!!باباي


من شرمندم كه مدت طولاني معطلتون نگه داشتم519213_800179.gif، اما متأسفانه بر اساس دستورات صادره از مقامات بالا!!! 164013_129fs370785.gifفعلا ديگه نمي نويسم663713_f_beuahghm_54b11.gif، مي خونمت همه رو! بنابراين رمز من يادتون نره!!!!!!!!!!!!239613_2020.gif

ني ني هم ندارم خيالتون راحت! اگه هسمليه! همه كار ميكنه كه ني ني نياد!


شايد يه روزي يه وبلاگ ديگه بنويسم، اگه قرار بود بنويسم آدرس جديد رو براتون ايميل ميكنم

اميدوارم هميشه و در همه حال موفق و مويد باشيد


613313_friaresmilley.gif



!!سلاااام



ممنونم بابت احوال پرسيهاتون!613313_friaresmilley.gif من و هسملي خوب هستيم! ممنونم!

فقط هم حس نوشتن ندارم 763613_164-001.gifهم وقت محدوده! هم ذهنم مشغول! اوه چه خبر شد!


**فقط همين قدر بگم كه مني كه به تيزي معروف بودم گاهاً پيش مياد مثل شفتالو به طرف مقابل نگاه ميكنم!!! 879513_mh3f2c.gifيا هيچي يادم نمي رفت! الان چك ليست دارم! 239613_2020.gif شما خودت تا تهش برو!http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/106.gif

تا جايي كه بتونم هم مي خونمتون! 

به اميد خدا مي نويسم ولي الان نه! فعلاً تو حياط خلوت دل خودمم، تو لاك خودم!





!!آشنا نبودن به ادبيات كودكان



توضيح اوليه: پسر 3.5 ساله  40520_Connie_yo-yo.gifهمكار مامي با پدرش براي كاري آمده بود خونه ما! اين وسطا كلي هم شكلات خاله بهش داد كه خورد!519213_800179.gif مدتي كه پدرش توي حياط مشغول بود! اين كوچولوي بامزه! همين طور بين واحد ما و حياط مي دويد و بازي ميكرد! خيلي بلند حرف مي زد و شيطون بود و با توجه به اينكه هسملي خيلي سرش شلوغ بود كامل از زنگ زدن هاي اين بچه كلافه شده بود چون تقريبا هر 5 دقيقه زنگ واحدمون رو مي زد و يه چيزي درخواست ميكرد! ما هم مهمان داشتيم و ديگه فكرشو بكن!!!!

و حالا اصل ماجرا

هسملي: جوجو ميگه پوست شكلاتامو به خاله بگو بده!!

من: بگو انداختم سطل اشغال

هسملي: مي خواد اون پوست هارو، در بيار از سطل بده بره تا خودمو نكشتم!

من: امكان نداره ، توي سطله! آلودست!

مهمان خونه: پوست شكلاتو بدين، يعني من شكلات ميخوام!

من و هسملي:اول بعد




از همين بچه 40520_Connie_yo-yo.gifهمون شب قبل اين اتفاق پوستهاي شكلاتهايي كه خورده بودو گرفتم بندازم سطل آشغال!برگشته بهم ميگه: خاله الان مي رم از بابا هم پوست شكلات هاشو ميگيرم برات مي يارم! 479720_JC_boogie.gif

من:

** فكر كرده بود من به پوست شكلات ها احتياج دارم!!!



موقيعت: شام خورديم و داريم سفره رو جمع ميكنيم كه هسملي سريع مي چپه رو دستشويي!

من: رفتي دستشويي كه ظرفهارو نشوري؟؟239613_2020.gif

هسملي از واحد مركزي دستشويي: نه رفتم كه نخوام فرشو بشورم!!!!519213_800179.gif

من:girl_haha.gif




پ ن 1: چون وقت نميكنم كامنتارو جواب بدم! براي همين كامنت دونيو بستم!

بخونيد و لذت ببريد



796420_viannen_80.gif




چندتا ** + عروسي



**اين روزها حسابي سرم شلوغه! يه شلوغيه خيلي قشنگ!  توي يه مدت كوتاه يه عالمه كار بايد انجام بدم! كه خودش هم درگيري ذهنيمو هم درگيريه عاطفيو زياد كرده!

كلاً منطقم به احساسم غالبه ولي اين دفعه احساسم خيلي داره شيطنت ميكنه! و بازم توكل به خدا مي زنم تو گوشش! در گوش احساسم! من مي تونم! خدايا مددي!

خيلي دلم ميخواست از حال و هواي اين روزهام مي نوشتم! مثلاً اينجا دفتر خاطراتم بود! ولي هسملي زياد موافق نيست كه كاملاً هم بهش حق مي دم! دفتر خاطرات كه اينقدر خواننده نداره آخه!

هر دو تا داريم تلاش مي كنيم ولي خوب گاهي پرمون به هم ميگيره!797413_shirD.gif كه طبيعيه!

ناراحت هم نيستم، فقط ييهو همه چي باهم پيش آمده كه منم با توكل به خدا از پس همشون برميام! فقط شديد منو استرسي كرده كه خوب تا حدودي خودم به خودم حق ميدم! شمارو نمي دونم! 519213_800179.gif


** دوستاي عزيزم من حامله نيستم girl_haha.gifو برنامه اي هم براش ندارم! هر دفعه كه ميگين نيست تو باغ نيستم كلي مي خندم! هسملي هم كه از خدا خواسته!



** هيچ چيز قد سينما رفتن منو سرحال نمياره! هسملي هم همين جوره! خيلي شارژم ميكنه و خستگي رو ازم دور ميكنه!

بنابراين:


زندگي با چشماني بسته: يكي ديگه از شاهكارهاي صدرعاملي بود به نظر من! واقعاً زيبا و پر مفهموم با بازيهاي قوي و قابل لمس! give_heart.gifهمشون عالي بودن! ترانه عليدوستي و ....

جداً لذت بردم!شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن


اينجا بدون من: با اين فيلم زندگي ميكني! واي خداي من! فوق العاده بود! به خصوص بازي صابر ابر و خانوم معتمد آريا! خيلي زيبا! فيلم خنده داري نيست ولي گاهي از ته دل به رفتارهاي مادر خانواده ميخندي!! با همه وجود زندگيشونو و روابطشون رو لمس ميكني! خيلي زيبا بود!

منتها متأسفانه سانسهاش خيلي كمه! و بد موقع! چون فيلم خنده دار نيست و مفهوميه!


زنان ونوسي، مردان مريخي: مزخرف! چيز ديگه اي ندارم بگم! خجالت نمي كشن!


شيش و بش: وجود گلزار يكي از نفرت انگيز ترن اتفاقات فيلمه از نظر من! به خصوص كه با اون گريم بيشتر شبيه هويج ته گرفته شده! تا آدمي كه برنزه كرده!

*ميخواي برنزه شي خوب آفتاب بگير كه رنگ هويج نشي با كرم برنزه!

ولي طنز موقعيته و من يكي حسابي خنديدم! يعني مي توني باهاش بخندي! به خصوص كه امين حيايي مثل هميشه عاليه و نقشش باور پذيره!! 534213_303.gif


آلزايمر: اين فيلم هم واقعاً زيبا بود! بازي مهدي هاشمي به وجد ميارتت! همين طور مهران احمدي و مهتاب كرامتي! اين فيلم هم زيبا بود و پر از معاني!

يادم رفت بگم آخر هم اين فيلم و هم فيلم "اينجا بدون من" بازه و  توسط خود شما نتيجه گيري ميشه!



** خيلي احتياج به درد دل داشتم و تا اولين جمله رو گفتم!

هسملي: گفتم بهش فكر نكن چرا فكر كردي؟! فكر نكن! فكر نكن!

من: اونقدر از اين همه همدردي شوكه شده بودم كه جاي اينكه بهم بربخوره كلي خنديدم!


** هسملي داره براي مامي لب تاپ ميخره! خيلي خوشحالم براي مامي! البته با پول خود مامان!


** اين ضربه گيرها كه بادكنكي هستن كه بچه بوديم مي تركونديمشون! ( من الانم ببينم رحم نميكنم!!! ) كجا مي فروشن؟؟ من هوارتا ميخوام ازش!!


** رمز براي اونايي كه بايد ارسال شده! فقط جان خودتون! spam  رو چك كنيد!

درخواست رمز هم نكنيد كه شرمنده نشم!



760713_27zypm0.gif




ادامه نوشته

براي خودم، خدايا توان!! صبر


ادامه نوشته

همين جوري



پ ن 1: از وقتي ازدواج كردم، هر چي حساب كتاب مالي و تبديل پول و ... بوده هسملي انجام داده! كاملاً مسلطه! براي همين من اصلاً به خودم زحمت نمي دادم!! كه خيليم بده!

اين سري كه تنها بودم، اوايلش قيافم با پول خوردها ديدني بود! پولشون خيلي خورد داشت!


پ ن 2: كادوي تولد خان داداشم چندين ساله، رفتن به سرزمين عجايبه كه امسال هم دو روز قبل رفتن من انجام شد!!! و كلي حالشو برد!


پ ن 3: من عشق گردوئمgive_heart.gif، بنابراين اين روزها منو مي تونيد كنار فرغون هاي گردو فروشها پيدا كنيد!!

منتها ترازوهاشون جوريه كه وقتي گردورو مياري خونه مي كشي حتماً 200 گرم كمتره!!


پ ن 4: وقتي خيلي تشنته و هر كاري ميكني در آب معدني باز نميشه، بطري آب رو ميگيري جلوي يه پسره!! 641013_f_mehraboonkhm_7.gifميگي آقا لطفاً در اينو باز كنيد!


** چند ثانيه فقط نگاهم كرد421613_f_aggsbserm_8de6.gif اونم با تعجب چون فكر كرده بود مسخره ميكنم ولي ديد نه قضيه جديه!!! جالب كه وقتي خواست در آب معدنيو باز كنه ديد نه من زورم كم نبوده! درش مشكل داره جدي! girl_haha.gif


پ ن 5: ممكنه از اين به بعد تا يه مدتي يه سري پست رمز دار بنويسم، كه رمزش به همه داده نميشه، و از الان دارم مي گم كه كامنتاي قلبم شكست و ترك خوردمو مگه من چم بود برام نزاريد!

تشخيص اينكه به كي رمز بدم با خودمه كه دلايل مختلفي هم داره از جمله انرژي منفي، عدم اطلاعات و ......

