییرات ایجاد شده در سیستم گردش خون و خون‌رسانی در بدن فرد آسیب‌دیده است که به طور کلی در وضعیت طبیعی بدن اختلالاتی ایجاد می‌کند.

مترجم: زهرا هداوند

منبع: lifeinfo

تاثير مثبت چسب نيکوتين بر حافظه

بر اساس تحقیقات جدیدی که توسط گروهی از محققان دانشگاهی انجام شده است، استفاده از چسب‌های حاوی نیکوتین که بسیاری از افراد برای ترک سیگار از آن استفاده می‌کنند، می‌تواند راهکار مؤثری برای جلوگیری از ابتلا به اختلالات شناختی و همچنین ابتلا به آلزایمر در سالمندی باشد.

بسیاری از افرادی که در میانسالی دچار اختلالات شناختی شده‌اند، در میانسالی به بیماری آلزایمر مبتلا می‌شوند. البته این یافته‌ها به این معنی نیست که نیکوتین می‌تواند داروی مناسبی برای جلوگیری از زوال عقل و فراموشی باشد.

بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیقات، تنها در افرادی كه نشانه‌های اولیه از اختلالات شناختی را دارند، می‌توان به‌کمک این راهکار احتمال زوال عقل را در سنین بالاتر کاهش داد.

البته افرادی که بتازگی دچار فراموشی می‌شوند نباید با شنیدن این خبر شروع به کشیدن سیگار یا استفاده از برچسب‌های نیکوتینی کنند، زيرا کشیدن سیگار تهدیدی علیه سلامت است و استفاده از نیکوتین به عنوان دارو باید تحت نظر پزشک باشد.

به نظر می‌رسد لازم است تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام شود تا درباره تاثیر استفاده از نیکوتین در بلندمدت به یافته‌های قابل قبولی دست یافت. نیکوتین گیرنده‌های مغزی را که در تمرکز و حافظه نقش دارد، تحریک ‌کرده و به عنوان یک محافظ در برابر آسیب‌هایی که سلول‌های عصبی را مورد تهدید قرار می‌دهد، عمل می‌کند. در افرادی که به آلزایمر مبتلا می‌شوند بسیاری از این گیرنده‌ها آسیب می‌بیند.

به هر حال، اگر شما از جمله افرادی هستید که سیگارتان را ترک کرده‌اید، نباید با شنیدن این خبر از تصمیمی‌ که گرفته‌اید، احساس ندامت کنید.

اگرچه نیکوتین توانمندی‌های ذهنی را افزایش می‌دهد و موجب بهبود فرآیند پردازش اطلاعات می‌شود، اما سیگار از بسیاری جهات دیگر سلامت‌تان را در معرض تهدید قرار می‌دهد.

به گفته محققان، در افرادی که هیچ علائم و نشانه‌ای از زوال عقل و ابتلا به اختلالات شناختی دیده نمی‌شود، نیکوتین هیچ تاثیری بر بهبود عملکرد مغز و حافظه ندارد.

در این افراد مصرف بیش از اندازه فرآورده‌های نیکوتینی زمینه‌ای مناسب برای ابتلا به انواع مختلفی از بیماری‌ها را فراهم کرده و تهدیدی علیه سلامت است. گرچه دستاورد این تحقیق بسیار جالب و شگفت‌انگیز است، اما همه ما نیکوتین را به عنوان قاتل بزرگ انسان‌ها می‌شناسیم و پذیرفتن چنین ویژگی‌ درباره آن تا حدودی دور از ذهن است.

ممکن است با انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه، دانشمندان بتوانند به راهکارهایی برای چگونگی استفاده از نیکوتین به عنوان دارویی برای به تاخیرانداختن کاهش قدرت حافظه يا تغییر در روند پیشرفت بیماری‌هایی مانند آلزایمر دست یابند.

مترجم: فرانک فراهانی‌جم

منبع: wired

دارورساني هوشمند

سال 1996 يك فيلم علمي ـ تخيلي با عنوان سفر شگفت‌انگيز به كارگرداني ريچارد فلايشر به نمايش درآمد كه با استقبال بسيار خوبي از سوي علاقه‌مندان به فيلم‌هاي علمي ـ تخيلي مواجه شد. در اين فيلم يك دانشمند سرشناس روسي در اثر حمله دشمنان دچار آسيب مغزي مي‌شود و براي نجات اين دانشمند، به كمك اختراع جديدي كه مي‌تواند هر چيزي را براي مدت زمان يك ساعت به هر اندازه‌اي كوچك كند، يك زيردريايي با 5 سرنشين را به جريان خون او تزريق مي‌كنند و در نهايت اين گروه موفق مي‌شوند لخته خوني را كه در مغز او ايجاد شده است، از بين برده و پيش از اين‌كه به اندازه واقعي‌شان برگردند، از بدن اين دانشمند خارج شوند.

اين داستان علمي ـ‌ تخيلي امروز به حقيقت پيوسته است. گروهي از محققان دانشگاه هاروارد موفق شده‌اند از فناوري جديدي براي توليد كپسول‌هايي با قابليت كنترل از راه دور استفاده كنند. آنها اميدوارند بتوانند به كمك اين كپسول‌ها كه حين حركت در بدن انسان‌ها تصاويري ديجيتالي از قسمت‌هاي مختلف بدن ثبت كرده و همان زمان روي نمايشگر به نمايش درمي‌آورند، به يافته‌هاي جديدي در درمان بيماري‌هاي مختلف دست يابند. امروزه در تشخيص بسياري از بيماري‌ها از روش آندوسكوپي استفاده مي‌شود كه چند سالي است استفاده از اين فناوري در زمينه‌هاي مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. كاوشگري كه در آن روش وارد بدن مي‌شود، قابليت كنترل از راه‌دور را ندارد و در يك مسير كاملا تصادفي و غيرقابل تعريف، از قسمتي از بدن كه مورد نظر باشد تصاويري را ثبت مي‌كند. كنترل حركت كاوشگر و مكاني كه براي ثبت تصوير انتخاب مي‌كند به محققان كمك مي‌كند تا بتوانند بعضي بيماري‌ها را به صورت ريشه‌اي تحت درمان قرار دهند. علاوه بر اين مي‌توان از اين روش براي دارورساني و جراحي ليزري تومورهاي دور از دسترس و درمان بسياري از ديگر بيماري‌ها استفاده كرد. البته براي اين كه بتوان از اين روش به عنوان يك روش درماني و تشخيصي استفاده كرد، بايد تحقيقات بيشتري انجام شود. به گفته محققان دانشگاه هاروارد، اين فناوري هنوز در مراحل انجام آزمايش‌هاي مقدماتي است. اگرچه در مرحله آزمايشي استفاده از اين فناوري در يك مخزن آب موفقيت‌آميز بوده است، اما براي اين‌كه قابليت اين فناوري در داخل بدن انسان مورد بررسي قرار گيرد بايد اين تحقيق وارد مرحله آزمايشات باليني شود.

مترجم: ميترا مهدوي

منبع: indiana public

هدايت روبات‌ها با امواج مغزي افراد معلول ممکن مي‌شود

كتي هاچينسون پس از 15 سال توانست قهوه صبحانه را بدون كمك پرستار نوش‌جان كند. او 15 سال پيش به دليل سكته مغزي دچار معلوليت شد.

هاچينسون 59 ساله كه از گردن به پايين فلج است، نمي‌تواند از عهده كارهاي روزمره‌اش برآيد؛ بنابراين در يك خانه سالمندان نزديكي بوستون آمريكا زندگي مي‌كند. هفته پيش شرايط زندگي هاچينسون به كلي دگرگون شد.

اين زن معلول براي نخستين‌بار (پس از 15 سال) توانست بدون نياز به كمك ديگران و تنها با استفاده از امواج مغزي، به دست روباتي كه كنارش بود، فرمان دهد فلاسک قهوه را از روي ميز بلند كند و تا كنار لبش بياورد تا او قهوه‌اش را با استفاده از ني بنوشد.

او پس از خوردن قهوه به اطرافيانش لبخند مي‌زند تا احساس رضايتش را به ديگران نشان ‌دهد. لي هوخبرگ، مهندس و متخصص مغز و اعصاب دانشگاه براون و مدرسه پزشكي هاروارد در اين‌باره مي‌گويد: خنده‌اي كه پس از كنترل دست روبات روي لب خانم هاچينسون نقش بست، هيچ‌گاه از ذهن تيم تحقيقاتي فراموش نخواهد شد.

نتايج اين تحقيق كه در مجله نيچر چاپ شده است، نحوه عملكرد روش يادشده را چنين توضيح مي‌دهد: با نصب يك حسگر در مغز فرد فلج، امكان انتقال فرمان‌هاي مغز به اين روبات (كه از يك دست ساخته شده است) ميسر مي‌شود و فرد مي‌تواند با تصميم‌گيري ذهني، دست مصنوعي اما هوشمند خود را حركت دهد. اين تحقيق با موفقيت تمام روي 2 بيمار انجام شد. يكي از اين دو بيمار، كتي هاچينسون و ديگري هم مرد 60 ساله‌اي است كه تقريبا نيمه‌فلج است.

محققان در مغز اين دو معلول، ريزتراشه‌اي به نام BrainGate كار گذاشتند. آنها اين ريزتراشه را كه مجموعه‌اي از الكترودها به اندازه قرص آسپرين كودكان است، در بخش كنترل حركت مغز اين افراد كار گذاشتند. زماني ‌كه فرد معلول به حركت دادن دست خود فكر مي‌كند، الكترودهاي اين ريزتراشه، سيگنال‌هاي توليدشده در مغز را دريافت و از راه يك كابل (كه به سر بيمار متصل شده است) به سيستم رايانه‌‌‌اي منتقل مي‌كند. سپس رايانه با رمزگشايي اين سيگنال‌ها، اطلاعات را به دست روباتي ارسال مي‌كند و دست روباتي، همان حركتي را انجام مي‌دهد كه فرد بيمار در ذهنش تصور كرده است. هاچينسون در اين آزمايش توانست بدون كمك ديگران و تنها با استفاده از امواج مغزي، پس از 4 بار تلاش، دست روباتي را حركت دهد و فنجان قهوه را از روي ميز بلند كرده و تا كنار لبش بياورد و قهوه‌ را بنوشد. براي كنترل دقيق اين سيستم، چند آزمايش مختلف از جمله تكان دادن دست يا گرفتن توپ پينگ‌پنگ انجام شد تا مشخص شود كنترل بازوي روباتيك اتفاقي نبوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پروفسور كوين وارويك متخصص روباتيك دانشگاه ريدينگ معتقد است اين موفقيت ممكن است به طراحي دست‌هاي روباتيكي منجر شود كه امكان انجام فعاليت‌هاي دشوارتر مانند مسواك زدن، خاموش كردن چراغ، بازكردن در، هدايت صندلي چرخدار يا حتي رانندگي را براي فرد معلول فراهم مي‌كند و در حقيقت نويددهنده بازگرداندن استقلال در انجام كارهاي روزانه براي افراد فلج و معلول است.

گفتني است پروفسور وارويك 10 سال قبل ريزتراشه BrainGate را در بازوي خود كاشت تا از اين طريق به شيوه عمل اين ريزتراشه پي ببرد و به توسعه و پيشرفت فناوري كمك كند. گام بعدي محققان، طراحي يك سيستم بي‌سيم است كه بتواند امواج مغزي را مستقيما از مغز به دست روباتي منتقل و روياي نهايي استفاده از قدرت ذهن براي حركت دادن دوباره اندام فلج را به واقعيت نزديك‌تر كند.

گفتني است اين تحقيق كه اميد براي كمك به بيماران قطع نخاعي را افزايش داده است، پژوهش مشترك مركز عصب‌شناسي دانشگاه ماساچوست، دانشگاه براون و مركز امور كهنه‌سربازان ايالت رودآيلند و مدرسه پزشكي دانشگاه هاروارد است.

منبع: www.dailymail.co.uk

مبولي‌ ريه‌

واژه آمبولي به معني انسداد شريان به وسيله يك جسم متحرك است. اين جسم متحرك به طور معمول يك لخته خون است، اما گاهي اوقات يك توده چربي، يك حباب هوا، تكه‌اي از يك تومور يا دسته‌اي از باكتري‌هاست. اين جسم متحرك به يك رگ خوني واقع در ريه‌ها وارد شده، در آنجا گير افتاده و مانع از جريان خون مي‌شود.

البته بيشتر آمبولي‌ها از لخته‌هاي خون تشكيل شده و از سياهرگ‌هاي اندام‌هاي تحتاني و لگن منشأ مي‌گيرند. سياهرگ‌ها، اين لخته را به سمت بخش راست قلب منتقل كرده و از آنجا به ريه مي‌فرستند. آمبولي‌ها مي‌توانند از ديواره‌هاي قلب نيز منشأ بگيرند.

اگر لخته‌اي در سمت چپ قلب درست شود و به جاي ريه به مغز يا ساير بخش‌هاي بدن برود يا زماني كه لخته جريان خون بافت را قطع مي‌كند، بافت دچار مرگ (انفاركتوس) مي‌شود.

آمبولي مي‌تواند در همه شريان‌هاي كوچك روي دهد، اما ريه‌ها به طور چشمگيري مستعد اين آسيب هستند، زيرا همه خون موجود در بدن، در هر بار گردش خون از ريه‌ها عبور مي‌كند.

آمبولي ريه حدود 10 درصد از بيماران، در عرض يك ساعت به مرگ منجر مي‌شود. اگر فرد زنده بماند و تحت تشخيص و درمان صحيح قرار گيرد، پيامد آن خوب خواهد بود و در صورت نداشتن بيماري جدي در عرض تنها چند هفته به سلامت طبيعي بازمي‌گردد.

علائم و نشانه‌هاي آمبولي عبارتند از تنگي نفس ناگهاني، اضطراب، سرفه توليدكننده خلط خوني يا حاوي رگه‌هاي خون، تعريق شديد و افزايش ضربان قلب. دقت كنيد كه علائم و نشانه‌هاي ناشي از انسداد به اندازه جسم متحرك و سلامت دستگاه قلبي‌‌‌ و ‌‌ريوي بستگي دارد.

گاهي اوقات تشخيص آمبولي ريه دشوار است، بويژه اگر فرد مبتلا يك بيماري قلبي يا عروقي زمينه‌اي نيز باشد. پزشك براي يافتن لخته، يك پرونده راديولوژي از قفسه سينه، اسكن ريه و آنژيوگرافي ريه درخواست مي‌كند.

آنژيوگرافي ريه دقيق‌ترين روش تشخيص آمبولي ريه است. طي آنژيوگرافي ريه، يك ماده رنگي داخل سياهرگ بازو يا اندام‌ تحتاني تزريق مي‌شود.

هنگامي كه اين ماده در شريان‌هاي ريه گردش مي‌يابد، سرخرگ‌ها، روي عكس تهيه شده با اشعه ايكس قابل رويت مي‌شود و اگر لخته‌اي وجود داشته باشد ديده مي‌شود. پزشك ممكن است آزمايش‌هاي ديگري را نيز
درخواست دهد.

عمل جراحي، بستري شدن طولاني‌مدت يا عدم تحرك، سكته مغزي، حمله قلبي، چاقي و شكستگي لگن يا استخوان ران، خطر آمبولي ريه را افزايش مي‌دهد.

عاصفه اله‌وردي

رمز و راز جهت‌يابي در موجودات

سال 2007 سابين بگال (Sabin Begall) دانشمند جانورشناس آلماني، مشغول تماشاي عكس‌هاي ماهواره‌اي از نحوه تغذيه گله گاوها بود. او با مشاهده دقيق عكس‌ها دريافت گاوها در يك خط و در يك صف طوري قرار گرفته‌اند كه بدنشان كاملا درجهت 2 قطب جنوب و شمال زمين است. در واقع آنها بدون اين‌كه از خورشيد براي يافتن جهت شمال زمين استفاده كنند، به‌طور خودكار قادر بودند تا خود را در جهت ميدان مغناطيسي زمين و قطب‌شمال قرار دهند و با آن همسو شوند.

در اين زمينه او و گروهي از محققان دست به كار شدند و شواهدي يافتند كه نشان مي‌داد حيوانات ديگر هم مانند گاوها مي‌توانند خود را درحوزه مغناطيسي زمين قراردهند و دريك راستا و در يك خط با ميدان مغناطيسي زمين همسو شوند و اين در حالي است كه تمايل به خط شدن و در يك راستا قرار گرفتن گله حيواناتي مانند گاوها، زماني كه درمجاورت خطوط فشارقوي قرار مي‌گيرند، از بين مي‌رود.

البته سال‌ها پيش اين جانورشناس طي مطالعاتي دريافته بود ارگانيسم‌هاي زنده، به حوزه‌هاي ضعيف مغناطيسي پاسخ نمي‌دهند و حيوانات تجهيزات لازم را براي محدود كردن نيروي مغناطيسي ندارند. در قرن 18 تصور مي‌شد برخي از جانداران دربدن خود يك محافظ سيال مغناطيسي دارند و مي‌توانند آلت‌دست افراد حقه باز قرار گيرند. امروزه دانشمندان پذيرفته‌اند حيوانات خاصي به ميدان‌هاي مغناطيسي پاسخ مي‌دهند و اين مساله به اغلب آنها براي بقا كمك مي‌كند. هرچند هنوز مشخص نشده چرا گاوها درجهت ميدان مغناطيسي زمين به صف مي‌شوند. البته مطالعات از ديرباز نشان داده كه بسياري از جانداران كه مهاجرت فصلي دارند مانند سينه‌سرخ‌ها، پروانه‌ها، كبوترهاي خانگي، لاك‌پشت‌هاي دريايي و جانداران بي‌مهره‌اي مانند خرچنگ‌هاي دريايي، زنبورهاي عسل و مورچه‌ها، پستانداراني مانند موش‌هاي كور، فيل‌ها و نهنگ‌ها و حتي باكتري‌هاي كوچك همگي قادر به احساس ميدان مغناطيسي هستند.

