این روزها شدیدا به آرامش نیاز دارم ،گاهی قلم نمی تونه اون چیزی که دردرون آدم هست رو نشون بده
دلم می خواد دور باشم از همه چیزواز همه کس نمی دونم شاید به خاطرروزهای حساس زندگیم باشه شاید هم سعی در فراموش کردن اتفاقات گذشته ....
اما الان همین قدر می دونم که دیگه نمی خوام فکر کنم ...
می خوام ببینم سرنوشت برای من چه چیزی رو می خواد رقم بزنه ...
زمان حتما همه چیز رو درست می کنه راستش الان دیگه زمان هم برام مهم نیست
تنها چیزی که این روزها خوشحالم می کنه خوشحالی مامانم هستش
خنده های اون و نگاه پراز مهر و محبتش هستش
نمی دونم شاید اگه به خاطر مامانم نبود قید همه چیز رو می زدم اما این روزها تنهای تنها به خوشحالی اون دل بستم...