شايدم كلاً براي خودم نوشتم و به كسي رمز ندادم، هنوز تصميم نگرفتم!52613_persiana12.gif فقط مي دونم براي دور شدن استرس بايد بنويسم!


پ ن 6: آخ كه من مي ميرم براي آش دوغ!!! البته نوع اردبيليش كه توش نخود داره نه ها!!! مدل شماليشو دوست دارم!


پ ن 7: استرس دارم و فكر مشغوله اندازه يه دنيا! خدا خودش كمكمون كنه!


پ ن 8: از همه چيزها بدتر اين روزها درگيري هاي من و هسمليه كه انرژي هردومونو ميگيره! يعني دائما داريم مي جنگيم!

من كه از دست اون خيلي كفريم! اونم احتمالاً ميخواد سر به تن من نباشه!!!

انرژيهامون و فكرهامون اصلاً همسو نيست! همين باعث درگيريه!


پ ن 9: پرواز برگشتم امشب بود! كلي پشيمونم كارم تموم شد، برگشتم! يه ذره استراحت ميكردم، بهتر از جنگيدن بود


پ ن 10: در مورد علت خوشحاليم هم كنجكاوي نكنيد! شايد رمزدار نوشتم، شايدم براي خودم نوشتم



 385913_mondaysmiley.gif




هوراااااااااااااا



هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا    هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


 



يه عالمه خوشحالمو و انرژي دارم! خدايا شكرت به خاطر اينهمه محبت و دلگرمي و اينكه همه جوره هوامونو  داري!


**شانس نام مستعار خداست! آنجا كه نمي خواهد امضايش پاي داده هايش باشد!





شش سالگي




زندگيمون 6 ساله شد!





پ ن 1: اگه پست قبل رو نخونديد، انتظارتونو ميكشه!


پ ن 2: خوب خيلي خيلي ييهو امشب بليط دارم براي مسافرت تنهاييه!!

بي نهايت به انرژي مثبت و دعاتون زياد دارم! خيلي دعا كنيد، كاري كه داريم انجام ميديم اگه خير و عافيته به سرانجام برسه!

** هسملي هم كه باهام نيست براي همين دارم لب تاپمو مي برم، شبها اونجا بيكارم

**مرگ و زندگي آدم دست خداست! منتها زياد نگران نباشيد با ايرلاين ايراني مسافرت نمي كنم! girl_haha.gif


پ ن 3: به خاطر همين مسافرت هم همه برنامه هاي سالگردمون به هم خورد!‌








اطلاعيه خيلي مهم

 


بي مقدمه ، اين پست با تمامي پستهايي كه گذاشتم فرق مي‌كنه. واسه نوشتن و يا ننوشتنشم با خودم چند وقت كلنجار رفتم و درنهايت به اين نتيجه رسيدم كه خير گفتنش بيشتر از نگفتنشه.

به هر دليل وبلاگي كه متعلق به منه ، تعدادي خواننده داره. اكثر قريب به اتفاقشون به من محبت دارن. خيلي‌هاشون هم از دوستان خوب من هستن.

همونطور كه در هر جامعه‌اي (منظورم اجتماع نيست ، مقصودم جميع افراد حاضر در مكان ، محل يا گروهه) هستند كساني كه هنجار شكني مي‌كنن ،يا با ديگران همراه نيستن ، مي‌خوان متفاوت باشن در حالي كه نيستن و يا به هر دليل كلكسيون عقده هستن!

مدت زمان قابل توجهيه كه خوانندگاني از اين دست براي من پيدا شده.

كامنتهايي براي من ميذارن كه به 2 دليل من جواب نمي‌دم.

اولاً من الزام به جواب دادن همه كامنت‌ها ندارم ، اين وبلاگ متعلق به منه و اونطور كه صلاح بدونم پيش مي‌برمش و شديد هم از بحث كردن و چك و چونه زدن بدم مياد.

ثانياً مطالبي كه اينها مي‌نويسن به اندازه‌اي خارج از ادب ، نزاكت و به نظر من غير انسانيه كه امكان انتشارش وجود نداره.

علي‌رغم همه اين تفاسير هيچ‌كدوم از موارد بالا دليل نوشتن اين پست نيست. حرف‌هاي فردي كه هنوز تكليفش با خودش مشخص نيست آزردگي خاطري براي من نداره. چاره كارش يه كليك موس براي پاك كردنه. علت نوشتنم اين بود كه متوجه شدم براي دوستان من كامنت‌هايي مي‌ذارن ( چقدر بيكار!!) كه در اون‌ها سعي دارن چهره منو بد و يا حتي سياه نشون بدن( حالا چي بهشون مي رسه؟!)  و هم از طرف من ممكنه به اونا توهيني كرده باشن و يا حرف ناشايستي زده باشن.

همه دغدغه ذهني من از اين ماجرا اينه كه كسي از من برنجه و باعثش خودم نباشم. دوستان عزيز من!

من حتي اگر از هر كدوم از شما به غايت رنجيده و آزرده باشم ، هرگز ، هرگز به شما و يا هيچ كس ديگه توهين نمي‌كنم و حرف خارج از حيطه ادب نخواهم زد. من مي‌تونم ناراحتيمو از شماها به راحتي خيلي رك بهتون اعلام كنم كما اينكه به برخي اعلام كردم و متوجه شديد آدم ركي هستم. اما بي‌ادبي در قاموس من نيست.

كسي كه سعي داره با بي‌ادبي حرف خودش رو پيش ببره ، تنها كاري كه مي‌كنه اينه كه ابزار شكستش رو خودش با دست خودش به فرد مقابل مي‌ده.

زياده گويي شد. عرض ديگه ندارم.

 

"آن كس كه ادب ندارد ، از عقل هم بهره‌اي ندارد." حضرت امير(ع)






!!اعلام برائت



من همينجا اعلام برائت ميكنم از هر چي نژاد پرستي و شهرستان پرستي و تهران پرستيو  .......! http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/102.gif

بابا به پير به پيغمبر براي من اصلاً اصلاً اهميت نداره! كي مال كجاست!!!

ارزش آدمها به طرز فكر و منش و رفتارشونه به نظر من!!!! اينها ارزش آدمها رو مشخص ميكنه! نه اينكه مال كجاست!

نوشتم هسملي كه همسر منه!!!!!!! مال يه شهرستان كوچيكه! يه بحث جديد شروع شد!

**شهرآرزوها مركز استان هم نيست!

همه جاي ايران سراي من است! نه اصلاً همه جاي دنيا سراي من است! اينقدر برداشت شخصي نكنيد از هر چيزي!

دوتا پست نگذشته از اينكه نوشتم بياين به طرز فكر هم احترام بزاريم!!!!!






!!لاغري هسملي

 

 

توضيح: دارم براي محل كار هسملي سالاد مي ريزم! هميشه يه سس يك نفره هم مي زارم روش! سالادو بدون سس نمي خوره! مي پرسم: هسملي سس فرانسوي يا مايونز ! 

هسملي: سس نزار!stop.gif سركه بالزاميك بريز! چاق ميشم !!!!!

من: بعد  باشه

.

.

.

.سر شامhttp://kay.smiley.free.fr/images/6244.gif

هسملي: جوجو براي ادارم زياد نكش چاق ميشم !

من: واييييييييي خدا بيماري توهم چاقي من به اين هم سرايت كرد!برو بابا كوچولو شدي! بهت نمياد! دوباره بايد بخوري چاق شي

هسملي:


**منظورش از چاق ميشم شكمشه! كه خوب اونم با خوردن و نخوردن نمي ره تو! چون هسملي اصلاً چاق نيست! بايد ورزش كنه كه وقتشو نداره

 


 

مادرهسملي از مكه يه عروسكي آورده كه كلاً اندازه كف دسته و وقتي سينش رو فشار ميدي مثلاً آهنگ ميخونه! (خرس هم هست! )منتها سازندگان عزيز نمي دونم موقع آهنگ گذاشتن روي اين به چي فكر ميكردن چون آهنگش عين اين مي مونه كه چند تا زن دارن با هم جيغ مي زنن!  http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/107.gifهسملي از اين عروسك به خاطر صداش خيلي بدش مياد!!!

منم كه مرض دارم ! ديگه هسملي رو استاد كردم! مي ندازمش توي بلوزش، توي شلوارش! داره با دقت يه كاريو انجام ميده ييهو پرت مي كنم روش!girl_haha.gif مي زارمش پشت گردنش و...... !

خلاصه كه يكي از تفريحات خيلي خيلي سالم ما اين روزها! اين عروسكه و خنده هاي بعدش!

رنگشم نارنجيه! من به خاطر اينكه پرتابش هم ميكنم اسمشو گذاشتم نارنجك!



 

پ ن 1: من يادم رفت بگم كه اون خوش شانسي سر يكي بودن اسم هسملي با اون پسر وحشتناك در صورتي براي ما اتفاق افتاد كه اسم هسملي توي نسل الان هم كمه! خيلي كم! چه برسه به نسل ما ( يعني خود هسملي) كه فكر كنم كلاً چند تا دونه بيشتر نباشه!

 اون وقت اَد همسايه قراضه ما هم همون اسمش ميشه!!


پ ن 2: الان نزديك دو هفتست! قلبم اعتصاب كرده و ول نميكنه! يه كوچولو ناراحت ميشم چنان ميشه كه فكر ميكنم الان از تو سينم در مياد!

**كلاً وقتي خيلي عصبي و ناراحت بشم مي زنه به قلبم و تپش قلب ميگيرم! نمي دونم ضعيف شدم، مال استرسه يا فشارهاي زياد الان داره خودشو نشون ميده! نمي دونم


پ ن 3: تبليغات بعضي از اين شبكه هاي ماهپاره واقعاً توهينه به شعور آدم! تبليغ كفش ميكنه كه اگه بپوشيش هم قدت بلند ميشه هم لاغر ميشي هم كمرت خوب ميشه و ........http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/44.gif يا يه سري تبليغات كه ناموسيه و من ترجيح ميدم بازش نكنم! من فكر ميكردم كسي اينارو نمي خره! ولي متأسفانه يه ايميلي برام آمد كه نشون ميداد چقدر خريدار داره! مردم هم ساده! مي رن ميخرنhttp://aziztarin67.persiangig.com/Smile/2.gif

يه ايميلي برام آمده بود به اين مضمون: اگه ميخواين آقايون سيگار رو ترك كنن، گفتن اينكه براي سلامتي ضرر داره و سرطان و سكته فايده نداره! بگيد روي توانايي ج ن سيتون تأثير ميزاره! خودشون ترك ميكنن!