در ادامه محققان دست به مطالعاتي ديگر زدند تا به مكانيسم‌هاي موثر در اين‌باره دست يابند. آنها در اين مطالعات به نتايج جالبي رسيدند و دريافتند در بدن برخي از حيوانات احتمالا بيش از يك نوع ارگان و اعضاي مغناطيسي وجود دارد كه به صورت حسگرهاي مغناطيسي بيولوژيكي يا به عبارتي بيشتر به شكل يك قطب نماي مغناطيسي معمولي عمل مي‌كنند. از طرفي برخي ديگر از جانوران ممكن است اثرات كوانتومي دقيقي داشته باشند.

حسي براي پيدا كردن مسير

براساس اولين مطالعاتي كه حدود 50 سال پيش انجام شد، حيوانات بعضي وقت‌ها از ميدان‌هاي مغناطيسي براي هدايت و راهنمايي گروه در زمان مهاجرت استفاده مي‌كنند. درسال 1950 محققان دريافتند سينه‌سرخ‌ها در زمان مهاجرت، معمولا درجهت قطب جنوب زمين حركت مي‌كنند، حتي اگر نشانه‌هاي بينايي و بصري خاصي هم وجود نداشته باشد. سال 1960 محققان در آزمايشي با پوشش‌هاي الكترومغناطيسي اطراف قفس پرندگان را پوشاندند، تا به اين وسيله آنها را فريب داده و وادار كنند به مسير اشتباه بروند. آنها از اين طريق پي‌بردند نيروي مغناطيسي نقش موثري در جهت‌يابي و مسيريابي پرندگان دارد. همچنين پرندگان نه تنها به 2 قطب شمال و جنوب كه به انحرافات و تغييرات حوزه مغناطيسي زمين كه از يك قطب به قطب ديگر متفاوت است نيز حساسند. شايان ذكر است كه انحرافات و تغييرات حوزه مغناطيسي زمين تنها شامل انحراف بين دو قطب نيست، بلكه مواد مغناطيسي موجود در پوسته زمين نيز به نوعي سبب تغيير و اختلال در مسير اصلي و مستقيم درميدان مغناطيسي زمين مي‌شود. به نظر مي‌رسد برخي حيوانات مانند لاك‌پشت‌هاي دريايي، از يك نقشه ذهني برخوردارند كه به آنها كمك مي‌كند مسير حركت خود را بدرستي به سمت شمال مغناطيس زمين بيايند و به مقصد نهايي خود برسند. در يك طرح آزمايشي عده‌اي از محققان با ايجاد حوزه‌هاي مغناطيسي مصنوعي و ساختگي تلاش كردند تا لاك‌پشت‌ها را به مسيرهاي ديگري غير از مسير اصلي خود منحرف كنند، اما مشخص شد آنها در چنين مواقعي سعي مي‌كنند به‌طور پايدار در مسيري مستقيم و در جهت شمال به سوي مقصد صحيح خود حركت كنند. مي‌توان گفت اين جانداران از يك نقشه ذهني توانمند دروني برخوردارند و در شرايط مختلف براساس آن مسير حركت و مقصد خود را شناسايي مي‌كنند. دانشمندان معتقدند احتمالا برخي از جانداران ديگر نيز از اين نقشه ذهني بهره‌مندند. آنها مي‌گويند احتمالا پرندگان نيز از يك نقشه ذهني براي جهت‌‌يابي در شرايط وجود تغييرات ميدان مغناطيسي استفاده مي‌كنند. اما در اين ميان دانشمندي به نام Anna Gagliard برخلاف ديگر دانشمندان، معتقد است نقشه‌هاي ذهني در پرندگان ضعيف است و آنها براي مسيريابي خود از حس‌هايي ديگر بهره مي‌برند. او طي آزمايشي كه روي كبوترها انجام داد، دريافت اين پرندگان با دستكاري حس بويايي خود از يافتن مسير عاجز مانده و گم مي‌شوند. محققان مي‌گويند احتمالا پرندگان از حسي به نام magnetometer برخوردارند كه به آنها در جهت‌يابي كمك مي‌كند. از طرفي اعتقاد برآن است كه پرندگان از نشان‌هاي طبيعي ديگري چون خورشيد و ماه و ستارگان نيز استفاده مي‌كنند. آنها قادرند براساس امواج دريا، نور ماه و ستارگان به مسير درست خود هدايت شوند. حتي اين جانداران قادرند از حس بويايي نيز براي جهت‌يابي درست كمك بگيرند. گروهي از دانشمندان دريافتند قطب‌نماي طبيعي و دروني جانوران معمولا هنگام شب از كار مي‌افتد، آنها معتقدند اين حس دروني در حيوانات وابسته به نور است. آنها مشاهده كردند درشرايط آزمايشگاه پرندگان براي رسيدن به مقصد مورد نظر نياز به نورآبي با طول موج كوتاه دارند. درواقع احتمالا حيوانات حس مغناطيسي خود را هنگام روز با نورخورشيد مورد سنجش قرار مي‌دهند و مسير را هنگام روز ارزيابي كرده و به خاطر مي‌سپارند و در زمان شب و تاريكي براساس آن مسيراصلي را يافته و دنبال مي‌كنند. براين اساس محققان در آزمايشي 18 پرنده را در قفسي گذاشتند و با پوشاندن قفس آنها را در معرض ميدان مغناطيسي مصنوعي قرار دادند و جهت غرب را به جاي جهت شمال به آنها القا كردند. سپس در قفس را باز كرده و پرندگان را دنبال كردند. آنها دريافتند اين پرندگان به جاي جهت شمال زمين به سمت غرب در حركتند. اما نكته جالب آن بود كه با روشن شدن هوا آنها مسير حركت خود را اصلاح كرده و به سمت شمال و مسير اصلي خود بازگشتند. دانشمندان تصور مي‌كنند احتمالا نورخورشيد نقش مهمي برحس قطب نماي دروني و جهت‌يابي آنها دارد.

جستجو براي يافتن مكانيسمي خاص

محققان درصدد برآمدند به‌دنبال ارگاني خاص بگردند كه نقش اساسي در بروز حس نيروي مغناطيسي درحيوانات دارد. آنها براساس شواهد موجود دريافتند اين ارگان يا مكانيسم خاص مي‌تواند يك سلول منفرد و خاص باشد كه ممكن است درهرجايي از بدن موجود زنده وجود داشته باشد. آنها تصور مي‌كردند اين ارگان ريز ميكروسكوپي به نوعي نقش اساسي برحس جهت‌يابي دروني حيوانات دارد. اين سلول‌ها احتمالا به ضعيف‌ترين نيروي مغناطيسي حساس است. آنها بالاخره براساس شواهد موفق شدند اين مكانيسم و اين سلول را در نوعي باكتري شناسايي كنند. اين باكتري‌ها قادر بودند از مكانيسم خاصي استفاده كرده و مسير و جهت حركت خود را درميان گل و لاي كف دريا بيابند. سال 1970 محققان دريافته بودند اين باكتري‌ها، داراي اجزاي ريز مغناطيسي حاوي اكسيد آهن هستند كه به ميدان مغناطيسي زمين حساس بوده و باكتري به كمك آن قادر به جهت‌يابي صحيح است. در ادامه محققان بابررسي آناتومي كبوترها دريافتند در اين پرندگان، ساختارهاي بسيار ريز در حد نانومتر در بالاي منقارشان وجود دارد كه با حساسيت به ميدان مغناطيسي زمين به آنها در جهت‌يابي كمك مي‌كند. اين ساختارهاي بسيار ريز به نوعي با سيستم عصبي پرنده در ارتباط است و هرگونه تغيير محيطي را به مغز مخابره مي‌كند و دستورات لازم براي جهت‌يابي درست را دريافت مي‌كند. در ادامه محققان دريافتند مشابه چنين ساختارهايي در ديگر جانداران نيز وجود دارد كه مي‌تواند كوچك‌ترين تغيير و انحراف مغناطيسي را درميدان مغناطيسي زمين شناسايي كرده و با تقويت آن به مغز جاندار مخابره‌اش كند. دانشمندان معتقدند حس مغناطيسي دراغلب جانداران شبيه به ماهي رنگين‌كماني است. در اين ماهي اجزاي ريز حاوي اكسيد آهن كه به نيروي مغناطيسي زمين حساس است، در سلول‌هاي گيرنده‌اي درقسمت سر ماهي قرار دارند كه به جاذبه و تغييرات ميدان مغناطيسي زمين حساس است. به‌طوري كه با اندك تغييرات امواج و ميدان مغناطيسي زمين در اطراف ماهي در اين سلول‌ها كانال‌هاي خاصي باز مي‌شود كه يون‌هاي مربوط از اين كانال‌ها عبور كرده و اطلاعات تغييرات محيط را به سيستم عصبي جاندار منتقل كرده و دستورات لازم را براي جهت‌يابي درست به ماهي مي‌رساند.

در‌بدن‌برخي از حيوانات بيش از يك نوع ارگان يا عضو مغناطيسي وجود دارد كه به صورت حسگرهاي مغناطيسي بيولوژيكي يا به عبارتي به شكل قطب‌نماي مغناطيسي معمولي عمل مي‌كند

محققان براين باورند كه ساختارهاي درك نيروي مغناطيسي در حيوانات بايد با نورون‌هاي خاصي در مغز مرتبط باشد. چرا كه آنها مشاهده كردند با تغيير و انحراف در ميدان مغناطيسي زمين، اين اجزا و ساختارهاي خاص، يون‌هايي را آزاد كرده كه اين يون‌ها با نورون‌هاي خاص عصبي در ارتباطند و پيام‌هاي لازم را به مغز مخابره مي‌كنند و حيوان را در جهت‌يابي و مسيريابي صحيح هدايت مي‌كنند. درسال 1970 دانشمندان دريافتند هنگام تغيير ميدان مغناطيسي يا تغيير جهت، واكنش‌هاي شيميايي خاصي در بدن جانداران رخ مي‌دهد. در ادامه تحقيقات مشخص شد اين واكنش‌ها در رنگدانه‌هاي موجود در چشم رخ مي‌دهد. در آن زمان هنوز چگونگي اين واكنش‌ها مشخص نشده بود. سال 1990 بيوشيميست‌ها دريافتند پروتئيني به نام cryptochrome در رنگدانه‌هاي شبكيه چشم پستانداران وجود دارد كه به نوعي با حس جهت‌يابي و تغييرات مغناطيسي در ارتباط است. در ادامه مطالعات بعد از سال‌ها آنها دريافتند اين پروتئين در سلول‌هاي خاصي در شبكيه چشم وجود دارد و قادر است با ايجاد يكسري واكنش‌هاي شيميايي خاص، تغييرات محيطي و اطلاعات لازم را دريافت كند. آنها مشاهده كردند همراه با تغييرات ميدان مغناطيسي يك پرتو يا يك فوتون نوري به اين سلول‌ها برخورد كرده و با برخورد با الكترون‌هاي موجود در اين پروتئين، اين الكترون‌ها را به چرخش وا مي‌دارد و جهت چرخش اين الكترون‌ها به نوعي برجهت‌يابي جانور موثر است. در واقع با تغيير ميدان مغناطيسي و ايجاد واكنش‌هاي شيميايي خاص، اطلاعات لازم در مورد تغييرات ايجاد شده در محيط به جاندار اعلام مي‌شود. در واقع تا زماني كه الكترون‌ها به صورت غيرموازي چرخش كنند، واكنش شيميايي رخ نخواهد داد اما زماني كه با ورود فوتون‌هاي نوري و برخورد آن با پروتئين و الكترون‌ها، جهت چرخش الكترون‌ها تغيير ‌كند و وقتي هردو در جهت موازي گردش كنند، واكنش شيميايي مورد نظر رخ خواهد داد و چرخش الكترون‌ها هرچه در حالت موازي باقي بماند، واكنش‌ها شدت و سرعت مي‌گيرد. در نهايت وقوع اين واكنش‌ها بستگي به گردش الكترون‌ها دارد و گردش الكترون‌ها نيز دراثر تغييرات ميدان مغناطيسي و ورود فوتون‌ها اتفاق مي‌افتد. اين مكانيسم پيچيده درواقع به جهت‌يابي و مسيريابي جانوران كمك بزرگي مي‌كند.

همچنين دانشمندان دريافتند امواج راديويي نيز مي‌تواند برسيستم حس مغناطيسي جانوران بخصوص پرندگان اثر بگذارد. به‌طوري كه اين امواج برگردش الكترون‌هاي موجود در پروتئين cryptochrome اختلال ايجاد كرده و بابروز اختلال در اين مكانيسم، جهت‌يابي و مسيريابي پرندگان دچار مشكل مي‌شود. در ادامه محققان با مطالعه روي مگس‌هاي ميوه دريافتند اين مگس‌ها به كمك اين پروتئين و اين مكانيسم، قادرند مسير حركت خود را تعيين كنند. مشاهده شد زماني كه اين مگس‌ها ژن مربوط به اين پروتئين را از دست مي‌دهند، توانايي خود را در جهت‌يابي از دست خواهند داد. در جديدترين مطالعات انجام‌يافته سال 2011 محققان با شناسايي ژن مرتبط با پروتئين cryptochrome موفق به شناسايي ژني مشابه با اين پروتئين در انسان‌ها شدند و معتقدند انسان‌ها نيز به نوعي داراي حس دروني مغناطيسي و جهت‌يابي هستند. هرچند هنوز چگونگي ساز‌وكار اين حس در آدمي شناسايي نشده است. البته درمطالعه جديد ديگري محققان موفق به شناسايي حس الكترومغناطيسي در برخي ماهي‌ها و كوسه‌ها شدند. آنها دريافتند اين جانوران با داشتن مكانيسمي خاص قادرند ضعيف‌ترين ميدان الكتريكي حدود يك‌بيليونيوم ولتاژ را درمحيط اطراف درك و احساس كند. محققان اميدوارند با درك دقيق مكانيسم‌هاي مرتبط با ميدان‌هاي مغناطيسي و الكتريكي بتوانند در آينده ريزترين، قوي‌ترين و حساس‌ترين آنتن‌ها و ردياب‌ها را طراحي كرده و بسازند و به اين ترتيب بتوانند گامي بزرگ در ساخت وسايل الكترونيكي هوشمند آينده بردارند.

مسيريابي در پرندگان

انسان داراي حس بويايي، شنوايي، بينايي، چشايي و لامسه است اما جالب اين‌كه بسياري از حيوانات علاوه بر اين حواس، حس‌هاي ديگري دارند كه ما انسان‌ها از آنها بي‌بهره‌ايم. يكي از اين حس‌ها، حس مغناطيسي است. پرندگان، موريانه‌ها، مگس‌ها و مارماهي‌ها از جمله جانوراني هستند كه قادر به درك نيروي مغناطيسي زمين و استفاده از آن هستند. مثلا كبوتر نامه‌بر قادر است با درك نيروي مغناطيسي زمين، مسير خودش را پيدا كند و پيام‌ها را به دست صاحبانشان برساند. اين‌كه جانوران به طور غريزي چگونه از اين نيرو استفاده مي‌كنند، سال‌ها مورد تحقيق و بررسي دانشمندان بوده‌ است. روي منقار بعضي از پرندگان گيرنده‌هايي وجود دارد كه حاوي سلول‌هاي عصبي پيچيده و ماده‌هاي معدني مثل اكسيدآهن است. در واقع ساختار اين سلول‌ها به گونه‌اي است كه به پرنده اجازه مي‌دهد مانند يك قطب‌نما، جهت‌يابي كرده و راه بازگشت به خانه را پيدا كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانشمندان حدس مي‌زنند وجود مولكول ويژه‌اي در شبكيه چشم اين پرندگان، قدرت تشخيص نيروي مغناطيسي را به آنها مي‌دهد. اين مولكول از يك نوع پروتئين حساس به نور تشكيل شده كه در بعضي از حيوانات وجود دارد. به گفته پژوهشگران، دسترسي به اين پروتئين يا ساخت آن در آزمايشگاه كار راحتي نيست، ولي آنها توانسته‌اند با بررسي يك پروتئين مشابه به نام سي‌.پي‌.اف (CPF) كه مدلي از پروتئين اصلي است، اطلاعات زيادي به دست بياورند. در جواب به اين پرسش كه پرندگان در تاريكي شب چگونه راه خود را پيدا مي‌كنند، بايد گفت نور آبي كه هنگام غروب و تاريك‌شدن هوا وجود دارد، باعث تحريك‌ سي‌.پي‌‌.اف شده و 2 الكترون آزاد را در پروتئين به وجود مي‌آورد كه در تعيين جهت‌هاي مغناطيسي نقش اساسي دارند.

مترجم: آزاده سيدميرزايي جهقي

منبع: Scientific American

حواس استثنايي در حيوانات

بسياري از حيوانات مانند انسان از حواس بينايي، شنوايي، بويايي، چشايي و لامسه برخوردارند، اما چون محيط و شيوه‌ زندگي‌شان با انسان فرق دارد، بعضي از آنها براي درك اطرافشان در برخي حواس قوي‌ترند و بسياري از آنها حواس ديگري نيز دارند كه انسان از آنها محروم است.

 

 

نوعي پروانه،‌ ميدان مغناطيسي را  درك مي‌كند.

 

 

بويايي سگ‌سانان 1000 تا 000‌/‌000‌/‌10 مرتبه (بسته به نژاد سگ) از انسان بيشتر است.

 

 

 

بسياري از ماهي‌ها، امواج الكتريكي ساطع‌شده از آبزيان را حس مي‌كنند و همه آنها ارتعاشات داخل آب را با قسمتي از سطح خارجي بدنشان تشخيص مي‌دهند.

