خالی پوچ نیست!
سلام....دلم برای اونروزا تنگ شده...روزای خوبی که "به روزم" نقل دهن همه ی وبلاگ نویسا و به خصوووص شاعرا بود...وقتی حمید سهرابی بی تعارف نظر کوبنده میداد...وقتی مزدک موسوی نقد میکرد با خوشحالی خوندن شعر جدید...وقتی جلال غزل نمی نوشت و هی بهش میگفتیم غزل بگو....وقتی رضا عابدین زاده غزل می نوشت و تو سرشار میشدی بس که قشنگ بودن...وقتی مونا شجاعی سعدی با هر پستش داستانی رو برات شعر میکرد...مهدی معارف....مینا ذبیحی...سارا خوشکام...نیما فرقه...همه ی دوستان شاعر...
دلم تنگ شده...امروز که راحیل مرشدی برگشت دیدم منم دلم خواست...
از روزی که همه درگیر فیس بوک شون شدن..اینجا از رونق افتاد...خالی شده....خلوت شده...
شاید دوران ما تموم شده باشه...اما اون شیرینی هیچوقت نه از یاد میره نه بر میگرده!!
به رسم گذشته ..مینویسم...
تا باد چنین بادا!
************************************
میان همهمه ای از سکوت٬بیدارم
کنار تو که شبیه فرشته ها خوابی
دراز میکشم و٬حس تازه ای دارم
من از تمام خودم پیش تو٬تهی بودم
عروس خواب من هستی که واقعی شده ای!
میان دشت عمیقی که بی تو طی کردم
شبی سراب من هستی٬که واقعی شده ای!
منی که شکل زمستان کهنه ای بودم
چه حس تازه و خوبی٬ بهار من باشی!
خدا کند که شبیه شبی که با تو گذشت
هزار سال پس از این٬ کنار من باشی!
یا حق


اینجا،سکوتستان است..!