بازتو باشی و من



دلم آغوشت را میخواهد

                                   تا در آن آرام   ارامگوش کنم به صدای قلبت 


 و زندگی کنم در هوای نفس هایتو عاشق تر شوم
 
 و نفس هایم به شماره بیفتند
و بیقرار تر شوم...
 
 دلم میخواهدبازتو باشی و من
(مخاطب دلم)

دوستت دارم

زمانی که به تو می گم دوستت دارم از روی عادت نیست

این جمله رو می گم که یاد آوری کنم

بهترین اتفاقی هستی که تا بحال برای من افتادی

درد

برای بعضی از دردها نه میتوان گریه کرد
نه میتوان فریاد زد
برای بعضی دردها
فقط میتوان نگاه کرد
لبخند زد و بی صدا شکست...

http://kocholo.org/img/images/ji16afo4xrci9jo89qil.jpg

 

نوشتن برای تو

وقتی
برایت می نویسم
دل
پر از
آشوب می شود
اما...
چه آشوب
آرامش بخشی
گویی‌...
آرامش خیالم
با نوشتن برای تو
اعتیاد شده است
نوشتن برایت
نوازش پیانوییست برای
قلب‌ زخمیم
چه سکوتی دارد
نوشتن برایت
کنار دریا
غروب آفتاب
صدای مرغان دریایی
با یک فنجان چای
در کنار تو

نامه ای برای تو

نامه ای برای تو
تو
در آن سویِ
جاده عشق
و من
در برزخ عشق

کلمات در جاده تو
سُر میخورند

کلمات در جاده من
در سنگلاخ
تو
همنشین باد
و من
همنشین آب
باد عطر تو را دارد
و آب شوق چشمان مرا
و
زمانی خواهد رسید
باد از روی آب
می گذرد
و نسیم روح بخش تو
جانی دوباره
به من خواهد داد
نفست گرم
قدمت سبز
جانت سلامت
ای نسیم من

تولد مبارک مخاطبم

سبزترین خاطرات از آن کسانیست که در  ذهنمان عاشقانه دوستشان داریم

(تولدت مبارک عشقم )

یاد

بانوی من

دلم برات یه ذره شده خیلی هواتو کردم. هرکجا هستی باش همیشه به یادتم و بیشتر از گذشته دوستت دارم همیشه چشم به راهتم تا ازت یه خبری بگیرم.

فاصله

فاصله ها هرگز
مانعی برای دوست داشتن
برای عشق نیستند
درست،
اما اگر من اینجا گریه کنم
آیا در دوردست ها
گونه های تو خیس خواهند شد؟

https://telegram.me/sotedelaneshab

دلتنگی

دلتنگی لجباز ترین حس دنیاست...
هر چه برایش توضیح دهی,
بیشتر پاهایش را به فرش دلت میکوبد...

گریه میکند...
بهانه میگیرد...
نق میزند....
خسته میشود
و خوابش میبرد...

امان از لحظه ای که بیدار شود....
داغ دلش تازه تر میشود....
بیچاره دلم...

عشقم

خیلی دوستت دارم عشقم

خیلی

امروز دلم برای"داشتنت"
      پرکه نه..........
          پرپرمیزند..
             برای"بودنت.."
            برای"آغوشت.."
             اینکه
سرم رابگذارم روی شانه ات..
بعدببینی که چه طور
باهمین شانه ات آرام می شوم.
امروزدلم خیلی تورامیخواااااااااهد.
              خیلی

مخاطب دلم

به دوست داشتنت "فکر" ميکنم ميداني ازوقتي"دلبسته ات" شده ام
دلتنگ دستان " نوازشگرت" میشوم دلتنگ چشمان" آرامت"گاهی ...
آنقدر دلم هوایت را میکندکه شک میکنم به اینکه این دل مال من است
یا " تو"... اگر بدانی "من"تمام "خستگی هایت" را یکجا میخرم ! تو فقط قول بده صدای زیبایت را به کسی نفروشی چون میدانم دوستت دارن میدانم به من حسادت می کنن  اما تو تنها برای من باش...

عشقم

ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ
ﮐﻨﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﮐﻪ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺯﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺗﺮﻧﻢ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﻮﺳﻨﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﭙﺶ ﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﻀﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺩﻥ ﻭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ
ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺒﻢ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺍﺭﺩ
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ !!!!...
ﺗﻮ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩﯼ
ﻭﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺵ ﭘﺮﻫﺎﯼ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺕ
ﻭﺿﻮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ
ﻭﺑﺮﺳﺮ ﺁﺑﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﻫﺎ
ﻧﻤﺎﺯ ﺻﺒﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻢ

انگار

انگار بعضی آدم ها را نمی شوددوست نداشت.
آمده اند تا...دنیای سیاه و سفیدت را همرنگ لبخندشان کنند.و به تو بفهمانند که... دنیا هنوز جای خوبی است برای نفس کشیدن....حتی اگر تمام عمرت  بگردی هم... دلیل دوست داشتنی بودنشان را پیدا نمی کنی....نه با عطر خاصی به لحظه های تنهایی ات هجوم می آورند ..و نه توقعی در مهربانیشان است ...اما طور عجیبی هستند.
انگار آفریده شده اند تادوستشان داشته باشیم....
تا مهربانی کنند....و برای ثانیه ثانیه ی نبودنشان ...
حسرت و دلتنگی به بار بیاورند...این ها همان آدم هایی هستندکه... فراموش کردنشان حتی از ضعیف ترین حافظه ها هم بر نمیاید .....