حالا فكر كن فقط با سو استفاده از مورد بالا  چه جوري پول پارو ميكنن و مردم بدبخت هم مي خرن و چهار تا مرض به بيماريهاشون اضافه ميكنن!

 خجالت هم خوب چيزيه! آدم از همه چيز كه نبايد پول در بياره! پس وجدان كجا رفته!


پ ن 4: گوگل ريدر منو دوستم ساخته بود، براي همين نمي تونستم دوباره كد ياهو بگيرم! اين شد كه نشستم ساختنشو ياد گرفتمو دوباره يه دونه ساختم و مشكلم حل شد شكر خدا!



 



 

بعد از تعطيلات!



پ ن 1: ماه رمضون امسال هم تموم شد، مجدداً طاعات و عباداتتون قبول اميدوارم تعطيلات بهتون خوش گذشته باشه


پ ن 2: اينجا مي نويسم كه يادم باشه ديگه از سال بعد روزه نگيرم!girl_to_take_umbrage2.gif  البته 3 ساله دارم با خودم اين قرارو ميزارم ولي بعدش ميزنم زيرش! http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/65.gif آخه هسملي روزه ميگيره و اگه من نگيرم! برنامه هامون بهم ميريزه و ممكنه من ازش توقعي داشته باشم يا بخوام كاريو انجام بده كه آدم تو روزه داري حال نداره!اينجوري بيشتر همديگرو درك ميكنيم!

**من كليه هام كم آبه و امسال وحشتناك سيستمم ريخت بهم! و هنوزم درست نشده!


پ ن 3: درسته كه در هيچ سطحي از كشور ما احترام به عقيده و فكر طرف مقابل وجود نداره و همه عادت كردن با شاخ برن تو دل هم! ولي بياين تمرين كنيم كه به نظر و فكر هم احترام بزاريم! باور كنيد هيچ دليلي نداره و لازم نيست كه من و شما ( من و شماي نوعي! يعني هركسي) مثل هم فكر كنيم و هم عقيده باشيم!


پ ن 4: سريال 5 كيلومتر تا بهشت كه كلاً افتضاح بود و سراسر سوتي! به همه سوتيهاش اضافه كنيد توي 2ماه و نيم بعد از مرگ پدر عروسي كردن و تازه رفتن خونه خودشون رو در شرايطي كه طرف يك و خوردي تو كما بوده!!!!

ولي از سريال سقوط يك فرشته با وجود اينكه تازه بعد از شبهاي احيا شروع به ديدنش كردم خوشم آمد! روي ديالوگ هاش قشنگ كار شده بود!

** دليل وسط بيابون نماز خوندن و آروم شدن سگ هارو هم كه فهميديم!!!!!


پ ن 5: چندين بار گفتم باز هم تكرار ميكنم!! هر وقت احساس كردين من دارم يا ميخوام به شهرستاني ها بي احترامي كنم، يادتون بياد همسر من درسته الان تهران زندگي ميكنه ولي بزرگ شده يك شهرستان كوچيكه! اينقدر گارد نگيريد!


پ ن 6: nike و adidas شريعتي حراج كردن!!! بشتابيد!

** اين پ ن خطاب به كساييه كه ماركها مي شناسن و فكر نمي كنن همه مارك هارو پشت شهرداري مي چسبونن!


پ ن 7: ديروز زنگ زدم وقت اپي لاسيون بگيرم! گفت همين الان بيا! رفتم ميگم چرا جمعه؟؟ ميگه: عروسي داداشمه، پول براي كادو دادن كم دارم!

امان ازين رسم هاي ما!

** باهام راحته! 6 ساله ميرم پيشش!


پ ن 8: بعضي از لينكاي گوگل ريدرم ميره و مياد! چرا؟؟ ايميلمو چك كردم هستن اين لينكا و تيك خوردن! ولي از توي گوگل ريدر وبلاگم هي غيب و ظاهر ميشن! يا كلاً غيب ميشن! كسي دليلشو ميدونه؟؟؟


پ ن 9: آقايون توي ماه رمضون بيشتر لاغر ميشن! هسملي به علت توام شدن فشردگي كار و روزه 5 كيلو لاغر شده!!!! يعني من كه هر روز دارم مي بينمش هم فهميدم كم كرده، كوچولو شده!!!


پ ن 10: فيلم " ندارها" از چهارشنبه اكران شده، فيلم خوبي بود ولي تلخ! هم داستانش جديده و تكراري نيست و هم آخرش مسخره تموم نميشه! بازيهاشم خوب و قويه! پيشنهاد ميكنم


پ ن 11: يه بنده خدايي ديشب از هسملي پرسيد چند ساله ازدواج كردين؟ هسملي گفت: 5 سال! ( از قرار خيلي خوش گذشته، زمان رو حس نميكنه!!!) همون موقع انقوشتمو كردم تو چشم هسملي، چرخوندم! بي تربيت! 6سال نه 5 سال!

به قول مامي بچت الان بايد مي رفت مدرسه!!! هر كي از پشت عينك خودش به قضيه نگاه ميكنه!!


پ ن 12: به هسملي گفتم يه ذره سبزي خوردن بخر! وقتي برگشت ديدم اندازه دوتا خانوار عيالوار سبزي خريده! وقتي پاكش كردم قشنگ نصفشو بردم براي مامي! تازه يه عالمه براي خودمون موند!

همون موقع مامي زنگ زد كه براي من يه كوچولو جعفري بگير!

انگشتامو بهم نزديك كردم و مثلاً دارم به هسملي ميگم فقط اينقدر جعفري! از ترس اينكه ييهو نيم كيكو جعفري نگيره! كم نشون دادم كه چون بيشتر ميگيره همون اندازه اي بشه كه مامي خواسته!

وقتي از ميوه فروشي آمد ديدم جدي همون قد جعفري گرفته! فكر كنم كلاً 10 تا برگ جعفري بود!

** اين دفعه حرف گوش كن شده بود!!girl_haha.gif






خاطره بامزه




ديشب  ياد يكي از خاطراتمون افتاديم كه خيلي هم بامزه بود!گفتم تعريف كنم


تو خونه پدري ما يه همسايه داشتيم كه يه پسري داشت! اين آقا پسر كلكسيون همه بديها بود! مهتاد بود! عوضي بود! هيز بود! مادر پدرشو خيلي اذيت ميكرد! ما طبقه اول بوديم چند دفعه از خونشون سرمشو بيرون آورده بود! و بالا آورده بود روي بالكن ما! ( از بس ميخورد و ميكشيد!)  بيچاره مامان هر دفعه بعد از اينكار تا مرز سكته مي رفت!! اصلاً هر چي بگم كم گفتم!

پدر بنده خداش هم يعني همين آقاي همسايه از اساتيد بزرگ روانشناسي بود! فكر كن! همون قضيه كوزه گر و ......

اين پسره جوري بود كه مجبور ميشدن زنگ مي زنن 110 ميامد مي بردش! هيچ وقت يادم نميره خونشون طبقه چهارم بود! يه دفعه كه 110 آمده بود ببرتش! منو دوستمم همون موقع آمديم بريم بيرون! پليسها داشتن تقريباً اينو روي پله ها ميكشيدن پائين! آقا به ما دو تا كه رسيد! دستشو آورد لباس مارو بگيره كه مثلاً بيشتر در برابر پليسها مقاومت كنه كه شكر خدا پليسه فهميدو محكم كشيدش اون ور پله! يعني قيافه ما دوتا ديدني بود! رنگمون پريده بود مثل گچ! من كه كلاً از اين پسره مي ترسيدم!

از اون ور باباي بنده محبت داشتنو ايشون رو با الفاظي مثل سگ ولگرد و عوضي و جونورو و..... اينا صدا ميكردن! البته تو خونه خودمون!

و حالا اصل مطلب!! فكر كنيد كسي كه من ميخواستم باهاش ازدواج كنم يعني هسملي! و دوستش داشتم با اين پسره هم اسم بود!!!

وااايييييي! كه چقدر اين موضوع هم ذهن منو هم ماميو هم هسمليو به خودش مشغول كرده بود!

از اون ور وقتي باباي من وقتي شنيد كه من ميخوام با يه پسر به قول خودش شهرستاني كه چشمش به من افتاده و آب از لب و لوچش آويزونه و حتماً خونه مجريش مكانه و شلوارش داره  به قول باباي من از تنبانش مي افته و موهاشم سيخ سيخيه و ابروهاشم حتماً برداشته! و ما حاليمون نشده! يعني من و مامانم ( يك ابروهايي داره هسملي هر كدوم اندازه يه كدوgirl_haha.gif) و واي جوجو كه خيلي زرنگ بود چطور خام شده و اينا ....... چه قيامتي به پا كرد! تازه بعد همه اينا از مامانم پرسيد اسمش حالا چيه؟؟ و بعد شنيدن اسم! مامي ميگفت قيافه بابات ديدني بود! رنگش كبود شده بود!


حالا هر چي هم مامي بهش ميگفت من ميگم بياد پيشت ، به خدا هيچكدومي كه ميگي نيست و اصلاً ظاهرشم اينجوري نيست! قبول نمي كرد! ميگفت نميخوام ببينمش!

تو اين مدت من از ترس صبح سلام ميكردم تا شب تو اتاقم قايم بودم! بابا خيلي از دستم عصباني بود! شديد! نگاهم نمي كرد!

ولي بالاخره مامي مخشو زد! ( توي اين كار دكترا داره! حالا ميخواد مخ هركي باشه!girl_blum2.gif ) و هسملي رفت پيش بابا!

و از اونجايي كه به قول خودش منتظر يه پسر مو سيخ سيخيه! ابرو برداشته كه شلوارشم داره مي افته و تازه اسمش با سگ ولگرد! ( همون پسر مهتاده!) يكيه، بود! وقتي هسملي واقعيه رو ديد! كلي متعجب شده بود! و شكر خدا تازه از رفتار هسملي خوشش هم آمده بود!Happy Dance  و اون روز وقتي آمد خونه و منو ديد سر به سرم هم گذاشت! Yattaنمي تونم دقيق اشاره كنم كه چي گفت! ولي چون هسملي قدش خيلي بلنده! سر همين يه تيكه بامزه بهم انداخت!