 

 

 

نوعي افعي، پرتوهاي فروسرخ يا همان گرماي ساطع‌شده از بدن شكار را حس مي‌كند.

 

 

 

كوسه بوي خون را از چندصدمتري تشخيص مي‌دهد.

 

 

 

 

نوعي روباه صحرايي، صداي حركت سوسك‌ها روي شن را از چند متري تشخيص مي‌دهد.

كاهش وزن با لوبيا چشم‌بلبلي

مواد لازم براي يك نفر:


لوبيا چشم‌بلبلي: 2 قاشق غذاخوري


آب: يك پيمانه

پياز: يك عدد كوچك

سير (خردشده)‌: 2 عدد

سبزيجات تازه (برگ بو، جعفري و آويشن)‌: هر كدام 2 برگ

نمك و فلفل: به مقدار لازم

روغن زيتون: 2 قاشق غذاخوري

فلفل‌ دلمه‌اي قرمز (خلال‌شده):‌ يك چهارم

اسفناج (خردشده)‌: 2 قاشق غذاخوري

نودل: 75 گرم

طرز تهيه: لوبيا را درون آب جوش بريزيد و آن را روي حرارت ملايم بگذاريد تا بپزد. حين پختن اگر روي آن كف كرد آن را بگيريد. پياز را نصف كرده و درون ظرف بيندازيد. سپس سبزيجات تازه را اضافه كرده و نمك آن را اندازه كنيد. در ظرف را بگذاريد تا لوبيا 40 دقيقه كاملا بپزد. سپس شعله را خاموش كرده و سبزيجات و پياز را از درون ظرف بيرون بياوريد و دور بريزيد. لوبيا را كنار بگذاريد. در يك ظرف ديگر آب بريزيد و نودل‌ها را درون آن روي شعله ملايم بگذاريد. وقتي جوشيد آن را كم كنيد تا نرم شود. درون يك تابه، روغن زيتون بريزيد و آن را روي حرارت بگذاريد. فلفل‌دلمه‌اي قرمز را درون آن بريزيد. حدود 35 دقيقه تفت دهيد تا نرم شود. سپس سير و لوبيا را همراه با آب آن درون تابه بريزيد. در ظرف را بگذاريد تا بجوشد. حالا اسفناج را اضافه و نمك و فلفل غذا را اندازه كنيد.

وقتي نودل هم كاملا نرم شد و پخت، آن را آبكشي كنيد. با مواد درون تابه مخلوط كرده و در ظرف دلخواه خود بريزيد. آن را تزئين و سرو كنيد.

يكي از مهم‌ترين خواص لوبيا چشم‌بلبلي ميزان فيبر بالاي آن است. نصف پيمانه از آن حاوي 6/5 گرم فيبر است. فيبر به تنظيم عملكرد دستگاه گوارش كمك مي‌كند و باعث برطرف شدن يبوست شده و با مانع شدن از جذب كلسترول از افزايش سطح آن در خون پيشگيري مي‌كند كه در نتيجه آن خطر بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي كاهش مي‌يابد. از آنجا كه غذاهاي حاوي فيبر به علت سرعت هضم آهسته باعث احساس سيري مي‌شوند، مي‌توان از آنها در رژيم‌هاي كاهش وزن نيز استفاده كرد.

هر نصف پيمانه لوبيا چشم‌بلبلي حاوي 239 ميلي‌گرم پتاسيم است كه به تنظيم فشار خون و كاهش خطر بيماري‌هاي قلبي كمك مي‌كند و ضامن سلامت ماهيچه‌ها و استخوان‌هاست. بعلاوه اين نوع لوبيا ازجمله مواد غذايي كم‌چربي و كم‌كالري به شمار مي‌رود. هر نصف پيمانه از آن كمتر از 100 كالري و حدود يك گرم چربي دارد. رژيم غذايي حاوي لوبيا چشم‌بلبلي موجب كاهش وزن و پيشگيري از ابتلا به ديابت و بيماري‌هاي قلبي مي‌شود.

از ديگر خواص اين ماده غذايي مي‌توان به محتواي پروتئين مناسب (7/6 گرم در هر نصف پيمانه)‌ و آهن (2/1 گرم در هر نصف پيمانه)‌ اشاره كرد.

لادن هومند

تغذيه و تناسب اندام

مصرف بیش از اندازه مواد قندی و بخصوص قند میوه یا فروكتوز عملكرد مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما اسیدهای چرب امگا 3 می‌تواند مانع تاثیر مواد قندی بر عملكرد مغز شود. یافته‌هاي محققان بیانگر این است كه رژیم غذایی روزانه افراد می‌تواند تاثیر بسیار زیادی بر یادگیری و توانایی‌های ذهنی داشته باشد.

گرچه مصرف بیش از اندازه مواد قندی در بلند‌مدت می‌تواند تهدیدی علیه توانمندی‌های ذهنی و كاهش قدرت یادگیری و حافظه باشد، اما تنها با استفاده از یك راهكار ساده و افزودن امگا 3 به رژیم غذایی می‌توان آسیب‌های ناشی از آن را تا حد زیادی كاهش داد. پیش از این محققان به یافته‌هایی درباره تاثیر مواد قندی در افزایش احتمال ابتلا به بیماری‌هایی مانند دیابت، كبد چرب و همچنین اضافه‌وزن و چاقی دست یافته بودند، اما این نخستین‌بار است كه تاثیر مواد قندی بر عملكرد مغز مورد بررسی قرار می‌گیرد. امروزه در تهیه بسیاری از غذاهای فرآوری شده مانند كمپوت‌، غذای كودك، نوشابه‌ و طعم‌دهنده‌ها از شیره ذرت و غلات دیگر استفاده می‌شود كه شیرینی آن 6 برابر نیشكر است. به گفته این گروه از محققان، فروكتوز موجود در میوه‌ها كه حاوی آنتی‌اكسیدان‌های ضروری برای بدن است، تاثیر چندانی بر قدرت یادگیری و حافظه ندارد. آنچه موجب نگرانی است و باید درباره مصرف آن توجه بیشتری داشت، مواد قندی است كه به عنوان شیرین‌كننده و نگه دارنده به بسیاری از محصولات و فرآورده‌های غذایی افزوده می‌شود. مصرف همزمان امگا3 و مواد قندی مانع تاثیر این مواد بر عملكرد حافظه می‌شود. در حقیقت امگا 3 از آسیب‌دیدگی سیناپس‌ها یا همان محل اتصال 2عصب جلوگیری می‌كند. مصرف بیش از اندازه مواد قندی كه در فرآورده‌های غذایی وجود دارد توانایی هورمون انسولین در تنظیم مصرف مواد قندی در سلول‌های بدن و همچنین ذخیره قند در بدن را دچار اختلال می‌كند و به این ترتیب بدن قادر نخواهد بود انرژی مورد نیاز برای پردازش افكار و احساسات در مغز را تامین كند.

انسولین هورمونی است كه در كنترل میزان قند خون نقش بسیار مهمی ‌دارد، اما این یافته‌ها نشان می‌دهد انسولین می‌تواند بر حافظه و یادگیری نیز تاثیرگذار باشد. بنابراین می‌توان گفت مواد قندی نه‌تنها به بدن، بلكه به مغز هم آسیب می‌رساند. بنابر توصیه متخصصان تغذیه، بهتر است برای در امان ماندن از پیامدهای مصرف بی‌رویه مواد قندی، استفاده از فرآورده‌های غذایی حاوی مقادیر زیادی فروكتوز در برنامه غذایی روزانه افراد به حداقل رسانده شود و به جای دسرهای شیرین از جایگزین‌های دیگری مانند انواع شكلات‌ها استفاده شود. بهتر است برای حفظ توانایی‌های ذهنی خود و بهره‌مندی از آنها از امگا 3 به عنوان یك بازدارنده در برابر آسیب‌های ناشی از مصرف مواد قندی استفاده كنید.

پرنیان قربانپور

 كارشناس تغذیه و رژیم‌درمانی

مبتلايان به تالاسمي چه بخورند؟

در سلول‌هاي قرمز خون نوعي مولكول به نام هموگلوبين وجود دارد كه وظيفه مهم حمل گازها بويژه اكسيژن را به عهده دارد. اين مولكول ممكن است به طرق مختلف دچار مشكل شده و منجر به بيماري‌هاي خوني شود. يكي از بيماري‌هاي خوني مرتبط با اختلالات هموگلوبين، تالاسمي است.

اهميت تالاسمي به اين دليل است كه مي‌توان با شناسايي اين مشكل در زوج‌‌هايي كه تصميم به بچه‌دار شدن دارند، از تولد بيماران بيشتر پيشگيري كرد.

در تالاسمي، هموگلوبين ساختار طبيعي ندارد و نمي‌تواند اكسيژن را به‌طور مطلوب حمل كند. هموگلوبين در افراد بالغ 2 زنجيره آلفا و بتا دارد. در صورتي كه هر كدام از اين زنجيره‌ها دچار كمبود شود يا اصلا در بدن ساخته نشود، بيماري تالاسمي ايجاد مي‌شود. اين بيماري به صورت ژنتيك منتقل شده و به 3 نوع مينور، متوسط و ماژور تقسيم مي‌شود. تالاسمي مينور شيوع زيادي دارد و ممكن است كاملا بي‌علامت باشد.

از آنجا كه شيوع تالاسمي مينور بسيار زياد است و با عوارض كمي همراه است، به آن بيشتر واژه صفت اطلاق مي‌شود تا بيماري. اين بيماران معمولا فقط كم خوني خفيفي دارند كه برخلاف كم‌خوني ناشي از فقر آهن به هيچ عنوان نبايد آهن مصرف كنند. تالاسمي ماژور به مراتب مشكلات بيشتري ايجاد مي‌كند و طول عمر افراد مبتلا به تالاسمي ماژور كم است. خوشبختانه با اقدامات انجام شده در جهت غربالگري افراد مبتلا به نوع مينور و عدم ازدواج آنها با فرد مبتلاي ديگر احتمال تولد نوزاد مبتلا به تالاسمي ماژور بشدت كاهش يافته است.

جنين‌هاي مبتلا به تالاسمي ماژور، شانس كمي براي زنده بودن دارند و معمولا در دوران جنيني دچار عوارض كشنده مي‌شوند. درصد كمي از اين افراد كه زنده مي‌مانند تا آخر عمر نيازمند تزريق خون هستند. براي اين‌كه تزريق خون مكرر باعث تجمع آهن در بدن مي‌شود بايد توجه داشت حتما داروهاي مناسب براي دفع آهن اضافه به اين بيماران داده شود چون در بدن يك راه طبيعي جهت حذف آهن مازاد وجود ندارد. اين آهن اضافي براي بافت‌هاي بدن بويژه قلب و كبد بسيار سمي ‌است و باعث نارسايي ارگان‌ها و مرگ زودرس بيماران مي‌شود. افزايش بار آهن در بدن بويژه در قلب، مهم‌ترين علت مرگ بيماران مبتلا به تالاسمي ماژور است.

تالاسمي نوعي بيماري ژنتيك است كه از ابتدا تا انتهاي عمر با فرد است و تغذيه اثر بسياري بر اين بيماري دارد. برخي از مواد غذايي ممكن است عوارض خطرناكي براي بيمار مبتلا به تالاسمي
به‌وجود آورد

در بدن يك سري مراكز خون سازي وجود دارند كه در دوره‌هاي مختلف زندگي از جنيني تا تولد و كمي بعد از آن با هم فرق مي‌كنند. يعني بتدريج اين مراكز خون‌سازي محدودتر مي‌شوند. وقتي بدن در يك استرس كم خوني يا كمبود اكسيژن قرار مي‌گيرد، اين مراكز فعال باقي مي‌مانند يا فعال مي‌شوند. در تالاسمي ماژور نيز بدن با كمبود اكسيژن روبه‌روست، بنابراين استخوان‌هاي صورت نيز فعال شده و بر اثر فعاليت بيش از حد براي توليد سلول‌هاي خوني، تغيير شكل مي‌دهند.

بيماران مبتلا به تالاسمي با مشكلات زيادي روبه‌رو هستند و افرادي كه به اين بيماري مبتلا هستند، بايد بسيار به حفظ سلامت ديگر قسمت‌هاي بدن خود اهميت بدهند و يكي از مهم‌ترين شيوه‌ها در اين جهت، رعايت رژيم غذايي مناسب است.

تغذيه درماني در تالاسمي

تالاسمي مينور نوعي بيماري ژنتيك است كه مي‌تواند مشكلات طولاني مدتي براي بيمار مبتلا ايجاد كند. يك بيمار تالاسمي بايد رژيم غذايي خاصي داشته باشد و اطلاعات تغذيه‌اي خود را بالا ببرد زيرا برخي از مواد غذايي كه براي افراد معمولي مفيد هستند، ممكن است عوارض خطرناكي براي يك بيمار مبتلا به تالاسمي به وجود آورد. بعلاوه تالاسمي نوعي بيماري ژنتيك است كه از ابتدا تا انتهاي عمر با فرد است و تغذيه، اثر بسياري بر اين بيماري دارد.

اين بيماران برخلاف تصور عموم نه تنها دچار كمبود آهن نيستند، بلكه مستعد ابتلا به مسموميت با آهن نيز هستند. از اين رو به اين بيماران توصيه مي‌شود از غذاهايي كه حاوي آهن زيادي هستند، پرهيز كنند. از جمله گوشت يا جگر حيوانات بخصوص گاو و گوسفند و فرآورده‌هاي آنها نظير همبرگر، سوسيس و كالباس. لوبيا، حبوبات، سويا، كره و خود بادام‌زميني، گندم، كلم بروكلي و ديگر سبزيجات برگ سبز، هندوانه، كشمش، نخودفرنگي، آب آلو، آلو، خرما، انگور، باقلا، غلات غني شده با آهن و نخود، آهن زيادي دارند و بهتر است اين بيماران در حد اعتدال از آنها استفاده كنند.

البته بايد توجه داشت مصرف روزانه ميوه و سبزيجات به ميزان كافي در تمام افراد بخصوص بيماران مبتلا به تالاسمي توصيه مي‌شود زيرا اين مواد، خطر بروز گرفتگي عروق را در بيماران تالاسمي كاهش مي‌دهد.

اين بيماران بايد به مصرف مواد معدني ديگر توجه خاصي داشته باشند و تا جايي كه مي‌توانند بدن خود را سالم نگه دارند. يكي از اين مواد مغذي، كلسيم است. كلسيم به تقويت و حفظ سلامت استخوان‌ها كمك شاياني مي‌كند. بعلاوه بيماران مبتلا به تالاسمي استخوان‌هاي سستي داشته و در معرض مشكلات استخواني بسياري قرار دارند. بنابراين كلسيم بايد به مقدار كافي و بيشتر از يك فرد معمولي در رژيم غذايي اين افراد وجود داشته باشد. كلسيم در اين بيماران يك فايده ديگر نيز دارد و آن كاهش جذب آهن است.

مواد غذايي غني از ويتامين D نيز به اين گروه از افراد توصيه مي‌شود. حضور ويتامين D براي جذب كلسيم در بدن ضروري است. بنابراين افراد مبتلا به تالاسمي بايد مواد سرشار از ويتامين D را فراموش نكنند. زرده تخم‌مرغ، لبنيات و ماهي از اين گروه هستند.

در افراد مبتلا به تالاسمي كمبود اسيدفوليك به طور شايع ديده مي‌شود، از اين رو به همه افراد مبتلا مصرف مواد سرشار از اسيد فوليك و مكمل اسيدفوليك توصيه مي‌شود.

بدن اين بيماران به علت جذب آهن بالا، با مخاطرات ناشي از اكسيده شدن (بيماري‌هاي قلبي و سرطان) مواجه است؛ بنابراين بايد مصرف آنتي‌اكسيدان‌هاي مهم از جمله ويتامين E، كاروتنوئيدها و فلاووئيدها در اين افراد مورد تاكيد قرار گيرد.

هر چند مصرف مواد حاوي ويتامين C در اين بيماران باعث افزايش جذب آهن مي‌شود ولي براي دفع آهن توسط دسفرامين، برخي مصرف اندك ويتامين C را همراه با اين دارو توصيه مي‌كنند. بعلاوه ويتامين C نوعي آنتي‌اكسيدان نيز است كه به اين بيماران كمك زيادي مي‌كند. ميوه و سبزيجات سرشار از ويتامين C مي‌توانند از رسوب آهن در خون و گرفتگي عروق بيماران تالاسمي پيشگيري كنند.

بيماران تالاسمي مراقب باشند

بيماران مبتلا به تالاسمي ماژور به علت دريافت خون‌هاي مكرر در معرض مسموميت با آهن هستند. هرچند بيماران مبتلا به تالاسمي مينور بندرت نيازمند تزريق خون مي‌شوند، ولي اين گروه نيز به دلايل زيادي در معرض مسموميت با آهن قرار دارند. يكي از اين دلايل، كم‌خوني آنهاست. بدن اين افراد به علت كمبود هموگلوبين، با درجاتي از هيپوكسي (كمبود اكسيژن) روبه‌روست و براي توليد سلول‌هاي خوني بيشتر آهن بيشتري از مواد غذايي جذب مي‌كند. بنابراين بيماران تالاسمي بايد دريافت آهن خود را كاهش دهند. براي مثال از ظروف آهني جهت پختن غذا استفاده نكنند، چرا كه در حين طبخ و حرارت ديدن مقداري از آهن اين ظروف مي‌تواند وارد غذا شود. بعلاوه نبايد مواد غذايي را مستقيما در ظروف آهني نگهداري كنند.