منتظرم

ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺧﯿﺮﻩ
ﺷﻮﻡ
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻟﺒﺎﻧﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻟﺢﻇﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ
ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﺳﺮ ﺭﻭ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ .... ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ .....ﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﺗﻮ ... ﺍﺷﮏ ﺷﻮﻕ ﺭﯾﺰﻡ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ
ﺁﻏﻮﺵ
ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﮐﻨﻢ ﻭﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ
ﻭﺟﻮﺩﻗﻠﺒﻢ ﻭﻋﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﮐﻨﻢ ﺁﺭﯼ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺳﺘﺎﯾﻢ

درد

میخواهمت . . .
ولی . . .
دوری . . .
خیلی خیلی دور . . .
نه دستم به دستانت میرسد
نه چشمانم به نگاهت . .

چاره ای کن !!!!
تو را کم داشتن . . .
کم نیست . . .
درد است. . .!!

عاشقتم

ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺳــــــــــــــــــــــــــــــــــﺖ ﺩﺍﺭﻡ .... ﻭﺍﺩﺍﺭﻡ ﻣــــــــــﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ...
... ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻓﮑﺮ ﻧـــــــــــــــــــــﮑﻨﻢ ....ﺟﺰ ﺗـــــــــــــــــــــــــﻮ !....

نگاهـت را گره بزن
        به هر لحظـه مــن
             حس امنیــت میکنم
                وقتی تــــو
     درگیــر منـــی
عاشقتم ...(خاص)

دلتنگی

...دلـم که برایت تنگ می شـود؛؛؛
می گیـرد،
فریاد می کشـد،
می تپـد،
و باز تنـگ می شـود ...

دلـم که تنگ می شـود دوست دارم،،،
یک دل سیر نـگاهت کنــم،،،
یک بغض سنگین گریه کنـم،،،
یک چشـم پر اشک بریزم،،،
به اندازه ی یک قهر و آشتی در آغوشت بگیـرم ...
و یک عمر بگویـم دوستت دارم و بگویی دوستت دارم ......

دلـم که تنگ می شـود چاره اش فقط تویی،،،
و تـو که نیستی،
  دلـم
   می بارد،
    می سـوزد،
     می سـازد،
      می میـرد .....!!!

عشق ابدی

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم ،

سکوت را فراموش میکردی و تمامی ذرات وجودت

عشق را فریاد می کرد...

چشمهایم را می شستی

و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی...

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم،

نگاهت را تا ابد بر من می دوختی ،

تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را

با خود به عرش خداوند ببرم..

مخاطب دلم

آدم ها ذرّه ذرّه محو میشوند .آرام ...بی صدا ...و تدریجی  !همان آدم هایی کههر از گاهی پیغام کوچکی برایت میفرستند ،بی هیچ انتظار جوابی ،فقط برایِ آنکه بگویند هنوز هستند.برای آنکه بگویند هنوز هستی و هنوز برای آنها مهم ترینی ...همان آدم هایی کهروزِ تولد تو یادشان نمیرود.همان هایی که فراموش میکنند کهتو هر روز خدا آنها را فراموش کرده ای.همان هایی که برایت بهترین آرزوها را دارند و میدانند در آرزوهای بزرگِ تو کوچکترین جایی ندارند ...همان آدم هایی که همین گوشه کنارها هستندبرای وقتی که دل تو پر درد میشود و چشمان تو پر اشک.که ناگهان از هیچ کجا پیدایشان میشود ،در آغوشت میگیرند ومیگذراند غمِ دنیا را رویِ شانه هایشان خالی کنی.همان هایی که لحظه ای پس از آرامشت ،در هیچ کجای دنیای تو گم میشوندو تو هرگز نمیبینی ،سینه ی سنگین از غمِ دنیا را با خود به کجا میبرند ...همان آدم هایی کهآنقدر در  ندیدنشان غرق شده ای کهنابود شدن لحظه هایشان را و لحظه لحظه نابود شدنشان را در کنار خودت نمی بینی. همان هایی که در خاموشیِ غم انگیز خود ،از صمیمِ قلب به جایِ چشمان تو میگریند ،روزی که بفهمی چقدر برای همه چیز دیر شده است . . .