اينم يكي از خاطرات بهم رسيدن ما!

 

** تابو براي افراد متفاوته! موي سيخ سيخي! ابروي برداشته! شلوار آويزون و همين طور شهرستاني بودن براي پدر من تابو بود! همين الانم هست! البته به غير از شهرستاني بودن

گفتم بگم كه نيايد بگيد مگه شهرستانيا چه شونه؟؟!! چيزيشون نيست! هر كسي يه جوره!

** متأسفانه توي دانشگاه خودمون هم من خيلي ديدم! آقايون شهرستاني تهران كه ميان اكثراً يه خونه ميگيرن و ......عجيب مشغولن!‌ همين طور خانومهاي شهرستاني! يادتونه پارسال دانشگاه قبول شده بودم؟؟؟ يه عالمه دختر شهرستاني ديدم كه وقتي ميگفتم شما كه شهرتون هم اين رشته رو داره چرا آمدين اينجا؟؟ با اين جمله مواجه ميشدم كه اينجا خونه ميگيريم حال ميده!!! خوش ميگذره!! اسم دخترهاي تهران بد در رفته!

البته توي همه چيز استثنا هم هست! مثل هسمليه خودم!




پ ن 1: چند سال پيش در بلاد كفر يه خانومي زيادي قرص آرام بخش خورد كه باعث شد دو يا سه روز( دقيق يادم نيست!)  تو خونه خودش خواب باشه! Nightهمين موضوع باعث شد كه سگ خونگي اين خانوم نصف صورت ايشون رو جاي غذا تناول كنه!!! اين خانوم الان نصفه صورتشو نداره!!! خدا نصيب نكنه!!

اون وقت يه آقايي 4 شب توي گندم زار نزديك بهشت زهراست! سگ و گربه كه هيچي! اونو بيخيال ميشيم! ولي دريغ از كرمي مگسي مورچه اي سوسكي! هيچي! برق ميزنه لامصب!

همين آفريقارو كه نشون ميده رو بچه بدبخت چون حركت نداره و كثيفه، پشه و مگسيه كه راه ميره! اون وقت انگاري اين پسره نظر كرده ست! يا شايدم تو فريزره!!!!!

اي خدا كي ميشه ما هم فيلم ساختن ياد بگيريم!؟ hysteric.gif

يا اون يكي فيلم كه گفتيد ببين و دارم از اون روز مي بينم كه بهتر از فيلم 5 كيلومتر.... هم هست!

ييهو وسط بر بيابون يارو باباشو گم كرده اون يكي ميگه اول نمازمو بخونم!!!!! يعني انگاري قرار نيست ديگه بر گرده شهر!

از اون ضايع تر! اون سگ ها بودن كه خيلي شيك بايد خدمتتون عرض كنم اون سگها تا نشناسنت! چه خودتو چه بوتو! بوي بدنت رو منظورمه! امكان نداره اون جوري آروم كنار بايستن و حرفتو گوش بدن!!!! ربطي به با خدا بودن و آرامش روحي  هم نداره! طبيعيتشونه! همچين جرت ميدن نفهمي چي شد!

بگذريم ازينكه همشون سگ نژاد دار بودن و اون خالخاليه تولش نزديك 7 ميليونه!!! و اينجوري ول تو بيابون پيدا نمي شن!

اون جوري آروم كنار پسره ايستادن نتيجه  ساعتها بازي و بو كشيدن و خو گرفتن به پسره بوده! و نه چيزي كه فيلم ميخواست برسونه! 

چرا اينقدر افراط و تفريط؟! چرا هيچي منطبق بر جامعه اي كه داريد براش فيلم ميسازيد نيست!!! بعد ميخوان بيننده هم داشته باشن!


پ ن 2:اين روزها سرعت اينترنت اينقدر زياده كه از زور خوشحالي ميخوام مستقيم برم تو ديفال!


پ ن 3:اگه از بعضياتون دوباره رمز وبلاگاتونو ميخوام تعجب نكنيد، هسملي ويندوزمو عوض كرده! منم يه سري از رمزا تو گوشيمه، يه سري همين جا تو صفحه فاير فاكس سيوه! براي همين بعضي رمزها دچار سيستم پَر شده!!!

اگه سيستمتون ميكشه، ويندوزه سون رو پيشنهاد ميكنم! هم باحاله، هم خيلي چيزا توش راحتتره! Fiesta


پ ن 4: گوگل ريدرم نمي دونم چرا تو وبلاگم نيست! هي ميره و مياد! شما علتشو مي دونيد؟؟


پ ن 5: طاعات و عباداتتون قبول، پيشاپيش عيدتون مبارك!








بامزه




توضيح اوليه: يه چند وقت ديگه يه سفري بايد برم كه تنهام و هسملي هم نيست و اتفاقاً با هواپيمان!( همون هواپيما) هم بايد برم!


شبكه م*ن و تو داشت پيام اضطراري نشون ميداد( مستند در مورد سقوط هواپيماها و علتشون! ) ما هم داشتيم هم تماشا ميكرديم و هم گردو تازه ميخورديم! يه دفعه خيلي ييهويي بدون فكر برگشتم گفتم: هسملي فكر كن اون هواپيمايي كه من قرار باهاش برم تو راه دچار سانحه بشه و سقوط كنه و من بميرم!

نگاه كردم به هسملي، الهي بميرم! اونقدر دلم سوخت! يه گردو تو دستش با يه نگاه خاص كاملاً شكه شده، ميخ شده بود به من! ( فكر كنم ميخواست ببينه روحمه يا خودم!!!) تأثير سريالهاي بي مزه تي وي بود فكر كنم! girl_haha.gif

بعدشم كه چشاش اشكي شد و ....

انگار جدي مردم!

هم خندم گرفته بود هم گريه! يعني همزمان داشتم هم گريه ميكردم هم خنده!

الهي بميرم خيلي دلم براش سوخت خيلي هم عذرخواهي كردم! ولي اين بنده خدا انگار خيلي زيادي تصور كرد، خيلي حالش بهم ريخت!

فقط توجه نكرد كه بادمجون بم آفت نداره!!!!!

** اعترافي بود از كسي كه بلند فكر كرد!!!! و گند زد به اعصاب هسمليش!!!!




هميشه يكي از دلخوري هام از مادرهسملي اين بود كه در مورد سرايدارها و آدم هاي ندار ميگفت اينارو هميشه بايد محتاج و ندار نگه داشت وگرنه زبون درميارن و اذيت ميكنن و پرو ميشن و.......

منم بر اساس اخلاقم هميشه ميگفتم نه اينا هم آدمن و مثل ما حق دارن حالا فقيرن، گناه كه نكردن! ولي انگار مادرهسملي درست ميگفت!

از بعد از اينكه برگشتيم سرايدارمون و زنش به طرز عجيبي دارن موش مي دونن و كرم مي ريزن! يعني چشمامون خيره مونده! چون هميشه بهشون محبت كرديم و هواشونو داشتيم! حتي ميخواستن بيرون بندازنش هم هسملي با وجود اينكه ما مستأجر بوديم كلي تو جلسات وقت گذاشت و حرف زد( تو سخنراني كردن و مجاب كردن استعداد خاصي داره!!! ) كه بيرونش نكنن!

خودم هم خيلي به خانومش و بچه هاش مي رسيدم! همه جوره چه مالي چه پوشاكي! هيچ منتي نيست چون عادتمه شكر خدا! ولي حيرون موندم!!!!

خونمون هم كه مي يومد كلي چيز ميز شكوند از سرجاور برقي گرفته تا مجسمه ( يكي از مجسمه هارو اينجا نوشتم اگه يادتون باشه!) كه من فقط بهش مي گفتم حواستو جمع كن!

طوري هم رفتار نكرديم كه خيلي رو بديم! ( البته من اينجوري فكر ميكنم!) حالا چه اتفاقي افتاده كه ما خودمونم نمي دونيم كه بد شديم!؟!

البته هسملي ميگه احتمالاً چون فهميده ما تا زمستون قرادادمون تموم ميشه و از اينجا ميريم! براي همين ديده ديگه ما براش سودي نداريم! داره از خجالتمون در مياد!!!!!!

چقدر گربه صفت! يعني همون بي صفت!

خيلي خيلي خورده تو ذوقم! چون من معتقدم با همه بايد مهربون بود و محبت كرد!  و همه آدمها يكي هستن!

چقدر زنش دلش پر بود كه فلاني به بچم چنان گفت و اون يكي ميگه بچه تو در سطح من نيست و .........چيزهايي كه خودتونم مي دونيد!  فكر كنم همونا براي اينا خوبن!

دلمم نمياد بدي كنم يا حتي خداي نكرده تلافي! ولي واقعاً براي اينهمه بي صفتي دلم مي سوزه!!!!!و خيليم تو ذوقم خورده!




يادتونه گفتم بي سحري روزه ميگيرم؟؟؟ خدا بيامورزه! امسال حالم خيلي خيلي رديفه! اصلاً نميشه خودم ميام مثل بچه آدم سحري ميخورم ديگه با هسملي هم سر اين موضوع بحث نداريم! حل شده!!!!

از طرفي برنامه خوابم خيلي بهم ريخته و اكثراً طرح افطار تا سحر دارم! ولي بازم هسملي خودش غذارو گرم ميكنه!!! آخه اكثراً دراز كشيدم! حالا ديشب وقتي داشت ميخوابيد، ديد من دراز نكشيدم!  گفت جوجو امشب كه بيداري، غذارو هم گرم كن!

من: نه اگه قراره غذا گرم كنم منم ميخوابم!!!!

هسملي: بعدشم خوابيد و من كلاً يادم رفت!

حدود ساعت 3:30 رفتم يه ذره دراز بكشم، چشام درد گرفته بود!

 ييهو يه صدايي تو تاريكي گفت: ساعت 3:30 آمدي بخوابي كه يه وقت غذا گرم نكني؟!!!

من: اول بعد




پ ن 1: مثل اينكه خيليا متوجه نشدن ها!! بابا سحري ها و غذاهارو خودم مي پزم! هسملي گرم ميكنه!!!! girl_haha.gif


پ ن 2: امشب هم من و هسملي رو فراموش نكنيد! مرسيFlower








همش 4تا!



