تاثیر ادوارد براون بر باستان پرستی و فاشیزم موجود در انقلاب مشروطه
نویسنده : ارسلان احمدی
چکیده
باستان گرایی ایرانی ، به یک معنا ، پاک کردن ذهنیت و واقعیت های تاریخی یک ملت هست تا آنچه که ایادی این تفکر در سر دارند ، را به راحتی بر یک ملت القاء کنند . سرچشمه های این تفکر به هیچ وجه ریشه داخلی ندارند بلکه از آن سوی مرزها هدایت شده و می شود . از این رو اهداف این نحله سیاسی ، به طور عام و خاص ، تامین منافع سیاسی یک عده خاص هست . این هدف با تاسیس مفهوم شرق شناسی (Orientalism ) و تربیت مستشرقین و نیز ایجاد مؤسسات شرق شناسی تامین می شده و می شود . از این رو ، بحثهای علمی این تفکر ، بیشتر جنبه لعاب و رنگ دارد تا واقعیت .این سلسله در ایران ، یک حلقه پر رنگی بنام ادوارد براون دارد . نقشی که این شخص در تاریخ ادبیات و تفکر و تاریخ این مملکت دارد ، انکار ناپذیر است . احمد کسروی و سید حسن تقی زاده از باستان گراهای معروف آذربایجانی ، متاثر از ادوارد براون هستند . با این وجود ، این دوشخص در اواخر عمر ، به طور مستقیم از این حرکت به نحوی انتقاد کرده و شروع به ندامت از این حرکت کرده اند ..
کلمات کلیدی : باستان گرایی ، ادوارد براون ، احمد کسروی ، سید حسن تقی زاده ، ملت سازی ، شرق شناسی ، اسلام ستیزی، ترک ستیزی
مقدمه
قاعدتا همیشه تمدنهای شرقی و غربی باهم در ستیز بوده اند مانند جنگ های یونانیان با ایران و امپراطوری روم با سلجوقیان . اما با نگاهی به تاریخ اروپا در دوره ی پس از رنسانس (Renaissance)، ما را با این حقیقت تلخ آشنا می سازد که هم زمان با ظهور طبقه جدید سرمایه داری در اروپا یا بورژوازی (Bourgeoisie) ، دیگر قاره اروپا قابل تقسیم بین اغنیاء و پادشاهان نبود ، از این رو ، سرزمینهای جدیدی نیاز بود تا ولع و حرص این دو طبقه در تحصیل سود ، ارضا شود . از طرف دیگر ، انقلابهای علمی که در قرون ۱۵ تا ۱۹ میلادی رخ داد ، دست این طبقات را در تاراج سرزمینهای دور دست ، بازتر می کرد .در این میان بودند نهادها ، فرهنگ ها ، افراد و یا حکومتهایی که در راه این تحصیل مانع بزرگی برای اروپائیان به شمار می رفتند . بزرگترین نهاد که مقابل این قدرت استعمارگری ، قد علم کرد ، دین اسلام بود . این دین در قالب امپراطوری هایی همانند عثمانی ، صفوی ، افشاریه ، بابریه دشمن سرسختی برای اروپائیان به شمار می رفت . هنگامی که آنها در جنگ تن به تن نمی توانستند در مقابلل این حکومتها بایستند ، حربه های جدیدتری به کار می بستند همانند ایجاد تفرقه و دشمنی بین این دشمنان مشترک ، به اضمحلال هویتی و تاریخی کشاندن ، ایجاد تفزقه درون یک ملت یا کشور . اما در نهایت در دستیابی به تکنولوژی مبارزه را پیروز شده ، امپراطوری های فرتوت شده ای همانند عثمانی و قاجاریه و یا حتی امپراطوری های ژاپن و چین ، نتوانستند قدرت مقابله داشته باشند . شاید امروزه همان جنگ به نحوی دیگر ادامه دارد .