بهتر است از موادي كه جذب آهن را افزايش مي‌دهد، كمتر استفاده شود. مصرف چاي و قهوه، البته در حد تعادل در اين گروه مي‌تواند جذب آهن را كاهش دهد. اصولا روي برچسب مواد غذايي كه خريداري مي‌كنيد، مقدار مواد مغذي آن نوشته شده است. همواره بايد به اين برچسب‌ها توجه داشت و ميزان آهن و ديگر مواد مغذي داخل آن را مد نظر قرار داد. مصرف برخي مواد از جمله غلات، لبنيات، چاي و قهوه همراه با وعده‌هاي غذايي به منظور تنظيم آهن خون به بيماران مبتلا به تالاسمي توصيه مي‌شود. اين گروه نبايد از مواد غذايي غني شده با آهن مثل بعضي بيسكويت ها، ماكاروني‌ها و حتي برخي شكلات‌ها استفاده كنند.

بيماران تالاسمي مثل افراد معمولي بايد از مصرف تمام مواد مضر كه روي بدن اثر سوء دارند، اجتناب كنند. از آنجا كه برخي از مواد غذايي حاوي چربي زيادي هستند، همواره به بيماران تالاسمي توصيه مي‌شود تا جايي كه امكان دارد از اين مواد استفاده نكنند يا به مقدار بسيار كم آنها را مصرف كنند. افزايش چربي خون در اين بيماران، بيش از پيش استعداد ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و عروقي را افزايش مي‌دهد.

بعلاوه اين افراد بايد از مصرف نمك زياد اجتناب كنند تا دچار افزايش فشارخون و بيماري‌هاي كليوي متعاقب آن نشوند.

بايد توجه داشت بدون در نظر گرفتن افراد مبتلا به بيماري‌هاي خاص، شيوع كمبود آهن در جامعه ما بسيار زياد است و توصيه‌هاي غذايي گفته شده فقط براي افراد مبتلا به بيماري تالاسمي است و افراد ديگر بايد سعي كنند همچنان مواد غذايي غني از آهن مصرف كنند و جذب آهن را نيز در بدن خود افزايش دهند تا با عوارض كمبود آهن مواجه نشوند.

فاطمه خداكرمي

مشکلات کمبود يک عنصر حياتي

مقدار منیزیم جذب شده در طول روز، به رژیم غذایی هرفرد بستگی دارد. در کشورهای صنعتی در دهه‌های اخیر، کاهش قابل توجهی در مصرف منیزیم دیده می‌شود. به همين دليل میزان جذب منیزیم از طریق غذا به اندازه ای نيست که جلوی بروز اختلالات ناشی از کمبود منیزیم را بگیرد. رژیم‌های غذایي سرشار از موادغذایی تصفیه‌شده، زمینه بروز کمبود منیزیم را فراهم می‌کند.

پيروي از يك برنامه ‌غذایی‌ که سبزی‌ها در آن سهمی ندارند، احتمال کمبود منیزیم را بالا می‌برد. فعالیت‌های ورزشی شدید، مصرف داروهای ادرارآور، ملین‌ها، استروئیدها، داروهای شیمی‌درمانی و آنتی‌بیوتیک‌ها مانند جنتامایسین نیز زمینه‌ساز کمبود منیزیم هستند. ابتلا به دیابت و بیماری‌های التهاب روده، اسهال و بیماری‌های مربوط به پانکراس هم زمینه‌ساز بروز علائم کمبود منيزيم است و مصرف زیاد الکل هم از دیگر عوامل ایجاد‌کننده کمبود این ماده‌مغذی محسوب مي‌شود.

گرفتگي عضلات، بی‌اشتهایی، تهوع و استفراغ، افزایش تری‌گلیسيرید خون، احتباس آب و سدیم در بدن و اختلال در عملکرد ویتامین D از جمله علائم کمبود منیزیم محسوب می‌شوند. در ضمن افرادی که به کمبود منیزیم دچار هستند، از مشکلاتی مانند افسردگی، اختلال در تمرکز و تحریک‌پذیری رنج می‌برند. مكمل‌هایی همچون MGB6 راه‌حلي مناسب برای جبران این کمبود محسوب می‌شود. ترکیب منيزيم با ویتامین B6 باعث افزایش كارايي و جذب بافتی آن می‌شود. کمبود همزمان منیزیم و ویتامین B6 به فراوانی دیده می‌شود و این دو ترکیب اغلب با هم تجویز
می‌شوند.

ویتامین ‌B6 و منیزیم اثرات مکمل یکدیگر را نیز دارند، به طوري كه هم منیزیم و هم ویتامین ‌B6 کارکرد نورون‌ها را تنظیم می‌کنند، اثرات ضداسترس دارند و اثرات بالینی مفیدی بر سندروم پیش‌قاعدگی می‌گذارند. و در برخی شرایط فیزیولوژیک (فعالیت فیزیکی، بارداری، شیردهی و سالمندی) نیاز به هر دوی آنها افزایش می‌یابد.

مکمل خوراکی منیزیم می‌تواند علائم مربوط به طیفی از بیماری‌ها را که احتمالا ناشی از کمبود منیزیم هستند، بخوبی بهبود بخشد. سندروم پیش‌قاعدگی و قاعدگی دردناک، یائسگی (پوکی استخوان) استرس، عصبی‌بودن، تحریک‌پذیری، اضطراب و اختلالات خواب از جمله این مشکلات هستند. البته مشکلات رفتاری در کودکان با وزن 10 کیلوگرم به بالا و گرفتگی عضلات پا در بارداری (توجه داشته باشید که در بارداری منیزیم باید تنها در صورت نیاز تجویز شود) را هم جزو این مشکلات به حساب آورد. اگر پزشک براي شما مکمل منیزیم تجویز کرد، بهتر است مقدار دارویی این مکمل را در طول روز تقسیم و آن را همراه غذا میل کنید.

پروفسور سيدعلی احمدی‌ابهري

 روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

رهايي از‌تنش‌ها با منيزيم

منيزيم چهارمين ماده معدني از نظر فراواني در بدن بعد از كلسيم، پتاسيم و سديم است و از نظر فراواني درون سلولي، منيزيم بعد از پتاسيم در جايگاه دوم قرار دارد.

ميزان كلي منيزيم در بدن حدود 25 گرم است. 50 تا 60 درصد، منيزيم بدن در استخوان‌بندي، 20 تا 30 درصد آن در عضلات و كمتر از يك درصد آن در خون يافت مي‌شود. منيزيم به طور عمده درون سلول هاست و بيش از 300 واكنش آنزيمي بدن به حضور منيزيم نياز دارد. منيزيم براي تعداد زيادي از اعمال متابوليك ضروري است، زيرا آنزيم‌هاي نيازمند منيزيم در متابوليسم كربوهيدرات، چربي، پروتئين و الكتروليت‌ها دخالت دارند. وجود منيزيم براي انتقال، ذخيره و مصرف انرژي حياتي است. به علاوه منيزيم نقش اساسي در رشد سلول‌ها، توليد مثل و ساختار و نفوذپذيري غشاي سلولي دارد. به علت متنوع بودن نقش‌ منيزيم در بدن جانداران، كمبود آن به شكل‌هاي گوناگون از جمله اختلالات الكتروليت‌ها (كلسيم و پتاسيم)، متابوليك، عصبي، عضلاني و قلبي ـ عروقي پديدار مي‌شود.

سبزيجات سبز مانند اسفناج منبع خوبي براي منيزيم است. برخي حبوبات مانند لوبيا و نخود، دانه‌ها و مغزها و غلات سبوس‌دار نيز منيزيم دارند.

در اروپا ميزان مصرف روزانه توصيه شده منيزيم براي بزرگسالان 375 ميلي‌گرم در روز است. موسسه پزشكي آمريكا وابسته به آكادمي ملي علوم كه ميزان توصيه شده مصرف منيزيم را مشخص مي‌كند 3 معيار اعلام كرده است.

- ميزان مجاز توصيه شده ميزان مصرف پيشنهادي در هر روز براي تامين نيازهاي بدن است.

- مصرف كافي در صورت عدم دسترسي به اطلاعات علمي كافي براي اعلام ميزان مجاز توصيه‌شده مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

- حداكثر ميزان مصرف قابل تحمل، بيشترين ميزان مصرف در هر روز كه باعث آسيب به سلامت نشود را بيان مي‌كند.

عوارض باليني كمبود منيزيم

مصرف منيزيم به ميزان آن در رژيم غذايي بستگي دارد. در كشورهاي صنعتي در دهه‌هاي اخير، كاهش قابل توجهي در مصرف منيزيم ديده مي‌شود. به اين ترتيب، ميزان جذب منيزيم از طريق غذا ممكن است به اندازه‌اي نباشد كه جلوي بروز اختلالات ناشي از كمبود منيزيم را بگيرد. براي مثال، 2 مطالعه پيمايشي در فرانسه نشان داد كه72 درصد از مردان 92-15 سال و 83 درصد از زنان 90-10 سال مصرف منيزيمي كمتر از ميزان توصيه شده دارند. به جز رژيم غذايي، علت‌هاي ديگري نيز براي كمبود منيزيم وجود دارد. از جمله اين‌كه سلامت روده و كليه‌ها مي‌تواند بشدت بر ميزان منيزيم اثر بگذارد.

افراد مستعد ابتلا به بیماری‌های قلبی، فشار خون، دیابت و پوکی‌استخوان بايد منابع غذایی كه حاوي منيزيم‌ كافي هست را در رژیم‌غذایی روزانه‌شان بگنجانند

منيزيم از روده‌ها و البته نزديك به 50 درصد منيزيم خوراكي جذب مي‌شود. اختلالات گوارشي مانند اسهال مي‌تواند توانايي بدن براي جذب منيزيم را كاهش دهد. كليه‌ها نيز مقدار زيادي از منيزيم ترشح شده را بازجذب مي‌كنند. كليه‌هاي سالم مي‌توانند دفع ادراري منيزيم را كاهش دهند تا كمبود خوراكي آن را جبران كنند. با اين حال، برخي داروها مانند مدرها و آنتي‌بيوتيك‌ها و تركيب‌هاي شيميايي، ابتلا به بيماري‌هايي نظير ديابت مي‌تواند باعث افزايش دفع منيزيم از ادرار شود.

علائم زودرس كمبود منيزيم شامل مواردي همچون كاهش اشتها، تهوع و استفراغ و خستگي و ضعف مي‌شود. البته با تشديد كمبود منيزيم كرختي، گزگز، افزايش انقباض و گرفتگي عضلاني، تغييرات رواني مانند اضطراب و تحريك‌پذيري، بي‌نظمي در ضربان قلب و... هم در فرد ايجاد مي‌شود.

كمبود شديد منيزيم مي‌تواند به كمبود كلسيم و پتاسيم در خون منجر شود كه موجب ايجاد اختلال در آهنگ ضربان قلب مي‌شود.

چه كساني به مكمل منيزيم نياز دارند؟

استفاده از مكمل منيزيم هنگامي ضروري است كه بنا بر شواهد باليني يا ابتلا به برخي بيماري‌ها، اختلالات ناشي از كمبود منيزيم در حال وقوع يا محتمل باشد: در مواردي مثل كاهش مصرف منيزيم، سوءجذب به دليل اختلالات گوارشي يا دفع بيش از اندازه به دليل مصرف داروهاي مدر و برخي آنتي‌بيوتيك‌ها يا داروهاي ضدسرطان يا ابتلا به بيماري‌هايي همچون ديابت كنترل نشده (به علت افزايش دفع ادراري منيزيم) و استرس (به علت افزايش ترشح هورمون استرس، آدرنالين، كه دفع ادراري منيزيم را افزايش مي‌دهد). اعتياد به الكل به علل گوناگون، از جمله سوءتغذيه و افزايش ادرار، كمبود كلسيم‌ يا ‌پتاسيم كه اغلب با كمبود منيزيم همراه است، افزايش تحريك‌پذيري و گرفتگي عضلات، افزايش سن به علت كاهش مصرف غذا، كاهش جذب روده‌اي و افزايش دفع، اختلالات قاعدگي و سندروم پيش‌قاعدگي براي تنظيم ناپايداري عاطفي، تكانه‌هاي عصبي و انقباضات دردناك عضلاني، اختلالات رفتاري در كودكان بويژه اختلال كاهش توجه ‌يا‌ بيش‌فعالي براي كنترل رفتارهاي بيش‌فعالي.

نقش مكمل منيزيم در بهبود عملكرد بدن

مكمل خوراكي منيزيم مي‌تواند علائم مربوط به طيفي از بيماري‌ها را كه احتمالا ناشي از كمبود منيزيم هستند، بخوبي بهبود بخشد، از جمله:

سندروم پيش‌قاعدگي (PMS): اصطلاح سندروم پيش قاعدگي (PMS) به مجموعه علائم خلقي، جسمي و شناختي اطلاق مي‌شود كه در فاز دوم چرخه قاعدگي (تا 2 هفته پيش از شروع خونروش) رخ مي‌دهد و پس از آغاز خونروش فروكش مي‌كند. علائم پيش قاعدگي 20 درصد از زنان در سن باروري را آزار مي‌دهد.

معيارهاي تشخيصي سندروم پيش قاعدگي از سوي كالج متخصصان زنان و زايمان آمريكا تعيين شده است.

افزايش استروژن در گردش مي‌تواند علت كاهش در ميزان منيزيم پلاسما باشد، زيرا اين هورمون جذب و مصرف منيزيم توسط بافت نرم و استخوان را افزايش مي‌دهد. چند مطالعه نشانگر سطوح پايين منيزيم در بافت زنان دچار سندروم پيش قاعدگي و نيز اثربخشي درمان با منيزيم خوراكي (400 ـ 200 ميلي گرم در روز) به تنهايي يا در تركيب با ويتامين B6 است. پس از 2 دوره درمان، منيزيم باعث بهبود معناداري در احتباس مايع، خلق منفي و تحريك‌پذيري بيماران شد.

مطالعات اخير همچنين شواهدي مبني بر سودبخشي ويتامين B6 در كاهش علائم روحي ‌‌يا جسمي سندروم پيش قاعدگي به دست مي‌دهند. مشخص شده است كه منيزيم و ويتامين B6 در بهبود علائم اضطرابي سندروم پيش قاعدگي اثر هم افزايي دارند.

يائسگي: پوكي استخوان و شكستگي‌هاي ناشي از آن نگراني مهمي براي بهداشت عمومي، بويژه با توجه به افزايش سن جوامع است. تخمين زده مي‌شود خطر تمام عمر شكستگي براي زنان يائسه نزديك به 40درصد است. در افراد سالمند، شكستگي لگن با حدود 20 درصد مرگ و مير همراه است و افرادي كه زنده مي‌مانند نيز در معرض هزينه‌هاي سنگين مراقبت‌هاي پرستاري هستند. يكي از فاكتورهاي خطر براي پوكي استخوان در زنان يائسه نبود استروژن است.

استروژن به عنوان آنتاگونيست هورمون پاراتيروئيد (PTH) عمل مي‌كند. اين هورمون باعث افزايش از دست رفتن كلسيم از استخوان‌ها و افزايش جذب كلسيم از روده، از طريق تحريك فعاليت ويتامين D مي‌شود. به اين ترتيب، استروژن با مهار اثر هورمون پاراتيروييد باعث حفظ استخوان‌ها مي‌شود. در زنان يائسه، كاهش استروژن سبب تسريع در از دست رفتن كلسيم وابسته به سن، به دليل افزايش اثر PTH از يك سو و كاهش اثر ويتامين D براي جذب كلسيم از روده از سوي ديگر مي‌شود.

علاوه بر اين، كمبود منيزيم در زنان يائسه دچار پوكي استخوان شايع است.بنابراين، هم يائسگي و هم كمبود منيزيم هر دو بر استخوان تاثير منفي دارند.

استرس: واژه استرس هر روز بيشتر از گذشته در معناهاي گوناگون به كار گرفته مي‌شود. برخي دانشمندان آن را بيماري شهرنشيني مي‌نامند. استرس پاسخ آماده باش بدن به محرك‌هاي جسمي، رواني، اجتماعي يا عاطفي است كه تحريك‌پذيري، فعاليت آدرنرژيك و ترشح هورموني (كورتيكوستروئيد) را در بر مي‌گيرد. استرس يك تجربه شخصي است. بيشتر استرسي كه ما تجربه مي‌كنيم به درك ما از وضعيتمان بستگي دارد. بنابراين، منابع استرس در افراد گوناگون تفاوت‌هاي چشمگيري دارد. استرس مي‌تواند حاد (گذرا، در نتيجه شرايط خاص) يا مزمن (طولاني، به علت يك وضعيت پايدار يا ويژگي‌هاي فردي) باشد. استرس مي‌تواند مثبت (سازگاري با شرايط تازه، افزايش عملكرد) يا منفي (موجب اضطراب و احتمالا احساس درماندگي و افسردگي و...) (پاسخ جنگ يا گريز) باشد. استرس منفي، يا به اصطلاح نگراني، مي‌تواند مشكلات متعددي به همراه آورد. اگر استرس مدت طولاني برجا بماند يا مرتب تكرار شود، مي‌تواند دفاع ايمونولوژيك را تضعيف كند، خطر بيماري قلبي را افزايش دهد و باعث پيري زودرس شود.

بر اساس داده‌هاي آژانس اروپايي ايمني و تندرستي، بيش از 30 درصد كارگران اروپايي از استرس ناشي از كار رنج مي‌برند. مشخص شده است بيش از 22 درصد بيماري‌هاي قلبي مردان وزنان را مي‌توان به استرس كاري نسبت داد. (بتازگي يك مطالعه مبتني بر جمعيت در شمال ايتاليا نشان داد 59 درصد از شركت‌كنندگان دچار اختلالات روان‌تني (شامل خلق تحريك پذير، اضطراب، علائم كاركردي جسمي، اخلاق‌زدايي، فوبيا و..) مرتبط با استرس و نگراني بودند.