پ ن 1: امشب من و هسمليو از دعاي خير فراموش نكنيد!Flower


پ ن 2: چقدر بده آدم براي حرف خودش هم احترام قائل نباشه! قرارداد خونمون رو با صاحب خونه  امسال طوري بستيم كه مشتري هم براي خونه بياد( يادتونه كه ميخواست خونه رو بفروشه!) فقط هسملي شرط گذاشت كه در نبودش كسي نياد و فقط با هماهنگي با خود هسملي، مشتري پنجشنبه و جمعه بياد! خود صاحب خونه هم گفت حتماً و قبول كرد!‌ حالا هر روز زنگ درو مي زنن كه آمديم خونه ببينيم و من بايد بگم هسملي نيست! و يا حتي هست ولي هماهنگ نشده و همين جوري ميان! املاكي هم خواهرزاده صاحب خونست ديگه فكر كن خودشو براي دايي جان داره ميكشه! همه آرامشون رو بهم زدن، كم داريم، اينا هم نفهم!

**به اميد روزي كه ما ايراني ها ياد بگيريم به حرف خودمون حداقل احترام بزاريم و با سرسري گرفت حرفامون، باعث سلب آرامش بقيه نشيم!


پ ن 3: كلاً نمي دونم چرا زندگيمون اينقدر پيچ در پيچ شده!!! خدايا مددي!http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/63.gif


پ ن 4: اونايي كه يلدا( اشكها و لبخندها) را مي شناسن! گفت بهتون بگم حالش خوبه، خونه گرفته ولي الان سركار نميره كه براتون بنويسه، شهريور كه رفت سركار، از خجالتتون درمياد!






!!دوتا با هم



زمان: 2:15 صبح

موقعيت: روي تخت و توي بدروم!!!! هسملي خوابه، ولي من خوابم نمي بره! همين طور كه دارم نازش ميكنم ميگم: الهي من قربونت برم!

هسملي در خواب ناز: خدا نكنه!http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/37.gif

من: بعد


نكته 1 : به اينكه بگم: " الهي قربونت برم" الهي بميرم" فدات شم" و اينجور جملات خيلي حساسه!!! و سريع ميگه: خدا نكنه! يا نميخواد تو قربون كسي بري! يا حالا تو بميري مشكل اون طرف حل ميشه؟!! اين آخريو با عصبانيت مضاعف ميگه!girl_haha.gif

نكته  2: خوابه خواب بود! تو ناخودآگاهش نقش بسته! صبحم يادش نبود!




زمان: سحره و هسملي هم سحريشو خورده!

نگاه ميكنم ظرفهارو نشسته!

من: هسملي ظرفهارو نشستي؟؟ بشور!

هسملي: حال ندارم باشه صبح!

من: نه همين الان! بو ميگيره! نشوري خودم مي شورما!!!

هسملي: اي بابا! يعني چي؟؟تهديد ميكنه!  خوب برو بشور!چيكارت كنم؟!

من: http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/22.gif بعد


**هر چي خودمو كنترل كردم نخندم نشد! مردم از خنده!

**ظرفها رو شست!

**من سحر از خواب پا نمي شم! اگرم بلند شم 15 دقيقه به اذان براي خوردن آب و ...، از اون ور  هسملي حتماً بايد يك ساعت قبلش بلند شه! براي همين خودش پاميشه، مي خوره و خودشم مي شوره! Happy Dance

** منم دلمو به اين خوش كردم!



پ ن : نفس عميق ميكشيم! توكل به خدا




شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن



!!پ ن + ادامه مطلب



پ ن 1: دندون عقله فقط قرار بود گند بزنه به اعصاب من توي اون روزهاي شلوغ!!!! آروم شد! ورمش هم خوابيد!


پ ن 2: اعصاب دارم در حد گوش كوبيده! بفرما!


پ ن 3: يعني بعد از اين همه سال فيلم درست كردن نفهميدن وقتي ريتم فيلم كنده! آدم خسته ميشه! توي كل قسمت دو تا مكالمه آبكي اتفاق مي افته!!!!!!

جالبترش كه آدم بده فيلم قيافش دقيقاً مثل پسرايي كه تو خيابون مي بينيد! و هي واي من! دوست دخترم داره!girl_haha.gif  براي تكميل شدن بد بودنش!! واي چه پسر بدي!!!! اون وقت آدم خوبه شكل اونايي كه همه ازشون در ميرن!!!!

اون وقت ميگن چرا هيچكي تي وي نمي بينه، همه ماهپاره مي بينن! براي اينكه جدا از مشكلات تكنيكي مثل كندي ريتم! با واقعيت جامعه  همخوني نداره و منطبق نيست!!!!

يه نكته ديگه هر كي دست اندركاران اين سريال رو ديد بهشون يادآوري كنه روح سايه نداره!!!!!! اون سايه هارو تو اديت حذف ميكردين!

** نقدي بود بر سريال 5 كيلومتر تا.....، بقيه سريال هارو هم كه نمي دونم اصلاً كي پخش ميشن!


پ ن 4: ساعت 21:35 هر شب شبكه 3 ، خنده بازار پخش ميكنه! ما كه دوست داريم!


پ ن 5: شبكه 20 ماهپاره هر شب ساعت 00:00 يعني 12 شب سريال پايتخت رو پخش ميكنه!Happy Dance تكراش هم ساعت 16 ، دوباره ديدنش به خيلي از سريال ها مي ارزه!


پ ن 6: همين شبكه كه تو پ ن 5 گفتم، ربنا و اسماء الله شجريا*ن رو هم موقع اذان پخش ميكنه

پ ن 7: طرز تهيه ليموناد:

براي هر نفر: 250 گرم يخ، نصف فنجان آبليمو تازه، نصف ليموي تازه با پوستش( ازين ليمو سبز كوچولوها) ، يك فنجان آب!، و 5 قاشق مرباخوري شكر!

**ميتونيد بسته به طبعتون شكرش يا آب رو اضافه كنيد!

هيچي ديگه همه رو با هم توي بلندر ( همون مخلوط كن) مخلوط كنيد! ميتونيد براي خوش رنگتر شدنش يك قطره رنگ سبز خوراكي هم بهش اضافه كنيد!

به به! بعد از يك روز پر عطش و روزه داري واقعاً مي چسبه!!


پ ن 8: نظرتون در مورد نبود شكلك ها چيه؟!!   خيلي يكنواخت ميشه بي شكلك نه؟!


پ ن 9: مهده درد گرفتم در حد تيم ملي! ميگيره ول ميكنه!‌ فكر كنم عصبيه!


پ ن 10: چي ميشد مردها يه ذره موقعيت شناس بودن!!

حالم خيلي بد بود و رو تخت ولو بودم! اون وقت آمده موهاي دستمو مسخره ميكنه!!! اونقدر بهم برخورد! اون وقت ميگه گفتم بخندي! خودمو مسخره ميكنه كه خودمم بخندم!


پ ن 11:اين روزها اين سؤال رو زياد از هسملي مي پرسم: تو واقعاً منو دوست داري؟؟؟ يا تو از چيه من خوشت مياد؟!! جوابم هم اكثراً يا خندست! نگاههايي كه نمي تونم توصيفشون كنم، ولي كلي حرف توشون هست!


پ ن 12: مضطربم و استرس دارم زياد! به خاطر چند تا مسئله مختلف كه يكيشو تو پست قبل بهتون گفتم! از انتظار خوشم نمياد! ولي از قرار خدا خيلي دوست داره انتظار بي دغدغه و استرس رو بهم ياد بده! http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/105.gif شايد شاگرد خوبي نيستم! http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/106.gif


پ ن 13: رمز ادامه مطلب همون رمز پست قبله!








ادامه نوشته

!!ديوانگي هم عالمي داره


ادامه نوشته



پ ن 1: من برگشتم! كارم شكر خدا تا حدود زيادي انجام شد، ولي كامل نه! تو اين ماه عزيز خيلي برام دعا كنيد هر چي خير و عافيته همون بشه!Flower


پ ن 2: طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق


پ ن 3: از 9 سالگي دارم روزه ميگيريم نمي دونم چرا امسال اينقدر فجيع بعد از افطار افت فشار پيدا ميكنم!!!girl_to_take_umbrage2.gif و دلم هم همش پيچ ميزنه!


پ ن 4: عجيب بدنم خستست! و از لحاظ روحي بي حوصله هستم! بعد از چند روز كامل بدو بدو! نيومده شروع كرديم به روزه گرفتن! اينكه سيستم بدنمون ارور داده!

متأسفانه در نهايت بي عقلي كفش مناسب نپوشيده بودم و از تاولهاي پام بگذريم! الان ديدم انگشت پام سياه شده!!!!


پ ن 4: دندون عقلم هم توي اين هاگير واگير ميخواد در بياد جا نداره!!!! دقيقاً يك هفتست طرف راست صورتم ورم كرده! Peppyدرد زيادي دارم! ميخواد خودشو جا بده فكم جا نداره! girl_haha.gif







!!اطلاعيه



دوستاي گلم از فردا به مدت يك هفته به طور كامل نيستم! و بيشتر از هر زمان ديگه اي به دعاي خيرتون و انرژي مثبتتون احتياج دارم

به اميد ديدار






!!پ ن



پ ن 1: تولد اينجانب روز پنجشنبه گذشته برگزار شد، كيكشم خريديم، حوصله نداشتم خودم بپخم!!!

پ ن 2: خدمت دوستاي فضول و نازنينم بايد عرض كنم بنده به دلايلي فعلاً فقط پول كادومو از هسملي دريافت كردم!! احتمالاً عينك بخرم ( گرچه خودم براين باورم كه هميني كه دارم خوبه!) و يه چيز ديگه!! خيالتون راحت در جريان قرارتون ميدم!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** يك سال گير داده به گوشيه من و هي ميگه اين بايد عوض شه!!! تا حدي كه پيش رفت كه يه گوشي تاچ خريد ولي خوب مجبور شد به همكارش بفروشتش!!! البته اينكارو پارسال انجام داد

من گوشيمو دوست دارم و نميخوام تا وقتي كار ميكنه عوضش كنم!!! ولي خوب هسملي گير داده، حالا از هفته پيش گير داده به mp3 player ام كه حافظش كمه و بايد عوض شه!! بايد عرض كنم اين ام پي تري من مال سال 85 كه تازه اينا آمده بودن تو بازار و حافظش 256 بيشتر نيست و ولي خوب  كار ميكنه پس نيازي به جديدش نيست!


