یک روز میرسد که یک ملافه ی سفید پایان میدهد به من...

به شیطنتهایم...

به بازیگوشیهایم...

به خنده های بلندم...

روزی که همه با دیدن عکسم بغض میکنند و میگویند:

دیوانه دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده.

تمام شد رفتم...

نخواست که بمونم

صدایم نکرد

نگفت:نرو برگرد

و من رفتم

رفتم سوی تنهایی خویش

و انتظار شنیدن صدایش

که بگوید:دوستت دارم برگرد!!



برای دلم گاهی مادری مهربان میشوم

دست نوازش بر سرش میکشم میگویم:غصه نخور،میگذرد

برای دلم گاهی،پدر میشوم

خشمگین میگویم:بس کن دیگر بزرگ شدی

گاهی هم دوستی میشوم مهربان

دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا

دلم،از دست من خسته است

باید کسی را پیدا کنم

 

که دوستم داشته باشد



آنقدر که یکی از ایـن شب های لعنتی



آغوشش را برای من و یک دنیا خستگی ام بگشایـد 


هیچ نگوید



هیچ نپرسد



فقط مرا در آغــــــــــوش بگیرد


بعد همانجا بمیرم



تا نبینم روزهای بعد را



روزهایی که دروغ میگوید



روزهایی که دیگر دوستم ندارد



روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمیگیرد



روزهایی که عاشق دیگری میشود ..

وقتی از دوست داشتن کسی مطمئن نیستی


ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﺕ ﻋﺎﺩﺗﺶ ﺑﺪﯼ ...

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﯽ،


ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﻭ ﺯﯾﺮ ﻭ ﺭﻭ ﮐﻨﯽ ...


 

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻮﻧﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽ،


ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﺵ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﺴﺎﺯﯼ ...


ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﺑﻪ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺷﮏ ﺩﺍﺭﻩ،


ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ ...


ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﯾﻪ ﺣﺮﻓﯽ، ﺑﺤﺜﯽ،ﺳﻨﺪﯼ، ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺗﺮﮐﺶ ﮐﻨﯽ،


ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﻨﯽ ...


ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩِ ﮐﺴﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎه شدی

حق نداری زمینش بزنی..


یه وقتایی هم هست که دیگه دلت نمیخواد کسی به زندگیت اضافه شه

دیگه حتی حوصله ی اینم نداری که بشنوی

"چرا مسیجمو دیر جواب میدی؟"

دیگه اصن دلت نمیخواد یه دقیقه از روزت رو صرف

این کنی که متقاعدش کنی که دوستش داری یا نه.

گوشیتو میندازی کنار و به زندگیت میرسی

نمیخوای تا دیر وقت بیدار بمونی و منتظر شب خوشش باشی

یه شارژ دو تومنی کم کم یه هفته میمونه واست

با هر کدوم از دوستات چه پسر و چه دختر حرف میزنی

و نگران اینم نیستی که پس فردا بگه 

"فلانی کی بود؟"

یه وقتایی انقد "تنهـــاییت " واست ارزشمند میشه که

دیگه جای خالی کسی تو زندگیت حس نمیشه

یه وقتایی باید رفت...اونم با پای خودت....باید جاتو تو زندگی بعضی ها خالی کنی!

درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه ولی بدون یه روزی یه جایی یــــــادت میوفتن که دیگه خیلی دیره...خیـــــلی..!!

حس این روزهای من

از یه جایی به بعد...

 حرفی واسه گفتن نداری

ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی و میری تو لاک خودت

از یه جایی به بعد...

از اینکه دوست داشته باشن میترسی

جای دوست داشته شدن ها

توی تن و فکر و قلبت می سوزه

از یه جایی به بعد...

فقط یه حس داری حس بی تفاوتی

نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی

و نه از دوست نداشتن ها ناراحت

از یه جایی به بعد...

توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم فقط نگاه میکنی

از یه جایی به بعد...

دوست نداری هیچ کس رو به خلوت خودت راه بدی حتی اگه

تنهایی کلافت کرده باشه

از یه جایی به بعد...

وقتی کسی بهت میگه دوست دارم لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری

از یه جایی به بعد...

مرض چک کردن موبایلت خوب میشه دیگه رو سایلنت نمیزاریش 

حتی یه وقتایی یادت میره گوشی داری،دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بزاریش

یا اس ام اس بی جواب بمونه

از یه جایی به بعد...