استرس يك پاسخ آماده باش است كه آزادسازي كاته كول آمين‌ها (مانند آدرنالين) و كورتيكوستروئيدها را افزايش مي‌دهد. فشار خون، ضربان قلب و گلوكز خون را بالا مي‌برد. اثرات آدرنرژيك استرس رواني باعث شيفت منيزيم از فضاي درون سلولي به بيرون سلول مي‌شود كه خود منجر به افزايش دفع ادراري منيزيم و در نهايت كاهش ذخايز منيزيم بدن مي‌شود. بنابراين استرس، چه‌فيزيكي (فعاليت، گرما، سرما، ضربه و...) و چه عاطفي (درد، اضطراب، هيجان يا افسردگي) نياز به منيزيم را افزايش مي‌دهد. كمبود منيزيم در سلول‌هاي عصبي ممكن است سبب افزايش تحريك پذيري عصبي-عضلاني (سندروم كزاز)، اضطراب، بي‌خوابي و سرانجام افسردگي ماژور شود.

اضطراب، بي‌خوابي: اختلالات اضطرابي شايع‌ترين اختلالات در روانپزشكي هستند. نزديك به 8 درصد بيماراني كه به پزشك مراجعه مي‌كنند اختلال اضطرابي فراگير دارند. مطالعات نشان مي‌دهد فراواني تمام عمر آن 6-5 درصد است. اختلال اضطرابي فراگير در زنان 2 برابر مردان گزارش مي‌شود و بيشتر در ميانسالي مشاهده مي‌شود، به گونه‌اي كه ميزان فراواني آن در زنان بعد از 35 سالگي و در مردان بعد از 45سالگي افزايش مي‌يابد. تخمين زده مي‌شود بروز آن در افراد مسن بيشتر است و به 3/7 درصد مي‌رسد.

اضطراب نيز با افزايش آزادسازي كاته‌كول‌آمين همراه است كه همگام با كورتيكوستروئيدها، مسوول افزايش دفع ادراري منيزيم است. به علاوه، افزايش سفتي عضلاني ناشي از اضطراب مي‌تواند به ازدست‌رفتن منيزيم كمك كند. نخوابيدن طولاني‌مدت كه اغلب از اضطراب ناشي مي‌شود، باعث افزايش فعاليت دستگاه عصبي سمپاتيك و به دنبال آن كاهش منيزيم سرم مي‌شود. به علاوه، مشاهده شده است كه مكمل خوراكي منيزيم تغييرات نوارمغز هنگام خواب و تغييرات شبانه هورمون‌ها را كه در پيري عادي (افراد 60-80 ساله) ديده مي‌شود، معكوس مي‌كند. تغييرات اعمال شده از سوي منيزيم مشابه اثرات ليتيوم، پركاربردترين تثبيت كننده خلق بوده است.

اختلالات رفتاري كودكان: اختلال كاهش توجه‌‌ / ‌‌بيش‌فعالي (ADHD) اختلال رفتاري شايعي در كودكان است كه مي‌تواند تكامل عاطفي و اجتماعي آنان را تحت تاثير قرار دهد. تخمين زده مي‌شود 3 درصد كودكان معيارهاي ADHD را برآورده مي‌كنند. اين به‌آن معناست كه در كلاسي با 25-30 دانش‌آموز، دست‌كم يك نفر احتمالا به ADHD مبتلاست.

علائم اين اختلال شامل اشكال در تمركز و توجه، اشكال در كنترل رفتار و بيش‌فعالي است. برخلاف انتظار، داروهاي محرك اغلب براي كاهش علائم اين اختلال موثر هستند اگرچه احتمال سوءمصرف و عوارض جانبي آنها وجود دارد.

اين در حالي است كه مطالعات، اثربخشي درمان با منيزيم و ويتامين B6 در كودكان دچار اختلالات عصبي ـ رفتاري را تاييد مي‌كند.

گرفتگي عضلات پا در بارداري: كاهش منيزيم اغلب با كاهش پتاسيم و كلسيم نيز همراه است. افزايش تحريك‌پذيري عصبي ـ عضلاني نشانه شايعي از تخليه ذخاير منيزيم بدن است. بيماران ممكن است به‌‌رغم نرمال بودن غلظت كلسيم يونيزه، نشانه تروسو (اسپاسم كف دست يا پا به دنبال فشار دادن اندام در سطح عروق يا اعصاب اصلي تنه) يا نشانه شووستك (انقباض عضلات لب و صورت به دنبال ضربه ملايم روي عصب تمپوروفاسيال) داشته باشند. تخليه شديدتر ذخاير مي‌تواند منجر به نيستاگموس افقي (حركات آونگي غيرارادي، سريع و ريز چشم)، كزاز (انقباض غيرارادي عضلات) و تشنج شود.

گرفتگي پا امري شايع در بارداري است: تا 30 درصد زنان باردار ممكن است دچار گرفتگي عضلات پا شوند. منشا اين وضعيت بخوبي شناخته نشده است، اما ممكن است كاهش منيزيم در ايجاد آن نقش داشته باشد زيرا نياز بدن به منيزيم در بارداري افزايش مي‌يابد. چند روش درماني پيشنهاد شده است، از جمله نمك‌هاي كلسيم، سديم و منيزيم، مكمل‌هاي مولتي ويتامين و مواد معدني، داروهاي ضد صرع، كينين به تنهايي يا همراه با تئوفيلين، ورزش‌هاي كششي و...

فعاليت فيزيكي، اسپاسم كلي: فعاليت فيزيكي شديد مي‌تواند باعث كاهش منيزيم قابل توجه و طولاني مدت شود. از دست رفتن منيزيم به دنبال ورزش از 3 مكانيسم منشا مي‌گيرد: افزايش دفع منيزيم به علت افزايش ترشح هورمون‌ها، استرس و افزايش تعريق. به علاوه، از آنجا كه منيزيم نقش اساسي در تامين و مصرف انرژي دارد، ورزش باعث افزايش نياز و مصرف منيزيم مي‌شود. منيزيم مي‌تواند با اثر بر دستگاه‌هاي عصبي و عضلاني بر انتقال تكانه‌هاي عصبي و انقباض عضلاني اثرگذار باشد. بنابراين، كمبود منيزيم باعث افزايش رفلكس‌ها
مي‌شود.

حفظ تندرستي در سايه منيزيم

MAGNE-B6 فرآورده‌اي دارويي حاوي منيزيم و ويتامين ‌B6 است كه نخستين بار سال 1970 در فرانسه وارد بازار شد. در حال حاضر اين فرآورده در بيش از 40 كشور دنيا مجوز ورود به بازار را دارد. ماده موثر ®MAGNE-‌B6 نمك منيزيم با فراهم آوري زيستي است.ماده معدني منيزيم به فراواني در بدن يافت مي‌شود و در شمار بسياري از فرآيندهاي فيزيولوژيك نقش دارد، بنابراين براي حفظ تندرستي ضروري است. در حالت عادي منيزيم از راه غذا وارد بدن مي‌شود، اما ميزان منيزيم موجود در اغلب غذاها كافي نيست.در اين ميان® MAGNE-‌B6 براي درمان يا پيشگيري از علائم ناشي از كمبود منيزيم، چه به دليل جذب ناكافي و چه به دليل دفع بيش از معمول، به كار مي‌رود. بنابراين در حالي كه كمبود منيزيم مي‌تواند به طيف گسترده‌اي از اختلالات دستگاه‌هاي عصبي و عصبي ـ عضلاني (گوارشي، قلبي و...) منجر شود، مكمل‌هاي منيزيم مي‌توانند اين علائم را بهبود ببخشند.

®MAGNE-‌B6 منيزيم را به شكل محلول تامين مي‌كند تا جذب (فراهم آوري زيستي) بهتري در روده‌ها داشته باشد (در حالي كه نمك‌هاي غير محلول منيزيم مانند اكسيد منيزيم يا كربنات منيزيم اين ويژگي را ندارند). به اين ترتيب، ذخاير منيزيم بدن زودتر تامين مي‌شود. تركيب منيزيم با ويتامين ‌B6 باعث افزايش فراهم‌آوري زيستي و جذب بافتي آن مي‌شود و از آنجا كه كمبود همزمان منيزيم و ويتامين ‌B6 به فراواني ديده مي‌شود، اين دو تركيب اغلب با هم تجويز مي‌شوند.

گنجي به نام منيزيم

منیزیم، چهارمین ماده‌معدنی ضروری است که هرکس باید با داشتن رژیم‌غذایی متنوع، متعادل و متناسب، آن را تامین کند. برای آن‌که اهمیت منیزیم برایتان روشن شود، بهتر است بدانید50درصد از این ماده‌مغذی در استخوان‌ها، يك درصدش در خون و بقيه در بافت‌ها وجود دارد. این ماده‌معدنی در بیش از 300 فعالیت بیوشیمیایی بدن شرکت و در عملکرد مناسب عضلات و سلول‌های عصبی دخالت دارد. نياز بدن در دوران نوجوانی (خانم‌ها در دوران بارداری و شیردهی) به این ماده‌معدنی بيشتر است و در صورت دریافت‌نكردن آن، علائمي كه نشان‌دهنده کمبودش است، بروز خواهد کرد.

این ماده‌مغذی در متابولیسم انرژی و سوخت‌و‌ساز گلوکز، چربی‌ها و پروتئین‌ها، انقباض عضلات در سلول‌های ماهیچه‌ای و قلب، گشادشدن شریان‌های قلبی، انتقال عصبی و ساختمان استخوان‌ها و دندان‌ها نقش دارد. بنابراین با تامین نشدن نیاز روزانه به این ماده‌معدنی، می‌توان انتظار داشت عملكرد هر یک از اين ارگان‌ها دچار اختلال شود، مثل گرفتگی عضلات، بی‌نظمی در ضربان قلب و افزایش سطح کلسترول‌خون. بررسی‌ها نشان داده‌اند با دریافت روزانه منیزیم كافي، خطر بروز بیماری‌های قلبی، فشار خون، دیابت و البته پوکی‌استخوان كاهش مي‌يابد، بنابراین به کسانی که مستعد ابتلا به اين بیماری‌ها هستند، توصیه می‌شود منابع غذایی این ماده‌معدنی‌ را در رژیم‌غذایی روزانه‌شان بگنجانند. نتايج آخرین بررسی‌ها، نشان داده‌ مقدار موردنیاز هر گروه سنی به اين ماده‌معدني به اين ترتیب است:

کودکان يك تا 3 ساله، 80 میلی‌گرم

4 تا 8 ساله، 130 میلی‌گرم

9 تا 13 ساله، 240 میلی‌گرم

14 تا 18 ساله، 410 میلی‌گرم

19 تا 30 ساله، 310 تا 410 میلی‌گرم

30 سال به بالا، 320 تا 420 میلی‌گرم

توجه داشته باشید در بزرگسالان، مقدار کمتر ذكرشده نياز خانم‌ها و مقدار بیشتر نیاز آقایان را به منيزيم نشان می‌دهد. البته در دوران بارداری این نیاز در خانم‌ها به 360 میلی‌گرم و در دوران شیردهی به 320 میلی‌گرم مي‌رسد.

بهترین موادغذایی که سرشار از منیزیم هستند، عبارتند از: سبزی‌هايي با برگ‌سبز مانند اسفناج که در هر لیوان از آن 163 میلی‌گرم منیزیم وجود دارد. گوجه‌فرنگی نيز منیزیم فراوانی دارد. در میان مغزها، بادام، فندق و تخمه کدو حلوایی نزدیک به 156 میلی‌گرم منيزيم دارد. انواع لوبیاها هم از منابع منیزیم است بخصوص لوبیای چشم بلبلی و سفید. در گروه میوه‌ها، موز و انجیر خشک، منیزیم بيشتري دارد و در گوشت‌ها ماهی تن مملو از منیزیم است. غلات سبوس‌دار نیز از منابع عالی این ماده‌معدنی محسوب مي‌شود و بايد برای تامین منیزیم روزانه از این گروه غذایی استفاده شود.

پروفسور مونيكا چاوالا

متخصص زنان و زايمان

اگر به بيماري فيبروزكيستيك مشكوك هستيد، حتما به پزشك مراجعه كنيد

فيبروزكيستيك، يك بيماري وراثتي است كه بر سلول‌هايي كه ترشحات، عرق و شيره معده را توليد مي‌كنند، اثر مي‌گذارد. در اين بيماري ژن CFTR (كه توليد پروتئيني را كه جابه‌جايي كلريد سديم و آب را به داخل و خارج از سلول‌ها تنظيم مي‌كند، به عهده دارد)‌ به درستي عمل نمي‌كند و به ترشحات غليظ در مجاري تنفسي، گوارشي و دستگاه تناسلي مي‌انجامد و نيز باعث افزايش نمك در عرق مي‌شود.

ژن معيوب كه از والدين كودك به ارث مي‌رسد، يك ژن نهفته است و كودك براي ابتلا به اين بيماري، نياز به دو كپي از ژن‌ها دارد كه از هريك از والدين دريافت مي‌كند. چنانچه كودك تنها يك كپي از ژن‌ها را به ارث ببرد، بيماري فيبروزكيستيك را نشان نمي‌دهد اما مي‌تواند ژن را با خود حمل كند و احتمالا آن را به فرزندانش انتقال دهد. اين بيماري تقريبا يك مورد در هر 3 هزار تولد اتفاق مي‌افتد. در گذشته اغلب افراد مبتلا به اين بيماري، در سنين نوجواني فوت مي‌كردند ولي امروز بهبود غربالگري و درمان‌ها به افراد اين امكان را مي‌دهد كه تا دهه 50 زندگي‌شان يا حتي بيشتر عمر كنند.

برهم خوردن تعادل مواد خون

علائم فيبروزكيستيك، با توجه به شدت بيماري در برخي كودكان،‌ علائم در طول نوزادي شروع مي‌شود، در حالي كه ساير افراد ممكن است تا نوجواني يا حتي بزرگسالي، علائم را تجربه نكنند.

به‌گزارش webmedيكي از اولين علائم، طعم بسيار شور روي پوست است، چرا كه اين‌گونه بيماران، مقدار نمك عرقشان، بيش از حد نرمال است. والدين اغلب مي‌‌توانند طعم نمك را هنگامي كه كودكشان را مي‌بوسند، احساس كنند. علائم تنفسي شامل موكوس غليظ است و باعث مسدودشدن مجاري مي‌شود كه هوا را به داخل و خارج ريه‌ها انتقال مي‌دهد. اين مساله مي‌تواند باعث سرفه مداوم، خس‌خس سينه، عفونت‌هاي مكرر ريه و آسيب جدي به ريه‌ها و نيز عفونت‌هاي سينوسي شود. همچنين احتمال ايجاد پوليپ‌هاي بزرگ يا متعدد، نرم و گوشتي داخل بيني زياد است. همچنين اين بيماري بر سيستم گوارشي نيز تاثير مي‌گذارد، به طوري كه موكوس غليظ مي‌تواند مجاري‌اي كه آنزيم‌هاي گوارشي را از پانكراس به روده كوچك منتقل مي‌كنند، مسدود كند. بدون آنزيم‌هاي گوارشي، روده نمي‌تواند مواد مغذي موجود در غذا (از جمله پروتئين‌ها، چربي و ويتامين‌‌هاي محلول در چربي مانند E، D، A و K)‌ را به طور كامل جذب كند و اين مساله مي‌تواند باعث كمبودهاي تغذيه‌اي، افزايش ناكافي وزن و قد كودك، مدفوع چرب با بوي بد، تهوع، از دست دادن اشتها، يبوست، افزايش گاز معده، بزرگ شدن شكم، نفخ و پايين افتادگي روده‌ها شود كه در آن چين‌خوردگي روده‌ها مانند يك آكاردئون روي خودشان منجر به انسداد روده بخصوص در نوزادان مي‌شود كه بسيار خطرناك است. از طرف ديگر، اين بيماري، خطر ديابت را نيز افزايش مي‌دهد،‌ چرا كه انسولين مورد نياز براي مصرف قند توليد نمي‌شود.

همچنين متخصصان کالج سلطنتی لندن معتقدند مسدود و ملتهب شدن مجرايي كه صفرا را از كبد و كيسه‌صفرا، به روده كوچك انتقال مي‌دهد، نيز مي‌تواند به مشكلات كبدي مانند سيروز و سنگ كيسه صفرا منجر شود. سرفه فراوان يا يبوست مي‌تواند باعث بيرون زدن بافت داخلي مقعد شود.به گفته این متخصصان فيبروزكيستيك در مردان مي‌تواند باعث ناباروري در آنها شود، چرا كه مجرايي كه بيضه‌ها و غده پروستات را به هم مرتبط مي‌كند، با موكوس مسدود مي‌شود. البته، روش‌هاي جراحي و درمان‌هاي خاص گاهي اوقات اين مشكل را حل مي‌كند. بارداري در زنان مبتلا به اين بيماري نيز مي‌تواند علائم آن را تشديد كند و بهتر است براي پيشگيري از خطرات احتمالي با پزشك مشورت شود. از ساير عوارض اين بيماري مي‌توان به پوكي استخوان اشاره كرد كه به ناتواني بدن در جذب ويتامين D و نازك شدن خطرناك استخوان‌ها مربوط مي‌شود. نبود تعادل مواد معدني در خون نيز علائمي مانند افزايش ضربان قلب، خستگي، ضعف و فشار خون پايين را به دنبال دارد.