پ ن 3: به علت خزبازي و خل بازي كه عبارت است از گرفتن عكس يادگاري  با شمع روشن، بنده امسال موفق به فوت كردن شمع و آرزو كردن نشدم!


پ ن 4: تلفن هسملي تو اتاقش يعني محل كارش با همكارش مشتركه!!! يه همكار داره كه خيلي اينجوريه: و پارسال كه تازه منتقل شده بود اتاق هسملي وقتي من زنگ زده بودم به هسملي گفته بود منزل زنگ زدن!!! هسملي هم كه بدش مياد از اين حرف زدن اصلاً نفهميده بود و زنگ زده بود خونه دنبال من و بعد يادش آمده بود من محل كارم هستم!! و به همكارش گفته بود خانومم زنگ زده بود! ( تو وبلاگ قبليم نوشته بودم اينو!)

خلاصه بگذريم! اين آقا صداش اصلاً شبيه هسملي نيست ولي تا الان دو دفعه گوشيو برداشته و من با هسملي اشتباه گرفتمش و فكر كردم هسملي خستست!! ( صداي هسملي خيلي بم تر از صداي اونه و من فكر كردم اين دوبار هسملي صداش گرفته و خستست!) و خيلي دلبر گفتم ســــــــــلام! و از جمله بعديش فهميدم چه خرابكاريه شده! هي حالا عذرخواهي كن!!


پ ن 5: روز تولدم برادر بزرگم با يه حسرتي به هسملي ميگه: اين ( منظورش درخت نبود منو ميگفت!!!!) هميشه همين طوري آشپزي ميكنه يا وقتي مهمون مياد اينجوريه؟!!

هسملي: نه هميشه همينه!

برادرم با كلي حسرتSigh: خوش به حالت! جوجو به زن منم بايد آشپزي ياد بدي!


من: عمراً اونوقت فكر ميكنه ميخوام خواهرشوهر بازي دربيارم! اگه خودش پرسيد باشه ولي خودم چيزي نميگم!


پ ن 6:برنامه بفرماييد ش*امو كشورهاي مختلف با پول دادن به برنامه اصلي خريدن! و از اونجايي كه ما ايراني ها اين سوسول بازيارو قبول نداريم فقط تو كار دزدي هستيم!!! زحمت كشيدن بدون كوچكترين ابتكاري حتي اسم برنامه رو كه سليقه شبكه من و ت*و رو عوض نكردن و فقط يه كلمه ايراني چسبوندن بهش! انگار اون يكي افغاني بود! و از اون اول هم حمومو زنونه مردونه كردن كه مشكلي پيش نياد! و كسي هم به گناه نيوفته خداي نكرده!!!!

آدمهاي معمولي هم كه نيستن بدون شك، شرط مي بندم خيلي زود و حسابي بگيره! ولي واقعاً تأسف داره كه ما واسه خودمون احترام قائل نيستيم! ميخواي برنامه بسازي حداقل پولشو به برنامه اصلي كه ابتكارشو داده بده! اسمشم مثل همه كشورهاي ديگه عوض كن نه هموني كه من و ت*و گذاشته رو يه ايراني بچسبوني تهش!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** نقدي بود بر برنامه بفرماييد شام ايراني آقاي بيرنگ كه در حال فيلم برداريش هستن!


پ ن 7: آقاي بلال فروش: بلال خوب رو فقط چند جا دارن: كرمنشاه، اسپانيا و كاليفرنياي فرانسه!!!

من و هسملي و بقيه حضار: بعد بعدتر


پ ن 8: در راستاي ديوونه پسند بودن بنده!!!!!

داشتيم تو ترافيك با سرعت بالاي 5 الي 10 كيلومتر!!! مي رفتيم، سنگيني نگاه يكي رو روي خودم احساس كردم! برگشتم نگاه كردم ديدم يه پسرست كه مشخص هم هست كم داره بنده خدا  تازه هم سبيل در آورده و به هرحال آشنايي با مسائل جديد! پلك نميزد همين طوري دارشت نگاه ميكرد! girl_haha.gifييهو گفتم الان هسملي ميره بچه رو ميكشه پس سريع گفتم: هسملي اين بنده خدا كم داره ها! mahsae-aliولش كن گناه داره!

هسملي: بــــــله! متوجه شدم!

تو دوتا لاين مختلف بوديم با اين وجود به محض اينكه ما عقب مي مونديم كلشو ار پنجره ماشين در مياورد دنبال من! اصلاً يه افتضاحيا!! خنده بازاري بود!

هسملي هم گير داده بود هي ميگفت: جوجو دقت كردي هر چي ديوونست عاشق تو ميشه؟!!

من تو دلم: آره يكيش خودت!

هسملي:smile emoticon kolobok جوجو ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد!!

من: بعد

اصلاً نمي شد نخندي خيلي رفتارهاش بامزه و خنده دار بود!


پ ن 9: معرفي رستوران: رستوران قاراشي مال همايون ( هنرپيشه تپلي قبل انقلاب كه البته من خودم تازه از طريق يكي از دوستام فهميدم اين هنرپيشه بوده! هيچ كدومومشونو نمي شناسم ) كيفيت غذاش خوب خيليsmile emoticon kolobok، ولي دنبال محيط قشنگ و حسابي نباشيد خيلي معموليه! قيافه رستوران و شبيه كبابي هاي قديميه!مكان: ميدون نوبنياد

پيتزا مورانو!:قبلاً هم معرفيش كرده بودم، يك سال خودمونو داريم شرمندش ميكنيم! بخوريد تازه مي فهميد پيتزا يعني چي!!! حرف نداره! smile emoticon kolobokتو قيطرانيه( همون قيطريه شما)، سعادت آباد و پاسداران و جديداً يوسف آباد هم شعبه زده! توپ!!!smile emoticon kolobok


پيتزا كاليس: هيچ چيز خاصي نداشت! دقيقاً حيف پول! پيتزاش كه عين بوف و ... بود، سوخاريشم خام بود و مرغش هنوز گوشتش قرمز بود! توصيه نميشه! فقط اسم در كرده!



پ ن 10:يه خواهش دارم ازتون! وقتي پول دار ميشيد سعي كنيد همراهش هم اطلاعات عموميتونو بالا ببريد و هم سطح كلاس رفتاريو فكريتونو!!!!!!

آخه آدم رو صندلي BMW سري 5 حصير نمي ندازه كه!!!!!! به خدا نمي ندازه!‌ اين ماشينها صندليهاشون تهويه دارن!!!!






!!تولد من













!!معرفي كتاب



"امشب" از سيمين شيردل: تم اجتماعي خانوادگي و عشقولانه ملايم همگام با چاشني كله خري!!!!

اگه كتاب هاي ديگه اين نويسنده مثل تلافي، آرام رو خونديد و خوشتون آمده، حتماً اينو بخونيد چون هم نثرش هم داستانش قوي تره و هم كشش بالاتري نسبت به اون دوتاي ديگه داره!

ولي براي افرادي مثل خودم كه از دو تا كتاب قبلي چندان خوششون نيومده، توصيه نميكنم!

مناسب فقط براي خانومها!




"چشمهايش" از بزرگ علوي!: دوست داشتم! give_heart.gifداستان زندگي زني پر رنگ!! در زندگي استاد ماكان، استاد نقاشي بودن! ( يكي از مبارزان ديك*تاتوري در زمان رض*اخان)

پر كشش و پرچالش!!! جالبترش اينكه نويسنده مرد داره زندگي يك زن رو روايت ميكنه!!! عشقولي، و تا حدودي اجتماعي!

مناسب براي آقايون و خانومها!



"امن، آبي، آرام" از شهره قوي روح: خيلي دوستش داشتم!! پر از احساس زيبا و معقول!!! واقعاً لذت بردم! با همه وجود احساسش ميكردم!

ولي اينجوري كه من ديدم كلاً همين يه چاپ رو انگار داره از سال 80!!! يعني اولش چيز ديگه اي ننوشته بود! نمي دونم!!

مناسب براي خانومها




"كسي مي آيد" از مريم رياحي (نويسنده همخونه): اين كتاب رو هم مثل كتاب همخونه يه عالمه دوست داشتم! عشقولانه با يه عالمه چاشني اجتماعي و خانوادگي! متن روان و گيرا!  موضوعاتي كه خيلي راحت اطرافتون مي بينيد! مناسب خانومهاي عزيز!

يه سري چيزاش منو ياد دوران دبيرستانم مي نداخت ما سه تا دوست بوديم! ( اينا دوتان!!!) دوتامون خودمونم تحويل نمي گرفتيم چه برسه به پسرا! كه يكيشون من بودم! فوق تخصص در سوسك كردن انواع پسر!!! فكر كنم آه همونا منو گرفته!  


اون يكيمون هم تاريخ انقضاي دوست پسراش هفتگي بود! يعني هفته اي يه دونه! هفته بعد نيومده قبلي منقضي شده بود! girl_haha.gifخلاصه كلي نصفه شبي به تيكه هاي اينا بهم ميخنديدم و خاطرات برام تازه ميشد! http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/105.gif

هوارتا هم پر كشش بود!! جوري كه من با وجود اينكه اين دو روز خيلي سرم شلوغ بود ولي پريروز صبح شروع كردم ديشب تمام شد! البته بيشترشو نصفه شب تا صبح خوندم چون روزهاش خونه نبودم!


هسملي هم پاشد ديد من هنوز بيدارم گفت: اَه پاك جغد شديا!!! بگير بخواب ديگه! اين چه وضعيه!Whoop De Doo

بگو حالا مگه تو هم با من بيداري كه اينقدر ناراحتي! girl_haha.gif



پ ن: كتاب خوندن هم سليقه اي و هم ممكنه كتابي كه من خيلي خوشم آمده شما خوشت نياد و يا برعكس!

من اگه موضوع و داستان رمان از واقعيت فاصله بگيره ديگه دوستش ندارم، چون تخيل رو دوست ندارم! بنابراين توصيه هاي منو ميخونيد به اين نكته توجه كنيد!



Hippie



آشپزخونه 8



خوب كرم رانگوي قالبي  و باز هم يه مدل ديگه!! درستيدم از وبلاگ الهام جون؛ البته به روش خودم! يعني كرم رانگوي جوجوييه!همه مواد رو نصف كردم، توش آب پرتقال يا آب انبه نريختم! به جاش فقط يه 1/4 ليوان آب هلو اضافه كردم! پوره انبه مو با دو قاشق شكر و تقريباً نصف ليوان شير هم ميكس كردم! خامه هم اصلاً نريختم!  