شرق شناسی یکی از این میادین جنگ است . امپریالیستها با تربیت دوستانی از میان ملتهایی که قرار است تاراج شود ، دست به تعبیه های خاصی در تاریخ و حتی ادبیات می زنند . در ایران این کار با تولد باستان گرایی ظهور عینی پیدا کرده است . جایی که تاریخ این جغرافیا ، از یک تاریخ به بعد حذف ، و به یک جایی پرش می کند که مطلوب مستشرقان هست یکی از این مستشرقان با همان هدف مشابه گفته شده ، ادوارد براون است . شخصی که تاثیر بسیار بزرگی بر باستان گرایانی همانند احمد کسروی و سید حسن تقی زاده داشته است . در این مقال سعی می کنیم این رابطه را تبیین کنیم .
ادوارد براون (Edward Granville Brown) در ۱۷ فوریه ۱۸۶۲ در Uley از ایالت Gloucestershire در بریتانیا متولد شد . در دانشگاه کمبریج طب خواند و در ۱۸۸۷ دکتری گرفت و هرگز طبابت نکرد ! وی علاقه مند به مشرق زمین شد و ابتدا زبان ترکی و سپس فارسی و عربی یاد گرفت . در ۱۸۸۷ به ایران سفر کرد و کتابی در این زمینه هم نوشت .۱
برای اینکه روشن شود که براون در کجای جغرافیای تفکر قرار دارد ، بایستی نگاهی به سابقه مستشرقین در مورد جغرافیای خودمان بیاندازیم . در این مورد رجوع می کنم به کتاب ((رجال آذربایجان )) اثر محمد علی تربیت که اتفاقا رابطه بسیار نزدیکی با براون داشته است به همراه سید حسن تقی زاده و محمد قزوینی و شفق و چند نفر دیگر از سران مشروطه .
ورود اروپاییان در قالب توریست و میسیونر بعد از رنسانس در این ممالک ، کلید خورده است . چرا که همه جهان را زیر و رو می کردند تا به منابع بیشتر برای طبقه بورژازی جدید و شاهان اروپایی و نیز طرفدار برای دین کلیسا دست یابند و از طرف دیگر با ایجاد دوستی ها و دشمنی های مد نظر خود به این هدف دست می یافتند . می توان به ورود آنتونی شرلی و برادرش رابرت شرلی به دربار شاه عباس اشاره کرد که وی حتی مقام وزیر مختاری صفویه در ممالک اروپایی را از شاه عباس دریافت کرد تا توجه این ممالک در کمک بیشتر به شاه عباس را که دشمن مشترکی بنام امپراطوری عثمانی داشتند ، جلب کند . و از این نکته و نقطه بود که این مکتب فکری یعنی مستشرقان شاخه ایران قابل ردیابی می شود . و هدفی که بیشتر منظور نظر این نحله گردید ، تمایز افزایی مابین دو مملکت مسلمان یعنی صفویه و عثمانی ، بود تا هر دو را به نحوی تضعیف کنند .