دیگه دوست نداری چیزی درست شه 

فقط دلت میخواد که همه چیز  تموم شه تموم تموم

ادم از یه جایی به بعد دیگه حالش خوب نمیشه

هر روز دلت برای یه اغوش امن تنگ میشه

اما دیگه به هیچ اغوشی فکر نمیکنی

برای او

من با یه بغضی که گلو گیر هر شب تو خونه بست میشینم،واسه رهایی

از خیالاتت یه نقشه ی بی نغض میچینم،پشت میکنم به خاطرات تو دنیای من لبریز اشوب 

گاهی فقط باید فــــــرامـــوش کرد گاهی یکم تـــنها شدن خوبه تورو مگه میشه فراموش کرد من که همه دنیامو بهت

 دادم چی به سرم اوردی که فکر رهایی از تو افتادم ....

بر که نميگردم ، هيــــــــــــــچ !


عطـــر تنـــــم را هـــم


از کـوچــــه هـاي پشـــت سرم جمـــع مي کنــم


که لــــم ندهـــي روي مبــــل هاي "راحتــــي"


با خــاطـــــــره هايـم قـــدم بـــزني

به بعضي ها بايد گفت هــــي‌ فـــلانــي نردبـــان هــوس را بـردار و از اينـجـا بــرو،

با ايــــــن‌ چــيــــزهــا قـــدت به عــــشــق نـمـي رسد !

عـــشـــق بـــال مـــي‌خــواهــد کـه تـــو نـــــــداري . .

مرا به بازی گرفته ای،یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی؟

دل تنگیت ارزانی خودت!!من دلم را به خدا سپرده ام..

سکـــــوت که میکنم میگویی خداحافظ!!

لطفا دیگر سکــــوتهایم را تفسیر نکن،اگر می توانستی معنی انها را بفهمی که کارمان به خداحافظی نمیکشید. 

بعضي ترانه‌ ها را مي توان بارها و بارها گوش داد !

بعضي انسان‌ها را مي‌ توان بارها و بارها دوست داشت !

درست مثل تو !

سلامتي خودم.....

که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم..

ولي نگفتم.

سلامتي خودم....

که راحت مي تونستم خيانت کنم..

... ولي نکردم.

سلامتي خودم....

که تو بدترين شرايطش هم ترکش نکردم.

سلامتي خودم... که اين همه احمق بودم!

منو به حال من رها نکن،تو که برای من همه کسی

اگه هنوزم عاشق منی،چرا به داد من نمیرسی

من از تصور نبودنت،رو شونه ی تو گریه میکنم

منی که دل بریدم از همه،ببین برای تو چه میکنم

تمام عمر رد شدم ازت،ببین کجا شدم اسیر تو

به پشت سر نگاه نمیکنم،که بر نگردم از مسیر تو

به حد مرگ میپرستمت،ولی برای عشق تو کمه

خودت به من بگو،بهشت تو کجای این جهنمه



مخاطب خاص اگه خـــاص باشه . . . !
لازم نيست تو دورش رو از اين و اون خلوت کني!
خودش واسه بودن تو همه رو کنار ميزنه!
لازم نيست واسش دنيا رو بخري تا بمونه . . .
خودش قدر يه شاخه گلتو ميدونه!
لازم نيست هرکسي رو توجيه کني و سرش رقابت کني که عشــق مـــنه…
… خودش تو رو به همه دنيا نشون ميده …
لازم نيست نگران باشي که اگه بره…
خودش بهت ثابت ميکنه اومده که بمونه!!!
مخاطب خــاص ، خاصــــــــــــــــــــه

          

کم کم ياد خواهي گرفت تفاوت ظريف ميان نگهداشتن يک دست و زنجير کردن يک روح را

اينکه عشق تکيه کردن نيست و رفاقت، اطمينان خاطر و ياد مي‌گيري که بوسه‌ها قرارداد نيستند و هديه‌ها، معني عهد و پيمان نمي‌دهند.

کم کم ياد ميگيري

که حتي نور خورشيد هم مي‌سوزاند اگر زياد آفتاب بگيري

بايد باغِ خودت را پرورش دهي به جاي اينکه منتظر کسي... باشي تا برايت گل بياورد.

ياد ميگيري که ميتواني تحمل کني

که محکم باشي پاي هر خداحافظي

ياد مي‌گيري که خيلي مي‌ارزي.


 ديشب با خدا دعوايم شد. با هم قهر کرديم ... 


فکر کردم ديگر مرا دوست ندارد.


 رفتم گوشه اي نشستم.


 چند قطره اشک ريختم و خوابم برد.


 صبح که بيدار شدم. مادرم گفت:


" نميداني از ديشب تا صبح چه باراني مي آمد"...