خوشمزه بود!   من دسرهاي ميوه اي رو خيلي دوست دارم!




ژله شكلاتي از وبلاگ مامان سينا و تينا!  

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد**متأسفانه بعد از اينكه نصفش خورده شد يادم آمد عكس بنداختم!!! براي همين توي عكس آش و لاشه!!

فوق العاده خوشمزست!‌ smile emoticon kolobokشيرينيش به جاست! و لذيذ!

فقط درست كردنش حوصله ميخواد!




يه بار تسنيم عزيز تو وبلاگش نوشته بود كه كباب تابه اي شونو با گوجه پلو خوردن!

ما هم امتحان كرديم و خيلي خيلي خوشمون آمد! smile emoticon kolobokالبته نظرات متفاوته! مامانم درست كرد

برادر بزرگم گفت: چيه؟؟ گوجه لهيده داشتيم!!! اين چيه درست كردي!

گوجه پلو: همون روش پلو كته ست! فقط وقتي آب برنج كشيده شد! به ازاي هر پيمونه برنج، دوتا گوجه متوسط رنده شده ( بعضيا نگيني ميكنن!) به برنج اضافه كنيد و هم بزنيد!

نوش جان




سالاد ذرت كه از بانوجونم چند ماه پيش ياد گرفتم و توي اين مدت شونصد دفعه درست كردم! خيلي خوش خوراكه!

مواد لازم: كلم سفيد خرد شده، ژامبون خرد شده، جعفري ريز شده، و ذرت پخته! به همراه سس مايونز، آبليمو و نمك و فلفل!

موادي كه خودم ابتكاري بهش اضافه ميكنم: جعفري رو با گشنيز قاطي ميكنم و خرد ميكنم! روغن زيتون، آب نارنج، فلفل قرمز، كنجد خام( يعني بوداده نباشه!!!) و سبزي هاي معطر مثل پونه، مرزه، ترخون، اگرم نداشتيد ازين ادويه هاي آماده سالاد!

فوق العادست! 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدشويد نريزيد توش كه بوي باقالي پلو ميگيره ها!!!




اسپاگتي مرغ  شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن به روش مالايي كه از قندك ياد گرفتم! 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** اگه غذاي پر ادويه و تند دوست داريد، شديد بهتون پيشنهادش ميكنم!!!!! smile emoticon kolobokاگرم از غذاي تند و پر ادويه بدتون مياد كه اصلاً دستورشم نخونيد!


موادلازم: مرغ، پياز، سير، فلفل قرمز و سياه، سس سويا( يا سس كچاپ) جوانه گندم، كلم سفيد، پيازچه! و روغن كه من روغن زيتون استفاده كردم، روغن مايع كم ريختم


طرز تهيه: اول مرغارو اندازه اي كه ميخواين توي اسپاگتي باشه تيكه كنيد و بپزيد! آب مرغ رو دور نريزيد بهش احتياج داريم! 

پياز و سير رو خوب تفت بدين! فلفل قرمز و سياه رو هم( به اندازه طبعتون ) اضافه كنيد، من تند تند درست كردم چون ما دوست داريم! من ادويه كاري و آويشن هم اضافه كردم!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** ادويهتون هر چي هست موقع پياز داغ كردن اضافه كنيد، تجربه به من نشون داده توي طعم غذا خيلي تأثير داره!!

بعد كلم سفيد خرد شده و پيازچه( من پيازچه نداشتم!) و سيب زميني نگيني رو بهش اضافه كنيد و بعدشم مرغ خوب با موادو قاطي كنيد! آخرشم جوانه گندم اضافه ميكنيد! ( من جوانه ماش زدم ولي توصيه نميكنم چون شيرينه و غذارو هم شيرين ميكنه!!ولي بازم سليقه ايه! هسملي جوانه ماشو بيشتر دوست داشت! )

توي آب مرغي كه نگه داشتيم ( من دوتا كاسه بزرگ آب بهش اضافه كردم، چون مرغو با آب كم مي پزم!) ماكاروني ( من فتوچيني ريختم!)  و يا نودل رو اضافه ميكنيد و مي زاريد بپزه! ماكاروني 15 دقيقه، نودل 2 يا 3 دقيقه!   ماكاروني رو بعد از آبكش كردن به مواد اضافه ميكنيد، و با شعله زياد هم مي زنيد، يا دوتا قاشق سس سويا و اونايي كه دوست ندارن مثل من سس كچاپ به ميزان لازم با آويشن به اسپاگتيتون اضافه ميكنيد و با شعله زياد هم ميزيد تا با هم خوب مخلوط شن! بعد ميكشيد و نوش جان ميكنيد!  شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن

كه به واقعا! خيلي لذيذه!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد**هرچي نكته كه فكر ميكردم به كارتون مياد نوشتم! گرچه اكثراً از غذاي تند خوشتون نمياد!




شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن





!!هوينجوري



پ ن 1: تقي به توقي ميخوره همه ميگن چشم خوردين!تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عکس های یاهو ، بهاربیست www.bahar-20.com آخه چيو ميخوان چشم بزنن؟؟؟؟ بابا به خدا ما چيزي براي چشم خوردن نداريم! نميشه كه آدم همش واهمه داشته باشه كه ......

بعد ميگن چرا سيكوريتي! هيچي نگفته اينه!!! ديگه كم كم دارم مي ترسم!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد**هميشه از چشم زخم نيست! نميشه هر اتفاق رو به پاي خيريت و چشم زخم و امثالهم گذاشت!


پ ن 2: بعد از اون تصادف كذايي ما اونقدر شوكه شده بوديم كه تا شب يادمون نبود كه ماشينمون بيمه بدنه داره!!!girl_haha.gif من همه ناراحتيم اين بود كه پول اين همه خسارت از كجا بايد بياد!! چون به دلايلي پس اندازم  ازش چيزي نمونده بود ( يعني مونده ولي به يه حدي كه مي رسه دست نمي زنم! )


وقتي رسيده بوديم خونه به هسملي ميگفتم من كه پول ندارم! برو شور ت هاتو حراج كن كه پولشو در بياري!!!! الان ياد حرفمو قيافم مي افتم مي ميرم از خنده!!!smile emoticon kolobok


پ ن 3: من موندم چرا رأي گيري كردن! اينجور كه من فهميدم خودشون انتخاب كردن! و يه ذره هم به رأي ها توجه داشتن!

چون پرسيده بوديد: من جز رده بنديه محتوايي بودم!


پ ن 4: بيمه بدنه با بيمه اي كه از طرف راهنمايي رانندگي اجباريه فرق داره! خدا نصيب نكنه ولي براي اينجور تصادفات كه هم مقصري! هم نيستي! خيلي حال ميده! پيشنهاد ميكنمش شديد!


پ ن 5: در ادامه حال گيريهاي ما! هسملي خيلي ييهو ديشب البته نصفه شب اعزام شد مأموريت! باز يه خري يه گندي زد! ما بيچاره شديم!!!ايششششششش

اينم روز عيدمون!!! خدايا شكرت!


پ ن 6: داشتم هسملي رو مي رسوندم ساعت 3 صبح بود! اين موقع هيچوقت بيرون نبودم چون اكثراً هسملي اگه نصفه شب هم بره ساعت 4 يا 5 ميره! خيلي خلوت تر از ساعتهاي ديگه بود! زير گذر توحيدرو هم بسته بودن! سر از جاهايي كه تا حالا نديده بودم در آوردم! http://s1.picofile.com/file/6475644864/em22.gif خدا رحمت كنه پدر شهرداري رو! از روي تابلو ها مسيرمو پيدا كردم!


پ  ن 7: نمي شد مامان منم مثل بقيه مامان ها سنتي بود و اينقدر مرثيه زير گوشم نميخوند! هميشه معلمه! بابا من احتياج به مامان دارم! معلم به اندازه كافي هست!

بدبختي كه هميشه هم اصول درسها در حال تغييره! يه چيزي دو روز ارزشه! ييهو ضد ارزش ميشه!

مردم از تنهايي به خدا!


پ ن 8: مامان دعوت شده عروسي اونم توي حسينيه!


پ ن 9: شب نيمه شعبان يعني ديشب ملت تو محله ما داشتن با آهنگ شكيرا و انريكه! و دوستان به مناسبت تولد امام زمان حركات موزون ميكردن!!! يعني تضادش آدمو مي كشوند از خنده!


پ ن 10: اين چند روز اونقدر متنوع سرم آمده كه يه سريشم ننوشتم! همچين مي ترسم بخندم خشك شم!!!!!







!!لوح



خوب همون طور كه گفته بودم من جشنو نرفتم! ولي همدم رفت!

رفتنش هم باعث شد كه وقتي اسم وبلاگ منو براي دادن لوح اعلام كردن! به جاي من رفت و لوح رو گرفت!كار خدارو مي بيني؟؟!!

دستش مرسي! For You

همونطور كه حدس هم مي زدم كلي چيك چيك بوده!( يعني عكس مي گرفتن!) 


از همه شما دوستاي عزيزم كه به من محبت داشتيد و به وبلاگ من رأي دادين، ممنونم


**به عنوان نفر 25 توي جشن خونده شده اسمم، ولي روي لوحم نوشته نفر 26!!!! اينكه واقعاً 26 بودم و جز 25 نفر حساب شدم! Groanيا اينكه اشتباهي توي لوح نوشتن نفر 26 در پس هاله اي از ابهام مونده!!girl_haha.gif اسمم هم اولين نفر خونده شد، چون از آخر به اول خوندن




پ ن 1: تقريباً يك ماهه به هسملي ميگم فاصلتو موقع رانندگي با ماشين جلويي حفظ كن خيلي مي چسبي به سپر ماشين جلويي! و از اونجايي كه هسملي هميشه عادت داشته همه چيزرو تجربه كنه تا براش درس بشه! خدا يه مريض رواني رو براش فرستاد!!!


**بياين ياد بگيريم هممون! از پيش آمدن تجربه هاي تلخ با دقت و استفاده از توصيه هاي بقيه جلوگيري كنيم!


ديروزداشتيم برميگشتيم خونه! طبق معمول چسبيده بود به جلويي كه با وانت قشنگش  وسط اتوبون خط 1 ترمز كرده بود و خيلي راحت  داشت با دوستش كه توي يه وانت ديگه بود حرف مي زد!!!!! هسملي براش بوقيد! دوستشم كه يه وانت ديگه بود لجش گرفت! رفت جلوتر پاشو گذاشت رو ترمز و هسملي هم محبت كرد كامل ترمز نزد و الان كل جلوي ماشين بدبختمون جمع شده!!!!!!!! كاپوتو و سپرو ........