« اگر چه بدایت معرفت به السنه شرقی در اروپ و رجوع و احتیاج به تالیفات ایرانی در قرن دوازدهم میلادی از روز فتوحات اسلامی شروع شده است و تالیفات عربی ابن سینا و غزالی در مملکت فرانس یکی از مراجع عمده فلاسفه آن عصر بوده و به جهت تحصیل لسان عربی ، مدرسه ای در پایتخت این مملکت تاسیس یافته است ، ولی اساس عمده ایران شناسی بعد از اختراع دستگاه طبع و در اوائل قرن شانزدهم میلادی یعنی پس از طلوع نیر اعظم صفویه و بالخصوص در دوره شاه عباس کبیر و از آن به بعد بوده به عمل آمده است . »۲
«اما اولین مطبوع پارسی در اروپ ، توراتی است در چهار زبان به خط عبرانی که یکی از آنها پارسی است و آن در ۱۵۴۶م در استانبول چاپ شده و به عنوان ((تتراغلوت )) معروف است و از اولین مطبوعات پارسی سیره حضرت مسیح است که در تاریخ ۱۶۳۹ م در لندن چاپ شده و کتاب مقدس معروف به (( پولیغوت )) است که در نه لسان عبرانی ، سامری ، کلدانی ، عربی ، یونانی ، حبشی و پارسی در تاریخ ۱۶۵۷م در لندن به طبع رسیده و آن شش جلد است . و این اولین کتابی است که به وسیله اعانه ، طبع و توزیع شده و کرومول[1] معروف هزار لیره به طبع و نشر آن اعانه فرستاده و گمرک کاغذ آن را نیز معاف داشته است .»۳
«مقصود عمده پاپها از تاسیس مطابع شرقی و طبع کردن ترجمه کتب مقدس در اروپ ، دعوت و تبشیر مردم مشرق زمین به دین خود بوده و بدین سبب جمعیتهای مختلفی نیز از هیئتهای روحانی مانند ((اوگوستین )) ها و ((کارملیت)) ها و ((کاپوسین )) ها و((پزویت ها و دومینیکن )) ها به طرف ایران و اصفهان می فرستاده اند . » ۴
«در تاریخ ۱۶۰۴ م. مطابق با ۱۰۱۳ هجری ، جمعیتی از مسیونرهای کارم کاتولیک به شهر بصره وارد شده و از آنجا در سال ۱۰۱۶ به شهر اصفهان آمده اند . بعضی از آنها رساله ها وکتابها به زبان پارسی ترجمه و تالیف کرده اند که بعضی از آنها در اروپ به طبع رسیده است . یکی از آنها دو ژزوس ، فرهنگی از لسان لاتین به پارسی تالیف نموده و آن در تاریخ ۱۶۵۱ در رم چاپ شده است . و یکی دیگر از آن جمعیت ، آنژ دو سنت ژوزف اهل تولوز است که در ۱۶۶۰ میلادی مطابق ۱۰۷۱ هجری به شهر اصفهان آمده چندین جلد کتاب تالیف کرده است . منجمله تاریخ ایران و فصول بقراط و ترجمه و تفسیر ادویه طبیه ایرانی است که از السنه ی ایتالیایی و لاتینی و فرانسوی به پارسی ترجمه و توضییح شده و در سال ۱۶۸۳ به قالب طبع در آمده است . » ۵
«در اواخر قرن هیجدهم و نوزدهم دو نفر از مشاهیر مملکت فرانس ، انکتیل دپرون و دارمستتر ، کتاب ((اوستا )) را ترجمه و تفسیر و به طبع رسانیدند و در همین قرنها مدارس السنه شرقی و انجمن های آسیایی و مجله هایی راجع به آاسیا و مشرق تاسیس و دائر شده و علمای ادب و آثار عتیقه و علم اشتقاق و رجال سیاسی و ارباب تتبع و تحقق مانند سیلوستر دساسی . کاتر مر ، نولدکه ، پول هورن ،کونت گوبینو ، سر جان مالکم ، رولنسون ، دیو لافوا ، اولیویه ، دمورگان و صدها امثال آنان کتابها و نقشه ها تالیف و نشر کرده اند و کتابهای پارسی که بسی محتاج الیه ماست مانند ((جوامع التواریخ )) خواجه رشید ، ((نظام التواریخ بیضاوی )) ، ((لغات الفرس)) اسدی ،((معیار جمالی)) فخری ، ((مقدمه الادب )) رمخشری ، ((زیج سلطانی)) الغ بیگ ، ((کتاب الابینه عن حقایق الادویه ))، ((موفق )) هروی ، ((گلستان)) سعدی ، ((پندنامه )) عطار ، ((رباعیات )) خیام و بابا طاهر و کلیات خواجه حافظ و ناصر خسرو و دواوین منوچهری و امیر یازوری و ((یوسف و زلیخا )) فردوسی ، و جامی و غیر آنها که برای شمردن انها و تعریف آنها مجله و مجلدات نیاز است در اروپا به طبع رسانیدند . » ۶