فيبروزكيستيك از تشخيص تا درمان

آزمايش غربالگري نوزادان (آزمايش خون)‌، بالا رفتن يك مولفه خاص را كه نشانه اين بيماري است، نشان مي‌دهد و كار پانكراس نوزاد را نيز بررسي مي‌كند. تست عرق، آزمايش ديگري براي تشخيص اين بيماري است كه با استفاده از يك ماده شيميايي توليدكننده عرق و تحريك الكتريكي بسيار ضعيف صورت مي‌گيرد و ميزان شوري آن سنجيده مي‌شود. در اين ميان، آزمايش چربي در مدفوع، آزمايش خلط سينه (با تعيين نوع باكتري‌هاي آن)‌ و آزمايش‌هاي خون (براي بررسي سلامت كبد و پانكراس)‌، نيز مي‌توانند به تشخيص بيماري كمك كنند. همچنين آزمايش‌هاي تصويري (براي تشخيص آسيب به ريه‌ها يا روده)‌، ازجمله اشعه ايكس كه مي‌تواند التهاب ريه‌ها و مجاري مسدود شده برونشيال يا سينوس‌ها را نشان دهد و سي‌تي‌اسكن تصاوير دقيق‌تري از ساختمان داخلي، ام‌آرآي يا فلوروسكوپي بدن (ازجمله مري، معده و روده كوچك)‌ را در اختيار مي‌گذارند. آزمايش‌هاي خاصي نيز اندازه ريه‌ها، ميزان و سرعت هوا در دم و بازدم و چگونگي اكسيژن‌رساني به خون توسط ريه‌ها را مورد بررسي قرار مي‌دهد. آزمايش‌هاي پانكراتيك ازجمله تست تحريك سكرتين (هورموني كه باعث آزاد شدن آنزيم‌هاي گوارشي از پانكراس مي‌شود)‌ و ميزان آنزيم‌هاي تريپسين و كيموتريپسين (كه از پانكراس هنگام هضم طبيعي آزاد مي‌شوند)‌، در مدفوع و قسمت‌هاي بالايي دستگاه گوارش نيز از ديگر آزمايش‌هاي تشخيصي فيبروزكيستيك هستند. در مورد درمان بيماري بايد گفت معالجه خاصي براي آن وجود ندارد، اما مي‌توان علائم و عوارض بيماري را كاهش داد. ازجمله داروها، آنتي‌بيوتيك‌ها هستند كه براي درمان و پيشگيري از عفونت ريه‌ها استفاده مي‌شوند كه ممكن است به شكل قرص استفاده شده يا به صورت بخار استنشاق مي‌شوند يا با تزريق وريدي به بيمار داده شود. همچنين داروهاي رقيق‌كننده موكوس، با كاهش غلظت آن، بالا آوردن خلط را راحت‌تر مي‌كنند و كار ريه را بهبود مي‌بخشند. علاوه بر اين، داروهايي مانند آلبوترول كه از طريق استنشاق يا دستگاه بخارساز دريافت مي‌شوند، با شل كردن ماهيچه‌هاي اطراف مجاري برونشيال، به باز ماندن راه‌هاي هوايي كمك مي‌كنند. همچنين پزشكان ممكن است براي حفظ تعادل مواد معدني در خون، يك رژيم پرنمك يا مكمل‌هاي نمكي را توصيه كنند. در اين ميان، درمان‌هاي فيزيكي سينه (CPT)‌ نيز مي‌توانند در زمينه خارج كردن موكوس غليظ از ريه‌ها، كمك‌كننده باشند كه اغلب از طريق ضربه‌زدن با دست و در حالي كه دست‌ها در جلو و پشت سينه حلقه مي‌شوند، صورت مي‌گيرد كه اين كار با بالا آوردن سر بيمار از لبه تختخواب بهتر انجام مي‌شود و به بيرون ريختن ترشحات كمك مي‌كند. همچنين ابزارهاي مكانيكي‌اي وجود دارند كه به نرم شدن موكوس ريه كمك مي‌كنند، ازجمله چكش ضربه‌زن سينه كه مي‌تواند مانند ضربه زدن با دست‌ها عمل كند. جليقه بادي وسيله‌ ديگري است كه براي آزاد كردن موكوس سينه، با فركانس بالا، ويبره مي‌شود (مي‌لرزد)‌. همچنين ابزارهاي تنفسي كه با انجام ورزش‌هاي خاص تنفسي و در حين بازدم از طريق لوله‌هاي آن يا يك ماسك صورت مي‌گيرد. از طرفي از آنجا كه در اين بيماري، اختلال در جذب مواد مغذي وجود دارد، ممكن است پزشكان استفاده از تغذيه لوله‌اي در حال خواب را توصيه كنند كه يا از طريق بيني به معده كشيده مي‌شود يا با جراحي كاشته (نصب)‌ مي‌شود. همچنين ممكن است در صورت وجود مشكلات تنفسي حاد، عوارض ريوي خطرناك يا افزايش مقاومت به آنتي‌بيوتيك‌ها (كه براي درمان عفونت‌هاي ريه استفاده مي‌شوند)‌، پيوند ريه صورت بگيرد، كه يك جراحي بزرگ بوده و ممكن است به عوارض جدي، مخصوصا عفونت‌هاي پس از جراحي منجر شود. در بيماري‌هاي پيشرفته ريه كه سطح اكسيژن خون پايين مي‌آيد، ممكن است نياز به اكسيژن‌درماني وجود داشته باشد كه از طريق شاخك‌ها يا ماسك‌هاي بيني انجام مي‌شود. جراحي روده نيز در مواردي كه انسداد روده وجود دارد يا بخشي از روده دچار چين‌خوردگي روي خود روده شده است، صورت مي‌گيرد.

تغيير روش زندگي، بهترين راه درمان

شما مي‌توانيد براي كاهش ايجاد عوارض فيبروزكيستيك، اقداماتي را در خانه انجام دهيد. از جمله اين كه، با توجه به نبود آنزيم‌هاي پانكراتيك مورد نياز براي هضم و جذب غذا در روده كوچك، افزوده مكمل‌هاي غذايي با كالري و پروتئين بالا، ويتامين‌هاي خاص محلول در چربي و آنزيم‌هاي پانكراتيك خوراكي به رژيم غذايي تا اندازه‌اي مي‌تواند اين نياز را مرتفع كند. همچنين نوشيدن مايعات فراوان به رقيق شدن موكوس و خارج شدن خلط از ريه‌ها كمك مي‌كند. حفظ مصونيت بدن به طور دائم نيز علاوه بر واكنش‌هاي دوران كودكي، با واكسيناسيون سالانه آنفلوآنزا و ذات‌الريه لازم است. هرچند فيبروزكيستيك بر سيستم ايمني اثر نمي‌گذارد، اما احتمالا كودكان مبتلا به آن هنگام بيماري‌، دچار عوارض بيشتري مي‌شوند. بالا آوردن خلط و خارج كردن ترشحات يك تا 4 بار در روز به پاكسازي راه‌هاي هوايي كمك مي‌كند.

ورزش منظم نيز نقش مهمي در نرم كردن موكوس در راه‌هاي هوايي دارد و باعث قوي‌تر شدن قلب و ريه‌ها مي‌شود و براي بسياري از بيماران، شركت در ورزش‌ها، حتي پياده‌روي و دوچرخه‌سواري، مي‌تواند اعتماد به نفس آنها را بهبود ببخشد. همچنين سيگار كشيدن براي افراد مبتلا به فيبروزكيستيك مضر است و ترك سيگار، اجتناب از محيط‌هاي دودآلود و پرگرد و غبار، مواد شيميايي غيرمستقيم خانگي و كپك‌ها براي اين افراد لازم است و نظافت و شستشوي مرتب دست‌ها نيز بهترين راه براي محافظت در برابر عفونت‌هاست. در رابطه با پيشگيري از اين بيماري بايد گفت اگر شما، همسرتان يا وابستگان نزديك مبتلا به فيبروزكيستيك هستيد، بهتر است پيش از بچه‌دار شدن، آزمايش ژنتيك انجام دهيد. اين آزمايش با استفاده از يك نمونه خون يا بزاق انجام مي‌شود و مي‌تواند خطر داشتن كودك مبتلا به فيبروزكيستيك را مشخص كند. آزمايش‌‌هاي غربالگري پيش از تولد شامل آمينوسنتز (با برداشتن مقداري از مايع آمنيوتيك)‌ و آزمايش CVS (با نمونه‌برداري از بافت جفت)‌ نيز مي‌تواند وجود اين بيماري را در جنين نشان دهد.

مترجم: فروغ فلاح‌زاده

حمام كردن در دريايي از كف

سيستم حمام Foam Spa توسط يك ژاپني طراحي و در نمايشگاه دكوراسيون و تجهيزات منزل در ميلان ايتاليا به نمايش گذاشته شده است.

در اين سيستم پس از پر شدن وان حمام با آب ‌گرم و مايع مخصوص با فشار دادن يك دكمه، پمپ آب‌گرم و كمپرسور هوا كه در قسمت بالاي وان تعبيه شده، شروع به كار مي‌كند و با تزريق آب با فشار زياد، كف مخملي و كرم مانندي توليد مي‌شود. اين سيستم در حالي مورد استقبال فراوان طراحان سراسر جهان قرار گرفت كه در وان‌هاي معمولي براي توليد كف و گرم نگهداشتن محيط حمام، بايد شير آب‌گرم به طور مداوم باز باشد كه باعث ايجاد بخار زياد و حالت گرفتگي محيط مي‌شود؛ اما در سيستم Foam Spa لايه ضخيم كف مي‌تواند گرماي آب را در سراسر وان به طور يكسان تقسيم كند و حتي زماني كه آب در حال سرد شدن است با تكان دادن جريان كف مي‌توان گرما را در وان مجددا پخش كرد كه اين مساله باعث كاهش چشمگير مصرف آب مي‌شود.

محافظت از مجاري تنفسي

همراه هوایی كه تنفس می‌كنیم، مواد شیمیایی و مضر شامل ذرات گرد و غبار، دود، كپك، قارچ‌ها، باكتری‌ها، ویروس‌ها و مواد آلاینده نیز وارد مجاری تنفسی می‌شود. اما یكی از ویژگی‌های دستگاه تنفس این است كه به روش‌های مختلفی در برابر ذرات و آلاینده‌هایی كه در جریان هوا وجود دارد از بدن محافظت می‌كند و به این ترتیب تنها ذراتی كه قطر آنها به اندازه 3 تا 5 میكرون است، می‌تواند از مجاری تنفسی عبور كرده و خود را به ریه‌ها برساند.

 پیش از این‌كه هر ذره آلاینده‌ای بتواند خود را به ریه‌ها برساند، باید از دهان و از مسیرهای هوایی عبور كند. در سطح دیواره مسیر‌های هوایی و مجاری تنفسی و همچنین مجرای بینی، موهای بسیار ریز و ظریفی به نام تاژك و همچنين مخاطی وجود دارد كه همچون یك پوشش محافظ مسیرهای تنفسی را می‌پوشاند. تاژك‌ها مانند ماهیچه‌هایی عمل می‌كند و موجب می‌شود مخاط ترشح‌شده در امتداد دیواره مسیرهای هوایی حركت كند. برای این‌كه سلول‌های تاژك بتواند مایع مخاطی را در مسیر مجرای تنفسی به حركت درآورد، در هر دقیقه 1000 بار ضربان دارد . آنها می‌توانند ذرات مزاحم ورودی به مجاری تنفسی را به دام انداخته و هوای تمیزتر را راهی ریه‌ها كنند. در نهایت ذرات آلاینده‌ای كه در لایه مخاطی مجرای ورودی هوا به دام افتاده است به قسمت انتهای دهان منتقل شده و وارد دستگاه گوارش می‌شود. شیره گوارشی معده نیز این ذرات زیان‌آور و مضر را از بین می‌برد. در حقیقت لایه مخاطی همچون یك محافظ میان دستگاه تنفس و ذرات آلاینده موجود در هوای ورودی به مجرای تنفسی عمل می‌كند. حتی اگر این مهمانان ناخوانده به هر طریقی خود را به ریه‌ها برسانند هم هیچ جای نگرانی نیست، زيرا فاگوسیت‌ها یا سلول‌هایی كه ذرات خارجی یا عوامل بیماریزا در بدن را بلعیده و نابود می‌كنند از دستگاه تنفس در برابر نفوذ عوامل خارجی محافظت می‌كنند.

فاگوسیت‌ها كه در واقع نوعی گلبول سفید خونی هستند، ذرات زیان‌آور و آلاینده ـ هرچند بسیار كوچك و میكروسكوپی كه داخل حفرات بسیار ریزمخفی شده‌اند ـ را تعقیب كرده و سپس آنها را هدف قرار می‌دهند. در مواردی كه تهدید جدی‌‌تری در میان باشد و ورود عوامل‌ بیماریزا با پیامدهایی مانند ابتلا به عفونت میكروبی یا ویروسی همراه باشد، گروه دیگری از گلبول‌های سفید به نام نوتروفیل در بدن آزاد می‌شود كه می‌تواند ذرات بیماریزایی كه وارد ریه‌ها شده است را از بین ببرد.

مترجم: مریم وكیلی

منبع: Howstuffworks

درشتي نوزاد نشانه سلامت نيست

معمولا اولين سوالي كه بلافاصله پس از تولد يك نوزاد مي‌پرسيم درباره وزنش است. شايد اين سوال ما به باور عمومي مبني بر اين كه بچه‌هاي تپل سالم‌تر هستند برمي‌گردد. نتيجه تحقيقات جديد نشان مي‌دهد از هر 12 نوزاد حداقل يكي در زمان تولد بالاي 4 كيلو وزن دارد. تعداد نوزادان درشت درمقايسه با سال‌هاي گذشته 50 درصد افزايش پيدا كرده است. البته علت اصلي تولد اين نوزدان به افزايش موارد ديابت در دوران بارداري مادران مربوط مي‌شود. پديده‌اي مخصوص دوران بارداري و گذرا كه البته مي‌تواند با افزايش موارد چاقي مفرط در سطح ملي و جهاني هم مرتبط باشد.

متخصصان معتقدند افراد بالاي ۲۵ سال با سابقه خانوادگي ابتلا به ديابت و اضافه وزن بيش از سايرين در معرض ابتلا به ديابت دوران بارداري و تولد كودك چاق قرار داشته و كودك آنها نيز در آينده با احتمال بيشتري در معرض چاقي قرار دارد. اين نوع ديابت در 3 ماهه دوم بارداري و پس از آن يا در بعضي موارد از هفته بيستم بروز مي‌كند. گلوكز بالاي موجود در خون مادر وارد جفت شده و گلوكز بالايي را وارد خون كودك مي‌كند. اين مساله باعث مي‌شود لوزالمعده كودك فعاليت بيشتري داشته و براي تنظيم اين قند اضافه كه باعث توليد انرژي زيادي مي‌شود، انسولين بيشتري ترشح كند. بخشي از اين انرژي صرف رشد كودك شده و اضافه آن در بدن كودك به شكل چربي ذخيره مي‌شود و در نتيجه كودك هنگام تولد داراي اضافه وزن خواهد بود. اين كودكان با مشكلات متعدد سلامت مانند پايين بودن سطح قند خون هنگام تولد، افزايش احتمال ابتلا به بيماري‌هاي تنفسي، مشكلات قلبي و نواقص ستون فقرات روبه‌رو هستند. به هر حال نوزادان چاق بايد تحت نظارت پزشك قرار بگيرند چرا كه تداوم اين مساله مي‌تواند عوارض خطرناكي همچون اضافه وزن مفرط و ديابت را براي نوزاد در طول زندگي به همراه داشته باشد. كودكان چاق بويژه آنها كه مادرانشان در دوران بارداري مبتلا به ديابت بوده‌اند با خطرات ناشي از مشكلات متابوليسم مواجهند. به اين معني كه ميزان قند يا كلسيم و حتي تعداد گلبول‌هاي قرمز در خونشان احتمالا بالاست و اين مساله مي‌تواند بعدا براي آنها مشكل‌ساز شود. پزشكان همواره به كساني كه قصد مادر شدن دارند توصيه مي‌كنند براي سلامت خود و فرزندشان مواظب وزن خود در دوران بارداري باشند. نتايج يك تحقيق جديد نشان داده است زناني كه در دوران بارداري ورزش مي‌كنند، كمتر نوزادان چاق به دنيا مي‌آورند. در اين تحقيق، مادراني كه ورزش كرده بودند، پس از وضع حمل صاحب نوزاداني با وزن كمتر مي‌شدند. در حالي كه وزن نوزادان زناني كه ورزش نكرده بودند به مراتب بيشتر بود. البته كودكان مادران فعال از نظر قد كوتاه‌تر نبوده و بعلاوه با كمبود مواد تغذيه‌اي هم مواجه نبودند. يافته‌ها نشان مي‌دهد ورزش منظم آيروبيك، فضاي بارداري را به گونه‌اي تغيير مي‌دهد كه روي تحريكات تغذيه‌اي در رشد جنين تاثير مي‌گذارد و در نتيجه مانع از تولد نوزاد چاق يا مبتلا به اضافه وزن مي‌شود.

از راهيان‌نور‌تا گردشگري‌جنگ

موزه آبادان یکی از موزه‌های قدیمی ایران است؛ این موزه در سال ۱۳۳۸ با مجموعه آثاری از دوره ما قبل تاریخ و آثاری‌از دوره‌های متاخر تا دوره قاجاریه و نیز آثاری از هنرمندان کارگاه‌های هنرهای سنتی افتتاح شد.اين موزه به همت علي هانيبال‌برپاشد.

همچنين ساختمان موزه با الهام از معماری سنتی ایران شکل گرفت.ساختمان موزه دارای گنبدی به ارتفاع 22/5‌متر است که متاثر از گنبد مقبره دانیال نبی شوش است. بنای موزه دارای یک طبقه‌است. این بنا در آغاز دارای چهار تالار برای نمایش مجموعه آثار باستان‌شناسی، مردم‌شناسی‌ و هنرهای ملی بود.با شروع جنگ ایران و عراق تصمیم گرفته شد تا برای نجات آثار موزه، مجموعه آثار جمع‌آوری‏ و به جای امن برده شود. به ‌این ترتیب این آثار از گزند بمباران‌ها در امان ماند. بعد از پایان جنگ، موزه مدت‌ها در دست مرمت بود. در دوره جدید حیات موزه، آثار به امانت برده شده موزه بار‌دیگر به خانه خود باز‌گردانده شده ‌است.