جالبتر كه وانتيه بعدش خيلي راحت، راه افتاد رفت!!! خواستم شمارشو يادداشت كنم! با خودم گفتم كه چي؟!! اين همه گند ميزنن آخرش ميگن به ما چه! حالا يه مريض رواني ديگه بيشتر! كي براش اهميت داره!!!

هيچ وقت كسي رو نفرين نميكنم ولي آخه آدم اينقدر عقده اي!!!!!! پاشو گذاشت روي ترمز كه هسملي بزنه بهش و ماشين ما داغون شه!!!!! همين! براش  بدترين هارو آرزو ميكنم! چوب خدا صدا نداره!

اينم عيدي ما! چقدر برنامه ريخته بودم براي اين چند روزمون!

به جاش هسملي الان بيمه است! منم دارم نفس عميق ميكشم!!

ببخشيد بعد از خبر بالا ناراحتتون كردم ولي خيلي دلم پر بود! نمي دونم چه بساطيه من تا ميخندم بعدش سريع بايد گريه هم بكنم!


پ ن 2:  عيدتون مبارك، اميدوارم حسابي بهتون خوش بگذره

پ ن 3: باز هم عذر ميخوام كه پ ن 1 رو نوشتم! شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن







!دعوت



كامنت گذاشتن كه جز وبلاگهاي برتر شدي بيا با هم جشن بشيم!!!

دوست دارم برم اونم خيلي زياد! ولي اينجا ايرانه و يكي يه عكسي از جوجو بگيره تا دوماه ميخوام به جون هسملي غر بزنم و خودمو حلق آويز كنمsmile emoticon kolobok كه شناخته شدم!

بنابراين نمي رم!!!

رفتيد جاي منم خالي كنيد!




!!پسر پسر



يه سري مدرسه دخترونه هست كه ورود هر جنس مذكري بهش ممنوعه! حتي از نوع گربش!!! من دبستانم اينجوري بود!‌

اين خاطره به نقل از دوست برادرمه!! كارش برقكشيه! در همين راستا با گروه به يكي از همين مدارس اعزام شده بودن براي برق كشي!

اين دوست برادرم رفته بوده توي كانال كولر! به اتاق مورد نظر كه ميرسه از همه جا بي خبر دريچه رو بر ميداره تا به كارش برسه كه دختراي كلاس با ديدن اين بنده خدا شروع ميكنن به جيغ زدن كه : پسر پسر!!!( دقيقاً همينو مي گفتن!!!girl_haha.gif) همين جيغ ها باعث ميشه اين بنده خدا از هولش از اون بالا و توي دريچه مي افته پائين!! دستش داغون ميشه!!!


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** به علت عصبانيت زياد كار نيمه كاره رها ميشه!!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد**دستش شكر خدا نشكست ولي داغون شد!!




بعد يه دعواي مهيب و تا حدي انرژي بر! هسملي منو برد پارك! كه مثلاً حالمون جا بياد! دقيقاً نيمكت بغليمون يه زن و شوهربا بچشون نشسته بودن كه خانوم و آقا يه جورايي قشنگ پدر و دخترن بودن از لحاظ سني!!!( حداقل بالاي 12 سال اختلافشون بود!)

هسملي از ذوق اينكه دعوا تموم شده و به قول خودش از صحبتمون نتيجه هم گرفتيم، خوشحاله و تقريباً چسبيده به من نشسته و تعريف ميكنه و بلند بلند ميخنده!!

يه لحظه چشم تو چشم خانومه شدم! ديدم وايييييييييييي!  از كي داره نگاه ميكنه و اونم با چه حسرتي و آهي!!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد**كاش يه ذره بيشتر از نوك دماغمون رو ببينيم!!! تا چند لحظه پيشش من داشتم گريه ميكردم، هسملي هم داشت تن صداشو امتحان ميكرد!!! اونوقت اين خانوم چنان آه ميكشه كه من گفتم الان خشك ميشيم!!!!I'm OK

تازشم ميخواستي زن بابات نشي!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد**ميخواستم برم بزنم رو شونش بگم هركي مشكل خاص خودشو داره!!!! همه چي باهم نميشه!!!! شوهر تو پولداره! شوهر من جوون!




گردو فالي خورده بوديم به دستامون نمك ماسيده بود!!! هسملي گفت بيا بريم دستامونو بشوريم!!!

تو دستشويي كه داشتم دستامو مي شستم نگاه كردم ديدم كيفم نيست! ييهو يادم آمد پيش هسمليه! girl_haha.gif

واي خدا تصور كنيد رفتم وايسادم جلوي توالت مردونه!! ييهو هسملي آمد بيرون يه كيف زنونه هم رو دوشش!! هر چقدر خودمو كنترل كردم نخندم نشد! مردم از خنده!!!!

همدم جون نفـــــــــــــس عميق! نفس عميــــــــــــــق!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** جديداً تا از ماشين پياده ميشيم، ميگه كيف منو بده!!!!girl_haha.gif




پ ن:يادتونه موهامو مشكي كرده بودم و نمي تونستم رنگ ديگه اي روش بزنم؟ گفتن بايد رنگبر بزني؟؟؟؟

اگه موهاتون جون داره و تارهاش محكمه از دكوپاژ( رنگبر زدن به موهاتون) نترسيد!







!!بازي بامزه



خوب از دوتا بازي خيلي خوشم آمد ، پس انجامشون ميدم!!!! كه هر دوتاشونو هم بازيگوش عزيز انجام داده!


يكي عكس دسكتاپم!



** به درجه هوا دقت كنيد!


و يكي ديگه محتويات كيفم!! كه البته به خورجين خيلي شبيه تره كيف من!!!!! يا شايدم به قول مادرهسملي ساك حموم!!! 




هميشه فوق العاده سنگين و پره!!! هر كاري هم ميكنم سبك شه، نميشه!!!!  الانم تازه توي اين عكس پنل ماشين و كارتهاش نيستن!

اگه با هسملي بيرون برم، اكثراً دست هسمليه!!! جديداً هم ديگه مي ندازه رو دوشش! و خودش ميگه جاي همدم خالي!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد**همدم از اينكه كيف خانوما دست همسراشون باشه بدش مياد! به خصوص روي دوششون!!!






چهار تا متفاوت



توضيح اوليه: داريم ميريم خونه پدري بنده! مامي ازمون مي خواد سرراه براش پودر ماشين بخريم، چون من پشت رول هستم هسملي پياده ميشه و ميخره! 

مكان: خونه پدري

موقعيت: دارم با حضور قلب!!!! نماز مي خونم! هسملي هم داره جلوي من نماز ميخونه!!

مامي: جوجو گفتم پودر ماشين ميخوام نه پودر رختشوي!!! چرا اينو خريدي؟! حواست كجا بود؟! الان اينو چيكار كنم و ..............


احساس من به هسملي در حين نماز: حواس پرت! خودتو جا نذاري!!!!


هسملي: مامان من خريدم، جوجو نخريده! smile emoticon kolobok به مرده گفتم پودر ماشين ، ولي بازم اشتباه گذاشته! حواسم نبود! عوضش ميكنم براتون!


مامي به محض شنيدن صداي هسملي: اول بعد نه اشكال نداره!مهم نيست اصلاً!

همون طور با حضور قلبي بيشتر!!!!! تو نماز يه چشم غره غليظ به هسملي ميرم!!!!!!

هسملي: بزار نمازت تموم شه بعد چشم غره برو!!!

خان داداشم: اوه اوه! هسملي، الان نماز جوجو تموم شه! سياه و كبودت ميكنه!!!!

من با خودم در ادامه نماز با حضور قلبي مضاعف!!!: 

هسملي:

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** خواستيد نماز بخونيد، سعي كنيد مثل نماز خوندن من نباشه!





اف اف زنگ مي زنه! برداشتم ميگم: كيه؟؟

آقاي مربوطه: آژانس خانوم!

من: ما آژانس نخواستيم! اشتباه زنگ زديد!

آقاي مربوطه: من اشتباه زنگ نزدم! خودت اشتباه برداشتي!!!!

من:

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** چرا ماها عادت نداريم اشتباهاتمونو قبول كنيم!!!! اف اف زنگ زد كه من برداشتم ديگه!!!! خودت اشتباه برداشتي چه صيغه ايه؟؟؟




اگه زمان قديم بود مي گفتم حموم در دسترس نيست!!! http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/106.gifولي الان چرا؟؟ http://aziztarin67.persiangig.com/Smile/45.gifبه خدا كلاً ته تهش نيم ساعت وقت نميخواد!!! به فكر سلامتيه بقيه و افرادي چون من كه بينيمون حساسه باشيد! 

بعضي ها از كنارم رد مي شن ناخودآگاه عق مي زنمhttp://aziztarin67.persiangig.com/Smile/47.gif اونقدر بو مي دن!!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** مجرد كه بودم، مامي ميگفت تو با اين دماغت اگه شوهرت عرقش، بو بده يا زياد حمومي نباشه ميخواي چيكار كني؟؟؟ منم فقط ميگفتم نه! خدا نكنه!!!

خدا واقعاً در اين مورد بهم رحم كرد!!! هسملي هم عين خودم اگه 10 روزم حموم نره بدنش بو نميگيره!! گرچه ما از زور گرمايي بودن زود به زود ميريم حموم!





مترو خيلي شلوغه!!! اگه از دور عكس بگيرن قشنگ مشخصه كه كمرم در راستاي سرم قرار نگرفته يعني از زور فشار از سرم عقب تره!!!! يه پسر بچه 3 ساله تقريباً وحشت زده تو بغل مامانش شروع ميكنه به گريه كردن!!!

من: نه نه! چيزي نيست اين يه جور بازيه گلم!

پسر كوچولو ييهو ساكت شد و با دقت به اطراف نگاه كرد و ديگه گريه نكرد!!! خانوما مرده بودن از خنده!!!girl_haha.gif

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** گريش بند آمد چون احتمالاً نمي خواست توي بازي كم بياره بچه!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد** چقدر دنياي بچه ها پاكه!!!