به عبارتی دیگر رویکرد مستشرقین در اوائل مواجهه با جغرافیای جدید و بیگانه ، رویکرد سودجویانه و استفاده از علم و ثروت و امکانات آن ممالک برای پیشرفت خود بوده اند و اما در مرحله بعدی با رجوع به تاریخ و ادبیات آن ممالک ، در پی شناسایی نقاط قابال نفوذ خود می گشتند . در ابتدا آنها ابن سینا را مد نظر قرار داده و سپس به فردوسی می رسند . اینکه چرا اسلام برای آنها دراولویت قرار ندارد کاملا مشخص هست چرا که اسلام تا قلب اروپا پیش رفته و ضربه مهلکی برای آنها به بار آورده است . اینکه چرا آنها در پی ذوب کردن امپراطوری های بزرگی همچون صفوی و عثمانی و حتی قاجار هستند ،یک جواب مشخص دارد ، چون آنها پرچم دار اسلامی بودند که آنها بیشترین ترس را از آن داشتند . آنها دشمن خود را هم در صفحه های کتابها ی خود و هم در صحنه میدانی زمین گیر می کردند .
ادوارد یک مثال خیلی بارز برای بحث ما به شمار می رود .چرا که با پیگیری آثار و فعالیتهای وی به نکات جالب توجهی دسته می یابیم . کارهای وی به دو دسته قابل تقسیم هستند : ۱- آثار ادبی و تاریخی و ۲- آثار و فعالیتهای سیاسی .
در بعد سیاسی براون چندین هدف را دنبال می کند . اولین هدف وی اسلام زدایی هست . و دومین هدف وی تمایز افزایی مابین جوامع مسلمان. از جمله تمایز افزایی مابین مردمان و حکومت امپراطوری عثمانی با مردم و حکومت ایران بود و این اهداف را با متناظرهای خاصی در آثار ادبی خود دنبال می کند که به آنها اشاره خواهم کرد .
وی هم موسس((Persian Committee )) یکی از موسسات مجلس عوام بریتانیا بود که مجمع ایرانیان فراری و هدف خط دهی به مشروطه ایران بود که روح سیاسی آن کاملا مشخص بوده است . در این زمینه در نامه ای به تاریخ ۲۸ ژانویه۱۹۱۰م. به سید حسن تقی زاده می نویسد : «...کومیته ما تقریبا کان لم یکن شده خصوصا درین ایام انتخابات که خود مستر لنچ و چند نفر دیگر از صنادید و روسای آن انجمن منتخب نشدند و در این پارلمان جدید مشکل است کومیته وجود داشته باشد ، مگر آنکه در تجدید و اعاده آن سعی بلیغ شود . » ۷و سپس تاسیس انجمنی بنام ((Persian Socity)) که با اهداف مشابه اما روشی متفاوت در پی آمال خود بوده است . برای مثال در نامه ای به سید حسن تقی زاده به تاریخ ۴ می ۱۹۲۴ می نویسد : « خیلی امیدواریم تا جناب عالی اینجا هستید در مجلسی (Persian Socity) مقاله ای بخوانید یا کنفرانس بدهید و به خیال مخلص اگر از امور سیاسیه حرف زدن جایز نباشد خیلی مفید است در ترقی معارف در ایران بعضا معلومات بدهید . » ۸
۱- الیور کرامول معروف به لرد حامی انگلستان ، سیاستمدار انگلیسی (متوفا ۱۶۵۸م.) در سال ۱۶۴۰ نمایندگی پارلمان را داشت . ایرلند و اسکاتلند را تصرف کرد و انقلاب ایرلندیان را در ورسستر از بین برد . او قوانین مفیدی وضع نمود که به نام قوانین کرومول نامیده می شود .






بیلمسن کی بیلمیسن ، هچ نه بیلمیبسن !!