موزه آبادان دارای یک تالار اصلی و دو تالار جنبی است. تالار اصلی؛ محل نمایش آثاردائمی موزه از جمله آثار به دست آمده از شوش (هزاره اول ق. م) و آثار دوره صفوی و قاجاری‌است. آثار مردم‌شناسی و نیز هنرهای سنتی در این مجموعه قرار دارد. یکی از تالارهای جنبی‌موزه به تالار نمایشگاه‌های موقت اختصاص داده شده‌است و تالار جنبی دیگر را کتابخانه وسالن اجتماعات تشکیل می‌دهد.

برخی از آثار موزه عبارتند از: بت‌های مفرغی، سرگرزه‌ها، دهانه‌های اسب، مجسمه‌حیوانات (ایلام و لرستان) و ظرف کروی لوله‌دار خاکستری رنگ ساخته شده به شیوه چرخ‌ساز، نیم تنه یک زن ساخته شده از سفال به رنگ آجری، تنگ لوله‌دار با کف ساده ساخته شده به‌شیوه چرخ‌ساز که از شوش به دست آمده‌است و...

سر‌زدن به خانه پدري جليل جوكار، نقاش، نگارگر و شيميدان و استاديار دانشگاه اصفهان

من در غروب پنجشنبه 17 دي 1349 هنگام اذان مغرب در آبادان به دنيا آمدم. اجداد من فارس بودند، ولي به خاطر شغل پدرم به آبادان رفته بوديم.

9 سال نخست زندگي‌ام را به خوشي در آبادان گذراندم. منزل ما ويلايي بود و با‌تمام كوچكي‌اش خاطرات زيبايي در ذهن من و خواهران و برادرانم گذاشت. با‌ديوارهايش كه از شمشاد بودند، با مردماني خونگرم كه الفت و انس عميقي با‌‌هم داشتند. ولي اين روزهاي خوش ما با جنگ دگرگون شد و ما مجبور شديم به‌شيراز مهاجرت كنيم. شيراز هم شهر اجدادم بود كه در آن به مكتب‌داري و آموزش شاهنامه و قرآن و پنج گنج نظامي مي‌پرداختند و در كنارش كشاورزي هم مي‌كردند.

روزهاي ابتداي جنگ بسيار سخت بود، ديدن آدم‌هايي كه زخمي و خسته عقب‌نشيني مي‌كردند، ديدن مردمي كه با پاي پياده به دنبال سرپناهي براي زندگي مي‌گشتند، ديدن شهادت بهترين دوست‌ها و همبازي‌‌هايمان. دلم مي‌خواهد از دوست شهيدم منصور باقي هم ياد كنم.

در آبادان آنقدر سطح آب بالا بود كه نمي‌شد در زمين سنگر حفر كرد، چراكه تا 2 متر از زمين را مي‌كندند، فردايش در آن آب جمع مي‌شد. به همين دليل با گوني روي سطح زمين سنگر درست مي‌كردند.

اينها جزو لاينفك خاطرات دردناك كودكي من است كه امروز به كار ظريف هنري پرداخته‌ام. خاطراتي كه وقتي پس از جنگ دوباره به آبادان رفتم، برايم رنج‌آورتر بود. ديدن شهري با درختان سوخته، تركش‌هايي كه طي سال‌هاي جنگ پوك شده بود و زير پايمان پودر مي‌شد، جاي تركش‌ها و خمپاره‌هايي كه به ديوارهاي دبستانم با نام اقبال باقي مانده بود، درختان انبوه كه موجب شد از ترس چوبي به دست بگيريم تا مبادا گرازي از آن ميان به ما حمله كند، سقف موشك‌خورده خانه قديمي‌مان، زنده شدن خاطره آن صبحي كه خانواده‌اي در همسايگي‌مان با دو خمپاره شهيد شدند، تمام 11 نفرشان مگر آن دختري كه دو‌پايش را براي هميشه از دست داد...

البته كودكي‌هايم شيريني‌هاي زيادي هم داشت. پدرم ابيات شاهنامه را از حفظ داشت، علاوه بر‌اين كه خط را هم زيبا مي‌نوشت. من را در نقاشي بسيار تشويق مي‌كرد. هر‌چند با مجسمه‌سازي مخالف بود. مثلا يك‌بار مجسمه سر شاه هخامنشي را كه در‌كودكي با تمام ظرافت‌هايش درست كرده بودم، شكست و به من گفت: براي من مجسمه ساز شده‌اي؟ برو همان نقاشي‌ات را بكش و همان زمان ذوق مجسمه‌سازي در من سركوب شد.

من از همان كودكي علاوه بر نقاشي به شيمي هم علاقه عجيبي داشتم. در راهنمايي دبير علوم خوبي داشتيم كه موجب شد علاقه‌ام به علوم و درس خواندن افزايش پيدا كند. بماند كه در راه شيميدان شدن و نقاش شدن، چه افت و خيزهايي را سپري كردم؛ از آن روز كه معلمم باور نكرد آن طاووس را من كشيده‌ام و دفترم را به سرم كوفت و همه از راستگويي من حمايت مي‌كردند، از آن روز كه نقش فرش خانه‌مان را در يك ورق A3 كشيدم و معلممان آن را بالاي تخته چسباند، از آن روز كه قرار بود من را از رشته انتخابي‌ام، شيمي، اخراج كنند و به كارگاه چوب بري بفرستند و به من فرصت دادند و من درخشان‌ترين دانش آموز كلاس شدم، از آن روز كه در آزمايشگاه شيمي هنگام آزمايش، بيهوش شدم و 10 روزي در بيمارستان بستري شدم و پس از برگشتن به مدرسه فقط من بودم كه سوال‌هاي معلممان را مي‌توانستم جواب دهم، از آن روز كه مفتخر به مقام حمل كيف دكتر محمد اميري، مدير هنرستانمان شدم (چون بندش جدا شده بود)، از آن روز كه يواشكي داخل كيف دكتر اميري را ديدم كه درش يك كتاب بود و 2 وسيله آزمايشگاهي، آن زماني كه سريال مورد علاقه كودكي‌هاي من داوينچي بود، از آن زماني كه فكر هنرمند دانشمند بودن را در سر مي‌پروراندم... همه و همه گذشت... .

از ديگر شيريني‌هاي كودكي من رفتن به موزه آبادان بود و فضاي لب شط كه مردم هنگام غروب و عصر كه از گرماي هوا كم شده بود، به آنجا مي‌رفتند و به تماشاي كشتي‌هاي باري به گل نشسته مي‌پرداختند و براي خودشان عصري شاد را سپري مي‌كردند.

برخلاف تصوري كه امروز در ذهن ديگران است، جنوب اصلا خشك نيست. بلكه به خاطر كارون و اروند بسيار حاصلخيز است و بيشه‌زارهاي بسيار زيبايي دارد.

گل محمدي در آبادان بسيار زياد بود. مرداني هم اين گل‌ها را مي‌چيدند و در سبدي كه به پشتشان بود، مي‌ريختند و در شهر آنها را مي‌فروختند. دوچرخه‌‌سوارهايي هم بودند كه نان مي‌فروختند با صداي نوني، نوني و مردمي كه فرصتي براي خريد نان نداشتند به سراغشان مي‌رفتند.

موزه آبادان

موزه آبادان یکی از موزه‌های قدیمی ایران است؛ این موزه در سال ۱۳۳۸ با مجموعه آثاری از دوره ما قبل تاریخ و آثاری‌از دوره‌های متاخر تا دوره قاجاریه و نیز آثاری از هنرمندان کارگاه‌های هنرهای سنتی افتتاح شد.اين موزه به همت علي هانيبال‌برپاشد.

همچنين ساختمان موزه با الهام از معماری سنتی ایران شکل گرفت.ساختمان موزه دارای گنبدی به ارتفاع 22/5‌متر است که متاثر از گنبد مقبره دانیال نبی شوش است. بنای موزه دارای یک طبقه‌است. این بنا در آغاز دارای چهار تالار برای نمایش مجموعه آثار باستان‌شناسی، مردم‌شناسی‌ و هنرهای ملی بود.با شروع جنگ ایران و عراق تصمیم گرفته شد تا برای نجات آثار موزه، مجموعه آثار جمع‌آوری‏ و به جای امن برده شود. به ‌این ترتیب این آثار از گزند بمباران‌ها در امان ماند. بعد از پایان جنگ، موزه مدت‌ها در دست مرمت بود. در دوره جدید حیات موزه، آثار به امانت برده شده موزه بار‌دیگر به خانه خود باز‌گردانده شده ‌است.

موزه آبادان دارای یک تالار اصلی و دو تالار جنبی است. تالار اصلی؛ محل نمایش آثاردائمی موزه از جمله آثار به دست آمده از شوش (هزاره اول ق. م) و آثار دوره صفوی و قاجاری‌است. آثار مردم‌شناسی و نیز هنرهای سنتی در این مجموعه قرار دارد. یکی از تالارهای جنبی‌موزه به تالار نمایشگاه‌های موقت اختصاص داده شده‌است و تالار جنبی دیگر را کتابخانه وسالن اجتماعات تشکیل می‌دهد.

برخی از آثار موزه عبارتند از: بت‌های مفرغی، سرگرزه‌ها، دهانه‌های اسب، مجسمه‌حیوانات (ایلام و لرستان) و ظرف کروی لوله‌دار خاکستری رنگ ساخته شده به شیوه چرخ‌ساز، نیم تنه یک زن ساخته شده از سفال به رنگ آجری، تنگ لوله‌دار با کف ساده ساخته شده به‌شیوه چرخ‌ساز که از شوش به دست آمده‌است و...

5 منطقه‌اي‌كه با رفتن به آنجا مرگ را تجربه مي‌كنيد

سفر و يافتن بسياري از نقاط مرموز و ناشناخته دنيا كاري است كه گردشگران ماجراجو انجام مي‌دهند. همه ما به دنبال تجربه‌هايي هستيم كه در آنها آرامش را تجربه كنيم و زيبايي را بيابيم، اما اين ماجراجويان قدم در دل ترس و وحشت مي‌گذارند. افرادي كه به نظر با دل و جرات هستند و در طول سفر حادثه‌هايي عجيب و رعب‌آور را تجربه مي‌كنند. امروز چمدانمان را بسته‌ايم و با اين ماجراجويان به مناطقي مي‌رويم كه درهايش به سوي گردشگران بسته است و توصيه مي‌شود هيچ وقت به تنهايي قدم به داخل آنها نگذاريد.

جنگلي با شب‌هاي بي‌سحر

جنگلي كه وحشتناك‌ترين منطقه در ژاپن به حساب مي‌آيد. جنگل آئوكيگاهارا مخوف‌ترين جنگلي است كه تا به حال از آن نام برده شده است. مردم اين منطقه معتقدند در اين جنگل ارواح سرگردان در لابه‌لاي درختان و زوزه باد پرسه مي‌زنند. اين جنگل پوشيده از سنگ‌هاي آتشفشاني است و رفتن به آن آسان نيست. طبق آمارها درصد خودكشي در اين جنگل بسيار بالاست و تابلوهايي كه در اين جنگل نصب شده نشان از اين دارد كه هر كس به اينجا مي‌آيد به دنبال مرگ مي‌رود.

وحشت در گورستان

گورستان جايي است كه بعد از مرگ ما را به آنجا مي‌برند، اما اگر با پاي خودتان وارد اين گورستان شويد از وحشت خودكشي مي‌كنيد.

گورستان سنت لوئيس كه اسمش در فهرست مكان‌هاي ممنوعه براي سفر ثبت شده، يكي از 3گورستان كاتوليك‌ها در نيواورلئان لوئيزياناست. از آنجا كه آب‌هاي زيرزميني زيادي از اين منطقه عبور مي‌كنند، قبرها در اين گورستان در بالاي زمين قرار دارند؛ براي همين هر سه گورستان روي سرداب‌هاي زيرزميني بنا شده‌اند. هيچ كس اجازه ورود به اين قبرستان را به تنهايي ندارد چون فضاي آن طوري است كه بيشتر افرادي كه به تنهايي به آن قدم گذاشته‌اند، دچار وحشت شده و خودكشي كرده‌اند.

قصر ناكامي

شايد نام اين قاتل سريالي كودكان در قرن 15 را شنيده باشيد! بله رايس. قصر ماشيكول فرانسه محل زندگي جيل دو رايس شواليه بريتون بود و به‌خاطر جنايت‌هايش به شهرت رسيده بود. او قربانيانش را در ديواره‌هاي قصر خود مخفي مي‌كرد.

در ‌تحقيقاتي جسدها به‌دليل فرسودگي ساختمان از در و ديوار بيرون زدند. جايي ترسناك و مخوف كه با ورود به اين قصر ترس تمام وجودتان را فرا مي‌گيرد.

سفر به اين منطقه در فرانسه امكان‌پذير نيست و حتما بايد به همراه گروه گردشگري باشيد.

 

خيابان بخشش

خياباني كه سال‌ها پيش مردم آن دچار بيماري طاعون شدند و پزشكان زيادي با پوشيدن لباس‌هاي مخصوص براي نجات آنها به اين شهر آمدند. محوطه زيرزميني مري‌كينگ در شهر قديمي ادينبورگ اسكاتلند به عنوان يكي از اسرارآميزترين و ترسناك‌ترين مكان‌ها شناخته شده است.

با گذشت سال‌هاي زيادي مردم مري‌كينگ معتقدند كه روح افراد طاعون‌زده در اين شهر پرسه مي‌زنند و بسياري ادعا دارند كه آنها را ديده‌اند.

برخي ادعا مي​کنند دختربچه‌اي كه به خاطر گم كردن عروسكش با چهره‌اي گريان در آن شهر پرسه مي‌زند ديده شده كه نشان از همان سال‌هاي طاعون‌زدگي دارد.

در اين شهر اتاقي پر از عروسك وجود دارد كه گردشگران ماجراجو به آنجا آمده‌اند و براي اين دختربچه عروسك‌هايي به عنوان هديه گذاشته‌اند.

 

 

پل مرگ

آيا واقعا دوست داريد رد شدن از روي خطرناك‌ترين پل جهان را تجربه كنيد؟ پلي كه شايد اهالي آنجا نيز خود به سختي و با ترس از آنجا عبور مي‌كنند. در فهرست خطرناك‌ترين‌هاي‌ پلي را معرفي مي‌كنيم كه در دنيا نيز لقب خطرناك‌ترين پل را يدك مي‌كشد. پل طنابي حسيني در پاكستان، پلي معلق روي درياچه بوريت ساخته شده كه علاوه بر خطرناك‌ترين، قديمي‌ترين پل پاكستان نيز هست. پلي كه محل دسترسي مردم محلي به شهرهاي شمالي پاكستان است مرتفع، طولاني و بسيار ناامن است. قطعه‌هاي چوب شكسته و طناب‌هاي نازك به‌هم‌متصل به اين پل سبب شده كه ترسناك‌ترين و خطرناك‌ترين پل دنيا به حساب آيد. پاكستان پل‌هاي معلق بسياري دارد، اما خطرناك و زشت بودن اين پل سبب شده تا گردشگران در كنار ديدار از درياچه به اين پل هم فقط نگاهي بيندازند.

فرگل غفاري

منبع: Tripadvisor/ Turism Training

نگاهي به 5 مقصد بسيار مشهور زير دريا

بسياري از انديشمندان و فلاسفه مي‌گويند يكي از راه‌هاي شناخت جهان توجه به جهان زير آب است و به عبارتي ديگر براي درك بهتر دنيا مي‌توان به‌دنياي زير آب‌هاي خروشان اقيانوس‌ها سرك كشيد.‌ بارها شنيد‌ه‌ايم هنگام توفان امواج بلند و خروشان هر مانعي را از بين مي‌برند و هر چند وقت يك بار خبري در مورد غرق شدن كشتي‌هاي توفان‌زده مي‌شنويم. البته همين خطرات و زيان‌هاي ناشي از اين گونه توفان‌ها، زماني كه آزادانه داخل آب بالا و پايين مي‌رويد فراموش مي‌شود و شما تنها سنگيني كپسول‌هاي اكسيژن را پشت خود احساس مي‌كنيد بنابراين شناور بودن روي اقيانوس آنقدر هيجان‌انگيز است كه هرگز مشكلات و خطرات آب دريا به يادتان نمي‌ماند.

در دنياي زير آب خبري از هياهوي بيرون نيست و اثري از سر و صداي شهرها هم نيست تنها چيزي كه مي‌شنويد فقط و فقط صداي تنفس خودتان هست و حباب‌هايي كه از كنار شما به سرعت عبور مي‌كنند و بالا مي‌روند. اين هيجان و زيبايي زير آب باعث شده هر ساله تعداد زيادي به دور از هرگونه نگراني و بدون توجه به خطرات احتمالي دل به دريا بزنند و به زير امواج خروشان درياها و اقيانوس‌ها بروند البته گروهي براي كسب درآمد، گروهي هم براي تحقيقات علمي، اما گروه آخر فقط و فقط براي لذت بردن از احساس شناور بودن و ديدن عجايب زيرآبي اقيانوس‌‌ها.

بنابراين وقتي به زير آب فرو مي‌رويد هيچ خبري از سر و صدا و شلوغي اطراف نيست خودتان هستيد و زيبايي‌هاي اطراف و هيجان اين سفر زيرآبي، البته وقتي دسته‌هاي ماهي‌هاي بزرگ يا حتي گاهي اوقات كوسه‌ها را اطراف خود مي‌بينيد شايد كمي احساس پشيماني كنيد، اما شگفتي اطراف باز هم به شما دلگرمي مي‌دهد كه ادامه دهيد تنها وقتي اين گردش تمام مي‌شود كه اكسيژن كپسول‌هاي پشت‌تان به پايان مي‌رسد.

