صبحانه

دارم یک سری کتاب را به صورت صوتی منتشر می کنم

با همه ی تپق هایم

کار جالبی ست

احتمالا خیلی ها دارند انجام می دهندش

برایم یادآور زمانی ست که وبلاگ می نوشتیم

نمی دانستیم کی دارد می خواند

الان هم نمی دانم کی دارد گوش میدهد

همین حالم را خوب می کند

مثل زمانی که تولستوی ماه ها و حتی سال ها می نوشت

و شاید حداقل سه ماه زمان میبرد که از طرف یکی از خوانندگانش نامه ای دریافت کند

که چقدر آناکارنینای تان مرا مجذوب کرد

یا چقدر آشغال بود

مفهوم زمان و

زمان بردن

+   جمعه ۳ اسفند ۱۴۰۳ 21:44   مـ بـ ی  | 

این روزها یک حس خوشایندی دارم

از اینهایی که وقتی خیلی پول داری، داری

یا وقتی خیلی چتی

اما نه چتم و نه پول دارم

این یعنی سنم به تهش رسیده

+   شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۳ 21:35   مـ بـ ی  | 

دلم می خواست هرروز بنویسم

از همه چیز بنویسم

از خودم فیلم بگیرم هر چقدرش که نمی توانم بنویسم

هی یادآوری کنم

و هی به یاد نیاورم چون وقت نکنم

الان هم وقت نمی کنم اما از یادآوری کردن نیست

از

از

از نمی دانم چیست

+   جمعه ۱۶ تیر ۱۴۰۲ 12:35   مـ بـ ی  | 


به عنوان یک انسان سر زدن به گذشته کار درستی نیست

کار درستی نیست هم نیست

کار اشتباهی ست

اینکه از سر خوابت نبردن در عصر اینستاگرام و بدتر از اینستاگرم

بروی گوگل، فیس بوک را سرچ کنی و پس وورد احتمالی ات را

در مستطیل سفیدش وارد کنی و به ایمیلت کد بفرستد و

سر آخر صبح خودت را چرخزنان روی دیوار فیس بوک

در حال خواندن دیوار نوشته ها ببینی

و احساس کنی دلت می خواست الان ۸ سال پیش بود

یا هفت سال پیش

یا

این عجیب نیست که از بین این همه حیوان

فقط ما قابلیت انتخاب تعیین زمان مرگ داریم؟

و

چرا اینستاگرام قابلیت دیوارنویسی ندارد؟

و خدا نگه دارد این وبلاگ را

+   پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ 4:42   مـ بـ ی  | 

دلم می خواست با یک پلاکارد

جلوی زمان می ایستادم و داد میزدم

من به شما معترضم

که عبور میکنید

و از عوارضتان فراموشی ست 

و درد است

و یادآوری ست 

و اشک است

من به شما اعتراض دارم

شما بی رحمانه می گذرید

و حتی اگر می ایستادید 

باز هم معترض بودم

چون آنکه کارش پوساندن است

در ایستایی بیشتر می پوساند

بو میگیراند

 

ولی پلاکارد ندارم

 

 

 

+   پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۰ 5:27   مـ بـ ی  | 

پریودی مث مستیه

همون مستی و راستی تو pms رخ میده

همه نارحتیایی که تو کل ماه چپوندی تو خودت 

با درد میزنه بیرون

با خون میزنه بیرون

اون کلافگیه  اون بی قراریه

واسه اینه

وگرنه اونی که کل ماه قلبشو جونش آروم بوده

Pms ش پارتیه

 

....

اینو به تاریخ نمی دونم چند ۲۰۱۳ توی گوشی قدیمی پیدا کردم 

 

+   شنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۹ 1:59   مـ بـ ی  | 

 

دلم می خواهد زیاد بنویسم

اما انگار زیاد نوشتن متعلق به کسی ست که قرار است بماند

نه من

من قرار است بروم

چون دلم می خواهد

این دنیا و زندگی درونش بسیار آزار دهنده است

اما به گونه ای دیگر دارد مرا آزار می دهد

 

+   جمعه ۲۸ آذر ۱۳۹۹ 22:12   مـ بـ ی  | 

 

از اینکه زندگی ادامه داره

    ‌ 

‌   ‌                       متاسفم

 

 

+   دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ 14:3   مـ بـ ی  | 

 

با هرکه حرف میزنید بخشی از خودتان را آشکار میسازید 
چه برای دیگری چه برای خودتان
اگر باهوش باشید در این مکالمه خودتان را  بیشتر میشناسید

 

+   دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ 14:0   مـ بـ ی  | 

 

 سه چیز در حال خوب نقش اساسی داره :

 

بغل

سگ

حموم

 

 

+   یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ 19:16   مـ بـ ی  | 

مطالب قدیمی‌تر