من فهمیدم که تو این دنیا هیچ کس سرش 

شــــــــــــلــــــــوغ

نیست....همه چیز بر میگردد به

اولـــــــــویــــــــت هــــــا

دلتنگ که باشي، آدم ديگري مي شوي . . .


خشن تر ...عصبے تر...کلافه تر و تلخ تر ....


وجالب تر اينکه ، با اطرافيان هم کاري نداري . . .


همش را نگه مي داري و دقيقا سر کسي خالي ميکني ،


که "دلتنگش" هستے . . .

برای او

انقدر مرا از رفتنت نترسان

قرار نيست تا ابد با هم بمانيم

روزي همه رفتني اند

ماندن به پاي کسي معرفت ميخواهد نه بهانه

بلند ميگويم : رفتي به درررررک ؛ لياقت ماندن نداشتي !

روزي دلت براي من تنگ خواهد شد

روزي که در آغوش ديگري هستي

اما کسي کنارت نيست

حتي خودت…

دلم لک زده .. !!

براي يک عاشقانه ي آرام .. !!

که مرا بنشاني بر روي پاهايت .. !!

بگذاري گله کنم ،،

از همه اين کابوسهايي ،،

که چشم ترا دور ديده اند .. !!


اين روزها حالم خوب است ..خوب  خوب !!نه نشاني از دلتنگي نه روزنه اي از سياهي و نه وسوسه اي از دل بسـتگي!!!نوشتنم را بهانه اي نيست جز گفتن اين که "من" بعد از "تو" به هيچ "او"يي اجازه ي "ما"شدن نداده ام...!!!

تقدیم به بهترینم ..........

لحظه ها را با تو بودن، در نگاه تو شکفتن، حس عشق و در تو دیدن، مثل رویای تو خوابه، با تو رفتن با تو موندن، مثل قصه تورو خوندن، تا همیشه تورو خواستن، مثل تشنگیه آبه، اگه چشمات من و می خواست، تو نگاه تو می مردم، اگه دستات مال من بود، جون به دستات می سپردم، اگه اسمم و می خوندی، دیگه از یاد نمی بردم، اگه با من تو می موندی، غم دنیا رو می بردم…     بی تو اما سر سپردن، بی تو و عشق تو بودن تو غبار جاده موندن، بی تو خوب من محاله، بی تو حتی زنده بودن، بی هدف نفس کشیدن، تا ابد تورو ندیدن، واسه من رنج و عذابه. تویه آسمون عشقم، غیر تو پرنده ای نیست، روی خاموشی لب هام، جز تو اسم دیگه ای نیست، توی قلب من عزیزم، هیچ کسی جایی نداره، دل عاشقم به جز تو، هیچ کسی رو دوست نداره…

درد و دل

سلام دوستان

ازتون یه خواهشی دارم...

میخوام هر کی اومد وبلاگم سر زد چه نظر داد چه نداد 

فقط یه لطفی کنه در حقم....من یه ارزو دارم یه حاجت نمیدونم هر چیز که میشه اسمشو گذاشت

فقط شاید با دعا های شما بشه حل شه دعاهای هممون....تورو خدا ازتون میخوام بعد خوندن این مطلب دعا کنید

دعا کنید مشگل اون طرف حل شه همین فقط بخواید از خدا مشگلشو حل کنه و کارش درست شه

از خدا بخواید جواب دعا هامو بده...نمیدونم واقعا  اما اینو خوب  میدونم که جز خدا از دست کسی کاری بر نمیاد 

  ازش میخوام که حاجتمو بده فقط دعا کنید..میگن یه دست صدا نداره میخوام به کمک همه ی شما ها ازش

 بخوام حاجتمو بده و جز این چیزی نمیخوام ازش همین

به حق محمد و ال محمد...

غــــــیرت دارم روی خاطراتمان،

بـــــــــرای هر کسی تعریفشان نمیکنم

تو فقط مرد باش و انکارشان نکن

مــــــرد باش،زمین به مـــــــرد بودنت نیاز داره

مــــــرد باش،مـــردونه حرف بزن،مــــردونه بخند

مــــــردونه عشق بورز....مــــــردونه گریه کن

مـــــــردونه ببخش...مــــرد باش نه فقط با جسمت

بلکه با نگاهت با احساست با اغوشت،مـــــرد باش و هیچ وقت نامردی نکن

مخصوصا بــــرای کسی که به مــــــردونگیت تکیه کرده و باورت کرده،

مــــــــــــــــــرد بـــــاش