اين لذت و علاقه‌مندي بهانه‌اي شد تا 5 مقصد معروف گردشگري زيرآبي جهان را براي شما معرفي كنيم كه هر ساله تعداد زيادي از گردشگران و علاقه‌مندان دنياي زير آب را به سمت خود جلب مي‌كند.

جزيره كايمن

شفافيت آب و گرماي مطبوع آن بهترين شرايط را براي غواصي فراهم مي‌كند و به طور كلي اين موارد جزو آرزوهاي هر فردي براي گشت و گذار زير آب خواهد بود، اين آرزو به‌طور كامل و يكجا در جزيره كايمن وجود دارد و باعث جلب بيشترين گردشگران دنياي زير آب شده است.

دسته‌هاي عظيم ماهي‌هاي رنگارنگ و گروه‌هاي عظيمي از مرجان‌هاي رنگارنگ كه همه جا را پوشانده‌اند، همه و همه به كيفيت آب منطقه افزوده شده و هر گردشگري را وادار مي‌كند دل به دريا بزند. اين همه زيبايي گاهي اوقات براي گردشگران و همراهانشان مشكل‌ساز شده، چون آنها وقتي بي‌توجه به گذشت زمان محو تماشاي اطراف خود هستند، از كمبود اكسيژن كپسول‌هايشان غافل مي‌شوند و در نهايت با عجله مجبور به ترك اين همه زيبايي خواهند بود.

بسياري از گردشگران اين منطقه اينقدر خوش شانس هستند كه صحنه شكار كوسه‌هاي سفيد را از نزديك ببينند و البته گاهي هم تصاويري به يادگاري همراه خود به سطح آب بياورند.

جزيره سيپادان

اين جزيره كه در واقع يكي از جزاير شرقي كشور مالزي است، سالانه بيشترين ميزان جذب گردشگر را براي سفرهاي زيرآبي به خود جلب مي‌كند؛ اين بهشت طبيعي به واقع زيبايي‌هاي اين جزيره را دو چندان كرده البته زير آب و تقريبا دور از دسترس انسان. به گفته بسياري از گردشگراني كه از اين منطقه ديدن كرده‌اند وقتي زير نور خورشيد به دنياي زير آبي اين جزيره سري مي‌زنيد درست مثل اين است كه به تابلوي نقاشي نگاه مي‌كنيد، اما به ناگهان حركت گروهي ماهي‌ها اين هشدار را به شما مي‌دهد كه اين تابلو واقعي است نه ساخته دست بشر.

اين جزيره با تعداد بسيار زياد تورهاي دريايي و همچنين مدارس غواصي توانسته به عنوان يكي از مهم‌ترين مقاصد گردشگري كشور مالزي شناخته شود. يكي از جاذبه‌هاي بسيار معروف اين جزيره، زيردريايي بسيار مجهز توريستي آن است كه گنجايش 120 نفر را دارد. اين زير دريايي براي افرادي كه شايد كمي از نظر جسماني آمادگي سفرهاي زير آبي را با وسايل غواصي ندارند در نظر گرفته شده است؛ اين زيردريايي بسيار مدرن تا عمق 60 متري زير آب فرو مي‌رود و گردشگران مي‌توانند از پنجره‌هاي آن و با كمك كيفيت بسيار بالاي آب اين جزيره طبيعت اطراف خود را ببينند و لذت ببرند.

جزيره راس محمد

اين منطقه در كشور مصر كه در نزديكي درياي سرخ واقع است به عنوان يكي از مراكز بسيار مهم گردشگري پس از اهرام مصر شناخته شده و گردشگراني كه از گرماي كويري اهرام مصر ناراضي هستند اولين انتخابشان اين منطقه است. اين جزيره كه در واقع زيستگاه هزاران گونه جاندار دريايي نيز هست و از تنوع بسيار بالاي زيستي و طبيعي منطقه لبريز است، مي‌تواند هر گردشگري را به خود جلب كند. بسياري از دست‌اندركاران صنعت گردشگري در كشور باستاني مصر معتقدند، دنياي زيرآبي اين جزيره و سواحل بسيار زيباي آن تكميل‌كننده قابليت بسيار بالاي صنعت گردشگري مصر و البته تكميل‌كننده سفر گردشگران به اين كشور است.

شفافيت آب‌هاي اطراف اين جزيره باعث شده تا ديد هر گردشگر زيرآبي حدود 150 متر باشد و اين وسعت ديد سبب شده تا صنعت گردشگري زيرآبي اين جزيره بسيار زيباي مصري بسيار مشهور و البته پررونق باشد.

پارك ساحلي نينگالو

استراليا كه يادآور نام كانگروها و گله‌هاي بسيار بزرگ گوسفند در ذهن هر گردشگري است با امكانات طبيعي و سواحل بسيار زيباي خود توانسته در صنعت گردشگري بسيار موفق عمل كند.

اين پارك طبيعي و سواحل آن كه در غرب استراليا واقع شده يكي از اين مناطق بسيار معروف گردشگري كشور شناخته شده است. عمق بالاي ديد زير آب و هواي بسيار مطلوب باعث شده تا اين سواحل 160 كيلومتري هر ساله مملو از گردشگران و علاقه‌مندان به دنياي زيرآبي باشد. علاوه بر امواج بسيار مناسب براي ورزش بسيار مفرح موج‌سواري، حيات وحش بسيار غني زير آب و زيبايي‌هاي منحصر به فرد آن هر گردشگري را وادار به شناور شدن راهي زير آب کرده و به عمق آب‌هاي منطقه مي‌كشاند. بهترين ماه براي سفر به سواحل بسيار زيبا و البته دنياي زيرآبي آنجا ماه مارس (اواخر بهمن تا اواسط اسفند ) هست.

حفره بزرگ آبي بليز

حيات جانوري و زيبايي‌هاي زير آب هميشه از مهم‌ترين جذابيت‌هاي گردشگري براي كشورهاي ساحلي است. اين موضوع باعث رونق صنعت گردشگري در بسياري از كشورها همانند استراليا، تايلند، هندوستان، انگلستان و... شده است، اما يكي از بهترين جاذبه‌هاي گردشگري در جهان حفره بزرگ آبي در سواحل بليز واقع در آمريكاي مركزي است. اين حفره بسيار عجيب و با عظمت باعث جذب تعداد زيادي گردشگر به اين منطقه شده است؛ البته علاقه‌مندان و ماجراجويان به زيبايي زير آب حتي خطر برخورد با كوسه‌هاي سفيد را قبول مي‌كنند و براي بازديد از زيبايي‌هاي زير آب اين حفره دل به دريا مي‌زنند و به داخل اين گودال زيبا شيرجه مي‌زنند. گودال آبي بزرگ با عمقي حدود 120 متر و دهانه حدود 300 متري خود، پناهگاه تعداد بسيار زيادي از گونه‌هاي جانوري و گياهان دريايي است. اين پديده جالب كه با تجمع مرجان‌ها در طول زمان بسيار طولاني تشكيل شده است، توسط سازمان يونسكو به ثبت رسيده و حفاظت مي‌شود. اگر چه اكوسيستم اين حفره همچنان مورد توجه بسياري از دانشمندان و محققان قرار گرفته، اما گروه بسيار زيادي از ماجراجويان هم به اين منطقه راهي شده‌اند كه به همين دليل اين حفره بزرگ آبي نيز به عنوان يكي از مقاصد برتر زير آبي جهان شناخته شده است.

عماد عزتي

نگاهي به كشور مالديو و جاذبه‌هاي گردشگري آن

معمولا در كشور ما با شنيدن نام كشور مالديو ذهن‌ها بيشتر به فوتبال منعطف مي‌شود ولي افراد اهل طبيعت و سفر بخوبي مي‌دانند كه اين مجمع‌الجزاير به عنوان يكي از زيباترين نقاط كره زمين به حساب مي‌آيد. كشور مالديو در حقيقت از 192 جزيره اصلي و تعداد زيادي جزيره كوچك تشكيل شده است كه در اين ميان تعداد 80 جزيره داراي خدمات اقامتي براي گردشگران است.

 جالب اينجاست كه مساحت كلي تمامي اين جزاير روي هم به 300 كيلومترمربع مي‌رسد و در اين فضاي محدود تنها مي‌توان به جمعيتي 359 هزار نفري دست يافت كه عموما افرادي آرام و شاد هستند، اين كشور در جنوب غربي هندوستان و به عنوان يكي از كشورهاي آسياي جنوبي نقش مهمي در گردشگري منطقه دارد، پايتخت اين كشور جزيره‌اي به نام ماله است كه بزرگ‌ترين جزيره مالديو به حساب مي‌آيد و مساحت آن نزديك به 6 كيلومتر‌مربع است. همچنين 103 هزار شهروند مالديوي در اين شهر زندگي مي‌كنند، بيشتر ادارات و مراكز دولتي مالديو نيز در اين جزيره واقع شده‌اند تا ماله را به مهم‌ترين و به عبارتي قلب سياسي مالديو تبديل كنند. دومين شهر بزرگ اين كشور نيز آدوسيتي نام دارد كه مدت كوتاهي به عنوان پايتخت مالديو نيز شناخته مي‌شده است.

اين كشور سال‌هاي زيادي را زير سايه استعمار هلند و بريتانيا سپري كرد ولي سرانجام توانست به استقلال خود دست يابد و در حال حاضر توسط يك رژيم جمهوري اداره مي‌شود. بزرگ‌ترين سطح درآمد دولت مالديو از صنعت گردشگري است كه بيش از 60 درصد كل درآمد اين كشور را تشكيل مي‌دهد و پس از آن نيز صنعت ماهيگيري به عنوان صنعت دوم چرخه اقتصادي مالديو شناخته مي‌شود. بيشتر جمعيت اين كشور را مسلمانان تشكيل مي‌دهند و به همين دليل نيز قوانين اسلامي از ورود موارد حرامي مانند گوشت خوك و مشروبات الكلي به اين كشور ممانعت مي‌كند. از نكات جالب اين كشور تفكيك جزاير به 3 بخش اقامتي، اداري و گردشگري است تا صنعت گردشگري و سيستم كاري در اين كشور با روال زندگي ديني و خانوادگي ساكنان آن تداخلي نداشته باشد و شايد به همين جهت نيز مردم مالديو ازجمله آرام‌ترين مردمان كره زمين محسوب مي‌شوند. آب و هواي اين كشور نيز با توجه به نزديكي به استوا، حاره‌اي بوده و به صورت عمومي در بيشتر زمان سال دماي هوا بالاي 30 درجه است كه با بارندگي‌هاي فراوان همراه است.

ورود و خروج به مالديو از طريق زميني عملا غيرممكن است زيرا اين كشور مرز زميني با هيچ كشوري ندارد و تنها از طريق دريا و هوا مي‌توان به خاك مالديو پا نهاد. مالديو داراي چند بندر و 2 فرودگاه اصلي است كه اين دو فرودگاه در 2شهر اصلي اين كشور قرار گرفته‌اند، ازجمله موارد جالب درباره اين بنادر و فرودگاه‌ها بررسي مسافران با اشعه ايكس است كه به علت ممنوعيت خروج اجسام خاص از اين كشور انجام مي‌شود. اين ممنوعيت‌ها شامل خروج شن و ماسه ساحلي، مرجان و صدف است كه به علت يگانه بودن اين موارد در مالديو چنين تصميمي از سوي دولت اتخاذ شده است. البته يادگار‌هاي بسياري از ساخته‌هاي دستي بوميان اين كشور وجود دارند كه براي فروش به گردشگران تهيه مي‌شوند و بدون مشكل مي‌توانيد آنها را به همراه خود از اين كشور خارج كنيد.

از نكات جالب اين كشور وجود تاكسي‌هاي هوايي! در اين مجمع‌الجزاير است كه گردشگران را از جزيره‌اي به جزيره ديگر انتقال مي‌دهد و همچنين امكان استفاده از مناظر بسيار زيباي اين كشور از ارتفاع نيز با استفاده از اين تاكسي‌هاي هوايي فراهم خواهد بود، البته هزينه استفاده از اين پروازها چندان ارزان نيست و به همين دليل بسياري از گردشگران به سراغ اين روش جابه‌جايي نمي‌روند و با اجاره كردن قايق‌هاي پارويي يا موتوري بين جزاير رفت و آمد مي‌كنند. ازجمله مزاياي اين نوع رفت و آمد اين است كه بسياري از بوميان‌ كشور از اين روش استفاده مي‌كنند و همين تداخل موجب ديدن فرهنگ بوميان كشور در قايق‌سواري خواهد بود كه براي گردشگران كشورهاي مختلف بسيار جذاب به نظر مي‌رسد.‌ با توجه به ساختار خاص و وجود جزاير متعدد در اين كشور، طبيعي است ‌ورزش‌هاي دريايي در راس هرم گردشگري مالديو قرار داشته باشد. غواصي در درياي‌هاي مالديو به عنوان يكي از منحصربه‌فرد‌ترين تجربه‌هاي غواصي در جهان شناخته مي‌شود زيرا جريان آب‌هاي گرم بين اين جزاير موجب شده گونه‌هاي بسياري از جانوران و گياهان آبزي، اين منطقه را به عنوان خانه اصلي خود انتخاب كنند و وجود اين گونه‌هاي متنوع در اعماق آب مي‌تواند هر گردشگري را براي ساعت‌ها غرق در لذت تماشا كند. از ديگر ورزش‌هاي آبي در مالديو مي‌توان به موج‌سواري اشاره كرد كه با توجه به تعدد جزاير و تغيير جريانات آبي در اين منطقه امواجي بلند در تعدادي از جزاير به وجود مي‌آيد كه اين جزاير را به عنوان ميعادگاهي براي موج‌سواران حرفه‌اي در سطح جهان تبديل كرده است. از ديگر نكات جالب سفر به مالديو مي‌توان به هزينه اندك اقامت و لذت از آب و هوا در اين كشور اشاره كرد به نحوي كه اقامت و خورد و خوراك در اين منطقه در يك هفته و براي دو نفر معادل 1000 دلار برآورد مي‌شود كه با توجه به امكانات اين منطقه رقم بسيار مناسبي به‌حساب مي‌آيد، البته بايد به اين مقادير هزينه رفت و آمد به مالديو را نيز افزود.

در مالديو چه بخوريم؟

يكي از لذتبخش‌ترين تجربه‌هاي سفر به مالديو استفاده از غذاهاي متنوع اين منطقه است، به نحوي كه بسياري از جمعيت گردشگر در اين كشور سراغ غذاهاي بومي مي‌روند و همين موضوع نيز موجب ايجاد رستوران‌هاي متعدد در سطح جزاير شده است. از مشهورترين غذاهاي مالديوي مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

ماس هوني: مشهورترين صبحانه مالديو غذاي ماس هوني است كه مواد اصلي آن را ماهي دودي، پياز و نارگيل تشكيل مي‌دهد. اين مواد به كمك ادويه‌هاي خاصي پخته شده و به عنوان يكي از محبوب‌ترين غذاها در ميان گردشگران شناخته مي‌شود.

فيهونوماس: اين غذا از ماهي‌هاي دريايي كباب شده تشكيل مي‌شود كه البته پيش از كباب شدن در سس ويژه‌اي كه ماده اصلي آن فلفل قرمز است، خوابانده مي‌شود.

بامبوكي لو هيتي: اين مورد بيشتر به يك ميان‌وعده شباهت دارد زيرا در حقيقت مي‌توان آن را يك نوع نان به حساب آورد، اين نان ويژه با ادويه كاري و ميوه‌هاي تازه فرآوري شده و در ماهيتابه‌هاي مخصوصي سرخ مي‌شود. محبوبيت اين غذا به حدي است كه تقريبا در تمامي رستوران‌هاي مالديو مي‌توان به آن دسترسي داشت.

باجيا: باجيا يك نوع شيريني محلي مالديو است كه با ماهي پخته و نارگيل تهيه مي‌شود و بين بوميان و گردشگران از محبوبيت بالايي برخوردار است.

گولا: ديگر شيريني مشهور اين كشور گولا نام دارد كه در واقع بيشتر به كوفته‌هاي ماهي شباهت دارد.

كيميا: اين غذا به صورت رولت‌هاي ماهي سرو مي‌شود كه البته اين رولت‌ها بايد تا حد امكان سرخ شده و برشته باشند.

كولي بوركيبا: اين مورد شايد براي ما ايرانيان بسيار عجيب باشد ولي در كشور مالديو به عنوان يكي از مشهورترين غذا‌ها شناخته مي‌شود، كولي بوركيبا يك نوع كيك است كه ماده اصلي آن را ماهي و ادويه تند تشكيل مي‌دهد.

ماسروشي: ماس هوني در نان‌هاي ويژه‌اي به نام روشي پيچيده شده و در فر قرار مي‌گيرند تا اين غذاي محبوب تهيه گردد.

شما در اين كشور مي‌توانيد ساحل را اجاره كنيد كه در نوع خود تجربه منحصر به فردي محسوب مي‌شود و البته هزينه آن بسيار بالاست. كافي است مجسم كنيد كه در يك ساحل با شن‌هايي كه به سفيدي مي‌زند قرار داريد و دريايي را در مقابل خود مشاهده مي‌كنيد كه با تمام توان رنگ آبي روشن را به شما عرضه مي‌كند. زيبايي اين كشور به حدي است كه مي‌توان آن را به عنوان نمادي از بهشت روي كره زمين دانست. با توجه به مسلمان بودن اين كشور و ميهمان‌نوازي ساكنان آن، هزينه مناسب اقتصادي براي سفر و همچنين زيبايي شگفت‌انگيز اين مجمع‌الجزاير مي‌توان آن را به عنوان يك گزينه ايده‌آل براي هموطناني كه قصد سفر به خارج از كشور و استراحت دارند، دانست.

آرش كيواني