چقدر این روزها تنهایی و سکوتم را دوست دارم
ممنونم
از تمام آنهایی که تنهایی شان را به بودن با من ترجیح دادند
از عزیزی که دوستش داشتم و دوست داشتنم را باور نکرد
وتنهایی را به بودن با من ترجیح داد
از او که به من اموخت تمام حرفها فقط شنیده های من است نه گفته های او
میخواهم بروم اما به کجا؟
دنیایی را می خوهم که درآن آدمها گفته هایشان را باور داشته باشند
دوست داشتنشان واقعی و همیشگی باشد
وبه احساس هم احترام بگذارند
چقدر دلم برای روزهای بچگی تنگ شده
دوستی ها واقعی بود دوست داشتنها زیبا بود
انسانهای بچگی مان دل شکستن بلد نبودند
مهربانی در آن روزها واقعیت داشت
هم بازی روزهای بچگی پر از عشق بود و لبخند و سخاوت
پراز ایثار بود و احساس
دریغ! دریغ که روزهای زیبای عمرمان سپری شدند
و در جنگلی افتادیم پر از درنده که گرگ بودن افتخارشان است
و مایه مباهاتشان شکشتن دل و باور هم بازی امروزشان....
خدایا می خواهم کنارم باشی و کنارت باشم انتظارم را پایان ده ...