سال نو مبارک

مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است 

                                                       خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است 


به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی 


                                                  این پیامی است که از دوست به یار آمده است 


شاد باشید در این عید و در این سال جدید
 

                                                 آرزویی است که از دوست به یار آمده است . . . 

رسالت انبیای الهی

رسالت انبياي الهي كه اولين مناديان عشق و چاووشان كعبه وصالند ابلاغ همين دعوت است كه شما را از مرگ به حيات ، از غم به شادي ، از خوف به امن ، از كثرت به وحدت ، از تنازع به صلح و محبت ، از ظلمت به نور و از هجران به وصال فرا مي خوانند .

دکتر الهی قمشه ای

اربعین

اسلام را عاشورا بیمه کرد و
 
عاشورا را اربعین .....
 

خجلت

جا مانده ایم و شرح دل ما خجالت است

زائر شدن ، پای پیاده ، یقینا" سعادت است

ویزا ، بلیط کرب و بلا مال خوب هاست

سهم چو من پیامک " هستم به یادت " است

یک اربعین غزل ، به امید عنایتی ...

این بغض من گر چه خودش هم عنایت است

چیزی برای عرضه ندارم مرا ببخش

یعنی غزل ، نشانه ی عرض ارادت است

باشد حسین ( ع ) ، کرب و بلا مال خوب ها

یک مهر تربت از تو برایم کفایت است ...

 

شعر ها را نباید حفظ کرد

شعر ها را نباید حفظ کرد. مخصوصاً شعر هایی را که از خواندنشان ذوق کرده ای. باید یادت نمانده باشد که آن شعر هیجان انگیز را کجا خوانده ای، چرا خوانده ای. فقط یادت باشد که بار ها برای دوباره خواندنش کتاب ها را ورق زده ای. با خودت است می توانی پیامش را بگیری یا به کار بندی اما بیانش را نه. اصلاً اگر شعر را برای پیام های اخلاقی آن می خوانی لذت بزرگی را از دست داده ای. لذتش به این است که با شعر همزاد پنداری کنی. نه اینکه در مقام شنونده نصیحت به آن گوش کنی. پس شعر ها را حفظ نکن. بگذار آنها غافلگیرت کنند. شعر ها هم دوست ندارند دچار عادت شوند. شعر ها هم دوست ندارند صرف عادت هر روز تکرارشان کنی. دوست دارند برایت تازگی داشته باشند. به اطرافت نگاه کرده ای؟ به کسانی که دوستشان داری. بهترین شعر زندگی ات همانی است که کنارت نشسته است. نگذار بهترین شعر زندگی ات برایت تکراری شود.

 

یا زینب کبری ( س )

مادر نشسته، سیر تماشایشان کند

هنگام رفتن است، مهیّایشان کند

عون است یا محمّد ؟ فرقی نمی‌کند

در اشک‌های بدرقه، پیدایشان کند

این سهم زینب است ، دو توفان ، دو گردباد

لب‌تشنه‌اند، راهی دریایشان کند

او یک زن است و عاطفه دارد، عجیب نیست

سیراب بوسه، قامت رعنایشان کند

آن‌ها پُر از حرارت «لبیّک» گفتنند

باید سفر به خلوت شیدایشان کند

آرام، سرمه می‌کشد و شانه می‌زند

تا در کمند عشق، فریبایشان کند

بر شانه می‌زند که برو، سهم کوچکی ا‌ست

باید نثار غربت مولایشان کند

 

پی نوشت :

- حال دلم اصلا" خوب نیست ، قسمتون میدم به حق این شبای عزیز برام دعا کنید

السلام علیک یا جواد الائمه (ع)

اینجا به جای اینکه برایت دعا کنند

کف می زنند تا نفست را فدا کنند

یا جای اینکه آب برایت بیاورند

همراه ناله ی تو چه رقصی بپا کنند

باید فرشته ها همه با بال های خود

فکری برای چشم پر اشک رضا کنند

هر چند تشنه ای ولی آبت نمی دهند

تا زودتر تو را از سر خویش وا کنند

این قدر پیش چشم همه دست و پا مزن

اینها قرار نیست به تو اعتنا کنند

بال فرشته های خدا هست پس چرا !؟

این چند غلام تو را جابجا کنند

حالا که می برند تو را روی پشت بام

آیا نمی شود که کمی هم حیا کنند

تا بام می برند که شاید سر تو را

در بین راه با لبه ای آشنا کنند

حالا کبوتران پر خود را گشوده اند

یک سایبان برای تنت دست و پا کنند

توبه های من

در پیشگاه قدسی تو ای خدای من

می دانم اینکه رنگ ندارد حنای من

 

از بس که توبه کردم و توبه شکسته ام

چنگی به دل نمی زند این توبه های من

استغفار

ذکر بر لب ، سبحه بر دست ، دل پر از شوق گنــــــــــاه

معصیت را خنده می آید ز استغفار مــــــــــــــــــــــــــــا

 

خدایا مرا در این مدت باقی مانده از ماه شعبان ، به لطف و کرمت ببخشای که تو آمرزنده و مهربانی .

یا قدیم الاحسان

 

امام زمان! 

فکر کردم چه کار کنم تا خوشحالتان کند ، دیدم . . .

یک کارهایی را انجام ندهم برای خوشحالی شما کافیست!

السلام علیک یا صاحب الزمان