تقدیم به مخاطب خاصم

‏♥『عــــــــشــــــــــقِ محـــــــاله مـــــــــــــــن 』

♥قــــــســـــــــم به نامت...آنقدر عاشقانه هایم را روی این دیوار مجازی جاااارمیزنم که...هرکس برای ابراز علاقه به معشوقش مجبور شود از کلمات مـــــن استفاده کند.هــــــــــی تو دليل متن هايم...زیبایی ات دیکتاتوریست که کـــلــمــات را در منبه گلوله میبندد..!هر لحظه شعری در من شهید میشود...اصلا می خواهم....آنقدر خودخواهانه در آغوش بگیرمت که جای ضربان قلبم بر روی تنت بماند...به اندازه زیبایی درختانه پر شکوفه...دوستت دارم!قسم به حقیقت دنیا..قسم ب دوست داشتنت...قسم به راز گل سرخ...قسم به زیبایی بنفشه ها...قسم به ایستادگی کوهقسم به قطره قطره اشک هایی که گُلهای بالشتمرا آبیاری میکنند...قسم به سیاهی شب های تنهایی و انتظارمدوســـــــ❥ــــــــتـــــــ❥ــــــت دارم!!!تویی که قلم در برابرت سر تعظیم فرود می آورد...تویی که وقتی نامت بر سر زبانم می آید واژه هایم مات و حیران میمانند...آری...نمیتوان...نــــمــــــیـــــتـــــوان تو را دوســـــــت نداشت...

 

(تقدیم ب مخاطب خاصم)

دلتنگی

به دلتنگی هایم دست نزنمی شکند بغضم یک وقت!!آنگاه غرق می شوی در سیلاب اشکهایم که بهانه ی روان شدنش هستی....

احساس دل من

اینجا جاده احساس من است آن گونه که دوست می دارم می نویسمو آن گونه که دوست می دارم تصویرها را بر این صفحه مجازی نقاشی می کنماینجا پر پرواز تمام واژه ها تا آسمان عشق و احساس باز است...اگرت با من و احساسم همره این راهی...باش و با من هم قدم شوو گر نیستیقضاوتم مکن  آرام بیا...اگر نوشته هایم را خواندی و آرام شدیبه یک جرعه آرامش دعایم کن...و گر سیراب نگشتی و تسکین نیافتیآرام برو...گویی که هیچ گاه مسیرت به این جاده نیفتاده استکه من اینجا به نیت دل خودو تمامی دل هایی از جنس خود می نویسم...

لحظاتم رنگ پاییزند

دلم ازنبودنت پر است.هر روز خاطراتم را الک میکنم و جز دلتنگی تو چیزی برایم نمیماند.           نه تو امدی نه فراموشی . خیالی نیست من کوه میشوم و پای نبودن هایت میمانم..   اما ای کاش  میدانستی بی تو تمام لحظاتم رنگ پاییزند..

عیدت مبارک عشقم

♥زندگیــــــــــم عیـــــدت مبــــــــــارڪـــــ ♥♡♡یکی باید باشد♡♡♥کسی که مرا به ﺍﺳﻢ ﮐﻮﭼـک ツصدا بزند♥↯♡ﯾک جوری که حالم خوب شود↯♡♤↯یک جوری که هیچکس دیگر بلد نباشد♤↯↯♧حاشیه نرویم، یکی، باید مرا کامل بلد باشد↯♧دلم کمــے تــ♥ــــــــــو را…!~~دروغ چرا ؟؟!!~~《《دلــــــم خیلــے تــــو را میخواهد》》

تمام زندگیم

دوست دارم باشی...نه اینکه نگاهت کنم و لذت ببرم از این همه زیبایی....نه اینکه بفهمم معنای همه رنگ ها را از چشمات...نه اینکه باشی و بگویی تا صدایت ارامم کند...نه اینکه دستانت را بگیرم...نه اینکه حس کنم که مالک همه دنیا هستم...نه...این ها همه بهانه است...بهانه میگیرم که باشی...تا هر لحظه بودنت حس یک لحظه زندگی به من بدهد...آخر تو نباشی من نیستم...           من بی تو هیچم...دوست دارم باشی تا من زندگی کنم...چون تو خود خود خود زندگی من هستی...خود معنای زنده بودن...دوستت دارم  و                   دوست دارم که باشی...همین...(مخاطب دلم)

دلهره چشات

دلــــــــــتـــــنـگــــی

دلــــــــــتـــــنـگــــی عین مار اومده رو قلبم نشسته هر چند لحظه ... یا چندساعت ... گاهی هم چند روز یکبار میاد و نیشش رو فرو میکنه تو قلبم ... گر میگیرم ... میسوزم ... نه شاید هم بدتر بعد اروم میشم ... و باز هم تکرار میشود ... و همین الان چقدر دلتنگه تـــــــــــــــوام (مخاطب دلم)